با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران

تأثیر رژیم غذایی و ‌زمان پرورش بر پارامترهای بیولوژیکی و ‌اقتصادی ‌کرم‌ابریشم

دوره 22، شماره 2، پاییز 1387، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22067/jead2.v1387i2.1144

علیرضا بیژن نیا، علیرضا صیداوی، مانی غنی‌پور

چکیده چکیده
بیش از 90 درصد ابریشم طبیعی جهان محصول پرورش کرم‌ابریشم توت است، بنابراین شناسایی ارقام پرمحصول و با راندمان کیفی برتر توت از اهمیت زیاد برخوردار است. آزمایش حاضر به‌منظور بررسی اثرات پنج واریته مختلف توت (کن‌موچی، کائیرونیز، ایچی‌نویسه، شین ایچی‌نویسه و یک رقم بومی) طی دو دوره پرورش(بهار و اواخر پاییز) روی صفات بیولوژیک و اقتصادی (طول دوره لاروی، مدّت تغذیه لاروی، درصد مرگ و میر لاروی، تعداد پیله تولیدی، وزن یک پیله خوب، وزن قشر یک پیله، درصد قشر یک پیله و غیره) کرم‌ابریشم در قالب طرح فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با 10 تیمار در سه تکرار در مرکز تحقیقات کرم‌ابریشم کشور به اجرا در آمد. تجزیه واریانس داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری اِری‌ستات، حاکی از تأثیر معنی‌دار نوع واریته توت و زمان پرورش بر عملکرد کرم‌ابریشم ‌بود (01/0 P

تأثیر کاهش واردات قند و شکر بر ارزش افزوده اقتصاد ایران (رویکرد داده- ستانده)

دوره 28، شماره 1، بهار 1393، صفحه 1-11

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i6.18510

فاطمه حیات‌غیبی، علیرضا کرباسی

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباطات متقابل و پیوند بخش قند و شکر با دیگر بخش‌های اقتصادی و تأثیر کاهش واردات این بخش بر ارزش افزوده زیربخش‌های اقتصاد صورت گرفته است. برای این منظور از جدول داده- ستانده سال 1385 اقتصاد ایران، ماتریس معکوس لئونتیف و روش حذف فرضی استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصل، صنعت قند و شکر، بیشترین ارتباطات پیشین را با بخش‌های “سایر محصولات غذایی، انواع آشامیدنی‌ها و ...”، “دامداری، مرغداری و...”، “زراعت و باغداری”، “انواع نان” و “خدمات محل‌های صرف غذا و نوشیدنی” و بیشترین ارتباط پسین را با بخش‌های “زراعت و باغداری”، “مواد و محصولات شیمیایی”، “سایر خدمات”، “حمل‌ونقل، انبارداری و ارتباطات” و “خدمات مالی، بیمه و بانک” برقرار کرده است. همچنین ضریب فزاینده یک واحد افزایش تقاضای نهایی برای بخش قند و شکر یا به عبارت دیگر یک واحد کاهش واردات این بخش و جبران آن از طریق تولید داخل، برای ستانده کل اقتصاد، بخش کشاورزی و ماهیگیری، بخش صنعت و معدن و بخش خدمات به‌ترتیب 3060/2، 6019/0، 4331/1 و 2710/0 واحد می‌باشد. ضرایب فزاینده ارزش افزوده بخش‌های مذکور نیز به‌ترتیب 4308/0، 3700/0 و 1992/0 واحد است.

تغییرات امنیت غذایی ناشی از سیاست حذف یارانه انرژی در بازار گوشت ایران

دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 1-9

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i1.42324

فاطمه فتحی، محمد بخشوده

چکیده اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ی انرژی، بخش دام و طیور را که سهم زیادی از مصرف انرژی در بخش کشاورزی ایران را به خود اختصاص داده است تحت تأثیر قرار خواهد داد. در این مطالعه به بررسی اثرات سیاست افزایش تدریجی قیمت حامل های انرژی، بر امنیت غذایی خانوارها پرداخته شد. سناریوهای مختلف افزایش قیمت حامل های انرژی در بازارهای عمودی و افقی گوشت با استفاده از مدل چندبازاری جابجایی تعادل (EDM) شبیه سازی شد. نتایج نشان داد که تغییر قیمت گوشت مرغ و سپس گوشت گاو و گوساله ناشی از واقعی شدن قیمت انرژی به ترتیب بیشترین اثر را در دریافت پروتئین حیوانی خانوارها بخود اختصاص خواهند داد. با پرداخت نقدی و افزایش تقاضای مصرف کنندگان، سهم گوشت قرمز در کاهش عناصر دریافتی خانوارها بیشتر شد اما پرداخت نقدی کاهش کالری و پروئتین حیوانی دریافتی خانوارها، را جبران نخواهد نمود.

بررسی مهارت های اقتصاد خانوار در زنان قالیباف دهستان داریان، شهرستان شیراز

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i1.47383

مریم شریف زاده، ندا کاظمی

چکیده ناپایداری معیشت یکی از موانع توسعه محسوب می شود و یکی از راه های مقابله با آن، اتکا به اقتصاد خانوار است. معیشت دربرگیرنده ی قابلیت ها، دارایی ها و فعالیت های مورد نیاز زندگی است. بدیهی است چنین قابلیت ها، مهارت ها و دارایی هایی در زنان روستایی بخش مهمی از فرصت حیات خانوار را در دنیای در حال تغییر فراهم می سازد. لذا، این پژوهش برآن است تا با بررسی مهارت های اقتصاد خانه و خانه داری در زنان قالیباف دهستان داریان، شهرستان شیرازبه واکاوی تعیین کننده های بروز این مهارت ها در بین زنان روستایی بپردازد. این مطالعه از نوع مطالعات همبستگی می باشد. روش انجام آن پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای ساختارمند بوده که مقیاس های مختلف آن دارای آلفای کرنباخ بین دو بازه 94/0-69/0 بودند. دویست زن از دهستان داریان با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی با انتساب متناسب انتخاب گردیدند. ابزارهای تحلیل داده ها در این مطالعه نسخه 22 نرم افزار آماریSPSSwin، و Super Decision بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد در بین مهارت های اقتصاد خانه داری، زنان روستایی مناطق توسعه یافته و نیمه توسعه یافته از نظر مهارت زندگی خانوادگی، مهارت مدیریتی و مهارت درآمدزایی در محیط خانه دارای تفاوت معناداری با یکدیگر هستند. همچنین مهم ترین پیش بینی کننده های اقتصاد خانوار نیز مهارت های زندگی، سطح توسعه یافتگی مناطق روستایی، حمایت خانوار از فعالیت های زنان و تجربه قالی بافی آنان می باشند.

