با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
دوره و شماره: دوره 40، شماره 3 - شماره پیاپی 72، پاییز 1405 
مقالات پژوهشی اقتصاد کشاورزی

ارزیابی اثرات رفاهی و زیست‏محیطی استفاده از انرژی زیست‌توده سلولزی در ایران

صفحه 252-237

https://doi.org/10.22067/jead.2026.93528.1353

امیر مهرجو، حمید امیرنژاد، کمال عطایی سلوط، حسین آزادی

چکیده تولید انرژی از بقایای کشاورزی یک حوزه مهم تحقیقاتی با پتانسیل قابل‌توجهی برای تولید انرژی پایدار است. در ایران، استفاده از بقایای کشاورزی برای تولید انرژی، به‌دلیل ویژگی‌های جغرافیایی مطلوب، پتانسیل مقابله با ناامنی انرژی، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای جوامع روستایی را دارد؛ بنابراین، هدف این مطالعه ارزیابی اثرات رفاهی و زیست‏محیطی استفاده از انرژی زیست‌توده سلولزی در ایران، با تمرکز ویژه بر استفاده از یک مدل تعادل جزئی با به حداکثر رساندن مجموع مازاد مصرف‌کنندگان زیست‏توده و تولیدکنندگان زیست‏توده، مشروط به محدودیت‌های در دسترس بودن منابع برای تحلیل پیامدهای اقتصادی است. در این مطالعه جهت ارزیابی اثرات رفاهی و زیست‏محیطی از زیست‏توده دو محصول گندم و برنج استفاده شده است. نتایج شبیه‏سازی مدل نشان می‌دهد که رفاه مصرف‌کنندگان زیست‏توده کاهش و تولیدکنندگان زیست‏توده افزایش می‏یابد؛ به‌طوری‌که در قیمت 3/286 میلیون ریال در هر تن برای زیست‏توده گندم و 9/275 میلیون ریال در هر تن برای زیست‏توده برنج حداکثر رفاه اجتماعی حاصل می‏گردد. همچنین نتایج نشان داد که افزایش قیمت زیست‏توده منجر به افزایش تولید زیست‏توده می‏شود و با بکارگیری این زیست‏توده تولید شده از دو محصول گندم و برنج در تولید برق می‏توان میزان انتشار گاز گلخانه‏ای را تا 2/8 درصد در کشور را کاهش داد؛ بنابراین با توجه به نتایج، قیمت‌گذاری مناسب زیست‏توده و ایجاد انگیزه برای جمع‌آوری پسماند محصولات کشاورزی و سرمایه‏گذاری در نیروگاه‏های تولید برق از زیست‌توده می‌تواند به‌عنوان سیاست‌های افزایش رفاه اجتماعی و بهبود کیفیت محیط‏زیست انتخاب شود. در نهایت نتایج این تحقیق می‌تواند به سیاست‌گذاری برای توسعه استراتژی‌های کاهش انتشار گازهای گلخانه‏ای در کشور با منابع فراوان زیست‌توده کمک کند.

مقالات پژوهشی اقتصاد کشاورزی

چالش‌های پایداری واحدهای تولید دامی مبتنی بر چرا در شرایط تغییر اقلیم (مطالعه موردی: استان کرمانشاه)

