با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
دوره و شماره: دوره 34، شماره 3 - شماره پیاپی 49، پاییز 1399، صفحه 356-239 
مقالات پژوهشی

ارزیابی پایداری سیستم‌های کشاورزی با استفاده از رهیافت برنامه‌ریزی توافقی: منطقه کوهدشت لرستان

صفحه 239-257

https://doi.org/10.22067/jead.2020.17730.0

سید محمد نظریان، منصور زیبایی، آذر شیخ زین الدین

چکیده یکی از جنبه‌های مهم توسعه‌ی پایدار، کشاورزی پایدار بوده که نه‌تنها نیازهای آتی مربوط به افزایش تولید، بلکه کیفیت محیطزیست، آب و خاک را نیز حفظ می‌کند. از این‌رو، در این مطالعه پایداری زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی سیستم‌های کشاورزی در منطقه کوهدشت با استفاده از مدل برنامه‌ریزی توافقی مورد ارزیابی قرار گرفته است. اطلاعات مورد نیاز از 252 کشاورز نمونه در سال زراعی 5965 69 جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که بر اساس دیدگاه زیست‌محیطی و در مقادیر حداقل و حداکثر وزن انحرافات ( 5 π = و 511 π = )، به ترتیب سیستم‌های گندم با عملکرد بالای 4 تن و چغندر قند با عملکرد بالای 60 تن در هکتار، بالاترین سطح پایداری را در منطقه دارا میباشند. اما سیستم کشاورزی چغندرقندبا عملکرد زیر 60 تن در هکتار، براساس تمامی مقادیر π ، ناپایدارترین سیستم منطقه است. همچنین استفاده بیش از حد از آب زیرزمینی جهت آبیاری کشاورزی و مصرف بیرویه کودها و سموم شیمیایی موجب ناپایداری بیشتر کشاورزی در برخی از مناطق شده است. همچنین نتایج نشان داد که در  π =1 ، دهستتان کوهنانی و طرهان شرقی به ترتیب پایدارترین و ناپایدارین مناطق هستند. عدم پایداری سیستم‌های کشاورزی دهستان طرهان شرقی، ناشی از عملکرد اقتصادی ضعیف در برخی مناطق روستایی دهستان است. با این حال، در سطح بالای حساسیت نسبت به انحراف از سطح ایده آل، دهستان بلوران و طرهان غربی، ناپایدارترین دهستان‌ها و کوهدشت شمالی و جنوبی، گلگل، دربگنبد و زیر تنگ، پایدارترین دهستانهای منطقه هستند. بنابراین از نتایج این مطالعه، استنباط میشود که در زمینه پایداری کشاورزی تفاوتهای منطقهای در کوهدشت وجود دارد، در نتیجه توصیه می شود کته سیاست های کشاورزی منطقه‌ای مؤثر بر اساس تحقیقات محلی تدوین شوند.

مقالات پژوهشی

عوامل مؤثر بر اشتغال زارعین به فعالیت‌های خارج از مزرعه و تأثیر آن بر برابری درآمد در شهرستان مرودشت

صفحه 259-273

https://doi.org/10.22067/jead.2020.39301

قاسم لیانی، محمد بخشوده، زینب احمدی کیا

چکیده گرچه معیشت اصلی کشاورزان بطور عمده از طریق فعالیت‌های داخل مزرعه تأمین می­شود ولی با توجه به محدودیت­های عوامل تولید، فرصت­های اشتغال در خارج از مزرعه نیز راهکاری به منظور جلوگیری از افزایش فقر تلقی می­شود. لذا در این مطالعه با استفاده از مدل چندگزینه‌ای لاجیت و تکمیل 153 پرسشنامه به بررسی عوامل مؤثر بر تخصیص زمان زارعین منطقه مرودشت به فعالیت‌های داخل مزرعه و سایر فعالیت‌های خارج از مزرعه پراخته شد. بر اساس نتایج در شهرستان مرودشت متغیرهای سن، تحصیلات، اشتغال به دامداری، تعداد کلاس‌های ترویجی، تعداد افراد تحت تکفل، مخارج خانوار، نسبت مخارج به درآمد کشاورزی، تعداد نیروی کار خانوادگی و ارزش دارایی فرد اثری معنی‌دار بر احتمال تخصیص زمان به فعالیت‌های مرتبط با کشاورزی خارج از مزرعه دارند. همچنین فعالیت‌های غیرکشاورزی خارج از مزرعه و فعالیت‌های زراعی به ترتیب کمترین و بیشترین سهم را در ایجاد نابرابری درآمدی در بین خانوارها بخود اختصاص می‌دهند. بنابراین، ایجاد امکانات لازم جهت افزایش سطح سواد روستائیان، تشویق به انجام فعالیت‌های خارج از مزرعه برای افراد با زمین اندک در کنار سرمایه‌گذاری در توسعه فعالیت‌های خارج از مزرعه در مناطق روستایی می‌تواند به تخصیص زمان آنان به فعالیت‌های غیر کشاورزی همراه با فعالیت‌های کشاورزی و افزایش برابری درآمدی کمک نماید.

