شناخت عاملهای مؤثر بر مخاطرات طبیعی تولیدکنندگان زرشک و عناب در خراسان جنوبی با رهیافت GFA
دوره 33، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 351-361
https://doi.org/10.22067/jead2.v33i4.79473
محمد حسین کریم، امیر دادرس مقدم، سید مهدی حسینی، سید محسن سیدان
چکیده عمده اقتصاد در نواحی روستایی استان خراسان جنوبی بر کاشت و فروش سه محصول مقاوم به کمآبی و خشکی و در عین حال با ارزش اقتصادی بالا یعنی زرشک، زعفران و عناب استوار میباشد. در حدود ۹۸ و 96 درصد تولید زرشک و عناب کشور در این استان انجام میگیرد و مخاطرات طبیعی بیشماری این محصولات استراتژیک را تهدید میکند. این پژوهش به بررسی عوامل تأثیرگذار بر مدیریت ریسک تولید این دو محصول در استان خراسان جنوبی میپردازد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کشاورزان استان خراسان جنوبی میباشند. برای جمع آوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. دادهها و اطلاعات با روش نمونهگیری تصادفی از 145 و 130 تولیدکننده زرشک و عناب در سال 1397 جمعآوری شده است. روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات اساتید و کارشناسان مورد تائید قرار گرفت و پایایی آن نیز از طریق آزمون آلفای کرونباخ محاسبه گردید که مقدار آن برای بخشهای مختلف پرسشنامه بالاتر از 71/0 به دست آمد که نشان از قابلیت پایایی پرسشنامه دارد. در تحقیق حاضر با استفاده از توابع خطی و با ضرایب بدست آمده از الگوریتم تقریب تابع ژنتیک به پیشبینی سهم عوامل مؤثر بر آگاهی از مخاطرات تولیدکنندگان زرشک و عناب پرداخته شده است. نتایج نشان داد کمترین اثر بر شاخص مخاطرات تولیدکنندگان زرشک مربوط به خطر سرمازدگی محصول است. بیشترین درجه تأثیرگذاری را آگاهی از خطر تگرگ بر شاخص مخاطرات تولیدکنندگان عناب در منطقه خراسان جنوبی داشته است. لذا پیشنهاد میشود نظام ترویج و آموزش کشاورزی و هواشناسی کشاورزی برای بهبود دانش مدیریت ریسک و مهارتهای کشاورزان منطقه خراسان جنوبی، با ارائه برنامههای آموزشی مناسب پیش آگاهیهای لازم را در مواجه با خطرات (خشکسالی، سرمازدگی، سیل، طوفان، بارندگیهای ناگهانی و...) برای باغداران ترسیم نمایند.
شناسایی عوامل مؤثر بر تخریب مراتع از استان آذربایجان شرقی، ایران: از دیدگاه کارشناسان
دوره 39، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 358-345
https://doi.org/10.22067/jead.2025.92035.1332
اسماعیل روحی، آزاده فلسفیان
چکیده در استان آذربایجان شرقی با توجه به تعداد دام موجود در عرصه مراتع، فشار چرای دام بیش از 5/2 برابر ظرفیت مراتع میباشد. شناسایی عوامل مؤثر بر تخریب مراتع میتواند به تدوین سیاستهای مناسب برای کاهش تخریب آن کمک نماید. بدین منظور، در مطالعه حاضر با استفاده از تکنیک دو مرحلهایی دلفی اقدام به شناسایی و اولویتبندی عوامل نظارتی، طبیعی، اقتصادی، فرهنگی، قانونی، اداری و زیرساختی مؤثر بر تخریب مراتع از دیدگاه کارشناسان سازمانهای منابع طبیعی، امور عشایر و جهاد کشاورزی استان گردید. یافتههای مرحله دوم دلفی نشان داد که کارشناسان بهترتیب وجود فقر در بین روستائیان حاشیه مراتع (با امتیاز 7/4)، حمایت کم جهاد کشاورزی در تأمین علوفه و تخصیص وام برای دامداران (با امتیاز 53/4)، تبدیل مراتع به زمینهای زراعی و باغی با هدف کسب سود بیشتر (با امتیاز 43/4)، چرای زودرس (با امتیاز 4/4) و چرای طولانیمدت (با امتیاز 29/4) را بهعنوان مهمترین عوامل تخریب مراتع شناسایی نمودند. براساس نتایج مطالعه، اقدامات جامع قانونی، اجرایی و نظارتی برای جلوگیری از چرای زودرس و بیرویه از مراتع بهمنظور تغذیه دام بهعنوان راهکار کلیدی برای کاهش و کنترل تخریب مراتع شناخته شد. در میان عوامل اقتصادی، وجود فقر در بین روستانشینان حاشیه مراتع و وابستگی معیشت آنان به مراتع مهمترین عامل تخریب مراتع و جنگلها شناخته شده است. همچنین، همکاری با سازمان جهاد کشاورزی در تأمین علوفه جایگزین برای دام، تقویت سازوکارهای نظارتی سازمانهای ذیربط و افزایش سطح آموزش و آگاهی عمومی در مورد حفاظت از منابع طبیعی بهعنوان سایر راهکارهای مهم در کاهش سطح تخریب مراتع مورد تأکید قرار گرفت.
سنجش ابعاد آسیبپذیری استانها نسبت به خشکسالی، راهکاری به سوی مدیریت ریسک در سطح کشور
دوره 29، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 359-373
https://doi.org/10.22067/jead2.v29i4.47932
فاطمه نصرنیا، منصور زیبایی
چکیده خشکسالی یکی از پر هزینهترین بلایای طبیعی در ایران میباشد. به نظر میرسد گام ضروری برای مقابله با خشکسالی و تعدیل تبعات آن، شناخت و درک دقیق ابعاد آسیبپذیری هر منطقه است که متأسفانه در کشور ما مورد غفلت واقع شده است. این امر ضرورت مطالعه در زمینه تعیین آسیبپذیری و شناسایی عوامل اثرگذار بر آندر مناطق مختلف کشور را مشهود میسازد. در مطالعه حاضر، به منظور ارزیابی آسیبپذیری نسبت به خشکسالی در استان های مختلف کشور، از روش سلسله مراتبی فازی (Fuzzy AHP ) استفاده شد. آسیبپذیری شامل ابعاد آسیبپذیری اقتصادی، آسیبپذیری اجتماعی و آسیبپذیری فیزیکی میباشد. نتایج این مطالعه نشان داد اهمیت آسیبپذیری فیزیکی بیش از آسیبپذیری اقتصادی و اجتماعی و اهمیت آسیبپذیری اقتصادی و اجتماعی یکسان است. در معیار آسیبپذیری اقتصادی زیر معیار GDP سرانه، در معیار آسیبپذیری اجتماعی زیر معیار تراکم جمعیت و در معیار آسیبپذیری فیزیکی زیر معیار تراکم جاده بیشترین اهمیت را به خود اختصاص داده اند.طبق نتایج این مطالعه استان های سمنان، کرمان، یزد، سیستان و بلوچستان و هرمزگان به ترتیب آسیب پذیرترین استانها نسبت به خشکسالی به شمار میآیند. با توجه به این واقعیت که استانهای مختلف چه در زمینه آسیبپذیری نسبت به خشکسالی و چه در زمینه ابعاد مختلف آسیبپذیری اقتصادی، اجتماعی و فیزیکی تفاوت قابل ملاحظه ای دارند، در راستای نیل به مدیریت خشکسالی بر مبنای مدیریت ریسک، پیشنهاد میگردد در تدوین برنامهها و سیاستها به اثرات متفاوت خشکسالی در استانهای مختلف توجه کافی شود.
