با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
موضوعات = اقتصاد کشاورزی
اقتصاد کشاورزی

بررسی اثر و کارایی سیاست تهاتر صادرات سیب با واردات موز در ایران: کاربست مدل MIDAS-FMOLS

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.94900.1367

رضا حیدری، مریم اردستانی

چکیده تجارت محصولات کشاورزی نقش کلیدی در تأمین امنیت غذایی و توسعه اقتصادی کشورها دارد و می‌تواند با غلبه بر محدودیت‌های داخلی مانند تغییرات اقلیمی و کمبود منابع، به رشد تولید و ارزآوری کمک کند. در ایران، بخش کشاورزی به ویژه محصولات باغی سهم مهمی در تولید ناخالص داخلی و صادرات دارد که سیب یکی از مهم‌ترین این محصولات است. طی سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲، سیب به طور میانگین ۱۷ درصد از تولید محصولات باغی را تشکیل داده و جایگاه بالایی در صادرات داشته است. سیاست‏های دولتی نقش موثری در حمایت از توسعه صادرات محصولات باغی و از جمله سیب ایفا می ‏کنند. یکی از برنامه‌های مهم دولت برای حمایت از صادرات سیب و تأمین موز وارداتی، «تهاتر صادرات سیب با واردات موز» است که از سال ۱۳۹۵ اجرا شده است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر سازوکار اجرایی تهاتر بر حجم صادرات سیب و واردات موز در دوره زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ با استفاده از مدل MIDAS-FMOLS است. نتایج این مطالعه نشان داد که سازوکار اجرایی تهاتر اثر مثبت و معناداری بر صادرات سیب و نیز افزایش واردات موز دارد و بدون تحمیل هزینه مالی به دولت برای صادرکننده مزیت ایجاد کرده است. برآورد تابع عرضه صادرات سیب در ایران نشان داد که اثر قیمت نسبی سیب، نرخ ارز واقعی و تولید داخلی بر صادرات سیب مثبت و معنادار است، در حالی که بحران‌های تجاری-اقتصادی سبب کاهش عرضه سیب صادراتی ایران می‌شود. افزون بر این، تخمین تابع تقاضای واردات موز برای ایران گویای آن است که اثر قیمت نسبی موز، تولید داخلی، نرخ ارز واقعی و بحران‌های تجاری- اقتصادی بر حجم واردات موز منفی و معنادار است؛ در حالی که درآمد ملی واقعی اثر مثبت و معناداری بر حجم واردات موز دارد. با وجود مزایای سازوکار تهاتر، اجرای آن با چالش‌هایی مانند ضعف سازوکار اجرایی، مخالفت برخی فعالان، محدودیت واردات موز و مشکلات سامانه رفع تعهد ارزی همراه بوده است. بر این اساس، تداوم این برنامه همراه با اصلاحات اجرایی و گسترش آن به سایر محصولات باغی می‌تواند به تقویت صادرات و تأمین نیاز داخلی کمک کرده و راهنمایی مفید برای سیاست‌گذاران در بهبود تجارت محصولات باغی باشد.

اقتصاد کشاورزی

مطالعه ترکیب بهینه پایدار محصولات کشاورزی منتخب کم‌آب‌بر ایران

دوره 40، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 317-291

https://doi.org/10.22067/jead.2026.96305.1401

ریحانه اله وردی، حامد رفیعی، اسماعیل پیش‌بهار، سعید یزدانی، مهدی پندار، عبدالمجید لیاقت

چکیده محدودیت شدید منابع آبی و ناپایداری بازارهای جهانی، ضرورت بازنگری در الگوی صادرات محصولات کشاورزی را دوچندان کرده است. در سال‌های اخیر، سیاست‌های محدودکننده صادرات محصولات آب‌بر بدون توجه به بازده اقتصادی آب، موجب فاصله ترکیب صادراتی از حالت بهینه شده است. این پژوهش با هدف شناسایی الگوی بهینه صادرات محصولات کم‌آب‌بر ایران و ارزیابی پایداری بازارهای هدف، با استفاده از دو رویکرد مکمل انجام شده است. هدف این پژوهش، بررسی امکان ارتقای ترکیب صادراتی محصولات کشاورزی منتخب به حالتی بهینه است؛ به‌طوری‌که درآمد حاصل از صادرات با همان میزان مصرف آب مجازی بیشینه و یا مصرف آب مجازی با همان میزان ارزآوری حداقل شود. در این راستا، ابتدا با استفاده از الگوی زنجیره مارکوف، پایداری صادرات محصولات عمده کشاورزی ایران در بازارهای هدف طی دوره‌ی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۲ تحلیل شد. سپس دو الگوی برنامه‌ریزی ریاضی جداگانه تدوین گردید. الگوی نخست با هدف بیشینه‌سازی درآمد صادراتی تحت قید مصرف آب و الگوی دوم با هدف کمینه‌سازی مصرف آب مجازی تحت قید درآمد صادراتی برآورد شد. نتایج نشان داد محصولاتی مانند زعفران، با توجه به کارایی اقتصادی بالای آب و ارزش افزوده صادراتی، گزینه‌های مناسبی برای تمرکز صادرات هستند. همچنین، بازارهایی مانند افغانستان در صادرات زعفران بیش‌ترین پایداری را داشتند، در حالی‌که برخی بازارهای بزرگ مانند اسپانیا و امارات ناپایدارتر بودند. بر اساس نتایج الگوهای بهینه در الگوی صادراتی ایران، بدون کاهش درآمدهای ارزی و با چینش صحیح بازارهای هدف و نسبت مناسب صادرات محصولات می‌توان در حدود 5 تا 40 درصد در مصرف آب صرفه‌جویی نمود. از طرفی، نتایج بر امکان افزایش درآمد حاصل از صادرات در بازه 5 تا 55 درصدی با الزام تثبیت مصرف آب در الگو دلالت دارد. بنابراین، باتوجه به نتایج و با استناد بر جز دوم ماده 11 قانون برنامه هفتم توسعه، درنظرگیری مشوق‌های صادراتی در این زمینه راه‌گشا خواهد بود.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل موانع و محدودیت‌های بازاریابی کارآفرینانه بین‌المللی از دیدگاه گلخانه‌داران استان تهران

دوره 40، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 337-319

https://doi.org/10.22067/jead.2026.96614.1403

محمد خراسانی، فاطمه رزاقی بورخانی، طاهر عزیزی خالخیلی

چکیده بخش کشاورزی ایران با وجود اهمیت حیاتی، با چالش‌های ساختاری و ضعف در نظام بازاریابی کارآمد مواجه است. رویکرد بازاریابی کارآفرینانه بین‌المللی (IEM)، به‌عنوان یک استراتژی نوآورانه و فرصت‌محور برای خلق ارزش در بازارهای خارجی، برای واحدهای گلخانه‌ای استان تهران یک ضرورت راهبردی است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل ساختارمند موانع و محدودیت‌های بازاریابی کارآفرینانه بین‌المللی در راستای ارائه راهکارهای راهبردی برای توسعه صادرات محصولات گلخانه‌ای است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بهره‌برداران (مدیران و مالکان) واحدهای تولیدی سبزی و صیفی‌جات گلخانه‌ای فعال در چهار شهرستان کلیدی استان تهران شامل پاکدشت، پیشوا، ورامین و شهر ری بودند که مجموعاً ۱۹۳۴ واحد را تشکیل می‌دهند. با استناد به جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه ۳۲۲ واحد تعیین گردید. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری شده و موانع با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مبتنی بر روش PLS در نرم‌افزار SmartPLS نسخه ۳ مورد ارزیابی قرار گرفت. موانع و محدودیت‌های بازاریابی کارآفرینانه بین‌المللی با استفاده از هفت مؤلفه (شامل موانع اقتصادی-مالی، حمایتی-قانونی، زیرساختی-نهادی، سیاست‌گذاری-برنامه‌ریزی، بازاریابی سبز، آموزشی-اطلاع‌رسانی و اجتماعی-فرهنگی) و ۲۸ گویه نهایی مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی حاکی از برازش و پایایی مطلوب ساختار هفت‌عاملی موانع است و تمامی مؤلفه‌ها در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار بودند. مطابق یافته‌ها، مهم‌ترین موانع بر اساس ضریب مسیر به‌ترتیب عبارت‌اند از: موانع اقتصادی-مالی (848/0)، موانع حمایتی-قانونی (820/0) و موانع زیرساختی-نهادی (819/0). همچنین، گویه‌های کلیدی با بالاترین بار عاملی شامل فقدان سرمایه کافی برای استانداردسازی تجهیزات واحدهای کسب‌وکار و تحریم‌های دولتی و محدودیت در ورود نهاده‌های تولیدی باکیفیت و مجاز بودند. نتایج پژوهش به‌وضوح نشان می‌دهد که موانع کلان محیطی و بیرونی، مؤثرترین چالش در محدودسازی بازاریابی کارآفرینانه بین‌المللی محسوب می‌شوند. رفع این محدودیت‌ها نیازمند مداخله جدی نهادهای دولتی در قالب حمایت مالی از صادرات، تسهیل فرایندهای اداری و توسعه زیرساخت‌های هوشمند و زنجیره تأمین سرد است. در این راستا، طراحی مکانیزم اعطای تسهیلات سرمایه‌ای هدفمند صادراتی با نرخ بهره پایین، به‌منظور استانداردسازی و مکانیزاسیون تجهیزات سردخانه‌ای و بسته‌بندی در واحدهای گلخانه‌ای پیشنهاد می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی تأثیر نااطمینانی‌های نرخ ارز مؤثر واقعی بر میزان سرمایه‌گذاری بخش کشاورزی در استان‌های ایران: تحلیل با استفاده از رهیافت دو مرحله‌ای سوامی

دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 43-31

https://doi.org/10.22067/jead.2025.91433.1323

مهدی مقدم

چکیده نرخ ارز مؤثر واقعی، معیاری برای ارزیابی ارزش پول یک کشور در برابر سبدی از ارزهای دیگر، با لحاظ تفاوت‌های سطح قیمت داخلی و خارجی است که رقابت‌پذیری اقتصادی را در تجارت بین‌المللی نشان می‌دهد. این پژوهش به بررسی تأثیر نااطمینانی‌های نرخ ارز مؤثر واقعی بر سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی استان‌های مختلف ایران در دوره زمانی 1387 تا 1402 پرداخته است. در این مطالعه، ابتدا نااطمینانی نرخ ارز با استفاده از مدل‌های EGARCH محاسبه و به‌عنوان متغیر توضیحی در مدل مورد بررسی قرار گرفت. سپس، تابع سرمایه‌گذاری بخش کشاورزی با استفاده از تکنیک Swamy برآورد شد. برای تخمین توابع رگرسیونی و حل مدل‌ها، از نرم‌افزارهای Eviews9 و Stata14 استفاده شد. نتایج آزمون‌های ریشه واحد فیشر و دیکی فولر نشان‌دهنده ناپایداری متغیرها در این سطح بوده و آزمون‌های هم‌انباشتگی درونی رابطه بلندمدت میان متغیرها را تأیید کردند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی استان‌ها، نرخ بهره و اعتبارات بانکی تأثیر معناداری بر سرمایه‌گذاری کشاورزی دارند. همچنین، تأثیر نااطمینانی نرخ ارز مؤثر واقعی در استان‌های مختلف متفاوت بوده است. به‌طور خاص، این نااطمینانی تأثیر مثبت و معناداری بر سرمایه‌گذاری کشاورزی در استان‌های اصفهان و آذربایجان غربی داشته، در حالی‌که در استان‌های سمنان، سیستان و بلوچستان، مازندران، آذربایجان شرقی و کرمانشاه تأثیر منفی مشاهده شده است.

اقتصاد کشاورزی

راهبرد توسعه صادرات گیاهان دارویی ایران از منظر بخش خصوصی

دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 102-83

https://doi.org/10.22067/jead.2025.95365.1376

مرتضی محمدی، جعفر یزدی مقدم

چکیده اقلیم‌های متنوع و عرصه‌های پهناور ایران شرایط بسیار مناسبی را برای تولید گونه‌های مختلف گیاهان دارویی فراهم نموده است، با این وجود بررسی داده‌های تجاری 20 سال اخیر نشان می‌دهد که سهم ایران از تجارت جهانی رو به رشد این محصولات، ناچیز بوده و ارزش صادرات آنها نیز از رشد باثباتی برخوردار نبوده است. این تحقیق با هدف تدوین راهبرد توسعه صادرات گیاهان دارویی ایران جهت برخورداری از فرصت‌های رو به رشد بازار انجام شده است و از آنجاکه پیشبرد این راهبرد بدون مشارکت بخش خصوصی میسر نیست، لذا در تدوین آن نیز به نظرات تولیدکنندگان و صادرکنندگان این حوزه توجه ویژه‌ای شده است. در این راستا بر اساس نظرات خبرگان از روش تجزیه و تحلیل سوات (SWOT) جهت تدوین راهبردها، از ماتریس برنامه‌ریزی راهبردی کمی (QSPM) جهت اولویت‌بندی برنامه‌ها و سیاست‌ها و از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت اولویت‌بندی گونه‌های گیاهان دارویی استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند: 1- با توجه به مجموع امتیازات وزنی عوامل داخلی (4/2) و خارجی (5/2) از نظر تولیدکنندگان و کارشناسان راهبرد توسعه باید با رویکرد محافظه‌کارانه تدوین شود، در حالی‌که با توجه به ضرایب اهمیت عوامل داخلی (4/2) و عوامل خارجی (2/2) از نظر صادرکنندگان این رویکرد باید تدافعی باشد؛ 2- با توجه به ضرایب اهمیت، اجرای برنامه‌های ایجاد سیستم اطلاعات بازاریابی (0912/0)، افزایش ثبات در بازار (0832/0)، مدرن‌سازی صنایع تکمیلی و تبدیلی (0825/0)، تهیه و ترویج الگوی کشت گیاهان دارویی کشور (0789/0)، رفع موانع تجاری و ارائه مشوق‌های صادراتی (0732/0) و حمایت از مکانیزاسیون کشاورزی (0675/0) در اولویت قرار می‌گیرند؛ 3- با در نظر گرفتن شش معیار مهم اقتصادی و زیست‌محیطی مشخص شد که به‌ترتیب گیاهان با عصاره و صمغ‌های دارویی (338/0)، گیاهان دارویی معطر و اسانس دار (253/0) و گیاهان با دانه‌های دارویی (164/0) از اهمیت بالاتری برخوردارند. نتایج تحقیق حاکی از اینست که با رویکرد تدافعی، راهبرد نفوذ در بازار از طریق بهبود کیفیت محصولات فعلی و با رویکرد محافظه‌کارانه، راهبرد توسعه بازار از طریق تقویت بازاریابی خارجی می‌توانند فرصت‌های رشد مناسبی را جهت پر کردن شکاف برنامه‌ریزی استراتژیک در شرایط فعلی فراهم نمایند. لازمه پیشبرد راهبردهای مذکور، ارتقاء دانش و فناوری در زنجیره ارزش گیاهان دارویی است که برنامه‌ها و سیاست‌های حمایتی دولت نقش مهمی در تحقق آن دارند. علاوه بر این، ایجاد یک سیستم اطلاعات بازاریابی کارآمد در پیشبرد راهبردها از طریق ساماندهی زنجیره ارزش بر اساس نیازها، سلیقه‌ها و استانداردهای بازارهای هدف بسیار مؤثر است. در نهایت به‌منظور هدفمندی در اجرای برنامه‌ها، با توجه به ارزشگذاری خبرگان و ارزش‌های صادراتی پیشنهاد می‌شود گونه‌های شیرین بیان، آنغوزه، گل محمدی، زیره سبز، گشنیز و حنا به‌عنوان پیشران‌های توسعه صادرات در این حوزه در نظر گرفته شوند.

اقتصاد کشاورزی

ارائه الگویی برای استرتژی تخفیف قیمت در محصولات فاسدشدنی: مطالعه موردی گوجه‌فرنگی تازه

