با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
موضوعات = اقتصاد کشاورزی
اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر قصد رفتاری و رفتار استفاده از فناوری هوش مصنوعی: مطالعه موردی کشت و صنعت‌های شرکت کشاورزی رضوی

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 56-33

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88807.1277

علیرضا ثانی حیدری، احرام صفری

چکیده فناوری هوش مصنوعی یکی از راه‌حل‌های مطلوب فعلی برای حل مشکلات بخش کشاورزی و افزایش کمی و کیفی میزان تولید محصولات این بخش است. چرا که پیش‌بینی‌ و بهبود سیستم‌های مدیریت مزرعه، می‌تواند کیفیت و عرضه محصول را تضمین کند. افزون‌براین، بخش کشاورزی به‌دلیل جایگاه آن در اقتصاد و امنیت غذایی کشور به‌عنوان یکی از حوزه‌های اولویت‌دار برنامه‌های ملی توسعه فناوری هوش مصنوعی به حساب می‌آید. گسترش چنین فناوری جدیدی در مقیاس وسیع کشاورزی و در سطح کشور به عوامل مختلفی بستگی دارد. بنابراین، هدف اصلی تحقیق حاضر، تعیین پیش‌بینی‌کننده‌های کلیدی قصد رفتاری و رفتار استفاده از فناوری هوش مصنوعی در بخش کشاورزی است. ویژگی متمایز این تحقیق ترکیب جنبه‌های مدل توسعه یافته نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری (UTAUT2) با جنبه‌های فناوری، سازمانی و محیطی (TOE) است. حجم نمونه مبتنی بر روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، 211 نفر برآورد و داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه به‌صورت مصاحبه از کارکنان 9 کشت و صنعت کشاورزی واقع در چهار استان خراسان شمالی، رضوی، جنوبی و سمنان در سال 1402 جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد عملکرد مورد انتظار و تأثیرات اجتماعی، مهمترین عوامل مثبت تعیین‌کننده قصد رفتاری افراد برای پذیرش فناوری هوش مصنوعی هستند. متغیر ترس از فناوری به‌عنوان مهمترین عامل بازدارنده پذیرش فناوری تعیین شد. در بین جنبه‌های فناوری، سازمانی و محیطی، نتایج نقش قابل توجه جنبه‌های سازمانی و محیطی بر قصد رفتاری افراد را برجسته می‌کند. در نهایت، متغیرهای امید به تلاش، شرایط تسهیل‌کننده، انگیزه لذت‌جویی، قیمت-ارزش، اعتماد به فناوری، عادت و جنبه‌های فناوری دیگر عوامل تعیین‌کننده قصد رفتاری افراد جهت پذیرش فناوری می‌باشند. این نتایج اطلاعات مهمی را برای ذینفعان مختلف فراهم می‌کند. توصیه می‌شود سیاست‌گذاران در اجرای برنامه‌های توسعه‌ فناوری هوش مصنوعی در کشاورزی متغیرهای تعیین‌کننده قصد رفتاری را مورد توجه قرار دهند؛ دولت باید در توسعه زیرساخت‌های ضروری این فناوری سرمایه‌گذاری کند و با وضع قوانین کارآمد و پرداخت تسهیلات کم‌بهره، بستر توسعه این فناوری را فراهم سازد؛ طراحان با ارائه اطلاعات و مشارکت دادن کشاورزان در فرآیند توسعه آن، آنها را بهتر در مورد عملکرد فناوری خود آگاه کنند.

اقتصاد کشاورزی

ریسک مالی، اقتصادی و سیاسی شرکای تجاری بر واردات آب مجازی دانه‌های روغنی به ایران

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 71-57

https://doi.org/10.22067/jead.2025.88634.1295

فاطمه فتحی، مینا بهنام

چکیده توزیع نابرابر زمانی و مکانی آب منجر به بحران آب در بسیاری از کشورها شده است. تجارت فیزیکی محصولات کشاورزی از یک کشور به کشور دیگر، انتقال مجازی منابع آب یا تجارت آب مجازی را به همراه دارد. ایران از جمله کشورهایی است که به‌دلیل اقلیم خشک و نیمه‌خشک برای مدیریت منابع آب از واردات محصولات استفاده می­کند و حجم زیادی از محصولات کشاورزی بخصوص دانه­های روغنی را از طریق واردات تأمین می‏نماید. در این مطالعه با هدف ارزیابی روند واردات آب مجازی دانه‌های روغنی شامل سویا و آفتابگردان از شرکای تجاری، به تعیین اثرات متغیرهای کلان اقتصادی از جمله ریسک مالی، اقتصادی و سیاسی شرکای تجاری در کنار سایر متغیرهای محیط‏زیستی برای دوره زمانی 2005 تا 2020 با استفاده از مدل تعمیم‏یافته جاذبه پرداخته شد. نتایج نشان داد که ریسک مالی و اقتصادی در کنار متغیرهای نسبت تولید ناخالص داخلی ایران به کشور طرف تجاری، دسترسی به آب شریک تجاری در واردات دانه‌های روغنی تأثیرگذار بوده و نسبت تعرفه واردات در هیچ کدام اثرگذار نبوده است. اثر ریسک مالی شرکای تجاری سویا، بر واردات این دانه روغنی نقش مهمی داشته و رشد نرخ ارز واقعی اثر کمتری را در واردات داشته است، چرا که جهت تأمین نیاز کشور واردات دانه‌های روغنی مورد حمایت بوده و در دوره مورد مطالعه برای واردات از ارز دولتی بهره گرفته شده است. انتخاب شرکای تجاری با ریسک مالی و فاصله جغرافیایی کمتر می تواند واردات بیشتر و درنتیجه ورود آب مجازی بیشتری را به همراه داشته باشد.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل زنجیره ارزش انگور با تأکید بر محصول کشمش در استان همدان

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 95-73

https://doi.org/10.22067/jead.2024.90233.1299

سید محسن سیدان، مهسا معتقد

چکیده بررسی وضعیت زنجیره ارزش کشمش، به بهبود وضعیت شبکه تولید، عرضه، بازاریابی و صادرات محصول کشمش کمک خواهد کرد. در این تحقیق محصول کشمش در استان همدان انتخاب شده است تا به رفع موانع در زنجیره ارزش در راستای ایجاد اشتغال کمک نماید. داده‌ها به‌صورت اسنادی و پیمایشی از بازیگران زنجیره در سال 1403 گردآوری شده است. برای تحلیل زنجیره ارزش از روش SWOT و ماتریسQSPM  استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که باتوجه به امتیازات کسب شده ماتریس عوامل داخلی و خارجی، راهبرد مناسب برای توسعه زنجیره ارزش کشمش در استان همدان راهبرد تهاجمی است که شامل راهبردهای تجاری‏سازی محصول و فرآورده‏های انگور، ایجاد مزیت رقابتی و جذب بازارهای صادراتی جدید، متنوع‌سازی محصولات فرآوری شده، اجرای کشاورزی قرار‏‏دادی، توسعه فرآوری انگور و توسعه تحقیقات مرتبط با تولید و فرآوری می‌باشد. اولویت‌های راهبردی به‌دست آمده در این تحقیق می‏‏توانند در مسیر توسعه زنجیره ارزش کشمش همدان گامی اصولی به شمار روند. بررسی حلقه‌های مختلف زنجیره، نشان داد که حلقه‌های مفقوده در زنجیره ارزش کشمش شامل ایجاد بنگاه‌های فرآوری‌کننده، ایجاد کارگاه کشمش خشک‌کنی و استفاده از کشاورزی قراردادی بوده است.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل اثر نامتقارن متغیرهای کلان اقتصادی بر قیمت مواد غذایی در ایران

