سید جمیل محمدی؛ سید علی حسینی یکانی؛ حامد قادرزاده
چکیده
در مطالعه حاضر با استفاده از رویکرد تحلیل پوششی دادهها ابتدا به برآورد مقادیر ابرکارایی و رتبهبندی واحدهای صنعتی پرورش گاو شیری در شهرستان های سقز و دیواندره پرداخته شد. سپس به منظور اطمینان از نااریب بودن نمرات ابرکارآیی به دست آمده، با استفاده از مدل اصلاح شدة بنکر و گیفورد، با نرمالسازی و حذف برخی از واحدهای پرت بر اساس سطوح ...
بیشتر
در مطالعه حاضر با استفاده از رویکرد تحلیل پوششی دادهها ابتدا به برآورد مقادیر ابرکارایی و رتبهبندی واحدهای صنعتی پرورش گاو شیری در شهرستان های سقز و دیواندره پرداخته شد. سپس به منظور اطمینان از نااریب بودن نمرات ابرکارآیی به دست آمده، با استفاده از مدل اصلاح شدة بنکر و گیفورد، با نرمالسازی و حذف برخی از واحدهای پرت بر اساس سطوح از پیش تعیین شده، نمرات کارایی مجدداً به روش معمولی محاسبه و نتایج به دست آمده با هم مقایسه شدند. بدین منظور، اطلاعات موردنیاز جهت محاسبة کارایی، به صورت میدانی و با مصاحبه و تکمیل پرسشنامه از کل 19 واحد فعال برای سال 1392 جمع آوری شد. نتایج نشان داد، در مجموع حدود 58 درصد از گاوداریهای شیری منطقة مورد مطالعه، ناکارا بوده وحدود 42 درصد از کل واحدها ابرکارایی کمتر از سطح میانگین را کسب کردند. کارایی واحدها با استفاده از مدل ابرکارایی و کارایی معمولی در تحلیل پوششی داده ها با همدیگر مقایسه و واحدهای ناکارا، نمرات کارایی و ابرکارایی یکسانی گرفتند و واحدهای کارایی که نمره ابرکارایی آنها بزرگتر و مساوی یک شده بود، در روش معمولی بر روی تابع تولید مرزی قرار گرفتند. به منظور تعیین حساسیت نتایج نسبت به حذف واحدهای پرت، سه سطح مختلف به عنوان مبنا برای شناسایی واحدهای پرت در نظر گرفته شد. نتایج مورد بررسی نشان داد که ضریب همبستگی، تنها در سطح 1 ≤پایین بوده که نشان میدهد، وجود واحدهای پرت بر روی نمرات کارایی تأثیرگذار می باشد.