دوره 39، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 375-359

https://doi.org/10.22067/jead.2025.92139.1335

معصومه عسگری، سید مجتبی مجاوریان، فواد عشقی، مائوریتزیو کانواری

چکیده بسیاری از محصولات کشاورزی تازه، مانند میوه‌ها و سبزیجات، به‌شدت فسادپذیر هستند و حفظ کیفیت آن‌ها از طریق نگهداری در شرایط سردخانه‌ای یا شرایط بهینه، می‌تواند برای خرده‌فروشان و تولیدکنندگان کوچک از نظر اقتصادی چالش‌برانگیز باشد. گاهی این محصولات در کمتر از 24 ساعت کیفیت و بازار پسندی خود را از دست می دهند. لازم است خرده‌فروش با استفاده از استراتژی تخفیف قیمت متناسب با کاهش کیفیت از هدر رفتن سرمایه خود جلوگیری کند. چالش اصلی در اتخاذ این استراتژی، تعیین زمان و میزان تخفیف قیمت است. برای بهینه‌سازی تنزیل قیمت، چهار تابع باید برآورد شود: الف) تابع کیفیت وابسته به زمان، ب) تابع تغییر قیمت، ج) تابع تقاضا که تابعی از قیمت و کیفیت است، و د) تابع هدف که در اینجا به‌عنوان تابع سود خرده‌فروش در نظر گرفته می‌شود. ما از مدل‌های قیمت‌گذاری پویا استفاده می‌کنیم که عواملی مانند کاهش کیفیت، سطح موجودی، و رفتار مصرف‌کننده را ادغام می‌کند. برای ارائه بینش واقعی، داده‌های تحقیق از سه فروشگاه میوه و تره‌بار در شهر گرگان جمع‌آوری شد. مدت زمان سه ماه و شامل تمام روزهای کاری بود. از هر فروشنده خواسته شد تا قیمت و مقدار فروش را به‌صورت ساعتی از ابتدا تا پایان روز کاری گزارش دهد. به این ترتیب از هر فروشگاه حدود 1000 داده ثبت شد. گوجه‌فرنگی به‌دلیل مصرف گسترده، عرضه مداوم و فسادپذیری سریع به‌عنوان مطالعه موردی انتخاب شد. نتایج نشان می‌دهد که تخفیف‌های قیمت می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی سودآوری را افزایش دهد و در عین حال خطر محصولات فروخته نشده و فاسد را کاهش دهد. به‌طور خاص، یافته‌ها نشان می‌دهد که اجرای تخفیف‌های قیمتی هر 3 تا 4 ساعت، بیشترین سودآوری را به همراه داشته است. میانگین تخفیف 35 درصد است که منجر به افزایش 82 درصدی سود ناخالص می‌شود. در مقابل، فواصل تخفیف کوتاه‌تر (هر 1 تا 2 ساعت) با میانگین تخفیف 18 درصد، سود ناخالص را تا 73 درصد بهبود بخشید. از سوی دیگر، فواصل تخفیف‌های طولانی‌تر (هر پنج تا هفت ساعت) با میانگین تخفیف 46 درصد منجر به افزایش 66 درصدی سود ناخالص شد. علاوه بر این، این مطالعه بر اهمیت درک مصرف‌کننده در موفقیت استراتژی‌های قیمت‌گذاری پویا تأکید می‌کند. تخفیف بیش از حد می‌تواند منجر به درک کیفیت پایین محصول شود که ممکن است بر اعتماد مصرف‌کننده و اعتبار طولانی مدت فروشگاه تأثیر منفی بگذارد. پژوهش‌های آینده می‌توانند با افزودن متغیرهای مؤثر بر کیفیت محصول- مانند دما، رطوبت و نوع محصول- چارچوب فعلی را توسعه دهند. همچنین، تحلیل نقش انتظارات قیمتی مصرف‌کنندگان در شکل‌گیری تابع تقاضا، تعمیم مدل به سایر محصولات فسادپذیر از جمله لبنیات و گوشت، و استفاده از فناوری‌های نوین نظیر هوش مصنوعی و بلاک‌چین در بهینه‌سازی قیمت‌گذاری پویا و مدیریت موجودی، می‌تواند در ارتقای اثربخشی راهبردهای فروش محصولات فسادپذیر نقش مهمی ایفا کند.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی اثرات همه‌گیری کووید-19 در تحلیل تقاضای محصولات دامی با استفاده از چارچوب رگرسیون سوئچینگ

دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 224-211

https://doi.org/10.22067/jead.2025.90323.1303

محمد رضوانی، مهدی پندار، سید صفدر حسینی، حامد رفیعی

چکیده با توجه به تأثیر همه‌گیری کووید-19 بر تقاضای مواد غذایی در نتیجه اختلال در زنجیره تأمین و تکانه‌های درآمدی، هدف پژوهش حاضر بررسی وجود شکست ساختاری در ترجیحات محصولات دامی (گوشت قرمز، مرغ، تخم مرغ و شیر) مصرف‌کنندگان ایرانی با استفاده از سیستم تقاضای تقریبا ایده­آل درجه دو و چارچوب رگرسیون سوئیچینگ در بازه زمانی بهار 1394 تا زمستان 1401 است. نتایج بیانگر وجود شکست ساختاری به‌صورت ناگهانی در نتیجه همه‌گیری کووید-19 است. همچنین نتایج نشان می‌دهد که بعد از همه‌گیری کووید-19 کشش خود قیمتی گوشت قرمز و مرغ افزایش چشم‌گیری داشته است. با توجه به کشش بالای خود قیمتی گوشت قرمز، مرغ و تخم‌ مرغ  بعد از همه‌گیری کووید-19 پیشنهاد می‌شود برای حمایت از مصرف‌کنندگان دولت از ابزار قیمتی همچون کالا برگ الکترونیکی استفاده کند. به‌دلیل بالا بودن ضرائب کشش‌های متقاطع تقاضا برای گوشت قرمز، مرغ و تخم مرغ بعد از همه‌گیری کووید-19 می‌توان انتظار داشت که تغییر در قیمت یکی از محصولات گوشت قرمز، مرغ و تخم‌ مرغ، تقاضای محصول دیگر را به گونه‌ای چشمگیر دچار تغییر کند، بنابراین، در صورت افزایش قیمت یکی از محصولات برای حمایت از مصرف‌کنندگان پیشنهاد می‌شود برای محصولات دیگر تخفیف­های ویژه‌ای در نظر گرفته شود.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی پایداری ترجیحات مصرف‌کنندگان برنج در کشور

دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 289-273

https://doi.org/10.22067/jead.2025.93036.1343

ناصر آسیابانی، اتابک کاظم پور کهریز، مجید حسنی مقدم، آرش دور اندیش، احمد قاسمی

چکیده برنج یکی از مهم‌ترین اقلام غذایی جهان است که نقشی اساسی در سبد مصرفی خانوارهای ایرانی دارد. در دو دهه‌ی گذشته، روند افزایشی واردات به‌ویژه از هند و پاکستان، همراه با کاهش تولید داخلی، موجب کاهش سهم برنج ایرانی در مصرف سرانه و افزایش سهم برنج وارداتی شده است. این تغییرات نگرانی‌هایی درباره وفاداری مصرف‌کنندگان به برنج داخلی و احتمال تغییر پایدار ترجیحات غذایی ایجاد کرده است.هدف اصلی پژوهش حاضر آزمون پایداری ترجیحات مصرف‌کنندگان برنج ایرانی در کشور است. برای این منظور با استفاده از رهیافت‌های غیر پارامتری با بکارگیری دو رویکرد ترجیحات آشکار شده ضعیف و ترجیحات آشکار شده تعمیم‌یافته، پایداری ترجیحات مصرف‌کنندگان برنج ایرانی در کشور در دوره‌ی زمانی 1401-1382 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد باوجود این که در دوره‌ی مورد مطالعه 4 نقض در ترجیحات مصرف‌کنندگان اتفاق افتاده است اما این نقض‌ها پایدار نبوده و شکست ساختاری در ترجیحات رخ نداده است و به عبارت دیگر وفاداری به برنج ایرانی کماکان وجود دارد. لذا پیشنهاد می‌شود که جهت کاربست سیاست‌گذاری‌های مناسب اقداماتی نظیر سرمایه‌گذاری در فناوری و تحقیق و توسعه و بهبود زنجیره‌ی تأمین در دستور کار قرار گیرد تا برنج ایرانی با قیمت رقابتی به بازار وارد شود.

اقتصاد کشاورزی

بازاریابی دیجیتال محصولات کشاورزی: عوامل مؤثر بر تمایل مصرف‌کنندگان در ارومیه، ایران

دوره 39، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 164-151

https://doi.org/10.22067/jead.2025.91586.1325

مرتضی مولائی، معصومه رشیدقلم، باقر حسین‌پور

چکیده با توجه به رشد شتابان پلتفرم‌های دیجیتال و تغییر بنیادین روش‌های بازاریابی، بررسی میزان تمایل مصرف‌کنندگان به استفاده از بازارهای دیجیتال در بخش کشاورزی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر تمایل مصرف‌کنندگان به استفاده از بازاریابی دیجیتال محصولات کشاورزی در شهر ارومیه می‌پردازد. داده‌ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته از ۳۸۵ پاسخ‌دهنده جمع‌آوری و با استفاده از مدل رگرسیون لوجیت تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد که مفید بودن، سهولت استفاده، اعتماد، کیفیت اطلاعات و تأثیر اجتماعی به‌طور معنادار و مثبتی بر تمایل مصرف‌کنندگان تأثیر دارند. همچنین، عوامل جمعیت‌شناختی نظیر سن (با اثر منفی)، سطح تحصیلات و درآمد (هر دو با اثر مثبت) نقش مهمی ایفا می‌کنند. تجربه قبلی خرید آنلاین یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر تمایل می‌باشد و حساسیت به قیمت تأثیر منفی نسبتاً معناداری دارد. این مطالعه با ارائه شواهد تجربی از یک کشور در حال توسعه و مدل جامعی برای درک رفتار مصرف‌کننده در بازاریابی دیجیتال کشاورزی، به ادبیات موجود کمک می‌کند. از جمله پیامدهای این مطالعه برای بازاریابان می‌توان به طراحی پلتفرم‌های کاربرپسند، اولویت دادن به سازوکارهای ایجاد اعتماد و تدوین راهبردهای متناسب با ویژگی‌های جمعیت‌شناختی مختلف اشاره کرد.

