با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
موضوعات = اقتصاد کشاورزی
اقتصاد کشاورزی

بررسی ناهمگنی ترجیحات کشاورزان برای استفاده از انرژی خورشیدی

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 219-230

https://doi.org/10.22067/jead.2021.68131.1009

مهسا تسلیمی، حمید امیرنژاد، سید مجتبی مجاوریان، حسین آزادی

چکیده به­کارگیری انرژی­های تجدیدپذیر باتوجه به گستردگی و ماهیت آن در شرایط کنونی اقتصادی و محیط­زیستی کشور و همچنین، وجود تحریم­های بین­المللی می­تواند راه حل مناسبی برای کاهش آلودگی، مدیریت منابع طبیعی و محیط­زیست و کاهش فشارهای هزینه­ای دولت محسوب شود. در این میان، یکی از مهم­ترین زیربخش­های اقتصاد که قابلیت و ظرفیت بسیار مناسب توسعه و استفاده از انرژی­های تجدیدپذیر را دارد، بخش کشاورزی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی ترجیحات کشاورزان شهر ساری برای استفاده از انرژی خورشیدی بوده که به این منظور، از تکنیک آزمون انتخاب و روش­های لاجیت چندجمله­ای، لاجیت پارامتر تصادفی، کلاس پنهان و کلاس پنهان لاجیت پارامتر تصادفی استفاده گردید. جهت بررسی ترجیحات کشاورزان برای استفاده از انرژی خورشیدی، 98 پرسشنامه شامل 2352 مشاهده از کشاورزان در شهر ساری تکمیل گردید. مقایسه نتایج روش­های برازش شده نشان داد که بر طبق معیار خوبی برازش، روش کلاس پنهان لاجیت پارامتر تصادفی از سایر روش­ها بهتر می­باشد. تمایل به پرداخت نهایی کشاورزان برای استفاده از انرژی خورشیدی در ساری با به­کارگیری روش لاجیت چندگانه برابر با 49/1002 ریال، روش لاجیت پارامتر تصادفی 85/546 ریال، روش کلاس پنهان 87/2628 ریال و روش کلاس پنهان لاجیت پارامتر تصادفی 72/970 ریال به ازای هر کیلووات بدست آمد و ناهمگنی ترجیحات کشاورزان در ساری تأیید شد. شناخت ویژگی‌های مؤثر بر ترجیحات می‌تواند سیاستگذاران را در اتخاذ سیاست‌های جدید یاری رساند که بر این اساس، پیشنهاد می‌شود همانند بسیاری از کشورها، به­صورت دوره‌های 3 الی 4 ساله، بررسی در زمینه تمایل به پرداخت افراد و مطلوبیت آن‌ها تکرار شود تا تغییرات در ترجیحات افراد شناسایی گردد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی ترجیحات مصرف‌کنندگان برنج برای برنامه پرداخت برای خدمات اکوسیستم رودخانه سفیدرود

دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 121-132

https://doi.org/10.22067/jead.2021.67055.0

پروا تنکبار، حمید امیرنژاد، سمیه شیرزادی لسکوکلایه

چکیده رودخانه سفیدرود مهم­ترین رودخانه استان گیلان می­باشد که در چند سال اخیر دچار آلودگی­های شدیدی شده است. برنامه پرداخت برای خدمات اکوسیستم یکی از روش­های بازاری حفاظت از محیط زیست می­باشد که محبوبیت زیادی به­دنبال داشته است. بنابراین، در این پژوهش ترجیحات و تمایل به پرداخت مصرف­کنندگان برنج برای پذیرش برنامه پرداخت برای خدمات اکوسیستم رودخانه سفیدرود در استان گیلان بررسی شد. بدین منظور از روش آزمون انتخاب و مدل­های لاجیت با پارامترهای تصادفی و لاجیت کلاس پنهان بهره گرفته شد. اطلاعات مورد نظر از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه با 115 نفر از مصرف­کنندگان برنج ساکن در محدوده رودخانه سفیدرود در سال 1398 به­دست آمد. نتایج حاصل از هر دو مدل، وجود ناهمگنی در ترجیحات را تأیید می­کنند و متغیرهای سن، جنسیت و تحصیلات افراد از عوامل ناهمگنی شناخته شدند. نتایج حاصل از مدل کلاس پنهان و لاجیت پارامتر تصادفی نشان داد که به­ترتیب ویژگی­های نحوه توزیع پرداخت­ها و تعداد دفعات نظارت بر برنامه بالاترین اولویت را از نظر مصرف­کنندگان داشتند. بنابراین، جهت مشارکت و اطمینان بیشتر مصرف­گنندگان در چنین برنامه­هایی توصیه می­گردد این ویژگی­ها در برنامه لحاظ گردند. حداکثر تمایل به پرداخت به­ترتیب برای این دو ویژگی برابر با مقادیر 1347 و 3535 تومان به­دست آمد. مطابق با نتایج این پژوهش، پیشنهاد می­شود در پیاده­سازی برنامه PES از برنامه­های کوتاه­مدت با نظارت بالا استفاده شود، همچنین برنج­کاران با سطوح درآمدی پایین­تر در اولویت قرار گیرند. با توجه به این­که مصرف­کنندگان برای سازمان اجرائی خصوصی ترجیحات مثبت داشتند، بنابراین پیشنهاد می­شود فرصت­های سرمایه­گذاری در بخش خصوصی صورت گیرد.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی ریسک کمبود آب با استفاده از مدل برنامه‌ریزی تصادفی دومرحله‌ای تعاملی (مطالعه موردی: محدوده مطالعاتی مرند)

دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 161-178

https://doi.org/10.22067/jead.2021.69061.1017

جواد حسین زاد، مهری راعی جدیدی

چکیده همگام با افزایش جمعیت کره زمین و توسعه اقتصادی، مسئله آب و مشکل کم­آبی در سال‌­های اخیر یکی از چالشی­ترین موضوعاتی است که به جهت درجه اهمیت و جایگاه اقتصادی آن بخش‌های متعددی را درگیر خود کرده­است و بیش از پیش مورد توجه دولت­ها و سازمان­های تحقیقاتی بین‌المللی قرار گرفته­است. این امر بر لزوم تخصیص بهینه این منابع برای ایجاد تعادل در توسعه اقتصادی-اجتماعی و صرفه­جویی در مصرف آب تأکید می­کند. بنابراین در این مطالعه ابتدا یک مدل برنامه­ریزی تصادفی دومرحله­ای تعاملی برای تخصیص منابع آب کشاورزی توسعه داده شده و سپس با استفاده از نتایج این مدل به ارزیابی ریسک کمبود آب تحت شرایط عدم­قطعیت پرداخته شد. چارچوب توسعه­یافته می­تواند انواع گزینه­های تصمیم­گیری را برای تجزیه و تحلیل مصالحه بین منافع سیستم و ریسک­های مربوطه فراهم­کند. علاوه­براین، ارزیابی ریسک کمبود آب به تصمیم­گیرندگان کمک می­کند تا شرایط ریسک کمبود آب در حالت­های مختلف را در نظر بگیرند و بر اساس آن اقدامات مناسب در مدیریت مصرف و عرضه آب صورت پذیرد. این چارچوب برای بهینه­سازی منابع آب کشاورزی محدوده مطالعاتی مرند واقع در حوزه آبریز رودخانه ارس که کل سطح شهرستان مرند (واقع در استان آذربایجان شرقی) را در بر می­گیرد، برای افق زمانی 1400-1399 اعمال شده­است. مقایسه نتایج بهینه تخصیص و شرایط واقعی (موجود) مصرف آب کشاورزی، نشان می­دهد تخصیص منابع آب با استفاده از مدل توسعه داده شده، موجب کاهش کمبود آب و تخصیص بیشتر و در عین حال کاراتر منابع آب در محدوده مطالعاتی شده و سود خالص سیستم را نیز افزایش می­دهد. نتایج حاصل از ارزیابی ریسک کمبود آب در محدوده مطالعاتی مرند نشان می­­دهد که مطابق با طبقه­بندی ریسک در این مطالعه، ریسک کمبود آب در این محدوده مطالعاتی در سطح بالا قرار دارد که بیانگر سطح ریسک جدی و بحرانی است. لذا در صورت ادامه روند فعلی تخصیص و بهره­برداری منابع آب، با توجه به تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و تغییر میزان احتمال آب دردسترس در سال­های آینده، این سطوح ممکن است تغییر وضعیت داده و به سطح ریسک خیلی بالا (غیرقابل تحمل) نیز برسد که ادامه این روند کلیه سرمایه­گذاری‌ها و مبانی اقتصادی این محدوده مطالعاتی را تهدید می­کند. در مجموع نتایج حاصل از این مطالعه نشان می­دهد که وضع موجود بهره‌برداری در این محدوده در شرایط نامناسبی قرار دارد و در صورت ادامه روش­های مدیریتی فعلی، منجر به افزایش بیش از حد بهره­برداری از منابع آب به خصوص آب زیرزمینی خواهد ­شد که این امر افزایش بیلان منفی آبخوان را به دنبال خواهد­داشت. بنابراین پیشنهاد می­شود در سیاستگذاری­ها و مدیریت منابع آب، روش­های علمی جدید جایگزین روش­های مدیریتی ناکارا و کم بازده شوند. استفاده از تکنولوژی­های صرفه­جویانه در مصرف آب و همچنین تغییر الگوی کشت به سمت کاشت گیاهان مقاوم به کم آبی در برخی مناطق، از دیگر اقدامات موثر در مدیریت ریسک  منابع آب در محدوده مطالعاتی به شمار می­روند.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی پیامدهای تغییر اقلیم و راهبردهای سازگاری با آن در دشت بوشکان استان بوشهر

