حمید عزیزمحمدلو
چکیده
یکی از خصوصیات عمده بخش کشاورزی وجود ریسک بهعنوان جزء جداییناپذیر آن است که بر تصمیمات کشاورزان در حوزههای مختلف ازجمله تعیین میزان تولید، بهکارگیری نهادههای تولید و انتخاب فناوری اثر میگذارد. در این مقاله با هدف بررسی چگونگی واکنش کشاورزان در قبال ریسک ناشی از نااطمینانی تقاضا و اثرات آن بر اشتغال عوامل تولید در بخش کشاورزی، ...
بیشتر
یکی از خصوصیات عمده بخش کشاورزی وجود ریسک بهعنوان جزء جداییناپذیر آن است که بر تصمیمات کشاورزان در حوزههای مختلف ازجمله تعیین میزان تولید، بهکارگیری نهادههای تولید و انتخاب فناوری اثر میگذارد. در این مقاله با هدف بررسی چگونگی واکنش کشاورزان در قبال ریسک ناشی از نااطمینانی تقاضا و اثرات آن بر اشتغال عوامل تولید در بخش کشاورزی، ابتدا نااطمینانی تقاضا در این بخش مبتنی بر رویکردهای مورداستفاده آیزنمن و گاسال محاسبه شد و به دنبال آن با استفاده از روش همگرایی یوهانسون و با بهرهگیری از دادههای سری زمانی سالهای 1353 تا 1391 نوع رفتار ریسکی بنگاهها و چگونگی اثرگذاری نااطمینانی تقاضا بر شدت سرمایهبری و کاربری فرآیندهای تولیدی در بخش کشاورزی مورد مطالعه و آزمون قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از تخمین بردارهای همگرایی بلندمدت، استنباط میشود که بنگاههای فعال در بخش کشاورزی در قبال ریسک ناشی از نااطمینانی تقاضا واکنش منفی از خود نشان میدهند و بهعبارتدیگر ریسکگریز هستند. همچنین با افزایش معیار نااطمینانی تقاضا در بخش کشاورزی، هر دو نهاده نیروی کار و سرمایه کاهش مییابند با این تفاوت که درصد کاهش سرمایه بیشتر از درصد کاهش نیروی کار است. دلالت ضمنی چنین نتیجهای این است که با افزایش نااطمینانی تقاضا، شدت سرمایهبری فرایندهای تولیدی در بخش کشاورزی کاهش یافته و بنگاهها به سمت استفاده از فرآیندها و تکنولوژیهای کاربرتر تمایل پیدا میکنند. این امر ضرورت توجه جدیتر به مقوله سرمایهگذاری در بخش کشاورزی را آشکار میسازد و در این راستا توصیه میگردد که با توجه به تشدید فضای ریسکی و نااطمینانی در این بخش، دولت بهمنظور جلوگیری از کند شدن فرایند سرمایهگذاری، از مکانیسمهای ترویجی و انگیزشی مناسب برای تقویت انگیزه کشاورزان برای افزایش سرمایهگذاری و تولید بهره گیرد.
حبیب الله سلامی؛ مهدی باستانی
چکیده
استمرار واردات برنج به کشور همزمان با افزایش تولید داخلی این محصول، فرضیه بیرویه بودن واردات این کالا را در میان تولیدکنندگان داخلی آن شکل داده است. مطالعه حاضر در پی آن است تا این فرضیه را مورد ارزیابی قرار دهد. برای این منظور ابتدا با بهرهگیری از رویکرد تجزیه و تحلیل اکتشافی اطلاعات (EDA) ارتباط بین واردات و تولید داخلی و همچنین ...
بیشتر
استمرار واردات برنج به کشور همزمان با افزایش تولید داخلی این محصول، فرضیه بیرویه بودن واردات این کالا را در میان تولیدکنندگان داخلی آن شکل داده است. مطالعه حاضر در پی آن است تا این فرضیه را مورد ارزیابی قرار دهد. برای این منظور ابتدا با بهرهگیری از رویکرد تجزیه و تحلیل اکتشافی اطلاعات (EDA) ارتباط بین واردات و تولید داخلی و همچنین سایر عواملی که از جنبه نظری میتوانند واردات این کالا را در دوره 93-1360توضیح دهند، ارزیابی گردیده است. سپس، ارتباط بین واردات و این عوامل با استفاده از روش های اقتصادسنجی کمی شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اکتشافی اطلاعات نشان میدهد تنها دو عامل درآمدهای نفتی و رشد جمعیت ارتباط قابل توجهی با واردات برنج دارند. این نتیجه در کنار این واقعیت که تجزیه و تحلیل اکتشافی اطلاعات بیانگر روند کاهشی قیمت واقعی برنج در دوره مطالعه است منجر به این نتیجه گیری میشود که فرضیة بی رویه بودن واردات برنج درست است. نتیجه حاصل از تجزیه و تحلیل اکتشافی اطلاعات توسط روشهای همگرایی و الگوی اقتصادسنجی ECM نیز تایید میشود. با توجه به این نتایج، جدا سازی میزان واردات برنج از درآمدهای نفتی و محدود کردن واردات با در نظر گرفتن کشش تقاضا برای این کالا بگونهای که همواره قیمت دریافتی تولیدکنندگان از روند رشد تورم در کشور پیروی نماید پیشنهاد میشود.