با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
اقتصاد کشاورزی

آثار زیست‌محیطی کاهش یارانه کودهای شیمیایی (محصولات زراعی شهرستان زرندیه، استان مرکزی)

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 32-19

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88266.1273

سید محمد جعفر اصفهانی، الهام باریکانی

چکیده با توجه به لزوم حمایت دولت از تولید محصولات کشاورزی، چگونگی اعطای یارانه به محصولات کشاورزی با توجه به اثرات مختلف اقتصادی و زیست‌محیطی آن همواره مورد بحث مجامع علمی و سیاسی بوده است. در این مطالعه با استفاده از برنامه‌ریزی ریاضی مثبت، پیامدهای زیست­محیطی کاهش یارانه اعطایی به کودهای شیمیایی در تولید محصولات زراعی و اعطای یارانه به محصول در شهرستان زرندیه استان مرکزی بررسی شد. اطلاعات لازم از طریق منابع آماری وزارت جهاد کشاورزی برای سال زراعی 1401 برای سه محصول گندم آبی، جو آبی و ذرت علوفه‌ای که بیش از 85 درصد سطح زیر کشت این منطقه را به خود اختصاص داده‌اند، گردآوری شد. نخست میزان انتشار گازهای گلخانه­ای ناشی از تولید هر محصول محاسبه و سپس تبعات زیست‌محیطی سیاست­های مختلف اعطای یارانه بررسی شدند. در الگوسازی و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهایExcel  و GAMS و مدل برنامه‌ریزی ریاضی مثبت با رویکرد تابع هزینه استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بیشترین میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای مربوط به تولید ذرت علوفه‌ای است و الکتریسیته، دیزل و کودهای شیمیایی بیشترین سهم را در انتشار گازهای گلخانه‌ای داشتند. شبیه‌سازی رفتار کشاورزان منطقه نشان داد که با افزایش قیمت کودهای شیمیایی، سطح زیر کشت ذرت علوفه‌ای نسبت به دو محصول دیگر کاهش بیشتری داشته و افزایش قیمت کود فسفر نسبت به سایر کودهای شیمیایی، تأثیر بیشتری بر کاهش میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای دارد. همچنین بر اساس نتایج این مطالعه به نظر می­رسد سیاست انتقال یارانه از نهاده­های شیمیایی به محصول، تبعات زیست­محیطی کمتری به دنبال خواهد داشت.

اثر مالکیت خصوصی بر کارایی واحدهای صنایع غذایی و آشامیدنی کشور (رهیافت پانل دیتا پویا)

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 36-49

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i1.58567

حمید مطرودی، محمد آقاپور صباغی

چکیده در ادبیات اقتصادی خصوصی‌سازی و گذار به اقتصاد مبتنی بر بازار یکی از راه‌های افزایش کارایی است. لذا در این تحقیق به بررسی تاثیر مالکیت خصوصی بر کارایی واحدهای صنایع غذایی و آشامیدنی کشور پرداخته‌شده است. در مطالعه حاضر 19 زیربخش صنایع غذایی و آشامیدنی در سال مای 1392-1387 به‌عنوان جامعه آماری مدنظر قرارگرفته‌اند. در این تحقیق برای محاسبه کارایی از روش تحلیل فراگیر داده‌ها و برای برآورد الگوی اقتصادسنجی از رهیافت پانل دیتا پویا استفاده‌شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که افزایش مالکیت خصوصی در این زیربخش و حرکت در جهت خصوصی‌سازی می‌تواند عاملی در جهت افزایش کارایی این زیر بخش تلقی گردد. میانگین کارایی برای بخش صنایع غذایی و آشامیدنی کشور در حدود 70 درصد حاصل‌شده است که نشان می‌دهد این بخش امکان افزایش کارایی و دستیابی به ستانده مطلوب را به میزان 30 درصد دارا می‌باشد. نتایج حاکی از اثر مثبت و معنی‌دار سرمایه انسانی، صادرات، نوآوری و سیکل‌های تجاری بر کارایی واحدهای موردبررسی است. در مقابل متغیرهای اندازه، شاخص تمرکز و شدت مصرف انرژی اثر منفی و معنی‌داری بر کارایی واحدهای صنایع غذایی و آشامیدنی کشور داشته‌اند. با توجه به اثر مثبت خصوصی‌سازی بر کارایی، پیشنهاد می‌گردد این سیاست که درواقع یک سیاست رقابتی است به‌منظور افزایش کارایی در زیربخش صنایع غذایی و آشامیدنی کشور با شتاب بیشتری موردنظر قرار گیرد.

ارزیابی سیاست های مقابله با خشک سالی دولت در حمایت از جوامع عشایری استان فارس

دوره 27، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 84-94

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.26399

ناهید میرزایی، منصور زیبایی

چکیده جوامع عشایری همواره در تولید گوشت با توسعه یک سیستم خلاق و پایدار در استفاده از منابع طبیعی کمیاب، نقش حیاتی ایفا نموده اند. در طول دهه اخیر، عشایر تغییراتی را به دلیل فشارهای خارجی نظیر خشکسالی تجربه نموده اند که چشم اندازهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را دگرگون نموده و همچنین موجب کاهش سلامت مراتع گردیده است. در حقیقت خشک سالی یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی عشایر است. دام داران برای کاهش اثرات خشک سالی از استراتژی های مختلفی استفاده می کنند اما استراتژی هایی که اغلب مورد استفاده قرار می-گیرد فروش دام (کاهش اندازه گله) و خرید علوفه ی اضافی جهت مقابله با کمبود علوفه است. با توجه به اثرات منفی و ناخواسته خشک سالی، دولت نیز جهت مقابله با اثرات زیان بار این پدیده بر زندگی عشایر، سیاست هایی را دنبال نموده است. هدف مطالعه حاضر ارزیابی سیاست های مدیریت خشک سالی دولت در حمایت از جوامع عشایری است. این ابزارهای مدیریتی و سیاستی باید یکپارچگی جنبه های اقتصادی و زیست محیطی تصمیمات مرتبط با خشک‌سالی را بهبود بخشند. جهت نیل به این هدف، مطالعه ی حاضر به دو بخش تقسیم شد. در بخش نخست اثرات خشک-سالی در مزارع نماینده، کمی شد و استراتژی های مدیریتی با استفاده از مدل برنامه ریزی تصادفی دو مرحله ای بررسی گردید. سیاست های مدیریت خشک سالی دولت در حمایت از جوامع عشایری با استفاده از مدل در قسمت دوم شبیه سازی شد. نمونه ای مشتمل بر 124 تولید کننده، برای مصاحبه انتخاب گردید و داده های لازم در سطح مزرعه طی یک مطالعه ی میدانی، برای سال 1389 جمع‌آوری شد. مزارع نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده ی دو مرحله ای به دست آمد. نتایج نشان داد که افزایش در هزینه ی خرید علوفه ی اضافی به دلیل خشک-سالی، بین 38 تا 77 درصد میان مزارع نماینده متغیر بود. اثر خشک سالی بر کاهش اندازه ی گله نیز بین 9 تا 24 راس برآورد شد. نتایج همچنین نشان داد که زمان و میزان خرید علوفه ی اضافی و کاهش اندازه ی گله ی مزارع نماینده، بهینه نیست و این مزارع می توانند از طریق حرکت به سمت نقطه ی بهینه، وضعیت اقتصادی خود را بهبود بخشند. نهایتا، ترتیب سیاست های مدیریت خشک سالی دولت بر اساس بهبود یکپارچگی جنبه های اقتصادی و زیست محیطی عبارتند از: تامین آب آشامیدنی، بیمه دام، تامین وام کم بهره، خرید تضمینی دام و تامین علوفه ارزان قیمت.

