اثر سیاستهای پولی و مالی بر امنیت غذایی ایران
صفحه 365-377
https://doi.org/10.22067/jead.2023.72742.1084
تکتم محتشمی، محدثه توکلی
چکیده اجرای سیاستگذاریهای مناسب بهمنظور غلبه بر عدم امنیت غذایی یکی از ارکان شکوفایی اقتصادی کشورها میباشد. تصمیمات اقتصادی که پارامترهای کلان اقتصاد را تغییر میدهد، میتواند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر تولید و قیمت مواد غذایی اثرگذار بوده و امنیت غذایی را تحت تأثیر قرار دهد. از اینرو، دستیابی به درکی روشن از چگونگی تأثیر سیاستهای کلان اقتصادی بر ابعاد مختلف امنیت غذایی در کشور میتواند به ارائه راهکارهایی برای بهبود شاخص امنیت غذایی بیانجامد. در این مطالعه یک چارچوب معادلات همزمان بهمنظور بررسی ارتباط سیاستهای پولی و مالی با تولید و قیمت مواد غذایی در کشور ارائه شده است. در این خصوص با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته، معادلات رفتاری مربوطه بهطور مجزا با بکارگیری اطلاعات سالهای 1357-1397 برآورد شده و سپس مدل بصورت یک سیستم معادلات با بکارگیری روش گاوس سایدل اجرا شده است. در ادامه، شبیهسازی سناریوهای مختلف برای بررسی اثر تغییرات در نرخ بهره، حجم پول و سرمایهگذاری عمومی دولت بر ابعاد مختلف امنیت غذایی صورت گرفت. نتایج نشان داد، سرمایهگذاری دولتی در بخش کشاورزی و مخارج سرمایهگذاری عمومی دولت، بوسطه موجودی سرمایه، اثر مثبتی بر تولید غذا اعمال میکنند. همچنین تغییرات در نرخ بهره اثر کمی بر تولید غذا دارد اما اثرات منفی قابل ملاحظهای بر قیمت مواد غذایی خواهد داشت و در مجموع، تصمیمات سیاست پولی منجر به افزایش در قیمتهای غذایی همراه با کاهش در تولید غذا بواسطه تقاضا برای پول و سرمایهگذاری خصوصی میشود. لذا اجرای این سیاستها باید با دقت بیشتری صورت گیرد تا حداکثر منفعت را برای تشویق کشاورزان به افزایش تولید و لذا تأمین امنیت غذایی برای مصرفکنندگان به دنبال داشته باشد.
بررسی عوامل مؤثر بر عدم سرمایهگذاری طبیعی: رویکرد رگرسیون دادههای پانل
صفحه 379-396
https://doi.org/10.22067/jead.2023.82174.1190
عباس میرزایی، حسن آزرم
چکیده این مطالعه به بررسی همبستگی بین رشد اقتصادی و تأثیر آن بر محیطزیست، بهویژه با تمرکز بر مفهوم پایداری محیطی پرداخت. در این راستا، دادههای پسانداز خالص تعدیلشده بانک جهانی (ANS) برای سنجش فشار بر محیطزیست، بهویژه از طریق اندازهگیری عدم سرمایهگذاری طبیعی، استفاده شد. این اندازهگیری اثرات تجمعی خسارت دی اکسید کربن (CO2) و همچنین کاهش مواد معدنی، انرژی و منابع جنگلی را در بر میگیرد. با توجه به درونزایی متغیرهای توضیحی برای برآورد اثر واقعی درآمد سرانه و سایر متغیرها بر میزان فشار بر محیطزیست از دادههای پانل استفاده شد. در این مطالعه، از روش پانل متغیر ابزاری (IV) با اثرات ثابت و از دادههای 213 کشور در دوره زمانی 1990 تا 2018 بهره گرفته شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بین درآمد و تأثیر بر محیطزیست در کشورهای در حال توسعه همبستگی مستقیم وجود دارد. با این حال، این رابطه به طور قابل توجهی در کشورهای کم درآمد در مقایسه با کشورهای با درآمد بالا مشهودتر است. علاوه بر این، این مطالعه نشان میدهد که گسترش تجارت به افزایش فشار زیستمحیطی در تمام گروههای کشورها مساعدت مینماید. افزایش نرخ ثبت نام مدارس میتواند بر محیطزیست کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه با درآمد بالا تأثیر بگذارد. همچنین اثر متغیر باز بودن سرمایه بر فشار محیطی برای کشورهای توسعه یافته و پردرآمد مثبت برآورد شد. البته این اثر برای کشورهای کمدرآمد منفی بود. در نهایت، نتایج نشان داد که کشورهای در حال توسعه میبایستی ساختار حقوقی خود را بهبود بخشند و همچنین بوروکراسی و پیچیدگی قوانین را کاهش دهند.