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 116-97

https://doi.org/10.22067/jead.2025.91069.1319

رضا حیدری، ابراهیم جاودان، مهدی شعبان‌زاده خوشرودی

چکیده قیمت مواد غذایی شاخص مهمی از رفاه جامعه است و سیاستگذران همواره در تلاش‌اند تا تورم مواد غذایی را کاهش دهند. در این راستا و با هدف کنترل قیمت مواد غذایی، سیاست‏های متفاوتی در ایران نیز به اجرا درآمده که میزان اثرگذاری این سیاست‏ها مورد بحث بوده است. هدف این مقاله، بررسی اثر نامتقارن متغیرهای کلان اقتصادی (حجم پول، تولید ناخالص داخلی سرانه، نرخ ارز و درجه باز بودن تجاری) بر تورم مواد غذایی ایران با استفاده از رویکرد غیر خطی خودتوضیح با وقفه‏های گسترده (NARDL) در دوره 2022-1991 می‌باشد. نتایج حاصل از تخمین مدل NARDL نشان داد که اثر رشد عرضه پول و تولید ناخالص داخلی سرانه بر تورم مواد غذایی تنها در بلندمدت نامتقارن بوده و واکنش تورم مواد غذایی نسبت به افزایش و کاهش رشد آنها مثبت و معنادار است و اثر افزایش آنها بر تورم مواد غذایی بیشتر از اثر کاهش آنهاست. همچنین، اثر رشد نرخ ارز بر تورم مواد غذایی در کوتاه‌مدت و بلندمدت نامتقارن بوده و واکنش تورم مواد غذایی نسبت به افزایش نرخ ارز مثبت و معنادار است، در حالی‌که اثر کاهش آن اثر معناداری بر تورم مواد غذایی ندارد. اثر متغیر درجه باز بودن تجاری بر تورم مواد غذایی نیز در کوتاه‌مدت و بلندمدت متقارن بوده و افزایش و کاهش آن به میزان یکسان سبب کاهش تورم مواد غذایی می‌شود. بنابراین، طراحی سیاست‌های مؤثر در مدیریت عرضه پول، ذخیره غلات غذایی در طول فصل برداشت، اتخاد سیاست‌های ارزی مناسب، عدم افزایش نرخ ارز برای جبران کسری بودجه و نیز کاهش تعرفه‌ها و محدودیت‌های تجاری در جهت افزایش درجه باز بودن تجاری توصیه می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

رویکرد داده کاوی برای انتخاب بازار خرده‌فروشی مصرف‌کنندگان: مطالعه موردی بازارهای خرده‌فروشی شهری در ایران

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 370-351

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88151.1269

هومن هاشم‌زاده، نازنین یوسفیان، ساسان اسفندیاری بهرآسمان، علی‌رضا کرباسی، علی فیروززارع

چکیده بازارهای خرده‌فروشی شهری، بازارهای خرده‌فروشی دولتی هستند که اخیراً در ایران با هدف افزایش رفاه مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان تأسیس شده‌اند. برای دستیابی به این هدف و گسترش حضور در بخش خرده‌فروشی شهری، درک جامعی از رفتار مصرف‌کننده در این بازارها ضروری است. این مطالعه با استفاده از الگوریتم C4.5 به بررسی عوامل مختلف اجتماعی-اقتصادی مؤثر بر تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان در بازارهای خرده‌فروشی پرداخته است. داده‌ها از طریق نظرسنجی از 189 مصرف‌کننده با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی در شهر مشهد در سال‌های 1398 و 1399 جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که آگاهی از تخفیف‌های موجود به‌طور قابل توجهی انتخاب مصرف‌کننده را در بازارهای خرده‌فروشی شهری تحت تأثیر قرار می‌دهد. با این حال، علی‌رغم تخفیف‌های موجود، آگاهی در میان مصرف‌کنندگان پایین است که نیاز به بازنگری در استراتژی‌های تبلیغاتی می‌باشد. همچنین نتایج نشان داد تجربه خرید از بازارهای شهری، درآمد خانوار و تحصیلات از جمله عوامل تأثیرگذار بر انتخاب مصرف‌کننده می‌باشند. یافته‌های این مطالعه می‌تواند بینش‌های ارزشمندی برای سیاست‌گذاران و سهامداران فراهم آورد که در پی افزایش اثربخشی بازارهای خرده‌فروشی محلی در ایران هستند. علاوه بر این، با بهره‌گیری از این بینش‌ها در زمینه رفتار مصرف‌کننده و پویایی بازار، این بازارها می‌توانند رونق گرفته و نقش بسزایی در بهبود بخش خرده‌فروشی و اقتصاد ایران ایفا کنند. در این راستا، توصیه‌هایی مانند کمپین‌های تبلیغاتی، استراتژی‌های آموزش‌محور، همکاری با تولیدکنندگان محلی و سیاست‌های بازاریابی فراگیر با هدف بهبود دسترسی همه مصرف‌کنندگان به بازارهای خرده‌فروشی شهری ارائه گردید.

اقتصاد کشاورزی

بررسی مؤلفه‌های اخلاقی مؤثر بر ارزش دوره عمر مشتری محصولات لبنی در شهر تهران

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 371-391

https://doi.org/10.22067/jead.2024.89411.1290

فرنوش وجدی حکم آباد، حامد رفیعی، امیرحسین چیذری، سعید یزدانی، سید صفدر حسینی

چکیده امروزه نگهداری و تقویت وفاداری مشتری در راستای محصولات یا خدمات یک شرکت، عموماً نکته اصلی و مرکزی فعالیت‌های بازاریابی شده است. ازجمله مواردی که می‌تواند بر بهبود وفاداری مشتریان به برند/ محصول تأثیرگذار باشد، بازاریابی اخلاقی است. بازاریابی اخلاقی حوزه‌ای از اخلاق کاربردی است که با اصول اخلاقی پنهان در رفتار، تبلیغ و تنظیم در بازاریابی ارتباط دارد. مصرف‌گرایی اخلاقی نیز در دو دهه اخیر به دلیل مسائل اجتماعی و زیست‌محیطی اهمیت پیدا کرده است. در این راستا در این مطالعه به هدف بررسی مؤلفه‌های اخلاقی بر ارزش دوره عمر مشتری برای مصرف‌کنندگان محصولات لبنی در تهران در سال 1402 انجام شده است. برای دستیابی به هدف، 710 پرسشنامه در شهر تهران تکمیل گردید و با استخراج اطلاعات مورد نیاز برای محاسبه دوره عمر مشتری از روش GWRFM استفاده گردید و نتایج نشان‌دهنده درصد فراوانی بالای خوشه‌های با ارزش دوره عمر پایین بودند. در مرحله دوم با استفاده از لاجیت چندگانه به بررسی تأثیر مؤلفه‌های اخلاقی بر CLV پراخته شد که نتیجه حاکی از اهمیت پایبندی به قوانین حوزه فعالیت و پذیرش مسئولیت اجتماعی بر ارزش دوره عمر مشتری بصورت مثبت و معنی‌دار بود. از این رو پیشنهاد می‌شود فعالان صنعت لبنیات با مطمئن کردن مشتریان از پایبندی به قوانین حوزه فعالیت این صنعت و همچنین پذیرش مسئولیت اجتماعی می‌توانند آنها را به خوشه‌های بالاتر منتقل کرده و جزو مشتریان وفادار خود قرار دهند. اگر در زمینه احترام به هنجارهای اخلاقی نیز اقدامات مثبتی انجام گردد بخش قابل توجهی از مصرف‌کنندگان محصولات پنیر، ماست و دوغ را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سبب حرکت آن‌ها به سوی قرارگیری در زمره مشتریان باارزش این صنعت می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی ریسک قراردادهای پسته فندقی در بازار بورس کالای ایران

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 411-393

https://doi.org/10.22067/jead.2024.89445.1289

سهراب صدفی‎آبکنار، امیرحسین چیذری، حامد رفیعی، حبیب الله سلامی

چکیده این مطالعه بر روی پوشش ریسک پسته فندقی با استفاده از قراردادهای آتی و سپرده سرمایه‌گذاری تمرکز دارد و تغییرات ریسک و انتخاب پرتفوی بهینه را از 27 مهرماه 1397 تا 28 دی‎ماه 1400 بررسی می‎کند. با استفاده از نظریه سبد کالایی مارکویتز، این مطالعه از مدل‎های اقتصادسنجی مختلفی از جمله تحلیل رگرسیون، مدل‌های GARCH و آزمون ریشه واحد فصلی برای تعیین سبد کالایی بهینه جهت پوشش ریسک استفاده می‎کند. نتایج کلیدی شامل نوسانات فصلی معنادار در فرکانس‎های مختلف است که نشان‎دهنده الگوهای فصلی قوی و پایدار است. تحلیل رگرسیون روابط معناداری بین بازده‎های گذشته و کنونی را نشان می‎دهد که تأثیر بازده‎های گذشته بر عملکرد کنونی را برجسته می‎کند. مدل‌های GARCH ضرایب مثبت معناداری برای اثرات شوک و وقفه‎های واریانس نشان می‎دهند که به معنای تأثیرات قابل توجه شوک‎ها و اثرات خودرگرسیونی قوی نوسانات گذشته بر نوسانات کنونی است. نسبت بهینه قراردادهای سپرده کالایی پسته فندقی بر اساس فصل و روز متغیر است که تقاضای بازار و ترجیحات سرمایه‎گذاران را منعکس می‎کند. این مطالعه چندین پیشنهاد سیاستی ارائه می‎دهد که عبارتند از؛ تقویت و مدیریت نوسانات فصلی از طریق مشتقات مالی، حمایت از ابزارهای پوشش ریسک، توجه به الگوهای فصلی و روزانه در ترکیب سبد کالایی، پایش و کنترل نوسانات در دوره‎های حساس و توسعه سیاست‎های حمایتی در ماه‎های کم نوسان. این پیشنهادها هدف دارند عملکرد بازار پسته فندقی را بهبود بخشیده و کارایی تصمیم‎گیری‎های سرمایه‎گذاری را افزایش دهند.