بررسی تاثیر مخارج دولت بر رشد بخش کشاورزی و کل اقتصاد ایران

دوره 26، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 86-96

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i2.15803

محمدرضا لطفعلی پور، یداله آذرین فر، رویا محمدزاده

چکیده نظر به اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد ایران، در این مطالعه عوامل موثر بر رشد اقتصادی ایران و رشد بخش کشاورزی و به‌طور مشخص تاثیر مخارج دولت در رشد اقتصاد و رشد بخش کشاورزی به تفکیک در کوتاه‌مدت و بلندمدت با بکارگیری الگوی ARDL با استفاده از اطلاعات دوره زمانی 88-1346 مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهد متغیرهای نسبت مخارج سرمایه‌گذاری بخش دولتی به تولید ناخالص ملی در بلندمدت و کوتاه‌مدت بر رشد اقتصادی تاثیر مثبت دارند. اما متغیرهای مجازی انقلاب، جنگ و شوک نفتی دارای تاثیر منفی بر رشد اقتصادی هستند. قابل ذکر است که در کوتاه‌مدت متغیر نسبت مخارج سرمایه‌گذاری بخش خصوصی به تولید ناخالص ملی فاقد اثر معنادار بر رشد اقتصادی است. در عین حال نسبت مخارج سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در بخش کشاورزی به ارزش‌افزوده این بخش و نسبت سرمایه‌گذاری بخش دولتی به ارزش افزوده تأثیر مثبت بر رشد بخش کشاورزی دارد. اما نرخ اشتغال نیروی کار دارای تاثیر منفی بر رشد بخش کشاورزی است. در کوتاه‌مدت فقط متغیرهای نسبت مخارج سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و مخارج سرمایه‌گذاری بخش دولتی به ارزش‌افزوده بخش کشاورزی تاثیر مثبت دارند و متغیر مجازی جنگ اثر معنی‌دار منفی و سایر متغیرها فاقد تاثیر معنی‌دار هستند. ضریب جملة تصحیح خطا نشان می‌دهد که تاثیر سیاست‌های دولت بر رشد کل اقتصاد و رشد بخش کشاورزی در مدت زمانی نه چندان طولانی قابل مشاهده می‌باشد. بر اساس نتایج، رشد اقتصاد ایران بیشتر از مخارج سرمایه‌گذاری بخش دولتی و بر عکس رشد بخش کشاورزی از مخارج سرمایه‌گذاری بخش خصوصی تاثیر می‌پذیرد. بنابراین تقویت و توسعه توامان سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و بخش دولتی موجب رشد کل اقتصاد و زیربخش کشاورزی خواهد شد.

عوامل مؤثر بر قیمت گندم در بورس کالای ایران

دوره 27، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 95-102

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.26400

حسین محمدی، بهزاد فکاری سردهایی

چکیده بازار محصولات کشاورزی در ایران همواره با مشکلات ساختاری متعددی نظیر ضعف سیستم بازاریابی و بازاررسانی، نوسانات قیمت، نبود زیرساختهای مناسب برای حمل و نقل و مواردی مشابه روبرو بوده و بخش عمده‌ای از این مشکلات مربوط به ساختار سنتی و ناکارای بازار محصولات کشاورزی می‌باشد. در جهت کاهش ناکارآمدی‌های بازار محصولات کشاورزی، شفاف سازی و کشف قیمت صحیح، کنترل نوسانات قیمت محصولات و تنظیم عرضه و تقاضای محصولات کشاورزی، بورس کالای ایران رسماً از سال 1386 شروع به فعالیت نمود. هدف این مطالعه بررسی و مقایسه نوسانات قیمت گندم بورس کالای ایران با قیمت گندم بازار آزاد ایران و بورس کالای شیکاگو می‌باشد. بدین منظور از اطلاعات هفتگی قیمت گندم از 24 اسفند سال 1388 الی دوم آذر ماه 1390 استفاده شد. همچنین اثرات متقابل قیمت گندم بورس کالای ایران با قیمت گندم بازار آزاد ایران، بورس کالای شیکاگو، نرخ ارز و قیمت نفت خام ایران بررسی شد. نتایج نشان داد، نوسانات قیمت گندم بورس کالای ایران از نوسانات قیمت بازار آزاد ایران بیشتر می‌باشد. علاوه بر این شوک های وارد شده بر قیمت گندم در بازار آزاد ایران، بورس کالای شیکاگو و قیمت نفت با سرعت به قیمت گندم در بورس کالای ایران منتقل می شود.

تغییرات رفتاری صنعت گوشت تحت نوسانات غیرمنتظره تقاضا

دوره 32، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 97-108

https://doi.org/10.22067/jead2.v32i2.62589

علی فلاحتی، شهرام فتاحی، الهام رضایی

چکیده امروزه نااطمینانی جایگاه ویژه‌ای را در ادبیات اقتصادی به خود اختصاص داده است. نااطمینانی قادر است از طریق تغییر رفتار بنگاه‌ها در سطح خرد بر ساختار و عملکرد بازار تأثیرگذار باشد. چون داشتن سیاست‌های مطمئن در سطح خرد بعنوان یک پیش شرط مهم عملکرد بهتر در سطح کلان مطرح می‌شود، این مقاله سعی دارد با استفاده از داده‌های فصلی سال‌های 1395-1375، به بررسی این مسئله بپردازد که آیا پویایی رفتاری بنگاه‌ها در مقابل شوک‌های تقاضا قادر بوده ساختار بازار گوشت قرمز ایران را به سمت رقابتی‌تر شدن سوق دهد. این رفتار بعنوان واکنش سیاست‌گذاری صنعت انحصار چندجانبه در چارچوب الگوی قیمت- ماشه‌ای گرین و پورتر تفسیر می‌شود. تجزیه و تحلیل تجربی بر اساس یک مدل سیستم معادلات همزمان (تابع تقاضا و تابع عرضه) با استفاده از روش تخمین حداقل مربعات دو مرحله‌ای ارائه شده است، از این رو باید شوک منفی تقاضا به صورت یک متغیر دامی بعنوان یک متغیر توضیحی در تابع عرضه قرار گیرد، لذا ابتدا تابع تقاضا برآورد شد و به ازاء پسماندهای منفی آن، عدد یک برای متغیر دامی اختصاص یافت. نتایج برآورد تابع عرضه نشان داد، شوک منفی تقاضا با ضریب 1/0 تأثیر منفی و معنی‌داری بر متغیر لگاریتم قیمت گوشت قرمز داشته، این نتیجه با تأیید سیاست قیمت ماشه‌ای گویای قابلیت تغییر ساختار این بازار به سمت رقابتی‌تر شدن به همراه شوک منفی تقاضا است؛ به طوری‌که با استفاده از این نتیجه سیاست‌گذاران خواهند توانست با ارائه الگوی مناسب، راه رسیدن صنعت را به سمت اجرای سیاست‌های رقابتی و ضد انحصار هموار سازند.