تأثیر آزادسازی تجارت محصولات کشاورزی بر قیمت مواد غذایی در ایران
دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 363-376
https://doi.org/10.22067/jead.2022.73620.1098
محمد قهرمان زاده، مینا صمدپور، جواد حسین زاد
چکیده گسترش تجارت و آزادسازی آن، از متداولترین سیاستها برای دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی در اغلب کشورها به شمار میرود. آزادسازی تجارت محصولات کشاورزی و اثر آن بر قیمت مواد غذایی، به دلیل اهمیت مواد غذایی در سبد مصرفی خانوار، یکی از مهمترین اهداف دولتها برای دسترسی عموم جامعه به مواد غذایی سالم و کافی است. در مطالعه حاضر، تأثیر آزادسازی تجاری بر قیمت مواد غذایی در ایران بررسی شدهاست. بدین منظور، از مدل تصحیح خطای تکمعادلهای (SEECM) با استفاده دادههای سالانه مورد نیاز طی دوره زمانی سالهای 98-1368 بهره گرفته شد. نتایج برآورد مدل SEECM نشاندهنده آن است که ضریب تصحیح خطا معنیدار و برابر با 345/0- بوده و بیانگر این امر است که در بلندمدت اگر یک شوکی بر قیمت داخلی مواد غذایی وارد شود بازار داخلی میتواند سالانه فقط 30 درصد آن را تعدیل کند. همچنین روابط تعادلی بلندمدت برآورد شده در مدل SEECM مؤید آن است که قیمت جهانی محصولات غذایی اثر مثبت و آزادسازی تجاری، اثری منفی بر قیمت مواد غذایی داخلی دارند. با توجه به نوسانات قیمتهای جهانی و تأثیرپذیری قیمتهای داخلی از آن، لزوم توجه به نوسانات قیمتهای جهانی و نرخ ارز در تدوین سیاستهای تجاری توصیه میشود.
بررسی استراتژیهای تطبیقی برای مدیریت منابع آب کشاورزی تحت تغییر اقلیم در حوضه آبریز رودخانه هلیلرود
دوره 34، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 397-419
https://doi.org/10.22067/jead.2021.17801.0
عباس میرزایی، منصور زیبایی
چکیده به دلیل ماهیت چندبعدی و چند مقیاسی مدیریت آب و تغییر اقلیم، به ادغام ابزارهایی برای تحلیل اثرات و سازگاری نیاز است. در این راستا، در مطالعهی حاضر به منظور ارزیابی اثرات بالقوه تغییر اقلیم و راهبردهای تطبیقی بر کشاورزی آبی در حوضه رودخانه هلیلرود از یک مدل با لحاظ مسائل اقتصادی و هیدرولوژیکی استفاده شده است. در این چارچوب، یک مدل بهینهیابی چندهدفه اقتصادی مزرعه-بنیان با مدل هیدرولوژیکی WEAP تلفیق شده است که میتواند سیستمهای اجتماعی-اقتصادی، زراعی و هیدرولوژیکی را به شیوهای فضایی و صریح که تمامی ابعاد و مقیاسهای مربوط به تغییر اقلیم را در بر میگیرد، نشان دهد. برای این منظور تعدادی مزرعه نماینده انتخاب و مدل بهینهیابی چندهدفه در قالب نرمافزار GAMS برای مزارع منتخب اعمال و سپس از نرمافزار WEAP و ابزار MABIA برای شبیهسازی هیدرولوژیکی سطح حوضه بهره گرفته شد. نتایج حاصل از شبیهسازی سناریوی تغییر اقلیم A2 و برداشت متوازن آب زیرزمینی (سناریوی ترکیبی) بر وضعیت هیدرولوژیکی و اقتصادی سطح حوضه نشان داد که عملکرد محصولات، آب در دسترس و قابلیت اطمینان تأمین تقاضای آب مناطق در مقایسه با سناریوی پایه کاهش، نیاز خالص آبی محصولات و تقاضای آب تأمین نشده مناطق افزایش و درآمد زارعین در افق بلندمدت در مقایسه با سناریوی پایه برای واحدهای بالادست بین 10 تا 37 درصد، میانی بین 24 تا 47 درصد و پاییندست بین 30 تا 50 درصد کاهش پیدا میکند. اما، بکارگیری اقدامات و راهبردهای تطبیقی مناسب با هر منطقه میتواند اثرات تغییر اقلیم بر شرایط هیدرولویکی به ویژه برای مناطق پاییندست و بر شرایط اقتصادی به ویژه برای مناطق بالادست را تعدیل کند. در پایان، نتایج اتخاذ ترکیبی از راهبردهای تطبیقی استفاده از سیستم مناسب انتقال آب، سامانههای آبیاری مدرن، افزایش کشت محصول زعفران و اعمال کم آبیاری برخی از محصولات بهصورت همزمان نشان داد که تقاضای آب تأمین نشده در حد زیادی کاهش و بازده برنامهای کل بخش کشاورزی حدود 68 درصد در مقایسه با شرایط پایه تحت تغییر اقلیم افزایش مییابد.
