با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
کلیدواژه‌ها = گندم
اقتصاد کشاورزی

ارزیابی اثرات رفاهی و زیست‏محیطی استفاده از انرژی زیست‌توده سلولزی در ایران

دوره 40، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 252-237

https://doi.org/10.22067/jead.2026.93528.1353

امیر مهرجو، حمید امیرنژاد، کمال عطایی سلوط، حسین آزادی

چکیده تولید انرژی از بقایای کشاورزی یک حوزه مهم تحقیقاتی با پتانسیل قابل‌توجهی برای تولید انرژی پایدار است. در ایران، استفاده از بقایای کشاورزی برای تولید انرژی، به‌دلیل ویژگی‌های جغرافیایی مطلوب، پتانسیل مقابله با ناامنی انرژی، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای جوامع روستایی را دارد؛ بنابراین، هدف این مطالعه ارزیابی اثرات رفاهی و زیست‏محیطی استفاده از انرژی زیست‌توده سلولزی در ایران، با تمرکز ویژه بر استفاده از یک مدل تعادل جزئی با به حداکثر رساندن مجموع مازاد مصرف‌کنندگان زیست‏توده و تولیدکنندگان زیست‏توده، مشروط به محدودیت‌های در دسترس بودن منابع برای تحلیل پیامدهای اقتصادی است. در این مطالعه جهت ارزیابی اثرات رفاهی و زیست‏محیطی از زیست‏توده دو محصول گندم و برنج استفاده شده است. نتایج شبیه‏سازی مدل نشان می‌دهد که رفاه مصرف‌کنندگان زیست‏توده کاهش و تولیدکنندگان زیست‏توده افزایش می‏یابد؛ به‌طوری‌که در قیمت 3/286 میلیون ریال در هر تن برای زیست‏توده گندم و 9/275 میلیون ریال در هر تن برای زیست‏توده برنج حداکثر رفاه اجتماعی حاصل می‏گردد. همچنین نتایج نشان داد که افزایش قیمت زیست‏توده منجر به افزایش تولید زیست‏توده می‏شود و با بکارگیری این زیست‏توده تولید شده از دو محصول گندم و برنج در تولید برق می‏توان میزان انتشار گاز گلخانه‏ای را تا 2/8 درصد در کشور را کاهش داد؛ بنابراین با توجه به نتایج، قیمت‌گذاری مناسب زیست‏توده و ایجاد انگیزه برای جمع‌آوری پسماند محصولات کشاورزی و سرمایه‏گذاری در نیروگاه‏های تولید برق از زیست‌توده می‌تواند به‌عنوان سیاست‌های افزایش رفاه اجتماعی و بهبود کیفیت محیط‏زیست انتخاب شود. در نهایت نتایج این تحقیق می‌تواند به سیاست‌گذاری برای توسعه استراتژی‌های کاهش انتشار گازهای گلخانه‏ای در کشور با منابع فراوان زیست‌توده کمک کند.

اقتصاد کشاورزی

کاربرد داده‌کاوی در تحلیل عوامل مؤثر بر طبقه‌بندی کارایی فنی گندم‌کاران: مطالعه‌ای در شهرستان اهر

دوره 40، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 127-103

https://doi.org/10.22067/jead.2025.93203.1349

جبرئیل واحدی، محمد قهرمان زاده، قادر دشتی، پریسا پاکروح

چکیده شهرستان اهر به‌عنوان یکی از مناطق اصلی تولید محصولات کشاورزی، بخش قابل­توجهی از گندم دیم استان آذربایجان شرقی را تولید می­کند. بهبود کارایی فنی در این منطقه می‌تواند تأثیر قابل­توجهی بر بهره‌وری و پایداری اقتصادی کشاورزان داشته باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف کاربرد داده­کاوی در تحلیل کارایی کشاورزان گندم دیم در شهرستان اهر انجام شد. بدین منظور کارایی فنی کشاورزان با استفاده از روش تحلیل پوششی داده‌ها محاسبه گردید و کشاورزانی که کارایی بالاتر از میانگین منطقه (یعنی 59/0) داشتند، به‌عنوان گروه کشاورزان با کارایی بالاتر از میانگین و بقیه به‌عنوان گروه کشاورزان با کارایی پایین‌تر از میانگین طبقه‌بندی شدند. سپس، با استفاده از آزمون­های تی و خی­دو، متغیرهایی که احتمال می­رفت بر کارایی اثرگذار باشند، شناسایی شدند و برای طبقه­بندی و تحلیل کارایی فنی از الگوریتم‌های یادگیری ماشین شامل رگرسیون لجستیک، ماشین بردار پشتیبان،k  نزدیک‌ترین همسایه و جنگل تصادفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که رگرسیون لجستیک عملکرد بهتری نسبت به سایر الگوریتم‌ها دارد. خروجی این الگوریتم حاکی از آن بود که عواملی مانند علف­کش، کنترل علف­های هرز، کود حیوانی، ارزش اجاره­ای زمین­ها، کود نیتراته، تعداد قطعه زمین­ها، آفت­کش، سن کشاورز، روش برداشت ترکیبی، تجربه، اعضای خانوار با تحصیلات دانشگاهی، تأمین بذر از جهاد کشاورزی و سکونت در روستا دارای تأثیر مثبت بر کارایی فنی می­باشند. عواملی مانند، مالکیت زمین­ها به‌صورت شخصی-اجاره­ای، تأمین بذر از منابع شخصی و درآمد غیرکشاورزی نیز تأثیر منفی بر کارایی دارند. بر اساس نتایج، توصیه می‌شود کشاورزان آموزش‌های لازم در خصوص مدیریت بهینه مصرف نهاده‌های کشاورزی اثرگذار شامل علف­کش، کود حیوانی، کود نیتراته و آفت­کش را دریافت کنند. همچنین، سیاست‌گذاران با ارائه مشوق‌های مالی و خدمات مشاوره‌ای، انگیزه بهبود کارایی را در کشاورزانی که روی زمین‌های اجاره‌ای فعالیت می‌کنند، افزایش دهند. توسعه برنامه‌های حمایتی برای تأمین بذر و نهاده‌های کشاورزی با کیفیت از طریق جهاد کشاورزی نیز پیشنهاد می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