واکاوی فقر غذایی زنان روستایی در روستاهای بخش مرکزی شهرستان بویراحمد

دوره 28، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 107-117

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i7.29507

زهرا توکلی تبار، مصطفی احمدوند، مریم شریف زاده

چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی فقر غذایی زنان روستایی و عوامل مؤثر بر آن در روستاهای بخش مرکزی شهرستان بویراحمد است که در سال 1392 صورت پذیرفت. برای این منظور از روش تأمین انرژی غذایی و داده های جمع آوری شده از 195 زن روستایی در بخش مرکزی شهرستان بویراحمد استفاده به عمل آمد. یافته‌ها نشان داد با محاسبه فقر غذایی، حدود 31 درصد از زنان مورد مطالعه زیر خط فقر غذایی و 69 درصد بالاتر از آن قرار داشته و غیرفقیر محسوب می گردند. مقایسه میانگین وضعیت تحصیلات، اشتغال (سرپرست خانوار)، درآمد، تسهیلات بانکی، مالکیت و دارایی، پس انداز، مهارت اقتصادی، مشارکت اقتصادی، حمایت‌های دولت، نگرش همسر، خودکارآمدی، اعتماد به نفس، بهداشت جسمی، روحی و روانی در بین دو گروه زنان فقیر و غیرفقیر تفاوت معنی داری داشت. جهت بررسی دقت متغیرها در تفکیک دو گروه از تحلیل تشخیصی استفاده شد. مهم‌ترین متغیرهای متمایزکننده دو گروه شامل نگرش همسر، اعتماد به نفس، و خودکارآمدی بودند. این مدل حدود 7/87 درصد گروه‏بندی را به‌ طور صحیح پیش‌بینی نمود. از آن‏جایی که متغیر نگرش همسر در تفکیک دو گروه بسیار مؤثر بوده، می‌توان با آموزش‌های فرهنگی و اجتماعی به مردان روستایی، در جهت ارتقای منزلت زنان گام برداشت تا خودباوری و اعتماد به‏ نفس در میان آنان افزایش یابد. فزون بر آن، ایجاد چتر حمایتی که دربرگیرنده توزیع کالاهای غذایی، بیمه‌ی بیکاری و بازنشستگی، بیمه ی درمانی و توسعه‌ی خدمات آموزشی می باشد، برای زنان روستایی پیشنهاد می‌گردد.

کاربرد مدل پروبیت چندگانه درتحلیل عوامل موثر بر نوع اشتغال دانش‌آموختگان علمی کاربردی کشاورزی

دوره 29، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 116-125

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.32073

حسین محمدی، حسین روحانی

چکیده این پژوهش با هدف آگاهی از نوع اشتغال دانش آموختگان علمی کاربردی کشاورزی و تحلیل عوامل موثر برآن انجام شده است. متغیر وابسته تحقیق، نوع اشتغال است که شامل پنج طبقه: مشاغل مرتبط دولتی، غیر مرتبط دولتی، مرتبط خصوصی، غیر مرتبط خصوصی و جویای کار است. متغیرهای مستقل شامل جنسیت، سهمیه پذیرش در دانشگاه، میزان علاقه‌مندی به رشته تحصیلی، میزان هدایت شغلی در دوران تحصیل، رضایت از رشته تحصیلی، ارزیابی مهارت‌های حرفه‌ای و آموزشی کسب شده در دانشگاه، ارزیابی فرهنگ کار در جامعه و ارزیابی از نداشتن سرمایه می‌باشد. جامعه آماری کلیه دانش آموختگان دانشگاه علمی کاربردی کشاورزی و نمونه مورد نظر تعداد 167 نفر از دانش‌آموختگان مرکز آموزش علمی کاربردی جهادکشاورزی مشهد می‌باشند که در سال1391 جهت دریافت مدرک تحصیلی مراجعه کرده‌اند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه و از مدل پروبیت چند گانه در برآورد مدل‌های رگرسیونی و تحلیل نتایج استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که 4/23 درصد دانش آموختگان در مشاغل دولتی و 1/34 درصد در بخش خصوصی مشغول به کار می‌باشند و مابقی 5/42 درصد دانش‌آموختگان نیز جویای‌کار هستند. متغیرهای جنسیت، میزان علاقه‌مندی در انتخاب رشته تحصیلی، میزان رضایت از رشته تحصیلی، ارزیابی از نقش سرمایه روی اشتغال و میزان مهارت‌های حرفه‌ای و آموزشی در زمان تحصیل از متغیرهای مهم و اثر گذار بر نوع اشتغال فارغ التحصیلان کشاورزی می‌باشند. ارائه تسهیلات با کارمزد پایین، جذب هدفمند دانشجویان مراکز، افزایش آگاهی و ارائه اطلاعات در زمان انتخاب رشته و کاربردی کردن آموزش‌ها در کنار تقویت مهارت‌های علمی و عملی از جمله راهکارهای افزایش اشتغال و ارزش افزوده در این بخش می‌باشد.

تحلیل اثر سرریزهای تکنولوژی بر رشد بهره‏وری کل عوامل بخش کشاورزی ایران

دوره 30، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 117-126

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i2.54600

مصطفی بنی اسدی، سید عبدالمجید جلایی اسفندآبادی

چکیده بخش کشاورزی ایران، یک بخش سنتی با بهره‏وری اندک است. رشد بهره‏وری می‏تواند نقش مهم و موثری در رشد تولید و افزایش رقابت‏پذیری این بخش داشته باشد. در این مطالعه، نقش سرریزهای تکنولوژی بر بهره‏وری کل عوامل تولید بخش کشاورزی در دوره 1390-1353 مورد بررسی قرار گرفته است. ابتدا بهره‏وری کل عوامل از روش کندریک محاسبه گردید. همچنین سرریزهای تکنولوژی با استفاده از دو شاخص سرریز از کانال واردات کالاهای سرمایه‏ای و سرریز از کانال سرمایه‏گذاری مستقیم خارجی محاسبه گردید. سپس با استفاده از مدل خود توضیح-برداری با وقفه‏های توزیعی (ARDL)، اثر سرریزها بر بهره‏وری کل بخش کشاورزی برآورد گردید. نتایج مطالعه رابطه بلندمدت میان سرریزهای تکنولوژی و بهره‏وری کل بخش کشاورزی را تأیید می‏کند اما در کوتاه‏مدت تنها شاخص سرریز از کانال سرمایه‏گذاری مستقیم خارجی تأثیر مثبت بر بهره‏وری داشته است. از این‏رو پیشنهاد می‏شود توانایی جذب علم و تکنولوژی خارجی در بخش کشاورزی از طریق مهیا نمودن زیرساخت‏های لازم، افزایش یابد.