صفحه 275-253

https://doi.org/10.22067/jead.2026.94239.1361

شیوا نجاتیان، حسین شعبانعلی فمی، ناصر مطیعی

چکیده افزایش سریع جمعیت، تغییرات اقلیمی و محدودیت منابع تولید، تأمین امنیت غذایی جهان را با چالشی بزرگ مواجه کرده است. نظام‌های تولید غذایی پایدار، ازجمله نظام‌های تولید دامی مبتنی بر چرا، نقش مهمی در مقابله با این چالش دارند. این نظام‌ها نه‌تنها بخشی از تقاضای جهانی گوشت و محصولات لبنی را تأمین می‌کنند، بلکه به تنوع‌بخشی منابع غذایی و پایداری اکوسیستم‌ها کمک می‌کنند. بااین‌حال، این نظام‌ها به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه و مناطق خشک و نیمه‌خشک با چالش‌های متعددی مواجه هستند. این مطالعه باهدف شناسایی و تحلیل چالش‌های پیش روی نظام‌های دامی در شرایط تغییر اقلیم در استان کرمانشاه انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۴۰ کارشناس و خبره در حوزه تخصصی مدیریت امور دام و منابع طبیعی بودند که به روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. از بین این کارشناسان ۱۳۱ نفر (با نرخ پاسخگویی 93 درصد) پرسشنامه‌های تحقیق را تکمیل کردند. روایی محتوایی و پایایی پرسشنامه توسط اعضای هیأت علمی و کارشناسان تأیید شدند. داده‌ها به‌وسیله پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری و با نرم‌افزار SMART-PLS تحلیل شد. نتایج نشان داد مهم‌ترین چالش‌های پایداری این نظام­ها به‌ترتیب شامل چالش‌های زیست‌محیطی با ضریب مسیر (756/0β=)، اقتصادی (683/0β=)، مدیریتی (669/0β=)، فنی (593/0β=)، اجتماعی (563/0β=) و قانونی (454/0β=) بودند. در بین چالش‌های زیست‌محیطی، تغییرات اقلیمی و خشکسالی مهم‌ترین سهم را در پایداری نظام‌های تولید دامی استان دارا بودند. همچنین چالش‌های اقتصادی مانند بالا بودن قیمت نهاده‌ها، ضعف توان مالی دامداران و نوسانات بازار و عدم دسترسی به اعتبارات نیز از موانع مهم بودند. شناخت این چالش‌ها می‌تواند به تدوین راهکارهای عملی برای ارتقای پایداری این نظام‌ها کمک کند. به‌منظور بهبود پایداری نظام‌های دامی، راهکارهایی نظیر ایجاد تشکل‌های محلی، افزایش دسترسی به آموزش‌های فنی، توسعه فناوری‌های نوین و حمایت مالی از دامداران پیشنهاد شد.

مقالات پژوهشی اقتصاد کشاورزی

واکاوی نقش فناوری‌های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در توسعۀ کشاورزی هوشمند با نقش میانجی تحول دیجیتال (مورد مطالعه: استان اردبیل)

صفحه 289-277

https://doi.org/10.22067/jead.2026.96257.1394

ناصر سیف اللهی

چکیده امروزه، با توجه به چالش‌هایی مانند کمبود منابع آب، تغییرات اقلیمی، نیاز به حفظ محیط‌زیست، افرایش بهره­وری، سیستم‌های آبیاری هوشمند، بررسی شرایط مزرعه، استفاده از فناوری‌های نوین و تحول دیجیتال نقش اساسی در تبدیل کشاورزی به یک صنعت پیشرفته و پایدار ایفا می‌کنند. هدف از پژوهش حاضر، واکاوی نقش فناوری‌های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در توسعۀ کشاورزی هوشمند با نقش میانجی تحول دیجیتال است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی-همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش، کلیۀ تولیدکنندگان محصولات کشاورزی استان اردبیل بود. با توجه به نامحدود بودن حجم جامعۀ آماری، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 384 نفر تعیین شد که انتخاب این افراد از جامعۀ آماری با روش تصادفی ساده صورت گرفت و پرسشنامۀ پژوهش در بین آن‌ها توزیع گردید. روایی پرسشنامه‌ها به‌وسیلۀ تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن‌ها با روش آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. تحلیل داده‌ها با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و با کمک نرم‌افزارهای SPSS 26 و Smart-PLS 3 انجام شد. یافته‌ها نشان دادند که واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و تحول دیجیتال بر کشاورزی هوشمند، تأثیر مثبت و معنادار دارند. واقعیت مجازی به‌عنوان یک فناوری نوظهور در کشاورزی هوشمند می‌تواند به بهبود آموزش، تصمیم‌گیری، طراحی سیستم‌ها و مدیریت مزارع کمک کند. استفاده از واقعیت افزوده، مراحل و فرآیندهای مختلف کشاورزی را پایش می‌کنند و داده‌های گردآوری شده را در تصمیم‌گیری‌های مرتبط هم به کار می‌برند و تحول دیجیتال با ایجاد زیرساخت‌های فناورانه، هوشمندسازی فرآیندها، افزایش بهره‌وری و کاهش اتلاف منابع، بستری قدرتمند برای توسعۀ کشاورزی هوشمند فراهم می‌کند.

