نقش سرمایهگذاری مستقیم خارجی و باز بودن تجاری در عملکرد بخش کشاورزی ایران
صفحه 16-1
https://doi.org/10.22067/jead.2025.88372.1274
روح اله بابکی، مهناز عفتی
چکیده یکی از مهمترین اهداف همه کشورها بهویژه کشورهای در حال توسعه، رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی است و با توجه به اینکه بخش کشاورزی یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی چنین کشورهایی است، بنابراین سیاستگذران اقتصادی، همواره بهدنبال رشد و توسعه این بخش هستند. سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) برای سرعت بخشیدن به اقتصاد یک کشور در حال توسعه مانند ایران، بسیار مهم است. باز بودن تجاری و تأثیر آن بر رشد اقتصادی نیز بهطور گسترده در ادبیات اقتصادی، مورد بحث و تحقیق قرار گرفته است. از این رو با توجه به اهمیت FDI و باز بودن تجاری در اقتصاد و مشخص نبودن اثر قطعی آنها بر عملکرد بخش کشاورزی از لحاظ نظری، در این مطالعه با استفاده از روش خودتوضیح با وقفههای توزیعی (ARDL) به بررسی اثر سرمایهگذاری مستقیم خارجی و باز بودن تجاری بر رشد تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی ایران طی دوره 1970-2022 بهصورت تجربی پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که سرمایهگذاری مستقیم خارجی، تولید ناخالص داخلی (رشد اقتصادی) و سرمایه ثابت ناخالص بر رشد تولید بخش کشاورزی ایران در بلندمدت، اثر مثبت و معنیدار دارد. این در حالی است که اثر نرخ تورم بر رشد تولید بخش کشاورزی ایران در بلندمدت، منفی و معنیدار است؛ اما باز بودن تجاری اثر معنیداری بر رشد تولید بخش کشاورزی ایران در بلندمدت ندارد.
بررسی عوامل مؤثر بر الگوی مصرف نان سبوسدار در شهر مشهد
صفحه 30-17
https://doi.org/10.22067/jead.2025.89076.1280
علیرضا کرباسی، بهاره زندی دره غریبی، صدیقه نورالدینی
چکیده نان بهعنوان یکی از مهمترین غلات در تاریخ بشر و فرهنگهای مختلف، همواره جایگاه ویژهای در سبد خانوار داشته است. ارزش تغذیهای نان میتواند مستقیماً در سلامتی افراد تأثیرگذار باشد و درصورتیکه نان سالمی در اختیار مردم قرار نگیرد، مشکلات سلامتی در قالب انواع بیماریها بروز میکند. از اینرو این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر الگوی مصرف نان سبوسدار پرداخته است. اطلاعات مورد نیاز با تکمیل پرسشنامه از 265 خانوار شهر مشهد در سال 1402 جمعآوری گردید. الگوی لاجیت ترتیبی برای تجزیه و تحلیل دادهها به کار گرفته شد که با توجه به نقض فرض رگرسیونهای موازی، مدل لاجیت ترتیبی تعمیمیافته برآورد گردید. نتایج نشان داد، احتمال مصرف نانهای با سبوس بالاتر در میان مصرفکنندگانی که برای سلامت و کیفیت نان اهمیت بالاتری قائل هستند، افزایش میباید. همچنین افزایش میزان رضایتمندی مصرفکنندگان احتمال مصرف نانهای با سبوس بالاتر را افزایش میدهد. درصورتیکه اهمیت شکل ظاهری نان در میان مصرفکنندگان، احتمال مصرف نانهای با سبوس بالا را بهدلیل رنگ تیره این نانها نسبت به نان معمولی کاهش مییابد. لذا ارائه برنامههای آموزشی و کمپینهای آگاهیبخشی برای اطلاعرسانی به مردم در مورد فواید نانهای سبوسدار، تمرکز بر فرمولاسیونهای بهبودیافته برای بهبود رنگ، شکل و طعم نان سبوسدار و همچنین استفاده از بستهبندی ترکیبی نانهای با سبوس بالا و کم سبوس میتواند در ارتقای سطح سلامت عمومی مؤثر واقع گردد.
