اقتصاد کشاورزی
عباس میرزایی؛ حسن آزرم
چکیده
این مطالعه به بررسی همبستگی بین رشد اقتصادی و تأثیر آن بر محیطزیست، بهویژه با تمرکز بر مفهوم پایداری محیطی پرداخت. در این راستا، دادههای پسانداز خالص تعدیلشده بانک جهانی (ANS) برای سنجش فشار بر محیطزیست، بهویژه از طریق اندازهگیری عدم سرمایهگذاری طبیعی، استفاده شد. این اندازهگیری اثرات تجمعی خسارت دی اکسید کربن (CO2) و ...
بیشتر
این مطالعه به بررسی همبستگی بین رشد اقتصادی و تأثیر آن بر محیطزیست، بهویژه با تمرکز بر مفهوم پایداری محیطی پرداخت. در این راستا، دادههای پسانداز خالص تعدیلشده بانک جهانی (ANS) برای سنجش فشار بر محیطزیست، بهویژه از طریق اندازهگیری عدم سرمایهگذاری طبیعی، استفاده شد. این اندازهگیری اثرات تجمعی خسارت دی اکسید کربن (CO2) و همچنین کاهش مواد معدنی، انرژی و منابع جنگلی را در بر میگیرد. با توجه به درونزایی متغیرهای توضیحی برای برآورد اثر واقعی درآمد سرانه و سایر متغیرها بر میزان فشار بر محیطزیست از دادههای پانل استفاده شد. در این مطالعه، از روش پانل متغیر ابزاری (IV) با اثرات ثابت و از دادههای 213 کشور در دوره زمانی 1990 تا 2018 بهره گرفته شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بین درآمد و تأثیر بر محیطزیست در کشورهای در حال توسعه همبستگی مستقیم وجود دارد. با این حال، این رابطه به طور قابل توجهی در کشورهای کم درآمد در مقایسه با کشورهای با درآمد بالا مشهودتر است. علاوه بر این، این مطالعه نشان میدهد که گسترش تجارت به افزایش فشار زیستمحیطی در تمام گروههای کشورها مساعدت مینماید. افزایش نرخ ثبت نام مدارس میتواند بر محیطزیست کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه با درآمد بالا تأثیر بگذارد. همچنین اثر متغیر باز بودن سرمایه بر فشار محیطی برای کشورهای توسعه یافته و پردرآمد مثبت برآورد شد. البته این اثر برای کشورهای کمدرآمد منفی بود. در نهایت، نتایج نشان داد که کشورهای در حال توسعه میبایستی ساختار حقوقی خود را بهبود بخشند و همچنین بوروکراسی و پیچیدگی قوانین را کاهش دهند.
اقتصاد کشاورزی
حنانه آقاصفری؛ علیرضا کرباسی؛ حسین محمدی؛ رابرتو کلیستی
چکیده
افزایش نگرانی مصرفکنندگان از کیفیت و ایمنی محصولات کشاورزی در سراسر جهان سبب شده است تا محصولات ارگانیک به یکی از محبوبترین گزینههای مصرف سالم و پایدار تبدیل شوند. گرایش و مصرف روزافزون محصولات کشاورزی ارگانیک، رشد فزاینده بازار این محصولات را در دو دهه اخیر به همراه داشته است. به دلیل اهمیت ورود و کسب سهمی از این بازار رو ...
بیشتر
افزایش نگرانی مصرفکنندگان از کیفیت و ایمنی محصولات کشاورزی در سراسر جهان سبب شده است تا محصولات ارگانیک به یکی از محبوبترین گزینههای مصرف سالم و پایدار تبدیل شوند. گرایش و مصرف روزافزون محصولات کشاورزی ارگانیک، رشد فزاینده بازار این محصولات را در دو دهه اخیر به همراه داشته است. به دلیل اهمیت ورود و کسب سهمی از این بازار رو به رشد، این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر راهبرد ورود به بازار بینالمللی محصولات ارگانیک و تعیین راهبرد مناسب برای ورود به آن با استفاده مدلسازی معادلات ساختاری میپردازد. دادههای این مطالعه با جمعآوری 90 پرسشنامه از تولیدکنندگان محصولات زعفران، پسته و کشمش ارگانیک در سال 1400 با روش نمونهگیری در دسترس در استان خراسان رضوی بهدست آمده است. نتایج بهدست آمده حاکی از آن است که متغیرهای ریسک و انگیزه ورود به بازار بینالمللی به طور مستقیم و متغیر مالکیت بر تولید و بازاریابی بهطور غیرمستقیم و از طریق اثرگذاری بر انگیزه ورود به بازار بینالمللی، بر راهبرد ورود به بازار بینالمللی اثر مثبت و معنادار دارند. ضمن اینکه ریسک اثر کاهنده و معنادار بر انگیزه ورود به بازار بینالمللی محصولات ارگانیک دارد. بر این اساس، راهبرد مناسب برای ورود به بازار بینالمللی محصولات ارگانیک، راهبردهای غیرمستقیم، مشارکتی و غیرحضوری مانند صادرات غیرمستقیم، تولید قراردادی و سرمایهگذاری مشترک بهدست آمد. از اینرو، پیشنهاد میشود دولت برای حضور مستقیم تولیدکنندگان محصولات ارگانیک در بازارهای بینالمللی، ریسکهای ناشی از تحریم و موانع انگیزهای برای ورود به بازار را رفع نموده یا کاهش دهد.