اقتصاد کشاورزی

تدوین سناریوهای توسعه پایدار کشاورزی در حوضه آبریز زاینده رود استان اصفهان

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 429-413

https://doi.org/10.22067/jead.2024.89627.1292

زهرا زارعی دستگردی، خلیل کلانتری، علی اسدی

چکیده بخش کشاورزی در کشورهای در حال توسعه نقش مهمی را در پیشبرد توسعه ملی ایفا می‌نماید و سیاستگذاری عقلایی و برنامه‌ریزی راهبردی جهت پیشبرد توسعه پایدار این بخش یکی از دغدغه‌های اصلی کنشگران نهادی ذیربط به شمار می‌رود. در این راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی سناریوهای توسعه پایدار کشاورزی در حوضه آبریز زاینده رود استان اصفهان انجام گرفت. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری خبرگان مرتبط با توسعه کشاورزی در استان بودند. جهت جمع‌آوری داده‎ها از منابع کتابخانه ای، پرسشنامه و مصاحبه استفاده گردید. برای شناسایی مؤلفه‌ها و پیشران‌های اولیه مؤثر بر توسعه پایدار کشاورزی در حوضه آبریز زاینده رود استان اصفهان از روش دلفی و مصاحبه با نخبگان و مسئولین اجرایی استفاده شد و برای انتخاب خبرگان نیز تکنیک گلوله برفی به کار رفت. در نهایت تعداد 8 پیشران کلیدی در راستای تبیین متغیرهای پژوهش در قالبی استراتژیک مورد شناسایی و تفکیک قرار گرفتند. بر این اساس در قسمت مربوط به بیان اولویت‌های پژوهش در دو حالت مستقیم و غیرمستقیم، این 8 عامل کلیدی در اولویت‌های مختلف تکرار شده اند. پرسشنامه‌ها بین 25 نفر از خبرگان توزیع گردید. در این پژوهش برای آینده نگاری توسعه پایدار کشاورزی 5 سناریوی باورکردنی با درنظر گرفتن وضعیت‌های حاصل از عوامل کلیدی و وجه اشتراک و یا تفاوت‌های آنها در دسته‌های سناریوهای مطلوب، ایستا و بحرانی شناسایی و با توجه به نمره کل اثر آنها که بین 85 تا 109 هستند؛ تعداد 2 سناریو محتمل‌ترین سناریوها تشخیص داده شد که یک سناریو مطلوب و یک سناریو بحرانی هستند.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل رقابت‌پذیری و تأثیر سیاست‌ها بر تولید مرغ گوشتی در استان کردستان: رویکرد ماتریس تحلیل سیاستی

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 442-431

https://doi.org/10.22067/jead.2024.90678.1311

محمود حاجی رحیمی، پریسا علیزاده، فرشته شریفی

چکیده صنعت پرورش مرغ گوشتی از مهمترین زیر بخش‌های کشاورزی در ایران و استان کردستان است. در استان کردستان، تعداد واحد‌های پرورش مرغ گوشتی فعال 716 واحد می‌باشد و در سال‌های اخیر (از سال 1398 تا حالا) تعداد این واحدها 5 درصد رشد داشته است. با وجود اهمیت بالای این صنعت، تا زمان تدوین این مقاله، حتی یک پژوهش علمی در مورد محاسبه شاخص‌های مزیت نسبی و توان رقابتی تولید مرغ گوشتی در استان کردستان انجام نشده است. هدف پژوهش حاضر برآورد و بررسی شاخص‌های مزیت نسبی، شاخص‌های حمایت دولت و توان رقابت داخلی و صادراتی تولید گوشت مرغ در استان کردستان در سال 1402 با استفاده از الگوی ماتریس تحلیل سیاستی می‌باشد. نتایج حاصل از برآورد شاخص‌‌های مزیت نسبی شامل نسبت هزینه منابع داخلی و نسبت منفعت به هزینه اجتماعی حاکی از وجود مزیت نسبی برای تولید این محصول در استان کردستان در همه ظرفیت‌های تولید می‌‌باشد. نتایج حاصل از شاخص حمایت اسمی از محصول نشان داد که قیمت بازاری گوشت مرغ زنده در کشور پایین‌تر از قیمت سایه‌ای آن است و به عبارت دیگر از تولید کننده مالیات غیرمستقیم قیمتی اخذ شده است. نتایج محاسبه شاخص حمایت اسمی از نهاده نیز بیانگر آن است که قیمت سایه‌ای نهاده‌ها بیشتر از قیمت بازاری آن‌ها بوده است و یارانه غیرمستقیم به نهاده‌‌های مرغداری‌ها پرداخت شده است. نتایج برآورد شاخص حمایت مؤثر که برآیند حمایت اسمی محصول و حمایت اسمی نهاده‌ها را نشان می‌دهد، حاکی است که دولت در مجموع از تولید مرغ گوشتی در استان کردستان حمایت مؤثر کرده است. شاخص‌های توان رقابتی نیز برای محصول یاد شده بیانگر توانایی رقابت این محصول چه در سطح داخلی و چه در سطح بین‌الملل می‌باشد. به عبارت دیگر، حتی چنانچه دولت حمایت یارانه‌ای از نهاده‌ها را حذف کند، به شرطی که همزمان سرکوب قیمت محصول را نیز بردارد و تعیین قیمت را به بازار واگذار کند، تولید مرغ گوشتی در استان کردستان توان رقابتی لازم برای حضور در باز جهانی و بویژه بازار کشور دارای مرز مشترک با استان کردستان یعنی عراق را دارد. بر اساس این یافته‌ها، پیشنهاد می‌گردد به جای سیاست‌های مداخله گرانه در بازار محصول و نهاده‌های تولید مرغ گوشتی، به فراهم آوردن زیرساخت‌های بازار شفاف و رقابتی در تولید این محصول اولویت داده شود.

اقتصاد کشاورزی

تصمیم‌گیری گروهی ذینفعان بخش کشاورزی برای مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی: مطالعه موردی خراسان شمالی

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 460-443

https://doi.org/10.22067/jead.2025.91123.1320

مهسا بهرامی نسب، علی فیروززارع، آرش دوراندیش، محمود صبوحی، محمد قربانی

چکیده منابع آب زیرزمینی به‌عنوان یک منبع حیاتی برای کشاورزی در مناطق خشک محسوب می‌شوند که برداشت بی‌رویه از آن‌ها منجر به چالش‌های جدی مانند کاهش سطح آب و افزایش کم‌آبی شده است. این مطالعه با تمرکز بر نیاز فوری به مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی، از رویکرد تصمیم‌گیری گروهی مشارکتی با حضور ذینفعان متنوع، به‌ویژه کشاورزان، استفاده می‌کند. نادیده گرفتن مشارکت کشاورزان در فرآیند تصمیم‌گیری منجر به سیاست‌های ناکارآمد شده است. این پژوهش با به‌کارگیری روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره(MCDM) ، به‌ویژه تکنیک‌های آنتروپی شانون فازی وTOPSIS  فازی، راهبردهای کاهش مصرف آب زیرزمینی در منطقه صفی‌آباد شمال خراسان، ایران را اولویت‌بندی می‌کند. داده‌های کیفی حاصل از مصاحبه با ذینفعان، بینش‌هایی در مورد چالش‌ها و فرصت‌های مرتبط با استفاده از آب زیرزمینی ارائه می‌دهد و دو راهبرد اصلی را شناسایی می‌کند: (۱) انتقال به کشت محصولات کم‌آب‌بر و (۲) پذیرش سیستم‌های آبیاری مدرن. این راهبردها نه تنها کاهش قابل توجهی در مصرف آب را نوید می‌دهند، بلکه از شیوه‌های کشاورزی پایدار نیز حمایت می‌کنند. یافته‌ها بر اهمیت همکاری ذینفعان در اجرای سیاست‌های مؤثر مدیریت آب تأکید می‌کنند تا استفاده مسئولانه از منابع تضمین شده و پایداری بلندمدت حاصل شود. این مطالعه به‌عنوان الگویی برای پژوهش‌های آینده عمل می‌کند و از روش‌های ترکیبی که تحلیل‌های کیفی و کمی را ادغام می‌کنند، برای ارائه توصیه‌های سیاستی و بهبود مدیریت منابع آب حمایت می‌کند.