کاربرد درخت دوجمله‌ای در تعیین قیمت اختیار معامله آسیایی و محاسبه پارامترهای حساسیت ریسک (مطالعه موردی کنجاله سویا و ذرت دانه‌ای)

دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22067/jead2.v32i1.62744

اسماعیل پیش بهار، مریم باغستانی، قادر دشتی

چکیده بورس کالای ایران می‌تواند با استفاده از ابزارهای مشتقه مانند قراردادهای آتی و اختیار معامله نقش زیادی در رفع دغدغه و نگرانی فعالان بازار محصولات استراتژیک کشاورزی ازجمله کنجاله سویا و ذرت داشته باشد. هدف این مطالعه تعیین قیمت اختیارمعامله آسیایی و پارامترهای حساسیت این نوع اختیارمعامله می‌باشد. از بین روش‌های کمی برای محاسبه مشتقات و پارامترهای حساسیت ریسک اختیارمعامله، مدل درخت دوجمله‌ای به‌وفور مورداستفاده قرار می‌گیرد. در مطالعه حاضر قیمت اختیارمعامله آسیایی با میانگین حسابی و هندسی و همچنین دو نوع قیمت انقضاء ثابت و شناور برای دو محصول کنجاله سویا و ذرت دانه‌ای با استفاده از مدل درخت دوجمله‌ای محاسبه گردید. همچنین حساسیت قیمت اختیارمعامله به تغییرات (تغییر در قیمت دارایی پایه، دلتا، نوسان قیمت، زمان باقی‌مانده تا سررسید و نرخ بهره بدون ریسک) با استفاده از پارامترهای حساسیت سنجیده و میزان اثرگذاری آن‌ها محاسبه گردید. داده‌های موردنیاز این مطالعه به‌صورت سری زمانی قیمت هفتگی از فروردین 1392 الی مرداد 1395 جمع‌آوری گردیده است و جهت تجزیه‌وتحلیل از نرم‌افزار DerivaGem و متلب استفاده می‌گردد. نتایج نشان داد که اختیار آسیایی نسبت به اختیار ساده اروپایی ارزان‌تر است. افزایش قیمت دارایی، افزایش میزان نوسان قیمت دارایی و افزایش نرخ بهره بدون ریسک سبب افزایش قیمت اختیارمعامله خرید می‌شود و با کاهش زمان باقی‌مانده تا سررسید، با فرض ثابت ماندن بقیه عوامل، از ارزش اختیارمعامله کاسته می‌شود. به‌طورکلی می‌توان گفت برای اتخاذ یک موقعیت مناسب در اختیارمعامله، لازم است تمام متغیرهای مؤثر بر قیمت را در نظر گرفته و با توجه به میزان حساسیت اختیارمعامله به هر یک از این متغیرها، راهبرد مناسبی را برای پوشش ریسک این قراردادها در نظر گرفت.

ارزیابی کارایی مالی واحدهای مرغداری گوشتی شهرستان تبریز

دوره 33، شماره 1، بهار 1398، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.69527

جواد حسین زاد، مهناز فرجی

چکیده رعایت نکردن اصول صحیح مدیریتی، نداشتن برنامه مناسب مالی و عدم کنترل عملیات مالی در تولید مرغ و همچنین نوسانات قیمت نهاده‌ها موجب شده است که واحدهای مرغداری کشور، کارایی مالی لازم را نداشته باشند. این مسائل موجب کاهش کارایی و عملکرد مالی واحدهای تولیدی در صنعت مرغداری شده است. نتیجتا قابلیت رقابت‌پذیری محصولات این واحدها نسبت به رقبا کاهش یافته است. در این راستا بررسی کارایی مالی می‌تواند یک تصویر کلی از وضعیت و عملکرد مالی این واحدها را ارائه نموده و مدیران و برنامه‌ریزان مالی را در اتخاذ تصمیمات مناسب راهنمایی نماید. بر همین اساس در مطالعه حاضر، سعی شد این مهم در مورد واحدهای مرغداری شهرستان تبریز که جایگاه خاصی در تأمین پروتئین کشور و استان آذربایجان‌شرقی دارد، انجام بگیرد. جامعه آماری این تحقیق واحدهای مرغداری گوشتی شهرستان تبریز می‌باشد که به‌صورت سرشماری تحت بررسی قرار گرفت. در این مطالعه برای ارزیابی کارایی مالی از نسبت‌های مالی و رهیافت تحلیل پوششی داده‌ها استفاده شد. نتایج نشان دادند که میانگین کارایی مالی مرغداری‌ها برابر 66/63 درصد می­باشد و یک شکاف حدوداً 36 درصدی تا حصول کارایی مالی حداکثر (100 درصد) وجود دارد. صرفه­جویی و استفاده منطقی از نهاده­ها به خصوص نهاده­های تغذیه­ای و انرژی در کاهش هزینه واحدهای مرغداری و افزایش سود آن‌ها تأثیر مهمی خواهد داشت. همچنین ایجاد ثبات در قیمت نهاده­های اصلی مرغداری­ها می­تواند بستر مناسبی را برای برنامه­ریزی منظم و ارتقاء کارایی مالی این واحدها فراهم سازد.

یک تحلیل تجربی از رقابت‌پذیری محصولات کشاورزی استان کردستان

دوره 34، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22067/jead2.v33i4.73577

هیوا رحیمی نیا، بیت اله اکبری مقدم

چکیده محدودیت عوامل تولید و نیاز روز افزون به بازارهای جهانی، رقابت­پذیری محصولات را به موضوعی مهم تبدیل کرده است. از سوی دیگر رشد نامتوازن منطقه­ای در ایران، لزوم تحقیقات منطقه­ای و شناسایی مزیت­های تولیدی هر منطقه را دو چندان کرده است. در این مقاله سعی می­شود که ترکیبی از شاخص­های مزیت نسبی و رقابتی به جهت بررسی رقابت­پذیری محصولات کشاورزی استان کردستان در بازار هدف عراق نسبت به سایر استان­های کشور در بازه زمانی 1389 تا 1395 ارائه شود. در این راستا ترکیبی از شاخص­های مزیت نسبی آشکار شده نرمال، اثر کالایی، اثر بازاری، اثر رقابت­پذیری و سهم ثابت بازار استفاده شده است. همچنین به جهت تفکیک محصولات کشاورزی از سیستم طبقه­بندی HS، بهره گرفته شده است. یافته­های این تحقیق حاکی از آن است که محصولات کشاورزی استان کردستان مزیت­های صادراتی بالایی در بازار عراق دارند که بخش تولیدی این استان می­تواند از این مزیت­ها استفاده بهینه ببرد. نتایج خرد این مقاله نشان می­دهد که 16 رشته فعالیت دارای مزیت نسبی آشکار شده و 8 رشته فعالیت دارای مزیت رقابتی صادراتی می­باشند. بادمجان تازه، توت فرنگی، هویج، پیاز و موسیر، کاهوی کروی سالادی و دانه­ها و میوه­های روغن­دار محصولاتی هستند که مزیت نسبی آن­ها به سمت مزیت رقابتی صادراتی حرکت کرده است. در مقابل مزیت رقابتی محصولات دارای مزیت نسبی بالا مانند سیب تازه، گوجه فرنگی، خیار، فلفل فرنگی، سیب زمینی، هندوانه، نباتات تازه-محصولات گلکاری، آلو و گوجه، آشکار نشده و قسمتی از سهم خود در بازار هدف را به رقبای صادراتی واگذار کرده­اند. حیوانات تازه، گوشت و سیر، محصولاتی هستند که با وجود عدم مزیت نسبی آشکار شده توانسته­اند رقابت‌پذیری بالایی داشته و سهم صادراتی خود در بازار هدف را افزایش دهند.