اقتصاد کشاورزی
مصطفی مرادی؛ حسین شعبانعلی فمی؛ علی اکبر براتی؛ رضا صالحی محمدی
چکیده
سالانه تقریباً یکسوم کل مواد غذایی تولید شده برای مصرف انسان به دلایل مختلف به ضایعات تبدیل میشود. این میزان اتلاف پیامدهای منفی قابلتوجهی بر محیطزیست، اقتصاد و جامعه دارد. مطالعات متعددی سیاستهای مختلفی از جمله استفاده از راهکارهای فنی برای کاهش ضایعات مواد غذایی پیشنهاد کردهاند. با این حال، تردید در اثربخشی و پیامدهای ...
بیشتر
سالانه تقریباً یکسوم کل مواد غذایی تولید شده برای مصرف انسان به دلایل مختلف به ضایعات تبدیل میشود. این میزان اتلاف پیامدهای منفی قابلتوجهی بر محیطزیست، اقتصاد و جامعه دارد. مطالعات متعددی سیاستهای مختلفی از جمله استفاده از راهکارهای فنی برای کاهش ضایعات مواد غذایی پیشنهاد کردهاند. با این حال، تردید در اثربخشی و پیامدهای ناخواسته اجرای این راهکارها موجب تأکید محققان بر رویکردها و مداخلات مبتنی بر بازار برای کاهش ضایعات شده است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف برآورد ضایعات و بررسی پتانسیلهای بالقوه توسعه کانالهای مختلف بازاریابی بهعنوان اشکالی از رویکردهای مبتنی بر بازار بر کاهش ضایعات در سراسر زنجیره تأمین سبزیجات برگی در استان کرمانشاه انجام شد. بدین منظور با استفاده از مرور ادبیات و مصاحبه با متخصصان و کنشگران کلیدی زنجیره تأمین یک مدل پویایی سیستم ضایعات در زنجیره تأمین سبزیجات برگی در استان کرمانشاه توسعه داده شد. ابزار جمعآوری دادههای تحقیق پرسشنامه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل دو گروه از متخصصان موضوعی و کنشگران زنجیره تأمین زنجیره تأمین سبزیجات برگی بود. در مجموع، 22 متخصص و 728 کنشگر از مراحل مختلف زنجیره تأمین مورد مطالعه قرار گرفتند. بر اساس نتایج، سالانه تقریباً 31.000 تن (39 درصد) از تولیدات سبزیجات برگی در سراسر زنجیره تأمین به ضایعات تبدیل میشود. پیشبینی روند آینده ضایعات نیز نشان میدهد که در صورت تداوم وضعیت فعلی، میزان ضایعات در دهههای آینده همچنان افزایش خواهد یافت. نتایج شبیهسازی سناریوهای تحقیق نشان داد که توسعه صنایع فرآوری، ضایعات کل در زنجیره تأمین سبزیجات برگی را از تقریباً 31.000 تن به حدود 20.000 تن در سال کاهش میدهد. بنابراین، لازم است که سیاستها و برنامههای دولت در زمینه مبادله سبزیجات برگی در منطقه مورد مطالعه بر حمایت از کسبوکارهای مرتبط با صنایع فرآوری سبزیجات برگی و ایجاد زیرساختهای اولیه مورد نیاز این صنایع متمرکز شود.