بررسی راهبرد مناسب ورود به بازار بینالمللی محصولات کشاورزی ارگانیک
صفحه 397-413
https://doi.org/10.22067/jead.2024.84095.1214
حنانه آقاصفری، علیرضا کرباسی، حسین محمدی، رابرتو کلیستی
چکیده افزایش نگرانی مصرفکنندگان از کیفیت و ایمنی محصولات کشاورزی در سراسر جهان سبب شده است تا محصولات ارگانیک به یکی از محبوبترین گزینههای مصرف سالم و پایدار تبدیل شوند. گرایش و مصرف روزافزون محصولات کشاورزی ارگانیک، رشد فزاینده بازار این محصولات را در دو دهه اخیر به همراه داشته است. به دلیل اهمیت ورود و کسب سهمی از این بازار رو به رشد، این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر راهبرد ورود به بازار بینالمللی محصولات ارگانیک و تعیین راهبرد مناسب برای ورود به آن با استفاده مدلسازی معادلات ساختاری میپردازد. دادههای این مطالعه با جمعآوری 90 پرسشنامه از تولیدکنندگان محصولات زعفران، پسته و کشمش ارگانیک در سال 1400 با روش نمونهگیری در دسترس در استان خراسان رضوی بهدست آمده است. نتایج بهدست آمده حاکی از آن است که متغیرهای ریسک و انگیزه ورود به بازار بینالمللی به طور مستقیم و متغیر مالکیت بر تولید و بازاریابی بهطور غیرمستقیم و از طریق اثرگذاری بر انگیزه ورود به بازار بینالمللی، بر راهبرد ورود به بازار بینالمللی اثر مثبت و معنادار دارند. ضمن اینکه ریسک اثر کاهنده و معنادار بر انگیزه ورود به بازار بینالمللی محصولات ارگانیک دارد. بر این اساس، راهبرد مناسب برای ورود به بازار بینالمللی محصولات ارگانیک، راهبردهای غیرمستقیم، مشارکتی و غیرحضوری مانند صادرات غیرمستقیم، تولید قراردادی و سرمایهگذاری مشترک بهدست آمد. از اینرو، پیشنهاد میشود دولت برای حضور مستقیم تولیدکنندگان محصولات ارگانیک در بازارهای بینالمللی، ریسکهای ناشی از تحریم و موانع انگیزهای برای ورود به بازار را رفع نموده یا کاهش دهد.
اثرات بالقوه توسعه کانالهای مختلف بازاریابی بر کاهش ضایعات در زنجیره تأمین سبزیجات برگی در استان کرمانشاه
صفحه 415-432
https://doi.org/10.22067/jead.2023.84194.1216
مصطفی مرادی، حسین شعبانعلی فمی، علی اکبر براتی، رضا صالحی محمدی
چکیده سالانه تقریباً یکسوم کل مواد غذایی تولید شده برای مصرف انسان به دلایل مختلف به ضایعات تبدیل میشود. این میزان اتلاف پیامدهای منفی قابلتوجهی بر محیطزیست، اقتصاد و جامعه دارد. مطالعات متعددی سیاستهای مختلفی از جمله استفاده از راهکارهای فنی برای کاهش ضایعات مواد غذایی پیشنهاد کردهاند. با این حال، تردید در اثربخشی و پیامدهای ناخواسته اجرای این راهکارها موجب تأکید محققان بر رویکردها و مداخلات مبتنی بر بازار برای کاهش ضایعات شده است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف برآورد ضایعات و بررسی پتانسیلهای بالقوه توسعه کانالهای مختلف بازاریابی بهعنوان اشکالی از رویکردهای مبتنی بر بازار بر کاهش ضایعات در سراسر زنجیره تأمین سبزیجات برگی در استان کرمانشاه انجام شد. بدین منظور با استفاده از مرور ادبیات و مصاحبه با متخصصان و کنشگران کلیدی زنجیره تأمین یک مدل پویایی سیستم ضایعات در زنجیره تأمین سبزیجات برگی در استان کرمانشاه