تحلیل اثرات اقتصادی و رفاهی تشکیل بازار آب آبیاری در استان قزوین
دوره 27، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 338-350
https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i5.28315
محمود صبوحی، ابوذر پرهیزکاری
چکیده بازار آب به عنوان ابزاری اقتصادی سبب توسعه ی تمرکززدایی و تخصیص بهینه منابع آب بین مصرف کنندگان می شود. به همین منظور، در مطالعه حاضر اثرات اقتصادی و رفاهی تشکیل بازار آب در استان قزوین مورد بررسی قرارگرفت و پتانسیل انتقال آب تحت شرایط کم آبی در سطح شهرستانهای این استان ارزیابی شد. برای نیل به اهداف فوق، از مدل برنامهریزی ریاضی مثبت (PMP) و توابع تولید منطقهای محصولات کشاورزی (SWAP) استفاده شد. جهت دستیابی به نتایج کاربردی، تابع تولید با کشش جانشینی ثابت و تابع هزینه به شکل نمایی در مدل برنامه-ریزی ریاضی مثبت گنجانده شد. داده های موردنیاز مربوط به سال 91-1390 بود که با مراجعه مستقیم به ادارات ذیربط در استان قزوین جمعآوری شد. حل مدل در شش مرحله پیاپی و در محیط نرم افزاری GAMS نسخه 9/23 صورت گرفت. پس از حل مدل، تغییرات سطح زیرکشت محصولات آبی، سود ناخالص کشاورزان و نیروی کار مازاد در سطح منطقه ای و در دو حالت (وجود بازار آب و عدم وجود بازار آب) محاسبه شد. نتایج نشان داد که با برقراری بازار آب در استان قزوین مجموع اراضی آبی 2/1 درصد، مجموع سود ناخالص کشاورزان 86/1 درصد و مجموع نیروی کار بکارگرفتهشده در بخش کشاورزی 81/1 درصد افزایش مییابد. در پایان، با توجه به نقش حمایتی و سازنده بازارهای آب منطقه ای، مهیاشدن زمینه و شرایط لازم برای برقراری و استفاده بهینه از مکانیسم این نوع نهادها در استان قزوین پیشنهاد شد.
مزیت نسبی و سیاستهای حمایتی بر تولید کشمش استان قزوین
دوره 25، شماره 1، بهار 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i1.8876
رامتین جولایی، مهدی کاظم نژاد
چکیده چکیده
مزیت نسبی اصطلاحی است که پتانسیل بالقوه و بالفعل کشور را برای تولید محصولات مختلف در مقایسه با بازارهای جهانی نشان میدهد. بنابراین تحقیقات در این زمینه میتواند رویکردی دوگانه داشته باشد. این تحقیقات هم می تواند پتانسیل کشور را در تولید محصولاتی که هنوز تولید نشده است نشان دهد و هم میتواند توان بالفعل محصولاتی را که در کشور تولید میشوند را مورد ارزیابی قرار دهد. در این مطالعه از روش ماتریس تحلیل سیاستی (PAM) و شاخص هزینه منابع داخلی (DRC) برای محاسبه مزیت نسبی استفاده شده است. برای بررسی سیاستهای حمایتی از این محصول نیز از شاخصهای محاسباتی ماتریس تحلیل سیاستی بهره گرفته شده است. محدوده زمانی تحقیق سال زراعی 86-1385 و محدوده مکانی آن شهرستانهای عمده تولید کننده کشمش در استان قزوین بود و در این تحقیق از روش خوشهای دو مرحلهای برای مطالعه میدانی و پرسشگری استفاده شد. شاخص DRC مقدار 78/0 را برای کشمش نشان میدهد که حاکی از مزیت نسبی این محصول است. شاخص های حمایتی محاسبه شده نیز نشان میدهد برآیند سیاستهای داخلی در جهت حمایت از این محصول نبوده است.
JEL: F14, Q18, Q17