بررسی ریسک قراردادهای پسته فندقی در بازار بورس کالای ایران
دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 411-393
https://doi.org/10.22067/jead.2024.89445.1289
سهراب صدفیآبکنار، امیرحسین چیذری، حامد رفیعی، حبیب الله سلامی
چکیده این مطالعه بر روی پوشش ریسک پسته فندقی با استفاده از قراردادهای آتی و سپرده سرمایهگذاری تمرکز دارد و تغییرات ریسک و انتخاب پرتفوی بهینه را از 27 مهرماه 1397 تا 28 دیماه 1400 بررسی میکند. با استفاده از نظریه سبد کالایی مارکویتز، این مطالعه از مدلهای اقتصادسنجی مختلفی از جمله تحلیل رگرسیون، مدلهای GARCH و آزمون ریشه واحد فصلی برای تعیین سبد کالایی بهینه جهت پوشش ریسک استفاده میکند. نتایج کلیدی شامل نوسانات فصلی معنادار در فرکانسهای مختلف است که نشاندهنده الگوهای فصلی قوی و پایدار است. تحلیل رگرسیون روابط معناداری بین بازدههای گذشته و کنونی را نشان میدهد که تأثیر بازدههای گذشته بر عملکرد کنونی را برجسته میکند. مدلهای GARCH ضرایب مثبت معناداری برای اثرات شوک و وقفههای واریانس نشان میدهند که به معنای تأثیرات قابل توجه شوکها و اثرات خودرگرسیونی قوی نوسانات گذشته بر نوسانات کنونی است. نسبت بهینه قراردادهای سپرده کالایی پسته فندقی بر اساس فصل و روز متغیر است که تقاضای بازار و ترجیحات سرمایهگذاران را منعکس میکند. این مطالعه چندین پیشنهاد سیاستی ارائه میدهد که عبارتند از؛ تقویت و مدیریت نوسانات فصلی از طریق مشتقات مالی، حمایت از ابزارهای پوشش ریسک، توجه به الگوهای فصلی و روزانه در ترکیب سبد کالایی، پایش و کنترل نوسانات در دورههای حساس و توسعه سیاستهای حمایتی در ماههای کم نوسان. این پیشنهادها هدف دارند عملکرد بازار پسته فندقی را بهبود بخشیده و کارایی تصمیمگیریهای سرمایهگذاری را افزایش دهند.
تعیین مزیتهای رقابتی بخش کشاورزی در استان خراسان شمالی
دوره 23، شماره 1، بهار 1388
https://doi.org/10.22067/jead2.v1388i1.2064
محمد مظهری، فاطمه رحمانی
چکیده چکیده
در تحقیق حاضر تلاش شده است که با استفاده از روش تحلیل تغییر- سهم آن دسته از محصولات مختلف زراعی و باغی که استان خراسان شمالی در زمینه تولید آنها دارای مزیت رقابتی است، مشخص گردد. برای رسیدن به هدف مورد نظر از آمار و اطلاعات رسمی منتشر شده توسط نهادهای دولتی در یک فاصله زمانی ده ساله ( سالهای 1374 و 1384) استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان میدهد که استان خراسان شمالی در تولید محصولاتی مانند پیاز, خربزه, گوجه فرنگی و انگور, دارای مزیت رقابتی است. همچنین در تحقیق حاضر با استفاده از نظرات کارشناسان مربوطه و بر اساس بکارگیری روش دلفی، پتانسیلهای بالقوه برای محصولاتی که در حال حاضر در استان در سطح وسیع کشت نمی شود، تعیین گردید. نتایج بدست آمده از روش دلفی نیز نشان داد که استان خراسان شمالی میتواند در زمینه تولید محصولات زراعی مانند نباتات علوفه ای، سبزیجات برگی، کلزا ، آفتابگردان و کنجد و محصولات باغی آلبالو، شلیل، شفتالو، زعفران و گیاهان دارویی از مزیت رقابتی برخوردار باشد.
مقایسه معادلهی ساختاری امکانپذیری کاربرد فناوریهای میزان متغیرآبیاری در استانهای فارس و خوزستان
دوره 23، شماره 2، پاییز 1388
https://doi.org/10.22067/jead2.v1388i2.2527
سعید صالحی، کوروش رضایی مقدم
چکیده چکیده
فناوریهای میزان متغیر آبیاری راهکار جدیدی از کاربرد فناوریهای اطلاعاتی در کشاورزی در جهت افزایش بهرهوری آب در کشاورزی است. با استفاده از این فناوریها، آبیاری فقط در بخشهایی از مزرعه انجام میشود که به آنها نیاز باشد. هدف این مقاله مقایسه تمایل رفتاری و ایستارهای کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استانهای فارس و خوزستان نسبت به کاربرد فناوریهای میزان متغیر آبیاری با استفاده از مدل اصلاح شده پذیرش فناوری میباشد. مطالعه به روش پیمایش انجام گرفت. از نمونهگیری طبقهبندی تصادفی برای جمعآوری دادهها به ترتیب در بین 135 و 114 کارشناس در استانهای فارس و خوزستان استفاده گردید. یافتهها نشان داد که مدلهای ارائه شده در این پژوهش قدرت پیشبینی بمراتب بیشتری از تمایلات رفتاری و ایستارهای افراد نسبت به مدلهای قبلی دارد. بر مبنای نتایج بدست آمده، متغیرهای پژوهش قدرت متفاوتی برای پیشبینی نگرش و تمایل به کاربرد و همچنین درک کارشناسان از مفیدبودن فناوریهای میزان متغیر آبیاری در دو استان دارند. اما بین دو استان از نظر درک آسانی کاربرد تفاوت وجود ندارد براساس نتایج بدست آمده، پیشنهادهایی در خصوص کاربرد این فناوریها در کشور ارائه شده است.
تحلیل عاملی عوامل موثر در ایجاد روحیه کارآفرینی دانشجویان تحصیلات تکمیلی(مطالعه موردی: پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران)
دوره 24، شماره 1، بهار 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i1.3487
جواد قاسمی، علی اسدی
چکیده چکیده
هدف این تحقیق توصیفی- پیمایشی، تحلیل عوامل موثر در ایجاد روحیه کارآفرینی دانشجویان تحصیلات تکمیلی بود. جامعه آماری آن شامل 686 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران بود که با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای متناسب با حجم تعداد 97 نفر از طریق فرمول کوکران انتخاب شد که برای افزایش دقت 150 نفر بهعنوان پاسخگو تعیین گردید. ابزار تحقیق پرسشنامهای بود که روایی آن بر اساس نظر جمعی از استادان رشته ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تهران تأیید گردید و برای تعیین میزان پایایی بخشهای مختلف، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید (79/0 تا 93/0) که بیانگر مناسب بودن ابزار تحقیق بود. دادههای با استفاده از نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. بهمنظور شناسایی عوامل موثر در ایجاد روحیه کارآفرینی دانشجویان تحصیلات تکمیلی، از تحلیل عاملی نوع R استفاده شد. نتایج نشان داد، متغیرها شامل چهار عامل آموزشی، روانشناختی، ارتباطی و دانشگاهی میباشند که در مجموع 46/50 درصد واریانس را تبیین نمودند.
