با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
نوع مقاله: مقالات پژوهشی به زبان انگلیسی
اقتصاد کشاورزی

تأثیر ابعاد اقتصادی-اجتماعی بر جنگل‏زدایی: کاربرد اقتصادسنجی فضایی

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 115-128

https://doi.org/10.22067/jead.2022.17787.0

حمید امیرنژاد، امیر مهرجو، محمدهادی اسکندری نسب

چکیده فعالیت‌های انسان قرن‌هاست که منجر به تخریب جنگل‌ها شده است. در قرن بیست و یکم، جنگل‌زدایی یکی از عوامل اصلی تغییرات آب‌وهوا بوده است؛ چراکه جنگل‌ها از دلایل اصلی کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای هستند. در نیم‌قرن گذشته کشورهای نیمه جنوبی قاره آسیا به دلیل تغییر ساختار اقتصادی، افزایش جمعیت و گسترش جهانی‌شدن، متحمل خسارت‌های عظیمی از مناطق جنگلی شده است. بر همین اساس در این پژوهش، عوامل اقتصادی اجتماعی مؤثر بر تخریب جنگل با توجه به داده‏های موجود در 18 کشور منتخب در نیمه جنوبی قاره آسیا بین سال‏های 2005 تا 2015 با استفاده از اقتصادسنجی فضایی بررسی شد. نتایج آزمون‌های همبستگی فضایی نشان داد که نادیده گرفتن اثرات همبستگی فضایی باعث خطای تخمین برازش می‌شود؛ همچنین نتایج برآورد مدل، فرضیه منحنی محیط‏زیستی کوزنتس برای کشورهای منتخب را با نقطه عطف 5107 دلار تأیید می‌کند. مطابق با یافته‏های تحقیق، افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه در سایر کشورها از طریق تحرک بین منطقه‏ای نهاده‏های تولید موجب افزایش جنگل‏زدایی در کشور مورد نظر می‏شود. افزایش نرخ ارز در سایر کشورها به دلیل افزایش واردات محصولات جنگلی از سایر کشورها و عدم قطع منابع جنگلی داخلی موجب کاهش جنگل‏زدایی در کشور مورد نظر می‏گردد. افزایش تراکم جمعیت و بیکاری در سایر کشورها به دلیل کاهش فرصت‏های شغلی در سایر کشورها و افزایش مهاجرت به کشور مورد نظر و به‏دنبال آن افزایش تقاضا برای غذا و افزایش تقاضای زمین باعث افزایش جنگل‏زدایی در کشور مورد نظر شده است. در نهایت افزایش متغیر شاخص توسعه انسانی باعث کاهش جنگل‏زدایی در کشور مورد نظر شده است؛ ولی تغییر این متغیر در سایر کشورها تأثیری بر جنگل‏زدایی کشور مورد نظر نداشته است؛ لذا در دنیایی با رشد اقتصادی فزاینده، پیشنهاد می‏شود به‏منظور تضمین جلوگیری از تخریب جنگل‏ها در بهبود شاخص توسعه انسانی؛ ریشه‏کن­کردن معضل بیکاری و ریشه‏کن­کردن فقر تلاش‌ها مضاعف گردد. همانطور که نتایج این مطالعه نشان داد جمعیت تأثیر مستقیم و معنی‏دار بر جنگل‏زدایی در کشورهای منتخب داشت و با توجه به افزایش رشد جمعیت در سال‏های مختلف، پیشنهاد می‏شود به مسئله جمعیت با نگاه به الزامات توسعه­ی پایدار توجه بیشتری شود تا کاهش تخریب محیط‏زیست به‏خصوص جنگل‏زدایی را به همراه داشته باشد. چراکه بر اساس نتایج این مطالعه عدم رشد سریع جمعیت موجب کاهش جنگل‏زدایی در کشورهای منتخب می‏گردد.

اقتصاد کشاورزی

بیمه کشاورزی و نظام‌های تامین غذای پایدار: ارزیابی کشاورزان نیجریایی

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 119-130

https://doi.org/10.22067/jead.2023.78280.1159

سان دی آجمانگهان، ابراهیم عبدالعزیز

چکیده بخش کشاورزی نقش مهمی در توسعه قاره آفریقا و دستیابی به اهداف توسعه پایدار (SDGs) دارد. با این حال، ریسک تولید در بخش کشاورزی فراگیر است، و همچنان، کشاورزان در سراسر کشورهای در حال توسعه، به دلیل محدودیت داده و دانش در مورد نیازهای بیمه‌ای کشاورزان و هزینه‌های گزاف بیمه برای پوشش ریسک‌های کشاورزی، به پوشش بیمه کشاورزی با کیفیت دسترسی ندارند. برای این منظور، بهبود بیمه کشاورزی، به عنوان یک ابزار، می‌تواند به ثبات درآمد کشاورزی و در نتیجه کاهش فقر، به عنوان هدف اول توسعه پایدار (SDG 1)، اطمینان از محیط مناسب برای تولید غذا (SDG 13)، و ایجاد یک بسته (حمایتی) با رفاه بیش‌تر برای رفع گرسنگی (SDG 2) کمک کند. بنابراین، این مطالعه به ارزیابی بیمه کشاورزی به عنوان یک ابزار برای نظام‌های تولید غذای پایدار در نیجریه می‌پردازد. این مطالعه یک نظرسنجی را در بر می‌گیرد و طی آن طرز نگرش، تجربه و مشاهدات پذیره‌نویسان منتخب کشاورزی در صنعت بیمه نیجریه را از طریق پرسشنامه ساختارمند گردآوری کرده است. برای این مطالعه از آمار توصیفی برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است. نتایج مطالعه نشان داد که به غیر از آگاهی کشاورزان، که سطحی از معیارهای مرتبط با رفتار کشاورزان را نشان می‌دهد، سایر معیارها نقش مهمی نداشتند. این نتایج همچنین نشان داد که چرا سن، جنسیت، اندازه خانوار و تجربه کشاورزی نقش معناداری در دریافت بیمه کشاورزی نداشت. برای باقی مولفه‌های مشارکت کننده در این پژوهش تاثیر محوری دانسته شد. این مطالعه به ایجاد یک تصویر از چالش‌های پیش‌روی بیمه کشاورزی در نیجریه کمک کرد. نتایج این مطالعه می‌تواند در ارائه پیشنهادات مناسب برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار (SDGs) در نیجریه کمک کند.

اقتصاد کشاورزی

کاربرد داده‌کاوی در تحلیل عوامل مؤثر بر طبقه‌بندی کارایی فنی گندم‌کاران: مطالعه‌ای در شهرستان اهر

