با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
موضوعات = اقتصاد کشاورزی
اقتصاد کشاورزی

بررسی حباب قیمتی گوشت در ایران: کاربرد مدل فضا-حالت

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 157-167

https://doi.org/10.22067/jead.2022.72570.1083

زینب شکوهی، محمد حسن طرازکار

چکیده حباب‌های قیمتی و نوسانات قیمت محصولات کشاورزی از چالش‌های مهمی است که می‌تواند رفاه مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، در این مطالعه، حباب‌های قیمت در سه محصول پروتئینی اصلی، یعنی گوشت گوسفند، گوشت گاو و مرغ، با استفاده از مدل فضا-حالت بر اساس فیلتر کالمن با استفاده از داده‌های ماهانه از سال 1380 تا 1399 مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا، به ترتیب قیمت جو، قیمت کنسانتره، جوجه یکروزه و ذرت را به عنوان نهاده‌های مهم مورد استفاده برای تولید گوشت گوسفند، گاو و مرغ در نظر گرفته شد. همچنین از نرخ واقعی ارز و قیمت واقعی نفت در مدل استفاده شده است. نتایج نشان دهنده تفاوت ساختارهای در حباب‌های قیمتی مثبت و منفی، دوره و تعداد وقوع و فروپاشی حباب در موراد مورد مطالعه بود. همچنین بر خلاف قیمت مرغ، به این نتیجه رسیدیم که حباب قیمت گوشت گوسفند و گوساله نسبت به سطح قیمت قابل توجه نیست. در بازار گوشت مرغ علت اصلی حباب‌های قیمتی را می‌توان به دلیل اختلال در روند بازاریابی این محصولات، عدم شفافیت اطلاعات و دخالت‌های متناقض دولت در بازار دانست. برای مقابله با این مشکل، پیاده‌سازی اطلاعات بازار بصورت تجمیع شده از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند ابزاری کارآمد در جهت حل چالش مذکور در نظر گرفته شود. علاوه بر این، مداخله دولت باید به جای کنترل قیمت‌ها، اصلاح ساختار بازار باشد.

اقتصاد کشاورزی

رتبه‌بندی شاخص‌های مهم فنآوری بلاکچین برای زنجیره تأمین روغن نباتی

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 169-182

https://doi.org/10.22067/jead.2022.71164.1092

طاهره رنجبر، سید مجتبی مجاوریان، زینب رفتنی امیری، سمیه شیرزادی لسکوکلایه، فواد عشقی

چکیده زنجیره تأمین روغن نباتی مشتمل بر چهار بازار به هم پیوسته می باشد. این بازارها شامل دانه­های روغنی، روغن خام، کنجاله و روغن خوراکی می­باشد. امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات یکپارچه در بهبود زنجیره تأمین نقش انکارناپذیری دارد. پذیرش هر فنآوری جدید بخش مهمی از توسعه آن می­باشد. هدف از این مطالعه شناسایی و رتبه­بندی ترجیحات بازیگران زنجیره تأمین روغن نباتی کشور نسبت به ویژگی­های فنآوری بلاکچین است. به این منظور از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. برای تعیین وزن ماتریس مقایسات زوجی، با 15 کارشناس متشکل از کارشناسان علمی از رشته­های مرتبط و همچنین کارگزاران زنجیره تأمین روغن نباتی در سال 1400 مصاحبه انجام گرفت. در این پژوهش، شاخص­های اصلی بهبود مدیریت، بهبود عملکرد، امنیت داده، شفافیت، ردگیری و پدیداری و زیرشاخص­های آنها مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از محاسبه وزن نهایی نشان داد که زیرشاخص­های "افزایش اعتماد بین سازمانی"،"سازگاری"، "سازگاری داده­های ایمن" به­ترتیب با وزنی معادل 4670/0، 0428/0 و 04282/0 بالاترین اهمیت را داشتند. همچنین شاخص­های "تغییرناپذیری داده­ها"، "ارتباط نزدیک با تأمین­کنندگان"، "سطح حریم خصوصی"، "پیش­بینی"، "قابلیت برنامه‌ریزی استراتژیک"، "کاهش زمان بازپرسازی" و "انجام به موقع سفارش" به­ترتیب در رده­های بعدی قرار گرفتند. به این ترتیب مهمترین چالش در زنجیره عرضه فعلی و بهتزین فرصت برای زنجیره جدید عدم اعتماد بین حلقه­ها و فعالان می­باشد. به­منظور دستیابی به مدیریت بهینه زنجیره تأمین، پیشنهاد می­شود آموزش و آشنایی بیشتر بازیگران زنجیره تأمین با تکنولوژی­های جدید و ویژگی­های آنها در دستور کار قرار گیرد. همچنین برنامه­ریزی و آماده­سازی زیرساخت‌های لازم جهت پیاده­سازی فناوری بلاکچین در کشور پیشنهاد می­شود.

اقتصاد کشاورزی

مقایسه آزمون فرضیه انفرادی و چندگانه جمع‌پذیری انواع حبوبات و قند و شکر در مناطق شهری ایران

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 183-195

https://doi.org/10.22067/jead.2022.74061.1106

ابوالفضل محمودی، یداله آذرین فر

چکیده هدف کلی مطالعه حاضر، بررسی امکان تجمیع انواع حبوبات و همچنین انواع قند و شکر در گروه­هایی به ترتیب با عنوان "حبوبات" و "قند و شکر" با بهره گیری از آزمون فرضیه انفرادی و چندگانه است. آزمون فرضیه انفرادی شامل قضیه کالای مرکب (لئونتیف و هیکس)، و قضیه کالای مرکب تعمیم یافته و آزمون فرضیه چندگانه شامل روش­های بن فرونی، سیمز، هولم، و هاچبرگ می‌باشد. همچنین نتایج حاصل از روش­های مذکور با هم مقایسه شده است. داده­های مورد نیاز مطالعه از مرکز آمار ایران برای دوره 1385 تا 1397 اخذ گردید. نتایج آزمون‌های چندگانه بن فرونی، سیمز و هاچبرگ برای انواع حبوبات نشان داد که به استثنای " نخود و لوبیا مخلوط"، سایر محصولات در گروه حبوبات قرار می‌گیرند. همچنین بر اساس نتایج روش­های بن فرونی، سیمز، هولم و هاچبرگ، انواع شکر و انواع قند در گروه قند و شکر قابل تجمیع می‌باشند. نتایج آزمون فرضیه انفرادی درخصوص انواع حبوبات و انواع قند و شکر، یکسان نیستند. به عبارت دیگر، بر اساس روش لئونتیف، فرضیه جمع‌سازی انواع حبوبات با یکدیگر تایید نشد در حالی که بر اساس روش کالای مرکب هیکس، این فرضیه مورد تایید قرار گرفت. به طور مشابه، بر اساس روش لئونتیف، فرضیه جمع‌سازی انواع قند و انواع شکر با یکدیگر رد شد در حالی که بر اساس روش کالای مرکب هیکس، این فرضیه مورد تایید قرار گرفت. نتایج آزمون فرضیه کالای مرکب تعمیم یافته نیز نشان داد که همه انواع حبوبات به جز "سایر انواع لوبیا"، قابل تجمیع در یک گروه تحت عنوان حبوبات می­باشند. انواع قند و شکر نیز مطابق روش کالای مرکب تعمیم یافته قابل تجمیع در یک گروه تحت عنوان قند و شکر هستند. بر اساس نتایج، هنگامی که شمار مشاهدات کم باشد، استفاده از آزمون‌های انفرادی و به طور مشخص آزمون کالای مرکب تعمیم یافته، نتایج یکسانی را نشان نخواهند داد که این نتیجه تاییدی است بر یافته­های دیویس (2003) مبنی بر اینکه آزمون کالای مرکب تعمیم یافته تضمین کننده تجمیع مناسب کالاها در زمان کم بودن تعداد مشاهده‌ها نیست. در این شرایط انجام آزمون‌های چندگانه نیز پیشنهاد می­شود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل موثر بر سطح مصرف فرآورده‌های گوشتی آماده در شهر مشهد