انتخاب سیاست زیستمحیطی مناسب در یک برنامه بلندمدت در ایران
دوره 24، شماره 2، تابستان 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i2.3928
سیدصفدر حسینی، محمد قربانی، محمد ترشیزی، نصرت اله ضرغام
چکیده پژوهش پیش رو، در چارچوب یک الگوی تعادل عمومی، آثار اقتصادی و زیستمحیطی (اثر بر فرسایش خاک) چهار سیاست مهم تجاری و مالیاتی را تحت شرایط مختلف تولیدی در ایران و در سال زراعی 84-1383 شبیهسازی کرده و سپس سیاست مناسب را تحت وزنهای متفاوت سیاستی برای عوامل اقتصادی و زیستمحیطی انتخاب کرده است. هدف از وزندهی شبیهسازی برنامه بلندمدتی بوده است که در ابتدای آن عوامل زیستمحیطی اهمیت اندکی داشته و به تدریج بر اهمیت آنها افزوده میشود. نتایج نشان میدهد که در مراحل اولیۀ این برنامه که عوامل اقتصادی از اهمیت سیاستی بیشتری نسبت به عوامل زیستمحیطی برخوردارند، مناسبترین سیاست، سیاست یارانۀ تولید محصولات زراعی پاییندست و در مراحل پایانی برنامه، هنگامی که عوامل زیستمحیطی از اولویت بالاتری برخوردارند، سیاست مالیات بر تولید محصولات زراعی بالادست سیاست بهینه است. بنابراین، افزون بر پیشنهاد سیاست یارانۀ تولید محصولات زراعی پاییندست برای شرایط فعلی ایران، انجام تحقیقات بیشتر در زمینه ارتباط سیاستهای کلان اقتصادی و فرسایش خاک پیشنهاد شده است.
شناسایی زمینههای بکارگیری فناوری اطلاعات (IT) توسط آموزشگران در آموزشهای علمی-کاربردی کشاورزی ومنابع طبیعی
دوره 24، شماره 2، تابستان 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i2.3930
علی اسدی، آصف کریمی، فاطمه کرمی
چکیده تحقیق حاضر با هدف تحلیل زمینههای بکارگیری فناوری اطلاعات توسط آموزشگران در آموزشهای علمی-کاربردی کشاورزی و منابع طبیعی در سال 1387 انجام گردید. نوع تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی میباشد که که به روش پیماش انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل 2569 از. نمونه آماری این پژوهش تعداد 138 نفر از آموزشگران مراکز آموزشی علمی-کاربردی کشاورزی و منابع طبیعی است با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای از شش منطقه کشور انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع آورری اطلاعات پرسشنامه بود که اعتبار (روائی) آن با نظر چند تن از متخصصین و اساتید گروه ترویج وآموزش کشاورزی دانشگاه تهران مورد تایید قرار گرفت و برای تعیین قابلیت اعتماد (پایائی) تعداد 30 عدد پرسشنامه در دو استان تهران و زنجان آزمون مقدماتی شد (البته این تعداد در تحلیل نهایی وارد نگردید) و آلفای کرونباخ آن محاسبه شد که برای بخشهای مختلف پرسشنامه از مقدار مناسب برخوردار بود. دادههای گردآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج همبستگی نشان دادکه میان تعداد زمینههای بکارگیری فناوری اطلاعات توسط آموزشگران با آشنایی و مهارت کامپیوتری، آشنایی و مهارت اینترنتی، مهارت در زبان انگلیسی، متوسط میزان بکارگیری اینترنت، متوسط میزان بکارگیری کامپیوتر، مزیت استفاده در سطح 5 درصد و با تهیه مقاله علمی-مروری و تهیه مقاله علمی-پژوهشی در سطح 1 درصد رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد، بمنظور شناسایی مهمترین زمینههای بکارگیری فناوری اطلاعات توسط آموزشگران در مراکز آموزشی علمی-کاربردی از تحلیل عاملی نوع R(اکتشافی) استفاده گردید که نتایج نشان داد متغیرها در چهار عامل، گسترش ارتباط درون و برون سازمانی، تسهیل فرایندهای آموزشی، افزایش توانمندیهای حرفهای آموزشگران و تسهیل فرایندهای سازمانی قرار میگیرند که این چهار عامل در حدود 72 درصد واریانس زمینههای بکارگیری فناوری اطلاعات را در این مراکز برآورد مینمایند.
بررسی نگرش اعضای شرکت های تعاونی مرزنشینان در زمینه عملک(مطالعه موردی: استان خراسان رضوی)رد این تعاونی ها
دوره 24، شماره 3، پاییز 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i3.7726
محمود هوشمند، مریم حسن نژاد
چکیده چکیده
در مطالعه حاضر به منظور بررسی نگرش اعضای شرکت های تعاونی مرزنشینان استان خراسان رضوی از عملکرد این تعاونی ها در ابعاد مختلف، در گام اول با استفاده از روش شاخص رضایتمندی مشتریان (CSM)، میزان رضایت اعضا از هر یک از شاخصهای عملکرد این تعاونی ها مورد بررسی قرار گرفت؛ در گام بعد با استفاده از روش آنتروپی هر یک از شاخصهای فوق براساس میزان رضایت اعضا، رتبه بندی شده اند و در پایان، نتایج این دو روش با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفته است. داده های مطالعه از طریق تکمیل 382 پرسشنامه در میان اعضای تعاونی مرزنشینان در سال 1387 فراهم شد. نتایج نشان داد میزان رضایت مندی اعضای شرکت های تعاونی مرزنشینان از شاخصهای اقتصادی در مقایسه با سایر ابعاد عملکردی آنها در سطح پایین تری قرار گرفته است (مقادیر شاخص رضایتمندی مشتری (CSM) در بعد اقتصادی کمتر از سایر ابعاد). این در حالی است که بیشترین میزان رضایتمندی مربوط به عملکرد مدیریتی این شرکتها می باشد. نتایج حاصل از رتبه بندی با استفاده از روش آنتروپی نیز موید نتایج حاصل از روش CSM بوده است. در پایان پیشنهاداتی در راستای بهبود عملکرد فعالیت این شرکتهای تعاونی و افزایش رضایت مندی اعضای آن ارائه شد.
طبقه بندی JEL : F13, F19, J54, R11
تعیینکنندههای تمایل به پرداخت و ارزش گردشگری پارکهای ملی(مطالعه موردی پارک تندوره)
دوره 24، شماره 4، زمستان 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i4.8190
محمد قربانی، سجاد صادقی لطف آبادی
چکیده چکیده
در این مقاله تعیینکنندههای تمایل به پرداخت و ارزش گردشگری پارک ملی تندوره با استفاده از داده های مقطع زمانی 144 خانوار درگز و قوچان و بهرهگیری از روش ارزشگذاری مشروط و الگوی لاجیت در سال 1387 مطالعه شد. نتایج نشان داد که سن و پیشنهاد ورودیه دارای تاثیر منفی و درآمد دارای تاثیر مثبت بر روی تمایل به پرداخت برای گردشگری در پارک ملی تندوره میباشند. همچنین متوسط تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان برای ارزش تفریحی این منطقه 2639 ریال برای هر بازدید و کل ارزش گردشگری آن 165/665 میلیون ریال می باشد. ارزش تفریحی این پارک برای سیاست گذاران و تصمیم گیران بخش گردشگری، توجیه و ابزاری را فراهم می آورد تا از کیفیت پارکهای ملی و سرمایه-گذاری در آن حمایت و از تخریب آن جلوگیری کنند.
