با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
نویسنده = محمود صبوحی
اقتصاد کشاورزی

تصمیم‌گیری گروهی ذینفعان بخش کشاورزی برای مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی: مطالعه موردی خراسان شمالی

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 460-443

https://doi.org/10.22067/jead.2025.91123.1320

مهسا بهرامی نسب، علی فیروززارع، آرش دوراندیش، محمود صبوحی، محمد قربانی

چکیده منابع آب زیرزمینی به‌عنوان یک منبع حیاتی برای کشاورزی در مناطق خشک محسوب می‌شوند که برداشت بی‌رویه از آن‌ها منجر به چالش‌های جدی مانند کاهش سطح آب و افزایش کم‌آبی شده است. این مطالعه با تمرکز بر نیاز فوری به مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی، از رویکرد تصمیم‌گیری گروهی مشارکتی با حضور ذینفعان متنوع، به‌ویژه کشاورزان، استفاده می‌کند. نادیده گرفتن مشارکت کشاورزان در فرآیند تصمیم‌گیری منجر به سیاست‌های ناکارآمد شده است. این پژوهش با به‌کارگیری روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره(MCDM) ، به‌ویژه تکنیک‌های آنتروپی شانون فازی وTOPSIS  فازی، راهبردهای کاهش مصرف آب زیرزمینی در منطقه صفی‌آباد شمال خراسان، ایران را اولویت‌بندی می‌کند. داده‌های کیفی حاصل از مصاحبه با ذینفعان، بینش‌هایی در مورد چالش‌ها و فرصت‌های مرتبط با استفاده از آب زیرزمینی ارائه می‌دهد و دو راهبرد اصلی را شناسایی می‌کند: (۱) انتقال به کشت محصولات کم‌آب‌بر و (۲) پذیرش سیستم‌های آبیاری مدرن. این راهبردها نه تنها کاهش قابل توجهی در مصرف آب را نوید می‌دهند، بلکه از شیوه‌های کشاورزی پایدار نیز حمایت می‌کنند. یافته‌ها بر اهمیت همکاری ذینفعان در اجرای سیاست‌های مؤثر مدیریت آب تأکید می‌کنند تا استفاده مسئولانه از منابع تضمین شده و پایداری بلندمدت حاصل شود. این مطالعه به‌عنوان الگویی برای پژوهش‌های آینده عمل می‌کند و از روش‌های ترکیبی که تحلیل‌های کیفی و کمی را ادغام می‌کنند، برای ارائه توصیه‌های سیاستی و بهبود مدیریت منابع آب حمایت می‌کند.

اقتصاد کشاورزی

برآورد تمایل به پرداخت و عوامل مؤثر بر آن به‌منظور بهبود کیفیت هوا در شهر مشهد

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 260-243

https://doi.org/10.22067/jead.2024.86525.1247

صابر کلهری، لیلی ابوالحسنی، محمود صبوحی، مریم سرخوش

چکیده از مهم‌ترین مسائل و چالش‌های پیشرو در جهان امروز، آلودگی هوا و به‌خصوص آلاینده PM2.5 می‌باشد، به‌نحوی‌که این مساله به یکی از معضلات پیچیده و جدی در زندگی انسان‌های سراسر جهان تبدیل‌شده است. قرار گرفتن در معرض سطوح بالای آلودگی هوا موجب پیامدهای منفی سلامتی است. مطالعه حاضر در نظر دارد تا تمایل به پرداخت ساکنین شهر مشهد برای بهبود آلاینده PM2.5 و عوامل مؤثر بر این تمایل به پرداخت را اندازه‌گیری کند. برای رسیدن به این هدف از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دو مرحله‌ای از 343 نفر و با بکار بردن مدل انتخاب گسسته چندبعدی (MBDC) و الگوی اقتصادسنجی لاجیت ترتیبی استفاده شد. بر اساس نتایج، تمایل به پرداخت مردم مشهد برای بهبود کیفیت آلاینده PM2.5 به میزان 55488 ده ریال برآورد شد. همچنین نتایج نشان داد که متغیرهایی همچون تحصیلات، سن افراد، داشتن بیماری تنفسی و درآمد بر تمایل به پرداخت افراد اثری مثبت و معنی‌دار و متغیر بعد خانوار اثر منفی و معنی‌داری بر تمایل به پرداخت داشته است. نتایج این پژوهش می‌تواند شهرداری مشهد را نسبت به میزان درآمد احتمالی از عوارض محیط‌زیستی ناشی از آلودگی هوا که شهروندان مایل به پرداخت آن برای بهبود کیفیت هوا هستند، آگاه سازد و پیشنهاد می‌شود شهرداری این عوارض محیط‌زیستی را به‌صورت ماهانه جمع‌آوری و به‌صورت اختصاصی برای پروژه‌های کاهش آلودگی هوا استفاده کند.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی عوامل مؤثر بر ظرفیت تاب‌آوری خانوارهای روستایی تحت تأثیر خشکسالی: مطالعه موردی روستاهای شهرستان زهک