طراحی مدل اقتصادی توسعه فرآیند کنترل و گواهی بذر گندم با رویکرد تلفیقی تئوری بنیادی و تحلیل شبکه‏ ای

دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 259-245

https://doi.org/10.22067/jead.2025.90404.1306

معصومه بهادری، بیتا رحیمی بدر، علیرضا نیکوئی، رویا اشراقی سامانی

چکیده سیستم کنترل و گواهی بذر به‌عنوان ابزاری کلیدی جهت تأیید کیفیت بذور تولیدی شناخته شده است. با توجه به جایگاه منحصر به فرد گندم در نظام زراعی و مصرفی، این فرآیند نقش ویژه‌ای در پایداری تولید بذر سالم و امنیت غذایی در کشور ایفا می‏نماید. مطالعه حاضر به‌دلیل فقدان غنای تئوریکی و با هدف طراحی مدل مفهومی عوامل مؤثر بر توسعه نظام کنترل بذر و شناسایی مهم ترین مؤلفه‌های اثر‌گذار با توجه به معیارهای فنی، اقتصادی، اجتماعی و ساختاری انجام گرفت. جهت دستیابی به اهداف پژوهش از تئوری مفهوم‌سازی بنیادی و تحلیل شبکه‌ای استفاده گردید. اطلاعات مورد نیاز از طریق 30 مصاحبه هدفمند با خبرگان بخش کشاورزی در حوزه بذر غلات گردآوری شد. 47 مفهوم، 11 مقوله محوری و چهار مقوله گسترده در قالب ابعاد شش گانه مدل پارادایمی شناسایی شدند. در ادامه هشت نفر از اعضای هیأت علمی متخصص در زمینه کنترل بذر برای انجام مقایسات زوجی انتخاب گردید. روایی و پایایی پژوهش در سطح مطلوب ارزیابی شد. در تفسیر معنایی مدل مفهومی، عوامل نظارتی و سیاست‏های حمایتی دولت در جایگاه راهکارها با پیامدهای، بهبود کیفیت بذر و ثبات بازار بذر شناسایی گردید. نتایج نشان داد، کیفیت هسته‏های بذری و متعادل‌سازی قیمت فروش بذر سالم نسبت به سایر مؤلفه‏های معیار فنی و اقتصادی دارای اهمیت بیشتری بودند. افزون بر این، رتبه‌بندی شرکت‌های تولید‌کننده بذر جهت ارائه تسهیلات تشویقی به واحدهای برتر و حمایت از ورود شرکت‏های دانش بنیان به عرصه تولید بذر از جمله راهبردهایی بودند که برای توسعه این فرآیند پیشنهاد شد و می‌تواند مورد توجه مسئولان قرار گیرد.

اقتصاد کشاورزی

کاربرد تابع تصادفی غیر نرمال پلاتو در تعیین سطح بهینه اقتصادی مصرف نهاده کودهای شیمیایی در تولید غلات آبی (محصولات گندم و جو آبی)