بررسی تمایل به پرداخت کشاورزان گندمکار برای کنترل علفهای هرز در مراحل مختلف رشد آن (مطالعه موردی خراسان رضوی)
دوره 25، شماره 1، بهار 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i1.8875
محمد قربانی، امین نعمتی، رضا قربانی
چکیده چکیده
در این مطالعه تمایل به پرداخت 180 کشاورز گندمکار استان خراسان رضوی، برای گزینههای مختلف حذف علفهای هرز در مراحل مختلف رشد از طریق الگوی رگرسیون لگاریتمی در سال 1387 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مطالعه نشان داد که متغیر کل درآمد سالانه کشاورز، چند ساله بودن علفهای هرز و متغیرهای مجازی درصد حذف علفهای هرز در مراحل مختلف رشد آن دارای تأثیر مثبت و معنیداری بر میزان تمایل به پرداخت کشاورزان به منظور کنترل علفهای هرز در هر سه مرحله رشد آن دارند که نشان دهنده تأثیرگذاری بیشتر این متغیرها بر میزان تمایل به پرداخت از سوی کشاورزان میباشد. مهمترین متغیر با تأثیرگذاری مثبت بر تمایل به پرداخت کشاورزان برای مدیریت علفهای هرز در هر سه مرحله، درآمد کل سالانه است. میانگین تمایل به پرداخت کشاورزان برای حذف علفهای هرز در هر یک از وضعیتهای موجود از مرحله جوانهزنی به سمت مرحله رشد زایشی روندی رو به افزایش دارد. با توجه به نتایج، توجه به الگوی رفتار اقتصادی کشاورزان برای مدیریت علفهای هرز در مراحل مختلف رشد آن برای دریافت پیامهای لازم مدیریتی در جهت تولید علفکشهایی با کارایی بالا به ویژه در مرحله رشد زایشی، توجه به میزان تمایل به پرداختها برای قیمتگذاری علفکشها با کاراییهای کنترل متفاوت علفهای هرز و نگاه ویژه به مدیریت علفهای هرز چند ساله و روشهای کنترلی تلفیقی تضمین کننده کنترلهای بالای 70 درصد به عنوان پیشنهادات ارائه شده است.
درونی سازی تأثیرات جانبی برداشت آب از چاه های کشاورزی اطراف دریاچه پریشان مطالعه موردی: محصول گندم
دوره 25، شماره 2، تابستان 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i2.9706
سمانه غزالی، عبدالکریم اسماعیلی
چکیده چکیده
برداشت بی رویه از چاه های کشاورزی اطراف دریاچه پریشان، علاوه بر کاهش سطح آب های زیرزمینی و شوری آب بر سطح آب دریاچه و حرکت آن به سمت چاه های اطراف موثر بوده است. لذا مطالعه حاضر به ارزیابی تأثیرات جانبی برداشت از چاه های کشاورزی اطراف دریاچه پرداخته است. در این راستا اثر بازخورد میان فعالیت کشاورزی اطراف دریاچه و سطح آب دریاچه با استفاده از مدل وقفه های توزیع شده گسترده مورد بررسی قرار گرفته و از نتایج آن در مدل اقتصادی- اکولوژیکی، استفاده شده است. نتایج نشان داد که با افزایش بهره برداری از چاه های کشاورزی جهت آبیاری گندم، عملکرد این محصول افزایش یافته و بنابراین افزایش درآمد زارعین را درپی داشته است. اما از سویی دیگر این افزایش بهره برداری از چاه های اطراف دریاچه، سطح ایستابی را افت داده و باعث افزایش هزینه آبکشی شده است. با توجه به بزرگتربودن تأثیر اضافه برداشت از آب های زیرزمینی بر هزینه آبکشی نسبت به این تأثیرات بر درآمد زارعین، اضافه برداشت سود منفی (زیان) برای گندمکاران منطقه درپی داشته است. از طرف دیگر افت سطح آب دریاچه ناشی از اضافه برداشت از چاه های کشاورزی منجر به کاهش عملکرد گندم و کاهش درآمد زارعین شده است و همچنین باعث افت در سطح ایستابی چاه های اطراف دریاچه، افزایش هزینه آبکشی شده و درنهایت کاهش سود برای گندمکاران منطقه گردیده است. لذا جلوگیری از برداشت بی رویه آبهای زیرزمینی، برای حفاظت از اکوسیستم دریاچه و کنترل سطح آب های زیرزمینی در منطقه توصیه می-گردد.
بررسی عوامل مؤثر بر تمایل چغندرکاران به پرداخت برای دریافت خدمات ترویج کشاورزی (مطالعه موردی شهرستان مشهد)
دوره 25، شماره 3، پاییز 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i3.10811
محسن تبرایی، خدیجه پارساپور، سعید عابد
چکیده چکیده
هدف از این مقاله بررسی عوامل مؤثر بر احتمال پرداخت چغندرکاران برای دریافت خدمات ترویجی است. برای رسیدن به این هدف از الگوی لاجیت در چارچوب الگوی لاجیت با استفاده ار دادههای مقطع زمانی سال 1388 مربوط به 150 نفر از چغندرکاران انتخاب شده به روش نمونهگیری تصادفی ساده در شهرستان مشهد مورد بررسی قرار گرفت. علاوه بر این از الگوی توبیت برای بررسی عوامل مؤثر بر میزان تمایل به پرداخت چغندرکاران برای دریافت خدمات ترویجی استفاده گردیده است. نتایج هر دو الگو نشان داد متغیرهای سن، تجربه در کشت چغندرقند و تعداد افراد خانوار بر احتمال پرداخت چغندرکاران برای دریافت خدمات ترویجی تأثیر منفی معنیدار داشتهاند. همچنین متغیرهای تحصیلات، سطح زیرکشت، عملکرد، مالکیت، درآمد خالص از چغندرقند، نیاز به خدمات ترویجی و رضایتمندی از خدمات ترویجی بر احتمال پرداخت برای دریافت خدمات ترویجی تأثیر مثبت و معنیداری دارند. از مقایسه کشش کل مربوط به متغیرهای مختلف در الگوی توبیت، مشخص شد که متغیر نیاز به خدمات ترویجی بیشترین تأثیر را در افزایش و متغیر سن کشاورز بیشترین تأثیر را در کاهش میزان تمایل به پرداخت برای دریافت خدمات ترویج کشاورزی دارند. با توجه به نتایج مطالعه اجرای ترویج نیمهخصوصی در میان کشاورزان بزرگ مالک، تشکیل انجمنها و تعاونیهایی برای کشاورزان خرده مالک برای پرداخت هزینههای ترویجی به صورت گروهی، ایجاد تنوع در نوع و شیوه ارائه خدمات ترویجی براساس سن و به تبع آن تجربه و همچنین سطوح تحصیلات کشاورزان پیشنهاد شد.
بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش کشت کلزا (مطالعه موردی: استان خراسان رضوی)
دوره 25، شماره 4، زمستان 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.12180
محمد مظهری، خدیجه پارساپور
چکیده چکیده
براساس آمارهای رسمی، تولید روغنهای خوراکی از منابع داخلی، تنها کمتر از 10 درصد نیاز مصرفی کشور را تأمین میکند و لذا همه ساله مقادیر چشمگیری چربی و روغن خوراکی خام و آماده با صرف هزینههای ارزی درخور توجهی وارد کشور میشود. طی سالهای گذشته کلزا بعنوان یک محصول جدید وارد سیستم کشت تعداد محدودی از کشاورزان در استان خراسان رضوی شده است. از آنجا که هدف دولتمردان طی سالهای آینده رسیدن به درصد بالایی از خود کفایی در زمینه روغن خوراکی است لذا توجه هر چه بیشتر به توسعه کشت دانههای روغنی بالاخص کلزا به دلیل درصد روغن بالا و کیفیت مطلوب آن، احساس میشود. در این مطالعه عوامل مؤثر بر پذیرش کشت کلزا در چارچوب الگوی لاجیت و با استفاده از دادههای مقطع زمانی سال 1387 مربوط به 300 نفر از کشاورزان انتخاب شده به روش نمونه گیری تصادفی دو مرحله ای در استان خراسان رضوی، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که متغیرهای سطح زیر کشت آبی، میزان استفاده از توصیههای مروجین، ارتباط با کشاورزان کلزاکار، تاثیر کشت کلزا بر عملکرد غلات و سطح درآمد کشاورزان رابطه مثبت و معنیداری با کشت کلزا دارند.
برآورد ارزش تفریحی و تعیین عوامل مؤثر بر تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان در تالاب قوریگل
دوره 26، شماره 1، بهار 1391
https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i1.14099
باب اله حیاتی، طاهره خادم بلدی پور
چکیده تالاب بینالمللی قوریگل واقع در شهرستان بستانآباد استان آذربایجانشرقی بهدلیل دارا بودن جاذبههای خاص طبیعی، از مناطق مهم توریستی و گردشگری کشور میباشد. لذا مطالعهی ارزش تفریحی آن میتواند در بیان اهمیت حفاظت، پیشبینی نیازها، رفع کمبودها و توسعهی گردشگری در منطقه مؤثر باشد. در این مطالعه ارزش تفریحی این تالاب با استفاده از روش ارزشگذاری مشروط برآورد شد. برای تعیین عوامل مؤثر بر احتمال تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان، الگوی لاجیت به روش حداکثر راستنمایی برآورد گردید. اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه و مصاحبهی حضوری با 390 بازدیدکننده از منطقهی مذکور در سال 1387 جمعآوری گردید. نتایج نشان داد که 81 درصد بازدیدکنندگان، حاضر به پرداخت مبلغی جهت استفادهی تفریحی از این تالاب میباشند. همچنین متغیرهای میزان تحصیل، درآمد خانوار، میزان اطلاعات در مورد تالاب مذکور و ساعات حضور در محل دارای اثر معنیدار مثبت و متغیرهای سن، قیمت پیشنهادی و فاصلهی محل زندگی تا تالاب فوق دارای اثر معنیدار منفی بر احتمال تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان میباشند. میانگین تمایل به پرداخت افراد 7430 ریال به ازای هر بازدید و ارزش تفریحی سالانهی تالاب قوریگل حدود 743میلیون ریال برآورد گردید. رفع مشکلات و خواستههای مردم و گسترش سطح اطلاعات و آگاهی مردم نسبت به چنین امکانات زیستمحیطی و توریستی جهت افزایش تعداد گردشگران و در نتیجه افزایش درآمد حاصل از توریسم در منطقه، توصیه میشود.
اثرات سرریز نوسان قیمت در بازار گوشت گوساله استان تهران
دوره 26، شماره 1، بهار 1391
https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i1.14100
محمد قهرمان زاده، آزاده فلسفیان
چکیده اثرات سرریز نوسان قیمت نشانگر آن است که نوسان قیمت در بازارهای متفاوت می توانند بهطور متقابل بر روی هم تاثیر داشته باشند. هدف از مطالعه حاضر، سنجش و تحلیل اثرات سرریز نوسان قیمت در سطوح عمودی شامل سطح نهاده های تولیدی، سطح عمده فروشی و سطح خرده-فروشی بازار گوشت گوساله استان تهران میباشد. بدین منظور از الگوی خودتوضیحی واریانس ناهمسانی شرطی تعمیمیافته چندمتغیره (MVGARCH) با استفاده از سریهای قیمت ماهانه فروردین 1376 تا فروردین 1387بهره گرفته شد. نتایج کار حکایت از آن دارد که نوسانات قیمت عمدهفروشی گوشت گوساله زنده بیش از نوسانات قیمتی بازارهای نهادههای تولیدی و خردهفروشی تحت تاثیر نوسانات سایر بازارها قرار دارد. از طرف دیگر، نوسانات قیمت عمدهفروشی گوشت گوساله حساسیت بیشتری نسبت به نوسانات قیمت خردهفروشی گوشت گوساله در مقایسه با نوسانات قیمت نهادههای خوراکی دارد.