اقتصاد کشاورزی

نقش ویژگی‌های مصرف‌کننده و آمیخته بازاریابی بر ضایعات محصولات کشاورزی

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 18-1

https://doi.org/10.22067/jead.2024.87048.1255

مهدی محمودی، حسین محمدی، علیرضا کرباسی

چکیده مطابق با گزارشات فائو، وجود مقدار نامتعارف ضایعات محصولات کشاورزی امروزه به یکی از معضلات و تهدیدهای پیش‌روی تحقق امنیت غذایی در جوامع بشری تبدیل شده است. بر این اساس یکی از سیاست‌های کلیدی دولت‌ها در ارتقاء امنیت غذایی، کاهش ضایعات محصولات کشاورزی است. گزارشات فائو حاکی از آن است که سهم تشکیل ضایعات محصولات کشاورزی در کشور ایران نسبت به جهان برابر با 7/2 درصد و به اندازه 35 میلیون تن در سال است و روند افزایشی آن به‌عنوان یک مسئله جدی تلقی می­شود. مطالعه حاضر سعی کرده تا ویژگی­های مصرف‌کنندگان و اثرات آمیخته بازاریابی بر ضایعات محصولات کشاورزی منتخب (زیرگروه میوه و سبزیجات به‌عنوان یکی از زیرگروه­های دارای بیشترین میزان ضایعات) با استفاده از رویکرد بیزین چندسطحی، مورد ارزیابی قرار دهد. بر این اساس، شهر مشهد (در استان خراسان رضوی) به‌عنوان دومین شهر پرجمعیت ایران انتخاب شد و نمونه‌گیری بر حسب مناطق 13 گانه آن انجام شد. تعداد 368 مصرف‌کنندگان (در سطح اول)، 53 خرده‌فروش محصولات (در سطح دوم) و 3 میدان بار اصلی شهر (در سطح سوم) در نظر گرفته شدند. نتایج تحقیق نشان داد که فاکتورهای فردی ذکرشده در تحقیق و آمیخته بازاریابی، با توجه به نتایج رویکرد بکار گرفته شده؛ نقش مؤثری در کاهش ضایعات دارند. فاکتورهای فردی و اجتماعی مصرف‌کنندگان از جمله جنسیت (اثر مثبت)، سطح تحصیلات (اثر منفی در سطح دیپلم تا لیسانس)، تعداد افراد خانوار (اثر مثبت)، تعداد افراد مشغول به کار در خانواده (اثر مثبت)، نوع شغل (اثر مثبت)، درآمد خانوار (اثر منفی برای گروهای درآمدی کمتر از 20 میلیون تومان در ماه و اثر مثبت برای گروه درآمدی بالای 20 میلیون تومان در ماه)، میزان ساعت صرف­شده در هفته جهت خرید محصولات کشاورزی (اثر منفی) و تعداد دفعات مراجعه در هفته به مراکز خرید (اثر مثبت) بر درصد ضایعات ایجادشده برای زیرگروه محصولات خام انواع میوه و سبزیجات کشاورزی اثرگذار هستند. همچنین از نظر مصرف‌کنندگان فاکتورهای آمیخته بازاریابی برای قیمت نسبی (اثر مثبت)، مکان توزیع (اثر مثبت)، فرآیند تولید (اثر منفی) و ترویج و معرفی (اثر مثبت) بر کاهش ضایعات محصولات کشاورزی داشته است. در سطح دوم و سوم که بیانگر خرده­فروشان و میدان بارهای اصلی شهر مشهد هستند؛ نتایج نشان داد که مقادیر واریانس عرض از مبدأ در سطح دوم (2830/35) و سوم (9445/26) بیشتر از واریانس جملات خطا (3568/10) هستند که به‌ترتیب بیانگر ایجاد 28/35 و 94/26 درصد از واریانس کل، توسط عرض از مبدأهای تصادفی سطح دوم و سوم برای تشکیل ضایعات محصولات کشاورزی هستند. بر اساس نتایج پیشنهاد می­شود تا مسئله ضایعات علاوه بر مصرف­کنندگان نهایی، در حلقه­های خرده­فروشی و میادین بار نیز مورد توجه  قرار بگیرد و راهکارهای کاهش آن شناسایی و ارائه شود. با توجه به نتایج مرتبط با مصرف­کنندگان، می­توان پیشنهاد داد که با استفاده از ابزارهای آمیخته بازاریابی شامل قیمت، مکان توزیع، ترویج و معرفی محصولات (با توجه به اثر مثبت هر سه فاکتور بر کاهش ضایعات)؛ مسئله ضایعات محصولات کشاورزی را بهبود بخشید.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل اثر نامتقارن متغیرهای کلان اقتصادی بر قیمت مواد غذایی در ایران

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 116-97

https://doi.org/10.22067/jead.2025.91069.1319

رضا حیدری، ابراهیم جاودان، مهدی شعبان‌زاده خوشرودی

چکیده قیمت مواد غذایی شاخص مهمی از رفاه جامعه است و سیاستگذران همواره در تلاش‌اند تا تورم مواد غذایی را کاهش دهند. در این راستا و با هدف کنترل قیمت مواد غذایی، سیاست‏های متفاوتی در ایران نیز به اجرا درآمده که میزان اثرگذاری این سیاست‏ها مورد بحث بوده است. هدف این مقاله، بررسی اثر نامتقارن متغیرهای کلان اقتصادی (حجم پول، تولید ناخالص داخلی سرانه، نرخ ارز و درجه باز بودن تجاری) بر تورم مواد غذایی ایران با استفاده از رویکرد غیر خطی خودتوضیح با وقفه‏های گسترده (NARDL) در دوره 2022-1991 می‌باشد. نتایج حاصل از تخمین مدل NARDL نشان داد که اثر رشد عرضه پول و تولید ناخالص داخلی سرانه بر تورم مواد غذایی تنها در بلندمدت نامتقارن بوده و واکنش تورم مواد غذایی نسبت به افزایش و کاهش رشد آنها مثبت و معنادار است و اثر افزایش آنها بر تورم مواد غذایی بیشتر از اثر کاهش آنهاست. همچنین، اثر رشد نرخ ارز بر تورم مواد غذایی در کوتاه‌مدت و بلندمدت نامتقارن بوده و واکنش تورم مواد غذایی نسبت به افزایش نرخ ارز مثبت و معنادار است، در حالی‌که اثر کاهش آن اثر معناداری بر تورم مواد غذایی ندارد. اثر متغیر درجه باز بودن تجاری بر تورم مواد غذایی نیز در کوتاه‌مدت و بلندمدت متقارن بوده و افزایش و کاهش آن به میزان یکسان سبب کاهش تورم مواد غذایی می‌شود. بنابراین، طراحی سیاست‌های مؤثر در مدیریت عرضه پول، ذخیره غلات غذایی در طول فصل برداشت، اتخاد سیاست‌های ارزی مناسب، عدم افزایش نرخ ارز برای جبران کسری بودجه و نیز کاهش تعرفه‌ها و محدودیت‌های تجاری در جهت افزایش درجه باز بودن تجاری توصیه می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

رویکرد داده کاوی برای انتخاب بازار خرده‌فروشی مصرف‌کنندگان: مطالعه موردی بازارهای خرده‌فروشی شهری در ایران

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 370-351

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88151.1269

هومن هاشم‌زاده، نازنین یوسفیان، ساسان اسفندیاری بهرآسمان، علی‌رضا کرباسی، علی فیروززارع

چکیده بازارهای خرده‌فروشی شهری، بازارهای خرده‌فروشی دولتی هستند که اخیراً در ایران با هدف افزایش رفاه مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان تأسیس شده‌اند. برای دستیابی به این هدف و گسترش حضور در بخش خرده‌فروشی شهری، درک جامعی از رفتار مصرف‌کننده در این بازارها ضروری است. این مطالعه با استفاده از الگوریتم C4.5 به بررسی عوامل مختلف اجتماعی-اقتصادی مؤثر بر تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان در بازارهای خرده‌فروشی پرداخته است. داده‌ها از طریق نظرسنجی از 189 مصرف‌کننده با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی در شهر مشهد در سال‌های 1398 و 1399 جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که آگاهی از تخفیف‌های موجود به‌طور قابل توجهی انتخاب مصرف‌کننده را در بازارهای خرده‌فروشی شهری تحت تأثیر قرار می‌دهد. با این حال، علی‌رغم تخفیف‌های موجود، آگاهی در میان مصرف‌کنندگان پایین است که نیاز به بازنگری در استراتژی‌های تبلیغاتی می‌باشد. همچنین نتایج نشان داد تجربه خرید از بازارهای شهری، درآمد خانوار و تحصیلات از جمله عوامل تأثیرگذار بر انتخاب مصرف‌کننده می‌باشند. یافته‌های این مطالعه می‌تواند بینش‌های ارزشمندی برای سیاست‌گذاران و سهامداران فراهم آورد که در پی افزایش اثربخشی بازارهای خرده‌فروشی محلی در ایران هستند. علاوه بر این، با بهره‌گیری از این بینش‌ها در زمینه رفتار مصرف‌کننده و پویایی بازار، این بازارها می‌توانند رونق گرفته و نقش بسزایی در بهبود بخش خرده‌فروشی و اقتصاد ایران ایفا کنند. در این راستا، توصیه‌هایی مانند کمپین‌های تبلیغاتی، استراتژی‌های آموزش‌محور، همکاری با تولیدکنندگان محلی و سیاست‌های بازاریابی فراگیر با هدف بهبود دسترسی همه مصرف‌کنندگان به بازارهای خرده‌فروشی شهری ارائه گردید.