اقتصاد کشاورزی

شبیه‌سازی واکنش کشاورزان به سیاست‌های مبتنی بر کشاورزی پایدار (مطالعه موردی: زیربخش زراعی حوضه آبریز تجن)

دوره 35، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22067/jead.2021.17774.0

نازی حیدری ظهیری، حمید امیرنژاد، سمیه شیرزادی لسکوکلایه

چکیده بروز کم­آبی و مـصرف بی­رویه نهاده­های شیمیایی یکی از چالش­های عمده­ی موجود در بخش کشاورزی محسوب می­شود. در مطالعه حاضر، با استفاده از الگوی برنامه‌ریزی ریاضی اثباتی و رهیافت حداکثر آنتروپی در محیط نرم‌افزار GAMS، سیاست‌های کاهش نهاده کود شیمیایی و آب بر واکنش کشاورزان حوضه­ی آبریز تجن در زمینه‌ی انتخاب الگوی کشت مناسب برای سال 1397 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مطالعه نشان داد که اگرچه در سناریوهای کاهش 5، 10 و 15 درصدی مصرف آب و کود شیمیایی، سطح زیرکشت محصولات زراعی منطقه نسبت به سال پایه کاهش ‌یافته، اما با مصرف کمتر نهاده کود و آب در سطح مزارع همراه است. محصول برنج و گندم به­دلیل صرفه اقتصادی بالاتر حاصل از هر هکتار، در شرایط کم­‌آبی و کمبود نهاده کود با افت کمتر سطح زیرکشت همراه است. نتایج حاصل از بهبود شاخص­های پایداری نشان داد که الگوی کشت در سناریوهای کاهش کود در مقایسه با سناریوهای کاهش آب، تطبیق بیشتری با الگوی کشاورزی پایدار دارد. چنانچه در سناریوی کاهش 15 درصدی کود، کاهش ناچیز 041/0 درصدی منافع اقتصادی با بهبود شاخص مصرف کود شیمیایی (348/1 درصدی) و شاخص مصرف آب (319/0 درصدی) همراه است. از سوی دیگر، بهبود شاخص­های مصرف نهاده آب و کود شیمیایی، اولویت بیشتری نسبت به کاهش مطلوبیت انتظاری مشاهده شده در منطقه دارد که بر این اساس می­توان مطلوب­بودن تغییرات از نظر محیط­زیست را تا اندازه­ای تأیید نمود.

سایر

شناسایی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر ترجیحات مصرف‌کنندگان در انتخاب برنج ایرانی و خارجی (مورد مطالعه: شهر مشهد)

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 1-15

https://doi.org/10.22067/jead.2021.67796.1005

پروین عابدانی، یوسف رمضانی، علی فیروز زارع

چکیده برنج محصول غذایی بسیار مهمی در تأمین امنیت غذایی خانواده محسوب می‏شود. در ایران انواع مختلفی از برنج وجود دارد که مصرف کنندگان مختلف انواع مختلف آن را برای مصرف انتخاب می­کنند. مصرف کنندگان به دنبال ویژگی‌هایی هستند که از مصرف برنج مطلوبیت بیشتری به دست آورند. بنابراین پژوهش حاضر تلاش دارد با استفاده از داده­های 384 مصرف‌کننده برنج در شهر مشهد در سال 1399، که با استفاده از ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه و از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند، عوامل مؤثر بر ترجیحات مصرف‌کنندگان در انتخاب برنج ایرانی و خارجی، را شناسایی و اولویت‌بندی نماید. در این راستا، در بخش کیفی این پژوهش پس از شناسایی این عوامل، دیدگاه خبرگان از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد بررسی قرار گرفت و هفت عامل اصلی ظاهر محصول، کیفیت، سلامت، قیمت، بسته بندی، توزیع و ترویج در قالب 20 متغیر (عامل فرعی) شناسایی شدند. در بخش تحلیل استنباطی، با استفاده از معادلات ساختاری و آزمون فریدمن هفت عامل اصلی رتبه‌بندی شدند. نتایج نشان داد به‌ترتیب کیفیت، سلامت، ظاهر محصول، بسته‌بندی، توزیع، قیمت و ترویج بیشترین تأثیر را بر انتخاب مصرف‌کنندگان برنج ایرانی و خارجی داشته است. بر اساس نتایج بدست آمده از این پژوهش در نهایت پیشنهاداتی همچون تمرکز بر تولید محصول سالم، تولید ارقام با شکل ظاهری بهتر پس از پخت، حذف ارز دولتی و برداشته شدن تورش قیمتی برنج خارجی و همچنین تمرکز بر کیفیت به جای هزینه زیاد بر روی تبلیغات، مطرح شده است که می‌تواند ضمن ارتقاء سطح مطلوبیت مصرف‌کننده، به بهبود وضعیت تولید برنج، درآمد و اشتغال روستایی کمک نماید.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستمی جنگل‌های هیرکانی (مطالعه موردی: ارزش کنترل سیلاب)

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22067/jead.2023.73761.1102

حمید امیرنژاد، ساره حسینی

چکیده پرداخت برای خدمات اکوسیستم (PES) جنگل از ابزارهای اقتصادی مدیریت و حفاظت از جنگل جهت بهبود کارکردها و خدمات اکوسیستمی آن به­شمار می­رود. هدف از این مطالعه بررسی ترجیحات ساکنین خسارت­دیده سیل­های اخیر استان مازندران در قالب طرح پرداخت برای خدمات اکوسیستم (PES) و شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش طرحPES  جهت کاهش خسارات ناشی از سیل توسط حفاظت اکوسیستم جنگلی هیرکانی است. به­منظور نیل به این هدف، از روش آزمون انتخاب و مدل اقتصادسنجی لاجیت چندجمله­ای استفاده گردید. ویژگی­های مورد بررسی در این روش شامل مدیریت جنگل، عملیات آبخیزداری، مدیریت کاربری اراضی (جلوگیری از تغییر کاربری اراضی جنگلی)، روش پرداخت، طول­مدت قرارداد و مقدار پرداخت (قیمت) بوده است. نمونه آماری این پژوهش شامل ساکنین خسارت­دیده سیل­های اخیر (سال­های 1397 تا اواخر 1399) در سه بخش مرکز، شرق و غرب استان مازندران است. داده­های پژوهش به­صورت پیمایش میدانی، نمونه­گیری تصادفی و با تکمیل 110 پرسشنامه آزمون انتخاب در تابستان 1399 جمع­آوری شد. متغیرهای اجتماعی- اقتصادی در این تحقیق شامل هفت متغیر سن، جنسیت، شغل، تحصیلات، میزان آگاهی از PES، مخارج و درآمد خسارت­دیدگان است. بر اساس نتایج این پژوهش، بیشترین میزان تمایل به پرداخت هر خانوار خسارت­دیده برای حفظ اکوسیستم جنگلی هیرکانی جهت کاهش سیلاب برای ویژگی­های روش پرداخت و طول­مدت قرارداد به­ترتیب برابر با 150150 و 68190 ریال در ماه بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد خسارت­دیدگان، پرداخت نقدی طولانی­مدت را جهت حفظ اکوسیستم جنگل برای کاهش سیلاب ترجیح می­دهند. همچنین، نتایج بررسی اثر متغیرهای مختلف اجتماعی- اقتصادی بر تمایل به پرداخت خسارت­دیدگان نشان داد که متغیرهای سن، جنسیت، تحصیلات، مخارج، درآمد و میزان آگاهی از PES اثر مثبت مستقیم بر تمایل به پرداخت افراد دارند. لذا، پیشنهاد می­گردد در اجرای طرح PES در استان­های شمالی، متغیرهای مذکور در برنامه­های حفاظت جنگل جهت مشارکت مردم در این‌گونه پروژه‌ها لحاظ گردد. 