کاربرد برنامه ریزی چند هدفه آرمانی- فازی در بهینه سازی الگوی کشت با تأکید بر استفاده از روش های خاک ورزی حفاظتی

دوره 28، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 118-124

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i7.24914

صمد عرفانی فر، منصور زیبایی، مهدی کسرایی

چکیده در این مطالعه الگوهای کشت بهینه مبتنی بر اهداف انفرادی به همراه الگوی کشت چند هدفه و با تأکید بر روش های خاک ورزی حفاظتی در منطقه داراب با استفاده از روش برنامه ریزی چندهدفه آرمانی فازی ارائه گردیده است. اهداف انفرادی شامل حداکثر سازی بازده برنامه ای، حداقل کردن مصرف کود اوره، حداکثر سازی امنیت غذایی (تولید انرژی) و حداقل نمودن مصرف آب بود. نتایج نشان داد که در الگوی چند هدفه، شاخص های بازده برنامه ای و امنیت غذایی به ترتیب به میزان 5/23درصد و 1/6 درصد نسبت به الگوی فعلی افزایش و شاخص های مصرف انرژی و آب به ترتیب به میزان 2/5 درصد و 4 درصد کاهش پیدا کرد. مجموع فاصله مرکب آرمانی الگوی مصالحه ای نسبت به الگوی جاری حدود 36 درصد بهبود پیدا کرد. در این الگو روش های خاک ورزی حفاظتی جایگزین خاک ورزی مرسوم شدند و مقدار مصرف سوخت سالانه در مزرعه نماینده به میزان27 درصد کاهش یافت. بنابراین جایگزینی الگوی کشت چند هدفه با الگوی جاری که در آن بر استفاده از روش های خاک ورزی حفاظتی تأکید شده است، می تواند نتایج مطلوبی از نظر اقتصادی و زیست محیطی را به دنبال داشته باشد.

ارزیابی نقش عضویت در تعاونی‌های فرش دستباف روستایی بر وضعیت اقتصادی- اجتماعی اعضا (مطالعه موردی استان قم)

دوره 31، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 121-135

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i2.58969

احمد خاتون آبادی، مصطفی نوروزی، مریم عطایی، جواد میرمحمدصادقی

چکیده یکی از رهیافت‌های توسعه، بسیج اجتماعی است که در آن به گسترش نهاد‌ها و موسسات اقتصادی و اجتماعی از طریق جلب مشارکت و توانمند‌سازی مردم اهتمام می‌شود. تشکیل تعاونی‌ها در همین راستا قرار دارد. پژوهش پیمایشی حاضر که از نوع توصیفی –تحلیلی است، با هدف بررسی تاثیر تشکیل تعاونی فرش‌دستباف روستایی بر وضعیت اقتصادی- اجتماعی اعضاء انجام شد. با استفاده از فرمول کوکران با احتمال 95 درصد، اندازه نمونه 250 نفر برآورد گردید که میان هفت حوزه به نسبت کل اعضا و غیر اعضا تسهیم و مورد بررسی قرار گرفت. در تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون t، جداول توافقی و همبستگی پیرسن استفاده گردید. مهمترین ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط متخصصان تأیید و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ79/0برآورد شد. نتایج پژوهش نشان داد تعاونی‌ها در تحت پوشش قرار دادن افراد مجرد و زنان بیوه و سرپرست خانوار نقش پررنگی دارند. با استفاده از آزمون t درسطع 05/0 درصد نتیجه شد که، مقدار فرش تولیدی اعضا با میانگین 30/2 متر مربع نسبت به غیر اعضا با میانگین77/1 متر مربع بیشتر بوده و نسبت هزینه به درآمد آنها کمتر است. با استفاده از آزمون همبستگی در سطح 05/0 درصد، از نظر اعضا تعاونی نقش موثری در حذف واسطه‌ها داشته است، لیکن تعاونی‌ها با وجود وظیفه قانونی و ظرفیت سازمانی بالایی که برای ارائه آموزش‌های مهارتی دارند، ضعیف عمل کرده‌اند. فاصله زمانی بازدید‌های کارشناسی از فرش‌های اعضا بیش از غیر اعضا بوده و اعضا در مجموع از عملکرد تعاونی خود رضایت نداشتند. در نهایت مشخص شد که اگرچه تولیدات اعضای تعاونی از نظر کمی بیشتر است ولی از نظر کیفی درجه پایینتری دارد، این امر به دلیل استفاده اعضا از نقشه‌های توخالیتر و عدم آموزش‌های مهارتی کافی و نظارت کمتر از بافته‌های آنها در مقایسه با بافندگان غیر عضو می‌باشد. با توجه به اینکه یکی از شاخص‌های توسعه، اهتمام به امر آموزش خصوصا آموزش حرفهای و کاربردی است تعاونی‌های مورد مطالعه در این زمینه عملکرد ضعیفی داشتهاند، که باید با برنامه‌ریزی دستگاه‌های متولی آموزش‌های مهارتی در کشور، توان مهارتی بافندگان را بالا برد تا کیفیت تولیدات و در نتیجه درآمد و قدرت رقابت آنها در بازار جهانی بالارود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی ترجیحات مصرف‌کنندگان برنج برای برنامه پرداخت برای خدمات اکوسیستم رودخانه سفیدرود

دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 121-132

https://doi.org/10.22067/jead.2021.67055.0

پروا تنکبار، حمید امیرنژاد، سمیه شیرزادی لسکوکلایه

چکیده رودخانه سفیدرود مهم­ترین رودخانه استان گیلان می­باشد که در چند سال اخیر دچار آلودگی­های شدیدی شده است. برنامه پرداخت برای خدمات اکوسیستم یکی از روش­های بازاری حفاظت از محیط زیست می­باشد که محبوبیت زیادی به­دنبال داشته است. بنابراین، در این پژوهش ترجیحات و تمایل به پرداخت مصرف­کنندگان برنج برای پذیرش برنامه پرداخت برای خدمات اکوسیستم رودخانه سفیدرود در استان گیلان بررسی شد. بدین منظور از روش آزمون انتخاب و مدل­های لاجیت با پارامترهای تصادفی و لاجیت کلاس پنهان بهره گرفته شد. اطلاعات مورد نظر از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه با 115 نفر از مصرف­کنندگان برنج ساکن در محدوده رودخانه سفیدرود در سال 1398 به­دست آمد. نتایج حاصل از هر دو مدل، وجود ناهمگنی در ترجیحات را تأیید می­کنند و متغیرهای سن، جنسیت و تحصیلات افراد از عوامل ناهمگنی شناخته شدند. نتایج حاصل از مدل کلاس پنهان و لاجیت پارامتر تصادفی نشان داد که به­ترتیب ویژگی­های نحوه توزیع پرداخت­ها و تعداد دفعات نظارت بر برنامه بالاترین اولویت را از نظر مصرف­کنندگان داشتند. بنابراین، جهت مشارکت و اطمینان بیشتر مصرف­گنندگان در چنین برنامه­هایی توصیه می­گردد این ویژگی­ها در برنامه لحاظ گردند. حداکثر تمایل به پرداخت به­ترتیب برای این دو ویژگی برابر با مقادیر 1347 و 3535 تومان به­دست آمد. مطابق با نتایج این پژوهش، پیشنهاد می­شود در پیاده­سازی برنامه PES از برنامه­های کوتاه­مدت با نظارت بالا استفاده شود، همچنین برنج­کاران با سطوح درآمدی پایین­تر در اولویت قرار گیرند. با توجه به این­که مصرف­کنندگان برای سازمان اجرائی خصوصی ترجیحات مثبت داشتند، بنابراین پیشنهاد می­شود فرصت­های سرمایه­گذاری در بخش خصوصی صورت گیرد.