اقتصاد کشاورزی
سودابه بینائی؛ حسین شعبانعلی فمی؛ خلیل کلانتری؛ علی اکبر براتی
چکیده
در دهههای اخیر کشت در محیطهای گلخانهای بهعنوان یکی از راهحلهای بالقوه جهت افزایش بهرهوری منابع تولید و پاسخگویی به تقاضای غذایی فزاینده ناشی از رشد جمعیت مورد توجه کشورها قرار گرفته است. بااینحال، شکاف عملکردی قابلتوجهی از نظر شاخصهای عملکردی گلخانهها نظیر عملکرد محصول، مصرف آب، انرژی و غیره در کشور ایران با کشورهای ...
بیشتر
در دهههای اخیر کشت در محیطهای گلخانهای بهعنوان یکی از راهحلهای بالقوه جهت افزایش بهرهوری منابع تولید و پاسخگویی به تقاضای غذایی فزاینده ناشی از رشد جمعیت مورد توجه کشورها قرار گرفته است. بااینحال، شکاف عملکردی قابلتوجهی از نظر شاخصهای عملکردی گلخانهها نظیر عملکرد محصول، مصرف آب، انرژی و غیره در کشور ایران با کشورهای پیشرو در صنعت تولیدات گلخانهای وجود دارد. یکی از راهکارهای مورد تأکید برای غلبه بر این چالشها و بهینهسازی استفاده از منابع تولید، پیادهسازی فناوریهای هوشمند در گلخانهها است. با توجه به عدم توسعه فراگیر فناوریهای هوشمند در گلخانههای استان تهران و اهمیت این استان در تولید محصولات گلخانهای در کشور، مطالعه حاضر با هدف تحلیل توسعه کشاورزی هوشمند در گلخانههای استان تهران انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان موضوعی دارای سابقه تحقیقاتی یا اجرایی در زمینه هوشمندسازی گلخانهها بودند. انتخاب این افراد نیز به روش هدفمند انجام شد. ابزار جمعآوری دادهها در این پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بود. در ابتدا با استفاده از مرور ادبیات موضوع و مصاحبههای نیمه ساختارمند با خبرگان موضوعی، متغیرهای عوامل مؤثر بر توسعه کشاورزی هوشمند در گلخانهها (شامل مؤلفهها، الزامات و چالشهای توسعه کشاورزی هوشمند) شناسایی شدند. سپس، از خبرگان خواسته شد تا اثرات متقاطع، متغیرهای شناسایی شده را از طریق مقایسه زوجی ارزیابی کنند. درنهایت، تجزیه و تحلیل دادهها به روش تحلیل اثرات متقابل با استفاده از نرمافزار MICMAC انجام شد. بر مبنای تحلیل شبکه روابط اثرگذاری و اثرپذیری بهترتیب الزامات و چالشهای اقتصادی، الزامات و چالشهای فنی و زیرساختی، الزامات قانونی و مقرراتی و الزامات نهادی بهعنوان تأثیرگذارترین متغیرهای مؤثر بر توسعه کشاورزی هوشمند در استان تهران شناسایی شدند.
اقتصاد کشاورزی
علیرضا کشاورز؛ زکریا فرج زاده
چکیده
در دهههای اخیر با تشدید پیامدهای تغییر اقلیم، اهمیت این موضوع فزونی یافته است. زیرا ممکن است این پدیده در کشورهای درحال توسعه و بهویژه در مورد فعالیتهای کشاورزی، موجب کاهش رشد اقتصادی یا توقف آن شود. میتوان تغییر اقلیم را مهمترین و پیچیدهترین چالش فعلی جامعه بشری تلقی نمود. در همین راستا مطالعه حاضر کوشیده است پیامدهای ...
بیشتر
در دهههای اخیر با تشدید پیامدهای تغییر اقلیم، اهمیت این موضوع فزونی یافته است. زیرا ممکن است این پدیده در کشورهای درحال توسعه و بهویژه در مورد فعالیتهای کشاورزی، موجب کاهش رشد اقتصادی یا توقف آن شود. میتوان تغییر اقلیم را مهمترین و پیچیدهترین چالش فعلی جامعه بشری تلقی نمود. در همین راستا مطالعه حاضر کوشیده است پیامدهای تغییر اقلیم را در حوزه صادرات و واردات محصولات کشاورزی در طی یک افق 40 ساله و با استفاده از مدل داده-ستانده پویا ارزیابی کند. تغییر اقلیم بهصورت سطوح مختلفی از ناهنجاری دما منظور و پیامدهای آن در بخشهای مختلف اقتصاد ارزیابی شد. یافتهها نشان داد تغییر اقلیم رشد صادرات و واردات بخش کشاورزی را بشدت تحت تأثیر قرار میدهد. متوسط رشد سالانه واردات کالاهای کشاورزی در شرایط بدون تغییر اقلیم 7/2 درصد است، در حالیکه در شرایط تغییر اقلیم و تحت سناریوهای مختلف افزایش دما به 8/1-1 درصد کاهش مییابد. مقادیر متناظر برای صادرات کشاورزی بهترتیب 75/2 و 8/1-55/0 درصد است. افزون بر این، مشخص گردید در شرایط تغییر اقلیم بخش مهمی از تجارت کشاورزی را واردات غلات تشکیل میدهد. همچنین نتایج نشان داد تجارت کل اقتصاد ایران به سمت کالاهای غیرکشاورزی بیشتر متمایل خواهد شد.