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 197-206

https://doi.org/10.22067/jead.2022.74633.1112

مرتضی محمدی، سید احسان علوی

چکیده با توجه به افزایش مصرف فرآورده‌های غذایی آماده در کشور، در این مطالعه عوامل موثر بر سطح مصرف فراورده‌های غذایی آماده از جمله سوسیس، کالباس و همبرگر مورد بررسی قرار گرفته است. به منظور بررسی عوامل موثر بر سطح مصرف فرآورده‌های غذایی آماده و هم چنین نحوه تاثیر هر عامل بر احتمال قرار گرفتن هر خانوار در چهار گروه عدم مصرف، مصرف کم، مصرف متوسط و مصرف زیاد، الگوی لاجیت ترتیبی و اطلاعات 396 خانوار شهر مشهد در سال 1399 به کار گرفته شد. نتایج مدل لاجیت ترتیبی حاکی از آن است که متغیرهای قیمت، درآمد، مصرف سایر گوشت‌ها و تحصیلات مصرف کننده از لحاظ آماری اثر معناداری روی سطح مصرف فراورد‌ه‌های گوشتی آماده مورد بررسی ندارند و متغیرهایی چون آگاهی از وجود و اثرات نیتریت، اطلاع از تقلب و شیوه‌های آن و شناخت ترکیبات فراورده‌های غذایی آماده دارای اثر منفی و معنادار روی احتمال مصرف این فراورده‌ها است. میزان دسترسی خانوارها به فراورده‌های غذایی آماده مورد بررسی و اعتماد خانوارها به تولیدکنندگان نیز روی احتمال مصرف فراورده‌های گوشتی آماده تحت بررسی، اثر مثبت برجای می‌گذارد. از این رو اگر هدف سیاست‌گذاران حوزه تغدیه و بهداشت در جامعه کنترل و تغییر مصرف فراورده‌های گوشتی آماده است، می‌توان از ابزارهایی از جمله تغییر در میزان دسترسی خانوارها به این فراورده‌ها بهره گرفت. همچنین با اطلاع‌رسانی از وجود و خواص نیتریت و اثرات آن و نیز با تلاش برای شناساندن ترکیبات فراورده‌های گوشتی آماده برای مصرف‌کنندگان، می‌توان مصرف این مواد غذایی را در جامعه کنترل کرد و از این مسیر آسیب‌های احتمالی را در حوزه تغذیه کمتر ساخت.

اقتصاد کشاورزی

کاربرد الگوی بهینه‌سازی یکپارچه اقتصادی- هیدرولوژیکی در مدیریت منابع آب حوضه آبریز قره‌سو با هدف حفظ تالاب و امنیت غذائی

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 17-35

https://doi.org/10.22067/jead.2022.70539.1049

فاطمه مزرعه، حمید امیرنژاد، علیرضا نیکوئی

چکیده در سال‌های اخیر مسأله تغییر اقلیم و گرمایش جهانی از طریق کاهش میزان بارش منجر به افزایش فراوانی و شدت خشکسالی و کمیابی آب در مناطق مختلف جهان ازجمله ایران شده است. بررسی میزان آبدهی سالانه رودخانه‌های واقع در حوضه آبریز قرسو (استان گلستان) نشان داد این حوضه نیز در سال‌های اخیر با پدیده خشکسالی مواجه بوده و ازآنجاکه بخش اعظم آب مورد نیاز تالاب میانکاله از رودخانه قره‌سو تأمین می‌شود برداشت آب برای مصارف زراعی، خانگی و صنعتی تأثیر عمده‌ای بر اکوسیستم تالاب میانکاله خواهد داشت. با توجه به اینکه کشاورزی عمده‌ترین فعالیت اقتصادی استان و بزرگترین مصرف‌کننده آب و نیز، تأمین‌کننده امنیت غذائی در منطقه است، لذا کاهش مصرف آب آبیاری می‌تواند آب اضافی مورد نیاز برای حفاظت تالاب را فراهم کند. در این مطالعه برای تأمین آب موردنیاز تالاب میانکاله در مجاورت حوضه آبریز قره‌سو در سناریوهای نرمال و خشکسالی و کمبود آب نسبت به شرایط پایه از یک الگوی بهینه‌سازی اقتصادی- هیدرولوژیکی توسعیافته برای مدیریت منابع آب در حوضه آبریز برقرارکننده پیوندی یکپارچه بین اجزای هیدرولوژیکی، اقتصادی، محیط‌زیستی و نهادی استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد که با توزیع بهینه آب در شرایط نرمال سطح زیر کشت کلیه محصولات زراعی یک درصد افزایش و منافع کل منطقه 3 درصد افزایش یافته و حداقل آب موردنیاز تالاب نیز تأمین شد. همچنین نتایج نشان داد که در شرایط خشکسالی و کمبود آب اگرچه مقدار آب در دسترس همه گره‌های تقاضاکننده نسبت به شرایط پایه کاهش یافته، اما از نظر اقتصادی سبب بهبود منافع ذی‌نفعان به­خصوص محیط‌زیست شد. همچنین، علی‌رغم کاهش سطح زیر کشت کلیه محصولات، حداقل مقدار آب برای حفظ تالاب میانکاله تأمین شد. لذا، توصیه می‌شود به‌منظور افزایش کارایی اقتصادی کشاورزان، ترویج الگوی کشت بهینه و کاربرد استراتژی‌های کم‌آبیاری محصولات توسط مسئولین سازمان جهاد کشاورزی استان گلستان مورد توجه قرار گرفته و در شرایط خشکسالی از راهبردهای مناسب با خشکسالی جهت بهبود مدیریت منابع آب استفاده شود.

اقتصاد کشاورزی

ارزش‌گذاری اقتصادی منابع آب زیر زمینی در بخش کشاورزی (مطالعه موردی: دشت همدان- بهار)

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 37-48

https://doi.org/10.22067/jead.2022.72334.1079

حمید بلالی، فرزانه کسبیان لعل

چکیده آب به عنوان یکی از نهاده‌های اساسی در تولیدات بخش کشاورزی، از جایگاه ممتازی در توسعه این بخش برخوردار می‌باشد. در دهه‌های اخیر با رشد جمعیت، افزایش تقاضا برای محصولات کشاورزی  و همچنین توسعه صنعت و کشاورزی، برداشت از منابع آب زیرزمینی بعنوان مهم‌ترین تامین کننده آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک نیز بطور چشمگیری افزایش یافته و منجر به پیشی گرفتن تقاضا بر عرضه منابع آب و ایجاد بحران در اغلب این مناطق شده است. بی‌شک یکی از مهم‌ترین ابزارها در کنترل و مدیریت تقاضای منابع آب و کاهش بحران حاصل از آن، بهره گیری از ابزارهای اقتصادی و لحاظ نمودن ارزش اقتصادی آب در فعالیت های کشاورزی بعنوان بزرگترین مصرف کننده آن می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزشگذاری اقتصادی منابع آب زیر زمینی در دشت همدان- بهار با بهره‌گیری از الگوی برنامه‌ریزی پویا با استفاده از نرم‌افزار GAMS در سال زراعی 96-1395 می‌‌باشد. بر اساس نتایج تحقیق ارزش اقتصادی آب زیرزمینی به ازای هر متر مکعب در چهار ناحیه دشت همدان-بهار شامل منطقه همدان 3543 ریال، منطقه لالجین 4538 ریال، منطقه بهار 4015 ریال و منطقه صالح‌آباد 3690 ریال محاسبه گردید. هم‌چنین بازده ناخالص حاصل از فعالیت های کشاورزی هر یک از مناطق به‌ترتیب، همدان (708/6887810)، لالجین (150/7148527)، بهار (755/4741399)، صالح‌آباد (005/3639706) میلیون‌ ریال، بازده ناخالص کل مناطق (22417440) میلیون ‌ریال و میزان حجم آب مصرفی کل معادل 185629200 متر مکعب برآورد شد. بررسی و مقایسه ارزش اقتصادی برآورد شده با قیمت آب در نواحی مورد مطالعه نشان داد که ارزش اقتصادی محاسبه شده هر متر مکعب آب بیشتر از قیمت فعلی آب در منطقه می‌باشد، بطوریکه افزایش هزینه استفاده این نهاده از طریق ابزارهای مختلف سیاستی نظیر وضع قیمت آب می‌تواند نقش موثری در کنترل بهره‌برداری و تخلیه آبخوان داشته باشد.