دوره 35، شماره 1، بهار 1400، صفحه 79-92

https://doi.org/10.22067/jead.2021.67444.1001

حمید بلالی، حبیب شهبازی، زهرا صید محمدی، مصطفی بنی اسدی

چکیده در سال‌های گذشته، مصرف بیش از اندازه کودهای شیمیایی، اثرات و پیامدهای زیست‌محیطی نامطلوبی مانند آلودگی آب و خاک و بروز مشکلاتی در مورد وضعیت سلامت انسان‌ها، به همراه داشته است. به دلیل اینکه استفاده نابهینه کودهای شیمیایی می‌تواند خطرات جدی برای محیط و سلامت جامعه ایجاد کند، در این مطالعه سطح بهینه اقتصادی مصرف کودهای شیمیایی ازته، فسفاته و پتاسه در تولید گندم و جو آبی ایران، با استفاده از تابع تصادفی غیر نرمال پلاتو و رویکرد بیزین، طی سال‌های زراعی 86-1385 تا 96-1395 برآورد شد. داده‌های مورد نیاز نیز از آمارنامه‌های کشاورزی و بانک هزینه تولید محصولات زراعی وزارت جهاد کشاورزی جمع‌آوری شد. پس از بررسی و تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SAS، نتایج نشان داد که میانگین مصرف بهینه کودهای شیمیایی ازته، فسفاته و پتاسه در تولید گندم آبی به‌ترتیب 05/117، 71/97 و 68/39 کیلوگرم در هکتار و در مورد جو آبی به‌ترتیب 00/29، 17/75 و 81/81 کیلوگرم در هکتار است. براساس نتایج، کشاورزان در تولید گندم آبی، کودهای شیمیایی (ازته، فسفاته و پتاسه) را بیش‌تر از مقدار بهینه استفاده می‌کنند، به طوری‌که میانگین مصرف بهینه کودهای شیمیایی ازته، فسفاته و پتاسه در تولید گندم آبی، به‌ترتیب به میزان56/46 ، 34/25 و 95/10 کیلوگرم در هکتار، کم‌تر از مقدار فعلی مصرف کودهای شیمیایی در کشور است. همچنین نتایج نشان می‌دهند که میزان مصرف فعلی کودهای ازته و فسفاته در تولید جو آبی کشور نیز یشتر از سطح بهینه محاسبه شده می‌باشد. لذا به منظور تخصیص بهینه عوامل تولید و نیز جلوگیری از اثرات زیست‌محیطی نامطلوب مصرف بی‌رویه این نهاده مهم توصیه می‌شود.

رتبه‌بندی استان‌های تولیدکننده گندم از منظر ریسک سیستماتیک و سنجش جبران ریسک در ایران

دوره 34، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 275-288

https://doi.org/10.22067/jead.2020.17756.0

حبیب الله سلامی، عدالت سلیم اودلو

چکیده ریسک در تولید محصولات کشاورزی به عنوان یک عامل منفی از دیدگاه تولید کنندگان محسوب می‌شود. لیکن، وجود ریسک تا آنجا که با ایجاد درامد متناسب هزینه‌های ریسک راجبران نماید مانع از تمایل تولیدکندگان به کشت محصولات نمی‌گردد. تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت جبران ریسک تولیدکنندگان گندم در استان­های ایران و رتبه‌بندی این استان‌ها به لحاظ ریسک سیستماتیک با استفاده از الگوی قیمت­گذاری دارایی سرمایه (CAPM) و بکارگیری اطلاعات تولیدی وزارت جهاد کشاورزی در دوره 1394-1387 انجام شده است. در این راستا، ابتدا پرتفوی کشوری گندم براساس ریسک و بازدهی تولید این محصول در استان­های مختلف تشکیل شد و آنگاه ریسک تولید در هر استان نسبت به ریسک این پرتفوی محاسبه گردید. نتایج مطالعه نشان داد استان یزد با ضریب 45/0 کم­ریسک­ترین و استان مازندران با ضریب 26/1 پرریسک­ترین استان­های تولیدکننده گندم می­باشند. از نگاه جبران ریسک، درآمد حاصل از تولید این محصول در 14 استان کشور بگونه‌ای است که ریسک تولیدکنندگان جبران می‌شود. از این نظر تولید گندم در استان کردستان مناسب ترین و تولید این محصول در جنوب استان کرمان بدترین وضعیت را دارند. علاوه براین، نتایج نشان می‌دهد عامل اصلی عدم جبران ریسک در برخی استان‌ها عملکرد کم تولید گندم و در نتیجه قیمت تمام شده بالای محصول در این استان‌ها می‌باشد. براین اساس، تمرکز بر بهبود بهره‌وری گندم در این مناطق توصیه می‌شود.

انتقال مجازی آب از طریق تجارت بین استانی غلات در ایران

دوره 33، شماره 1، بهار 1398، صفحه 55-74

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.76365

نیلوفر اشک تراب، منصور زیبایی

چکیده آب در ایران یک منبع کمیاب می‌باشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی سریع به همراه رشد جمعیت منجر به افزایش فشار برمنابع آب در کشور شده است. مطالعه حاضر به اندازه‌گیری مجموع ردپای آب گندم، جو و ذرت دانه‌ای در استان‌های کشور در سال 1395 پرداخته‌است. میزان مازاد عرضه و تقاضای محصولات مذکور در سطح هر استان محاسبه و با استفاده از ردپای آب هر محصول در هر استان، شبکه تجارت آب مجازی غلات در سطح کشور بدست آمده است. به منظور شناسایی مقاصد هر استان صادرکننده و حداقل کردن هزینه حمل و نقل از مدل حمل و نقل استفاده شده است. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استان تهران بزرگ‌ترین واردکننده غلات در کشور بوده که حجم بالایی از واردات آن از استان‌های کرمانشاه، مرکزی و همدان صورت می‌گیرد. استان‌های گلستان و کرمانشاه به ترتیب بزرگترین صادرکننده گندم و جو بوده‌اند که عمده صادرات استان گلستان به استان‌های خراسان و سیستان و بلوچستان بر اساس مدل حمل و نقل می‌باشد. استان کرمانشاه، بیشترین صادرات محصول جو را به استان‌های آذربایجان‌غربی، تهران، زنجان و کردستان انجام می‌دهد که نشان دهنده بیشترین میزان انتقال آب مجازی از طریق صادرات محصول جو می‌باشد به استان‌های مذکور می‌باشد. در سال 1395، 6/5 میلیون تن ذرت دانه‌ای به کشور وارد شده که مازاد تقاضای تمام استان‌های کشور را پوشش داده و منجر به ورود آب مجازی به کشور شده‌ است.