اقتصاد کشاورزی
ویلی مارسل ان دی وی سی او؛ دانیل امپاونه مانا؛ جوزف بیگرامانا
چکیده
کشور بروندی مانند بسیاری دیگر از کشورها در تحقیقات و توسعه کشاورزی سرمایهگذاری زیادی میکند و کاربرد ارقام بذر پرمحصول یکی از مهمترین روشها برای بهبود عملکردها در کشاورزی است. محصول برنج به دلیل راهبرد امنیت غذایی در بروندی از اهمیت بیشتری در میان سایر غلات برخوردار است. هدف این مطالعه شناسایی تأثیر کاربرد رقم بذر اصلاح شده ...
بیشتر
کشور بروندی مانند بسیاری دیگر از کشورها در تحقیقات و توسعه کشاورزی سرمایهگذاری زیادی میکند و کاربرد ارقام بذر پرمحصول یکی از مهمترین روشها برای بهبود عملکردها در کشاورزی است. محصول برنج به دلیل راهبرد امنیت غذایی در بروندی از اهمیت بیشتری در میان سایر غلات برخوردار است. هدف این مطالعه شناسایی تأثیر کاربرد رقم بذر اصلاح شده برنج بر بهرهوری کشاورزان است. دادههای این مطالعه با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی و پرکردن پرسشنامه از 524 کشاورز برنج کار در پنج روستای بورنیا، موریرا، نیشانگا، نینگا و بوئیزا واقع در منطقه گیهانگا، بوهانزا، انجام شد. این مطالعه برای تخمین تأثیر رقم بذر اصلاح شده برنج بر متغیرهای هدف از روش جورسازی نمره گرایش استفاده کرده است. نتایج نشان داد متوسط عملکرد برای کشاورزان تحت تیمار و کشاورزان شاهد، بهترتیب، 9754 و 7927 کیلوگرم در هکتار بود. اگر خانوارها تیمار شده تصمیم به عدم استفاده از بذر اصلاح شده بگیرند، عملکرد این خانوارها به 7931 کیلوگرم در هکتار کاهش مییابد. همچنین، اگر کشاورزان شاهد تصمیم به استفاده از رقم بذر اصلاح شده بگیرند عملکرد برنج آنها به 7931 کیلوگرم در هکتار افزایش مییابد. تأثیر متوسط تیمار بر عملکرد برنج برای گروه تیمار 1823 کیلوگرم در هکتار و معنیدار است. به همین ترتیب، تصمیم برای پذیرش رقم بذر اصلاح شده برای کشاورزان شاهد متوسط عملکرد را تا 1984 کیلوگرم در هکتار افزایش میدهد. این نتایج به نقش مثبت استفاده از رقم برنج اصلاح شده بر عملکرد کشاورزان در گیهانگا اشاره دارد. از توصیههای این مطالعه آن است که دولت و مؤسسههای پژوهشی دستاندرکار توسعه پایدار کشاورزی از تحقیقات نوآورانه در راستای افزایش عملکرد کشاورزان حمایت کند.
اقتصاد کشاورزی
روح اله بابکی؛ مهناز عفتی
چکیده
یکی از مهمترین اهداف همه کشورها بهویژه کشورهای در حال توسعه، رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی است و با توجه به اینکه بخش کشاورزی یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی چنین کشورهایی است، بنابراین سیاستگذران اقتصادی، همواره به دنبال رشد و توسعه این بخش هستند. سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) برای سرعت بخشیدن به اقتصاد یک کشور در حال توسعه مانند ...