اقتصاد کشاورزی

اولویت‌بندی بازارهای هدف گوجه فرنگی ایران بر اساس شاخص‌های رقابت بازاری

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 49-65

https://doi.org/10.22067/jead.2022.72231.1075

اتابک کاظم پور، حامد رفیعی، حسین نوروزی، سید عباس زارع، لیلا یوسف زاده، مطهره کبودتبار

چکیده نظر به پتانسیل بالای کشور در زمینه تولید و صادرات گوجه فرنگی پژوهش حاضر با هدف بررسی مزیت نسبی، تعیین ساختار بازار صادراتی و اولویت‌بندی بازارهای هدف صادراتی این محصول در ایران صورت پذیرفته است. دوره مورد مطالعه این پژوهش 97-1380 می‌باشد. بدین منظور مطالعه حاضر با استفاده از شاخص های مزیت نسبی آشکارشده، مزیت نسبی آشکار شده متقارن، نسبت‌های تمرکز و شاخص هرفیندال- هیرشمن به بررسی الگوی تجاری و ساختار بازار صادراتی گوجه فرنگی ایران و جهان پرداخته است. در ادامه به منظور اولویت‌بندی بازارهای هدف گوجه فرنگی ایران از روش تحلیل تاکسونومی عددی استفاده شد. نتایج نشان داد که مزیت نسبی گوجه فرنگی ایران در سال‌های مورد مطالعه با نوسانات زیادی همراه بوده و ریسک رقابتی برای صادرکنندگان این محصول در ایران نسبت به رقبا بالاتر بوده است. ساختار بازار صادراتی این محصول در جهان ابتدا انحصار چندجانبه بسته بوده است که با گذشت زمان رقابتی‌تر شده و به انحصار چندجانبه تغییر یافته است. ساختار بازار صادراتی گوجه فرنگی ایران همواره بنگاه مسلط بوده است که این وضعیت به دلیل کاهش درآمد ارزی حاصل از صادرات ایران و کاهش قدرت چانه زنی ایران در بازار های جهانی عمدتاً به ضرر کشور ایران و به نفع کشورهای وارد کننده می‌باشد. با توجه به شاخص‌های مورد بررسی نتایج حاکی از آن است که کشورهای ازبکستان، ارمنستان، اکراین، قرقیزستان و آذربایجان به ترتیب بهترین بازارها برای گوجه فرنگی ایران محسوب می‌شوند. لذا پیشنهاد می‌شود با تمرکز بر کشورهای اولویت‌دار و با بررسی شرایط موجود در بازارهای هدف بویژه سلیقه مشتریان در آنها نفوذ کرد.

واژه‌های کلیدی: ایران، بازار هدف، تاکسونومی عددی، ساختار بازار صادراتی، شاخص هرفیندال- هیرشمن

اقتصاد کشاورزی

ارائه مدلی برای تبیین پیشایندهای قصد استفاده از ارتباطات توصیه‌ای الکترونیکی در خرید محصولات ارگانیک کشاورزی

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 65-82

https://doi.org/10.22067/jead.2021.72783.1087

مصطفی زندی نسب، محمد غفاری

چکیده محصولات ارگانیگ و کشاورزی نقش مهمی در سبد غذایی افراد جامعه دارند و محصولات ارگانیک کشاورزی که به درستی فرآوری شده‌اند، در سلامت زندگی افراد بسیار مهم می‌باشند. اگر افراد جامعه‌ خواهان افزایش استفاده از این محصولات می‌باشند، می‌توانند از ارتباطات توصیه‌ای استفاده کنند تا این محصولات را به یکدیگر معرفی نمایند. با توجه به گسترش شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی نقش ارتباطات توصیه‌ای الکترونیک در این زمینه بسیار حائز اهمیت شده است. این که ارتباطات توصیه‌ای در چه صورت توسط افراد پذیرفته می‌شود برای گسترش این محصولات تعیین‌‌کننده است، لذا در پژوهش حاضر پیشایندهای که بر قصد استفاده از ارتباطات توصیه‌ای الکترونیک در خرید محصولات ارگانیک می‌توانند تاثیرگذار باشند، بررسی شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها، توصیفی می‌باشد. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه مشتریان شرکت شاهدونه در سراسر کشور است که در دوره جمع‌آوری داده‌های پژوهش در بهمن و اسفند سال 1396 از مشتریان این شرکت بوده‌اند. روایی پ
محصولات ارگانیگ و کشاورزی نقش مهمی در سبد غذایی افراد جامعه دارند و محصولات ارگانیک کشاورزی که به درستی فرآوری شده‌اند، در سلامت زندگی افراد بسیار مهم می‌باشند. اگر افراد جامعه‌ خواهان افزایش استفاده از این محصولات می‌باشند، می‌توانند از ارتباطات توصیه‌ای استفاده کنند تا این محصولات را به یکدیگر معرفی نمایند. با توجه به گسترش شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی نقش ارتباطات توصیه‌ای الکترونیک در این زمینه بسیار حائز اهمیت شده است. این که ارتباطات توصیه‌ای در چه صورت توسط افراد پذیرفته می‌شود برای گسترش این محصولات تعیین‌‌کننده است، لذا در پژوهش حاضر پیشایندهای که بر قصد استفاده از ارتباطات توصیه‌ای الکترونیک در خرید محصولات ارگانیک می‌توانند تاثیرگذار باشند، بررسی شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها، توصیفی می‌باشد. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه مشتریان شرکت شاهدونه در سراسر کشور است که در دوره جمع‌آوری داده‌های پژوهش در بهمن و اسفند سال 1396 از مشتریان این شرکت بوده‌اند. روایی پرسشنامه توسط خبرگان و روایی سازه سنجیده شد؛ ضریب آلفای کرونباخ جهت بررسی پایایی، تحلیل عاملی اکتشافی جهت کاهش متغیرهای پژوهش و به منظور خلاصه‌سازی داده‌های جمعیت شناختی از نرم‌افزار SPSS استفاده شد و جهت تحلیل عاملی تاییدی به منظور تایید ابعاد و گویه‌های پژوهش و بررسی فرضیه‌های پژوهش در مورد رد یا قبول آن‌ها از نرم‌افزار LISREL استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که نگرش نسبت به ارتباطات توصیه‌ای الکترونیکی بر قصد استفاده از ارتباطات توصیه‌ای الکترونیکی در خرید محصولات ارگانیک کشاورزی تاثیرگذار است؛ همچنین، پیشایندهای قبل از نگرش نسبت به ارتباطات توصیه‌ای الکترونیکی شامل سرمایه اجتماعی در رسانه‌های اجتماعی و اعتماد در رسانه‌های اجتماعی است. رسشنامه توسط خبرگان و روایی سازه سنجیده شد؛ ضریب آلفای کرونباخ جهت بررسی پایایی، تحلیل عاملی اکتشافی جهت کاهش متغیرهای پژوهش و به منظور خلاصه‌سازی داده‌های جمعیت شناختی از نرم‌افزار SPSS استفاده شد و جهت تحلیل عاملی تاییدی به منظور تایید ابعاد و گویه‌های پژوهش و بررسی فرضیه‌های پژوهش در مورد رد یا قبول آن‌ها از نرم‌افزار LISREL استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که نگرش نسبت به ارتباطات توصیه‌ای الکترونیکی بر قصد استفاده از ارتباطات توصیه‌ای الکترونیکی در خرید محصولات ارگانیک کشاورزی تاثیرگذار است؛ همچنین، پیشایندهای قبل از نگرش نسبت به ارتباطات توصیه‌ای الکترونیکی شامل سرمایه اجتماعی در رسانه‌های اجتماعی و اعتماد در رسانه‌های اجتماعی است.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی وضعیت تنوع غذایی خانوارها و عوامل مؤثر بر آن در استان تهران

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 83-97

https://doi.org/10.22067/jead.2021.73240.1093

مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابراهیم جاودان، محسن رفعتی

چکیده تنوع غذایی از خصوصیات رژیم‌های غذایی سالم می‌باشد. چرا که مواد مغذی ضروری هم‌زمان در یک ماده غذایی وجود ندارند، بلکه در یک رژیم غـذایی متشـکل از چندین ماده غذایی یافت می‌شوند. با این وجود در سال‌های اخیر سلیقه غذایی خانواده‌های ایرانی به سوی مواد غذایی پرکالری و فاقد ارزش غذایی گرایش پیدا کرده که این مسئله آمار مبتلایان به بیماری‌های غیرواگیر را در کشور افزایش داده است. انتخاب و پذیرش رژیم‌های غذایی مختلف به عوامل محیطی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و روان‌شناختی بستگی دارد. از آن جا که تأمین سلامت و امنیت غذایی از اهداف راهبردی سند چشم‌انداز بیست ساله کشور می‌باشد، مطالعه حاضر به ارزیابی وضعیت تنوع غذایی خانوارها و عوامل مؤثر بر آن در استان تهران پرداخته است. جهت دستیابی به این هدف از اطلاعات خام هزینه درآمد خانوار در سال 1399 استفاده شده است. در مطالعه حاضر برای کمی‏سازی متغیر تنوع غذایی از شاخص تنوع غذایی بری (BI) و به منظور بررسی و ارزیابی تأثیر متغیرهای دموگرافیکی، اقتصادی و اجتماعی بر آن از مدل لاجیت ترتیبی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که تنها 2/23 درصد از خانوارهای تهرانی از تنوع غذایی زیاد برخوردار هستند و 8/76 درصد خانوارها دارای تنوع غذایی کم یا متوسط می­باشند. ضمن آن که بر پایه نتایج، متغیرهای سن سرپرست خانوار، محل سکونت، ساعت کار سرپرست خانوار و سطح درآمد خانوار در جهت مثبت (مستقیم) و در نقطه مقابل متغیرهای سواد سرپرست خانوار، بعد خانوار و وضعیت اشتغال سرپرست خانوار در جهت منفی (معکوس) بر سطح تنوع غذایی خانوارها در سطح استان تهران تأثیر می‌گذارند.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل نقش ارزش‌های مصرف سبز و پذیرش ارتباطات سبز در رابطه نگرش‌های مشارکت عمومی و رفتار خرید (مورد مطالعه: دانشجویان سطح شهر مشهد)