اثرسیاست خرید تضمینی محصول گندم برارزش اقتصادی منابع آب زیرزمینی؛ مطالعه موردی دشت ارزوئیه-کرمان

دوره 29، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 217-223

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.32924

سید حبیب الله موسوی، سعیده شهابی

چکیده طی دهه‌‌های اخیر منابع آب‌های زیر زمینی در دشت‌های استان کرمان به دلیل تقاضای رو به افزایش آن‌ها به شدت تحت فشار بوده‌اند. از این رو، مدیریت هوشمندانه و تخصیص بهینه‌ی منابع آب از اهمیت روزافزونی در بین سیاست گذاران و کشاورزان برخوردار شده‌است. بدون تردید یکی از مهم‌ترین ابزارهای تخصیص بهینه ی منابع آب، ارزش اقتصادی این نهاده است که راهبرد توسعه ی بلندمدت کشور نیز بر آن تأکید دارد. با این حال سؤال اصلی مورد بحث اینجاست که آیا سیاست‌های کشاورزی مختلفی که دولت عموماً جهت نیل به خودکفایی در تولید محصولات اساسی اتخاذ می‌‌کند، هم راستا با مدیریت منابع آبی هستند؟ با این رویکرد و جهت ایجاد چهارچوبی تحلیلی برای پاسخ گویی به مسئله‌‍‌ی فوق، در مطالعه‌ی حاضر اثر سیاست خرید تضمینی گندم به عنوان یکی از مهمترین سیاست‌های حمایتی دولت در بازار این محصول بر ارزش اقتصادی منابع آب زیر زمینی دشت ارزوئیه با استفاده از روش برنامه ریزی ریاضی چند دوره ای مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات مورد نیاز در این مطالعه برای سال زراعی 91-90 با استفاده از اطلاعات پرسشنامه ای از کشاورزان منطقه ارزوئیه، همچنین از سازمان آب منطقهای و سازمان جهاد کشاورزی استان کرمان جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که سیاست خرید تضمینی گندم هر چند سود ناخالص کشاورزان را افزایش می دهد ولی با مدیریت اقتصادی منابع آبی دشت سازگار نیست. لذا می‌بایست سیاست گذاران در زمان وضع سیاست‌های حمایت از تولید، اثرات جنبی آن‌ها بر منابع آبی را مد نظر قرار دهند تا علاوه بر تشویق به تولید بیشتر به حفظ منابع آب نیز اهمیت داده شود. همچنین به منظور کاهش و کنترل بهره برداری از منابع آب، همگام با سیاست‌های حمایت از تولید سیاست دریافت آب بهای تدریجی، بسط تکنولوژیهای جدید و آب اندوز، ترویج ارقام مقاوم به خشکی و البته استراتژی کم آبیاری بهینه نیز می‌تواند اجرا شود.

بررسی عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر پذیرش تکنولوژی‌های نوین خاک‌ورزی حفاظتی در منطقه داراب (کاربرد مدل لاجیت چند گزینه‌ای)

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 197-203

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.26251

صمد عرفانی فر، منصور زیبایی، مهدی کسرایی

چکیده به منظور بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم‌های خاک ورزی حفاظتی، روش‌های خاک ورزی مورد استفاده گندم‌کاران بخش مرکزی شهرستان داراب به سه گروه خاک‌ورزی مرسوم، کم خاک‌ورزی و بی‌خاک‌ورزی طبقه‌بندی شدند. برای این منظور از مدل لاجیت چند گزینه‌ای و با استفاده از داده‌های بدست آمده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی استفاده گردید. متغیرهای توضیحی مدل شامل سن کشاورز، سطح تحصیلات، میزان تجربه خاک‌ورزی حفاظتی، وضعیت اشتغال خارج از مزرعه کشاورز، تعداد اعضای خانوار، اندازه مزرعه، تعداد قطعات زمین و میزان اطلاعات کشاورز از خاک‌ورزی حفاظتی بودند. نتایج تحقیق نشان داد که تجربه کشاورز در استفاده از روش خاک‌ورزی حفاظتی، میزان مالکیت زمین و سطح اطلاعات کشاورز از سیستم‌های خاک‌ورزی حفاظتی اثر معنی‌دار و مثبتی بر پذیرش سیستم کم خاک‌ورزی دارد. هم‌چنین ضرایب تخمین مدل در مقایسه سیستم بی خاک‌ورزی نسبت به روش خاک‌ورزی مرسوم نشان داد که متغیرهای سطح تحصیلات کشاورز، میزان تجربه خاک‌ورزی حفاظتی، داشتن شغل خارج از مزرعه، میزان مالکیت زمین و سطح اطلاعات کشاورز از سیستم‌های خاک‌ورزی حفاظتی بر رفتار پذیرش سیستم بی خاک‌ورزی در کشت گندم اثر معنی‌دار و مثبت و تعداد قطعات زمین بر پذیرش روش کاشت مستقیم اثر معنی‌دار و منفی دارند.