اقتصاد کشاورزی

بررسی مؤلفه‌های اخلاقی مؤثر بر ارزش دوره عمر مشتری محصولات لبنی در شهر تهران

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 371-391

https://doi.org/10.22067/jead.2024.89411.1290

فرنوش وجدی حکم آباد، حامد رفیعی، امیرحسین چیذری، سعید یزدانی، سید صفدر حسینی

چکیده امروزه نگهداری و تقویت وفاداری مشتری در راستای محصولات یا خدمات یک شرکت، عموماً نکته اصلی و مرکزی فعالیت‌های بازاریابی شده است. ازجمله مواردی که می‌تواند بر بهبود وفاداری مشتریان به برند/ محصول تأثیرگذار باشد، بازاریابی اخلاقی است. بازاریابی اخلاقی حوزه‌ای از اخلاق کاربردی است که با اصول اخلاقی پنهان در رفتار، تبلیغ و تنظیم در بازاریابی ارتباط دارد. مصرف‌گرایی اخلاقی نیز در دو دهه اخیر به دلیل مسائل اجتماعی و زیست‌محیطی اهمیت پیدا کرده است. در این راستا در این مطالعه به هدف بررسی مؤلفه‌های اخلاقی بر ارزش دوره عمر مشتری برای مصرف‌کنندگان محصولات لبنی در تهران در سال 1402 انجام شده است. برای دستیابی به هدف، 710 پرسشنامه در شهر تهران تکمیل گردید و با استخراج اطلاعات مورد نیاز برای محاسبه دوره عمر مشتری از روش GWRFM استفاده گردید و نتایج نشان‌دهنده درصد فراوانی بالای خوشه‌های با ارزش دوره عمر پایین بودند. در مرحله دوم با استفاده از لاجیت چندگانه به بررسی تأثیر مؤلفه‌های اخلاقی بر CLV پراخته شد که نتیجه حاکی از اهمیت پایبندی به قوانین حوزه فعالیت و پذیرش مسئولیت اجتماعی بر ارزش دوره عمر مشتری بصورت مثبت و معنی‌دار بود. از این رو پیشنهاد می‌شود فعالان صنعت لبنیات با مطمئن کردن مشتریان از پایبندی به قوانین حوزه فعالیت این صنعت و همچنین پذیرش مسئولیت اجتماعی می‌توانند آنها را به خوشه‌های بالاتر منتقل کرده و جزو مشتریان وفادار خود قرار دهند. اگر در زمینه احترام به هنجارهای اخلاقی نیز اقدامات مثبتی انجام گردد بخش قابل توجهی از مصرف‌کنندگان محصولات پنیر، ماست و دوغ را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سبب حرکت آن‌ها به سوی قرارگیری در زمره مشتریان باارزش این صنعت می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی ریسک قراردادهای پسته فندقی در بازار بورس کالای ایران

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 411-393

https://doi.org/10.22067/jead.2024.89445.1289

سهراب صدفی‎آبکنار، امیرحسین چیذری، حامد رفیعی، حبیب الله سلامی

چکیده این مطالعه بر روی پوشش ریسک پسته فندقی با استفاده از قراردادهای آتی و سپرده سرمایه‌گذاری تمرکز دارد و تغییرات ریسک و انتخاب پرتفوی بهینه را از 27 مهرماه 1397 تا 28 دی‎ماه 1400 بررسی می‎کند. با استفاده از نظریه سبد کالایی مارکویتز، این مطالعه از مدل‎های اقتصادسنجی مختلفی از جمله تحلیل رگرسیون، مدل‌های GARCH و آزمون ریشه واحد فصلی برای تعیین سبد کالایی بهینه جهت پوشش ریسک استفاده می‎کند. نتایج کلیدی شامل نوسانات فصلی معنادار در فرکانس‎های مختلف است که نشان‎دهنده الگوهای فصلی قوی و پایدار است. تحلیل رگرسیون روابط معناداری بین بازده‎های گذشته و کنونی را نشان می‎دهد که تأثیر بازده‎های گذشته بر عملکرد کنونی را برجسته می‎کند. مدل‌های GARCH ضرایب مثبت معناداری برای اثرات شوک و وقفه‎های واریانس نشان می‎دهند که به معنای تأثیرات قابل توجه شوک‎ها و اثرات خودرگرسیونی قوی نوسانات گذشته بر نوسانات کنونی است. نسبت بهینه قراردادهای سپرده کالایی پسته فندقی بر اساس فصل و روز متغیر است که تقاضای بازار و ترجیحات سرمایه‎گذاران را منعکس می‎کند. این مطالعه چندین پیشنهاد سیاستی ارائه می‎دهد که عبارتند از؛ تقویت و مدیریت نوسانات فصلی از طریق مشتقات مالی، حمایت از ابزارهای پوشش ریسک، توجه به الگوهای فصلی و روزانه در ترکیب سبد کالایی، پایش و کنترل نوسانات در دوره‎های حساس و توسعه سیاست‎های حمایتی در ماه‎های کم نوسان. این پیشنهادها هدف دارند عملکرد بازار پسته فندقی را بهبود بخشیده و کارایی تصمیم‎گیری‎های سرمایه‎گذاری را افزایش دهند.

اقتصاد کشاورزی

عوامل مؤثر بر قصد خرید شکلات توسط مصرف‌کنندگان

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 168-155

https://doi.org/10.22067/jead.2024.84285.1218

مهکامه خواموشی یزدی، علیرضا کرباسی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی انگیزه‌ها و نگرش‌های مصرف‌کنندگان به انتخاب شکلات و تأثیر آن بر قصد خرید انجام شد. برای این منظور با استفاده از مدل معادلات ساختاری تأثیر متغیرهای سلامت، خلق و خو، کنترل وزن، شکلات‌گرایی، حسی، بسته‌بندی، قیمت و اعتماد به برند بر قصد خرید شکلات بررسی شده است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که تنها متغیر خلق تأثیر مثبت و معناداری بر اعتیاد به شکلات دارد. همچنین متغیرهای اعتماد برند، بسته‌بندی و قیمت بر قصد خرید شکلات تأثیر مثبت، مستقیم و معناداری دارند. متغیرهای خلق و خو و بسته‌بندی با تفاوت زیادی تأیید شده‌اند که نشان می‌دهد این دو عامل از نظر مصرف‌کننده بسیار مهم هستند. بنابراین روحیه مصرف‌کنندگان می‌تواند تأثیر بسزایی در مصرف شکلات داشته باشد. علاوه بر این، بسته‌بندی جذاب این قابلیت را دارد که توجه مصرف‌کنندگان را به خود جلب کند و اطلاعات مهمی را در مورد محصول از جمله طعم، مواد تشکیل دهنده و ارزش غذایی منتقل کند. همچنین اکثر مصرف‌کنندگان محصولات شکلات را از برندهای مورد اعتماد خود خریداری می‌کنند، بنابراین در این مورد معمولاً برندهای معروف و معتبر دارای مزیت هستند، حساسیت قیمت در گروه‌های مصرف‌کننده متفاوت است. این عوامل اغلب به هم مرتبط هستند و اهمیت آنها ممکن است بسته به ترجیحات فردی، جمعیت‌شناسی و روند بازار متفاوت باشد.