تعیین مؤلفه‌های حکمرانی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیط‌زیست در بخش کشاورزی ایران

دوره 33، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 125-149

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.78364

مرضیه رونقی، محمدرضا کهنسال، محمد قربانی

چکیده حکمرانی خوب مجموعه‌ای از هنجارها و ارزش‌هاست و این یک عامل مهم برای توسعه کشور محسوب می‌شود. با توجه به آن که بخش کشاورزی نقش مهمی را در زندگی مردم دارد اما سهم آن در توسعه کاهش یافته است. در این تحقیق ابتدا از روش فرا ترکیب4 برای یافتن عوامل مهم حکمرانی کشاورزی در سطح جهانی استفاده شد. از کارشناسان متخصص کشاورزی برای رتبه‌بندی متغیرها در سطح جهانی با استفاده از روش آنتروپی شانون استفاده شد. همچنین برای یافتن مؤلفه‌های حکمرانی کشاورزی در ایران از تکنیک دلفی برای پر کردن پرسشنامه‌ها و ماتریس مقایسه دوجانبه در بین خبرگان ایرانی استفاده شد و در انتها روش فازی برای وزن‌دهی و مقایسه متغیرها در سطح جهانی و ایران بکار گرفته شد. مطابق با یافته‌های مدل فرا ترکیب متغیرهای (سیاست بین‌المللی، مشارکت گروهی و شرکت‌های تعاونی، رعایت استانداردها) بیشترین اهمیت و رتبه را دارند. در حالی‌که، با استفاده از تجزیه و تحلیل فازی متغیرهای (اشتغال کشاورزی، مشارکت گروهی و شرکت‌های تعاونی) بیشترین اهمیت را در حوزه سیاسی، اجتماعی و محیطی و متغیرهای (افزایش تولید و بازارهای مالی و سرمایه) بیشترین اهمیت را در حوزه اقتصادی در کشاورزی ایران دارند. متغیر (مشارکت گروهی و شرکت‌های تعاونی) در هر دو روش مشترک می‌باشد. مهم‌ترین پیشنهاد این پژوهش آن است که اجرای حکمرانی کشاورزی باید در آینده ادامه یابد، و با رویکردی وسیع‌تر، با استفاده از روش‌ها و مدل‌های ویژه، کل بخش کشاورزی را در بر گیرد. همچنین مطابق با یافته‌های پژوهش، مشارکت گروهی در کل فرایند تخصیص، صرف هزینه و نظارت بر منابع عمومی می‌تواند به تولید نتایج قابل توجه عملیاتی (بهبود عملکرد، معرفی اقدامات اصلاحی) و نتایج فرآیندی (تغییرات سازمانی، رفتاری و ارتباطی) کمک کند.

مشوق های سیاستی به منظور کاهش آبشویی نیترات در مزارع کشاورزی: منطقه مورد مطالعه شبکه آبیاری و زهکشی درودزن

دوره 30، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 127-135

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i2.40451

آذر شیخ زین الدین، عبدالکریم اسماعیلی، منصور زیبایی

چکیده کاربرد بیش از اندازه آب و کود نیتروژن در فعالیت های زراعی، منجر به آبشویی نیترات به آب های زیرزمینی شده است. این مسئله معضلات زیست محیطی فراوانی را در پی خواهد داشت که می توان به تسریع پدیده یوتروفیکاسیون اشاره کرد که به تبع آن رشد جلبک ها و سایر گیاهان آبزی افزایش یافته که در نهایت منجر به کاهش اکسیژن محلول در آب و کاهش شفافیت آب خواهد شد. در این مطالعه یک رویه مدلسازی یکپارچه به منظور مقایسه ابزارهای سیاستی برای کاهش آبشویی نیترات استفاده شده است. مدل یکپارچه شامل یک مدل بیوفیزیکی (SWAT)، یک مدل اقتصادی، یک مدل زیست محیطی و ارزیابی سیاست های افزایش قیمت آب و مالیات بر مصرف کود نیتروژنه می باشد. اطلاعات زراعی مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه برای سال زراعی 92-91 جمع آوری شد. برای این منظور، عملکرد محصولات منتخب (گندم، جو، ذرت دانه ای و برنج) و همچنین شاخص زیست محیطی (آبشویی نیترات) در سطوح مختلف مصرف آب و کود با استفاده از مدل SWAT شبیه سازی شد. سپس به منظور اتصال مدل بیوفیزیکی با مدل اقتصادی، از تکنیک رگرسیونی استفاده شد که از این طریق نتایج حاصل از شبیه سازی مدل بیوفیزیکی در مدل اقتصادی تولید مزرعه به کار برده می شود. نتایج این مطالعه نشان داد که با حرکت از وضع موجود به بهینه اقتصادی می توان سود را افزایش و آبشویی نیترات را کاهش داد. اما از این نقطه به بعد، کاهش تلفات نیتروژن بدون کاهش سود امکان پذیر نخواهد بود. به عبارت دیگر برای حرکت از بهینه اقتصادی به بهینه اقتصادی-زیستی بایستی مبادله بین سود مزرعه و تلفات نیتروژن صورت گیرد. همچنین نتایج حاصل از اعمال سیاست-های قیمتی به منظور دستیابی به حداکثر مقدار مجاز تلفات نیتروژن در واحد هکتار نشان داد که برای محصول گندم استفاده از سیاست افزایش قیمت آب و برای محصولات ذرت و برنج به دلیل حساسیت بالای عملکرد این محصولات به نهاده آب، استفاده از سیاست مالیات بر نهاده کود نیتروژن مقرون به صرفه تر می باشند.

بررسی آثار تغییر اقلیم در مناطق نیمه‌خشک بر بازار محصولات کشاورزی

دوره 34، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 127-148

https://doi.org/10.22067/jead2.v34i2.82775

حسن علی بخشی، آرش دوراندیش، محمود صبوحی

چکیده تغییر اقلیم در واقع تغییر برگشت‌ناپذیر در متوسط شرایط آب‌وهوایی است. این پدیده دامنه زمانی و مکانی وسیعی دارد و به دنبال آن دامنۀ اثرگذاری گسترده بر بخش‌های مختلف اقتصادی ازجمله منابع آب و کشاورزی خواهد داشت. قسمت عمده‌ای (77 درصد) از محصولات زراعی کشاورزی تولیدی کشور در مناطق نیمه‌خشک تولید می‌گردد و تغییرات اقلیمی می‌تواند بر تولیدات کشاورزی در این مناطق اثرگذار باشد. در این راستا، هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی آثار تغییر اقلیم در مناطق نیمه‌خشک، بر بازار (قیمت، درآمد، تولید، صادرات و واردات) محصولات کشاورزی کشور است. به‌منظور بررسی چالش‌های ناشی از تغییرات آب‌و‌هوا از دیدگاه اقتصادی، رهیافتی که تصویری دقیق از بخش کشاورزی و روابط درون آن را فراهم کند، ضروری می‌باشد. به همین دلیل از الگو چندبازاره کشاورزی استفاده شده است. برای این منظور اقدام به پهنه‌بندی زیراقلیم‌ نیمه‌خشک به روش دومارتن اصلاح شده گردید. همچنین جهت شبیه‌سازی اثرات تغییر اقلیم، عملکرد محصولات زراعی اعم از گندم آبی و دیم، جو آبی و دیم، و ذرت دانه‌ای با استفاده از تغییرات دما و بارش و ضرایب پاسخ عملکرد، محاسبه شد. سپس تابع تقاضای محصولات مختلف با استفاده از کشش‌ تابع تقاضا برآورد گردید. نتایج تحقیق نشان داد که تا سال‌ 2025 (افق 1404) تغییرات آب‌وهوایی، باعث تغییرات متفاوتی مانند تغییر در عملکرد، سطح زیرکشت و آب در دسترس در محصولات منتخب، می‌گردد که این امر باعث تغییر در قیمت این محصولات خواهد شد و اغلب قیمت آن‌ها را افزایش می‌دهد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد تغییرات صورت گرفته در محصولات باعث افزایش در درآمد بهره‌برداران کشاورزی شده و میزان خالص صادرات این محصولات را کاهش می‌دهد. در این راستا پیشنهاد می‌شود سیاست حمایتی قیمتی و غیر قیمتی مناسب برای حمایت از تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان این محصولات اتخاذ گردد تا آثار تغییرات اقلیمی بر بخش کشاورزی قابل‌کنترل و برنامه‌ریزی گردد. همچنین تولید محصولات گندم دیم، جو آبی، جو دیم و ذرت دانه‌ای در زیر اقلیم‌های خشک گرم و خشک سرد و محصول گندم آبی در زیر اقلیم خشک گرم و محصولات گندم آبی، جو دیم و ذرت دانه‌ای در زیراقلیم خشک معتدل افزایش یابد.

