اقتصاد کشاورزی
هومن هاشمزاده؛ نازنین یوسفیان؛ ساسان اسفندیاری بهرآسمان؛ علیرضا کرباسی؛ علی فیروززارع
چکیده
بازارهای خردهفروشی شهری، بازارهای خردهفروشی دولتی هستند که اخیراً در ایران با هدف افزایش رفاه مصرفکنندگان و تولیدکنندگان تأسیس شدهاند. برای دستیابی به این هدف و گسترش حضور در بخش خردهفروشی شهری، درک جامعی از رفتار مصرفکننده در این بازارها ضروری است. این مطالعه با استفاده از الگوریتم C4.5 به بررسی عوامل مختلف اجتماعی-اقتصادی ...
بیشتر
بازارهای خردهفروشی شهری، بازارهای خردهفروشی دولتی هستند که اخیراً در ایران با هدف افزایش رفاه مصرفکنندگان و تولیدکنندگان تأسیس شدهاند. برای دستیابی به این هدف و گسترش حضور در بخش خردهفروشی شهری، درک جامعی از رفتار مصرفکننده در این بازارها ضروری است. این مطالعه با استفاده از الگوریتم C4.5 به بررسی عوامل مختلف اجتماعی-اقتصادی مؤثر بر تصمیمگیری مصرفکنندگان در بازارهای خردهفروشی پرداخته است. دادهها از طریق نظرسنجی از 189 مصرفکننده با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی در شهر مشهد در سالهای 1398 و 1399 جمعآوری شد. نتایج نشان داد که آگاهی از تخفیفهای موجود بهطور قابل توجهی انتخاب مصرفکننده را در بازارهای خردهفروشی شهری تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، علیرغم تخفیفهای موجود، آگاهی در میان مصرفکنندگان پایین است که نیاز به بازنگری در استراتژیهای تبلیغاتی میباشد. همچنین نتایج نشان داد تجربه خرید از بازارهای شهری، درآمد خانوار و تحصیلات از جمله عوامل تأثیرگذار بر انتخاب مصرفکننده میباشند. یافتههای این مطالعه میتواند بینشهای ارزشمندی برای سیاستگذاران و سهامداران فراهم آورد که در پی افزایش اثربخشی بازارهای خردهفروشی محلی در ایران هستند. علاوه بر این، با بهرهگیری از این بینشها در زمینه رفتار مصرفکننده و پویایی بازار، این بازارها میتوانند رونق گرفته و نقش بسزایی در بهبود بخش خردهفروشی و اقتصاد ایران ایفا کنند. در این راستا، توصیههایی مانند کمپینهای تبلیغاتی، استراتژیهای آموزشمحور، همکاری با تولیدکنندگان محلی و سیاستهای بازاریابی فراگیر با هدف بهبود دسترسی همه مصرفکنندگان به بازارهای خردهفروشی شهری ارائه گردید.
اقتصاد کشاورزی
مهسا بهرامی نسب؛ علی فیروززارع؛ آرش دوراندیش؛ محمود صبوحی؛ محمد قربانی
چکیده
منابع آب زیرزمینی بهعنوان یک منبع حیاتی برای کشاورزی در مناطق خشک محسوب میشوند که برداشت بیرویه از آنها منجر به چالشهای جدی مانند کاهش سطح آب و افزایش کمآبی شده است. این مطالعه با تمرکز بر نیاز فوری به مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی، از رویکرد تصمیمگیری گروهی مشارکتی با حضور ذینفعان متنوع، بهویژه کشاورزان، استفاده میکند. ...
بیشتر
منابع آب زیرزمینی بهعنوان یک منبع حیاتی برای کشاورزی در مناطق خشک محسوب میشوند که برداشت بیرویه از آنها منجر به چالشهای جدی مانند کاهش سطح آب و افزایش کمآبی شده است. این مطالعه با تمرکز بر نیاز فوری به مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی، از رویکرد تصمیمگیری گروهی مشارکتی با حضور ذینفعان متنوع، بهویژه کشاورزان، استفاده میکند. نادیده گرفتن مشارکت کشاورزان در فرآیند تصمیمگیری منجر به سیاستهای ناکارآمد شده است. این پژوهش با بهکارگیری روشهای تصمیمگیری چندمعیاره(MCDM) ، بهویژه تکنیکهای آنتروپی شانون فازی وTOPSIS فازی، راهبردهای کاهش مصرف آب زیرزمینی در منطقه صفیآباد شمال خراسان، ایران را اولویتبندی میکند. دادههای کیفی حاصل از مصاحبه با ذینفعان، بینشهایی در مورد چالشها و فرصتهای مرتبط با استفاده از آب زیرزمینی ارائه میدهد و دو راهبرد اصلی را شناسایی میکند: (۱) انتقال به کشت محصولات کمآببر و (۲) پذیرش سیستمهای آبیاری مدرن. این راهبردها نه تنها کاهش قابل توجهی در مصرف آب را نوید میدهند، بلکه از شیوههای کشاورزی پایدار نیز حمایت میکنند. یافتهها بر اهمیت همکاری ذینفعان در اجرای سیاستهای مؤثر مدیریت آب تأکید میکنند تا استفاده مسئولانه از منابع تضمین شده و پایداری بلندمدت حاصل شود. این مطالعه بهعنوان الگویی برای پژوهشهای آینده عمل میکند و از روشهای ترکیبی که تحلیلهای کیفی و کمی را ادغام میکنند، برای ارائه توصیههای سیاستی و بهبود مدیریت منابع آب حمایت میکند.