بررسی ویژگی های کار آفرینانه مالکان واحدهای تولیدی در صنعت گاو شیری استان خراسان رضوی
دوره 27، شماره 1، بهار 1392، صفحه 25-36
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.24250
علیرضا فروغی، جواد ایزی، مریم حسن نژاد
چکیده کارآفرینی قدمتی بسیار طولانی در حیات انسانی دارد و مطالعات مربوط به آن ابتدا از سوی محافل علمی کشورهای صنعتی صورت گرفته است. با این حال، این مبحث در کشور ما به تازگی مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این مطالعه سنجش ویژگی های رفتاری و شخصیتی کارآفرینی به منظور شناسایی کارآفرینان صنعت گاو شیری استان خراسان رضوی و نیز بررسی عوامل متمایزکننده دو گروه کارآفرین و غیرکارآفرین این صنعت میباشد. به همین منظور از داده های مقطع زمانی مربوط به 85 نفر از مالکان گاوداریهای شیری صنعتی، 30 مالک مرکز جمع آوری شیر و 10 نفر کارخانهدار خوراک دام استان خراسان رضوی (جامعه آماری مورد مطالعه 125 عضو) استفاده شد. با بهره گیری از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی، ضمن شناسایی شاخصهای رفتاری فعالان صنعت گاو شیری، درجه اهمیت هر یک از این شاخصها مشخص گردید. سپس با استفاده از روش آنالیز خوشه ای و شاخصهای فوق و با بهره گیری از تکنیک تحلیل تمایزی، عوامل متمایزکننده دو گروه کارآفرین و غیرکارآفرین مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که از مجموع جامعه آماری مطالعه، 19 گاو دار، 5 مالک مرکز جمع آوری شیر و 2 کارخانه دار خوراک دام کار آفرین بودند. مهمترین شاخصهای رفتاری موثر بر کارآفرین شدن این مالکان، به ترتیب میزان ریسک پذیری در فعالیت، رشد فعالیت و انتخاب واحد آنها به عنوان نمونه بودند. همچنین نتایج تکنیک تحلیل تمایزی حاکی از آن بوده که از میان مجموع متغیرهای شخصیتی طراحی شده در مطالعه، متغیرهای روحیه ریسک پذیری (حالت بالقوه متغیر رفتاری میزان ریسک پذیری)، نوآوری، تلاش و پیگیری، توسعه طلبی، مرکز کنترل درونی و فرصت گرایی به ترتیب مهمترین عوامل موثر بر تمایز دو گروه کارافرین از غیر کارافرین بودند. با استفاده از یافته های این مطالعه پیشنهاداتی در راستای بهبود روند کارآفرینی در صنعت گاو شیری استان ارائه شده است.
پیش بینی فصلی تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی در ایران با استفاده از مدل خودتوضیحی دوره ای (PAR)
دوره 28، شماره 1، بهار 1393، صفحه 35-44
https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i6.22680
محمد قهرمان زاده، خدیجه الفی
چکیده بخش کشاورزی به عنوان یکی از بخش های مهم اقتصادی کشور، با تأمین حدود 14 درصد تولید ناخالص داخلی نقش مهمی در تولید ناخالص داخلی کل کشور دارد. هدف مطالعه حاضر پیش بینی مقادیر آتی تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی با استفاده از الگوی خودتوضیحی دوره ای (PAR) می باشد که به عنوان یکی از تکنیک های جدید سری زمانی فصلی مطرح شده است. برای این منظور داده های سه ماهانه 89:4- 1367:1 GDP بخش کشاورزی مورد استفاده قرار گرفت. ابتدا آزمون ریشه واحد دوره ای فرانسیس پاپ (7) به کار گرفته شد. طبق نتایج به دست آمده داده-های فوق فاقد ریشه واحد دوره ای می باشند. سپس آزمون رفتار فصلی دوره ای بسویچ و فرانسیس (1996) انجام گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد الگوی خودتوضیحی دوره ای برای بیان رفتار تولید ناخالص دوره ای بخش کشاورزی بسیار مناسب بوده که این امر امکان به دست آوردن پیش-بینی های صحیح را فراهم می نماید. سپس با استفاده از مدل به دست آمده، تولید ناخالص داخلی کشاورزی سه ماهانه طی دوره زمانی 90:4-91:1 پیش بینی شد. بنابراین با توجه به تناسب این مدل با رفتار تولید بخش کشاورزی، استفاده از آن در مطالعات مربوط به این بخش توصیه می گردد.
الگوی بهینهی کشت مبتنی بر معیارهای چندگانهی اقتصادی، منطقهای و پایداری کشاورزی در شهرستان ساری؛ کاربرد الگوی تلفیقی AHP و برنامهریزی خطی
دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 37-49
https://doi.org/10.22067/jead2.v30i1.46040
اسماعیل فلاحی، سپیده قلی نژاد
چکیده تدوین الگوی مناسب کشت محصولات به عنوان یکی از مهمترین رسالتهای برنامهریزان، مستلزم تصمیمسازی دقیق و واقعبینانه بر اساس اهداف و معیارهای مختلف در راستای تأمین منافع کل مجموعهی ذی نفع کشاورزی در بلندمدت است. مطالعهی حاضر با هدف بازنگری در الگوی رایج بهرهبرداران شهرستان ساری و تدوین الگوی کشتی که معیارهای چندگانهی منطقهای و پایداری کشاورزی را در کنار ملاحظات اقتصادی مداخله داده، الگوی تلفیقی AHP و مدل برنامهریزی خطی را به کار بست. بدین منظور، پس از طراحی مدل سه سطحی AHP، بردار وزن نهایی خروجی مدل AHP برای محصولات مختلف به عنوان ورودی ضرایب تابع هدف در الگوی برنامهریزی خطی وارد شده و مدل مورد نظر در فضای محدودیتهای حاکم حل گردید. نتایج حاصل از الگوی بهینهی کشت در مدل تلفیقی، ضمن توصیهی تغییراتی در شیوهی توزیع سطح زیرکشت بین محصولات، میزان سود را نیز به میزان 63/3 درصد نسبت به الگوی رایج منطقه افزایش داد. مقایسهی نتایج الگوی تلفیقی با سناریویی که تنها هدف بیشینهسازی منافع اقتصادی را دنبال میکند، نشان داد که چشمپوشی از مقدار مشخصی سود (به میزانی کمتر از 8 درصد) در الگوی بهینه، امکان توجه و دخالت دادن معیارهای مهم دیگری را از جمله سازگاری محصول با شرایط اقلیمی منطقهای، میزان مصرف آب، تأثیرات زیستمحیطی کشت محصول، اشتغالزایی، مهارت و تخصص مورد نیاز برای عملآوری محصول و میزان ریسک کشت محصول که در وضعیت فعلی کشاورزی بسیار حیاتی بوده و دارای اثرات قابل توجه در بلندمدت است، فراهم میآورد. بر این اساس، پیشنهاد میشود الگوی بهینهی کشت مورد نظر در سطح منطقه یا دستکم بهصورت پایلوت در بخشهایی از شهرستان اجرا شود.