اقتصاد کشاورزی

تاثیر کاهش آب بر اشتغال بخش کشاورزی و سایر بخش‌های اقتصادی بر اساس جدول ماتریس حسابداری- اجتماعی

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 129-141

https://doi.org/10.22067/jead.2021.17795.0

عباس پرور، حمیدرضا میرزایی خلیل آبادی، حسین مهرابی بشرآبادی، محمدرضا زارع مهرجردی

چکیده آب یکی از منابع مهم پایه‌ای برای توسعه کشور و مهمترین عامل تولید در کشاورزی ایران است. بخش کشاورزی نقش مهمی در تولید، اشتغال، کسب و تحصیل ارز داشته و بر روی سایر بخش‌های اقتصادی تاثیر زیادی می‌گذارد. هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی تاثیر کاهش منابع آب بر اشتغال زیر بخش‌های کشاورزی و دیگر بخش‌ها می‌باشد. سهم هر یک از این بخش ها در ایجاد اشتغال مورد بررسی قرار گرفت. بخش خدمات، با ایجاد 99/24 درصد اشتغال در رتبه اول و بخش کشاورزی با 19 درصد اشتغال در رتبه دوم قرار دارند. نتایج نشان داد که در اثر کاهش آب به میزان 10، 20 و30 درصد، اشتغال کل به ترتیب به میزان 416334 ،769472 و 1044114 نفر کاهش پیدا می‌کند. در زیربخش‌های کشاورزی، بیشترین کاهش در زیربخش زراعت و باغداری با میانگین 17/14 درصد دیده می‌شود. با توجه به نتایج حاصل، فناوری آب اندوز راهکاری مناسب برای دستیابی به هدف‌های کلان توسعة کشاورزی به ویژه در زمینه اشتغال می‌باشد.

اقتصاد کشاورزی

معاملات بازخورد در صندوق‌های قابل معامله زعفران

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 131-143

https://doi.org/10.22067/jead.2023.80030.1171

مهدی شاعرعطار، اکبر میرزاپور باباجان

چکیده صندوق­های کالایی یکی از انوع صندوق­های قابل معامله در بورس هستند که دارایی پایه آن­ها به جای سهام، محصولات کشاورزی، انرژی و یا فلزات می­باشند. این صندوق­ها به روش­های مختلفی نظیر نگه­داری فیزیکی کالا، قرارداد آتی کالای منفرد، سبدی از قراردادهای آتی کالاها و یا خریداری سهام کالاهای مختلف، سرمایه­گذاران خود را در مقابل بازار انواع کالاها قرار می­دهند. طی سال­های اخیر، این ابزار مالی با ایجاد مزیت­های فراوان به یکی از گزینه­های مهم سرمایه­گذاری در بین معامله­گران تبدیل شده است. با وجود این تحولات، شواهد کمی در ادبیات فعلی در مورد رفتار معاملاتی سرمایه­گذاران این صندوق­ها گزارش شده است. هدف از این مقاله، بررسی وجود معاملات بازخورد در رفتار معامله­گران صندوق­های کالایی زعفران در ایران می­باشد. به این جهت از داده­های روزانه دو صندوق زعفران موجود در بورس کالای ایران یعنی سحرخیز و نویرا، طی دوره زمانی 14/10/1399 الی 30/08/1401 و مدل معاملات بازخورد سنتانا-وادوانی (1992) استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داد که نوسان بازدهی صندوق­های زعفران نسبت به اخبار مثبت و منفی متقارن می­باشد. با وجود بازار رسمی با هم­پوشانی کامل برای معاملات دارایی پایه، معامله­گران صندوق­های زعفران توجهی به انحراف قیمت بین صندوق­ها و خالص ارزش دارایی­ آن­ها ندارند. نتایج حاصل از برآورد مدل معاملات بازخورد نشان داد که علائمی از وجود معاملات بازخورد در هیچ کدام از صندوق­های زعفران دیده نمی­شود و معامله­گران این صندوق­ها توجهی به بازدهی گذشته آن ندارند. به نظر می­رسد بازار این صندوق­ها از کارایی برخوردار می­باشد که این موضوع را می­توان با خاص بودن دارایی پایه زعفران و سرمایه­گذاران این صندوق­ها در ارتباط دانست.

درجه تأثیرگذاری سهم بخش کشاورزی بر توزیع بودجه عمرانی استانی: کاربرد رگرسیون فضایی

دوره 31، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 136-148

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i2.59482

رضا جمشیدی، مصطفی سلیمی فر، محمد طاهر احمدی شادمهری، محمد قربانی

چکیده این مقاله به بررسی اثرات کمّی سهم بخش کشاورزی در تولید ناخالص داخلی وسایر متغیرهای اقتصادی و سیاسی بر توزیع اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای استان‌های کشور طی سال‌های 1393-1384 پرداخته است. با توجه به اینکه در ارتباط با بررسی چگونگی تخصیص بودجه میان بخش‌های مختلف کشور، مسأله ارتباط فضایی مناطق نیز مطرح می‌شود و باید از رهیافتی استفاده نمود که قادر به اندازه‌گیری ناهمگنی مکانی باشد لذا در این پژوهش از روش اقتصاد سنجی فضایی با داده‌های تابلویی استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که رویکرد توزیع اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای استان‌ها سیاست محور نبوده و بلکه برنامه محور می‌باشد و در این رویکرد نیز ضابطه کارایی و نه برابری مورد عمل قرار گرفته است. نتایج همچنین نشان می‌دهد که درآمدهای استانی، سهم بخش‌های کشاورزی, خدمات، صنعت و نفت در تولید ناخالص داخلی، مصرف واسطه رشته فعالیت‌های اقتصادی، نرخ تورم، محصول ناخالص داخلی سرانه، جمعیت و مساحت استان‌ها در توزیع اعتبارات موثر بوده‌اند. همچنین به دلیل خودهمبستگی فضایی مثبت در داده‌های مطالعه، مجاورت استان‌ها و اثرات متقابل متغیرهای توضیحی الگو در استان‌های مجاور نیز در توزیع اعتبارات نقش داشته است.