مقالات پژوهشی

رتبه‌بندی استان‌های تولیدکننده گندم از منظر ریسک سیستماتیک و سنجش جبران ریسک در ایران

صفحه 275-288

https://doi.org/10.22067/jead.2020.17756.0

حبیب الله سلامی، عدالت سلیم اودلو

چکیده ریسک در تولید محصولات کشاورزی به عنوان یک عامل منفی از دیدگاه تولید کنندگان محسوب می‌شود. لیکن، وجود ریسک تا آنجا که با ایجاد درامد متناسب هزینه‌های ریسک راجبران نماید مانع از تمایل تولیدکندگان به کشت محصولات نمی‌گردد. تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت جبران ریسک تولیدکنندگان گندم در استان­های ایران و رتبه‌بندی این استان‌ها به لحاظ ریسک سیستماتیک با استفاده از الگوی قیمت­گذاری دارایی سرمایه (CAPM) و بکارگیری اطلاعات تولیدی وزارت جهاد کشاورزی در دوره 1394-1387 انجام شده است. در این راستا، ابتدا پرتفوی کشوری گندم براساس ریسک و بازدهی تولید این محصول در استان­های مختلف تشکیل شد و آنگاه ریسک تولید در هر استان نسبت به ریسک این پرتفوی محاسبه گردید. نتایج مطالعه نشان داد استان یزد با ضریب 45/0 کم­ریسک­ترین و استان مازندران با ضریب 26/1 پرریسک­ترین استان­های تولیدکننده گندم می­باشند. از نگاه جبران ریسک، درآمد حاصل از تولید این محصول در 14 استان کشور بگونه‌ای است که ریسک تولیدکنندگان جبران می‌شود. از این نظر تولید گندم در استان کردستان مناسب ترین و تولید این محصول در جنوب استان کرمان بدترین وضعیت را دارند. علاوه براین، نتایج نشان می‌دهد عامل اصلی عدم جبران ریسک در برخی استان‌ها عملکرد کم تولید گندم و در نتیجه قیمت تمام شده بالای محصول در این استان‌ها می‌باشد. براین اساس، تمرکز بر بهبود بهره‌وری گندم در این مناطق توصیه می‌شود.

مقالات پژوهشی

تنوع غذایی در مناطق روستایی استان خراسان‌رضوی و متغیرهای تعیین کننده آن

صفحه 289-303

https://doi.org/10.22067/jead.2020.17780.0

ملیحه شیبانی نوقابی، فاطمه رستگاری پور، تکتم محتشمی

چکیده بررسی وضعیت امنیت غذایی جامعه و شناسائی متغیرهای تعیین کننده آن بویژه در مناطق روستایی، اهمیت بسزائی دارد. تحقیق حاضر با هدف تحلیل وضعیت تنوع غذایی خانوارهای روستایی استان خراسان­رضوی انجام گرفت. برای این منظور از دو شاخص بری و شمارش گروه­های غذایی برای بررسی تنوع غذایی استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه خانوارهای روستایی استان خراسان­رضوی در سال 1398 می‌باشد که با استفاده از فرمول کوکران 400 خانوار براساس روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب و داده­های موردنیاز از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه استخراج گردید. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین شاخص­های تنوع غذایی شمارش گروه­های غذایی و بری در منطقه به ترتیب برابر با 08/6 و 83/0 بود و خانوارها از نظر مصرف تعداد گروه­های غذایی در سطح متوسط تنوع غذایی و از نظر سهم مصرف گروه­های غذایی در سطح متوسط رو به پائین تنوع­ غذایی می‌باشند. سپس عوامل مؤثر بر سهم برابر گروه­های غذایی با بهره­گیری از شاخص بری و مدل لاجیت ترتیبی تعیین شد. همچنین نتایج حاصل از لاجیت ترتیبی نشان داد که متغیرهای جنسیت، تحصیلات، وضعیت مسکن، هزینه ماهیانه غذا، شاخص قدرت خرید خانوار، شاخص آگاهی، دسترسی به بازار و کمک­های غذایی در جهت مثبت و متغیرهای سن، فاصله تا مراکز خرید و شاخص تورم موادغذایی در جهت منفی بر سطح تنوع غذایی (سهم برابر گروه­های غذایی) خانوار تأثیرگذار می­باشند.