اقتصاد کشاورزی

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر پایداری زنجیره تأمین کشاورزی با رویکرد دیمتل فازی و سوارا فازی در دوران کووید-19 (مطالعه موردی)

دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22067/jead.2024.82402.1193

پرستو سارانی، علیرضا شهرکی، سیدعلی بنی هاشمی

چکیده بی­شک همه‌گیری کووید-19 اثرات منفی زیادی را بر تمامی جنبه­‌های زندگی بشر وارد کرده است. در سراسر تاریخ، تأمین مواد غذایی در طی بحران­‌هایی نظیر همه­‌گیری­‌ها، موضوعی حائز اهمیت بوده است. از آنجایی که بخش کشاورزی، بخشی دارای اهمیت در زنجیره تأمین مواد غذایی می­‌باشد و در میان محصولات کشاورزی گندم از اهمیت خاصی برخوردار است؛ لذا این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت‌­بندی عوامل مؤثر بر پایداری زنجیره تأمین کشاورزی با تمرکز بر محصول گندم، در دوران کرونا و پس از آن صورت گرفت. شناسایی عوامل مؤثر بر پایداری زنجیره تأمین کشاورزی براساس پیشینه پژوهش صورت گرفت و سپس این عوامل با روش دلفی نهایی شدند. بررسی روابط علی و معلولی و تعامل معیارها با یکدیگر با روش دیمتل فازی صورت گرفت. سپس رتبه‌بندی معیارها به کمک روش سوارا فازی انجام شد. نتایج روش دلفی منجر به شناسایی سه بعد تدارکات پایدار، تأمین و طراحی پایدار و توزیع پایدار در حوزه پایداری شد که هر یک دارای زیرمعیارهایی بودند. مطابق نتایج بدست آمده در روش دیمتل توجه سازمان‌های تحقیقاتی به تحقیقات مورد نیاز در رابطه با پایداری در زیر معیارهای تدارکات پایدار، همکاری با تامین کننده دارای گواهینامه ISO در زیر معیارهای تأمین و طراحی پایدار، توقف بازاریابی خاکستری محصولات در زیر معیارهای توزیع پایدار، مؤثرترین معیارها در زنجیره تأمین کشاورزی محصول گندم در دوران کووید-19 شناسایی شدند. همچنین میزان اهمیت این معیارها در روش سوارا فازی تعیین شد. با توجه به نتایج پژوهش بالا بردن سطح آگاهی کشاورزان در رابطه با پایداری و همچنین استفاده از بذرهای تأیید شده باعث جلوگیری از هدر رفتن منابع شده و پایداری زنجیره تأمین را افزایش می‌دهد. همچنین توقف بازاریابی خاکستری در زنجیره تأمین گندم باعث پایداری زنجیره تأمین در جهت افزایش امنیت غذایی خواهد شد.

الگوسازی ریسک عملکرد محصول با استفاده از روش‌های پارامتریک و ناپارامتریک: مطالعه موردی محصولات گندم و جو استان آذربایجان شرقی

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 14-26

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i1.56267

طراوت عارف عشقی، محمد قهرمان زاده، حسین راحلی، قادر دشتی

چکیده به سبب وابستگی شدید فعالیت‏های کشاورزی به عوامل آب و هوایی، این زیربخش اقتصادی با ریسک بیشتری مواجه بوده و جهت مدیریت این ریسک ها همواره بیمه کشاورزی به عنوان یکی از بهترین راهکارها مطرح بوده است. نکته کلیدی در طراحی مناسب قراردادهای بیمه کشاورزی، الگوسازی دقیق توزیع عملکرد محصول و در واقع برآورد احتمال خسارت می‏باشد. در حال حاضر بیمه عملکرد محصول به صورت سنتی اجرا می‏شود و با مشکلاتی مواجه است که توجه به متنوع‏سازی روشهای بیمه‏ای و استفاده از روش‏های دقیق و مرسوم جهت محاسبه احتمال خسارت و حق‏بیمه، به‏ منظور بهبود شرایط موجود را ضروری می‏کند. بنابراین در مطالعه حاضر تلاش شده است تا میزان ریسک عملکرد محصول با استفاده از رهیافت های آماری پارامتریک و ناپارامتریک برای یک خدمت بیمه ای جدید به نام بیمه عملکرد منطقه ای محاسبه شود. اطلاعات مورد استفاده مربوط به محصولات گندم و جو آبی و دیم در شهرستان‏های اهر و هشترود در استان آذربایجان‏شرقی طی دوره زمانی 92-1354 می‏باشد. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که مقادیر احتمال خسارت محاسبه شده از طریق رهیافت ناپارامتریک از دقت بیشتری برخوردارند. همچنین مشخص گردید درصد احتمال خسارت برای محصولات مورد نظر در شهرستان هشترود از شهرستان اهر بیشتر است. لذا پیشنهاد می‏شود تا ضمن در نظرگرفتن خصوصیات توابع توزیع در محاسبات مربوط به احتمال خسارت و انتخاب رهیافت مناسب، در تقسیم ‏بندی‏های منطقه‏ای مربوط به تعیین حق ‏بیمه، به‏ منظور تشکیل گروه های ریسک عملکرد همگن، بر روی شهرستان‏ها به جای کل استان تمرکز گردد.

اقتصاد کشاورزی

نقش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و باز بودن تجاری در عملکرد بخش کشاورزی ایران

دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 16-1

https://doi.org/10.22067/jead.2025.88372.1274

روح اله بابکی، مهناز عفتی

چکیده یکی از مهمترین اهداف همه کشورها به­ویژه کشورهای در حال توسعه، رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی است و با توجه به اینکه بخش کشاورزی یکی از مهم­ترین بخش­های اقتصادی چنین کشورهایی است، بنابراین سیاست­گذران اقتصادی، همواره به‌دنبال رشد و توسعه این بخش هستند. سرمایه­گذاری مستقیم خارجی (FDI) برای سرعت بخشیدن به اقتصاد یک کشور در حال توسعه مانند ایران، بسیار مهم است. باز بودن تجاری و تأثیر آن بر رشد اقتصادی نیز به‌طور گسترده در ادبیات اقتصادی، مورد بحث و تحقیق قرار گرفته است. از این رو با توجه به اهمیت FDI و باز بودن تجاری در اقتصاد و مشخص نبودن اثر قطعی آنها بر عملکرد بخش کشاورزی از لحاظ نظری، در این مطالعه با استفاده از روش خودتوضیح با وقفه­های توزیعی (ARDL) به بررسی اثر سرمایه­گذاری مستقیم خارجی و باز بودن تجاری بر رشد تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی ایران طی دوره 1970-2022 به‌صورت تجربی پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان می­دهد که سرمایه­گذاری مستقیم خارجی، تولید ناخالص داخلی (رشد اقتصادی) و سرمایه ثابت ناخالص بر رشد تولید بخش کشاورزی ایران در بلندمدت، اثر مثبت و معنی­دار دارد. این در حالی است که اثر نرخ تورم بر رشد تولید بخش کشاورزی ایران در بلندمدت، منفی و معنی­دار است؛ اما باز بودن تجاری اثر معنی­داری بر رشد تولید بخش کشاورزی ایران در بلندمدت ندارد.