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 99-113

https://doi.org/10.22067/jead.2022.73634.1099

وجیهه هوشیار، محمد علی چاووشی

چکیده هم‌زمان با افزایش اهمیت مسائل زیست‌محیطی در میان مصرف‌کنندگان، شناخت عوامل مؤثر بر قصد خرید محصولات سبز و بهره‌گیری از آن‌ جهت توسعه کمپین‌های بازاریابی سبز و استراتژی‌های ارتباطی، بسیار تأثیرگذار است. این پژوهش به بررسی پیوندهای بین مجموعه‌ای از سازه‌ها به‌منظور بررسی مدلی برای رفتار مصرف‌کننده سبز، پرداخته است. لذا تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر نگرش های مشارکت عمومی بر رفتار خرید با نقش واسط ارزش‌های مصرف سبز و پذیرش ارتباطات سبز انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق شامل  دانشجویان سطح شهر مشهد می‌باشد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به روش غیرتصادفی در دسترس 384 نفر به دست آمده است. ابزار جمع‌آوری داده­ها پرسشنامه استاندارد دوپاچو و همکاران است که برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که مقادیر به دست آمده برای آلفای کرونباخ متغیر رفتار خرید0.897 ، متغیر نگرش‌های مشارکت عمومی 0.817، متغیر ارزش­های مصرف سبز0.828، و متغیر پذیرش ارتباطات سبز0.883  تایید پایایی پرسشنامه است. همچنین، روایی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی انجام شد که مقادیر به دست آمده بیانگر تایید روایی پرسشنامه بود. علاوه براین، روایی واگرا نیز مورد تأیید قرار گرفت، جهت تحلیل داده‌ها به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار  SPSSو Smart Pls انجام پذیرفت. نتایج حاکی از آن است که  نگرش‌های مشارکت عمومی بر ارزش‌های مصرف سبز، ارزش‌های مصرف سبز بر رفتار خرید، همچنین ارزش‌های مصرف سبز بر پذیرش ارتباطات سبز و پذیرش ارتباطات سبز بر رفتار خرید در بین دانشجویان سطح شهر مشهد تأثیر مثبتی دارد. همچنین، تأثیر نگرش‌های مشارکت عمومی و رفتار خرید با نقش میانجی ارزش‌های مصرف سبز و همچنین تأثیرگذاری ارزش‌های مصرف سبز با نقش میانجی پذیرش ارتباطات سبز بر رفتار خرید مورد تائید قرارگرفته است. و در نهایت نگرش‌های مشارکت عمومی و ارزش‌های مصرف سبز به عنوان متغیر میانجی تأثیر مثبتی بر پذیرش ارتباطات سبز می‌گذارد. پیشنهاد می­گردد در راستای تشویق مشتریان به مشارکت در رفتار خرید سبز به ایجاد برنامه و همایش­های ارزش­گذاری مصرف سبز در جهت تحریک اقدامات سبز صورت گیرد. 

اقتصاد کشاورزی

سنجش تأثیر کاهش آب بر تولید بخش‌های اقتصادی با استفاده از ماتریس حسابداری اجتماعی (SAM)

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 320-307

https://doi.org/10.22067/jead.2021.17773.0

عباس پرور، حمیدرضا میرزایی خلیل آبادی، حسین مهرابی بشرآبادی، محمدرضا زارع مهرجردی

چکیده آب گرانبهاترین ثروتی است که در اختیار بشر قرارگرفته، امروزه جوامع بین­المللی از اهمیت آب در جهت داشتن رشد اقتصادی پایدار در زمان حال و آینده آگاه­اند. در این مطالعه، تأثیر کاهش منابع آب بر بخش های اقتصادی و زیرشاخه های کشاورزی از طریق یک مدل ماتریس حسابداری اجتماعی بررسی شد. نتایج آن در قالب آثار مطلق و نسبی ارائه شده­است. آثار و تبعات مستقیم و غیرمستقیم کاهش 10 و 50 درصد منابع آب منجر به کاهش تولید 4/3 و22 درصد از دید تقاضا کننده، 7/4 و 24 درصد از دید عرضه کننده برای محصولات کشاورزی شده است. از منظر تقاضا کننده کاهش منابع آب به میزان 10 درصد، 5/10درصد کاهش تولید در سایر بخش­های اقتصادی داشته است. آثار نسبی کاهش10 درصدی آب از منظر عرضه کننده نشان می­دهد که بیشترین کاهش مربوط به بخش­های آب و سایر معادن بوده است. کاهش نسبی منابع آب از منظر تقاضا کننده بیشترین تاثیر را بر بخش آب و دامپزشکی می­گذارد. از منظر آثار مطلق تقاضا کننده و عرضه کننده، میزان آسیب پذیری خانوارهای شهری ناشی از کاهش منابع آب بیش از خانوارهای روستایی بوده است. از منظر آثار نسبی عرضه کننده ، بیشترین تاثیر کاهش درآمد بر خانوارهای کم درآمد شهری از منظر تقاضا کننده مربوط به خانوارهای کم درآمد روستایی می­باشد.کاهش نسبی منابع آب از منظر تقاضا کننده بر روی عامل سرمایه تاثیر بیشتری از عامل کار دارد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل موثر بر مازاد موجودی انبار شکر و راه‌های برون رفت از آن در ایران

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 332-321

https://doi.org/10.22067/jead.2021.67449.1002

نازنین محمدرضازاده بزاز، محمد قربانی، آرش دوراندیش

چکیده به دلیل نقش و اهمیت شکر در مصرف روزانه خانوارها، هر ساله دولت‌ها مبادرت به ذخیره مقادیری شکر به عنوان ذخیره استراتژیک می‌نمایند. از این رو مدیریت و تنظیم موجودی انبار این محصول نقش اساسی در قدرت رقابت آن در بازارها، اصلاح توزیع زمانی و مکانی محصولات و نهاده‌ها تولید در زیربخش­های اقتصادی را ایفا می کند. در سال­های اخیرمازاد عرضه شکر در انبارها و در برخی موارد استثنایی کمبود در موجودی انبار را داشته‌ایم. با توجه به این­که افزایش تولید شکر سبب تحمیل هزینه به کارخانجات تولیدکننده شکر می­شود، عدم فروش قسمتی از محصول به منزله افزایش هزینه­های آن­ها خواهد بود، لذا هدف از این مطالعه بررسی عوامل موثر بر مازاد موجودی شکر و راه‌های برون رفت از آن در ایران می‌باشد. نتایج مطالعه نشان داد، قیمت چغندرقند به عنوان نهاده و قیمت شکر به عنوان قیمت محصول نقش تعیین کننده را در مازاد موجودی انبار بازی نمی‌کنند. بنابراین مازاد موجودی انبار نه می­تواند نتیجه­ی سیاست­های قیمتی باشد و نه از طریق سیاست­های قیمتی می­تواند حل شود. از این رو، به نظر می­رسد که دولت می­بایست به جای استفاده از سیاست­های قیمتی مربوط به قیمت شکر و قیمت چغندرقند، از سیاست­های دیگری نظیراصلاح زمان تصمیم در مورد واردات، حل تعارضات بین اهداف دولت، تامین ذخیرا استراتژیک از تولیدات داخل و حذف تدریجی واردات، حمایت از کارخانجات برای نوسازی و بهسازی تجهیزات و حمایت از تولیدکنندگان چغندرقند برای تولید محصول ارزانتر استفاده نماید.