ارزیابی تأثیر نااطمینانیهای نرخ ارز مؤثر واقعی بر میزان سرمایهگذاری بخش کشاورزی در استانهای ایران: تحلیل با استفاده از رهیافت دو مرحلهای سوامی
صفحه 43-31
https://doi.org/10.22067/jead.2025.91433.1323
مهدی مقدم
چکیده نرخ ارز مؤثر واقعی، معیاری برای ارزیابی ارزش پول یک کشور در برابر سبدی از ارزهای دیگر، با لحاظ تفاوتهای سطح قیمت داخلی و خارجی است که رقابتپذیری اقتصادی را در تجارت بینالمللی نشان میدهد. این پژوهش به بررسی تأثیر نااطمینانیهای نرخ ارز مؤثر واقعی بر سرمایهگذاری در بخش کشاورزی استانهای مختلف ایران در دوره زمانی 1387 تا 1402 پرداخته است. در این مطالعه، ابتدا نااطمینانی نرخ ارز با استفاده از مدلهای EGARCH محاسبه و بهعنوان متغیر توضیحی در مدل مورد بررسی قرار گرفت. سپس، تابع سرمایهگذاری بخش کشاورزی با استفاده از تکنیک Swamy برآورد شد. برای تخمین توابع رگرسیونی و حل مدلها، از نرمافزارهای Eviews9 و Stata14 استفاده شد. نتایج آزمونهای ریشه واحد فیشر و دیکی فولر نشاندهنده ناپایداری متغیرها در این سطح بوده و آزمونهای همانباشتگی درونی رابطه بلندمدت میان متغیرها را تأیید کردند. یافتههای این پژوهش نشان داد که تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی استانها، نرخ بهره و اعتبارات بانکی تأثیر معناداری بر سرمایهگذاری کشاورزی دارند. همچنین، تأثیر نااطمینانی نرخ ارز مؤثر واقعی در استانهای مختلف متفاوت بوده است. بهطور خاص، این نااطمینانی تأثیر مثبت و معناداری بر سرمایهگذاری کشاورزی در استانهای اصفهان و آذربایجان غربی داشته، در حالیکه در استانهای سمنان، سیستان و بلوچستان، مازندران، آذربایجان شرقی و کرمانشاه تأثیر منفی مشاهده شده است.
بهینهسازی الگوی کشت و اثر آن بر بهرهوری آب و انرژی (مطالعه موردی: اراضی زراعی شهرستان دهلران، استان ایلام)
صفحه 65-45
https://doi.org/10.22067/jead.2025.93513.1354
پروین قادری نژاد، سمیه شیرزادی لسکوکلایه، مصطفی مردانی نجف آبادی، فاطمه کشیری کلایی
چکیده با توجه به محدود بودن منابع آب و انرژی در کشاورزی، در مطالعه حاضر با استفاده از مدل برنامهریزی ریاضی چند هدفه، اثر تعیین الگوی کشت بهینه بر بهرهوری آب و انرژی در شهرستان دهلران مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا اهداف حداکثرسازی سود و تولید و حداقلسازی مصرف آب و انرژی بهصورت چند هدفه مورد بررسی قرار گرفت. دادههای مورد نیاز از سازمان جهاد کشاورزی و شرکت آب منطقهای استان ایلام مربوط به سال 1401-1400 جمعآوری شد. نتایج الگوی پیشنهادی افزایش متغیرهایی مانند سطح زیرکشت کل، تولید کل و سود ناخالص، بهترتیب به میزان 85/3، 48/8 و 70/4 را نسبت به حالت الگوی پایه نشان میدهند. اجرای الگوی کشت بهینه سبب بهبود بهرهوری فیزیکی و اقتصادی آب و انرژی به میزان 09/22، 84/17، 16/10 و 33/6 و صرفهجویی 14/11 و 52/1 درصد در مصرف آب و انرژی شد. از نظر مصرف انرژی، نهاده کود شیمیایی با سهمی حدود 44/0 درصد بالاترین سهم از کل منابع انرژی به خود اختصاص داد. نتایج حاصل از اجرای سناریوهای کاهش موجودی آب نیز حاکی از آن است که کاهش 30 درصدی موجودی آب، تولید کل، سودناخالص کل، مصرف انرژی و آب را بهترتیب حدود 6/0، 5/1، 2 و 21 درصد کاهش مییابد. اما در مقابل بهرهوریهای آب و انرژی در سناریوهای مورد بررسی افزایش مییابد. لذا میتوان گفت با اجرای الگوی کشت بهینه در منطقه دهلران ضمن کاهش مصرف آب و انرژی، به افزایش بهرهوری نیز دست یافت.که، میتواند گام مهمی در زمینه پیشبرد اهداف منطقه باشد.