بیشتر
یکی از مهمترین اهداف همه کشورها بهویژه کشورهای در حال توسعه، رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی است و با توجه به اینکه بخش کشاورزی یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی چنین کشورهایی است، بنابراین سیاستگذران اقتصادی، همواره به دنبال رشد و توسعه این بخش هستند. سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) برای سرعت بخشیدن به اقتصاد یک کشور در حال توسعه مانند ایران، بسیار مهم است. باز بودن تجاری و تأثیر آن بر رشد اقتصادی نیز به طور گسترده در ادبیات اقتصادی، مورد بحث و تحقیق قرار گرفته است. از این رو با توجه به اهمیت FDI و باز بودن تجاری در اقتصاد و مشخص نبودن اثر قطعی آنها بر عملکرد بخش کشاورزی از لحاظ نظری، در این مطالعه با استفاده از روش خودتوضیح با وقفههای توزیعی (ARDL) به بررسی اثر سرمایهگذاری مستقیم خارجی و باز بودن تجاری بر رشد تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی ایران طی دوره زمانی 1970-2022 به صورت تجربی پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که سرمایهگذاری مستقیم خارجی، تولید ناخالص داخلی (رشد اقتصادی) و سرمایه ثابت ناخالص بر رشد تولید بخش کشاورزی ایران در بلندمدت، اثر مثبت و معنیدار دارد. این در حالی است که اثر نرخ تورم بر رشد تولید بخش کشاورزی ایران در بلندمدت، منفی و معنیدار است؛ اما باز بودن تجاری اثر معنیداری بر رشد تولید بخش کشاورزی ایران در بلندمدت ندارد.واژههای کلیدی: سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI)، باز بودن تجاری، رشد تولید بخش کشاورزی، روش خودتوضیح با وقفههای توزیعی (ARDL)واژههای کلیدی: سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI)، باز بودن تجاری، رشد تولید بخش کشاورزی، روش خودتوضیح با وقفههای توزیعی (ARDL)
اقتصاد کشاورزی
مهدی مقدم
چکیده
نرخ ارز مؤثر واقعی، معیاری برای ارزیابی ارزش پول یک کشور در برابر سبدی از ارزهای دیگر، با لحاظ تفاوتهای سطح قیمت داخلی و خارجی است که رقابتپذیری اقتصادی را در تجارت بینالمللی نشان میدهد.این پژوهش به بررسی تأثیر نااطمینانیهای نرخ ارز مؤثر واقعی بر سرمایهگذاری در بخش کشاورزی استانهای مختلف ایران در دوره زمانی 1387 تا 1402 پرداخته ...
بیشتر
نرخ ارز مؤثر واقعی، معیاری برای ارزیابی ارزش پول یک کشور در برابر سبدی از ارزهای دیگر، با لحاظ تفاوتهای سطح قیمت داخلی و خارجی است که رقابتپذیری اقتصادی را در تجارت بینالمللی نشان میدهد.این پژوهش به بررسی تأثیر نااطمینانیهای نرخ ارز مؤثر واقعی بر سرمایهگذاری در بخش کشاورزی استانهای مختلف ایران در دوره زمانی 1387 تا 1402 پرداخته است. در این مطالعه، ابتدا نااطمینانی نرخ ارز با استفاده از مدلهای EGARCH محاسبه و بهعنوان متغیر توضیحی در مدل مورد بررسی قرار گرفت. سپس، تابع سرمایهگذاری بخش کشاورزی با استفاده از تکنیک Swamy برآورد شد. برای تخمین توابع رگرسیونی و حل مدلها، از نرمافزارهای Eviews9 و Stata14 استفاده شد. نتایج آزمونهای ریشه واحد فیشر و دیکی فولر نشاندهنده ناپایداری متغیرها در این سطح بوده و آزمونهای همانباشتگی درونی رابطه بلندمدت میان متغیرها را تأیید کردند. یافتههای این پژوهش نشان داد که تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی استانها، نرخ بهره و اعتبارات بانکی تأثیر معناداری بر سرمایهگذاری کشاورزی دارند. همچنین، تأثیر نااطمینانی نرخ ارز مؤثر واقعی در استانهای مختلف متفاوت بوده است. بهطور خاص، این نااطمینانی تأثیر مثبت و معناداری بر سرمایهگذاری کشاورزی در استانهای اصفهان و آذربایجان غربی داشته، در حالی که در استانهای سمنان، سیستان و بلوچستان، مازندران، آذربایجان شرقی و کرمانشاه تأثیر منفی مشاهده شده است.. فلذا، لازم است که دولتمردان و سیاستگذاران اقتصادی از اتخاذ تصمیماتی که موجب نوسان بیشتری در بازار ارز ایجاد می کنند خودداری کرده تا با تثبت نرخ واقعی ارز، مانع خروج سرمایه از بخش کشاورزی و بحران در دیگر بخش های اقتصادی ، شده و زمینه های گسترش سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و سایر بخش ها را فراهم آورند.