اقتصاد کشاورزی

عوامل مؤثر بر شدت انتشار آلاینده‌های تولید بخش کشاورزی

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 347-333

https://doi.org/10.22067/jead.2021.68637.1013

فضل الله غفاریان، زکریا فرج زاده

چکیده منشأ اصلی انتشار آلاینده­ها در ایران حامل­های انرژی است، اما در مورد اکسیددی­نیتروژن و متان فرآیند تولید کشاورزی نقش مهمی دارد. در همین راستا، مطالعه حاضر با هدف تحلیل شدت انتشار آلاینده­های منتخب در بخش کشاورزی و ارزیابی عوامل تعیین­کننده آن صورت گرفت. برای این منظور ابتدا با استفاده از روش تحلیل تجزیه، شدت انتشار در بخش کشاورزی به اجزای آن­ تجزیه گردید. سپس با استفاده از تحلیل رگرسیون نقش عوامل تعیین­کننده در شدت انتشار ارزیابی شد. آلاینده­های منتخب در بخش کشاورزی شامل متان، اکسیددی­نیتروزن و دی­اکسیدکربن منتشرشده از فرآیند تولید و دوره مطالعه شامل 95-1352 می­باشد. یافته­ها نشان داد شدت انتشار متان و اکسیددی­نیتروژن در دوره مطالعه سالانه 9/3 و 6/2 درصد در حال کاهش بوده است. سطح تولید در زیربخش­های کشاورزی عامل مهمی در شدت انتشار است. به این ترتیب که انتظار می­رود یک درصد افزایش در سطح تولید زیربخش دام شدت انتشار متان را 9/0 درصد افزایش و شدت انتشار ­اکسیددی­نیتروژن را بیش از 3/3 درصد کاهش دهد. از سوی دیگر همین میزان افزایش در سطح تولید زیربخش زراعت و باغبانی شدت انتشار متان را 9/0 درصد کاهش و شدت انتشار ­اکسیددی­نیتروژن را بیش از 3/3 درصد افزایش خواهد داد. اثر متغیرهای کلان اقتصاد ایران شامل نرخ شهرنشینی و درجه بازبودن اقتصاد بر شدت انتشار در بخش کشاورزی چندان حایز اهمیت ارزیابی نشد. به این ترتیب سیاست­های اتخاذشده برای کاهش شدت انتشار باید متمرکز بر متغیرهای بخش کشاورزی و بصورت مجزا در هر زیربخش دنبال شود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی اثر اعمال یارانه سبز بر اشتغال، سرمایه‌گذاری و ارزش‌افزوده بخش کشاورزی ایران با استفاده از مدل CGE

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 365-349

https://doi.org/10.22067/jead.2021.71051.1052

ملیحه بکشلو، غلامرضا یاوری، ابوالفضل محمودی، افسانه نیکوکار، فاطمه علیجانی

چکیده یکی از سیاست‌های مهم اقتصادی در اغلب کشورها حمایت از تولیدکننده یا مصرف‌کننده از طریق پرداخت یارانه است. مقوله یارانه سبز در راستای توسعه کشاورزی مطرح شده که هم راستا با قانون هدفمند‌کردن یارانه‌ها، اما به شکلی واقعی می‌باشد. یارانه سبز ویژه کشاورزان و به منظور رونق کسب و کار و صنعت بخش کشاورزی است. هدف از این تحقیق، بررسی آثار الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی، با اعمال سیاست شبیه‌سازی شده یارانه سبز بر روی متغیر‌های اشتغال، سرمایه‌گذاری و ارزش‌افزوده در بخش کشاورزی می‌باشد، که در قالب سناریوهای %20، %50 و %100 طراحی شده است. کالیبراسیون مدل با بکارگیری ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1390 و سناریوی پایه (%0 اعمال یارانه سبز) صورت پذیرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات در این تحقیق از نرم‌افزار GAMS استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که در جریان آثار الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی و با اعمال سیاست شبیه‌سازی یارانه سبز، اشتغال در بخش کشاورزی در سناریوهای 20، 50 و 100 درصد، افزایش می‌یابد. همچنین با اعمال سیاست یارانه سبز، سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی روند افزایشی دارد، که به دلیل افزایش تولید در این بخش و در نتیجه افزایش استفاده از نهاده‌های واسطه می‌باشد. نتایج بدست آمده از شوک‌های مذکور نشان می‌دهد که ارزش‌افزوده در بخش کشاورزی روندی صعودی دارد، که به دلیل افزایش به‌کارگیری عوامل تولید در این بخش می‌باشد.
 

اقتصاد کشاورزی

تأثیر تغییرات اقلیم و کمبود آب بر تصمیم‌های آبیاری کشاورزان استان خراسان شمالی: محصولات عمده زراعی

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 382-367

https://doi.org/10.22067/jead.2021.70253.1046

آسیه عزیزی، حسین مهرابی بشرآبادی، محمدرضا زارع مهرجردی

چکیده در این مقاله، اثر کمبود آب و شرایط اقلیمی بر تصمیمات آبیاری کشاورزان در تولید محصولات عمده زراعی گندم، جو، پنبه، چغندرقند و یونجه در استان خراسان شمالی ارزیابی شده است. تصمیم­های آبیاری کشاورزان در قالب یک مدل مدیریت شامل معادلات سهم اراضی آبی، پذیرش تکنولوژی آبیاری و دفعات آبیاری مزرعه تعریف شده است و اثر شاخص­های کمبود آب و عوامل اقلیمی، روش تأمین آب مزرعه، ویژگی­های اراضی و جمعیتی کشاورز مورد بررسی قرار گرفتند. برای این منظور از طریق تکمیل پرسشنامه توسط 380 کشاورز اطلاعات مورد نیاز جمع­آوری و سپس با استفاده از روش­های لاجیت کسری، لاجیت دوگانه و OLS معادلات مدل مدیریت برآورد شده­اند. نتایج نشان داد که کمبود اقتصادی و فیزیکی منابع آب، شرایط اقلیمی دما و بارندگی و رخدادهای شدید سرمازدگی و گرمازدگی محصول و خشکسالی، تأثیر قابل توجهی بر تصمیم­های آبیاری کشاورزان دارند. کشاورزان از طریق تصمیم به آبیاری مزرعه و اتخاذ تکنولوژی­های جدید سعی می­کنند خسارت ناشی از تغییر اقلیم و کمبود آب را کاهش دهند. همچنین نوع منبع آبیاری سطحی و زیرزمینی، روش آبیاری، کیفیت و مقیاس مزرعه بر تصمیمات کشاورز تأثیر معنادار دارد. در مناطقی که آب سطحی در دسترس نیست، سطح اراضی آبی کاهش می­یابد و به دلیل کمبود آب، کشاورزان رغبت بیشتری برای سرمایه­گذاری در فناوری­های جدید دارند. مزارعی که از نظر جنس خاک مزرعه، جهت و شیب زمین زراعی و دسترسی به منابع از کیفیت بالاتری برخوردار هستند، کشاورزان تمایل بیشتری برای سرمایه­گذاری در روش­های نوین آبیاری دارند و دفعات آبیاری را در مزارع افزایش می­دهند. لذا، اعمال سیاست­هایی جهت بهبود کیفیت و یکپارچه­سازی اراضی، میزان گسترش تکنولوژی را افزایش و حجم آب مصرفی در مزرعه را کاهش می­دهد. همچنین، ویژگی­های جمعیتی کشاورز از قبیل تجربه، مالکیت، تحصیلات بر تصمیماتی که کشاورز برای آبیاری مزرعه می­گیرد تأثیرگذار هستند. ایجاد بستر تحصیل و آموزش کشاورزان، میزان آگاهی کشاورزان را نسبت به روش­های نوین کشاورزی و اهمیت منابع آب افزایش می­دهد. نتایج این تحقیق اطلاعات ارزشمندی در مورد چگونگی واکنش کشاورزان در سیستم­های تولید و انطباق با تغییرات اقلیمی و اتخاذ سیاست­های اثربخش فراهم می­کند.

اقتصاد کشاورزی

تعیین انتخاب سبد بهینه سهام شرکت‌های کشاورزی در بورس اوراق بهادار تهران

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 395-383

https://doi.org/10.22067/jead.2022.71461.1063

امیرحسین چیذری، کیمیا وزیریان

چکیده تخصیص دارایی و انتخاب سبد سرمایه‌‌گذاری، یکی از مهم ترین و پر‌چالش ترین مباحث در مدیریت سرمایه‌‌گذاری و نیز یکی از دغدغه‌های همیشگی سرمایه‌‌گذاران به‌شمار می‌رود. هنگامی که سرمایه‌‌گذاران در بازار سرمایه اقدام به سرمایه‌‌گذاری می‌نمایند، انتظار دارند سبد منتخب آن‌ها از کارایی مناسبی برخوردار باشد. لذا هدف از این پژوهش، تعیین سبد بهینه سهام شرکت‌های کشاورزی در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. بدین منظور ابتدا 32 شرکت از کل شرکت‌های بخش کشاورزی در بورس اوراق بهادار تهران که داده‌های آن‌ها از سال ۱۳۹۹ الی ۱۳۹۳ به‌ صورت ماهانه وجود داشت از دو صنعت غذایی و آشامیدنی و صنعت قند و شکر انتخاب شدند. سپس دو پرتفویی صنعت غذایی و آشامیدنی و صنعت قند و شکر با دو هدف حداقل سازی واریانس پرتفویی و حداکثرسازی بازده پرتفویی با‌‌‌استفاده از مدل مارکوویتز با دو سناریوی متفاوت یک‌بار با اعمال دو محدودیت حداقل سرمایه‌‌گذاری به میزان 1 درصد و حداکثر سرمایه‌‌گذاری به میزان 20 درصد و یک‌بار بدون در نظر گرفتن این دو محدودیت بهینه سازی شدند و بازده، واریانس و نسبت‌های شارپ برای آن‌ها محاسبه شد. نتایج نشان داد هر دو پرتفویی صنعت غذایی و آشامیدنی و صنعت قند و شکر زمانی که با هدف حداکثر سازی بازده پرتفویی بهینه سازی شدند، از کارایی بیشتری برخوردار شدند. هم‌چنین پرتفویی صنعت غذایی و آشامیدنی نسبت به پرتفویی صنعت قند و شکر از کارایی بیشتری برخوردار شد. در این پرتفویی میزان سرمایه‌گذاری برای سهام شرکت سالمین 7/86 درصد و برای شرکت مهرام 3/13 درصد به‌دست آمد.