اقتصاد کشاورزی

نقش ویژگی‌های مصرف‌کننده و آمیخته بازاریابی بر ضایعات محصولات کشاورزی

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 18-1

https://doi.org/10.22067/jead.2024.87048.1255

مهدی محمودی، حسین محمدی، علیرضا کرباسی

چکیده مطابق با گزارشات فائو، وجود مقدار نامتعارف ضایعات محصولات کشاورزی امروزه به یکی از معضلات و تهدیدهای پیش‌روی تحقق امنیت غذایی در جوامع بشری تبدیل شده است. بر این اساس یکی از سیاست‌های کلیدی دولت‌ها در ارتقاء امنیت غذایی، کاهش ضایعات محصولات کشاورزی است. گزارشات فائو حاکی از آن است که سهم تشکیل ضایعات محصولات کشاورزی در کشور ایران نسبت به جهان برابر با 7/2 درصد و به اندازه 35 میلیون تن در سال است و روند افزایشی آن به‌عنوان یک مسئله جدی تلقی می­شود. مطالعه حاضر سعی کرده تا ویژگی­های مصرف‌کنندگان و اثرات آمیخته بازاریابی بر ضایعات محصولات کشاورزی منتخب (زیرگروه میوه و سبزیجات به‌عنوان یکی از زیرگروه­های دارای بیشترین میزان ضایعات) با استفاده از رویکرد بیزین چندسطحی، مورد ارزیابی قرار دهد. بر این اساس، شهر مشهد (در استان خراسان رضوی) به‌عنوان دومین شهر پرجمعیت ایران انتخاب شد و نمونه‌گیری بر حسب مناطق 13 گانه آن انجام شد. تعداد 368 مصرف‌کنندگان (در سطح اول)، 53 خرده‌فروش محصولات (در سطح دوم) و 3 میدان بار اصلی شهر (در سطح سوم) در نظر گرفته شدند. نتایج تحقیق نشان داد که فاکتورهای فردی ذکرشده در تحقیق و آمیخته بازاریابی، با توجه به نتایج رویکرد بکار گرفته شده؛ نقش مؤثری در کاهش ضایعات دارند. فاکتورهای فردی و اجتماعی مصرف‌کنندگان از جمله جنسیت (اثر مثبت)، سطح تحصیلات (اثر منفی در سطح دیپلم تا لیسانس)، تعداد افراد خانوار (اثر مثبت)، تعداد افراد مشغول به کار در خانواده (اثر مثبت)، نوع شغل (اثر مثبت)، درآمد خانوار (اثر منفی برای گروهای درآمدی کمتر از 20 میلیون تومان در ماه و اثر مثبت برای گروه درآمدی بالای 20 میلیون تومان در ماه)، میزان ساعت صرف­شده در هفته جهت خرید محصولات کشاورزی (اثر منفی) و تعداد دفعات مراجعه در هفته به مراکز خرید (اثر مثبت) بر درصد ضایعات ایجادشده برای زیرگروه محصولات خام انواع میوه و سبزیجات کشاورزی اثرگذار هستند. همچنین از نظر مصرف‌کنندگان فاکتورهای آمیخته بازاریابی برای قیمت نسبی (اثر مثبت)، مکان توزیع (اثر مثبت)، فرآیند تولید (اثر منفی) و ترویج و معرفی (اثر مثبت) بر کاهش ضایعات محصولات کشاورزی داشته است. در سطح دوم و سوم که بیانگر خرده­فروشان و میدان بارهای اصلی شهر مشهد هستند؛ نتایج نشان داد که مقادیر واریانس عرض از مبدأ در سطح دوم (2830/35) و سوم (9445/26) بیشتر از واریانس جملات خطا (3568/10) هستند که به‌ترتیب بیانگر ایجاد 28/35 و 94/26 درصد از واریانس کل، توسط عرض از مبدأهای تصادفی سطح دوم و سوم برای تشکیل ضایعات محصولات کشاورزی هستند. بر اساس نتایج پیشنهاد می­شود تا مسئله ضایعات علاوه بر مصرف­کنندگان نهایی، در حلقه­های خرده­فروشی و میادین بار نیز مورد توجه  قرار بگیرد و راهکارهای کاهش آن شناسایی و ارائه شود. با توجه به نتایج مرتبط با مصرف­کنندگان، می­توان پیشنهاد داد که با استفاده از ابزارهای آمیخته بازاریابی شامل قیمت، مکان توزیع، ترویج و معرفی محصولات (با توجه به اثر مثبت هر سه فاکتور بر کاهش ضایعات)؛ مسئله ضایعات محصولات کشاورزی را بهبود بخشید.

محاسبه نرخ بازده نهایی سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه بخش کشاورزی

دوره 26، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 79-85

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i2.15799

علی باقرزاده، اکبر کمیجانی

چکیده به دلیل اهمیت تحقیق و توسعه کشاورزی در انباشت دانش و ایجاد نوآوری در تولید محصولات بخش کشاورزی در مقاله حاضر با استفاده از رهیافت آلمون و نیز با استفاده از داده های پژوهش از منابع آماری جهاد کشاورزی، بانک مرکزی و سازمان فائو برای بازه زمانی 1388- 1358، به بررسی تاثیر تحقیق و توسعه کشاورزی بر بهره‌وری کل عوامل تولید کشاورزی در ایران پرداخته شد. نتایج مطالعه نشان داد که اثر تحقیق و توسعه کشاورزی داخلی و خارجی (شرکای تجاری) بر بهره وری کل کشاورزی معنی دار و مثبت است. در این مطالعه اندازه کششهای بلند مدت تحقیق و توسعه داخلی و خارجی بر بهره‌وری کل بخش به ترتیب 16/0 و 19/0 درصد بوده است. میانگین نرخ بازگشت سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه کشاورزی برای دوره مورد مطالعه، 37 درصد برآورد شد که در مقایسه با میانگین آن برای کشورهای در حال توسعه یعنی رقم 54 درصد رقم پایینی است. با توجه به نتایج این مطالعه پیشنهاد می‌شود که دولت به منظور ارتقای بهره وری و افزایش نرخ بازدهی سرمایه‌گذاری تحقیق و توسعه کشاورزی اقدام به ارتقای سطح دانش کشاورزان از طریق بهبود اوضاع سرمایه انسانی و نیز گزینش مناسب شرکای تجاری در این بخش نماید.

بررسی کارایی انواع الگو‌های ARCH در پیش‌بینی و الگوسازی فرآیند قیمت گوشت مرغ

دوره 30، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 80-87

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i2.32388

بهزاد فکاری سردهایی، محمد قربانی

چکیده مرغ از جمله کالاهای اساسی سبد خانوار است که در سال‌های اخیر شاهد نوسانات قیمتی بوده است. وجود نوسانات قیمت باعث ایجاد نااطمینانی شده و مصرف‌کننده را نسبت به قیمت بی‌اعتماد می‌نماید. در این مقاله تلاش شده با استفاده از داده‌های روزانه قیمت گوشت مرغ در سطح کشور از 1391:1 تا 1392:9 و با به‌کارگیری الگوهای خانواده ARCH نوسانات قیمت مرغ به دست آمده و پیش‌بینی قیمت صورت گیرد. نتایج نشان داد که از میان الگوهای خانواده ARCH، ARCH(1) بهترین پیش‌بینی را دارد. قیمت مرغ دارای عدم تقارن در اثرات اخبار خوب و بد است که اثرگذاری اخبار خوب بیشتر از اخبار بد است و همچنین اثرات اهرمی در قیمت مرغ وجود ندارد. همچنین نوسانات دوره قبل به دوره بعد نیز منتقل نمی‌گردد.