بررسی اثرات رفاهی ناشی از تغییراقلیم بر روی محصول گندم در ایران

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 292-300

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.35472

صادق خلیلیان، کتایون شمشادی، سید ابوالقاسم مرتضوی، مجید احمدیان

چکیده بخش کشاورزی بدلیل تعاملات گسترده‌ای که با محیط دارد، بیش‌ترین تأثیر را از پدیده تغییر اقلیم می پذیرد و در نتیجه ضمن تغییرشرایط تولید باعث تغییرات رفاهی در سطح جامعه می شود. در این مقاله تلاش شد اثرات رفاهی تغییر در پارامترهای اقلیمی بر محصول گندم ایران بررسی شود. بدین منظور ابتدا توابع رگرسیونی عملکرد تخمین زده شد. سپس توابع عرضه، تقاضا و واردات گندم با استفاده از سیستم معادلات هم‌زمان برآورد گردید. در نهایت به منظور بررسی اثرات رفاهی ناشی از تغییر در پارامترهای اقلیمی دما و بارندگی، از یک مدل برنامه‌ریزی قیمت درونزا در قالب سه سناریوی مختلف اقلیمی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که در صورت کاهش بارندگی توأم با افزایش درجه حرارت، مازاد رفاه مصرف-کنندگان، تولیدکنندگان و در نتیجه مازاد رفاه کل جامعه کاهش خواهد یافت و مصرف‌کنندگان نسبت به تولیدکنندگان رفاه بیش‌تری را از دست خواهند داد.

عوامل مؤثر بر قیمت گندم در بورس کالای ایران

دوره 27، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 95-102

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.26400

حسین محمدی، بهزاد فکاری سردهایی

چکیده بازار محصولات کشاورزی در ایران همواره با مشکلات ساختاری متعددی نظیر ضعف سیستم بازاریابی و بازاررسانی، نوسانات قیمت، نبود زیرساختهای مناسب برای حمل و نقل و مواردی مشابه روبرو بوده و بخش عمده‌ای از این مشکلات مربوط به ساختار سنتی و ناکارای بازار محصولات کشاورزی می‌باشد. در جهت کاهش ناکارآمدی‌های بازار محصولات کشاورزی، شفاف سازی و کشف قیمت صحیح، کنترل نوسانات قیمت محصولات و تنظیم عرضه و تقاضای محصولات کشاورزی، بورس کالای ایران رسماً از سال 1386 شروع به فعالیت نمود. هدف این مطالعه بررسی و مقایسه نوسانات قیمت گندم بورس کالای ایران با قیمت گندم بازار آزاد ایران و بورس کالای شیکاگو می‌باشد. بدین منظور از اطلاعات هفتگی قیمت گندم از 24 اسفند سال 1388 الی دوم آذر ماه 1390 استفاده شد. همچنین اثرات متقابل قیمت گندم بورس کالای ایران با قیمت گندم بازار آزاد ایران، بورس کالای شیکاگو، نرخ ارز و قیمت نفت خام ایران بررسی شد. نتایج نشان داد، نوسانات قیمت گندم بورس کالای ایران از نوسانات قیمت بازار آزاد ایران بیشتر می‌باشد. علاوه بر این شوک های وارد شده بر قیمت گندم در بازار آزاد ایران، بورس کالای شیکاگو و قیمت نفت با سرعت به قیمت گندم در بورس کالای ایران منتقل می شود.