دوره 40، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 127-103

https://doi.org/10.22067/jead.2025.93203.1349

جبرئیل واحدی، محمد قهرمان زاده، قادر دشتی، پریسا پاکروح

چکیده شهرستان اهر به‌عنوان یکی از مناطق اصلی تولید محصولات کشاورزی، بخش قابل­توجهی از گندم دیم استان آذربایجان شرقی را تولید می­کند. بهبود کارایی فنی در این منطقه می‌تواند تأثیر قابل­توجهی بر بهره‌وری و پایداری اقتصادی کشاورزان داشته باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف کاربرد داده­کاوی در تحلیل کارایی کشاورزان گندم دیم در شهرستان اهر انجام شد. بدین منظور کارایی فنی کشاورزان با استفاده از روش تحلیل پوششی داده‌ها محاسبه گردید و کشاورزانی که کارایی بالاتر از میانگین منطقه (یعنی 59/0) داشتند، به‌عنوان گروه کشاورزان با کارایی بالاتر از میانگین و بقیه به‌عنوان گروه کشاورزان با کارایی پایین‌تر از میانگین طبقه‌بندی شدند. سپس، با استفاده از آزمون­های تی و خی­دو، متغیرهایی که احتمال می­رفت بر کارایی اثرگذار باشند، شناسایی شدند و برای طبقه­بندی و تحلیل کارایی فنی از الگوریتم‌های یادگیری ماشین شامل رگرسیون لجستیک، ماشین بردار پشتیبان،k  نزدیک‌ترین همسایه و جنگل تصادفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که رگرسیون لجستیک عملکرد بهتری نسبت به سایر الگوریتم‌ها دارد. خروجی این الگوریتم حاکی از آن بود که عواملی مانند علف­کش، کنترل علف­های هرز، کود حیوانی، ارزش اجاره­ای زمین­ها، کود نیتراته، تعداد قطعه زمین­ها، آفت­کش، سن کشاورز، روش برداشت ترکیبی، تجربه، اعضای خانوار با تحصیلات دانشگاهی، تأمین بذر از جهاد کشاورزی و سکونت در روستا دارای تأثیر مثبت بر کارایی فنی می­باشند. عواملی مانند، مالکیت زمین­ها به‌صورت شخصی-اجاره­ای، تأمین بذر از منابع شخصی و درآمد غیرکشاورزی نیز تأثیر منفی بر کارایی دارند. بر اساس نتایج، توصیه می‌شود کشاورزان آموزش‌های لازم در خصوص مدیریت بهینه مصرف نهاده‌های کشاورزی اثرگذار شامل علف­کش، کود حیوانی، کود نیتراته و آفت­کش را دریافت کنند. همچنین، سیاست‌گذاران با ارائه مشوق‌های مالی و خدمات مشاوره‌ای، انگیزه بهبود کارایی را در کشاورزانی که روی زمین‌های اجاره‌ای فعالیت می‌کنند، افزایش دهند. توسعه برنامه‌های حمایتی برای تأمین بذر و نهاده‌های کشاورزی با کیفیت از طریق جهاد کشاورزی نیز پیشنهاد می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

سنجش تأثیر کاهش آب بر تولید بخش‌های اقتصادی با استفاده از ماتریس حسابداری اجتماعی (SAM)

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 320-307

https://doi.org/10.22067/jead.2021.17773.0

عباس پرور، حمیدرضا میرزایی خلیل آبادی، حسین مهرابی بشرآبادی، محمدرضا زارع مهرجردی

چکیده آب گرانبهاترین ثروتی است که در اختیار بشر قرارگرفته، امروزه جوامع بین­المللی از اهمیت آب در جهت داشتن رشد اقتصادی پایدار در زمان حال و آینده آگاه­اند. در این مطالعه، تأثیر کاهش منابع آب بر بخش های اقتصادی و زیرشاخه های کشاورزی از طریق یک مدل ماتریس حسابداری اجتماعی بررسی شد. نتایج آن در قالب آثار مطلق و نسبی ارائه شده­است. آثار و تبعات مستقیم و غیرمستقیم کاهش 10 و 50 درصد منابع آب منجر به کاهش تولید 4/3 و22 درصد از دید تقاضا کننده، 7/4 و 24 درصد از دید عرضه کننده برای محصولات کشاورزی شده است. از منظر تقاضا کننده کاهش منابع آب به میزان 10 درصد، 5/10درصد کاهش تولید در سایر بخش­های اقتصادی داشته است. آثار نسبی کاهش10 درصدی آب از منظر عرضه کننده نشان می­دهد که بیشترین کاهش مربوط به بخش­های آب و سایر معادن بوده است. کاهش نسبی منابع آب از منظر تقاضا کننده بیشترین تاثیر را بر بخش آب و دامپزشکی می­گذارد. از منظر آثار مطلق تقاضا کننده و عرضه کننده، میزان آسیب پذیری خانوارهای شهری ناشی از کاهش منابع آب بیش از خانوارهای روستایی بوده است. از منظر آثار نسبی عرضه کننده ، بیشترین تاثیر کاهش درآمد بر خانوارهای کم درآمد شهری از منظر تقاضا کننده مربوط به خانوارهای کم درآمد روستایی می­باشد.کاهش نسبی منابع آب از منظر تقاضا کننده بر روی عامل سرمایه تاثیر بیشتری از عامل کار دارد.

اقتصاد کشاورزی

تأثیر مدل‌های ذهنی بر مصرف پایدار بذر گندم: مطالعه تطبیقی در غرب ایران

دوره 39، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 328-309

https://doi.org/10.22067/jead.2025.90803.1315

اکبر انصاری، شهپر گراوندی، فرحناز رستمی، امیرحسین علی بیگی

چکیده درک مدل‌های ذهنی (MM) کشاورزان برای فهم رفتار آن‌ها ضروری است؛ با این حال، این مدل‌ها که از عوامل فنی، اقتصادی و اجتماعی تأثیر می‌پذیرند، اغلب مورد غفلت قرار گرفته‌اند. در پژوهش حاضر سعی شد با استفاده از مطالعه موردی در شهرستان کنگاور (واقع در غرب ایران)، به بررسی مدل‌های ذهنی کشاورزان و کارشناسان در زمینه مصرف بذر گندم در مزارع پرداخته شود و سپس با رویکرد ترکیبی، راهکارهایی برای بهینه‌سازی مصرف آن پیشنهاد شود. در بخش کیفی، به تحلیل پدیدارشناسی تجربیات کشاورزان و کارشناسان در زمینه بذر مصرفی پرداخته شد. مصاحبه با ۱۶ شرکت‌کننده (انتخاب‌شده با نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی) منجر به شناسایی پنج عامل کلیدی شکل‌دهنده مدل‌های ذهنی در کشاورزان (بستر کاری، آب‌وهوا، ریسک‌های تجربه‌شده، منابع در دسترس و هنجارهای ذهنی) و سه مدل ذهنی در کارشناسان (دانش آکادمیک، تجربه حرفه‌ای و ویژگی‌های کاربر) شد. در بخش کمی، پرسشنامه ساختاریافته بر روی نمونه جداگانه‌ای شامل ۲۵۵ کشاورز (نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب) و ۵۰ کارشناس (سرشماری کامل) اجرا شد و اختلافات قابل توجهی را آشکار نمود. آزمون t مستقل، تفاوت‌های آماری معنادار (p <0.1) را در همه حوزه‌های اصلی مدل‌های ذهنی تأیید نمود. پاسخ‌ها ابتدا به‌صورت درصد (۰–۱۰۰) بر اساس میزان توافق با گویه‌ها امتیازدهی و سپس به مقیاس استاندارد ۱۰۰ امتیازی تبدیل شدند. میانگین امتیاز کشاورزان در ریسک‌های تجربه‌شده (۷۴.۰۲ در برابر ۱۵.۸۰)، هنجارهای ذهنی (۶۶.۲۴ در برابر ۱۸.۹۳) و زمینه کاری (۶۵.۶۷ در برابر ۳۵.۳۰) به مراتب بالاتر بود که نشان‌دهنده تأثیر قوی‌تر عوامل تجربی و اجتماعی است. در مقابل، کارشناسان در دانش آکادمیک امتیاز بیشتری کسب کردند (۷۵.۲۸ در برابر ۴۱.۷۱) که بیانگر اتکای بیشتر به شواهد علمی است. روش دلفی، راهکارهای کلیدی را شناسایی و اولویت‌بندی کرد؛ به‌طوری‌که «آماده‌سازی بستر بذر مناسب» (میانگین وزنی: ۰.۱۴۸) و «استفاده از بذرهای گواهی‌شده» (میانگین وزنی: ۰.۱۴۳) در صدر قرار گرفتند. این یافته‌ها بر شکاف عمیق میان مدل‌های ذهنی کشاورزان و کارشناسان تأکید دارند و بر ضرورت مداخلات هدفمند برای پیوند دانش تجربی با شواهد علمی به منظور کاهش این شکاف و ترویج مصرف پایدارتر بذر دلالت می‌کنند.