اقتصاد کشاورزی

شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر گرایش شبکه بانکی کشور به اجرای بانکداری سبز

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 241-227

https://doi.org/10.22067/jead.2024.85707.1230

وهاب قلیچ

چکیده تغییرات زیست‌محیطی در سطح جهانی چالشی بزرگ برای اجتماع بشریت شده است. از این‌رو نیاز است از پروژه‌های دوست‌دار محیط‌زیست در تمام ابعاد ازجمله ابعاد مالی و اقتصادی حمایت ویژه‌ای صورت پذیرد. به بیان دیگر، توجه به اخلاق و ارزش‌های انسانی و اجتماعی همراه با دغدغه‌های حفاظت از محیط‌زیست در ضمن فعالیت‌های اقتصادی باعث می‌شود فعالیت در بخش‌های گوناگون اقتصادی و مالی همچون نظام بانکداری، بنگاه‌های تولیدی و صنعتی، شرکت‌های بیمه و... متفاوت از همیشه باشد. در این بین پدیداری مفهومی با عنوان «بانکداری سبز» یکی از مهمترین مصادیق این حمایت است. این نوع بانکداری به‌عنوان بخش مهمی از بانکداری اخلاقی، نقش خاصی در صیانت و نگه‌داشت محیط‌زیست ایفا می‌نماید. این پژوهش با تبیینی جامع‌ از بانکداری سبز و با استفاده از مطالعات نظری و تجربیات بین‌المللی و کسب نظر از خبرگان و صاحبنظران مربوطه، عوامل مؤثر بر گرایش شبکه بانکی کشور به بانکداری سبز را با بهره‌گیری از روش دلفی، تحلیل پرسشنامه و آزمون فریدمن شناسایی و تحلیل می‌نماید. براساس نتایج پژوهش، به‌ترتیب چهار معیار اصلی اقتصادی، ساختاری، مدیریتی و اجتماعی در اثرگذاری بر این گرایش شناسایی گردید. در بخش زیرمعیارها نیز نرخ تورم بالا، ارزان بودن نسبی قیمت انرژی و وجود بازارهای موازی پرسود در کنار سپرده‌گذاری سبز از مهمترین علل در گرایش کم به بانکداری سبز عنوان شده است؛ همچنین سهم قوانین و مقررات و نظام حقوقی، نظام کارگزینی، ارتقا و تشویق مدیران و کارکنان بانکی، نظام نظارتی بانک مرکزی، سهم نگرش مدیران‌ارشد نسبت به مسائل زیست‌‌محیطی، حاکمیت شرکتی، نظارت داخلی بانک، وزن توجه به بانکداری سبز در انتخاب و تصمیم مشتریان، نگرش جامعه نسبت به مسائل زیست‌محیطی و فرهنگ تقاضامندی و مطالبه‌گری از جمله مهمترین زیرمعیارها مؤثر بر گرایش شبکه بانکی کشور به بانکداری سبز ارزیابی و معرفی شده است.

اقتصاد کشاورزی

برآورد تمایل به پرداخت و عوامل مؤثر بر آن به‌منظور بهبود کیفیت هوا در شهر مشهد

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 260-243

https://doi.org/10.22067/jead.2024.86525.1247

صابر کلهری، لیلی ابوالحسنی، محمود صبوحی، مریم سرخوش

چکیده از مهم‌ترین مسائل و چالش‌های پیشرو در جهان امروز، آلودگی هوا و به‌خصوص آلاینده PM2.5 می‌باشد، به‌نحوی‌که این مساله به یکی از معضلات پیچیده و جدی در زندگی انسان‌های سراسر جهان تبدیل‌شده است. قرار گرفتن در معرض سطوح بالای آلودگی هوا موجب پیامدهای منفی سلامتی است. مطالعه حاضر در نظر دارد تا تمایل به پرداخت ساکنین شهر مشهد برای بهبود آلاینده PM2.5 و عوامل مؤثر بر این تمایل به پرداخت را اندازه‌گیری کند. برای رسیدن به این هدف از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دو مرحله‌ای از 343 نفر و با بکار بردن مدل انتخاب گسسته چندبعدی (MBDC) و الگوی اقتصادسنجی لاجیت ترتیبی استفاده شد. بر اساس نتایج، تمایل به پرداخت مردم مشهد برای بهبود کیفیت آلاینده PM2.5 به میزان 55488 ده ریال برآورد شد. همچنین نتایج نشان داد که متغیرهایی همچون تحصیلات، سن افراد، داشتن بیماری تنفسی و درآمد بر تمایل به پرداخت افراد اثری مثبت و معنی‌دار و متغیر بعد خانوار اثر منفی و معنی‌داری بر تمایل به پرداخت داشته است. نتایج این پژوهش می‌تواند شهرداری مشهد را نسبت به میزان درآمد احتمالی از عوارض محیط‌زیستی ناشی از آلودگی هوا که شهروندان مایل به پرداخت آن برای بهبود کیفیت هوا هستند، آگاه سازد و پیشنهاد می‌شود شهرداری این عوارض محیط‌زیستی را به‌صورت ماهانه جمع‌آوری و به‌صورت اختصاصی برای پروژه‌های کاهش آلودگی هوا استفاده کند.

اقتصاد کشاورزی

توزیع مکانی فقر، ناامنی غذایی و عوامل مؤثر بر آن در مناطق شهری ایران

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 277-261

https://doi.org/10.22067/jead.2024.87214.1257

مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابراهیم جاودان، کتایون شمشادی

چکیده طی یک دهه اخیر، به‌دلیل افزایش قیمت مواد غذایی، هزینه رژیم غذایی سالم در ایران به شدت افزایش یافته است. اگر چه هدف‌گذاری سیاست­های حمایتی دولت در جهت بهبود وضعیت معیشت خانوارها بوده اما اطلاعات هزینه و درآمد خانوارهای مرکز آمار ایران نشان می­دهد که به‌دلیل شرایط تورمی و به‌دنبال آن تأثیرپذیری درآمد واقعی و قدرت خرید مصرف‌کنندگان، این برنامه­ها اثرگذاری لازم را در کاهش فقر و ناامنی غذایی نداشته­اند. این در حالی است که کاهش فقر و افزایش ضریب امنیت غذایی یک الزام برای کشورهای مستقل نظیر ایران به شمار می‌رود. در این راستا، شناخت وضعیت موجود فقر، امنیت غذایی و عوامل اثرگذار بر ناامنی نه تنها شرط اصلی تدوین برنامه‌های آتی است بلکه ضروری است این کار با هدف پایش و ارزیابی نتایج برنامه‌ها و اقدامات اجراشده تداوم یابد. بر این اساس در مطالعه حاضر توزیع مکانی فقر و ناامنی غذایی در مناطق شهری ایران در سال 1401 بررسی و سپس عوامل مؤثر بر ناامنی غذایی شناسایی شده است. جهت دستیابی به این اهداف ابتدا با استفاده از اطلاعات هزینه- درآمد خانوار مرکز آمار ایران ماتریس عملکرد تغذیه­ای ترسیم و سرانه کالری دریافتی در سال 1401 محاسبه شد. در ادامه با استفاده از اطلاعات مذکور، شاخص کلی امنیت غذایی خانوار (AHFSI) و نیز شاخص فقر فوستر، گریر و توربک (FGT) محاسبه و بر اساس این شاخص­ها توزیع مکانی فقر و ناامنی غذایی در مناطق شهری ایران بررسی شد. در نهایت نیز تأثیر متغیرهای اقتصادی و دموگرافیکی بر ناامنی غذایی در چارچوب مدل لاجیت تحلیل شد. بر اساس نتایج، مناطق شهری کشور در شرایط امنیت پائین غذایی قرار دارند؛ به‌طوری‌که تنها 45 درصد افراد از امنیت غذایی برخوردار بوده و حدود 55 درصد از ساکنان مناطق شهری یا با ناامنی غذایی روبرو و یا در مرز ناامنی غذایی قرار دارند. از سوی دیگر سرانه کالری دریافتی در مناطق شهری کشور 2540 کیلوکالری است، و عموما این کالری از غلات تأمین می­شود. ضمن آن که در دریافت کالری در استان­های مختلف کشور نابرابری وجود دارد و متوسط کالری دریافتی میان استان­ها بین 3196 -1988 کیلوکالری متغیر است. بررسی وضعیت شاخص­های فقر غذایی نیز نشان می­دهد متوسط نرخ، شکاف و شدت فقر در مناطق شهری به‌ترتیب 1/55، 2/15 و 6 درصد است. بر اساس این شاخص­ها می‌توان گفت 1/55 درصد جمعیت مناطق شهری کشور در سال 1401 فقر غذایی داشته و کالری دریافتی خانوارهای فقیر در این مناطق، 2/15 درصد کمتر از حداقل کالری موردنیاز روزانه بوده است؛ لذا برای از بین بردن فقر، کالری دریافتی خانوارهای فقیر باید 2/15 درصد افزایش یابد. در نهایت نیز نتایج حاصل از برآورد مدل لاجیت نشان داد که متغیرهای سن، وضعیت اشتغال، ساعت کار سرپرست خانوار، یارانه دریافتی خانوار، درآمد خانوار و تنوع غذایی بر امنیت غذایی خانوارها اثر مثبت و معنی‌دار اما بعد خانوار بر امنیت غذایی خانوارها اثر منفی دارد. ضمن آن که دو متغیر جنسیت و سواد سرپرست خانوار بر امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری ایران اثر معنی­دار نداشته­اند. با توجه به یافته­های مطالعه حاضر اگر چه راه حل بلندمدت افزایش قدرت خرید خانوار، ثبات بخشی و کاهش قیمت کالاها از طریق تقویت تولید و عرضه است اما در کوتاه­مدت، افزایش حقوق و دستمزدها متناسب با نرخ تورم و نیز افزایش برنامه‌های حمایت اجتماعی از اقشار کم‌درآمد و ضعیف جامعه باید مورد توجه قرار گیرد. به‌عبارت دیگر سیاست‌­گذاری­های درآمدی که به‌صورت مستقیم و یا غیرمستقیم بتوانند سطح درآمد و در نتیجه قدرت خرید خانوار را افزایش دهند، می­توانند به‌عنوان یک راهکار علمی و اثرگذار بر امنیت غذایی به‌حساب آیند. ضمن آن‌که برنامه­های حمایت اجتماعی و فقرزدایی باید هدفمند بوده و متناسب با نیازها و کمبودها در شرایط جغرافیایی، جمعیتی و درآمدی مختلف به‌کار گرفته شوند.
 