دوره 35، شماره 1، بهار 1400، صفحه 63-78

https://doi.org/10.22067/jead.2021.17812.0

حمیده دانشگر، مهرداد باقری، مصطفی مردانی نجف آبادی

چکیده دشت بوشکان به عنوان یکی از قطب‌های کشاورزی استان بوشهر به شمار می‌رود. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثرات تغییر اقلیم بر الگوی کشت محصولات کشاورزی دشت بوشکان می‌باشد. در این راستا مدل­های اقتصادی و هیدرولوژیکی بکار گرفته شد. متغیرهای بارندگی و دما در افق 2050 با استفاده از مدل LARS-WG تحت سناریو‌های انتشار گزارش چهارم هیات بین‌الدول تغییر اقلیم (A2 و A1B) شبیه‌سازی شد. برای بخش هیدرولوژیکی، مدلWEAP و ماژول اقتصادی-زراعی MABIA، بکار گرفته شد. در بخش اقتصادی با استفاده از برنامه‌ریزی ریاضی مثبت (PMP)، اثرات تغییر اقلیم بر الگوی کشت محصولات در مناطق مختلف دشت بوشکان مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که با تغییر اقلیم میزان آب در دسترس در سناریوهای A2 و A1B به میزان 56/18 و 44/14 کاهش می‌یابد. همچنین نتایج مدل MABIA حاکی از کاهش شدیدتر عملکرد محصولات گندم و هندوانه نسبت به سایر محصولات است. با اعمال این نتایج در مدل برنامه‌ریزی ریاضی مثبت مشخص شد که سطح زیر کشت و سود کشاورزان در سناریو خوشبینانه به‌ترتیب به میزان 5/25 و 45/42 و در سناریو بدبینانه 6/38 و 26/55 درصد نسبت به مرجع کاهش خواهد یافت. اما نتایج ارزیابی راهبردهای بهبود راندمان آبیاری و روش کم‌آبیاری حکایت از اثرگذاری این راهبردها در کاهش اثرات منفی تغییر اقلیم دارد. راهبرد کم‌آبیاری نسبت به افزایش راندمان آبیاری به دلیل نداشتن هزینه‌های مرتبط با تغییر شیوه آبیاری سود بیشتری عاید کشاورزان می‌نماید. این راهبرد می‌تواند سود کشاورزان را تا 11 درصد در حالت خوشبینانه افزایش دهد. لذا استفاده از این دو راهبرد توسط کشاورزان توصیه می‌شود.