شناسایی حباب قیمتی در بازار گوشت مرغ و گاو

دوره 30، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 88-96

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i2.46882

مرتضی محمدی، حسین محمدی، حسین اعظمی

چکیده بر اساس نظریه فریدمن در خصوص بازارهای کارا با رفتار عقلایی، قیمت یک دارایی منعکس کننده اصول بازار است. از این رو تغییر قیمت می-تواند برآیندی از نیروهای عرضه و تقاضای بازار باشد و یا از رفتار انفجاری (حباب ها) در قیمت ها ناشی شده باشد. در تحقیق حاضر، با استفاده از آزمون دیکی فولر افزایشی تعمیم یافته با کوچکترین کران بالا (GSADF)، رفتار حبابی در مورد قیمت گوشت مرغ و گوشت گاو مورد بررسی قرار گرفت که در این راستا از اطلاعات سری زمانی ماهانه بین سال های 1381 تا 1392 استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که قیمت مواد غذایی مورد مطالعه در برخی بازه های زمانی (کوتاه مدت) رفتار حبابی داشته است. از این رو با توجه به اهمیت و تأثیرگذاری عوامل خارجی بر نوسانات قیمت کالاهای کشاورزی، راهکارهایی برای کاهش جهش ها و نوسانات قیمت این کالاها و در نتیجه کاهش رفتار حبابی ارائه شده است که سیاست های مناسب در خصوص مدیریت عرضه و تقاضای بازار از جمله این سیاست ها می باشند. پیشنهاد می گردد قیمت روزانه و ماهانه محصولات مهم بخش کشاورزی از جمله گوشت، توسط یکی از مراکز مسئول در دستگاه های اجرایی، به طور منظم بررسی و پایش گردد و مشخص گردد چه بخشی از افزایش قیمت مربوط به نوسانات بازار و شرایط عرضه و تقاضا است و چه بخشی از افزایش قیمت، مربوط به حباب قیمت می باشد. در ادامه سیاست های مناسب برای مواجهه با تغییرات قیمت ارائه گردد.

مدل سازی توزیع بهینه بودجه بخش کشاورزی در استان خراسان رضوی

دوره 30، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 97-106

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i2.51292

سید محمد فهیمی‌فرد، ماشاءالله سالارپور، محمود احمدپور برازجانی، حمید محمدی، مجید ثنایی

چکیده کمبود سرمایه و عدم توزیع بهینه بودجه یکی از تنگناهای حصول توسعه یافتگی در کشورهای در حال توسعه بوده و از این منظر بخش کشاورزی در مقایسه با دیگر بخش‏های اقتصادی از بیشترین محدودیت برخوردار بوده است. در این مطالعه به مدل‏سازی توزیع بهینه بودجه بخش کشاورزی در استان خراسان رضوی پرداخته شد. برای این منظور داده های تحقیق طی دوره 94-1385 از طریق آمار سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی و پرسشنامه های توزیع شده بین خبرگان گردآوری شد. جهت مدل سازی ابتدا توزیع بهینه بودجه بخش (فصل) کشاورزی بین برنامه‏های این فصل با تلفیق سه شاخص: تحلیل نظر خبرگان با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)6 ، میانگین سهم هر برنامه از بودجه بخش در سال های برنامه چهارم توسعه و میانگین سهم هر برنامه از بودجه بخش در سال های برنامه پنجم توسعه استان، تعیین شد. سپس با استفاده از تکنیک دلفی7 شاخص های استعداد هر برنامه تعیین گردید. پس از آن شاخص های تعیین شده با استفاده از فرآیند AHP وزن دهی شده و در نهایت با بکارگیری تکنیک تاکسونومی عددی8، توزیع بهینه بودجه برنامه‏ها بین شهرستان‏ها مدل‏سازی شد. با توجه به این که مطالعه حاضر برای نخستین بار مدلی علمی و جامع برای نحوه توزیع بهینه بودجه بخش کشاورزی در ایران فراهم آورده است، به سازمان های جهادکشاورزی کشور پیشنهاد می شود از نتایج آن استفاده نمایند.

ارزیابی سیاست قیمت گذاری آب بر پایداری و حفظ آبخوان: مطالعه آبخوان مهیار شمالی در حوضه زاینده رود

دوره 31، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 105-120

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i2.58090

ابوالقاسم باقری، علیرضا نیکویی، فرهاد خداداد کاشی، محسن شوکت فدایی

چکیده برداشت های بی رویه از منابع آب زیرزمینی در دشت مهیار شمالی واقع در حوضه آبخیز زاینده رود، سطح آب در آبخوان این دشت را به شکل قابل توجهی کاهش داده و منابع آب زیرزمینی به عنوان مهمترین منبع تأمین کننده آب مورد نیاز بخش کشاورزی این منطقه را با بیلان منفی مواجه کرده است. بر این مبنا، مدیریت آبخوان از منظر حفظ و پایداری منابع آبی آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است، به ویژه برای این منطقه که اقتصاد آن مبتنی بر تولید محصولات کشاورزی باشد. هدف این مطالعه تحلیل و ارزیابی تأثیر سیاست قیمت گذاری آب به عنوان یکی از سیاست های مربوط به حفظ منابع آب زیرزمینی بر متغیرهای اقتصادی و هیدرولوژیکی آبخوان دشت مهیار شمالی می باشد. برای این منظور، یک مدل برنامه ریزی ریاضی مثبت (PMP) به شکل پویا گسترش یافت اثرات مربوط به اعمال سناریوهای مختلف قیمتی بر پارامترهای مورد نظر در طول یک دوره 20 ساله توسط این مدل شبیه سازی شد. نتایج نشان داد در محدوده آبخوان مورد مطالعه و در مقایسه با شرایط فعلی حاکم در منطقه، لحاظ سیاست قیمت گذاری منابع آب زیرزمینی با تغییر الگوی کشت در جهت محدود تر شدن درصد کشت محصولات با آبیاری غرقابی و گسترده تر شدن درصد کشت محصولات با آبیاری تحت فشار و در نتیجه تعدیل روند بهره برداری بی رویه از منابع کمیاب آب، متغیرهای هیدرولوژیکی اعم از بیلان آب زیرزمینی، ضخامت لایه اشباع آبخوان و سطح ایستایی آبخوان می تواند در سطح قابل ملاحظه ای بهبود یابند. با این حال، به دلیل تأثیر منفی افزایش قیمت آب بر منافع اقتصادی در بخش کشاورزی منطقه، ضروری است سیاست قیمت گذاری آب به گونه ای اعمال گردد که علاوه بر بهبود پایداری کشاورزی و حفظ منابع حیاتی آب، منافع اقتصادی و اجتماعی بخش نیز دچار نوسان زیادی نگردد.