اقتصاد کشاورزی

عوامل موثر بر انتخاب استراتژی بازاریابی در مراحل مختلف چرخه عمر محصول

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 337-352

https://doi.org/10.22067/jead.2022.17748.0

حسین محمدی، علیرضا ثانی حیدری، عبدالله شهرکی

چکیده یک استراتژی بازاریابی مناسب برای افزایش فروش و سودآوری در مراحل مختلف چرخه عمر محصول ضروری است. هدف اصلی این مطالعه بررسی عوامل موثر بر انتخاب استراتژی بازاریابی در مراحل مختلف چرخه عمر محصول در صنایع غذایی مشهد می‌باشد. داده‌ها از طریق یک نظرسنجی جمع‌آوری شده و پرسشنامه‌ها توسط 88 مدیر بازاریابی صنعت تولید مواد غذایی در سال 1396 تکمیل شده است. برای رسیدن به هدف پژوهش، از الگوی لاجیت چند جمله‌ای برای تعیین تأثیر متغیرهای توضیحی بر احتمال انتخاب یک استراتژی بازاریابی ویژه در مراحل مختلف چرخه عمر محصول استفاده بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که متغیرهای تجربه مدیر، تحصیلات، نوع محصول، رقابت‌پذیری، برند معتبر و سهم بازار تأثیر معناداری بر استراتژی انتخابی در مراحل مختلف چرخه عمر محصول داشته است. بنابراین، سودآوری یک شرکت در بازار را می‌توان با اجرای یک استراتژی بازاریابی مبتنی بر نوع محصول و در ارتباط با مراحل خاص چرخه عمر محصول بهبود داد.

اقتصاد کشاورزی

رویکرد داده کاوی برای انتخاب بازار خرده‌فروشی مصرف‌کنندگان: مطالعه موردی بازارهای خرده‌فروشی شهری در ایران

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 370-351

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88151.1269

هومن هاشم‌زاده، نازنین یوسفیان، ساسان اسفندیاری بهرآسمان، علی‌رضا کرباسی، علی فیروززارع

چکیده بازارهای خرده‌فروشی شهری، بازارهای خرده‌فروشی دولتی هستند که اخیراً در ایران با هدف افزایش رفاه مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان تأسیس شده‌اند. برای دستیابی به این هدف و گسترش حضور در بخش خرده‌فروشی شهری، درک جامعی از رفتار مصرف‌کننده در این بازارها ضروری است. این مطالعه با استفاده از الگوریتم C4.5 به بررسی عوامل مختلف اجتماعی-اقتصادی مؤثر بر تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان در بازارهای خرده‌فروشی پرداخته است. داده‌ها از طریق نظرسنجی از 189 مصرف‌کننده با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی در شهر مشهد در سال‌های 1398 و 1399 جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که آگاهی از تخفیف‌های موجود به‌طور قابل توجهی انتخاب مصرف‌کننده را در بازارهای خرده‌فروشی شهری تحت تأثیر قرار می‌دهد. با این حال، علی‌رغم تخفیف‌های موجود، آگاهی در میان مصرف‌کنندگان پایین است که نیاز به بازنگری در استراتژی‌های تبلیغاتی می‌باشد. همچنین نتایج نشان داد تجربه خرید از بازارهای شهری، درآمد خانوار و تحصیلات از جمله عوامل تأثیرگذار بر انتخاب مصرف‌کننده می‌باشند. یافته‌های این مطالعه می‌تواند بینش‌های ارزشمندی برای سیاست‌گذاران و سهامداران فراهم آورد که در پی افزایش اثربخشی بازارهای خرده‌فروشی محلی در ایران هستند. علاوه بر این، با بهره‌گیری از این بینش‌ها در زمینه رفتار مصرف‌کننده و پویایی بازار، این بازارها می‌توانند رونق گرفته و نقش بسزایی در بهبود بخش خرده‌فروشی و اقتصاد ایران ایفا کنند. در این راستا، توصیه‌هایی مانند کمپین‌های تبلیغاتی، استراتژی‌های آموزش‌محور، همکاری با تولیدکنندگان محلی و سیاست‌های بازاریابی فراگیر با هدف بهبود دسترسی همه مصرف‌کنندگان به بازارهای خرده‌فروشی شهری ارائه گردید.

اقتصاد کشاورزی

تاثیر کاهش آب بر اشتغال بخش کشاورزی و سایر بخش‌های اقتصادی بر اساس جدول ماتریس حسابداری- اجتماعی

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 129-141

https://doi.org/10.22067/jead.2021.17795.0

عباس پرور، حمیدرضا میرزایی خلیل آبادی، حسین مهرابی بشرآبادی، محمدرضا زارع مهرجردی

چکیده آب یکی از منابع مهم پایه‌ای برای توسعه کشور و مهمترین عامل تولید در کشاورزی ایران است. بخش کشاورزی نقش مهمی در تولید، اشتغال، کسب و تحصیل ارز داشته و بر روی سایر بخش‌های اقتصادی تاثیر زیادی می‌گذارد. هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی تاثیر کاهش منابع آب بر اشتغال زیر بخش‌های کشاورزی و دیگر بخش‌ها می‌باشد. سهم هر یک از این بخش ها در ایجاد اشتغال مورد بررسی قرار گرفت. بخش خدمات، با ایجاد 99/24 درصد اشتغال در رتبه اول و بخش کشاورزی با 19 درصد اشتغال در رتبه دوم قرار دارند. نتایج نشان داد که در اثر کاهش آب به میزان 10، 20 و30 درصد، اشتغال کل به ترتیب به میزان 416334 ،769472 و 1044114 نفر کاهش پیدا می‌کند. در زیربخش‌های کشاورزی، بیشترین کاهش در زیربخش زراعت و باغداری با میانگین 17/14 درصد دیده می‌شود. با توجه به نتایج حاصل، فناوری آب اندوز راهکاری مناسب برای دستیابی به هدف‌های کلان توسعة کشاورزی به ویژه در زمینه اشتغال می‌باشد.

اقتصاد کشاورزی

معاملات بازخورد در صندوق‌های قابل معامله زعفران

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 131-143

https://doi.org/10.22067/jead.2023.80030.1171

مهدی شاعرعطار، اکبر میرزاپور باباجان

چکیده صندوق­های کالایی یکی از انوع صندوق­های قابل معامله در بورس هستند که دارایی پایه آن­ها به جای سهام، محصولات کشاورزی، انرژی و یا فلزات می­باشند. این صندوق­ها به روش­های مختلفی نظیر نگه­داری فیزیکی کالا، قرارداد آتی کالای منفرد، سبدی از قراردادهای آتی کالاها و یا خریداری سهام کالاهای مختلف، سرمایه­گذاران خود را در مقابل بازار انواع کالاها قرار می­دهند. طی سال­های اخیر، این ابزار مالی با ایجاد مزیت­های فراوان به یکی از گزینه­های مهم سرمایه­گذاری در بین معامله­گران تبدیل شده است. با وجود این تحولات، شواهد کمی در ادبیات فعلی در مورد رفتار معاملاتی سرمایه­گذاران این صندوق­ها گزارش شده است. هدف از این مقاله، بررسی وجود معاملات بازخورد در رفتار معامله­گران صندوق­های کالایی زعفران در ایران می­باشد. به این جهت از داده­های روزانه دو صندوق زعفران موجود در بورس کالای ایران یعنی سحرخیز و نویرا، طی دوره زمانی 14/10/1399 الی 30/08/1401 و مدل معاملات بازخورد سنتانا-وادوانی (1992) استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داد که نوسان بازدهی صندوق­های زعفران نسبت به اخبار مثبت و منفی متقارن می­باشد. با وجود بازار رسمی با هم­پوشانی کامل برای معاملات دارایی پایه، معامله­گران صندوق­های زعفران توجهی به انحراف قیمت بین صندوق­ها و خالص ارزش دارایی­ آن­ها ندارند. نتایج حاصل از برآورد مدل معاملات بازخورد نشان داد که علائمی از وجود معاملات بازخورد در هیچ کدام از صندوق­های زعفران دیده نمی­شود و معامله­گران این صندوق­ها توجهی به بازدهی گذشته آن ندارند. به نظر می­رسد بازار این صندوق­ها از کارایی برخوردار می­باشد که این موضوع را می­توان با خاص بودن دارایی پایه زعفران و سرمایه­گذاران این صندوق­ها در ارتباط دانست.