اقتصاد کشاورزی

رقابت‌پذیری صادراتی ایران در زنجیرۀ عرضۀ رب گوجه‌فرنگی در بازارهای هدف

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 406-397

https://doi.org/10.22067/jead.2021.71505.1065

غزاله قاسمی، حامد رفیعی، الهام مهرپرور حسینی

چکیده صادرات محصولات کشاورزی و صنایع تبدیلی از راهبردهای توسعه صادرات و رشد پایدار اقتصادی در کشورهای در حال توسعه به شمار می‌رود. از آنجا که ایران در صادرات گوجه‌فرنگی و رب گوجه در سال‌های اخیر در بین ده کشور برتر جهان جای داشته است، هدف این مطالعه مقایسه ساختار بازار جهانی این دو محصول به عنوان دو حلقه از زنجیره عرضه گوجه‌فرنگی و محاسبه‌ مزیت نسبی آشکار شده صادرات آنها در جهان و کشورهای هدف ایران تعیین شد. براساس نتایج، ساختار بازار جهانی هر دو محصول در دوره 2018-2010 با وجود سهم بالای چهار قدرت برتر بازار، در بیشتر سال‌ها انحصار چندجانبه باز بوده است که بیانگر سهم اندک بیشتر رقبا و رقابت زیاد بین آنها است. اما با توجه به سهم زیاد و ثبات رهبری بازار، امکان گرفتن سهم کشورهای بزرگ برای رقبای کوچک، اندک است. از این رو، پیشنهاد می‌شود، ایران با متوسط سهم 61/1 درصدی در بازار گوجه و 30/5 درصد در بازار رب، تعدادی از بازارها را که در آنها از قدرت رقابت‌پذیری بیشتری برخوردار است، برای نفوذ، توسعه بازار و برندسازی در اولویت قرار دهد. به طور میانگین صادرات گوجه‌فرنگی به کشورهای ترکمنستان، عراق و افغانستان برای ایران بیشترین مزیت نسبی را داشته و همچنین صادرات رب گوجه‌فرنگی نیز به کشورهای ذکر شده دارای بیشترین مزیت نسبی برای ایران بوده است که پیشنهاد می‌شود، تعدادی از بازارها را که در آنها براساس شاخص مزیت نسبی آشکار شده از قدرت رقابت‌پذیری و پایداری برخوردار است، از جمله بازارهای ترکمنستان و افغانستان را در اولویت نفوذ، توسعه بازار و برندسازی قرار دهد. شایان ذکر است، با توجه به مزیت نسبی بالاتر رب گوجه در مقایسه با گوجه‌فرنگی، ارزش افزوده بالاتر آن، امکان برندسازی بیشتر و قابلیت نگهداری و حمل و نقل، توصیه می‌شود، با توسعۀ سرمایه‌گذاری در صنایع تبدیلی و تکمیل زنجیرۀ عرضه و بازاریابی، توسعه بازار صادراتی رب گوجه‌فرنگی در اولویت کشور قرار گیرد.
 

اقتصاد کشاورزی

بهینه‌سازی الگوی کشت در چارچوب اهداف کشاورزی اقلیم-هوشمند: مطالعه موردی شبکه آبیاری درودزن- ایران

دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 422-407

https://doi.org/10.22067/jead.2021.73325.1095

درنا جهانگیرپور، منصور زیبایی

چکیده سیستم­های نوین آبیاری به عنوان یک راهبرد انطباقی برای مدیریت اثرات تغییر اقلیم و بهبود امنیت آب در نظر گرفته می­شود. استفاده از چنین سیستم­هایی علاوه بر صرفه­جویی در مصرف آب، چالش­هایی را در زمینه افزایش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه­ای ایجاد کرده است. اگرچه برخی از مطالعات اخیر تحلیل‌های ارزنده­ای از رابطه بین آب و انرژی در سیستم‌های آبیاری کشاورزی ارائه کرده‌اند، اما توجه همزمان به بهره‌وری، سازگاری و کاهش اثرات مخرب محیط زیستی در بهینه‌سازی الگوی کشت یک سیستم کشاورزی به عنوان یک ضرورت اساسی  کمتر مورد توجه قرار گرفته است. کشاورزی اقلیم-هوشمند به عنوان یک مفهوم برنامه­ای قوی که به این سه هدف می‌پردازد، پتانسیل یک راه‌حل برد سه­جانبه را ایجاد کرده است. این مطالعه با توسعه یک مدل یکپارچه اقتصادی-هیدرولوژیکی-محیط­زیستی به نام WECSAM در سطح حوضه، متشکل از یک مدل هیدرولوژیکی به نامWEAP و یک مدل بهینه‌سازی چند-هدفه و ترکیب آن با مفاهیم ردپای آب، ردپای انرژی و انتشار گازهای گلخانه­ای در چارچوب کشاورزی اقلیم-هوشمند، در جهت پر کردن این خلأ است.  این مدل برای منطقه شمالی حوضه آبریز بختگان به نام شبکه آبیاری درودزن اجرا شد. نتایج مدل WECSAM نشان داد که با بهینه‌سازی همزمان اهداف متناقض حداکثرسازی سود اقتصادی و حداقل­سازی ردپای آب، ردپای انرژی و انتشار دی­اکسید کربن، در مقایسه با مدل تک-‌هدفه حداکثرسازی سود، باعث کاهش 2/8 درصد ردپای آب، کاهش 2/21 درصد ردپای انرژی، کاهش 9/6 درصد انتشار انتشار دی اکسید کربن و کاهش 4/7 درصد سود اقتصادی می­شود. سهم سیستم قطره‌ای در آبیاری الگوی کشت آب-هوشمند، انرژی-هوشمند و اقلیم-هوشمند 5/54 درصد و برای سیستم بارانی نیمه متحرک 2/26 درصد است، در حالی که سیستم بارانی کلاسیک ثابت کمتر از یک درصد از آبیاری الگوی کشت بهینه را به خود اختصاص می­دهد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی ناهمگنی ترجیحات کشاورزان برای استفاده از انرژی خورشیدی

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 219-230

https://doi.org/10.22067/jead.2021.68131.1009

مهسا تسلیمی، حمید امیرنژاد، سید مجتبی مجاوریان، حسین آزادی

چکیده به­کارگیری انرژی­های تجدیدپذیر باتوجه به گستردگی و ماهیت آن در شرایط کنونی اقتصادی و محیط­زیستی کشور و همچنین، وجود تحریم­های بین­المللی می­تواند راه حل مناسبی برای کاهش آلودگی، مدیریت منابع طبیعی و محیط­زیست و کاهش فشارهای هزینه­ای دولت محسوب شود. در این میان، یکی از مهم­ترین زیربخش­های اقتصاد که قابلیت و ظرفیت بسیار مناسب توسعه و استفاده از انرژی­های تجدیدپذیر را دارد، بخش کشاورزی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی ترجیحات کشاورزان شهر ساری برای استفاده از انرژی خورشیدی بوده که به این منظور، از تکنیک آزمون انتخاب و روش­های لاجیت چندجمله­ای، لاجیت پارامتر تصادفی، کلاس پنهان و کلاس پنهان لاجیت پارامتر تصادفی استفاده گردید. جهت بررسی ترجیحات کشاورزان برای استفاده از انرژی خورشیدی، 98 پرسشنامه شامل 2352 مشاهده از کشاورزان در شهر ساری تکمیل گردید. مقایسه نتایج روش­های برازش شده نشان داد که بر طبق معیار خوبی برازش، روش کلاس پنهان لاجیت پارامتر تصادفی از سایر روش­ها بهتر می­باشد. تمایل به پرداخت نهایی کشاورزان برای استفاده از انرژی خورشیدی در ساری با به­کارگیری روش لاجیت چندگانه برابر با 49/1002 ریال، روش لاجیت پارامتر تصادفی 85/546 ریال، روش کلاس پنهان 87/2628 ریال و روش کلاس پنهان لاجیت پارامتر تصادفی 72/970 ریال به ازای هر کیلووات بدست آمد و ناهمگنی ترجیحات کشاورزان در ساری تأیید شد. شناخت ویژگی‌های مؤثر بر ترجیحات می‌تواند سیاستگذاران را در اتخاذ سیاست‌های جدید یاری رساند که بر این اساس، پیشنهاد می‌شود همانند بسیاری از کشورها، به­صورت دوره‌های 3 الی 4 ساله، بررسی در زمینه تمایل به پرداخت افراد و مطلوبیت آن‌ها تکرار شود تا تغییرات در ترجیحات افراد شناسایی گردد.