اقتصاد کشاورزی
پروین قادری نژاد؛ سمیه شیرزادی لسکوکلایه؛ مصطفی مردانی نجف آبادی؛ فاطمه کشیری کلائی
چکیده
با توجه به محدود بودن منابع آب و انرژی در کشاورزی، در مطالعه حاضر با استفاده از مدل برنامهریزی ریاضی چند هدفه، اثر تعیین الگوی کشت بهینه بر بهرهوری آب و انرژی در شهرستان دهلران مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا اهداف حداکثر سازی سود و تولید و حداقلسازی مصرف آب و انرژی به صورت چند هدفه مورد بررسی قرار گرفت.. دادههای مورد نیاز ...
بیشتر
با توجه به محدود بودن منابع آب و انرژی در کشاورزی، در مطالعه حاضر با استفاده از مدل برنامهریزی ریاضی چند هدفه، اثر تعیین الگوی کشت بهینه بر بهرهوری آب و انرژی در شهرستان دهلران مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا اهداف حداکثر سازی سود و تولید و حداقلسازی مصرف آب و انرژی به صورت چند هدفه مورد بررسی قرار گرفت.. دادههای مورد نیاز از سازمان جهاد کشاورزی و شرکت آب منطقهای استان ایلام مربوط به سال 1401-1400 جمعآوری شد. نتایج الگوی پیشنهادی افزایش متغیرهایی مانند سطح زیرکشت کل، تولید کل و سود ناخالص، به ترتیب به میزان 85/3، 48/8 و 70/4 را نسبت به حالت الگوی پایه نشان میدهند. اجرای الگوی کشت بهینه سبب بهبود بهرهوری فیزیکی و اقتصادی آب و انرژی به میزان 09/22، 84/17، 16/10و 33/6 و صرفهجویی 14/11 و 52/1 درصد در مصرف آب و انرژی شد. از نظر مصرف انرژی، نهاده کود شیمیایی با سهمی حدود 44/0 درصد بالاترین سهم از کل منابع انرژی به خود اختصاص داد. نتایج حاصل از اجرای سناریوهای کاهش موجودی آب نیز حاکی از آن است که کاهش 30 درصدی موجودی آب، تولید کل، سودناخالص کل، مصرف انرژی و آب را به ترتیب حدود 6/0، 5/1، 2 و 21 درصد کاهش مییابد. اما در مقابل بهرهوریهای آب و انرژی در سناریوهای مورد بررسی افزایش مییابد. لذا میتوان گفت با اجرای الگوی کشت بهینه در منطقه دهلران ضمن کاهش مصرف آب و انرژی، به افزایش بهرهوری نیز دست یافت. که، میتواند گام مهمی در زمینه پیشبرد اهداف منطقه باشد.
اقتصاد کشاورزی
بهناز ناظرانی؛ جواد حسین زاد؛ محمد قهرمان زاده
چکیده
یکی از نشانگرهای مهم بازار بورس که بسیار بر تصمیمگیریهای مالی موثر است، قیمت سهام میباشد؛ و افزایش قیمت سهام نیز بیانگر بهبود کارایی مالی شرکت میباشد. کارایی مالی نیز به عنوان شاخصی از توانایی سازمان در استفاده از منابع موجود در ایجاد بازده و سود برای سهامدارانش استفاده میشود. بهبود کارایی مالی نیر به نوعی موجب افزایش ارزش ...