اقتصاد کشاورزی

مطالعۀ پیامدهای پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند با نقش تعدیلگر سیاست‌ها و مقررات دولتی

دوره 40، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 150-129

https://doi.org/10.22067/jead.2026.94497.1364

حسین نوروزی، مریم مولا قلقاچی، باقر عسگرنژاد نوری

چکیده بخش کشاورزی یکی از حوزه‌هایی است که فناوری‌های کشاورزی هوشمند در آن کاربرد زیادی دارند. فناوری‌های کشاورزی هوشمند پتانسیل تجزیه‌و‌تحلیل داده‌های کشاورزی را در مقیاسی ارائه می‌دهند که قبلاً امکان‌پذیر نبود. پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند پتانسیل بهبود بهره‌وری و سودآوری در کشاورزی را دارد و در عین حال پایداری را نیز بهبود می‌بخشد. دستیابی به این پتانسیل نه تنها به پیشرفت تکنولوژی نیاز دارد، بلکه نیازمند درک دقیق پیامدهایی است که پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند بر آنها تأثیر می‌گذارد. با توجه به توضیحات مذکور، پراکندگی پژوهش‌های قبلی و نبود نگاه جامع، هدف پژوهش حاضر، مطالعۀ پیامدهای پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند با نقش تعدیلگر سیاست‌ها و مقررات دولتی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل مدیران، کارشناسان و خبرگان حوزۀ کشاورزی هوشمند در استان تهران و البرز است. یکی از روش‌های تعیین حداقل حجم نمونه، روش نسبت تعداد اعضای نمونه به تعداد سؤالات مدل پژوهش یا نظریۀ N:q است که حداقل نسبت پیشنهادی توسط جکسون است. بر همین اساس با توجه به تعداد گویه‌های پرسش‌نامه (27 سؤال)، حجم نمونه 270 نفر برآورد شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه است. روایی پرسشنامه به‌صورت تشخیصی، هم‌گرا و واگرا و پایایی پرسشنامه نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی شد. آزمون مدل پژوهش بر‌اساس روش حداقل مربعات جزئی و به کمک نرم‌افزار Smart - PLS 3 انجام شد. نتایج تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها نشان داد که پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند بر پیامدهای نیروی کار، اقتصادی و زیست‌محیطی تأیر مثبت و معنادار دارد. علاوه بر این، سیاست‌ها و مقررات دولتی در ارتباط بین پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند و پیامدهای نیروی کار، اقتصادی و زیست‌محیطی نقش تعدیلگر مثبت دارد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل موثر بر مازاد موجودی انبار شکر و راه‌های برون رفت از آن در ایران

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 332-321

https://doi.org/10.22067/jead.2021.67449.1002

نازنین محمدرضازاده بزاز، محمد قربانی، آرش دوراندیش

چکیده به دلیل نقش و اهمیت شکر در مصرف روزانه خانوارها، هر ساله دولت‌ها مبادرت به ذخیره مقادیری شکر به عنوان ذخیره استراتژیک می‌نمایند. از این رو مدیریت و تنظیم موجودی انبار این محصول نقش اساسی در قدرت رقابت آن در بازارها، اصلاح توزیع زمانی و مکانی محصولات و نهاده‌ها تولید در زیربخش­های اقتصادی را ایفا می کند. در سال­های اخیرمازاد عرضه شکر در انبارها و در برخی موارد استثنایی کمبود در موجودی انبار را داشته‌ایم. با توجه به این­که افزایش تولید شکر سبب تحمیل هزینه به کارخانجات تولیدکننده شکر می­شود، عدم فروش قسمتی از محصول به منزله افزایش هزینه­های آن­ها خواهد بود، لذا هدف از این مطالعه بررسی عوامل موثر بر مازاد موجودی شکر و راه‌های برون رفت از آن در ایران می‌باشد. نتایج مطالعه نشان داد، قیمت چغندرقند به عنوان نهاده و قیمت شکر به عنوان قیمت محصول نقش تعیین کننده را در مازاد موجودی انبار بازی نمی‌کنند. بنابراین مازاد موجودی انبار نه می­تواند نتیجه­ی سیاست­های قیمتی باشد و نه از طریق سیاست­های قیمتی می­تواند حل شود. از این رو، به نظر می­رسد که دولت می­بایست به جای استفاده از سیاست­های قیمتی مربوط به قیمت شکر و قیمت چغندرقند، از سیاست­های دیگری نظیراصلاح زمان تصمیم در مورد واردات، حل تعارضات بین اهداف دولت، تامین ذخیرا استراتژیک از تولیدات داخل و حذف تدریجی واردات، حمایت از کارخانجات برای نوسازی و بهسازی تجهیزات و حمایت از تولیدکنندگان چغندرقند برای تولید محصول ارزانتر استفاده نماید.

اقتصاد کشاورزی

تجزیه رشد بهره‌وری کل عوامل تولید بخش کشاورزی ایران با تأکید بر متغیرهای آب و هوایی

دوره 39، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 344-329

https://doi.org/10.22067/jead.2025.91643.1328

قادر دشتی، محمد قهرمان زاده، کوثر قلی پور، سعیده محمدپور

چکیده شرایط اقلیمی از عوامل تعیین­کننده بهره­وری تولید محصولات کشاورزی است که ضمن تأثیر بر سطح تولید، بر امنیت غذایی نیز مؤثر می­باشد. بنابراین هدف مطالعه حاضر تجزیه رشد بهره‌وری کل عوامل تولید بخش کشاورزی در ایران با لحاظ متغیرهای آب و هوایی است. برای این منظور، از مدل TRP-SPF و روش حداکثر درست‌نمایی برای برآورد پارامترها در دو سناریو با لحاظ متغیرهای آب و هوایی ( ) و بدون آن ( ) بهره گرفته شد. نتایج نشان می‌دهند که در هر دو مدل، متغیرهای سطح زیرکشت، تراکتور و فناوری تأثیر مثبت و معناداری بر تولید دارند که بیشترین تأثیر مربوط به متغیر سطح زیرکشت است. همچنین در مدل ، متغیرهای دما و بارش نیز به­طور معناداری اثر مثبت بر تولید دارند. میانگین کارایی فنی در مدل   برابر با 5/56 درصد برآورد شد و در مدل با متغیرهای اقلیمی به 3/43 درصد کاهش یافت که ضمن تأیید تأثیر قابل­توجه متغیرهای اقلیمی بر تولید، موید امکان افزایش تولیدات بخش کشاورزی با همان منابع و تکنولوژی به میزان بالغ بر 50 درصد می­باشد، درصورتی‌که عوامل عدم کارایی و تأثیر سوء متغیرهای اقلیمی به کمترین مقدار خود تقلیل داده شوند. تجزیه شاخص CATFP به چهار جزء، اثرات  اقلیمی، اثرات مقیاس، کارایی فنی و پیشرفت فناوری، نشان داد که اثرات اقلیمی با سهم 4/26 درصدی بیشترین تاثیر و سه جزء دیگر سهم تقریبا یکسانی در ارتقای بهره­وری عوامل تولید داشته­اند. نظر به تأثیر قابل توجه متغیرهای آب و هوایی بر عملکرد بخش کشاورزی، اتخاذ تدابیری که انطباق بیشتری با شرایط اقلیمی مناطق مختلف داشته باشد، توصیه می­گردد.