اقتصاد کشاورزی

هزینه‌یابی جریان مواد و انرژی سیب‌زمینی در استان همدان

دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 105-119

https://doi.org/10.22067/jead.2021.17804.0

مجید دکامین

چکیده هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اقتصادی و مصرف انرژی تولید سیب‌زمینی در قالب استاندارد ایزو 14051 تحت عنوان هزینه‌یابی جریان مواد و انرژی در طی فصل زراعی 1396-1395 بود. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده بیشترین میزان انرژی نهاده مربوط به سوخت‌های فسیلی و کود نیتروژنه مصرفی تعلق دارد. بر اساس شاخص‌های انرژی و اقتصادی محاسبه‌شده به دو روش حسابداری رایج و حسابداری هزینه‌یابی جریان مواد، مشخص شد که ارزش کل تولید سیب‌زمینی بر اساس حسابداری رایج برابر با 1763 میلیون ریال در هکتار است، درحالی‌که این عدد در هزینه‌یابی جریان مواد برابر با 2012 میلیون ریال در هکتار محاسبه شد. کارایی مصرف انرژی در مزارع با استفاده از حسابداری انرژی رایج برابر 2/65 محاسبه شد، درحالی‌که با استفاده حسابداری هزینه‌یابی جریان مواد این شاخص برابر با 2/22 محاسبه شد. تفاوت کارایی مصرف انرژی و همچنین نسبت هزینه به فایده به دلیل در نظر گرفتن ارزش تولیدات منفی است که در فرایند تولید سیب‌زمینی در استان همدان حاصل می‌شود. به‌طوری‌که سیب‌زمینی‌کاران همدانی می‌توانند با اقدامات مدیریتی تفاوت درآمدی تا سقف 249 میلیون ریال داشته باشند. در صورت کاهش تولیدات منفی نسبت هزینه به فایده در فرایند تولید افزایشی 0/57 خواهد داشت. هزینه‌یابی جریان مواد و انرژی از طریق ارزیابی جامع انرژی و هزینه به درک بهتر روابط میان اقتصاد و محیط‌زیست کمک می‌کند. با به‌کارگیری راهکارهای پیشنهادی می‌توان صرفه‌جویی هزینه‌ای قابل‌توجهی در جهت کاهش محصولات منفی داشت. چراکه این روش هدر رفت ماده و هزینه را تشخیص می‌دهد و با به‌کارگیری آن، کشاورزان از هدررفت‌های معمول در مزرعه مطلع شده و از اینکه می‌توانند در مزرعه خود فرایندها را اصلاح کنند مطمئن شده و بر اساس یک ارزیابی منطقی کاهش هزینه‌های تولید را کاهش دهند.

عوامل مؤثر بر شکل‌گیری تغییر کاربری اراضی در استان مازندران (مطالعه موردی: شهرستان تنکابن)

دوره 29، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 107-115

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.27902

محسن جمالی پور، احمدرضا شاهپوری، محمد قربانی

چکیده یکی از چالش‌های اساسی در سال‌های اخیر، مسئله تغییر کاربری اراضی، جلوگیری از تخریب و اهمیت حفظ کاربری اراضی می‌باشد. بر همین اساس، عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی با استفاده از اطلاعات پیمایشی 60 بهره‌بردار کشاورزی شهرستان تنکابن و بهره‌گیری از الگوی دومرحله‌ای توبیت- هکمن در سال 1391 بررسی شد. نتایج برآورد الگوی پروبیت نشان داد که سطح سواد، تجربه، تعداد قطعات زمین باغی، سطح زیر کشت مرکبات و کیوی، قیمت محصول باغی (کیوی)، سطح زیر کشت زراعی و قیمت زمین زراعی با اثر مثبت و متغیرهای اندازه خانوار، قیمت زمین باغی، قیمت محصول باغی (مرکبات)، تعداد قطعات زمین زراعی، قیمت محصول زراعی، رضایت از نهادهای حمایتی و بیمه باغی و زراعی با اثر منفی بر اخذ تصمیم به تغییر کاربری اراضی از زراعی به باغی، نقش دارند. همچنین نتایج برازش الگوی مرحله دوم توبیت بیانگر تأثیر مثبت تعداد قطعات زمین باغی، سطح زیر کشت مرکبات و کیوی، قیمت محصول باغی (مرکبات)، تعداد قطعات زمین زراعی، سطح زیر کشت زمین زراعی، قیمت زمین زراعی و بیمه باغی و زراعی و تأثیر منفی متغیرهای اندازه خانواده، سطح سواد، تجربه، قیمت زمین باغی، قیمت محصول باغی (کیوی)، قیمت محصول زراعی و رضایت از نهادهای حمایتی بر میزان اقدام به تغییر کاربری اراضی می‌باشد. با توجه به یافته‌ها، ایجاد شبکه بیمه‌ای گسترده برای پوشش کشاورزان خرده‌پا، جلوگیری از ایجاد نوسان‌های قیمتی محصولات باغی و زراعی، توجه جدی به تولیدات زراعی به‌عنوان محصولات استراتژیک و حمایت از بهره‌برداران در این بخش در قالب بسته سیاستی به برنامه ریزان این عرصه پیشنهاد شد.

بررسی قدرت بازاری و ریسک ناشی از نااطمینانی قیمت در اقتصاد ایران (مطالعه موردی بازار خرما)

دوره 30، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 107-116

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i2.50006

محمدنبی شهیکی تاش، زهرا شیدایی، اعظم محمدزاده

چکیده خرما یکی از اقلام مهم تولیدی بخش کشاورزی ایران است بطوری که سهم ایران از تولید جهانی این محصول در سال 2012، 1/14 درصد بوده است که در جایگاه دوم تولید جهان قرار گرفته است. با توجه به اهمیت این صنعت در کشور و مسائلی که همواره در بازاریابی و بازاررسانی محصولات کشاورزی در کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران مطرح است این مقاله بر آن است تا به سنجش حاشیه بازاریابی در این صنعت با توجه به قدرت بازاری و نااطمینانی قیمت محصول بپردازد و برای دستیابی به این هدف، ایده اصلی این مقاله مبتنی بر مطالعه برارسن و همکاران (11) قرار داده شده است. از این رو در این مقاله سعی شده تا با استفاده از یک چارچوب مفهومی و تجربی به تجزیه و تحلیل حاشیه بازاریابی در بازار خرما که با نااطمینانی قیمت محصول رو به رو است، پرداخته شود. پژوهش حاضر حاشیه بازاریابی خرما را بر اساس اجزای هزینه نهایی صنعت فرآوری، انحراف قیمت انحصار چند جانبه فروش به خرید و ریسک قیمت محصول مورد ارزیابی قرار داده است. بدین منظور داده های مربوط به سال های 1361 تا 1391 مورد استفاده قرار گرفته است. یافته های تحقیق مؤید آن است که حاشیه بازاریابی در حدود 33 درصد بوده و ضریب انحصار چندجانبه فروش بیش از ضریب انحصار چندجانبه خرید است. بعبارت دیگر قدرت انحصاری نامتقارن در میان خریداران و فروشندگان در این بازار وجود دارد. همچنین بررسی اثر ریسک قیمتی بر حاشیه بازاریابی بر مبنای روش GARCH نمایی نشان می دهد که در صورت ثابت بودن سایر عوامل یک درصد افزایش در ریسک قیمتی، حاشیه بازاریابی را در حدود 07/0 درصد افزایش خواهد داد. بنابراین در راستای ایجاد تقارن در قدرت بازاری و کاهش ریسک قیمتی، توجه به ابزارهای مدیریت ریسک در این بازار الزامی است. از مهمترین سیاست ها، می توان به فعال نمودن بورس کالایی در این زمینه و ارائه ابزارهای مشتقه متنوع مانند فیوچر، آپشن و فوروارد اشاره نمود.