بیشتر
یکی از نشانگرهای مهم بازار بورس که بسیار بر تصمیمگیریهای مالی موثر است، قیمت سهام میباشد؛ و افزایش قیمت سهام نیز بیانگر بهبود کارایی مالی شرکت میباشد. کارایی مالی نیز به عنوان شاخصی از توانایی سازمان در استفاده از منابع موجود در ایجاد بازده و سود برای سهامدارانش استفاده میشود. بهبود کارایی مالی نیر به نوعی موجب افزایش ارزش سهام شرکتها میگردد. عملکرد مالی شرکتها تحت تأثیر عوامل مختلفی است که این عوامل بر موفقیت یا عدم موفقیت آنها تأثیر به سزایی دارند. بنابراین با توجه به ارتباط متقابل قیمت سهام و کارایی مالی در مطالعه حاضر سعی شده است، ارتباط قیمت سهام و کارایی مالی شرکتهای کشاورزی فعال در بازار بورس ایران در بازه زمانی 1390 الی 1402 با استفاده از سیستم معادلات همزمان بررسی گردد. دادهها و گزارشات حسابرسی شده سالیانه از پایگاه اینترنتی کدال و شرکت فناوری بورس تهران تهیه شده است. در این مطالعه از نسبتهای مالی نظیر نسبت فعالیت، نسبت سودآوری و نسبت اهرمی و همچنین نسبت کیوتوبین جهت اندازهگیری کارایی مالی استفاده شده است. نتایج حاکی از آن بود که یک ارتباط مثبت و معنادار میان قیمت سهام و کارایی مالی وجود دارد. لذا رفع موانع ساختاری بنگاههای بخش کشاورزی مانند عدم برندسازی محصولات، عدم رعایت استاندارهای لازم در مصرف مواد شیمیایی، فقدان تکنولوژیهای مناسب و ایجاد زمینه بهتر و بیشتر حضور این بنگاهها در بازار بورس موجب می شود که کارایی مالی آنها بهبود یابد. بدینترتیب انگیزه بیشتری هم برای سرمایهگزاران و خریداران سهام وجود خواهد داشت که با تقاضای بیشتر سهام این بنگاهها منبع مطمئنتری برای تامین سرمایه فعالیتهای بخش کشاورزی فراهم نمایند.
اقتصاد کشاورزی
مرتضی محمدی؛ جعفر یزدی مقدم
چکیده
اقلیم های متنوع و عرصه های پهناور ایران شرایط بسیار مناسبی را برای تولید گونه های مختلف گیاهان دارویی فراهم نموده است، با این وجود بررسی داده های تجاری 20 سال اخیر نشان می دهد که سهم ایران از تجارت جهانی رو به رشد این محصولات، ناچیز بوده و ارزش صادرات آنها نیز از رشد باثباتی برخوردار نبوده است. این تحقیق با هدف تدوین راهبرد توسعه صادرات ...
بیشتر
اقلیم های متنوع و عرصه های پهناور ایران شرایط بسیار مناسبی را برای تولید گونه های مختلف گیاهان دارویی فراهم نموده است، با این وجود بررسی داده های تجاری 20 سال اخیر نشان می دهد که سهم ایران از تجارت جهانی رو به رشد این محصولات، ناچیز بوده و ارزش صادرات آنها نیز از رشد باثباتی برخوردار نبوده است. این تحقیق با هدف تدوین راهبرد توسعه صادرات گیاهان دارویی ایران جهت برخورداری از فرصت های رو به رشد بازار انجام شده است. و از آنجا که پیشبرد این راهبرد بدون مشارکت بخش خصوصی میسر نیست، لذا در تدوین آن نیز به نظرات تولیدکنندگان و صادرکنندگان این حوزه توجه ویژه ای شده است. در این راستا بر اساس نظرات خبرگان از روش تجزیه و تحلیل سوات (SWOT) جهت تدوین راهبردها، از ماتریس برنامهریزی راهبردی کمی (QSPM) جهت اولویت بندی برنامه ها و سیاست ها و از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت اولویت بندی گونه های گیاهان دارویی استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهند: 1- با توجه به مجموع امتیازات وزنی عوامل داخلی(4/2) و خارجی(5/2) از نظر تولیدکنندگان و کارشناسان راهبرد توسعه باید با رویکرد محافظه کارانه تدوین شود، در حالیکه با توجه به ضرایب اهمیت عوامل داخلی(4/2) و عوامل خارجی(2/2) از نظر صادرکنندگان این رویکرد باید تدافعی باشد؛ 2- با توجه به ضرایب اهمیت، اجرای برنامه های ایجاد سیستم اطلاعات بازاریابی(0912/0)، افزایش ثبات در بازار (0832/0)، مدرن سازی صنایع تکمیلی و تبدیلی (0825/0)، تهیه و ترویج الگوی کشت گیاهان دارویی کشور(0789/0)، رفع موانع تجاری و ارائه مشوق های صادراتی(0732/0) و حمایت از مکانیزاسیون کشاورزی(0675/0) در اولویت قرار می گیرند؛ 3- با در نظر گرفتن شش معیار مهم اقتصادی و زیست محیطی مشخص شد که به ترتیب گیاهان با عصاره و صمغ های دارویی (338/0)، گیاهان دارویی معطر و اسانس دار(253/0) و گیاهان با دانه های دارویی (164/0) از اهمیت بالاتری برخوردارند. نتایج تحقیق حاکی از اینست که با رویکرد تدافعی، راهبرد نفوذ در بازار از طریق بهبود کیفیت محصولات فعلی و با رویکرد محافظه کارانه، راهبرد توسعه بازار از طریق تقویت بازاریابی خارجی می توانند فرصت های رشد مناسبی را جهت پرکردن شکاف برنامه ریزی استراتژیک در شرایط فعلی فراهم نمایند. لازمه پیشبرد راهبردهای مذکور، ارتقاء دانش و فناوری در زنجیره ارزش گیاهان دارویی است که برنامه ها و سیاست های حمایتی دولت نقش مهمی در تحقق آن دارند. علاوه بر این، ایجاد یک سیستم اطلاعات بازاریابی کارآمد در پیشبرد راهبردها از طریق ساماندهی زنجیره ارزش بر اساس نیازها، سلیقه ها و استانداردهای بازارهای هدف بسیار موثر است. در نهایت به منظور هدفمندی در اجرای برنامه ها، با توجه به ارزشگذاری خبرگان و ارزش های صادراتی پیشنهاد می شود گونه های شیرین بیان، آنغوزه، گل محمدی، زیره سبز، گشنیز و حنا به عنوان پیشران های توسعه صادرات در این حوزه در نظر گرفته شوند.