اقتصاد کشاورزی

تاثیر شیوع بیماری کرونا بر ارزش سهام شرکت‌های مواد غذایی در بورس تهران

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 353-361

https://doi.org/10.22067/jead.2022.71165.1053

سید مجتبی مجاوریان، فواد عشقی، صدیقه آهنگری

چکیده ویروس کرونا (کووید-19) علاوه بر تاثیر منفی بر بهداشت وسلامت افراد، جهان را با یک بحران مالی- اقتصادی عظیم روبه­ روساخته است. شیوع ویروس کرونا در سراسر جهان، میزان معاملات و ارزش سهام را نیز تحت تاثیر قرار داده است. از آنجا که در شرایط بحران بازار مواد غذایی تاثیر بیشتری می­ گیرد، در این مطالعه به بررسی این رابطه در بورس اوراق بهادار پرداخته شده است. به منظور بررسی اثر مبتلایان ویروس کرونا بر ارزش شاخص سهام شرکت‌های صنایع غذایی و همچنین ارتباط میان ریسک و ارزش شاخص سهام از داده های روزانه رسمی وزارت بهداشت و مرکز پردازش اطلاعات مالی ایران از سوم اسفند که اولین گزارش اعلام گردید تا 12 خرداد 1400 گردآوری گردید. روش مورد استفاده در این مطالعه مدل­ های رگرسیونی میانگین واریانس ناهمسان شرطی است. آزمون­ های تصریح الگو نشان داد اولا فرضیه عدم ناهمسانی واریانس رد شده و لزوم استفاده از الگوهایی با واریانس ناهمسان ثابت گردید. ثانیا فرضیه عدم تقارن پذیرفته گردید. یافته­ های پس از برآورد مدل نشان داد میان تعداد مبتلایان به ویروس کرونا و ارزش سهام صنایع مواد غذایی ارتباط وجود داشته و افزایش تعداد مبتلایان سبب کاهش شاخص مذکور می ­شود. به این ترتیب همانند سایر بخش های اقتصاد، بازار سرمایه متاثر از بحران همه ­گیری کرونا گردید افزاش قیمت دلار بعنوان بازار رقیب تاثیر منفی بر شاخص قیمت سهام نشان داد. همچنین با توجه به بررسی ارتباط میان ریسک و ارزش سهام صنایع غذایی، ریسک مطابق انتظار رابطه معکوس و معنی­ دار با ارزش سهام شرکت­ های صنایع غذایی داشته و به عبارت دیگر افزایش ریسک منجر به کاهش قیمت سهام صنایع غذایی می­ شود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی مؤلفه‌های اخلاقی مؤثر بر ارزش دوره عمر مشتری محصولات لبنی در شهر تهران

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 371-391

https://doi.org/10.22067/jead.2024.89411.1290

فرنوش وجدی حکم آباد، حامد رفیعی، امیرحسین چیذری، سعید یزدانی، سید صفدر حسینی

چکیده امروزه نگهداری و تقویت وفاداری مشتری در راستای محصولات یا خدمات یک شرکت، عموماً نکته اصلی و مرکزی فعالیت‌های بازاریابی شده است. ازجمله مواردی که می‌تواند بر بهبود وفاداری مشتریان به برند/ محصول تأثیرگذار باشد، بازاریابی اخلاقی است. بازاریابی اخلاقی حوزه‌ای از اخلاق کاربردی است که با اصول اخلاقی پنهان در رفتار، تبلیغ و تنظیم در بازاریابی ارتباط دارد. مصرف‌گرایی اخلاقی نیز در دو دهه اخیر به دلیل مسائل اجتماعی و زیست‌محیطی اهمیت پیدا کرده است. در این راستا در این مطالعه به هدف بررسی مؤلفه‌های اخلاقی بر ارزش دوره عمر مشتری برای مصرف‌کنندگان محصولات لبنی در تهران در سال 1402 انجام شده است. برای دستیابی به هدف، 710 پرسشنامه در شهر تهران تکمیل گردید و با استخراج اطلاعات مورد نیاز برای محاسبه دوره عمر مشتری از روش GWRFM استفاده گردید و نتایج نشان‌دهنده درصد فراوانی بالای خوشه‌های با ارزش دوره عمر پایین بودند. در مرحله دوم با استفاده از لاجیت چندگانه به بررسی تأثیر مؤلفه‌های اخلاقی بر CLV پراخته شد که نتیجه حاکی از اهمیت پایبندی به قوانین حوزه فعالیت و پذیرش مسئولیت اجتماعی بر ارزش دوره عمر مشتری بصورت مثبت و معنی‌دار بود. از این رو پیشنهاد می‌شود فعالان صنعت لبنیات با مطمئن کردن مشتریان از پایبندی به قوانین حوزه فعالیت این صنعت و همچنین پذیرش مسئولیت اجتماعی می‌توانند آنها را به خوشه‌های بالاتر منتقل کرده و جزو مشتریان وفادار خود قرار دهند. اگر در زمینه احترام به هنجارهای اخلاقی نیز اقدامات مثبتی انجام گردد بخش قابل توجهی از مصرف‌کنندگان محصولات پنیر، ماست و دوغ را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سبب حرکت آن‌ها به سوی قرارگیری در زمره مشتریان باارزش این صنعت می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

شناسایی دانش‌های پیشران با کمک تکنیک فناوری کلیدی و تحلیل سلسله‌مراتبی در استان کرمانشاه

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 143-156

https://doi.org/10.22067/jead.2021.69249.1021

زهرا علی نژاد، سیدمحمدباقر نجفی، جمال فتح اللهی، نادر زالی

چکیده الگوی تولید دانش‌بنیان طی چند دهۀ اخیر تمام مناسبات اقتصادی و اجتماعی را دگرگون نموده است. دستیابی به مزایای این الگو، در گرو توجه جدی به تولید، توزیع و انتشار دانش است. یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین پیشنیازهای تحقق الگوی تولید دانش‌بنیان به ویژه در مناطق در حال توسعه، انتخاب دانش پیشران است. ضرورت این انتخاب به محدودیت‌های پیش روی جوامع برمی‌گردد. از سویی بودجه‌های دولتی با فشار فزایندۀ مخارج عمومی روبرو هستند و علم و فناوری هم به این بودجه‌ها وابسته است و از سوی دیگر، هزینه‌های سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف دانش به طرز سرسام‌آوری در حال افزایش است. بنابراین، پیشبرد همزمان تمام شاخه‌های دانش برای هیچ کشوری حتی جوامع پیشگام و توسعه‌یافته نیز، امکان‌پذیر نیست. مقاله حاضر با هدف شناسایی دانش پیشران بخش کشاورزی استان کرمانشاه انجام شده است. این پژوهش، از منظر روش پاسخ به سوال محوری تحقیق، کیفی و از منظر هدف، کاربردی است. در گام نخست، احصاء فهرست اولیۀ دانش‌های پیشران و مدل سلسله‌مراتبی معیارهای ارزیابی مبتنی بر تکنیک فناوری کلیدی با کمک دو روش اسنادی و نظرسنجی از خبرگان انجام شد. برای استخراج نظر خبرگان، از مصاحبه‌های عمیق و هدفمند، استفاده شد. در نهایت، تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق تکنیک تحلیل سلسله‌مراتبی با کمک نرم‌افزار اکسپرت چویس، انجام شد. این مرحله به وسیلۀ پنل خبرگان اجرا شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد رشته مهندسی آب با ضریب 233/0 اولویت نخست دانش پیشران استان کرمانشاه است. علوم باغبانی (196/0) و علوم مربوط به بیوتکنولوژی (138/0) نیز، در اولویت دوم و سوم، جای گرفتند. نتایج تحقیق برای بازنگری در سیاست‌‌گذاری‌های آموزشی دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی استان، تخصیص بهینه منابع محدود موجود در دستگاه‌های دولتی ذیربط (جهادکشاورزی و مراکز تحقیقاتی مربوطه) و همچنین تعیین خط‌مشی پارک علم و فناوری و مراکز رشد کشاورزی استان، می‌تواند مفید واقع شود.

اقتصاد کشاورزی

اثر آمیخته بازاریابی و دانش تخصصی روی عملکرد صادرات شرکت‌های کوچک و متوسط صادر کننده خشکبار