توسعه داده شد. ابزار جمعآوری دادههای تحقیق پرسشنامه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل دو گروه از متخصصان موضوعی و کنشگران زنجیره تأمین زنجیره تأمین سبزیجات برگی بود. در مجموع، 22 متخصص و 728 کنشگر از مراحل مختلف زنجیره تأمین مورد مطالعه قرار گرفتند. بر اساس نتایج، سالانه تقریباً 31.000 تن (39 درصد) از تولیدات سبزیجات برگی در سراسر زنجیره تأمین به ضایعات تبدیل میشود. پیشبینی روند آینده ضایعات نیز نشان میدهد که در صورت تداوم وضعیت فعلی، میزان ضایعات در دهههای آینده همچنان افزایش خواهد یافت. نتایج شبیهسازی سناریوهای تحقیق نشان داد که توسعه صنایع فرآوری، ضایعات کل در زنجیره تأمین سبزیجات برگی را از تقریباً 31.000 تن به حدود 20.000 تن در سال کاهش میدهد. بنابراین، لازم است که سیاستها و برنامههای دولت در زمینه مبادله سبزیجات برگی در منطقه مورد مطالعه بر حمایت از کسبوکارهای مرتبط با صنایع فرآوری سبزیجات برگی و ایجاد زیرساختهای اولیه مورد نیاز این صنایع متمرکز شود.
تحلیل توسعه کشاورزی هوشمند در گلخانههای استان تهران
صفحه 433-450
https://doi.org/10.22067/jead.2024.85975.1237
سودابه بینائی، حسین شعبانعلی فمی، خلیل کلانتری، علی اکبر براتی
چکیده در دهههای اخیر کشت در محیطهای گلخانهای بهعنوان یکی از راهحلهای بالقوه جهت افزایش بهرهوری منابع تولید و پاسخگویی به تقاضای غذایی فزاینده ناشی از رشد جمعیت مورد توجه کشورها قرار گرفته است. بااینحال، شکاف عملکردی قابلتوجهی از نظر شاخصهای عملکردی گلخانهها نظیر عملکرد محصول، مصرف آب، انرژی و غیره در کشور ایران با کشورهای پیشرو در صنعت تولیدات گلخانهای وجود دارد. یکی از راهکارهای مورد تأکید برای غلبه بر این چالشها و بهینهسازی استفاده از منابع تولید، پیادهسازی فناوریهای هوشمند در گلخانهها است. با توجه به عدم توسعه فراگیر فناوریهای هوشمند در گلخانههای استان تهران و اهمیت این استان در تولید محصولات گلخانهای در کشور، مطالعه حاضر با هدف تحلیل توسعه کشاورزی هوشمند در گلخانههای استان تهران انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان موضوعی دارای سابقه تحقیقاتی یا اجرایی در زمینه هوشمندسازی گلخانهها بودند. انتخاب این افراد نیز به روش هدفمند انجام شد. ابزار جمعآوری دادهها در این پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بود. در ابتدا با استفاده از مرور ادبیات موضوع و مصاحبههای نیمه ساختارمند با خبرگان موضوعی، متغیرهای عوامل مؤثر بر توسعه کشاورزی هوشمند در گلخانهها (شامل مؤلفهها، الزامات و چالشهای توسعه کشاورزی هوشمند) شناسایی شدند. سپس، از خبرگان خواسته شد تا اثرات متقاطع، متغیرهای شناسایی شده را از طریق مقایسه زوجی ارزیابی کنند. درنهایت، تجزیه و تحلیل دادهها به روش تحلیل اثرات متقابل با استفاده از نرمافزار MICMAC انجام شد. بر مبنای تحلیل شبکه روابط اثرگذاری و اثرپذیری بهترتیب الزامات و چالشهای اقتصادی، الزامات و چالشهای فنی و زیرساختی، الزامات قانونی و مقرراتی و الزامات نهادی بهعنوان تأثیرگذارترین متغیرهای مؤثر بر توسعه کشاورزی هوشمند در استان تهران شناسایی شدند.