اقتصاد کشاورزی

اولویت‌بندی بازارهای هدف زعفران ایران بر اساس شاخص‌های رقابت بازاری

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 177-194

https://doi.org/10.22067/jead.2024.87254.1258

مرتضی مجیدیان، آرش دوراندیش

چکیده صادرات محصولات کشاورزی یکی از راهبردهای توسعه صادرات غیرنفتی و رشد پایدار اقتصادی در کشورهای در حال توسعه به شمار می‌آید. زعفران به‌عنوان یک محصول صادراتی دارای اهمیت ویژه‌ای در صادرات غیرنفتی ایران است. از آنجا‌که ایران در صادرات زعفران در بین چهار کشور برتر جهان قرار دارد، هدف این مطالعه اولویت‌بندی بازارهای هدف زعفران ایران بر اساس شاخص‌های رقابت بازاری و محاسبه مزیت‌نسبی و شاخص پایداری صادرات آن در جهان و کشورهای هدف صادراتی ایران می‌باشد. مقایسه ساختار بازار جهانی محصول طی دوره 2003-2022 نشان داد که با وجود سهم بالای کشورهای ایران، اسپانیا، انگلیس و نیجریه در بیشتر سال‌ها، ساختار بازار به شکل انحصار چند جانبه باز و بسته و در برخی سال‌ها بنگاه مسلط بوده است که بیانگر افزایش تعداد رقبا و رقابتی شدن بازار صادراتی این محصول است. ایران با متوسط سهم 6/13 درصدی در بازار صادرات زعفران و تولید بیش از 80 درصد زعفران، به‌طور مستقیم سهمی در صادرات جهانی نداشته و بیشتر زعفران ایران به کشورهایی مانند امارات، اسپانیا، چین و عمان صادر می‌شود و از آنجا مجددا به سایر کشورها صادر ‌می‌گردد که لازم است برای این منظور استراتژی‌هایی مانند توسعه بازار و برندسازی در اولویت قرار داده شود. نتایج نشان داد در سال 2022 چهار کشور نیجریه، سریلانکا، ایران و اسپانیا 93 درصد از کل صادرات جهان را به خود اختصاص داده‌اند و میانگین رتبه مقدار صادرات برای کشور ایران در دوره مورد مطالعه در بازار صادراتی زعفران رتبه 2 را به خود اختصاص داده است. همچنین ایران با شاخص پایداری صادرات کمتر از یک (96/0) صادرات پایداری داشته است اما روند تغییر این شاخص بیانگر کاهش پایداری ایران است. نتایج نشان داد که عمده صادرات زعفران ایران تنها به چهار کشور صورت می‌پذیرد و ترکیب این کشورها نیز ثابت نیست، لذا توجه به گسترش بازارهای هدف صادراتی به‌ترتیب با اولویت کشورهای چین، امارات، اسپانیا، هند، آمریکا، آلمان، فرانسه، ایتالیا، سوئد و کویت به‌ترتیب با میانگین رتبه 15/4، 85/6، 7/7، 95/7، 9/8، 3/12، 35/14، 25/15، 5/15 و 45/16مورد توجه قرار گیرد. همچنین نتایج نشان داد که بازار صادراتی این محصول انحصار چندجانبه بوده است، بنابراین باید از طریق مشارکت تمامی کشورهای صادرکننده به تعیین قیمت و سهم بازار هر یک از کشورها اقدام نمود.

اقتصاد کشاورزی

تأثیر مدیریت ارتباط با مشتریان بر عملکرد شرکت با توجه به نقش تعدیل‌کنندگی قابلیت نوآوری: شواهدی از شرکت تولید و بسته‌بندی قارچ

دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 119-139

https://doi.org/10.22067/jead.2024.86675.1253

سیدحسین هاشمی فرد، سیدمجتبی موسوی نقابی، مریم اولادی

چکیده در سال‌های اخیر با افزایش رقابت بین شرکت‌های فعال در عرصه کشاورزی، نوآوری در ارتباط مؤثر با مشتریان به یکی از الزامات موفقیت این شرکت‌ها تبدیل شده است. لذا، پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر شیوه‌های مدیریت ارتباط با مشتری بر عملکرد سازمان با توجه به نقش تعدیل‌کنندگی قابلیت نوآوری است؛ که با جمع‌آوری شواهد تجربی از شرکتی فعال در عرصه کشاورزی، شرکت تولید و بسته‌بندی قارچ سپید مزرعه در شهرستان کاشمر انجام شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، جز تحقیقات کاربردی و از نظر روش‌شناسی جز تحقیقات پیمایشی به شمار می‌آید. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان شرکت مذکور بود؛ که پرسشنامه با استفاده از روش سرشماری بین کلیه 60 کارمند شرکت توزیع شد و نهایتاً 53 پرسشنامه قابل استفاده جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها از تکنیک بوت ‌استرپینگ و روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 19 و PLS نسخه 3 انجام شده است. بر اساس نتایج پژوهش مدیریت ارتباط با مشتری با ضریب مسیر 6/0 بر عملکرد سازمان تأثیر مثبت معنی‌داری داشته است و متغیر قابلیت نوآوری این رابطه را به‌صورت مثبت تعدیل کرده است. همچنین از بین مؤلفه‌های مدیریت ارتباط با مشتریان، بیشترین تأثیر را بر عملکرد سازمان، به‌ترتیب متغیر حل مسأله مشترک با ضریب تأثیر 685/0، مدیریت ارتباط با مشتری بر پایه فناوری با ضریب تأثیر 577/0، شراکت بلندمدت با ضریب تأثیر 430/0، درگیر کردن مشتری با ضریب تأثیر 410/0 و به اشتراک‌گذاری اطلاعات با ضریب تأثیر 318/0 داشته است. با توجه به یافته‌های پژوهش به کسب‌ وکارهای فعال در عرصه کشاورزی پیشنهاد می‌شود با استفاده از رویکردی متناسب با فناوری‌های نوین و سلایق مشتریان، نسبت به بکارگیری نوآوری‌های تازه و بدیعی در مؤلفه‌های مدیریت ارتباط با مشتری با هدف ارتقای مزیت رقابتی و بهبود عملکرد سازمان بکوشند.

اقتصاد کشاورزی

بررسی راهبرد مناسب ورود به بازار بین‌المللی محصولات کشاورزی ارگانیک

دوره 37، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 397-413

https://doi.org/10.22067/jead.2024.84095.1214

حنانه آقاصفری، علیرضا کرباسی، حسین محمدی، رابرتو کلیستی

چکیده افزایش نگرانی مصرف­کنندگان از کیفیت و ایمنی محصولات کشاورزی در سراسر جهان سبب شده است تا محصولات ارگانیک به یکی از محبوب­ترین گزینه­های مصرف سالم و پایدار تبدیل شوند. گرایش و مصرف روزافزون محصولات کشاورزی ارگانیک، رشد فزاینده بازار این محصولات را در دو دهه اخیر به همراه داشته است. به دلیل اهمیت ورود و کسب سهمی از این بازار رو به رشد، این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر راهبرد ورود به بازار بین­المللی محصولات ارگانیک و تعیین راهبرد مناسب برای ورود به آن با استفاده مدل­سازی معادلات ساختاری می­پردازد. داده­های این مطالعه با جمع­آوری 90 پرسشنامه از تولیدکنندگان محصولات زعفران، پسته و کشمش ارگانیک در سال 1400 با روش نمونه­گیری در دسترس در استان خراسان رضوی به­دست آمده است. نتایج به‌دست آمده حاکی از آن است که متغیرهای ریسک و انگیزه ورود به بازار بین­المللی به طور مستقیم و متغیر مالکیت بر تولید و بازاریابی به­طور غیرمستقیم و از طریق اثرگذاری بر انگیزه ورود به بازار بین­المللی، بر راهبرد ورود به بازار بین­المللی اثر مثبت و معنادار دارند. ضمن این­که ریسک اثر کاهنده و معنادار بر انگیزه ورود به بازار بین­المللی محصولات ارگانیک دارد. بر این اساس، راهبرد مناسب برای ورود به بازار بین­المللی محصولات ارگانیک، راهبردهای غیرمستقیم، مشارکتی و غیرحضوری مانند صادرات غیرمستقیم، تولید قراردادی و سرمایه­گذاری مشترک به‌دست آمد. از این­رو، پیشنهاد می­شود دولت برای حضور مستقیم تولیدکنندگان محصولات ارگانیک در بازارهای بین­المللی، ریسک­های ناشی از تحریم و موانع انگیزه­ای برای ورود به بازار را رفع نموده یا کاهش دهد.