اقتصاد کشاورزی

واکاوی مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر امنیت آبی کشاورزی در استان مازندران

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 294-279

https://doi.org/10.22067/jead.2024.87497.1260

فاطمه رزاقی بورخانی، طاهر عزیزی خالخیلی، علی اکبر براتی

چکیده با توجه به محدود بودن منابع آب شیرین و تجدیدشونده در جهان، کمبود منابع آب از جمله بزرگترین مسائل پیش روی بشر است که منجر به افزایش مخاطرات مرتبط با آب شده است. بحران منابع آب با کاهش سطح تولید بر امنیت غذایی تأثیر منفی می‌گذارد. بخش کشاورزی به‌دلیل افزایش تولید و وابستگی زیاد به منابع آبی در دهه­های اخیر تحت تأثیر تغییرات اقلیمی ناشی از افزایش میزان دما و کاهش سطح بارش با بحران کم­آبی مواجه بوده است. با توجه به اهمیت کشت آبی در استان مازندران و نقش مهم استان مازندران در امنیت غذایی کشور، مطالعه حاضر باهدف شناسایی مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار در امنیت آبی استان مازندران انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از خبرگان موضوعی دارای سابقه تحقیقاتی یا اجرایی در حوزه‌های مرتبط با مطالعات آب، امنیت آبی و تغییر اقلیم بودند. انتخاب این افراد به روش هدفمند انجام شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش پرسشنامه و روش جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه حضوری بود. در ابتدا با استفاده از مرور ادبیات موضوع و مصاحبه‌های نیمه‌ ساختارمند با خبرگان موضوعی، متغیرهای دخیل در امنیت آبی شناسایی شدند. سپس، از خبرگان خواسته شد تا اثرات متقاطع متغیرهای شناسایی‌شده را از طریق مقایسه زوجی ارزیابی کنند. در نهایت، تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها به روش تحلیل اثرات متقابل با استفاده از نرم‌افزار MICMAC انجام شد. براساس نتایج، متغیر «مدیریت و حکمرانی خوب آب کشاورزی» در رتبه اول میزان اثرگذاری مستقیم قرار گرفت که نشان‌دهنده اهمیت قابل‌توجه این متغیر در مدیریت بحران آبی است. «کاهش میزان نزولات جوی به‌واسطه وقوع تغییرات اقلیمی»، «میزان و تنوع منابع آبی» و «سطح دانش و سواد زیست‌محیطی روستاییان» در رتبه‌های بعدی از نظر میزان تأثیرگذاری مستقیم بر امنیت آبی قرار گرفتند. حکمرانی خوب آب با تقویت مشارکت هم‌افزای بخش‌های دولتی، خصوصی و مردم‌نهاد، به‌منظور برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری امنیت غذایی (مبتنی بر رویکرد پیوند آب، انرژی و غذا) باید مورد توجه قرار گیرد. در این راستا مدیریت بهینه مزرعه با عملیات خوب کشاورزی (GAP) و روش‌های کشاورزی حفاظتی و تاب‌آوری کشاورزان نسبت به تغییرات اقلیم، آگاه‌سازی و توانمندسازی کشاورزان از طریق گسترش سواد آبی و سواد زیست‌محیطی با مشارکت نهاد توانمندساز ترویج کشاورزی، پیشنهاد می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی عوامل مؤثر بر ظرفیت تاب‌آوری خانوارهای روستایی تحت تأثیر خشکسالی: مطالعه موردی روستاهای شهرستان زهک

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 314-295

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88277.1272

علیرضا ثانی حیدری، محمود دانشور کاخکی، محمود صبوحی، حسین محمدی

چکیده خشکسالی یک تهدید عمده برای امنیت معیشت خانوارهای روستایی کشور به‌حساب می‌آید و خسارت وارد شده به آنها طی سال‌های اخیر، گواه عدم درک وضعیت تاب‌آوری آنها بوده است. همچنین، ارزیابی شیوه‌های مدیریت خشکسالی کشور نشان می‌دهد که مداخلات فنی و مالی اجرا شده‌ فقر و بی‌عدالتی را در برخی مناطق گسترش داده است. بنابراین، با توجه به حساسیت موضوع تاب‌آوری به‌عنوان یک رویکرد غالب مؤثر بر ابعاد زندگی و معیشت خانوارهای روستایی و عدم مطالعه جامع به عوامل زیربنایی آن، این پژوهش به دنبال سنجش ظرفیت تاب‌آوری خانوارها در برابر خشکسالی و ارزیابی عوامل اثرگذار آن است. داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه چند بعدی از 376 خانوار در سال 1402 جمع‌آوری شد. برای سنجش ظرفیت تاب‌آوری خانوار از چارچوب نظری TANGO و برای ارزیابی عوامل اثرگذار از الگوی شانس متناسب جزئی استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین ارزش ظرفیت تاب‌آوری خانوارهای روستایی 26/27 است که حاکی از سطح پایین ظرفیت تاب‌آوری آنها است. همچنین، نتایج الگوی شانس متناسب جزئی نشان داد متغیرهای تحصیلات سرپرست خانوار، سطح مهارت در فعالیت‌های کشاورزی، پس‌انداز، درآمد خانوار، تعداد تماس‌های خانوار با ترویج کشاورزی، عضویت سرپرست خانوار در گروه‌های اجتماعی و دسترسی به اعتبارات خرد دارای اثر مثبت و متغیرهای ارزش زیان محصولات کشاورزی و تعداد دام‌های تلف شده خانوارها دارای اثر منفی و قابل توجهی بر ظرفیت تاب‌آوری خانوارهای روستایی در برابر خشکسالی داشته است. در نهایت، با توجه به اینکه یکی از عوامل کلیدی اثرگذار بر ظرفیت تاب‌آوری خانوارها دسترسی به اعتبارات خرد است؛ لذا سیاست‌گذاران بایستی در گام اول به ترویج و تقویت نهادهای پرداخت کننده آن بپردازند؛ در گام دوم با ارائه اطلاعات و کاهش محدودیت‌های وثیقه‌ای سطح دسترسی خانوارها به اعتبارات خرد را بهبود دهند و در گام سوم، ایجاد گزینه‌های سازگاری، ارتقای آگاهی و آموزش مهارت‌های کسب و کار را در اولویت قرار دهد تا خانوارها برای مدیریت اعتبارات دریافتی آماده شوند.