کاربرد برنامه ریزی فرا آرمانی در تعیین الگوی بهینه کشت محصولات کشاورزی مطالعه موردی: شهرستان نیشابور

دوره 26، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 150-158

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i3.17770

حسن سخدری، محمود صبوحی

چکیده تخصیص بهینه زمین های کشاورزی در یک منطقه یکی از مسائل بسیار اساسی در استفاده بهینه از منابع تولید کشاورزی است. برنامه ریزی فرا آرمانی یکی از مدل های تصمیم گیری چند معیاره است. در این برنامه ریزی تصمیم گیری هایی انعطاف پذیرتر از سایر برنامه ریزی های آرمانی برای تصمیم گیرندگان فراهم می شود. در مطالعه حاضر، الگوی بهینه کشت با استفاده از برنامه ریزی آرمانی و فرا آرمانی برای کشاورزی منطقه نیشابور در دوره زمانی87-86 تعیین شد. نتایج نشان داد که کل سطح زیرکشت در برنامه ریزی آرمانی 69016 هکتار و در برنامه ریزی فرا آرمانی مقدار 72092 هکتار می باشد. همچنین، در تمام الگوهای بهینه کشت محصول گندم بیشترین سطح زیرکشت را به خود اختصاص داد. با توجه به تحولات زیاد در تخصیص یارانه ها و کاهش شدید منابع آب در طی سال های اخیر، استفاده از الگو های بهینه کشت که در آن انحراف از آرمان ها کمتر است، پیشنهاد می شود.

اقتصاد کشاورزی

مطالعۀ پیامدهای پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند با نقش تعدیلگر سیاست‌ها و مقررات دولتی

دوره 40، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 150-129

https://doi.org/10.22067/jead.2026.94497.1364

حسین نوروزی، مریم مولا قلقاچی، باقر عسگرنژاد نوری

چکیده بخش کشاورزی یکی از حوزه‌هایی است که فناوری‌های کشاورزی هوشمند در آن کاربرد زیادی دارند. فناوری‌های کشاورزی هوشمند پتانسیل تجزیه‌و‌تحلیل داده‌های کشاورزی را در مقیاسی ارائه می‌دهند که قبلاً امکان‌پذیر نبود. پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند پتانسیل بهبود بهره‌وری و سودآوری در کشاورزی را دارد و در عین حال پایداری را نیز بهبود می‌بخشد. دستیابی به این پتانسیل نه تنها به پیشرفت تکنولوژی نیاز دارد، بلکه نیازمند درک دقیق پیامدهایی است که پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند بر آنها تأثیر می‌گذارد. با توجه به توضیحات مذکور، پراکندگی پژوهش‌های قبلی و نبود نگاه جامع، هدف پژوهش حاضر، مطالعۀ پیامدهای پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند با نقش تعدیلگر سیاست‌ها و مقررات دولتی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل مدیران، کارشناسان و خبرگان حوزۀ کشاورزی هوشمند در استان تهران و البرز است. یکی از روش‌های تعیین حداقل حجم نمونه، روش نسبت تعداد اعضای نمونه به تعداد سؤالات مدل پژوهش یا نظریۀ N:q است که حداقل نسبت پیشنهادی توسط جکسون است. بر همین اساس با توجه به تعداد گویه‌های پرسش‌نامه (27 سؤال)، حجم نمونه 270 نفر برآورد شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه است. روایی پرسشنامه به‌صورت تشخیصی، هم‌گرا و واگرا و پایایی پرسشنامه نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی شد. آزمون مدل پژوهش بر‌اساس روش حداقل مربعات جزئی و به کمک نرم‌افزار Smart - PLS 3 انجام شد. نتایج تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها نشان داد که پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند بر پیامدهای نیروی کار، اقتصادی و زیست‌محیطی تأیر مثبت و معنادار دارد. علاوه بر این، سیاست‌ها و مقررات دولتی در ارتباط بین پذیرش فناوری‌های کشاورزی هوشمند و پیامدهای نیروی کار، اقتصادی و زیست‌محیطی نقش تعدیلگر مثبت دارد.

تحلیل ساختار هزینه و صرفه های ناشی از مقیاس صنعت پرورش مرغ گوشتی (مطالعه موردی استان کردستان)

دوره 26، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 159-166

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i3.17771

محمود حاجی رحیمی، مهدی فهیم زاده، مهدی نعمتی، رضا مشکوه

چکیده تقاضا برای مصرف پروتئین در کشورهای در حال توسعه به دلیل بهبود سطح درآمد و تغذیه، به شدت افزایش پیدا می کند. صنعت پرورش مرغ گوشتی در تأمین پروتئین نقش به سزایی دارد، به همین جهت شناخت ساختار هزینه تولید آن در تمام مناطق، برای برنامه ریزی بهتر و بهره برداری بیشتر از پتانسلهای موجود اهمیت زیادی دارد. در این مطالعه ساختار هزینه واحدهای پرورش مرغ گوشتی، با استفاده از تابع هزینه مورد بررسی قرار گرفت. داده های مورد استفاده از 68 واحد تولیدی در استان کردستان به روش نمونه گیری تصادفی ساده جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که بیشترین سهم هزینه مربوط به دان است. در مورد کلیه نهاده ها، تقاضا برای نهاده بی کشش است. برآورد معیار بازدهی نسبت به مقیاس بیانگر آن است که بازدهی نسبت به مقیاس در بین واحدهای تولیدی مورد مطالعه صعودی است؛ لذا لازم است در توسعه واحدهای آتی این صنعت در استان کردستان روی مقیاسهای بالاتر تولید تأکید شود. همچنین باتوجه به سهم بسیار بالای هزینه دان در هزینه های تولید، که بخش عمده آن وارداتی است، برای توسعه این صنعت لازم است تولید داخلی عناصر تشکیل دهنده دان در استان در اولویت قرار داده شود.

شناسایی و رتبه بندی راهکارهای توانمندسازی تعاونی های طیور استان همدان با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند شاخصه (MADM)

دوره 30، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 160-172

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i3.46259

سمیه لطیفی، احمد یعقوبی فرانی

چکیده با توجه به قابلیت های تعاونی های طیور در تولید محصولات دامی به ویژه گوشت سفید و تخم مرغ و سیاست های دولت در زمینه توسعه بخش تعاون ضرورت دارد راهکارهای توانمندسازی این تعاونی ها شناسایی شوند تا با برنامه ریزی جهت اجرایی شدن این راهکارها موجبات رشد و شکوفایی آنها فراهم شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهکارهای توانمندسازی تعاونی های طیور با استفاده از تکنیک دلفی و رتبه بندی آنها با بهره گیری از تکنیک های تصمیم گیری چند شاخصه TOPSIS و SAW در سال 1394 انجام شده است. جامعه آماری تحقیق را کارشناسان اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی، کارشناسان امور دام سازمان جهاد کشاورزی و مدیران عامل اتحادیه های تعاونی های طیور استان همدان تشکیل می-دهند که از بین آنها به روش نمونه گیری هدفمند 20 نفر انتخاب شدند. براساس نتایج بدست آمده 22 راهکار جهت توانمندسازی تعاونی های طیور توسط کارشناسان طی سه مرحله انجام تکنیک دلفی شناسایی شد که در دو گروه راهکارهای درون سازمانی و برون سازمانی دسته بندی شدند. نتایج رتبه بندی راهکارها با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند شاخصه نشان داد که در بین راهکارهای درون سازمانی به کارگیری افراد تحصیل کرده و متخصص در ارکان تعاونی ها، برنامه ریزی جهت متناسب نمودن تولید تعاونی های طیور با نیازهای بازار و مرتبط بودن رشته تحصیلی مدیر عامل با موضوع فعالیت تعاونی و در بین راهکارهای برون سازمانی برنامه ریزی جهت جلوگیری از نوسان قیمت نهادهای تولید، حذف بروکراسی و همکاری دستگاه های دولتی در ارایه خدمات به تعاونی ها، تقویت اتحادیه های تعاونی های طیور و دادن اختیارات لازم به آنها و واگذاری واردات نهاده ها به اتحادیه های مرغداران و مساعدت مالی دولت به آنها در اولویت های اول تا سوم قرار گرفتند. راهکارهای شناسایی شده در دو گروه درون سازمانی و برون سازمانی را می توان پیشنهادهای این نوشتار قلمداد نمود که می باید با برنامه ریزی اصولی زمینه اجرایی شدن آنها فراهم شود.