تغییر اقلیم و تجارت کشاورزی در ایران: تحلیل داده-ستانده پویا
صفحه 451-468
https://doi.org/10.22067/jead.2024.85467.1227
علیرضا کشاورز، زکریا فرج زاده
چکیده در دهههای اخیر با تشدید پیامدهای تغییر اقلیم، اهمیت این موضوع فزونی یافته است. زیرا ممکن است این پدیده در کشورهای درحال توسعه و بهویژه در مورد فعالیتهای کشاورزی، موجب کاهش رشد اقتصادی یا توقف آن شود. میتوان تغییر اقلیم را مهمترین و پیچیدهترین چالش فعلی جامعه بشری تلقی نمود. در همین راستا مطالعه حاضر کوشیده است پیامدهای تغییر اقلیم را در حوزه صادرات و واردات محصولات کشاورزی در طی یک افق 40 ساله و با استفاده از مدل داده-ستانده پویا ارزیابی کند. تغییر اقلیم بهصورت سطوح مختلفی از ناهنجاری دما منظور و پیامدهای آن در بخشهای مختلف اقتصاد ارزیابی شد. یافتهها نشان داد تغییر اقلیم رشد صادرات و واردات بخش کشاورزی را بشدت تحت تأثیر قرار میدهد. متوسط رشد سالانه واردات کالاهای کشاورزی در شرایط بدون تغییر اقلیم 7/2 درصد است، در حالیکه در شرایط تغییر اقلیم و تحت سناریوهای مختلف افزایش دما به 8/1-1 درصد کاهش مییابد. مقادیر متناظر برای صادرات کشاورزی بهترتیب 75/2 و 8/1-55/0 درصد است. افزون بر این، مشخص گردید در شرایط تغییر اقلیم بخش مهمی از تجارت کشاورزی را واردات غلات تشکیل میدهد. همچنین نتایج نشان داد تجارت کل اقتصاد ایران به سمت کالاهای غیرکشاورزی بیشتر متمایل خواهد شد.
ارزیابی تأثیر پذیرش رقم برنج اصلاح شده بر عملکرد کشاورزان در بروندی: مطالعه موردی رقم معرفی شده توسط مؤسسه بینالمللی تحقیقات برنج در منطقه گیهانگا کشور بروندی
صفحه 469-483
https://doi.org/10.22067/jead.2024.86001.1239
ویلی مارسل ان دی وی سی او، دانیل امپاونه مانا، جوزف بیگرامانا
چکیده کشور بروندی مانند بسیاری دیگر از کشورها در تحقیقات و توسعه کشاورزی سرمایهگذاری زیادی میکند و کاربرد ارقام بذر پرمحصول یکی از مهمترین روشها برای بهبود عملکردها در کشاورزی است. محصول برنج به دلیل راهبرد امنیت غذایی در بروندی از اهمیت بیشتری در میان سایر غلات برخوردار است. هدف این مطالعه شناسایی تأثیر کاربرد رقم بذر اصلاح شده برنج بر بهرهوری کشاورزان است. دادههای این مطالعه با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی و پرکردن پرسشنامه از 524 کشاورز برنج کار در پنج روستای بورنیا، موریرا، نیشانگا، نینگا و بوئیزا واقع در منطقه گیهانگا، بوهانزا، انجام شد. این مطالعه برای تخمین تأثیر رقم بذر اصلاح شده برنج بر متغیرهای هدف از روش جورسازی نمره گرایش استفاده کرده است. نتایج نشان داد متوسط عملکرد برای کشاورزان تحت تیمار و کشاورزان شاهد، بهترتیب، 9754 و 7927 کیلوگرم در هکتار بود. اگر خانوارها تیمار شده تصمیم به عدم استفاده از بذر اصلاح شده بگیرند، عملکرد این خانوارها به 7931 کیلوگرم در هکتار کاهش مییابد. همچنین، اگر کشاورزان شاهد تصمیم به استفاده از رقم بذر اصلاح شده بگیرند عملکرد برنج آنها به 7931 کیلوگرم در هکتار افزایش مییابد. تأثیر متوسط تیمار بر عملکرد برنج برای گروه تیمار 1823 کیلوگرم در هکتار و معنیدار است. به همین ترتیب، تصمیم برای پذیرش رقم بذر اصلاح شده برای کشاورزان شاهد متوسط عملکرد را تا 1984 کیلوگرم در هکتار افزایش میدهد. این نتایج به نقش مثبت استفاده از رقم برنج اصلاح شده بر عملکرد کشاورزان در گیهانگا اشاره دارد. از توصیههای این مطالعه آن است که دولت و مؤسسههای پژوهشی دستاندرکار توسعه پایدار کشاورزی از تحقیقات نوآورانه در راستای افزایش عملکرد کشاورزان حمایت کند.