اقتصاد کشاورزی

سنجش رفتار بازار در صنعت محصولات لبنی با استفاده از تابع سود محور

دوره 37، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 309-323

https://doi.org/10.22067/jead.2023.80560.1175

حبیب شهبازی

چکیده بازار و شرایط حاکم بر آن به‌ویژه صنعت مواد غذایی همواره یکی از مسائل مهمِ پیشرویِ تصمیم‌گیران می‌باشد. زیرا شرایط بازار به لحاظ سطح رقابت برای دسترسی به کالا از منظر تصمیم‌سازان دولتی و به لحاظ قیمت برای تولید و عرضه‌کنندگان بخش خصوصی اهمیت دارد. محصولات لبنی به‌ویژه شیر و پنیر از منظر مصرف‌کننده یک کالای سلامتی‌بخش، از منظر تولیدکنندگان یک کالای تولیدی راهبردی و از منظر تصمیم‌گیرندگان دولتی یک عامل در تغییر سطح رفاه اجتماعی می‌باشد. بنابراین رفتار بازار اثر مهمی بر قیمت و از آن رو بر انگیزه تولید و در نهایت مصرف شیر و پنیر دارد. در این پژوهش سعی شده است یک چارچوب ساختاری برای بررسی رفتار صنعت محصولات لبنی به ویژه شیر و پنیر (به لحاظ سنجش سطح رقابت یا انحصار) با استفاده از تابع سود ارائه شود. همچنین با استفاده از رویکرد تغییرات حدسی (CV) [1] بر اساس مطالعه هوانیسیان و بوزیک (Hovhannisyan and Bozic, 2013) میزان اضافه‌بهای ناشی از وجود قدرت بازاری در سطح خرده‌فروشی برای سال‌های 1395-1400 در 7 استان منتخب برآورد شده است. نتایج نشان می‌دهد در مورد صنعت شیر، خرده‌فروشان بیشترین سود را در شیر برند B1 (شیر تولیدی شرکت صنایع شیر ایران) در طول سال‌های مورد مطالعه دریافت کرده‌اند. به‌گونه‌ای که بطور متوسط اضافه‌بهایی معادل 8/4 درصد دریافت کرده‌اند در حالی‌که این اضافه‌بها برای شیر تولیدی سایر برندها معادل 9/3 درصد می‌باشد. در مورد پنیر، اگرچه اضافه‌بها دریافتی خرده‌فروشان از پنیر B2 (پنیر تولیدی در شرکت‌های رقیبِ شرکت صنایع شیر ایران- بطور متوسط 0/4 درصد-) بیشتر است، اما تفاوت زیادی با اضافه‌بهای دریافتی پنیر تولیدی شرکت صنایع شیر ایران (بطور متوسط 9/3 درصد) ندارد. همچنین نتایج بیانگر آن است که ناهمسانی منطقه‌ای زیادی در بین استان‌‌های کشور (استان‌های مورد مطالعه) در صنعت محصولات لبنی وجود دارد بطوری‌که اضافه‌بها در سطح خرده‌فروشی در استان‌های مختلف متفاوت است که مهمترین دلیل آن می‌تواند تفاوت در سطح توسعه یافتگی در صنایع لبنی در استان‌های مختلف باشد. اضافه‌بها در شیر برند B1 از 3/3 درصد در استان آذربایجان‌شرقی تا 7 درصد در استان خراسان‌رضوی تغییر داشته است. اما خرده‌فروشان برای شیر تولیدی سایر برندها یعنی B2 از 3 درصد در استان آذربایجان‌غربی تا 9/6 درصد در استان اصفهان اضافه‌بها دریافت کرده‌اند. در مورد پنیر، اضافه‌بهای دریافتی شرکت‌های رقیبِ شرکت صنایع شیر ایران از 2 درصد در استان فارس تا 5/6 درصد در استان آذربایجان‌شرقی تغییر داشته است. اما خرده‌فروشان برای پنیر تولیدی در شرکت صنایع شیر ایران از 5/1 درصد در استان آذربایجان‌شرقی تا 7/6 درصد در استان فارس اضافه‌بها دریافت کرده‌اند. توجه به تفاوت‌های منطقه‌ای در برندینگ و بازاریابی محصولات شیر و پنیر، اهمیت دارد. همچنین، در نظر گرفتن عوامل سهم بازاری و تغییرات حدسی نیز می‌تواند در تعیین استراتژی‌های تولید و بازاریابی مؤثر باشد.
 
[1]- Conjectural Variation

اقتصاد کشاورزی

معاملات بازخورد در صندوق‌های قابل معامله زعفران

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 131-143

https://doi.org/10.22067/jead.2023.80030.1171

مهدی شاعرعطار، اکبر میرزاپور باباجان

چکیده صندوق­های کالایی یکی از انوع صندوق­های قابل معامله در بورس هستند که دارایی پایه آن­ها به جای سهام، محصولات کشاورزی، انرژی و یا فلزات می­باشند. این صندوق­ها به روش­های مختلفی نظیر نگه­داری فیزیکی کالا، قرارداد آتی کالای منفرد، سبدی از قراردادهای آتی کالاها و یا خریداری سهام کالاهای مختلف، سرمایه­گذاران خود را در مقابل بازار انواع کالاها قرار می­دهند. طی سال­های اخیر، این ابزار مالی با ایجاد مزیت­های فراوان به یکی از گزینه­های مهم سرمایه­گذاری در بین معامله­گران تبدیل شده است. با وجود این تحولات، شواهد کمی در ادبیات فعلی در مورد رفتار معاملاتی سرمایه­گذاران این صندوق­ها گزارش شده است. هدف از این مقاله، بررسی وجود معاملات بازخورد در رفتار معامله­گران صندوق­های کالایی زعفران در ایران می­باشد. به این جهت از داده­های روزانه دو صندوق زعفران موجود در بورس کالای ایران یعنی سحرخیز و نویرا، طی دوره زمانی 14/10/1399 الی 30/08/1401 و مدل معاملات بازخورد سنتانا-وادوانی (1992) استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داد که نوسان بازدهی صندوق­های زعفران نسبت به اخبار مثبت و منفی متقارن می­باشد. با وجود بازار رسمی با هم­پوشانی کامل برای معاملات دارایی پایه، معامله­گران صندوق­های زعفران توجهی به انحراف قیمت بین صندوق­ها و خالص ارزش دارایی­ آن­ها ندارند. نتایج حاصل از برآورد مدل معاملات بازخورد نشان داد که علائمی از وجود معاملات بازخورد در هیچ کدام از صندوق­های زعفران دیده نمی­شود و معامله­گران این صندوق­ها توجهی به بازدهی گذشته آن ندارند. به نظر می­رسد بازار این صندوق­ها از کارایی برخوردار می­باشد که این موضوع را می­توان با خاص بودن دارایی پایه زعفران و سرمایه­گذاران این صندوق­ها در ارتباط دانست.

اقتصاد کشاورزی

اثر آمیخته بازاریابی و دانش تخصصی روی عملکرد صادرات شرکت‌های کوچک و متوسط صادر کننده خشکبار

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 145-156

https://doi.org/10.22067/jead.2023.80703.1176

سارا یارمند، حسین محمدی، علیرضا کرباسی، مریم دهقانی

چکیده صادرات محرک حیاتی رشد اقتصادی در کشورهای مختلف است و به طور قابل توجهی به ورود یک کشور به بازارهای جهانی کمک می‌کند و موفقیت اقتصادی را افزایش می‌دهد. در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، برنامه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی، گسترش صادرات به‌ویژه محصولات کشاورزی با ارزش افزوده بالا را در اولویت قرار داده‌اند. رشد صادرات غیرنفتی مانند خشکبار و ورود تولیدکنندگان داخلی به بازارهای جدید جهانی منجر به افزایش تقاضا برای محصولات صادراتی ایران خواهد شد. این امر همچنین منجر به افزایش سطح تولید، افزایش فرصت‌های شغلی و ارزش افزوده بیشتر در فعالیت‌های مرتبط می‌شود. برای افزایش عملکرد صادرات، که معیاری حیاتی برای موفقیت یک شرکت در استفاده از منابع و قابلیت‌های خود در عرصه بین‌المللی در یک دوره زمانی خاص است، تمرکز بر بهبود استراتژی‌های بازاریابی و دانش تخصصی بسیار مهم است. بنابراین، این تحقیق با هدف بررسی تاثیر آمیخته بازاریابی و دانش تخصصی بازاریابی بر عملکرد صادرات شرکت‌های کوچک و متوسط فعال در صادرات میوه‌های خشک مشهد در سال 1401 انجام شد. در مجموع 80 پرسشنامه با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس بین مدیران ارشد، اعضای هیئت مدیره و مدیران بازرگانی SME های میوه خشک توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌های تحقیق از مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده گردید. داده‌های آماری و مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که تأثیر مشترک آمیخته بازاریابی و دانش بازاریابی تخصصی بر عملکرد صادرات مثبت و معنادار است. برای افزایش سودآوری شرکت، برای مدیران ارشد و مدیران فروش بسیار مهم است که این دو عامل را به رسمیت بشناسند و برای کسب مهارت‌های لازم، آموزش‌های مربوطه را طی کنند. علاوه بر این، مدیران باید از کانال‌های توزیع مناسب برای افزایش صادرات خود استفاده کنند و در عین حال کیفیت و بسته‌بندی محصول را بر اساس ترجیحات خریداران تطبیق دهند.