اندازه‌گیری میزان تأثیر بارش‌های ‌شدید بهاری، بر کارایی‌فنی تولید گوجه‌فرنگی در ارسنجان

دوره 33، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 109-124

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.71763

مرتضی حسن شاهی

چکیده این پژوهش با هدف ارائه راه‌حل، جهت جلوگیری از ورشکستگی و ضرر گوجه‌فرنگی‌کاران در سال‌های اخیر به علت بارش‌های‌شدید در مرحله رشد خصوصاً مرحله گلدهی محصول انجام ‌شده است. در راستای نیل به این هدف، تأثیر بارش‌های‌ شدید بر کارایی ‌فنی در مراحل رشد گوجه‌فرنگی در ارسنجان برآورد شده است. در این راستا از داده‌های سال زراعی 1396-1395 و الگوی اصلاح‌شده تابع تولید مرزی ‌تصادفی استفاده و نتایج آن با الگوی سنتی تابع تولیدمرزی‌تصادفی مقایسه شده است. طبق نتایج بارش‌های‌شدید بر تولید و کارایی‌فنی مزرعه تأثیر منفی دارد به‌طوری‌که نادیده گرفتن آن‌ها باعث تورش‌دار شدن ضرایب نهاده‌های تولید و تعیین‌کننده‌های کارایی‌فنی می‌شود. طبق بخش دیگری از یافته‌ها، با استفاده مناسب از نهاده‌ها می‌توان کارایی‌فنی را 14٪ افزایش داد که نتیجه آن افزایش 19% در تولید و کاهش 6/11% در هزینه‌های تولید خواهد بود. از یافته‌های دیگر این پژوهش رابطه متقابل بین نهاده‌های تولید و متغیرهای بارندگی است، به‌طوری‌که بارش‌های‌شدید در مراحل رشد گیاه نه‌تنها باعث تخریب مزرعه می‌شود، بلکه باعث کاهش کارایی سایر نهاده‌ها نیز می‌گردد. جهت جلوگیری از این خسارات توصیه می‌شود این‌گونه محصولات به‌صورت گلخانه‌ای کشت شود تا بتوان متغیرهای جوی را کنترل کرد.

الگوسازی اثر شوک نرخ ارز بر سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی (کاربرد روش NARDL)

دوره 34، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 113-125

https://doi.org/10.22067/jead2.v34i2.81510

علی اکبر باغستانی

چکیده مسئله تنظیم ارز یکی از مسائل اساسی در کشورهای در حال توسعه است. نرخ ارز ناهماهنگ با تغییرات اقتصادی، سبب جهت‌گیری‌های نادرست سیاست‌های کلان اقتصاد می‌شود که این پدیده مشکلاتی در زمینه انتخاب پروژه‌های سرمایه‌گذاری ایجاد می‌کند. مطالعه حاضر، با بهره‌گیری از داده‌های سالانه 96-1357 و به کارگیری الگوی غیرخطی خودرگرسیونی با وقفه‌های گسترده (NARDL) به بررسی ارتباط خطی و غیرخطی (متقارن و غیر متقارن) شوک نرخ ارز و سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی می‌پردازد. در این مطالعه، برای استخراج شوک‌های نرخ ارز از فیلتر هودریک پرسکات استفاده شد. نتایج آزمون والد و آماره F و آزمون نسبت حداکثر درستنمایی نشان داد که الگوی غیرخطی NARDL در مقابل الگوی خطی، در تبیین متغیرهای مدل کاراتر است. بر اساس نتایج، اثر شوک‌های ارزی نامتقارن بوده و شوک‌های مثبت ارزی اثر منفی بر سرمایه‌گذاری بخش کشاورزی داشته است، همچنین شوک‌های منفی نرخ ارز، اثر مثبت بر سرمایه‌گذاری بخش داشته است. بنابراین بروز هرگونه شوک ارزی، به معنای ایجاد تلاطم در اقتصاد بوده و تخصیص منابع را از سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های مولد نظیر تولید کشاورزی به سمت فعالیت‌های غیرمولد نظیر سوداگری در بازار ارز، طلا و سکه، دلالی مسکن و خودرو سوق می‌دهد. یکی از راه‌کارهای مقابله با این وضعیت، کاهش شکاف میان نرخ ارز رسمی و بازار آزاد و همچنین تک‌نرخی کردن ارز است.

اقتصاد کشاورزی

تأثیر ابعاد اقتصادی-اجتماعی بر جنگل‏زدایی: کاربرد اقتصادسنجی فضایی

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 115-128

https://doi.org/10.22067/jead.2022.17787.0

حمید امیرنژاد، امیر مهرجو، محمدهادی اسکندری نسب

چکیده فعالیت‌های انسان قرن‌هاست که منجر به تخریب جنگل‌ها شده است. در قرن بیست و یکم، جنگل‌زدایی یکی از عوامل اصلی تغییرات آب‌وهوا بوده است؛ چراکه جنگل‌ها از دلایل اصلی کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای هستند. در نیم‌قرن گذشته کشورهای نیمه جنوبی قاره آسیا به دلیل تغییر ساختار اقتصادی، افزایش جمعیت و گسترش جهانی‌شدن، متحمل خسارت‌های عظیمی از مناطق جنگلی شده است. بر همین اساس در این پژوهش، عوامل اقتصادی اجتماعی مؤثر بر تخریب جنگل با توجه به داده‏های موجود در 18 کشور منتخب در نیمه جنوبی قاره آسیا بین سال‏های 2005 تا 2015 با استفاده از اقتصادسنجی فضایی بررسی شد. نتایج آزمون‌های همبستگی فضایی نشان داد که نادیده گرفتن اثرات همبستگی فضایی باعث خطای تخمین برازش می‌شود؛ همچنین نتایج برآورد مدل، فرضیه منحنی محیط‏زیستی کوزنتس برای کشورهای منتخب را با نقطه عطف 5107 دلار تأیید می‌کند. مطابق با یافته‏های تحقیق، افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه در سایر کشورها از طریق تحرک بین منطقه‏ای نهاده‏های تولید موجب افزایش جنگل‏زدایی در کشور مورد نظر می‏شود. افزایش نرخ ارز در سایر کشورها به دلیل افزایش واردات محصولات جنگلی از سایر کشورها و عدم قطع منابع جنگلی داخلی موجب کاهش جنگل‏زدایی در کشور مورد نظر می‏گردد. افزایش تراکم جمعیت و بیکاری در سایر کشورها به دلیل کاهش فرصت‏های شغلی در سایر کشورها و افزایش مهاجرت به کشور مورد نظر و به‏دنبال آن افزایش تقاضا برای غذا و افزایش تقاضای زمین باعث افزایش جنگل‏زدایی در کشور مورد نظر شده است. در نهایت افزایش متغیر شاخص توسعه انسانی باعث کاهش جنگل‏زدایی در کشور مورد نظر شده است؛ ولی تغییر این متغیر در سایر کشورها تأثیری بر جنگل‏زدایی کشور مورد نظر نداشته است؛ لذا در دنیایی با رشد اقتصادی فزاینده، پیشنهاد می‏شود به‏منظور تضمین جلوگیری از تخریب جنگل‏ها در بهبود شاخص توسعه انسانی؛ ریشه‏کن­کردن معضل بیکاری و ریشه‏کن­کردن فقر تلاش‌ها مضاعف گردد. همانطور که نتایج این مطالعه نشان داد جمعیت تأثیر مستقیم و معنی‏دار بر جنگل‏زدایی در کشورهای منتخب داشت و با توجه به افزایش رشد جمعیت در سال‏های مختلف، پیشنهاد می‏شود به مسئله جمعیت با نگاه به الزامات توسعه­ی پایدار توجه بیشتری شود تا کاهش تخریب محیط‏زیست به‏خصوص جنگل‏زدایی را به همراه داشته باشد. چراکه بر اساس نتایج این مطالعه عدم رشد سریع جمعیت موجب کاهش جنگل‏زدایی در کشورهای منتخب می‏گردد.