اقتصاد کشاورزی

تعیین کارایی و حد مطلوب استفاده از نهاده‌های تولید قارچ خوراکی تحت شرایط عدم حتمیت در ایران

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 231-244

https://doi.org/10.22067/jead.2021.69647.1029

مصطفی مردانی نجف آبادی، عباس عبدشاهی، فاطمه یاوری، فاطمه نقی بیرانوند

چکیده کشت و پرورش قارچ خوراکی، با توجه به ارزش‌های غذایی و دارویی و هم‌چنین مزایای اقتصادی آن به سرعت در حال گسترش است. با این وجود عدم کسب دانش مورد نیاز و مدیریت اصولی ممکن است تولیدکنندگان را با مشکلات زیادی مواجه کرده و یا حتی به مرز ورشکستگی اقتصادی نزدیک سازد. در همین راستا، هدف از انجام این مطالعه مقایسه کارایی فنی، فنی خالص و مقیاس کشت قارچ در استان‌های کشور و تعیین میزان مطلوب استفاده از نهاده‌ها می‌باشد. در ضمن به دلیل اینکه در دنیای واقعی معمولاً ورودی‌ها و خروجی‌ها به صورت غیر دقیق و یا حتی مبهم هستند، در این تحقیق از مدل تحلیل پوششی داده‌های استوار به جای مدل DEA سنتی بهره گرفته شد. داده‌های ورودی و خروجی مدل مورد استفاده در این مطالعه از مرکز آمار ایران برای سال 1395 جمع‌آوری شد. طبق نتایج این مطالعه در تمامی سطوح احتمال انحراف محدودیت، کارایی فنی خالص بالاتر از کارایی مقیاس و کارایی فنی بوده است. این امر بیانگر دانش و مهارت بالای این تولیدکنندگان بوده و پایین بودن کارایی فنی تولیدکنندگان به دلیل بهینه نبودن مقیاس تولید آن‌ها است. مهم‌ترین نهاده‌ای که باعث عدم کارایی واحدها شده است، نهاده "هزینه اسپان" بوده و با استفاده بهینه از این نهاده می‌توان تا حدود 70 درصد هزینه این نهاده را کاهش داد. از دیگر نتایج این مطالعه این است که با کاهش احتمال انحراف هر محدودیت از کران خود، میزان کارایی فنی کاهش و درصد کاهش در مقدار نهاده‌ها نسبت به مقدار واقعی، افزایش یافته است. این امر بر اهمیت استفاده از مدل‌های RDEA جهت انطباق بیشتر نتایج با دنیای واقعی می‌افزاید. توصیه می‌شود که سیاست‌گذاران امکان دسترسی به تسهیلات برای تولیدکنندگان با مقیاس کوچک را فراهم نموده و موجبات افزایش صرفه‌های ناشی از مقیاس را برای آنان فراهم نمایند.

اقتصاد کشاورزی

تأثیر حمایت‌های دولتی در توسعه بازاریابی مرغ سبز

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 245-258

https://doi.org/10.22067/jead.2021.69884.1032

پریسا طالبی، مریم امیدی نجف آبادی، فرهاد لشگرارا

چکیده مسئله غذا و امنیت غذایی یکی از اساسی‌ترین چالش‌های جمعیت رو به افزایش دنیاست. نگرانی از آثار مصرف آنتی بیوتیک در پرورش طیور رو به افزایش است و استفاده کمتر از آنتی بیوتیک‌ها و پرورش مرغ سبز می‌تواند نقش مهمی در ارتقاء سلامت جامعه ایفا کند. در نتیجه با افزایش فرهنگ استفاده از غذای سالم در جامعه و از طرف دیگر صرفه اقتصادی بلند مدت و کاهش هزینه‌های درمان برای دولت، توسعه بازاریابی آن امری ضروری به نظر می‌رسد. در این راستا هدف مقاله حاضر به دنبال آگاهی از تاثیر حمایت‌های دولت در توسعه بازاریابی مرغ سبز و میزان مشارکت دولت در برنامه‌های اجتماعی مرتبط با بازاریابی مرغ سبز می‌باشد. مطالعه حاضر از لحاظ هدف کاربردی و به شیوه کمی انجام شد. روش تحلیل مورد استفاده در این مطالعه، همبستگی می‌باشد. جامعه آماری این تحقیق 250 نفر از کسانی هستند که در زمینه بازاریابی مرغ سبز به طریقی اطلاعات و دخالت دارند که برمبنای فرمول کوکران، حجم نمونه 150 نفر برآورد شد. داده‌های تحقیق از طریق پرسشنامه جمع‌آوری گردید؛ در این راستا روایی محتوایی آن توسط اساتید و متخصصان تأیید و پایایی آن با استفاده از پیش آزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و تتای ترتیبی، مقدار 94٪ برآورد گردید. نتایج حاکی از آن است که حمایت‌های مالی دولت (0.75)، تسهیل صادرات و کنترل واردات (0.68) و اطلاع‌رسانی از طریق دولت (0.45) بر توسعه بازاریابی مرغ سبز تاثیر مثبت و معناداری داشته‌اند و حمایت‌های مالی دولت بیشترین تاثیر را در توسعه بازاریابی مرغ سبز داشته است. از این رو اقداماتی مانند تخصیص اعتبارات هدفمند، جذب سرمایه‌گذاران خارجی، حمایت از برندسازی این محصول، فرهنگ‌سازی از طریق تبلیغات و برگزاری برنامه‌های آموزشی در جهت بالا بردن توانایی کنشگران در تولید ارگانیک پیشنهاد شده است.

اقتصاد کشاورزی

مطالعه ارتباط غیر خطی مصرف انرژی و تورم در بخش کشاورزی

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 259-272

https://doi.org/10.22067/jead.2021.68041.1036

نیوشا نراقی، رضا مقدسی، امیر محمدی نژاد

چکیده با توجه به اهمیت نهاده‌های کشاورزی به ویژه انرژی در بازار قیمت محصولات کشاورزی، در این مقاله رابطه مصرف انرژی و تورم بخش کشاورزی ایران در قالب مدل غیرخطی مارکوف-سوئیچینگ با استفاده از داده‌های فصلی طی دوره زمانی 1395-1370 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یکی از دلایل مهم استفاده از مدل مارکوف-سوئیچینگ، غیرخطی بودن سری زمانی قیمت محصولات کشاورزی و وجود نوسانات مختلف طی سال‌های مورد مطالعه است. به طور کلی نتایج مدل نشان می‌دهد مصرف انرژی و تورم بخش کشاورزی رابطه‌ای غیرخطی و نامتقارن دارند و تورم کشاورزی در دو رژیم مختلف، رفتار متفاوتی بر جای می‌گذارند. شواهد تجربی نشان می‌دهد که شوک ناشی از مصرف انرژی در هر دو رژیم اول (نرخ رشد تورم پایین) و رژیم دوم (نرخ رشد تورم بالا) تاثیر معنادار منفی بر تورم کشاورزی دارد، در حالی‌که تأثیر مصرف انرژی بر تورم کشاورزی در رژیم نرخ رشد تورم بالا کمتر از رژیم نرخ رشد تورم پایین است. همچنین براساس نتایج حاصل از براورد مدل مارکوف-سوئیچینگ، احتمال ماندگاری در رژیم دوم، 93 درصد و احتمال گذار از این رژیم به رژیم اول 7 درصد است و نرخ تورم کشاورزی در دو رژیم مورد نظر وابسته به دوره قرارگیری آن‌ها بوده است که برای سیاست گذاری اقتصاد در حوزه کشاورزی حائز اهمیت می‌باشد. در نتیجه، برنامه‌ریزان و سیاستگذاران باید به این عدم تقارن در نرخ تورم کشاورزی توجه داشته باشند تا با استفاده از ابزارهای سیاست گذاری مناسب، ثبات قیمت در بخش کشاورزی را تا حد ممکن افزایش دهند.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل میزان اثربخشی تسهیلات بانکی به طرح‌های استخر ذخیره آب و توسعه کشت گلخانه‌ای در استان خراسان رضوی