سایر
پروین عابدانی؛ یوسف رمضانی؛ علی فیروز زارع
چکیده
برنج محصول غذایی بسیار مهمی در تأمین امنیت غذایی خانواده محسوب میشود. در ایران انواع مختلفی از برنج وجود دارد که مصرف کنندگان مختلف انواع مختلف آن را برای مصرف انتخاب میکنند. مصرف کنندگان به دنبال ویژگیهایی هستند که از مصرف برنج مطلوبیت بیشتری به دست آورند. بنابراین پژوهش حاضر تلاش دارد با استفاده از دادههای 384 مصرفکننده ...
بیشتر
برنج محصول غذایی بسیار مهمی در تأمین امنیت غذایی خانواده محسوب میشود. در ایران انواع مختلفی از برنج وجود دارد که مصرف کنندگان مختلف انواع مختلف آن را برای مصرف انتخاب میکنند. مصرف کنندگان به دنبال ویژگیهایی هستند که از مصرف برنج مطلوبیت بیشتری به دست آورند. بنابراین پژوهش حاضر تلاش دارد با استفاده از دادههای 384 مصرفکننده برنج در شهر مشهد در سال 1399، که با استفاده از ابزار اندازهگیری پرسشنامه و از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، عوامل مؤثر بر ترجیحات مصرفکنندگان در انتخاب برنج ایرانی و خارجی، را شناسایی و اولویتبندی نماید. در این راستا، در بخش کیفی این پژوهش پس از شناسایی این عوامل، دیدگاه خبرگان از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد بررسی قرار گرفت و هفت عامل اصلی ظاهر محصول، کیفیت، سلامت، قیمت، بسته بندی، توزیع و ترویج در قالب 20 متغیر (عامل فرعی) شناسایی شدند. در بخش تحلیل استنباطی، با استفاده از معادلات ساختاری و آزمون فریدمن هفت عامل اصلی رتبهبندی شدند. نتایج نشان داد بهترتیب کیفیت، سلامت، ظاهر محصول، بستهبندی، توزیع، قیمت و ترویج بیشترین تأثیر را بر انتخاب مصرفکنندگان برنج ایرانی و خارجی داشته است. بر اساس نتایج بدست آمده از این پژوهش در نهایت پیشنهاداتی همچون تمرکز بر تولید محصول سالم، تولید ارقام با شکل ظاهری بهتر پس از پخت، حذف ارز دولتی و برداشته شدن تورش قیمتی برنج خارجی و همچنین تمرکز بر کیفیت به جای هزینه زیاد بر روی تبلیغات، مطرح شده است که میتواند ضمن ارتقاء سطح مطلوبیت مصرفکننده، به بهبود وضعیت تولید برنج، درآمد و اشتغال روستایی کمک نماید.
محمدرضا کهنسال؛ علی فیروز زارع
چکیده
یکی از ملموسترین و اساسیترین اقدامات فرایند بازاریابی و همچنین یکی از گستردهترین حوزههای نظامهای بازاریابی، تبلیغات است.چنانچه بنگاهها در فرایند بازاریابی خود، با بهرهگیری از علم، تخصص و تجربه شیوههای صحیح، مناسب و هدفمند تبلیغات را انتخاب نمایند، میتوانند علاوه بر ارتقاء سطح رفاه مشتریان، سود هنگفتی را برای خود ...
بیشتر
یکی از ملموسترین و اساسیترین اقدامات فرایند بازاریابی و همچنین یکی از گستردهترین حوزههای نظامهای بازاریابی، تبلیغات است.چنانچه بنگاهها در فرایند بازاریابی خود، با بهرهگیری از علم، تخصص و تجربه شیوههای صحیح، مناسب و هدفمند تبلیغات را انتخاب نمایند، میتوانند علاوه بر ارتقاء سطح رفاه مشتریان، سود هنگفتی را برای خود به ارمغان آورند. بنابراین لازم است پیش از انجام هرگونه تبلیغات، نسبت به شناسایی عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر تأثیرپذیری خریداران مواد غذایی از شیوههای تبلیغات بازاریابی مختلف، اقدام گردد. در این راستا پژوهش حاضر تلاش نموده است با بهرهگیری از الگوی تحلیل تمایزی چندگروهی و دادههای 201 مشتری مواد غذایی شهر مشهد که در سال 1391 با بهرهگیری از روش نمونهگیری تصادفی ساده جمعآوری گردید، عوامل مؤثر بر تأثیرپذیری شهروندان مشهدی را از شیوههای تبلیغی مختلف در خرید مواد غذایی، مورد بررسی قرار دهد. نتایج نشان میدهد که متغیرهای سن، وضعیت تأهل، تحصیلات و درآمد خریداران به ترتیب بیشترین اهمیت را در ایجاد تمایز مشتریان متأثر از فروشندگان و مشتریان متأثر از رسانه دارند و متغیرهای بُعد خانوار، نرخ متوسط مصرف و جنسیت خریداران بیشترین اهمیت را در ایجاد تمایز بین مشتریان متأثر از دوستان و آشنایان و مشتریان متأثر از رسانه و فروشندگان دارا میباشند.