مقالات پژوهشی

ارزیابی اثرات تغییر اقلیم بر کشاورزی دشت همدان–بهار با تأکید بر بهره‌وری آب و امنیت‌ غذایی

صفحه 305-323

https://doi.org/10.22067/jead.2020.17793.0

فاطمه معززی، غلامرضا یاوری، سید حبیب الله موسوی، مهرداد باقری

چکیده هدف مطالعه‌ی حاضر ارزیابی اقتصادی اثرات تغییرات اقلیم بر کشاورزی دشت همدان-بهار است. در این راستا ابتدا متغیرهای بارندگی و دما در افق 2070 تحت سناریوهای B1، A2، RCP2.6 و RCP8.5 پیش‌بینی شد و سپس با برآورد تابع واکنش عملکرد به روش ماکزیمم آنتروپی تعمیم­یافته (GME) و اندازه‌گیری تغییرات عملکرد ناشی از پارامترهای آب و هوایی و لحاظ آن در یک الگوی برنامه‌ریزی ریاضی مثبت (PMP)، اثرات تغییر اقلیم بر الگوی کشت منطقه، الگوی کشت محصولات غذائی اساسی، سود ناخالص کشاورزان، بهره‌وری فیزیکی و اقتصادی آب و امنیت‌ غذایی ارزیابی گردید. نتایج حاکی از افزایش دما، کاهش بارش، کاهش عرضه منابع آب و متعاقب آن کاهش عملکرد اکثر محصولات استراتژیک و افزایش عملکرد برخی محصولات سبزی و صیفی در تمامی سناریوها است. بعلاوه وقوع پیامدهای فوق دارای آثار منفی بر مقدار تولید کل محصولات، مقدار تولید محصولات استراتژیک و سود ناخالص کشاورزان منطقه است و در این راستا در بدبینانه‌ترین سناریو در افق 2070، زیانی به میزان 490 میلیاردریال به کشاورزان تحمیل خواهد کرد. افزایش بهره‌وری فیزیکی و اقتصادی آب در سناریوهای مختلف، نشان از ارزشمندشدن آب به دنبال کاهش کمیت آب در اثر تغییرات اقلیمی است. بنابراین وقوع تغییرات اقلیمی با متأثر‌کردن منابع آب، عملکرد محصولات، سطح زیرکشت، تولید مواد غذایی و در نهایت درآمد کشاورزان علاوه بر تحمیل زیان‌های اقتصادی و زیست‌محیطی، ابعاد مختلف امنیت‌غذایی مانند در دسترس‌بودن موادغذایی، دسترسی، ثبات و استفاده از موادغذایی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. بر همین اساس جهت حفظ و بهبود عملکرد و همین‌طور کاهش زیان‌های احتمالی بر درآمد و امنیت‌غذایی منطقه، اتخاذ راهبردهای مناسب و سازگار با تغییرات آب و هوایی از جمله استفاده از سامانه‌های نوین آبیاری، روش‌های کم‌آبیاری و اصلاح الگوی کشت با انتخاب محصولات با ارزش بالاتر بـرای افزایـش بهره‌وری آب، بهبـود مدیریـت منابـع آب و درآمد کشاورزان در سـطوح گیـاه، مزرعـه و منطقه ضروری است.

مقالات پژوهشی

تحلیل ساختار بازار و روش‌های بازاریابی محصول زغال‏اخته با تاکید بر نقش دلالان در شهرستان کلیبر