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 273-289

https://doi.org/10.22067/jead.2021.70215.1041

سید احمد محدث حسینی، سید محمد فهیمی‌فرد، احمد صادقی

چکیده  اعطای تسهیلات بانکی هدفمند یکی از مهمترین عوامل  افزایش سرمایه‌گذاری و تقویت تولید می‌باشد و می‌‌تواند بستر لازم را برای ارتقای سطح رفاه جامعه فراهم سازد. از این رو، امروزه یکی از اهداف اصلی سیاست اقتصادی دولت، سوق دادن منابع و اعتبارات بانکی به سمت فعالیت‌های تولیدی و سرمایه‌ای می‌باشد. اما اعطای تسهیلات چقدر اثر بخش بوده است مهمترین سئوال بازار سرمایه است. در این مطالعه به بررسی و ارزیابی اثربخشی تسهیلات اعطایی به طرح‌های استخر ذخیره آب و توسعه کشت گلخانه‌ای در استان خراسان رضوی پرداخته شده است. بدین منظور، ابتدا با بکارگیری تکنیک دلفی، شاخص‌های اثربخشی تسهیلات اعطائی به طرح‌های استخر ذخیره آب و توسعه کشت گلخانه‌ای در قالب ابعاد: منطق برنامه، کیفیت اجرا، نتایج عملیاتی و اثربخشی، استخراج شد. در نهایت، با استفاده از تکنیک معادلات ساختاری، میزان تأثیر عوامل مؤثر بر اثربخشی تسهیلات اعطائی به طرح‌ها اندازه‌گیری شد. پرسشگری در اواخر سال 1395 شروع و مطالعه تا سال 1397 ادامه پیدا نمود. نتایج پژوهش نشان داد، که منطق تسهیلات اعطائی از سطح بالایی برخوردار بوده و در میان شاخص‌های آن، میزان انطباق تسهیلات با اسناد بالادستی، از بیشترین منطق برخوردار می‌باشد. کیفیت اجرای تسهیلات از سطح پایینی برخوردار بوده و در میان شاخص‌های آن، تناسب نوع و مبلغ ضمانت‌ بانکی و نرخ سود بازپرداخت با نرخ بازده انتظاری، از کمترین کیفیت اجرا برخوردار می‌باشد. نتایج عملیاتی از سطح متوسطی برخوردار بوده و در میان شاخص‌های آن، موفقیت اعطای تسهیلات طرح، از کمترین نتایج عملیاتی برخوردار می‌باشد. اثربخشی تسهیلات اعطائی به طرح‌های استخر ذخیره آب و توسعه کشت گلخانه‌ای به‌ترتیب معادل 8/56 درصد و 6/ 55 درصد می‌باشد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تسهیلات اعطایی به‌دلیل عواملی نظیر: شرایط نامناسب اقتصادی دوره مورد بررسی، تغییر قوانین و مقررات، سرمازدگی، خشکسالی و به‌ویژه عدم مساعدت سیستم بانکی، از اثربخشی مناسبی برخوردار نبوده است. لذا، ایجاد تناسب بین بازدهی و نرخ سود بازپرداخت، مساعدت بانک‌ها با بهره‌برداران خسارت دیده و بالاخص توسعه بیمه محصولات کشاورزی، به مسئولان این بخش پیشنهاد می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل زنجیره ارزشِ گل محمدی در استان خراسان رضوی

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 291-306

https://doi.org/10.22067/jead.2021.71327.1058

محمد مظهری، مریم رسول زاده

چکیده پرداختن به بررسی وضعیت زنجیره ارزش محصولات کشاورزی، به بهبود وضعیت شبکه تولید و عرضه این محصولات کمک خواهد کرد. در این تحقیق گیاه دارویی گل محمدی در استان خراسان رضوی انتخاب شده است تا بتوان به رفع موانع و یا ایجاد حلقه­های جدید در زنجیره ارزش آن در راستای ایجاد اشتغال و کسب ارزش افزوده کمک نمود. داده­ها به صورت اسنادی و پیمایشی (پرسشنامه و مصاحبه) از هر کدام از بازیگران زنجیره (حلقه­های زنجیره) در سال 1397 گردآوری شده است. برای تحلیل زنجیره از روش SWOT و ماتریس QSPM استفاده شده است. تلاش جهت رسیدن به یک زنجیره مطلوب و ترسیم آن به کمک شناسایی حلقه­های مفقوده، از جمله نوآوری این تحقیق محسوب می­گردد. نتایج نشان داد که به سه حالت مختلف گل­محمدی از تولیدکننده به دست مصرف­کننده می­رسد،  لذا سه کانال برای زنجیره ارزش گل محمدی ترسیم شده است. کانال یک شامل 6 حلقه: تامین­کننده، تولیدکننده، فرآوری­کننده کوچک مقیاس، واسطه، خرده فروش، مصرف­کننده است. کانال دو شامل 6 حلقه: تامین­کننده، تولیدکننده، واسطه، فرآوری­کننده کوچک مقیاس، خرده­فروش، مصرف­کننده می­باشد و کانال سه نیز شامل 5 حلقه: تامین­کننده، تولیدکننده، فرآوری‌کننده بزرگ مقیاس، صادرکننده (یا خرده فروش)، مصرف­کننده (داخلی و خارجی) است. بررسی حلقه­های مختلف زنجیره، نشان داد که حلقه‌های مفقوده در زنجیره ارزش گل محمدی شامل موارد 1- ایجاد محصولات آرایشی و بهداشتی؛ 2- تولید اسانس با برند ویژه: 3- ایجاد بنگاه‌های فرآوری‌کننده در چهار شهرستان زاوه، کلات، خواف و گناباد؛ 4- ایجاد کارگاه گل خشک‌کنی و 5- استفاده از کشاورزی قراردادی در پنج شهرستان دارای تولید عمده است. راهکارهای سیاستی در این راستا شامل؛ 1- توسعه فرآوری گل محمدی در استان در محل‌های مورد نیاز 2-جذب بازارهای صادراتی و 3- اجرای کشاورزی قراردادی، است که برای هر کدام اقداماتی پیشنهاد شده است.

اقتصاد کشاورزی

هزینه‌یابی جریان مواد و انرژی سیب‌زمینی در استان همدان

دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 105-119

https://doi.org/10.22067/jead.2021.17804.0

مجید دکامین

چکیده هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اقتصادی و مصرف انرژی تولید سیب‌زمینی در قالب استاندارد ایزو 14051 تحت عنوان هزینه‌یابی جریان مواد و انرژی در طی فصل زراعی 1396-1395 بود. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده بیشترین میزان انرژی نهاده مربوط به سوخت‌های فسیلی و کود نیتروژنه مصرفی تعلق دارد. بر اساس شاخص‌های انرژی و اقتصادی محاسبه‌شده به دو روش حسابداری رایج و حسابداری هزینه‌یابی جریان مواد، مشخص شد که ارزش کل تولید سیب‌زمینی بر اساس حسابداری رایج برابر با 1763 میلیون ریال در هکتار است، درحالی‌که این عدد در هزینه‌یابی جریان مواد برابر با 2012 میلیون ریال در هکتار محاسبه شد. کارایی مصرف انرژی در مزارع با استفاده از حسابداری انرژی رایج برابر 2/65 محاسبه شد، درحالی‌که با استفاده حسابداری هزینه‌یابی جریان مواد این شاخص برابر با 2/22 محاسبه شد. تفاوت کارایی مصرف انرژی و همچنین نسبت هزینه به فایده به دلیل در نظر گرفتن ارزش تولیدات منفی است که در فرایند تولید سیب‌زمینی در استان همدان حاصل می‌شود. به‌طوری‌که سیب‌زمینی‌کاران همدانی می‌توانند با اقدامات مدیریتی تفاوت درآمدی تا سقف 249 میلیون ریال داشته باشند. در صورت کاهش تولیدات منفی نسبت هزینه به فایده در فرایند تولید افزایشی 0/57 خواهد داشت. هزینه‌یابی جریان مواد و انرژی از طریق ارزیابی جامع انرژی و هزینه به درک بهتر روابط میان اقتصاد و محیط‌زیست کمک می‌کند. با به‌کارگیری راهکارهای پیشنهادی می‌توان صرفه‌جویی هزینه‌ای قابل‌توجهی در جهت کاهش محصولات منفی داشت. چراکه این روش هدر رفت ماده و هزینه را تشخیص می‌دهد و با به‌کارگیری آن، کشاورزان از هدررفت‌های معمول در مزرعه مطلع شده و از اینکه می‌توانند در مزرعه خود فرایندها را اصلاح کنند مطمئن شده و بر اساس یک ارزیابی منطقی کاهش هزینه‌های تولید را کاهش دهند.