اقتصاد کشاورزی

تبیین الگوی عوامل مؤثر در ظرفیت‌سازی کارشناسان ترویج در توسعه کشاورزی اقلیم هوشمند در استان‌های شمال غرب کشور

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 333-315

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88543.1276

محسن رفیعی سفید دشتی، سید مهدی میردامادی، سید جمال فرج اله حسینی، شهاب الدین شکری

چکیده کشاورزی یکی از حساس‌ترین بخش‌ها در مقابل تغییرات اقلیمی است که به علت وابستگی زیاد به شرایط اقلیمی، بیش از سایر بخش‌ها در معرض خطرهای تغییرات اقلیمی قرار دارد. این پژوهش با هدف تبیین الگوی عوامل مؤثر در ظرفیت‌سازی کارشناسان ترویج در توسعه کشاورزی اقلیم هوشمند در استان‌های شمال غرب کشور انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعة آماری پژوهش دربرگیرندة کارشناسان ترویج استان‌های آذربایجان‌شرقی، آذربایجان‌غربی و اردبیل به تعداد 4256 نفر است که از این تعداد 354 نفر به‌عنوان نمونة آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه جمع‌آوری شدند. در این پژوهش جهت سنجش روایی پرسشنامه، از روایی صوری و روایی سازه و برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب پایایی ترکیبی و اشتراکی و آزمون اسپیرمن استفاده گردید. در پژوهش حاضر، از مدل‌یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) جهت آزمون فرضیات و برازندگی مدل استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد عوامل زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی، سازمانی، فرهنگی، آموزشی، قانونی و فنی در ظرفیت‌سازی کارشناسان ترویج در توسعه کشاورزی اقلیم هوشمند اثر مثبت و معناداری دارد.

اقتصاد کشاورزی

تدوین نقشه راه سازگاری بخش کشاورزی با شرایط کم‌آبی (مطالعه موردی: محصولات زراعی منتخب حوضه آبریز تجن)

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 350-335

https://doi.org/10.22067/jead.2024.89018.1279

حسین فولادی، حمید امیرنژاد، سمیه شیرزادی لسکوکلایه

چکیده در دهه اخیر مسئله‌ تغییر اقلیم به یکی از معضلات مطرح جهانی تبدیل شده و به‌ویژه زیربخش زراعی را تحت تأثیر خود قرار داده است. تداوم کشاورزی بدون توجه به بحران کم‌آبی اثرات نامناسبی بر پایداری این بخش داشته است. از طرف دیگر، اثر مخربی که کاربرد بیش از حد نهاده‌های شیمیایی بر آب، خاک، تنوع زیستی، سلامت بوم­نظام‌ها و موجودات زنده داشته غیرقابل انکار می‌باشد. به­همین دلیل، خلأ استفاده از مدل‌ کارآمدی که بتواند به‌طور هم‌زمان تمام جوانب اقتصادی و محیط­زیستی را تأمین نماید کاملاً احساس می‌شد. هدف از این مطالعه، ارائه الگوی کشت بهینه با استفاده از تلفیق روش‌های برنامه‌ریزی آرمانی و خاکستری بود. بدین منظور بهره‌برداران زیربخش زراعی حوضه آبریز تجن به‌عنوان جامعه آماری و برنج دانه­بلند مرغوب، برنج دانه­بلند پرمحصول، گندم، جو، کلزا و ذرت به‌عنوان محصولات آبی منتخب تعیین شدند. در این راستا، اطلاعات سری زمانی از تجمیع میانگین داده‌های 401 آبادی طی سال‌های 1400- 1396 گردآوری شد. یافته‌ها بیانگر آن بود که در شرایط فعلی، مصرف بی‌رویه در استفاده از نهاده‌های شیمیایی و آب آبیاری منطقه تجن وجود دارد. مدل آرمانی-خاکستری با لحاظ­نمودن عدم قطعیت در شرایط اقتصادی و آب و هوایی، منجر به ایجاد همپوشانی بین آرمان‌های اقتصادی و محیط­زیستی و در نتیجه افزایش 2 درصدی در میانگین سود ناخالص و صرفه‌جویی 23، 52 و 21 درصدی در مصرف کودهای شیمیایی، سموم کشاورزی و آب آبیاری شد. در پایان پیشنهاد شد با ترویج مبازره بیولوژیک با آفات و توزیع نهاده‌های زیستی، مصرف نهاده‌های شیمیایی کنترل شود و مروجان کشاورزی نیز منافع حاصل از اصلاح الگوی کشت را در خصوص حصول سود بیشتر تشریح نمایند.

اقتصاد کشاورزی

پیش‌بینی مبتنی بر الگوی اقتصادسنجی برای خودکفایی محصول برنج در نیجریه

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 141-154

https://doi.org/10.22067/jead.2024.85180.1225

راکیا عبدالسلام، مد نصیر شمس الدین، احمد هنیس ایزانی عبدالهادی

چکیده خودکفایی در محصول برنج از اولویت‌های سیاست کشاورزی کشور نیجریه قلمداد می‌شود و این مقاله درصدد آن است سطح خودکفایی محصول برنج را مورد بررسی قرار دهد. بدین منظور، داده‌های سری زمانی برای دوره 1980 تا 2018 از طریق روش اقتصادسنجی خودرگرسیون پویا با وقفه توزیع شده برای الگوسازی بازار برنج نیجریه مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد کشش قیمتی شلتوک معادل 206/0 و بدون معنی است. همچنین، سیاست ملی تضمین مالی کاشت برنج تأثیر مثبت بر نواحی کاشت برنج داشت. وقفه متغیر عملکرد و وقفه سطح کشت با تأثیر مثبت به افزایش عملکرد و سطح زیرکشت منجر شده است. کشش خود قیمتی تقاضای برنج و کشش قیمتی متقاطع، به‌ترتیب، -0.321 و 0.193 برآورد شد، که کشش قیمتی متقاطع به جایگزینی با گندم اشاره دارد. پیش‌بینی دوره ده ساله با استفاده از کشش‌های به‌دست آمده نشان داد، تا سال 2028، افزایش تولید برنج نسبت به کاهش واردات به خودکفایی تا سطح 71 درصد منجر می‌شود. همچنین، سطح متوسط خودکفایی سالیانه 53 درصد، معادل 3.85 میلیون تن از وادرات برنج، برآورد شد. با استفاده از این نتایج، انتظار می‌رود خودکفایی برنج در نیجریه تا سال 2028 محقق نشود، و تنها در صورت بهبود عملکرد برنج از طریق استمرار سیاست‌های حمایتی تحقق خودکفایی ممکن خواهد بود.

اقتصاد کشاورزی

عوامل مؤثر بر قصد خرید شکلات توسط مصرف‌کنندگان

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 168-155

https://doi.org/10.22067/jead.2024.84285.1218

مهکامه خواموشی یزدی، علیرضا کرباسی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی انگیزه‌ها و نگرش‌های مصرف‌کنندگان به انتخاب شکلات و تأثیر آن بر قصد خرید انجام شد. برای این منظور با استفاده از مدل معادلات ساختاری تأثیر متغیرهای سلامت، خلق و خو، کنترل وزن، شکلات‌گرایی، حسی، بسته‌بندی، قیمت و اعتماد به برند بر قصد خرید شکلات بررسی شده است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که تنها متغیر خلق تأثیر مثبت و معناداری بر اعتیاد به شکلات دارد. همچنین متغیرهای اعتماد برند، بسته‌بندی و قیمت بر قصد خرید شکلات تأثیر مثبت، مستقیم و معناداری دارند. متغیرهای خلق و خو و بسته‌بندی با تفاوت زیادی تأیید شده‌اند که نشان می‌دهد این دو عامل از نظر مصرف‌کننده بسیار مهم هستند. بنابراین روحیه مصرف‌کنندگان می‌تواند تأثیر بسزایی در مصرف شکلات داشته باشد. علاوه بر این، بسته‌بندی جذاب این قابلیت را دارد که توجه مصرف‌کنندگان را به خود جلب کند و اطلاعات مهمی را در مورد محصول از جمله طعم، مواد تشکیل دهنده و ارزش غذایی منتقل کند. همچنین اکثر مصرف‌کنندگان محصولات شکلات را از برندهای مورد اعتماد خود خریداری می‌کنند، بنابراین در این مورد معمولاً برندهای معروف و معتبر دارای مزیت هستند، حساسیت قیمت در گروه‌های مصرف‌کننده متفاوت است. این عوامل اغلب به هم مرتبط هستند و اهمیت آنها ممکن است بسته به ترجیحات فردی، جمعیت‌شناسی و روند بازار متفاوت باشد.