صفحه 325-339

https://doi.org/10.22067/jead.2020.17789.0

مجتبی سوختانلو، صمد دهقانپور، اصغر باقری

چکیده زغال‌اخته (Cornus mas L.)، یکی از مهم‏ترین محصولات دارویی و ارگانیک استان آذربایجان شرقی شناخته می‏شود که بیشترین سطح زیرکشت این محصول در شهرستان کلیبر واقع است؛ اما به دلیل نبود مدیریت صحیح بازاریابی و نیز نفوذ دلالان، نتوانسته است جایگاه واقعی خود را در رونق اقتصادی منطقه و بهبود بهره‏وری تولیدکنندگان آن پیدا کند. لذا هدف تحقیق، تحلیل ساختار بازار و روش­های بازاریابی محصول زغال اخته (مؤلفه‏های 4Ps، مسیرهای بازاریابی و روش‏های بازاریابی) با تاکید بر نقش دلالان در شهرستان کلیبر در سال 1398 بود. جامعه آماری شامل همه تولیدکنندگان فعال زغال‏اخته در شهرستان کلیبر بودند که به روش نمونه‏گیری چندمرحله‌ای و با کمک جدول بارتلت و همکاران، 280 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. یافته‏ها نشان داد روش‌ منتخب بازاریابی تولیدکنندگان زغال‌اخته، فروش سرمزرعه به دلالان بود. همچنین، اولویت اول تأثیرپذیری مؤلفه‏های 4Ps از دلالان، مربوط به مؤلفه قیمت بود. مطابق یافته‏ها، مسیر غالب بازار به صورت "تولیدکننده  ¥دلال‏ها و واسطه‏ها ¥ عمده‏فروش ¥ کارخانجات و کارگاه‎ها ¥ خرده‏فروش‏ ¥ مصرف‎کننده" بدست آمد. همچنین، مهم‏ترین متغیرهای متمایزکننده تولیدکنندگان براساس میزان معامله با دلالان، شامل سابقه دوره‏‏های آموزشی (735/0)، میزان درآمد از دیگر فعالیت‏های اقتصادی (640/0-) و فاصله باغ از بازار فروش (605/0) بود. به نظر می‏رسد در منطقه تحقیق، دلالان و واسطه‏ها، مدیریت غالب بازار زغال‏اخته را در دست دارند و در چانه‏زنی‏های اقتصادی با تولیدکنندگان و خریداران، دست بالا را داشته و تعیین قیمت در بازار را کنترل می‏کنند. لذا برای بهبود بازاریابی زغال‏اخته در منطقه، یافته‏های تحقیق، مسیر روشنی را برای حذف تدریجی جایگاه دلالان معرفی می‏نماید.

مقالات پژوهشی

ارزیابی پیامد‌های درونی‌سازی اثرات جانبی آلودگی آب بر مدیریت کمی و کیفی حوضه آبریز زاینده‌رود

صفحه 341-356

https://doi.org/10.22067/jead2.vi0.86889

حدیث کاوند، سامان ضیایی، مصطفی مردانی نجف آبادی

چکیده بروز چالش‌های اخیر در وضعیت منابع آبی حوضه آبریز زاینده‌رود، منجر به آن گردیده است که زاینده‌رود نیز از آلودگی آب در امان نماند و تامین آب با کیفیت مناسب به عنوان یک چالش‌ اساسی در این حوضه محسوب گردد. از این‌رو ارائه یک الگوی کشت هدفمند از طریق کاهش اثرات جانبی آلودگی مصرف آب ناشی از فعالیت‌های کشاورزی برای حوضه آبریز رودخانه زاینده‌رود می‌تواند نقش موثری در مدیریت کمی و کیفی منابع آب حوضه ایفا نماید. برای این منظور مدل شبیه‌سازی هیدرولوژیکی (مدل WEAP) با مدل بهینه‌یابی اقتصادی تلفیق و در مرحله‌ی بعد، اثرات جانبی آلودگی آب با استفاده از مدل SWAT شبیه‌سازی و به‌عنوان ورودی و یک محدودیت زیست‌محیطی به مدل یکپارچه سطح حوضه اضافه شده است. داده‌های مورد نیاز این الگو به سه شیوه تحقیق پیمایشی، مطالعات و گزارشات اسنادی و استفاده از نظرات کارشناسان و خبرگان طی سال‌های آماری 91-1390 جمع‌آوری شد. نتایج پارامترهای هیدرولوژیکی در الگوی بهینه اقتصادی نشان داد که می‌توان با بکارگیری سیاست‌های حفاظت منابع آب، اثرات تغییر اقلیم در منطقه را تعدیل بخشید. همچنین مقایسه الگوی بهینه اقتصادی و اقتصادی-زیستی نشان داد که می‌توان ضمن بهبود بازده برنامه‌ای به میزان 12 میلیون ریال، میزان تلفات نیترات کمتر از حد مجاز در سطح حوضه را تحقق بخشید.