اقتصاد کشاورزی

بررسی اثر کیفیت و بسته‌بندی بر قیمت روغن خوراکی افتابگردان

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 203-215

https://doi.org/10.22067/jead.2023.83025.1199

امیرحسین چیذری، محدثه دهقانی

چکیده بر اساس رفتار مصرف‌کنندگان قیمت‌هایی که در بازار مورد پذیرش مصرف‌کننده قرار می‌گیرند ناشی از ویژگی‌های کالاهاست. این ویژگی‌ها هرکدام سهمی در قیمت مورد توافق مصرف‌کننده یا تقاضاکننده و عرضه‌کننده دارد. لذا شناخت دقیق خواسته‌های مصرف‌کننده موجب تولید و عرضه کالای تقاضامحور، کاهش هزینه‌های بازاریابی، نفوذ بیشتر محصول در بین مصرف‌کنندگان و افزایش مطلوبیت مصرف‌کننده و وفاداری او به برند خواهد شد. این مطالعه به بررسی اثر کیفیت و بسته‌بندی بر قیمت روغن‌ خوراکی (آفتابگردان) در شهر تهران به‌عنوان بزرگ‌ترین بازار مصرف روغن خوراکی پرداخته‌است. به‌منظور دست‌یابی به هدف اصلی از روش قیمت‌گذاری هدونیک استفاده شده‌است. سپس به‌منظور تعیین عوامل مؤثر بر مقدار مصرف این روغن‌ها و همچنین تعیین عوامل مؤثر بر وفاداری مصرف‌کننده به برند روغن خوراکی، با توجه به ماهیت کیفی و ترتیبی متغیر وابسته از الگوی لاجیت ترتیبی استفاده شده‌است. تعیین حجم نمونه به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دومرحله‌ای در دسترس از بین کل مصرف‌کنندگان شهر تهران بوده و اطلاعات از جمع‌آوری 350 پرسشنامه که توسط مصرف‌کنندگان تکمیل گردیده، به‌دست‌آمده است. الگوهای موردمطالعه به ترتیب با استفاده از نرم‌افزارهای shazam و stata برآورد شد. عوامل مختلفی بر میزان مصرف این روغن در سطوح مختلف مصرف تأثیرگذار می‌باشد. اما به‌طورکلی عواملی مانند افزایش سن، افزایش سطح درآمد و افزایش سطح تأثیر بیماری و رژیم غذایی بر نوع روغن خوراکی موجب کاهش در میزان مصرف این روغن خوراکی می‌شود. همچنین عوامل دیگری مانند افزایش سطح کیفیت محصول، افزایش در سطح کیفیت بسته‌بندی روغن، افزایش سطح وفاداری مصرف‌کننده به روغن خوراکی و افزایش فروش آنلاین این محصول، افزایش سطح تقاضا برای این خوراکی را به همراه دارد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی کارایی و ظرفیت صادراتی محصولات زراعی ایران: کاربرد الگوی جاذبه مرزی تصادفی

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 217-230

https://doi.org/10.22067/jead.2023.83459.1202

میلاد امینی زاده، محسن رفعتی

چکیده صادرات کشاورزی ایران در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته است. در این میان محصولات زراعی (کد 07) به دومین گروه مهم صادرات بخش کشاورزی ایران در سال‌های اخیر تبدیل شده است. با این وجود مطالعات اندکی به بررسی ظرفیت‌های صادراتی محصولات زراعی پرداخته‌اند. از این رو هدف این مطالعه بررسی مولفه‌های اثرگذار بر صادرات محصولات زراعی و سنجش کارایی صادرات ایران است. به منظور دستیابی به هدف، الگوی جاذبه مرزی تصادفی براساس داده‌های تابلویی متوازن برای 21 کشور در دوره زمانی 2021-2001 برآورد شد. نتایج بیانگر این است که اندازه اقتصادی و فیزیکی بازار هدف اثری مثبت و معنی‌د‌ار بر صادرات محصولات زراعی ایران داشته‌اند. همچنین مرز مشترک میان ایران و شرکای تجاری و تحریم‌های اقتصادی دارای اثری مثبت و معنی‌دار بر صادرات محصولات زراعی بوده است، در حالی‌که فاصله جغرافیایی میان ایران و کشورهای واردکننده اثری منفی بر صادرات داشته است. نتایج کارایی نشان داد که در دوره زمانی 2015-2021 ایران در هیچ بازار هدفی دارای کارایی 100 درصدی نبوده است و در چهار کشور افغانستان، امارات متحده عربی، کانادا و عراق با کارایی بیش از 50 درصد روبرو بوده است. براساس نتایج، ایران بیشترین پتانسیل صادرات محصولات زراعی را در عراق دارد. در نتیجه، با توجه به اثر مثبت و معنی‌دار مرز مشترک و ظرفیت‌های بالای شرکای تجاری هم‌مرز با ایران، پیشنهاد می‌شود که کشورهای تجاری دارای مرز مشترک مانند عراق در اولویت صادرات محصولات زراعی قرار گیرند.

اقتصاد کشاورزی

تأثیر آمیخته بازاریابی بر ارزش ویژه برند در صنعت زعفران

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 103-117

https://doi.org/10.22067/jead.2023.79925.1169

امیررضا کنجکاو منفرد، علی جمدی، زهره السادات دعائی، عالیه حق‌بین

چکیده هدف از این پژوهش، تعیین عوامل تاثیرگذار آمیخته بازاریابی بر ارزش ویژه برند در صنعت زعفران است؛ در راستای نیل به این هدف رابطه بین عوامل آمیخته بازاریابی (محصول، کانال توزیع، قیمت، فعالیت‌های ترفیعی)، چهار بعد ارزش ویژه برند (آگاهی از برند، کیفیت ادراک شده، تصویر فروشگاه و وفاداری به برند) به وسیله معادلات ساختاری سنجیده شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و بر اساس روش گرد آوری داده‌ها از نوع توصیفی- همبستگی محسوب می‌شود. جامعه آماری این پژوهش، مصرف­کنندگان شهرستان اصفهان و یزد محصولات زعفران در سال 1401 هستند. به این منظور با روش نمونه­گیری غیراحتمالی در دسترس نمونه­ای مشتمل بر 384 نفر تعیین شد. نتایج حاصل شده نشان داد که بعد محصول بر تمامی ابعاد ارزش ویژه برند اثر دارد؛ همچنین قیمت فقط بر تصویر فروشگاه تاثیر معناداری دارد. همینطور توزیع بر تمامی ابعاد ارزش ویژه برند بجز تصویر فروشگاه اثر معناداری دارد و همچنین ترفیع بر کیفیت درک شده و آگاهی برند تاثیر معناداری دارد. بنابراین، مراکز فعال در حوزه زعفران باید تاکید زیادی بر ایجاد محصول با کیفیت و ایجاد وفاداری به برند داشته باشند. همچنین از طریق افزایش مطلوبیت خدمات پس از فروش، استمرار ملاقات نمایندگان پخش با مشتریان و حفظ تناسب قیمت محصولات خود با کیفیت آنها، تصویر ذهنی مثبت مشتریان از شرکت را ارتقا داده و از این طریق بر کیفیت ادراک شده و آگاهی از برند و وفاداری مشتریان خود تاثیر مثبت اعمال نمایند. اگر ایران خواهان افزایش صادرات زعفران و افزایش نقش و سهم خود در بازارهای جهانی است، باید اصول بازاریابی مناسب را در این صنعت رعایت کرد. ایجاد یک هیئت بازاریابی منطقه‌ای برای هماهنگی فعالیت‌های تولید، بازاریابی و صادرات زعفران، توصیه ای به سیاست­گذاران برای صادرات بیشتر محصول زعفران با ارزش افزوده به بازارهای جهانی است.

اقتصاد کشاورزی

عوامل موثر بر انتخاب استراتژی بازاریابی در مراحل مختلف چرخه عمر محصول

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 337-352

https://doi.org/10.22067/jead.2022.17748.0

حسین محمدی، علیرضا ثانی حیدری، عبدالله شهرکی

چکیده یک استراتژی بازاریابی مناسب برای افزایش فروش و سودآوری در مراحل مختلف چرخه عمر محصول ضروری است. هدف اصلی این مطالعه بررسی عوامل موثر بر انتخاب استراتژی بازاریابی در مراحل مختلف چرخه عمر محصول در صنایع غذایی مشهد می‌باشد. داده‌ها از طریق یک نظرسنجی جمع‌آوری شده و پرسشنامه‌ها توسط 88 مدیر بازاریابی صنعت تولید مواد غذایی در سال 1396 تکمیل شده است. برای رسیدن به هدف پژوهش، از الگوی لاجیت چند جمله‌ای برای تعیین تأثیر متغیرهای توضیحی بر احتمال انتخاب یک استراتژی بازاریابی ویژه در مراحل مختلف چرخه عمر محصول استفاده بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که متغیرهای تجربه مدیر، تحصیلات، نوع محصول، رقابت‌پذیری، برند معتبر و سهم بازار تأثیر معناداری بر استراتژی انتخابی در مراحل مختلف چرخه عمر محصول داشته است. بنابراین، سودآوری یک شرکت در بازار را می‌توان با اجرای یک استراتژی بازاریابی مبتنی بر نوع محصول و در ارتباط با مراحل خاص چرخه عمر محصول بهبود داد.