اثرات بالقوه‌ی تغییر اقلیم بر کشاورزی استان فارس

دوره 27، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 169-179

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.29418

سکینه مومنی، منصور زیبایی

چکیده در دهه‌های آینده، تغییر اقلیم بر امنیت غذایی و آب اثر خواهد گذاشت و شواهد محکمی مبنی بر این که کشورهای در حال توسعه متحمل فشار ناشی از پیامدهای زیان‌بار تغییر اقلیم می‌شوند، وجود دارند. بخش کشاورزی به دلیل وابستگی اش به وضعیت منابع آب و درجه‌حرارت، آسیب پذیرترین بخش نسبت به تغییر اقلیم است. در نتیجه، مهم است که اثرات تغییر اقلیم بر کشاورزی و منابع طبیعی در کشورهای در حال توسعه شناخته شود. هدف این مطالعه برآورد اثرات بالقوه‌ی تغییر اقلیم بر بخش کشاورزی استان فارس است. به این منظور مطالعه‌ی حاضر در سه بخش سازماندهی شده است. در بخش اول، داده های سری زمانی مربوط به عملکرد محصولات، متغیرهای اقلیمی و غیر اقلیمی، طی دوره‌ی زمانی 21 ساله (84 - 1367) برای تخمین توابع پاسخ عملکرد، استفاده شدند. در بخش دوم، به منظور بررسی اثر فیزیکی سناریوهای گوناگون از معادلات عملکرد استفاده شد. در بخش آخر، به منظور شبیه‌سازی تغییرات عملکرد تحت سناریوهای گوناگون تغییر اقلیم از یک مدل برنامه ریزی قیمت درون‌زا استفاده شد. شانزده ترکیب از سناریوهای تغییر اقلیم گوناگون که 0، 27/0، 54/0، 35/2 درجه سانتی‌گراد برای درجه‌حرارت و 13-، 5/6-، 0، 20+درصد برای بارندگی را شامل می‌شدند، بر اساس یافته‌های مطالعه‌ی روان (۳) ساخته شد. نتایج نشان داد که درجه‌حرارت و بارندگی اثری معنی‌دار و غیر یکنواخت بر عملکرد محصولات بر جای می‌‌گذارند. نتایج تطبیقی نشان داد که اثرات رفاهی تغییر اقلیم در بیشتر موارد مثبت بودند و اثرات آن بر تولید‌کنندگان خیلی معنی دارتر از مصرف‌کنندگان بود. اگر کاهش بارندگی با عدم تغییر درجه‌حرارت همراه باشد رفاه جامعه تا 5/1درصد کاهش پیدا می‌کند، اما رفاه در گرم‌ترین و مرطوب‌ترین سناریو تا 13درصد افزایش پیدا می‌کند. در نهایت مشخص شد که درجه‌حرارت در تغییر رفاه جامعه، فاکتور مؤثرتری از بارندگی است.

بررسی کارایی مزارع گندم سیستان با استفاده از تلفیق مدل بهینه‌سازی با پارامترهای کنترل کننده میزان محافظه کاری و تحلیل پوششی داده‌ها (RDEA)

دوره 27، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 180-187

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.29422

مصطفی مردانی نجف آبادی، علیرضا سرگزی، محمود صبوحی

چکیده در این مطالعه کارایی مزارع گندم سیستان بررسی شد. داده های مورد استفاده شامل50 نمونه بهره بردار محصولات زراعی منطقه سیستان بود که از طریق نمونه گیری ساده و تکمیل پرسشنامه، جمع آوری شد. برای برآورد کارایی مزارع، روش تحلیل پوششی داده‌ها و مدل بهینه‌سازی با پارامترهای کنترل کننده میزان محافظه کاری ترکیب شد. نتایج نشان داد که میانگین کارایی مزارع نمونه در مدل پیشنهادی (RDEA)، در سطوح ثابت عدم اطمینان معین (ε) و با افزایش میزان احتمال انحراف هر محدودیت از کران خود (P)، کاهش می‌یابد. جهت ارزیابی مدل از روش شبیه‌سازی مونت کارلو استفاده شد. نتایج این شبیه‌سازی مبین توانایی بالای این مدل نسبت به مدل DEA بود. بنابراین، می توان از این روش برای بدست آوردن کارایی واحدهای تصمیم ساز استفاده کرد.

شناسایی و تبیین استلزامات کارکردی نظام نوآوری فناورانه کشاورزی

دوره 31، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 196-206

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i3.52453

روح اله ماقبل، کریم نادری مهدیی، احمد یعقوبی فرانی، مهدی محمدی

چکیده هدف تحقیق حاضر، شناسایی و تبیین استلزامات کارکردی نظام نوآوری فناورانه کشاورزی است. این تحقیق از نظر دیدمان، در قالب روش آمیخته اکتشافی با رویکرد دوفازی اتصال داده‌های کیفی به کمی است. جامعه آماری بخش کیفی مشتمل بر اعضای اصلی کمیته‌های فناوری‌های نانو و بیو وزارت جهاد کشاورزی (35 نفر) می‌باشد که با استفاده از تکنیک نمونه‌گیری هدفمند، از 12 نفر مصاحبه به عمل آمد و در بخش کمی مشتمل بر اعضای کمیته‌های تحقیقاتی فناوری‌های نانو و بیو بخش کشاورزی (117 نفر) می‌باشد که تماماً مورد سرشماری قرار گرفتند. جهت تحقق روایی و پایایی بخش کیفی تحقیق از تکنیک سه‌بعدی نگری و در بخش کمی، از آزمون آلفای کرونباخ و نظرات تخصصی کارشناسان و متخصصان موضوعی استفاده شد. پس از اکتشاف 30 عامل فرعی در قالب 7 عامل اصلی حاصل از بخش کیفی تحقیق با استفاده از نرم‌افزار Atlas.ti5.2 (استلزامات تحقیقاتی- توسعه‌ای، استلزامات نهادی- ساختاری، استلزامات قانونی و سیاست‌گذاری، استلزامات مربوط به کسب‌ و کار و بازار، استلزامات نوآورانه- فناورانه، استلزامات مالی- اعتباری و استلزامات ترویجی- آموزشی) درنهایت در بخش کمی تحقیق با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و LISREL، نسبت به اندازه‌گیری و تأیید میزان تبیین واریانس کل از سوی عوامل شناسایی‌شده اقدام گردید. نتایج نشان داد که 7 عامل ذکرشده در حدود 35/78 درصد از واریانس کل استلزامات کارکردی نظام نوآوری فناورانه کشاورزی را تبیین می‌نمایند.