برآورد ارزش اقتصادی آب شبکه آبیاری دشت قزوین: کاربرد رهیافت دوگان

دوره 25، شماره 2، تابستان 1390

https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i2.9715

مهدی احسانی، قادر دشتی، باب اله حیاتی، محمد قهرمان زاده

چکیده چکیده
مواردی نظیر کم آبی مفرط، عدم تناسب زمانی و مکانی بارش‌ها، بهره‌وری پایین نهاده آب در بخش کشاورزی به همراه افزایش روزافزون تقاضا برای محصولات کشاورزی و همین طور خشکسالی‌های مکرر باعث شده که آب به یک نهاده مهم و کمیاب در فرآیند تولید فرآورده‌های کشاورزی تبدیل شود. بنابراین مدیریت صحیح تقاضا و تلاش برای صرفه‌جویی در مصرف آب می‌تواند ضمن توسعه کشت‌های آبی، عوارض زیست محیطی ناشی از مصرف بی‌رویه آن را کاهش دهد. یکی از روش‌های اعمال مدیریت تقاضای آب تعیین ارزش اقتصادی آن می‌باشد که موجبات تقویت نقش اقتصادی آب در توسعه را فراهم می‌سازد. در این راستا، هدف این مطالعه، تعیین ارزش اقتصادی آب کشاورزی از دید تقاضاکنندگان با استفاده از رهیافت تابع تولید و تابع هزینه دوگان در اراضی تحت پوشش شبکه آبیاری دشت قزوین در سال زراعی 87-1386 برای محصول گندم می‌باشد. بر اساس نتایج، ارزش اقتصادی نهاده آب از رهیافت های تابع تولید و تابع هزینه به ترتیب 586 و 609 ریال به ازای هر مترمکعب آب برآورد گردید.
طبقه بندی JEL : C61 ,Q25, R32

بررسی تمایل به پرداخت کشاورزان گندم‏کار برای کنترل علف‏های هرز در مراحل مختلف رشد آن (مطالعه موردی خراسان رضوی)

دوره 25، شماره 1، بهار 1390

https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i1.8875

محمد قربانی، امین نعمتی، رضا قربانی

چکیده چکیده
در این مطالعه تمایل به پرداخت 180 کشاورز گندم‏کار استان خراسان رضوی، برای گزینه‎های مختلف حذف علف‏های هرز در مراحل مختلف رشد از طریق الگوی رگرسیون لگاریتمی در سال 1387 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مطالعه نشان داد که متغیر کل درآمد سالانه کشاورز، چند ساله بودن علف‏های هرز و متغیرهای مجازی درصد حذف علف‏های هرز در مراحل مختلف رشد آن دارای تأثیر مثبت و معنی‏داری بر میزان تمایل به پرداخت کشاورزان به منظور کنترل علف‏های هرز در هر سه مرحله رشد آن دارند که نشان دهنده تأثیرگذاری بیشتر این متغیرها بر میزان تمایل به پرداخت از سوی کشاورزان می‏باشد. مهم‎ترین متغیر با تأثیرگذاری مثبت بر تمایل به پرداخت کشاورزان برای مدیریت علف‎های هرز در هر سه مرحله، درآمد کل سالانه است. میانگین تمایل به پرداخت کشاورزان برای حذف علف‎های هرز در هر یک از وضعیت‏های موجود از مرحله جوانه‏زنی به سمت مرحله رشد‏ زایشی روندی رو به افزایش دارد. با توجه به نتایج، توجه به الگوی رفتار اقتصادی کشاورزان برای مدیریت علف‏های هرز در مراحل مختلف رشد آن برای دریافت پیام‏های لازم مدیریتی در جهت تولید علف‏کش‏هایی با کارایی بالا به ویژه در مرحله رشد زایشی، توجه به میزان تمایل به پرداخت‏ها برای قیمت‏گذاری علف‏کش‏ها با کارایی‏های کنترل متفاوت علف‏های هرز و نگاه ویژه به مدیریت علف‏های هرز چند ساله و روش‏های کنترلی تلفیقی تضمین کننده کنترل‏های بالای 70 درصد به عنوان پیشنهادات ارائه شده است.

بررسی اثرات کوتاه مدت و بلند مدت آزادسازی تجاری بر تابع واردات گندم ایران

دوره 24، شماره 4، زمستان 1389

https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i4.8202

مریم منجزی، صغری قبادی، سید مرتضی افقه

چکیده چکیده
مطالعه حاضر به منظور تعیین اثرات آزاد سازی تجاری بر تابع واردات محصول گندم ایران با استفاده از داده های سری زمانی 1357تا 1387 که ازمنابعی مانند آمارنامه های سالانه کشاورزی و هواشناسی، اداره گمرک و بانک مرکزی ایران بدست آمده، انجام پذیرفته است. در این مطالعه ابتدا شاخص آزادسازی محصول گندم با استفاده از معیار سطح تجارت بین المللی (LIT) سنجیده شده و سپس آثار LIT بر تابع مذکور بررسی شده است. به منظور بررسی روابط کوتاه مدت و بلند مدت بین متغیرهای تابع، از مدل خود توضیح با وقفه های گسترده (ARDL) و مدل تصحیح خطا (ECM) بهره گیری شده است. برآورد تابع واردات گندم نشان داد، با آزادسازی تجاری تقاضا برای واردات افزایش می یابد؛ این افزایش در بلندمدت بیشتر از کوتاه مدت است. پیشرفت تکنولوژی باعث کاهش تقاضا برای واردات گندم هم درکوتاه مدت و هم در بلندمدت خواهد بود.