مقالات پژوهشی اقتصاد کشاورزی

مطالعه ترکیب بهینه پایدار محصولات کشاورزی منتخب کم‌آب‌بر ایران

صفحه 317-291

https://doi.org/10.22067/jead.2026.96305.1401

ریحانه اله وردی، حامد رفیعی، اسماعیل پیش‌بهار، سعید یزدانی، مهدی پندار، عبدالمجید لیاقت

چکیده محدودیت شدید منابع آبی و ناپایداری بازارهای جهانی، ضرورت بازنگری در الگوی صادرات محصولات کشاورزی را دوچندان کرده است. در سال‌های اخیر، سیاست‌های محدودکننده صادرات محصولات آب‌بر بدون توجه به بازده اقتصادی آب، موجب فاصله ترکیب صادراتی از حالت بهینه شده است. این پژوهش با هدف شناسایی الگوی بهینه صادرات محصولات کم‌آب‌بر ایران و ارزیابی پایداری بازارهای هدف، با استفاده از دو رویکرد مکمل انجام شده است. هدف این پژوهش، بررسی امکان ارتقای ترکیب صادراتی محصولات کشاورزی منتخب به حالتی بهینه است؛ به‌طوری‌که درآمد حاصل از صادرات با همان میزان مصرف آب مجازی بیشینه و یا مصرف آب مجازی با همان میزان ارزآوری حداقل شود. در این راستا، ابتدا با استفاده از الگوی زنجیره مارکوف، پایداری صادرات محصولات عمده کشاورزی ایران در بازارهای هدف طی دوره‌ی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۲ تحلیل شد. سپس دو الگوی برنامه‌ریزی ریاضی جداگانه تدوین گردید. الگوی نخست با هدف بیشینه‌سازی درآمد صادراتی تحت قید مصرف آب و الگوی دوم با هدف کمینه‌سازی مصرف آب مجازی تحت قید درآمد صادراتی برآورد شد. نتایج نشان داد محصولاتی مانند زعفران، با توجه به کارایی اقتصادی بالای آب و ارزش افزوده صادراتی، گزینه‌های مناسبی برای تمرکز صادرات هستند. همچنین، بازارهایی مانند افغانستان در صادرات زعفران بیش‌ترین پایداری را داشتند، در حالی‌که برخی بازارهای بزرگ مانند اسپانیا و امارات ناپایدارتر بودند. بر اساس نتایج الگوهای بهینه در الگوی صادراتی ایران، بدون کاهش درآمدهای ارزی و با چینش صحیح بازارهای هدف و نسبت مناسب صادرات محصولات می‌توان در حدود 5 تا 40 درصد در مصرف آب صرفه‌جویی نمود. از طرفی، نتایج بر امکان افزایش درآمد حاصل از صادرات در بازه 5 تا 55 درصدی با الزام تثبیت مصرف آب در الگو دلالت دارد. بنابراین، باتوجه به نتایج و با استناد بر جز دوم ماده 11 قانون برنامه هفتم توسعه، درنظرگیری مشوق‌های صادراتی در این زمینه راه‌گشا خواهد بود.

مقالات پژوهشی اقتصاد کشاورزی

تحلیل موانع و محدودیت‌های بازاریابی کارآفرینانه بین‌المللی از دیدگاه گلخانه‌داران استان تهران