ارتباط قیمت سهام و کارایی مالی شرکتهای کشاورزی فعال در بازار بورس ایران
صفحه 82-67
https://doi.org/10.22067/jead.2025.95208.1373
بهناز ناظرانی، جواد حسین زاد، محمد قهرمان زاده
چکیده یکی از نشانگرهای مهم بازار بورس که بسیار بر تصمیمگیریهای مالی مؤثر است، قیمت سهام میباشد؛ و افزایش قیمت سهام نیز بیانگر بهبود کارایی مالی شرکت میباشد. کارایی مالی نیز بهعنوان شاخصی از توانایی سازمان در استفاده از منابع موجود در ایجاد بازده و سود برای سهامدارانش استفاده میشود. بهبود کارایی مالی نیر به نوعی موجب افزایش ارزش سهام شرکتها میگردد. عملکرد مالی شرکتها تحت تأثیر عوامل مختلفی است که این عوامل بر موفقیت یا عدم موفقیت آنها تأثیر به سزایی دارند. بنابراین با توجه به ارتباط متقابل قیمت سهام و کارایی مالی در مطالعه حاضر سعی شده است، ارتباط قیمت سهام و کارایی مالی شرکتهای کشاورزی فعال در بازار بورس ایران در بازه زمانی 1390 الی 1402 با استفاده از سیستم معادلات همزمان بررسی گردد. دادهها و گزارشات حسابرسی شده سالیانه از پایگاه اینترنتی کدال و شرکت فناوری بورس تهران تهیه شده است. در این مطالعه از نسبتهای مالی نظیر نسبت فعالیت، نسبت سودآوری و نسبت اهرمی و همچنین نسبت کیوتوبین جهت اندازهگیری کارایی مالی استفاده شده است. نتایج حاکی از آن بود که یک ارتباط مثبت و معنادار میان قیمت سهام و کارایی مالی وجود دارد. لذا رفع موانع ساختاری بنگاههای بخش کشاورزی مانند عدم برندسازی محصولات، عدم رعایت استاندارهای لازم در مصرف مواد شیمیایی، فقدان تکنولوژیهای مناسب و ایجاد زمینه بهتر و بیشتر حضور این بنگاهها در بازار بورس موجب می شود که کارایی مالی آنها بهبود یابد. بدینترتیب انگیزه بیشتری هم برای سرمایهگزاران و خریداران سهام وجود خواهد داشت که با تقاضای بیشتر سهام این بنگاهها منبع مطمئنتری برای تأمین سرمایه فعالیتهای بخش کشاورزی فراهم نمایند.