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 145-156

https://doi.org/10.22067/jead.2023.80703.1176

سارا یارمند، حسین محمدی، علیرضا کرباسی، مریم دهقانی

چکیده صادرات محرک حیاتی رشد اقتصادی در کشورهای مختلف است و به طور قابل توجهی به ورود یک کشور به بازارهای جهانی کمک می‌کند و موفقیت اقتصادی را افزایش می‌دهد. در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، برنامه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی، گسترش صادرات به‌ویژه محصولات کشاورزی با ارزش افزوده بالا را در اولویت قرار داده‌اند. رشد صادرات غیرنفتی مانند خشکبار و ورود تولیدکنندگان داخلی به بازارهای جدید جهانی منجر به افزایش تقاضا برای محصولات صادراتی ایران خواهد شد. این امر همچنین منجر به افزایش سطح تولید، افزایش فرصت‌های شغلی و ارزش افزوده بیشتر در فعالیت‌های مرتبط می‌شود. برای افزایش عملکرد صادرات، که معیاری حیاتی برای موفقیت یک شرکت در استفاده از منابع و قابلیت‌های خود در عرصه بین‌المللی در یک دوره زمانی خاص است، تمرکز بر بهبود استراتژی‌های بازاریابی و دانش تخصصی بسیار مهم است. بنابراین، این تحقیق با هدف بررسی تاثیر آمیخته بازاریابی و دانش تخصصی بازاریابی بر عملکرد صادرات شرکت‌های کوچک و متوسط فعال در صادرات میوه‌های خشک مشهد در سال 1401 انجام شد. در مجموع 80 پرسشنامه با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس بین مدیران ارشد، اعضای هیئت مدیره و مدیران بازرگانی SME های میوه خشک توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌های تحقیق از مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده گردید. داده‌های آماری و مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که تأثیر مشترک آمیخته بازاریابی و دانش بازاریابی تخصصی بر عملکرد صادرات مثبت و معنادار است. برای افزایش سودآوری شرکت، برای مدیران ارشد و مدیران فروش بسیار مهم است که این دو عامل را به رسمیت بشناسند و برای کسب مهارت‌های لازم، آموزش‌های مربوطه را طی کنند. علاوه بر این، مدیران باید از کانال‌های توزیع مناسب برای افزایش صادرات خود استفاده کنند و در عین حال کیفیت و بسته‌بندی محصول را بر اساس ترجیحات خریداران تطبیق دهند.

اقتصاد کشاورزی

تصمیم‌گیری در پیوند آب، انرژی، غذا و محیط زیست: مسیرهایی به سوی توسعه‌ی پایدار کشاورزی

دوره 40، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 172-151

https://doi.org/10.22067/jead.2025.95571.1378

رضا احمد فخرالدین، عباس میرزایی، مرتضی تاکی، حسن آزرم

چکیده ما کوشیده‌ایم تا با ایجاد یک سیستم جامع و به‌هم‌پیوسته، تعریف تازه‌ای از پیوند آب-انرژی-غذا-محیط­زیست-تصمیم‌گیرندگان (WEFED) ارائه دهیم. در این مطالعه، معیارهای مصرف، بهره‌وری فیزیکی و بهره‌وری اقتصادی مربوط به آب آبیاری، انرژی تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر، همچنین معیارهای مصرف کود و آفت‌کش، انتشار CO₂ و حفاظت از تالاب‌ها را برای تبیین پیوند آب-انرژی-غذا-محیط­زیست (WEFE) در نظر گرفتیم. سپس تأثیر دیدگاه‌های تصمیم‌گیرندگان را بر معیارهای این پیوند، در قالب هفت سناریوی مدیریتی متفاوت شامل مدیریت مصرف آب (WCM)، مدیریت مصرف انرژی (ECM)، مدیریت اقتصادی آب (WEM)، مدیریت اقتصادی انرژی (EEM)، مدیریت زیست‌محیطی (ENM)، مدیریت با وزن‌دهی مساوی به معیارها (WEFE)، و مدیریت با وزن‌دهی بر اساس نظرات تصمیم‌گیرندگان منطقه مورد مطالعه (WEFED) با استفاده از روش TOPSIS ارزیابی کردیم. به‌منظور ادغام صریح دیدگاه‌های تصمیم‌گیرندگان در این سیستم (رویکرد WEFED)، وزن اختصاص‌یافته به هر معیار پایداری در یکی از سناریوها، مستقیماً بر اساس نظرسنجی از تصمیم‌گیرندگان محلی و با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی فازی (FAHP) تعیین شد. یافته‌های مطالعه نشان داد که در سناریوهای WCM، ECM و ENM، کشت جو بالاترین اولویت را داشت، با این حال، علی‌رغم بهبود پارامترهای زیست‌محیطی، کاهش بهره‌وری اقتصادی آب و انرژی نسبت به الگوی فعلی مشاهده شد. در مقابل، در سناریوهای WEM و EEM، کشت گوجه‌فرنگی در اولویت قرار گرفت و علی‌رغم بدتر شدن شرایط زیست‌محیطی، بهبود بهره‌وری فیزیکی و اقتصادی آب و انرژی نسبت به الگوی فعلی نشان داده شد. اختلاف نتایج میان الگوهای سناریوی پایدار مختلف، تأثیر قابل‌توجه دیدگاه‌های تصمیم‌گیرندگان را بر مدیریت پایدار کشاورزی برجسته ساخت. در نهایت مشخص شد که سناریوی WEFE بیشترین تعداد بهبود (۱۱ مورد از ۱۳ معیار) را در معیارهای مدیریت پایدار نسبت به الگوی فعلی به همراه دارد. بنابراین، یافته‌ها نشان داد که رویکرد کل‌نگر و مبتنی بر وزن‌دهی مساوی در پیوند (WEFE)، ضمن افزایش مصرف آب، متعادل‌ترین نتایج پایداری را ارائه می‌دهد، هرچند که اجرای آن باید با حاکمیت قوی بر آب همراه باشد.

اقتصاد کشاورزی

عوامل مؤثر بر شدت انتشار آلاینده‌های تولید بخش کشاورزی

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 347-333

https://doi.org/10.22067/jead.2021.68637.1013

فضل الله غفاریان، زکریا فرج زاده

چکیده منشأ اصلی انتشار آلاینده­ها در ایران حامل­های انرژی است، اما در مورد اکسیددی­نیتروژن و متان فرآیند تولید کشاورزی نقش مهمی دارد. در همین راستا، مطالعه حاضر با هدف تحلیل شدت انتشار آلاینده­های منتخب در بخش کشاورزی و ارزیابی عوامل تعیین­کننده آن صورت گرفت. برای این منظور ابتدا با استفاده از روش تحلیل تجزیه، شدت انتشار در بخش کشاورزی به اجزای آن­ تجزیه گردید. سپس با استفاده از تحلیل رگرسیون نقش عوامل تعیین­کننده در شدت انتشار ارزیابی شد. آلاینده­های منتخب در بخش کشاورزی شامل متان، اکسیددی­نیتروزن و دی­اکسیدکربن منتشرشده از فرآیند تولید و دوره مطالعه شامل 95-1352 می­باشد. یافته­ها نشان داد شدت انتشار متان و اکسیددی­نیتروژن در دوره مطالعه سالانه 9/3 و 6/2 درصد در حال کاهش بوده است. سطح تولید در زیربخش­های کشاورزی عامل مهمی در شدت انتشار است. به این ترتیب که انتظار می­رود یک درصد افزایش در سطح تولید زیربخش دام شدت انتشار متان را 9/0 درصد افزایش و شدت انتشار ­اکسیددی­نیتروژن را بیش از 3/3 درصد کاهش دهد. از سوی دیگر همین میزان افزایش در سطح تولید زیربخش زراعت و باغبانی شدت انتشار متان را 9/0 درصد کاهش و شدت انتشار ­اکسیددی­نیتروژن را بیش از 3/3 درصد افزایش خواهد داد. اثر متغیرهای کلان اقتصاد ایران شامل نرخ شهرنشینی و درجه بازبودن اقتصاد بر شدت انتشار در بخش کشاورزی چندان حایز اهمیت ارزیابی نشد. به این ترتیب سیاست­های اتخاذشده برای کاهش شدت انتشار باید متمرکز بر متغیرهای بخش کشاورزی و بصورت مجزا در هر زیربخش دنبال شود.