بررسی شاخصهای فقر روستایی و عوامل مؤثر بر آن در ایران
دوره 33، شماره 1، بهار 1398، صفحه 41-54
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.73388
اسماعیل پیش بهار، شبنم باقرپور، محمد قهرمان زاده
چکیده بدون شک اولین قدم در برنامهریزی مبارزه با فقر در راستای سیاستگذاری در زمینه توسعه، شناسایی هر چه دقیقتر افراد فقیر و شناخت صحیح و آگاهانه از وضعیت فقر است. برای انجام این مهم نیز تعریف، تبیین و کاربرد شاخصهایی برای اندازهگیری فقر که بتواند وجوه مختلف فقر را نمایان سازد ضروری به نظر میرسد. در این راستا تعیین خط فقر و شاخصهای اندازهگیری فقر بسیار مهم میباشد. هدف این تحقیق بررسی شاخصهای اندازهگیری فقر و عوامل مؤثر بر آن در مناطق روستایی کشور ایران میباشد که طی دوره 94-1365 دادههای خام درآمد- هزینه و خصوصیات اجتماعی- اقتصادی خانوار از مرکز آمار گردآوری شده وسپس به برآورد شاخصهای اندازهگیری فقر که شامل شاخصهای مدرن که خود به دو گروه شاخصهای نابرابری ساده شامل، شاخصهای جینی، اتکینسون، آرار و نیز شاخصهای نابرابری قطبی شده شامل، شاخصهای دی- ای-آر، فاسترولفسون، استبان-گرادین-ری و شاخصهای کلاسیک که شامل شاخصهای نسبت سرشمار، شکاف فقر، نسبت شکاف درآمدی، کاکوانی، فقر سن، شدت فقر سن میباشند، پرداخته شده است. نتایج برآورد شاخصهای مورد بررسی که با استفاده از بسته نرمافزاری DASP در نرمافزار Stata محاسبه شدهاند، نشان از افزایش هر دو گروه شاخصها در سالهای ابتدای دوره (70-1365) و سالهای انتهای دوره (94-1391) و کاهش این شاخصها در میان دوره (90-1371) میباشد. در مورد نتایج بررسی عوامل مؤثر بر فقر نیز نرخ تورم، نرخ بیکاری، باروری، بعد خانوار و روند زمانی و جمعیت روستایی دارای اثر مثبت و رشد اقتصادی، شاخص قیمت تولیدکنندگان کشاورزی، موجودی سرمایه خالص بخش کشاورزی و ارزش افزوده بخش کشاورزی دارای اثر منفی بر فقر بودهاند و به عنوان عوامل مؤثر بر فقر شناخته شدهاند.
عوامل مؤثر بر تمایل به پرداخت اضافی خانوارها برای نان گندم کامل در شهر تبریز
دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 43-63
https://doi.org/10.22067/jead.2022.75287.1121
فرزانه تقوی دغدغان، باب اله حیاتی، محمد قهرمان زاده
چکیده به دلیل مصرف محدود محصولات غذایی غلات کامل، نگرانیهایی در مورد سلامتی وجود دارد؛ لذا تحریک و تشویق مردم برای مصرف اینگونه محصولات بسیار ضروری است. در این راستا هدف مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به پرداخت اضافی خانوارها برای نان گندم کامل نسبت به نان معمولی در شهر تبریز بود. دادهها و اطلاعات مورد نیاز از طریق پیمایشهای میدانی، با طراحی و تکمیل پرسشنامه به روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده از 302 خانوار در شهر تبریز در سال1399 جمعآوری گردید. برای رسیدن به هدف، از روش ارزشگذاری مشروط و مدل لاجیت ترتیبی بهره گرفته شد که با توجه به نقض فرض رگرسیونهای موازی، مدل لاجیت ترتیبی تعمیمیافته برآورد گردید. بررسی نتایج مدلهای لاجیت ترتیبی تعمیمیافته نشان داد در صورت وجود افراد بیمار، افرادی که شاخص سلامتی، آگاهی، تحصیلات و درآمد بالایی دارند، تمایل به پرداخت برای این نان بیشتر میباشد. همچنین در مورد نان گندم کامل سنگک، درصورت وجود افراد بیمار، افرادی که سطح شاخص سلامتی، آگاهی، درآمد بالایی دارند، بیشتر متمایل به خرید این نوع نان هستند. با افزایش شاخص عمومی خرید نان، آگاهی از مزایای نان گندم کامل، سطح درآمد و شاخص سلامتی احتمال تمایل به پرداخت اضافی برای نان گندم کامل افزایش مییابد. همچنین ضریب منفی و معنیدار متغیر جنسیت در مورد نان لواش و سنگک نشان داد که خانمها تمایل به پرداخت بیشتری برای نان گندم کامل نسبت به آقایان دارند. نتایج مثبت و معنیدار شاخص آگاهی از نان کامل، اهمیت افزایش آگاهی خانوارها در تغییر رفتارهای آنها را نشان میدهد، بنابراین نقش رسانههای گروهی در فرهنگسازی و آگاهی خانوارها از مزایای این محصولات میتواند مفید واقع شود.
بررسی مزیت نسبی تولیدی و صادراتی پسته ایران
دوره 22، شماره 2، پاییز 1387، صفحه 45-57
https://doi.org/10.22067/jead2.v1387i2.1148
سیدصفدر حسینی، حامد رفیعی
چکیده چکیده
در این مطالعه با توجه به اهمیت اقتصاد پسته در بسته صادرات غیرنفتی کشور، مزیت های تولیدی و صادراتی پسته ایران در مقابل کشورهای رقیب با استفاده داده های سال های 2005-1990 و با کاربرد شاخص های مزیت مقیاس، کارایی و مزیت جمعی و همچنین مزیت های آشکارشده و آشکارشده متقارن برآورد شد. میزان اثرپذیری مزیت صادراتی ایران نسبت به مزیت رقبا اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که شاخص مزیت مقیاس در مورد ایران نسبت به سایر رقبا بیشتر بوده و بالاترین مزیت کارایی و بیشترین رشد آن به ترتیب مربوط به سوریه و ترکیه است. بیشترین مزیت جمعی در این سال ها مربوط به ایران و بیشترین رشد نیز به ایتالیا تعلق دارد. علی رغم مزیت ایران در صادرات پسته، رشد این مزیت طی سال های مطالعه منفی بوده است (05/44-درصد). در حالی که اکثر رقبای ایران از رشد مثبتی برخوردار بوده اند. چنانچه به هر علت مزیت نسبی صادراتی پسته ایران کاهش یابد، مزیت رقبای آن افزایش یافته و صادرات پسته این کشورها، جایگزین صادرات پسته ایران خواهد شد. همچنین سیاست های برنامه سوم توسعه در کارایی تولید و صادرات پسته ایران به بازارهای جهانی موفق بوده است. جهت حضور موفق در بازارهای جهانی، سیاست گذاری جهت کاهش هزینه تمام شده تولید پسته، بهبود کیفیت تولیدی و بویژه انجام عملیات فرآوری مناسب، توصیه می شود.