اقتصاد کشاورزی

تجزیه رشد بهره‌وری عوامل تولید محصول برنج در ایران: کاربرد رهیافت تحلیل مرزی تصادفی

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 169-176

https://doi.org/10.22067/jead.2024.86613.1251

سمانه نیکان، قادر دشتی، جواد حسین زاد، محمد قهرمان زاده

چکیده برنج یکی از محصولات مهم کشاورزی بوده که بهبود بهره‌وری عوامل آن پیش‌شرط اساسی افزایش تولید این محصول است. هدف مطالعه حاضر تجزیه رشد بهره ­وری کل عوامل تولید محصول برنج در ایران است. داده­ های موردنیاز برای استان‌های مختلف و مربوط به دوره زمانی 1399-1379 از وزارت جهاد کشاورزی و مرکز آمار ایران تهیه گردید. با بکارگیری رهیافت پارامتریک (رهیافت مرزی تصادفی)، رشد بهره­ وری و مؤلفه­ های اثرگذار آن ازجمله تغییرات مقیاس و تکنولوژی مورد ارزیابی قرار گرفتند. با برآورد تابع هزینه ترانسلوگ، میانگین رشد سال­های مورد مطالعه بهره­ وری کل عوامل 1/2 درصد محاسبه شد. بر طبق یافته­ ها، رشد بهره ­وری عوامل تولید در کشور مثبت بوده است وعمده این تغییرات ناشی از بهبود تکنولوژی­های مورد استفاده بوده است. از آنجائی‌که تغییر تکنولوژی سهم قابل ملاحظه­ای در ارتقای بهره ­وری عوامل در این رهیافت دارا است لذا توصیه می­ شود که در فرآیند تولید محصول برنج از نمادهای فناوری شامل بذر اصلاح شده، ماشین­ های مناسب، کودها و محلول­های تغذیه­ ای بهره­ گرفته شود. نتایج حاصله از اطمینان کافی برخوردار بوده و پیشنهاد می­ شود در مطالعات آتی نیز حتی­ الامکان از رویکرد پارامتری استفاده به عمل­ آید.

اقتصاد کشاورزی

اولویت‌بندی بازارهای هدف زعفران ایران بر اساس شاخص‌های رقابت بازاری

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 177-194

https://doi.org/10.22067/jead.2024.87254.1258

مرتضی مجیدیان، آرش دوراندیش

چکیده صادرات محصولات کشاورزی یکی از راهبردهای توسعه صادرات غیرنفتی و رشد پایدار اقتصادی در کشورهای در حال توسعه به شمار می‌آید. زعفران به‌عنوان یک محصول صادراتی دارای اهمیت ویژه‌ای در صادرات غیرنفتی ایران است. از آنجا‌که ایران در صادرات زعفران در بین چهار کشور برتر جهان قرار دارد، هدف این مطالعه اولویت‌بندی بازارهای هدف زعفران ایران بر اساس شاخص‌های رقابت بازاری و محاسبه مزیت‌نسبی و شاخص پایداری صادرات آن در جهان و کشورهای هدف صادراتی ایران می‌باشد. مقایسه ساختار بازار جهانی محصول طی دوره 2003-2022 نشان داد که با وجود سهم بالای کشورهای ایران، اسپانیا، انگلیس و نیجریه در بیشتر سال‌ها، ساختار بازار به شکل انحصار چند جانبه باز و بسته و در برخی سال‌ها بنگاه مسلط بوده است که بیانگر افزایش تعداد رقبا و رقابتی شدن بازار صادراتی این محصول است. ایران با متوسط سهم 6/13 درصدی در بازار صادرات زعفران و تولید بیش از 80 درصد زعفران، به‌طور مستقیم سهمی در صادرات جهانی نداشته و بیشتر زعفران ایران به کشورهایی مانند امارات، اسپانیا، چین و عمان صادر می‌شود و از آنجا مجددا به سایر کشورها صادر ‌می‌گردد که لازم است برای این منظور استراتژی‌هایی مانند توسعه بازار و برندسازی در اولویت قرار داده شود. نتایج نشان داد در سال 2022 چهار کشور نیجریه، سریلانکا، ایران و اسپانیا 93 درصد از کل صادرات جهان را به خود اختصاص داده‌اند و میانگین رتبه مقدار صادرات برای کشور ایران در دوره مورد مطالعه در بازار صادراتی زعفران رتبه 2 را به خود اختصاص داده است. همچنین ایران با شاخص پایداری صادرات کمتر از یک (96/0) صادرات پایداری داشته است اما روند تغییر این شاخص بیانگر کاهش پایداری ایران است. نتایج نشان داد که عمده صادرات زعفران ایران تنها به چهار کشور صورت می‌پذیرد و ترکیب این کشورها نیز ثابت نیست، لذا توجه به گسترش بازارهای هدف صادراتی به‌ترتیب با اولویت کشورهای چین، امارات، اسپانیا، هند، آمریکا، آلمان، فرانسه، ایتالیا، سوئد و کویت به‌ترتیب با میانگین رتبه 15/4، 85/6، 7/7، 95/7، 9/8، 3/12، 35/14، 25/15، 5/15 و 45/16مورد توجه قرار گیرد. همچنین نتایج نشان داد که بازار صادراتی این محصول انحصار چندجانبه بوده است، بنابراین باید از طریق مشارکت تمامی کشورهای صادرکننده به تعیین قیمت و سهم بازار هر یک از کشورها اقدام نمود.

اقتصاد کشاورزی

اثر پذیرش راهبرد‌های مقابله با تغییر اقلیم بر کارایی فنی گندمکاران منطقه سیستان

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 195-208

https://doi.org/10.22067/jead.2024.87331.1259

هما ناروئی، محمود احمدپور برازجانی، ماشاءالله سالارپور، علیرضا کیخا، رضا اسفنجاری کناری

چکیده تأثیر منفی و مخرب پدیده تغییر اقلیم بر عملکرد و بهره‌وری عوامل تولید کشاورزی در بسیاری از مناطق جهان به‌خصوص در مناطق خشک و نیمه­خشک به اثبات رسیده است. در این راستا، اتخاذ راهبرد‌های نوآورانه برای افزایش انعطاف‌پذیری و سازگاری کشاورزان به منظور تطبیق با تغییرات اقلیمی گسترش یافته است. بنابراین، آگاهی از میزان اثرگذاری راهبردهای تطبیق با اقلیم بر میزان کارایی و عملکرد زراعین حائز اهمیت است. بر این اساس، در پژوهش حاضر، تأثیر راهبردهای تطبیق با تغییر اقلیم همراه با مصرف نهاده‌ها و عوامل خارج از کنترل کشاورز برکارایی فنی با استفاده از مدل مرزی تصادفی اصلاح­شده درونزا (EMSF) ارزیابی شد. داده­ها ازطریق تکمیل 265 پرسشنامه درسال زراعی 1401-1400 و به روش نمونه­گیری تصادفی چندمرحله‌ای برای تولیدکنندگان گندم در منطقه سیستان جمع­آوری شد. به‌ منظور ساختن شاخص تطبیق از روش تجزیه و تحلیل مؤلفه اصلی (PCA) استفاده شد. نتایج PCA نشان داد تغییر اندازه زمین (812/0) خاکورزی حفاظتی (797/0) و تغییر تاریخ کشت (619/0) بیشترین بار عاملی و استفاده از آب باران (219/0) و استفاده از کودهای زیستی (327/0) کمترین بار عاملی راهبردهای تطبیق در بین کشاورزان را دارند. دراین مطالعه، میانگین کارایی فنی گندمکاران 82 درصد محاسبه شد. نتایج برآورد مدل نشان داد که مساعدت نهاده‌های نیروی کار، سموم شیمیایی، کود شیمیایی، آب و ماشین‌آلات به کارایی تولید گندم از نظر آماری مثبت و معنی‌دار است و با اجرای راهبردهای تطبیق با اقلیم توسط کشاورزان، میزان ناکارایی فنی کاهش می‌یابد. همچنین، متغیرهای سطح تحصیلات، تجربه کشاورزی، دسترسی به اطلاعات اقلیمی و دسترسی به اعتبارات در کاهش ناکارایی فنی مؤثرند.