طبقهبندی JEL: O16, G14, N50, D45
راهبرد توسعه صادرات گیاهان دارویی ایران از منظر بخش خصوصی
صفحه 102-83
https://doi.org/10.22067/jead.2025.95365.1376
مرتضی محمدی، جعفر یزدی مقدم
چکیده اقلیمهای متنوع و عرصههای پهناور ایران شرایط بسیار مناسبی را برای تولید گونههای مختلف گیاهان دارویی فراهم نموده است، با این وجود بررسی دادههای تجاری 20 سال اخیر نشان میدهد که سهم ایران از تجارت جهانی رو به رشد این محصولات، ناچیز بوده و ارزش صادرات آنها نیز از رشد باثباتی برخوردار نبوده است. این تحقیق با هدف تدوین راهبرد توسعه صادرات گیاهان دارویی ایران جهت برخورداری از فرصتهای رو به رشد بازار انجام شده است و از آنجاکه پیشبرد این راهبرد بدون مشارکت بخش خصوصی میسر نیست، لذا در تدوین آن نیز به نظرات تولیدکنندگان و صادرکنندگان این حوزه توجه ویژهای شده است. در این راستا بر اساس نظرات خبرگان از روش تجزیه و تحلیل سوات (SWOT) جهت تدوین راهبردها، از ماتریس برنامهریزی راهبردی کمی (QSPM) جهت اولویتبندی برنامهها و سیاستها و از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت اولویتبندی گونههای گیاهان دارویی استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان میدهند: 1- با توجه به مجموع امتیازات وزنی عوامل داخلی (4/2) و خارجی (5/2) از نظر تولیدکنندگان و کارشناسان راهبرد توسعه باید با رویکرد محافظهکارانه تدوین شود، در حالیکه با توجه به ضرایب اهمیت عوامل داخلی (4/2) و عوامل خارجی (2/2) از نظر صادرکنندگان این رویکرد باید تدافعی باشد؛ 2- با توجه به ضرایب اهمیت، اجرای برنامههای ایجاد سیستم اطلاعات بازاریابی (0912/0)، افزایش ثبات در بازار (0832/0)، مدرنسازی صنایع تکمیلی و تبدیلی (0825/0)، تهیه و ترویج الگوی کشت گیاهان دارویی کشور (0789/0)، رفع موانع تجاری و ارائه مشوقهای صادراتی (0732/0) و حمایت از مکانیزاسیون کشاورزی (0675/0) در اولویت قرار میگیرند؛ 3- با در نظر گرفتن شش معیار مهم اقتصادی و زیستمحیطی مشخص شد که بهترتیب گیاهان با عصاره و صمغهای دارویی (338/0)، گیاهان دارویی معطر و اسانس دار (253/0) و گیاهان با دانههای دارویی (164/0) از اهمیت بالاتری برخوردارند. نتایج تحقیق حاکی از اینست که با رویکرد تدافعی، راهبرد نفوذ در بازار از طریق بهبود کیفیت محصولات فعلی و با رویکرد محافظهکارانه، راهبرد توسعه بازار از طریق تقویت بازاریابی خارجی میتوانند فرصتهای رشد مناسبی را جهت پر کردن شکاف برنامهریزی استراتژیک در شرایط فعلی فراهم نمایند. لازمه پیشبرد راهبردهای مذکور، ارتقاء دانش و فناوری در زنجیره ارزش گیاهان دارویی است که برنامهها و سیاستهای حمایتی دولت نقش مهمی در تحقق آن دارند. علاوه بر این، ایجاد یک سیستم اطلاعات بازاریابی کارآمد در پیشبرد راهبردها از طریق ساماندهی زنجیره ارزش بر اساس نیازها، سلیقهها و استانداردهای بازارهای هدف بسیار مؤثر است. در نهایت بهمنظور هدفمندی در اجرای برنامهها، با توجه به ارزشگذاری خبرگان و ارزشهای صادراتی پیشنهاد میشود گونههای شیرین بیان، آنغوزه، گل محمدی، زیره سبز، گشنیز و حنا بهعنوان پیشرانهای توسعه صادرات در این حوزه در نظر گرفته شوند.