اقتصاد کشاورزی
حبرئیل واحدی؛ محمد قهرمانزاده؛ قادر دشتی؛ پریسا پاکروح
چکیده
شهرستان اهر به عنوان یکی از مناطق اصلی تولید محصولات کشاورزی، بخش قابلتوجهی از گندم دیم استان آذربایجان شرقی را تولید میکند. بهبود کارایی فنی در این منطقه میتواند تأثیر قابلتوجهی بر بهرهوری و پایداری اقتصادی کشاورزان داشته باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف کاربرد دادهکاوی در تحلیل کارایی کشاورزان گندم دیم در شهرستان اهر ...
بیشتر
شهرستان اهر به عنوان یکی از مناطق اصلی تولید محصولات کشاورزی، بخش قابلتوجهی از گندم دیم استان آذربایجان شرقی را تولید میکند. بهبود کارایی فنی در این منطقه میتواند تأثیر قابلتوجهی بر بهرهوری و پایداری اقتصادی کشاورزان داشته باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف کاربرد دادهکاوی در تحلیل کارایی کشاورزان گندم دیم در شهرستان اهر انجام شد. بدین منظور کارایی فنی کشاورزان با استفاده از روش تحلیل پوششی دادهها محاسبه گردید و کشاورزانی که کارایی بالاتر از میانگین منطقه (یعنی 59/0) داشتند، به عنوان گروه کشاورزان با کارایی بالاتر از میانگین و بقیه به عنوان گروه کشاورزان با کارایی پایینتر از میانگین طبقهبندی شدند. سپس، با استفاده از آزمونهای تی و خیدو، متغیرهایی که احتمال میرفت بر کارایی اثرگذار باشند، شناسایی شدند و برای طبقهبندی و تحلیل کارایی فنی از الگوریتمهای یادگیری ماشین شامل رگرسیون لجستیک، ماشین بردار پشتیبان،k نزدیکترین همسایه و جنگل تصادفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که رگرسیون لجستیک عملکرد بهتری نسبت به سایر الگوریتمها دارد. خروجی این الگوریتم حاکی از آن بود که عواملی مانند علفکش، کنترل علفهای هرز، کود حیوانی، ارزش اجارهای زمینها، کود نیتراته، تعداد قطعه زمینها، آفتکش، سن کشاورز، روش برداشت ترکیبی، تجربه، اعضای خانوار با تحصیلات دانشگاهی، تأمین بذر از جهاد کشاورزی و سکونت در روستا دارای تأثیر مثبت بر کارایی فنی میباشند. عواملی مانند، مالکیت زمینها به صورت شخصی-اجارهای، تأمین بذر از منابع شخصی و درآمد غیرکشاورزی نیز تأثیر منفی بر کارایی دارند. بر اساس نتایج، توصیه میشود کشاورزان آموزشهای لازم در خصوص مدیریت بهینه مصرف نهادههای کشاورزی اثرگذار شامل علفکش، کود حیوانی، کود نیتراته و آفتکش را دریافت کنند. همچنین، سیاستگذاران با ارائه مشوقهای مالی و خدمات مشاورهای، انگیزه بهبود کارایی را در کشاورزانی که روی زمینهای اجارهای فعالیت میکنند، افزایش دهند. توسعه برنامههای حمایتی برای تأمین بذر و نهادههای کشاورزی با کیفیت از طریق جهاد کشاورزی نیز پیشنهاد میشود.