اقتصاد کشاورزی

شناسایی عوامل مؤثر بر تخریب مراتع از استان آذربایجان شرقی، ایران: از دیدگاه کارشناسان

دوره 39، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 358-345

https://doi.org/10.22067/jead.2025.92035.1332

اسماعیل روحی، آزاده فلسفیان

چکیده در استان آذربایجان شرقی با توجه به تعداد دام موجود در عرصه مراتع،‌ فشار چرای دام بیش از 5/2 برابر ظرفیت مراتع می‌باشد. شناسایی عوامل مؤثر بر تخریب مراتع می­تواند به تدوین سیاست‌های مناسب برای کاهش تخریب آن کمک نماید. بدین منظور، در مطالعه حاضر با استفاده از تکنیک دو مرحله‌ایی دلفی اقدام به شناسایی و اولویت­بندی عوامل نظارتی، طبیعی، اقتصادی، فرهنگی، قانونی، اداری و زیرساختی مؤثر بر تخریب مراتع از دیدگاه کارشناسان سازمان­های منابع طبیعی، امور عشایر و جهاد کشاورزی استان گردید. یافته­های مرحله دوم دلفی نشان داد که کارشناسان به‌ترتیب وجود فقر در بین روستائیان حاشیه مراتع (با امتیاز 7/4)، حمایت کم جهاد‌ کشاورزی در تأمین علوفه و تخصیص وام برای دامداران (با امتیاز 53/4)، تبدیل مراتع به زمین­های زراعی و باغی با هدف کسب سود بیشتر (با امتیاز 43/4)، چرای زودرس (با امتیاز 4/4) و چرای طولانی­مدت (با امتیاز 29/4) را به‌عنوان مهم­ترین عوامل تخریب مراتع شناسایی نمودند. براساس نتایج مطالعه، اقدامات جامع قانونی، اجرایی و نظارتی برای جلوگیری از چرای زودرس و بی­رویه از مراتع به‌منظور تغذیه دام به‌عنوان راهکار کلیدی برای کاهش و کنترل تخریب مراتع شناخته شد. در میان عوامل اقتصادی، وجود فقر در بین روستانشینان حاشیه مراتع و وابستگی معیشت آنان به مراتع مهم­ترین عامل تخریب مراتع و جنگل­ها شناخته شده است. همچنین، همکاری با سازمان جهاد کشاورزی در تأمین علوفه جایگزین برای دام، تقویت سازوکارهای نظارتی سازمان‌های ذیربط و افزایش سطح آموزش و آگاهی عمومی در مورد حفاظت از منابع طبیعی به‌عنوان سایر راهکارهای مهم در کاهش سطح تخریب مراتع مورد تأکید قرار گرفت.

اقتصاد کشاورزی

تأثیر آزادسازی تجارت محصولات کشاورزی بر قیمت مواد غذایی در ایران

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 363-376

https://doi.org/10.22067/jead.2022.73620.1098

محمد قهرمان زاده، مینا صمدپور، جواد حسین زاد

چکیده گسترش تجارت و آزادسازی آن، از متداول‌ترین سیاست‌ها برای دست‌یابی به رشد و توسعه اقتصادی در اغلب کشورها به شمار می‌رود. آزادسازی تجارت محصولات کشاورزی و اثر آن بر قیمت مواد غذایی، به دلیل اهمیت مواد غذایی در سبد مصرفی خانوار، یکی از مهم‌ترین اهداف دولت‌ها برای دسترسی عموم جامعه به مواد غذایی سالم و کافی است. در مطالعه حاضر، تأثیر آزادسازی تجاری بر قیمت مواد غذایی در ایران بررسی شده‌است. بدین منظور، از مدل تصحیح خطای تک‌معادله‌ای (SEECM)‌ با استفاده داده‌های سالانه مورد نیاز طی دوره زمانی سال‌های 98-1368 بهره گرفته شد. نتایج برآورد مدل SEECM نشان‌دهنده آن است که ضریب تصحیح خطا معنی‌دار و برابر با 345/0- بوده و بیانگر این امر است که در بلندمدت اگر یک شوکی بر قیمت داخلی مواد غذایی وارد شود بازار داخلی می‌تواند سالانه فقط 30 درصد آن را تعدیل کند. همچنین روابط تعادلی بلندمدت برآورد شده در مدل SEECM مؤید آن است که قیمت جهانی محصولات غذایی اثر مثبت و آزادسازی تجاری، اثری منفی بر قیمت مواد غذایی داخلی دارند. با توجه به نوسانات قیمت‌های جهانی و تأثیرپذیری قیمت‌های داخلی از آن، لزوم توجه به نوسانات قیمت‌های جهانی و نرخ ارز در تدوین سیاست‌های تجاری توصیه می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی ریسک قراردادهای پسته فندقی در بازار بورس کالای ایران

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 411-393

https://doi.org/10.22067/jead.2024.89445.1289

سهراب صدفی‎آبکنار، امیرحسین چیذری، حامد رفیعی، حبیب الله سلامی

چکیده این مطالعه بر روی پوشش ریسک پسته فندقی با استفاده از قراردادهای آتی و سپرده سرمایه‌گذاری تمرکز دارد و تغییرات ریسک و انتخاب پرتفوی بهینه را از 27 مهرماه 1397 تا 28 دی‎ماه 1400 بررسی می‎کند. با استفاده از نظریه سبد کالایی مارکویتز، این مطالعه از مدل‎های اقتصادسنجی مختلفی از جمله تحلیل رگرسیون، مدل‌های GARCH و آزمون ریشه واحد فصلی برای تعیین سبد کالایی بهینه جهت پوشش ریسک استفاده می‎کند. نتایج کلیدی شامل نوسانات فصلی معنادار در فرکانس‎های مختلف است که نشان‎دهنده الگوهای فصلی قوی و پایدار است. تحلیل رگرسیون روابط معناداری بین بازده‎های گذشته و کنونی را نشان می‎دهد که تأثیر بازده‎های گذشته بر عملکرد کنونی را برجسته می‎کند. مدل‌های GARCH ضرایب مثبت معناداری برای اثرات شوک و وقفه‎های واریانس نشان می‎دهند که به معنای تأثیرات قابل توجه شوک‎ها و اثرات خودرگرسیونی قوی نوسانات گذشته بر نوسانات کنونی است. نسبت بهینه قراردادهای سپرده کالایی پسته فندقی بر اساس فصل و روز متغیر است که تقاضای بازار و ترجیحات سرمایه‎گذاران را منعکس می‎کند. این مطالعه چندین پیشنهاد سیاستی ارائه می‎دهد که عبارتند از؛ تقویت و مدیریت نوسانات فصلی از طریق مشتقات مالی، حمایت از ابزارهای پوشش ریسک، توجه به الگوهای فصلی و روزانه در ترکیب سبد کالایی، پایش و کنترل نوسانات در دوره‎های حساس و توسعه سیاست‎های حمایتی در ماه‎های کم نوسان. این پیشنهادها هدف دارند عملکرد بازار پسته فندقی را بهبود بخشیده و کارایی تصمیم‎گیری‎های سرمایه‎گذاری را افزایش دهند.

اقتصاد کشاورزی

بررسی حباب قیمتی گوشت در ایران: کاربرد مدل فضا-حالت

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 157-167

https://doi.org/10.22067/jead.2022.72570.1083

زینب شکوهی، محمد حسن طرازکار

چکیده حباب‌های قیمتی و نوسانات قیمت محصولات کشاورزی از چالش‌های مهمی است که می‌تواند رفاه مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، در این مطالعه، حباب‌های قیمت در سه محصول پروتئینی اصلی، یعنی گوشت گوسفند، گوشت گاو و مرغ، با استفاده از مدل فضا-حالت بر اساس فیلتر کالمن با استفاده از داده‌های ماهانه از سال 1380 تا 1399 مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا، به ترتیب قیمت جو، قیمت کنسانتره، جوجه یکروزه و ذرت را به عنوان نهاده‌های مهم مورد استفاده برای تولید گوشت گوسفند، گاو و مرغ در نظر گرفته شد. همچنین از نرخ واقعی ارز و قیمت واقعی نفت در مدل استفاده شده است. نتایج نشان دهنده تفاوت ساختارهای در حباب‌های قیمتی مثبت و منفی، دوره و تعداد وقوع و فروپاشی حباب در موراد مورد مطالعه بود. همچنین بر خلاف قیمت مرغ، به این نتیجه رسیدیم که حباب قیمت گوشت گوسفند و گوساله نسبت به سطح قیمت قابل توجه نیست. در بازار گوشت مرغ علت اصلی حباب‌های قیمتی را می‌توان به دلیل اختلال در روند بازاریابی این محصولات، عدم شفافیت اطلاعات و دخالت‌های متناقض دولت در بازار دانست. برای مقابله با این مشکل، پیاده‌سازی اطلاعات بازار بصورت تجمیع شده از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند ابزاری کارآمد در جهت حل چالش مذکور در نظر گرفته شود. علاوه بر این، مداخله دولت باید به جای کنترل قیمت‌ها، اصلاح ساختار بازار باشد.