اثر انحراف نرخ ارز بر شاخص های حمایت از تولیدکنندگان گندم

دوره 24، شماره 3، پاییز 1389

https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i3.7737

سیدصفدر حسینی، امید گیلانپور، سمانه ایروانی

چکیده چکیده
هدف اصلی این مقاله، بررسی اثر انحراف نرخ ارز بر شاخص های حمایت از تولیدکنندگان گندم (شاخص درصدی حمایت از قیمت بازاری و شاخص حمایت درصدی تولیدکنندگان) طی دوره 86-1368 است. به منظور محاسبه انحراف نرخ ارز، ابتدا نرخ ارز تعادلی با استفاده از مدل تصحیح خطای برداری و نرخ ارز واقعی نیز با استفاده از نظریه برابری قدرت خرید محاسبه شد. سپس با استفاده از شاخص های حمایت از تولیدکننده، اثر انحراف نرخ ارز واقعی از مقدار تعادلی آن بر مقدار حمایت از تولیدکنندگان گندم بررسی شد. نتایج این مقاله نشان دادند که اولا نرخ ارز واقعی از نرخ ارز تعادلی طی دوره مورد بررسی انحراف داشته و این انحراف شاخص های حمایت از تولیدکنندگان گندم را تحت تاثیر قرار داده است. نتایج همچنین نشان دادند سیاست های حمایت بخشی (حمایت محاسبه شده بر مبنای نرخ ارز واقعی) طی دوره مورد بررسی (86-1368) موجب حمایت مثبت از تولیدکنندگان گندم شده و این حمایت تقریبا روند افزایشی داشته است. در حالیکه، سیاست های ارزی (تفاضل بین حمایت محاسبه شده بر اساس نرخ ارز واقعی از نرخ ارز تعادلی) به طور متوسط در همه برنامه های توسعه اثر منفی بر مقدار حمایت از تولیدکنندگان گندم داشته و موجب اخذ مالیات پنهان از آن ها شده است اگرچه با افزایش آزاد سازی در بازار ارز و یکسان سازی نرخ ارز اثر منفی سیاست های ارزی بر حمایت از تولیدکنندگان گندم کاهش یافته است. برآیند سیاست های ارزی و بخشی (حمایت محاسبه شده بر مبنای نرخ ارز تعادلی) نیز به جز در برنامه اول توسعه، در سایر سال ها مثبت بوده و طی دوره مورد بررسی روند افزایشی داشته است. نتایج نشان می دهد که با آزادسازی نرخ ارز و نزدیک تر شدن نرخ ارز واقعی به نرخ ارز تعادلی، سیاست های ارزی، حمایت های بخشی از محصول گندم را تقویت کرده اند.

تعیین ارزش اقتصادی آب در روش تابع تولید، با بکارگیری مدل های کلاسیک و آنتروپی (مطالعه موردی: محصول گندم در شهرستان مشهد)

دوره 24، شماره 1، بهار 1389

https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i1.3497

نرگس خواجه روشنائی، محمود دانشور کاخکی، غلامرضا محتشمی برزادران

چکیده چکیده
اصلاح نظام قیمت گذاری مبتنی بر ارزش اقتصادی آب در بخش کشاورزی، یکی از کارآمدترین ابزارهای مدیریت تقاضا است که به تنظیم الگوی مصرف آب در این بخش می انجامد. با اصلاح تعرفه های آب در بخش کشاورزی، می توان امیدوار بود که مقدار تقاضای آب کاهش یافته و زمینه صرفه‌جویی و ذخیره سازی آن فراهم گردد. مطالعه حاضر در این راستا، به منظور تعیین ارزش اقتصادی آب کشاورزی، از روش تابع تولید در محصول گندم و در شهرستان مشهد استفاده نمود. در این روش به منظور برآورد ضرایب توابع تولید، دو مدل کلاسیک و آنتروپی حداکثر تعمیم یافته مورد استفاده قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که روش آنتروپی قادر به برآورد دقیق ضرایب توابع نبوده و نمی توان از نتایج آن در محاسبه ارزش اقتصادی آب استفاده نمود. در حالیکه در روش کلاسیک، تابع ترانسلوگ از بین اشکال مختلف توابع، به عنوان بهترین فرم تابع در تولید محصول گندم، انتخاب و ارزش اقتصادی آب معادل 1870 ریال محاسبه شد.

بررسی عوامل موثر بر مشارکت کشاورزان با کارشناسان ناظر گندم در شهرستان زابل(رهیافت رگرسیون خطی فازی)