اقتصاد کشاورزی

تحلیلی بر پروژه‌های کشاورزی شهری زندان- مزرعه در کرمانشاه

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 209-225

https://doi.org/10.22067/jead.2024.87678.1262

علی پشابادی، شهپر گراوندی

چکیده کشاورزی شهری نه تنها امکان تحقق توسعه پایدار کشاورزی و مشارکت همه افراد جامعه را فراهم می‌آورد بلکه می‌تواند منجر به افزایش توانبخشی در اقشار مختلف جامعه از جمله زندانیان شود. لذا هدف پژوهش حاضر تحلیلی بر اثربخشی پروژه‌های توانبخشی زندان-مزرعه در زندان دیزل آباد کرمانشاه در ایران می‌باشد. جامعه آماری دو گروه از افراد بودند؛ گروه اول شامل 130 نفر از زندانیان دیزل آباد کرمانشاه بودند که با استفاده از فرمول کوکران 97 از آن‌ها به روش نمونه‌گیری سیستماتیک انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه دوم نیز شامل 14 نفر از مدیران و مسئولین و کارشناسان ندامتگاه بودند که به روش سرشماری (کل شماری) مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای مدل کرک پاتریک بود. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. روایی شکلی و محتوایی پرسشنامه نیز توسط اساتید و اعضای هیئت علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه رازی مورد تأیید قرار گرفت. به­منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده شد. یافته‌ها در سطح یک الگوی کرک پاتریک نشان داد با اطمینان 99 درصد می‌توان ادعا نمود زندانیان از شرکت در در دوره آموزش کشاورزی شهری رضایت داشته‌اند. در سطح دوم نیز نتایج نمایانگر آن بود که میزان آگاهی زندانیان افزایش داشته است و نمرات آگاهی آنها در دو مرحله قبل و بعد از آموزش از لحاظ آماری معنی‌دار است (p>0.01). علاوه بر این، یافته‌ها در سطح سوم (رفتار) الگوی کرک پاتریک نشان داد با اطمینان 95 درصد می‌توان ادعا نمود سایت‌های الگویی جامع توانسته‌اند در رفتار زندانیان تغییرات قابل توجهی را ایجاد نماید. بررسی یافته‌ها در سطح چهارم مدل نشان داد اگر چه دوره‌های آموزش کشاورزی شهری در ندامتگاه آباد کرمانشاه نتایج و دستاوردهای در حد متوسط به همراه داشته‌اند. اما این دستاورد از لحاظ آماری تفاوت معناداری ندارد. به‌طور کلی بررسی‌ها نشان داد دوره‌های آموزش کشاورزی شهری در ندامتگاه دیزل آباد کرمانشاه تغییرات رفتاری، دانشی، نگرشی را در زندانیان ایجاد نمایند. به گونه‌ای که می‌توان امیدوار بود این برنامه‌های آموزشی اصلاحی بتواند منافع مورد نیاز جامعه و زندانیان را تأمین نمایند. از این رو برنامه‌های زندان مزرعه در قالب برنامه‌های کشاورزی شهری می‌تواند راهکاری مناسب برای توانبخشی زندانیان و توسعه کشاورزی شهری باشند.

اقتصاد کشاورزی

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر پایداری زنجیره تأمین کشاورزی با رویکرد دیمتل فازی و سوارا فازی در دوران کووید-19 (مطالعه موردی)

دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22067/jead.2024.82402.1193

پرستو سارانی، علیرضا شهرکی، سیدعلی بنی هاشمی

چکیده بی­شک همه‌گیری کووید-19 اثرات منفی زیادی را بر تمامی جنبه­‌های زندگی بشر وارد کرده است. در سراسر تاریخ، تأمین مواد غذایی در طی بحران­‌هایی نظیر همه­‌گیری­‌ها، موضوعی حائز اهمیت بوده است. از آنجایی که بخش کشاورزی، بخشی دارای اهمیت در زنجیره تأمین مواد غذایی می­‌باشد و در میان محصولات کشاورزی گندم از اهمیت خاصی برخوردار است؛ لذا این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت‌­بندی عوامل مؤثر بر پایداری زنجیره تأمین کشاورزی با تمرکز بر محصول گندم، در دوران کرونا و پس از آن صورت گرفت. شناسایی عوامل مؤثر بر پایداری زنجیره تأمین کشاورزی براساس پیشینه پژوهش صورت گرفت و سپس این عوامل با روش دلفی نهایی شدند. بررسی روابط علی و معلولی و تعامل معیارها با یکدیگر با روش دیمتل فازی صورت گرفت. سپس رتبه‌بندی معیارها به کمک روش سوارا فازی انجام شد. نتایج روش دلفی منجر به شناسایی سه بعد تدارکات پایدار، تأمین و طراحی پایدار و توزیع پایدار در حوزه پایداری شد که هر یک دارای زیرمعیارهایی بودند. مطابق نتایج بدست آمده در روش دیمتل توجه سازمان‌های تحقیقاتی به تحقیقات مورد نیاز در رابطه با پایداری در زیر معیارهای تدارکات پایدار، همکاری با تامین کننده دارای گواهینامه ISO در زیر معیارهای تأمین و طراحی پایدار، توقف بازاریابی خاکستری محصولات در زیر معیارهای توزیع پایدار، مؤثرترین معیارها در زنجیره تأمین کشاورزی محصول گندم در دوران کووید-19 شناسایی شدند. همچنین میزان اهمیت این معیارها در روش سوارا فازی تعیین شد. با توجه به نتایج پژوهش بالا بردن سطح آگاهی کشاورزان در رابطه با پایداری و همچنین استفاده از بذرهای تأیید شده باعث جلوگیری از هدر رفتن منابع شده و پایداری زنجیره تأمین را افزایش می‌دهد. همچنین توقف بازاریابی خاکستری در زنجیره تأمین گندم باعث پایداری زنجیره تأمین در جهت افزایش امنیت غذایی خواهد شد.

اقتصاد کشاورزی

تأثیرات افزایش قیمت جهانی محصولات کشاورزی بر اقتصاد ایران با استفاده از مدل GTAP

دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 19-32

https://doi.org/10.22067/jead.2023.82713.1197

پرویز رستم زاده، مرضیه رصاف

چکیده امنیت غذایی از موضوعات مهم در دنیاست. همه‌گیری کرونا، حمله روسیه به اوکراین، خشکسالی و بسیاری از عوامل دیگر منجر به افزایش قیمت مواد غذایی به­ویژه در کشورهایی که وارد­کننده مواد غذایی بوده­اند شده است. کشور ایران نیز از جمله کشورهای وارد کننده مواد غذایی در جهان می­باشد. لذا افزایش قیمت مواد غذایی در جهان بدون شک بر بخش­های مختلف اقتصادی ایران نیز اثرگذار خواهد بود. در این مطالعه تلاش شده است تا با استفاده از یک مدل تعادل عمومی قابل محاسبه ویژه تجارت جهانی (GTAP) با دو منطقه­‌ی ایران و بقیه دنیا (ROW) و چهار بخش اقتصادی شامل: کشاورزی، صنعت و معدن، نفت و خدمات به بررسی اثرات یک شوک قیمتی 30 درصدی در قیمت جهانی محصولات کشاورزی پرداخته شود. این تجربه سیاستی نیازمند تغییر روش بستن مدل جهت تثبیت قیمت بازاری در ناحیه بقیه دنیا یا ROW، می‌­باشد. این تجربه به­طور ضمنی نشان می‌دهد که کشور ایران به لحاظ کوچک بودن، تأثیر آن­چنانی بر قیمت‌­های جهانی ندارد. نتایج نشان می­‌دهد در صورت افزایش 30 درصدی قیمت جهانی کالاهای کشاورزی، قیمت مصرف‌کننده در بخش کشاورزی 49/ 3 درصد و مقدار کالای مصرفی به اندازه 37/ 1 درصد نسبت به مقدار اولیه به‌ترتیب افزایش و کاهش می­یابد. علاوه بر این نتایج نشان می­‌دهد میزان تولید در بخش کشاورزی و نفت افزایش و در سایر بخش­‌ها کاهش می­‌یابد. براساس معیار رفاه EV، سطح رفاه خانوار خصوصی به اندازه 05/3349 کاهش می‌­یابد و نتایج حاصل از تجزیه رفاه، مهمترین عامل اثرگذار بر رفاه را ناشی از تأثیرات تخصیص (کارایی) منابع معرفی می­‌کند.