اقتصاد کشاورزی

آزادی و عملکرد زیست محیطی: شواهد از کشورهای MENAT

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 157-176

https://doi.org/10.22067/jead.2023.81572.1184

سید احسان علوی، مرتضی محمدی

چکیده کیفیت محیط‌زیست و عوامل تعیین کننده آن یکی از چالش‌های اصلی حال و آینده بشریت است و توسعه پایدار در راستای حفظ و بهبود محیط‌زیست تفسیر می‌شود. در سال‌های اخیر مطالعات زیادی در مورد عوامل موثر بر کیفیت محیطی انجام شده است. یکی از موضوعات اصلی که در مطالعات مرتبط کمتر مورد توجه قرار گرفته است، تأثیر حاکمیت بر کیفیت محیط‌زیست است. در این مطالعه تأثیر مؤلفه‌های حکمرانی خوب شامل آزادی اقتصادی، آزادی تجاری و آزادی سیاسی بر شاخص عملکرد زیست‌محیطی (EPI) و زیرشاخص‌های آن شامل سلامت محیط، سرزندگی اکوسیستم و تغییرات آب و هوایی بررسی می‌شود. داده‌های مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل آماری مربوط به کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و ترکیه (MENAT) طی سال‌های 2000-2021 می‌باشد. برای برآورد مدل و بررسی رابطه بین متغیرها از روش داده‌های پانل استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که بین آزادی اقتصادی و آزادی سیاسی با شاخص عملکرد محیطی (EPI) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و بین آزادی تجاری و EPI رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین مشخص شد که آزادی اقتصادی تأثیر منفی بر سرزندگی اکوسیستم و تغییرات آب و هوایی دارد، اما تأثیر مثبتی بر سلامت محیط‌زیست داشته است. همچنین آزادی سیاسی بر سرزندگی اکوسیستم و تغییرات اقلیمی تأثیر مثبت دارد، اما تأثیر قابل توجهی بر سلامت محیط‌زیست ندارد. نتایج این تحقیق نشان داد که آزادی اقتصادی منجر به سرمایه‌گذاری بیشتر در بخش نفت و گاز کشورهای مذکور شده است و بنابراین انتشار فاضلاب و گاز تاثیر منفی بر حیات محیط‌زیست و تغییرات آب و هوایی داشته است، اما با افزایش تولید و فروش نفت و گاز، درآمد سرانه کشورها افزایش یافته و بهداشت محیط بهبود یافته است. همچنین با توجه به اینکه آزادی سیاسی در میان منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا از تنوع زیادی برخوردار است، نتایج نشان داد که کشورهای دارای آزادی سیاسی بیشتر، از طریق آگاهی بیشتر جامعه و پاسخگویی بیشتر دولت‌ها و وضع قوانین حفاظت از محیط زیست، از وضعیت محیط زیست بهتری برخوردار بوده‌اند. البته شاخص بهداشت محیط بیشتر تحت تأثیر وضعیت اقتصادی و تولید سرانه کشورهاست و آزادی سیاسی تأثیر چندانی بر آن ندارد.

اقتصاد کشاورزی

برآورد تقاضای مواد غذایی خانوارهای روستایی در ایران در چارچوب مدل QUAID: شواهدی برای طراحی سیاست‌ها

دوره 40، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 189-173

https://doi.org/10.22067/jead.2026.95667.1382

مهدی شعبان زاده خوشرودی

چکیده امنیت غذایی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان توسعه پایدار و رفاه اجتماعی، به‌ویژه در جوامع روستایی، همواره تحت‌تأثیر تغییرات قیمتی و نوسانات درآمدی قرار دارد. در ایران، فشارهای تورمی سال‌های اخیر و کاهش قدرت خرید خانوارها، ضرورت تحلیل علمی الگوی تقاضای مواد غذایی و ارزیابی پیامدهای سیاست‌های حمایتی را بیش از پیش آشکار ساخته است. این پژوهش با هدف تحلیل سیاستی تقاضای مواد غذایی در مناطق روستایی ایران انجام شد. داده‌های مورد استفاده از پیمایش هزینه و درآمد خانوار سال 1402 استخراج گردید و برای برآورد الگوهای مصرفی، سیستم تقاضای QUAIDS با اعمال محدودیت‌های نظری و در نظر گرفتن متغیرهای جمعیت‌شناختی به‌کار گرفته شد. هشت گروه اصلی غذایی شامل غلات، پروتئین‌ها، لبنیات، روغن‌ها و چربی‌ها، میوه و خشکبار، سبزیجات و حبوبات، قند و شیرینی، و ادویه و نوشیدنی‌ها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که غلات و پروتئین‌ها در مناطق روستایی ایران ماهیت ضروری دارند و کشش‌های درآمدی و قیمتی آن‌ها پایین است، در حالی‌که گروه‌هایی مانند سبزیجات و حبوبات بیشتر به‌عنوان کالاهای لوکس عمل می‌کنند. بررسی کشش‌های قیمتی متقاطع بیانگر وجود روابط جانشینی و مکملی بین گروه‌های غذایی بود که در طراحی سیاست‌های قیمتی و مالیاتی اهمیت دارد. همچنین، متغیرهای جمعیت‌شناختی از جمله اندازه خانوار، تحصیلات و سن، تأثیر معناداری بر الگوی مصرف داشتند. یافته‌های پژوهش علاوه بر تأیید نتایج مطالعات مشابه داخلی و بین‌المللی، با ارائه شواهدی جدید در زمینه حساسیت تقاضای مواد غذایی به تغییرات درآمدی و قیمتی در ایران، بر ضرورت تدوین سیاست‌های چندبعدی در حوزه امنیت غذایی تأکید دارد. بر این اساس، بازنگری در یارانه‌های غذایی، طراحی حمایت‌های هدفمند برای کالاهای پرکشش، ارتقای آگاهی تغذیه‌ای، و توجه به ناهمگنی جمعیتی می‌تواند به بهبود رفاه و امنیت غذایی خانوارهای روستایی کشور کمک کند.

اقتصاد کشاورزی

بررسی اثر اعمال یارانه سبز بر اشتغال، سرمایه‌گذاری و ارزش‌افزوده بخش کشاورزی ایران با استفاده از مدل CGE

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 365-349

https://doi.org/10.22067/jead.2021.71051.1052

ملیحه بکشلو، غلامرضا یاوری، ابوالفضل محمودی، افسانه نیکوکار، فاطمه علیجانی

چکیده یکی از سیاست‌های مهم اقتصادی در اغلب کشورها حمایت از تولیدکننده یا مصرف‌کننده از طریق پرداخت یارانه است. مقوله یارانه سبز در راستای توسعه کشاورزی مطرح شده که هم راستا با قانون هدفمند‌کردن یارانه‌ها، اما به شکلی واقعی می‌باشد. یارانه سبز ویژه کشاورزان و به منظور رونق کسب و کار و صنعت بخش کشاورزی است. هدف از این تحقیق، بررسی آثار الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی، با اعمال سیاست شبیه‌سازی شده یارانه سبز بر روی متغیر‌های اشتغال، سرمایه‌گذاری و ارزش‌افزوده در بخش کشاورزی می‌باشد، که در قالب سناریوهای %20، %50 و %100 طراحی شده است. کالیبراسیون مدل با بکارگیری ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1390 و سناریوی پایه (%0 اعمال یارانه سبز) صورت پذیرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات در این تحقیق از نرم‌افزار GAMS استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که در جریان آثار الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی و با اعمال سیاست شبیه‌سازی یارانه سبز، اشتغال در بخش کشاورزی در سناریوهای 20، 50 و 100 درصد، افزایش می‌یابد. همچنین با اعمال سیاست یارانه سبز، سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی روند افزایشی دارد، که به دلیل افزایش تولید در این بخش و در نتیجه افزایش استفاده از نهاده‌های واسطه می‌باشد. نتایج بدست آمده از شوک‌های مذکور نشان می‌دهد که ارزش‌افزوده در بخش کشاورزی روندی صعودی دارد، که به دلیل افزایش به‌کارگیری عوامل تولید در این بخش می‌باشد.