دوره 23، شماره 2، پاییز 1388

https://doi.org/10.22067/jead2.v1388i2.2532

علیرضا کرباسی، تکتم کنعانی، مهدی خیاطی

چکیده چکیده
حمایت از بخش کشاورزی مقوله ای است که سالها در جهان مورد بحث بوده و مساله ای که در سه دهه اخیر در کانون توجه بسیاری از محققان قرار گرفته، ارتباط و مشارکت محققان و کشاورزان در فرایند تولید می‌باشد. این مطالعه نیز به بررسی عوامل موثر بر مشارکت کشاورزان با کارشناسان ناظر گندم در شهرستان زابل پرداخته است. برای این منظور با استفاده از مدل رگرسیون خطی فازی، تاثیر عوامل متعددی در قالب 10 شاخص بوسیله اعداد مثلثی فازی متقارن و نامتقارن بررسی شد. آمار و اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه از زارعین گندمکار در سال 1387 بدست آمد. روایی و پایایی ابزار پژوهش با استفاده از روش تحلیل عاملی مورد سنجش قرار گرفت. ضرایب تخمین زده شده نشان داد که شاخص های آگاهی، انگیزه پیشرفت، نوگرایی رضایت شغلی و وی‍ژگیهای کارشناس در هر دو حالت متقارن و نامتقارن تاثیری بر مشارکت نداشتند و شاخص‌های انتظارات کشاورزان از کارشناس، مشوقهای اقتصادی، اعتماد، علم گرایی و تقدیر گرایی در سطح بسیار کم برآورد شدند. از این رو با توجه به یافته های تحقیق پیشنهاد می‌شود اقداماتی از جمله بالا بردن سطح تجربه و مهارت کارشناسان، بکارگیری به موقع و متناسب با زمان نیاز کشاورز به کارشناس، بازدید کارشناسان خبره به همراه ناظران و ایجاد انگیره های مختلف در کشاورزان جهت همکاری با کارشناسان انجام گیرد.

بررسی عملکرد و عوامل موثر بر پذیرش برنامه های ترویجی اجرا شده در مسیر فرآیند توسعه کشاورزی : مطالعه موردی گندم کاران شهرستان مشهد

دوره 23، شماره 1، بهار 1388

https://doi.org/10.22067/jead2.v1388i1.2068

محسن تبرایی، مریم حسن نژاد

چکیده چکیده
متولی اصلی انتقال دانش و مهارت و همچنین تغییر بینش و نگرشها در جوامع روستائی بخش ترویج کشاورزی می باشد. یک سازمان ترویج با برنامه ریزی مناسب وکارا، می تواند فعالیتهای خود را بر روی نتایج قابل اندازه گیری متمرکز سازد و از هدر رفتن وقت، انرژی و منابع جلوگیری نماید. بدیهی است برای تحقق چنین آرمانی بایستی کارکرد کلی یک نظام ترویجی را با دقت کافی مورد ارزیابی قرار داد. در همین راستا در پژوهش حاضر از یک سو کم و کیف عملکرد برنامه های ترویجی اجرا شده در مسیر فرآیند توسعه کشاورزی از لحاظ ارتقاء سطح بهره وری، دانش و مهارت‌های علمی و فنی (بینش و کنش) کشاورز مورد ارزیابی قرار گرفته است و از سوی دیگر به بررسی عوامل موثر بر پذیرش این برنامه ها و ارائه راهبردهای مناسب برای ساماندهی نظام نوین ترویج و بهبود عملکرد پرداخته شده است. نتایج مطالعه نشاندهنده اثرگذاری معنی دار برنامه های ترویجی بر تغییر کنشها، بینشها و بهره وری در میان کشاورزان و بهبود آنها بوده است که خود حاکی از عملکرد مناسب این برنامه ها در میان کشاورزان می باشد. همچنین نتایج حاصل از برآورد الگوی لوجیت در راستای بررسی عوامل موثر بر پذیرش برنامه های ترویجی نشان داده که افزایش متغیرهای سن کشاورز، تعداد فرزندان، فاصله روستا محل سکونت از شهر و اشتغال در فعالیتهای غیرکشاورزی به طور معنی داری منجر به کاهش احتمال پذیرش برنامه های ترویجی گشته و متغیرهای تعداد فرزندان با تحصیلات عالیه، سابقه فعالیت کشاورز در تولید گندم، نوع مالکیت زمینهای تحت کشت گندم و میزان استفاده از اطلاعات و فناوری های نوین نیز دارای رابطه معنی دار مثبت با احتمال پذیرش برنامه های ترویجی درمیان کشاورزان می باشند.

تحلیل مزیت نسبی تولید گندم در سیستان

دوره 23، شماره 1، بهار 1388

https://doi.org/10.22067/jead2.v1388i1.2069

علیرضا کرباسی، فاطمه رستگاری پور

چکیده چکیده
در تحقیق حاضر با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده از جهاد کشاورزی شهرستان زابل و سالنامه آمار بازرگانی خارجی برای سال زراعی 86-85 به بررسی مزیت نسبی تولید گندم در منطقه سیستان با استفاده از شاخص هزینه منابع داخلی3 و ماتریس تحلیل سیاستی4 پرداخته شده است. شاخص ضریب حمایت اسمی5 نشان داد در تمام بخش‌ها، مالیات غیرمستقیم بر تولید کننده تحمیل شده است. معیار ضریب حمایت موثر6، در بخش مرکزی بیانگر عدم حمایت از بازار نهاده و محصول در این بخش است. اما، مقدار این ضریب در دو بخش میانکنگی و پشت آب نشانگر سودمندی مداخله‌های دولت در تولید گندم منطقه می‌باشد. مقدار سودآوری خالص اجتماعی7 نیز در تمام بخش‌ها منفی است. به طور کلی نتایج نشان داد کشت گندم با شرایط کنونی در سیستان دارای مزیت نسبی نمی‌باشد، اما افزایش عملکرد، کاهش هزینه‌های تولید و بهبود روش‌های کشت راهکارهایی برای سودمندی کشت گندم در منطقه سیستان است.