صفحه 337-319

https://doi.org/10.22067/jead.2026.96614.1403

محمد خراسانی، فاطمه رزاقی بورخانی، طاهر عزیزی خالخیلی

چکیده بخش کشاورزی ایران با وجود اهمیت حیاتی، با چالش‌های ساختاری و ضعف در نظام بازاریابی کارآمد مواجه است. رویکرد بازاریابی کارآفرینانه بین‌المللی (IEM)، به‌عنوان یک استراتژی نوآورانه و فرصت‌محور برای خلق ارزش در بازارهای خارجی، برای واحدهای گلخانه‌ای استان تهران یک ضرورت راهبردی است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل ساختارمند موانع و محدودیت‌های بازاریابی کارآفرینانه بین‌المللی در راستای ارائه راهکارهای راهبردی برای توسعه صادرات محصولات گلخانه‌ای است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بهره‌برداران (مدیران و مالکان) واحدهای تولیدی سبزی و صیفی‌جات گلخانه‌ای فعال در چهار شهرستان کلیدی استان تهران شامل پاکدشت، پیشوا، ورامین و شهر ری بودند که مجموعاً ۱۹۳۴ واحد را تشکیل می‌دهند. با استناد به جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه ۳۲۲ واحد تعیین گردید. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری شده و موانع با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مبتنی بر روش PLS در نرم‌افزار SmartPLS نسخه ۳ مورد ارزیابی قرار گرفت. موانع و محدودیت‌های بازاریابی کارآفرینانه بین‌المللی با استفاده از هفت مؤلفه (شامل موانع اقتصادی-مالی، حمایتی-قانونی، زیرساختی-نهادی، سیاست‌گذاری-برنامه‌ریزی، بازاریابی سبز، آموزشی-اطلاع‌رسانی و اجتماعی-فرهنگی) و ۲۸ گویه نهایی مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی حاکی از برازش و پایایی مطلوب ساختار هفت‌عاملی موانع است و تمامی مؤلفه‌ها در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار بودند. مطابق یافته‌ها، مهم‌ترین موانع بر اساس ضریب مسیر به‌ترتیب عبارت‌اند از: موانع اقتصادی-مالی (848/0)، موانع حمایتی-قانونی (820/0) و موانع زیرساختی-نهادی (819/0). همچنین، گویه‌های کلیدی با بالاترین بار عاملی شامل فقدان سرمایه کافی برای استانداردسازی تجهیزات واحدهای کسب‌وکار و تحریم‌های دولتی و محدودیت در ورود نهاده‌های تولیدی باکیفیت و مجاز بودند. نتایج پژوهش به‌وضوح نشان می‌دهد که موانع کلان محیطی و بیرونی، مؤثرترین چالش در محدودسازی بازاریابی کارآفرینانه بین‌المللی محسوب می‌شوند. رفع این محدودیت‌ها نیازمند مداخله جدی نهادهای دولتی در قالب حمایت مالی از صادرات، تسهیل فرایندهای اداری و توسعه زیرساخت‌های هوشمند و زنجیره تأمین سرد است. در این راستا، طراحی مکانیزم اعطای تسهیلات سرمایه‌ای هدفمند صادراتی با نرخ بهره پایین، به‌منظور استانداردسازی و مکانیزاسیون تجهیزات سردخانه‌ای و بسته‌بندی در واحدهای گلخانه‌ای پیشنهاد می‌شود.

مقالات پژوهشی اقتصاد کشاورزی

ارزیابی کارایی زیست‌-اقتصادی بازیافت ضایعات مواد غذایی در ایران: رویکرد تحلیل پوششی داده‌های پویا با خروجی‌های نامطلوب

صفحه 356-339

https://doi.org/10.22067/jead.2026.97043.1411

خدیجه کریمی، مصطفی مردانی نجف ‎آبادی، عباس میرزایی

چکیده در شرایطی که فشار جمعیتی فزاینده و کاهش منابع طبیعی، مدیریت پایدار ضایعات کشاورزی را به یکی از اولویت‌های ملی در چارچوب اقتصاد زیستی تبدیل کرده است، ارزیابی جامع کارایی این سیستم‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این مطالعه با هدف ارزیابی کارایی زیست‌اقتصادی بازیافت ضایعات مواد غذایی در ۳۱ استان ایران طی دوره ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸ طراحی شده است. برخلاف مطالعات سنتی که تنها خروجی‌های مطلوب را مدنظر قرار می‌دهند، در این مطالعه از مدل تحلیل پوششی داده‌های شبکه‌ای پویا (DN-DEA) استفاده شده تا خروجی‌های نامطلوب شامل دی‌اکسیدکربن (CO₂) و متان (CH₄) به‌صورت همزمان در ساختار ارزیابی کارایی گنجانده شوند. یافته‌ها نشان می‌دهد که تنها پنج استان (تهران، بوشهر، ایلام، خوزستان و خراسان جنوبی) در تمام سال‌های مورد بررسی، دارای کارایی کامل (امتیاز ۱) بوده‌اند، در حالی‌که استان‌های گلستان (34/0)، کردستان (35/0)، سیستان و بلوچستان (36/0) و آذربایجان شرقی (41/0) عملکردی بسیار پایین داشته‌اند. میانگین کارایی دوره‌ای نیز از 72/0 در سال ۱۳۹۳ به 61/0 در سال ۱۳۹۸ کاهش یافته است. بر این اساس، دستیابی به اهداف توسعه پایدار در گرو بهبود مستمر فرآیندهای بازیافت و کاهش آلاینده‌های زیست‌محیطی در سراسر کشور است. آزمون همبستگی پیرسون رابطه‌ای مثبت، قوی و معنادار (r ≥ 0.94, p < 0.01) میان کارایی بازیافت و کارایی در مدیریت خروجی‌های نامطلوب تأیید می‌کند؛ این یافته بیانگر آن است که استان‌هایی که در کاهش هزینه، مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای موفق‌تر هستند، به‌طور همزمان کارایی بالاتری در بازیافت ضایعات نیز کسب می‌کنند. نتایج این پژوهش بر ضرورت اتخاذ سیاست‌های منطقه‌محور و تسهیل انتقال دانش از استان‌های الگو به مناطق کم‌کارا تأکید دارند.