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 314-295

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88277.1272

علیرضا ثانی حیدری، محمود دانشور کاخکی، محمود صبوحی، حسین محمدی

چکیده خشکسالی یک تهدید عمده برای امنیت معیشت خانوارهای روستایی کشور به‌حساب می‌آید و خسارت وارد شده به آنها طی سال‌های اخیر، گواه عدم درک وضعیت تاب‌آوری آنها بوده است. همچنین، ارزیابی شیوه‌های مدیریت خشکسالی کشور نشان می‌دهد که مداخلات فنی و مالی اجرا شده‌ فقر و بی‌عدالتی را در برخی مناطق گسترش داده است. بنابراین، با توجه به حساسیت موضوع تاب‌آوری به‌عنوان یک رویکرد غالب مؤثر بر ابعاد زندگی و معیشت خانوارهای روستایی و عدم مطالعه جامع به عوامل زیربنایی آن، این پژوهش به دنبال سنجش ظرفیت تاب‌آوری خانوارها در برابر خشکسالی و ارزیابی عوامل اثرگذار آن است. داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه چند بعدی از 376 خانوار در سال 1402 جمع‌آوری شد. برای سنجش ظرفیت تاب‌آوری خانوار از چارچوب نظری TANGO و برای ارزیابی عوامل اثرگذار از الگوی شانس متناسب جزئی استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین ارزش ظرفیت تاب‌آوری خانوارهای روستایی 26/27 است که حاکی از سطح پایین ظرفیت تاب‌آوری آنها است. همچنین، نتایج الگوی شانس متناسب جزئی نشان داد متغیرهای تحصیلات سرپرست خانوار، سطح مهارت در فعالیت‌های کشاورزی، پس‌انداز، درآمد خانوار، تعداد تماس‌های خانوار با ترویج کشاورزی، عضویت سرپرست خانوار در گروه‌های اجتماعی و دسترسی به اعتبارات خرد دارای اثر مثبت و متغیرهای ارزش زیان محصولات کشاورزی و تعداد دام‌های تلف شده خانوارها دارای اثر منفی و قابل توجهی بر ظرفیت تاب‌آوری خانوارهای روستایی در برابر خشکسالی داشته است. در نهایت، با توجه به اینکه یکی از عوامل کلیدی اثرگذار بر ظرفیت تاب‌آوری خانوارها دسترسی به اعتبارات خرد است؛ لذا سیاست‌گذاران بایستی در گام اول به ترویج و تقویت نهادهای پرداخت کننده آن بپردازند؛ در گام دوم با ارائه اطلاعات و کاهش محدودیت‌های وثیقه‌ای سطح دسترسی خانوارها به اعتبارات خرد را بهبود دهند و در گام سوم، ایجاد گزینه‌های سازگاری، ارتقای آگاهی و آموزش مهارت‌های کسب و کار را در اولویت قرار دهد تا خانوارها برای مدیریت اعتبارات دریافتی آماده شوند.

اقتصاد کشاورزی

سیاست‌گذاری عملیاتی برای توسعه بیمه خشک‌سالی پسته در شهرستان سبزوار

دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 85-100

https://doi.org/10.22067/jead.2024.85860.1234

مهدی میرچولی، محمد قربانی، محمود صبوحی

چکیده وابستگی کشاورزی به شرایط محیطی باعث شده فعالیت در این بخش با مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی مواجه باشد. باگذشت چندین سال از فعالیت بیمه کشاورزی در استان خراسان رضوی، بخش عمده‌ای از کشاورزان پسته کار بیمه نشده‌اند. بیمه خشک‌سالی یکی از روش‌­هایی است که برای پوشش ریسک­‌های بروز خشک‌سالی و کمبود منابع آبی اهمیت پیدا کرده است تا بخشی از خسارت­‌های باغداران را جبران کند. با توجه به اهمیت این موضوع در این پژوهش، با استفاده از رویکرد کمّی و در چارچوب الگوهای اقتصادسنجی، تحلیل رفتار بیمه‌ای کشاورزان درزمینه‌ی کشت پسته در شهرستان سبزوار انجام شد، هدف اصلی آن تعیین سیاست‌گذاری عملیاتی برای توسعه بیمه خشک‌سالی بوده است. در این راستا برای بررسی سیاست­‌های تأثیرگذار برای توسعه بیمه خشک‌سالی پسته در شهرستان سبزوار و نیز سنجش میزان مشارکت باغداران در این طرح بیمه‌­ای، از الگوی توبیت دومرحله‌ای هکمن استفاده شد. 150 نفر از باغداران پسته‌کاری شهرستان سبزوار به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب‌شده و کلیه پرسشنامه­‌ها از طریق مصاحبه حضوری در سال 1398 تکمیل شد. نتایج برآورد الگوی توبیت دومرحله‌ای هکمن نشان داد متغیرهای مالکیت، سن، ارتباط رشته تحصیلی باغدار با کشاورزی، محل سکونت، تنوع کشت، وجود باغ پسته بیمه‌شده در همسایگی، فراوانی ریسک، مجموع ساعات آب مصرفی و عمر باغ در مرحله اول برآورد الگوی توبیت دومرحله‌ای هکمن (الگوی پروبیت) و متغیرهای سابقه باغداری پسته، فراوانی ریسک، عمر باغ و مجموع ساعات آب مصرفی در مرحله دوم الگوی توبیت دومرحله‌ای هکمن (رگرسیون خطی) دارای علامت ثبت‌شده است. همچنین متغیرهای چگونگی آشنایی با بیمه پسته، سابقه باغداری پسته و میزان عملکرد در هکتار در مرحله اول، و متغیرهای ارتباط رشته تحصیلی باغدار با کشاورزی، محل سکونت، سن، چگونگی آشنایی با بیمه پسته، میزان عملکرد در هکتار، تنوع کشت، وجود باغ پسته بیمه‌شده در همسایگی و مالکیت در مرحله دوم برآورد الگوی دومرحله‌ای هکمن، علامت منفی گرفتند. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده در رابطه با تأثیر مثبت تحصیلات بر تمایل به توسعه بیمه، باید مسئولین زمینه لازم را برای تحصیل آسان‌تر کشاورزان و باغداران فراهم آورند؛ همچنین با توجه به علامت منفی به‌دست‌آمده برای متغیر سابقه باغداری پیشنهاد می‌شود که کشاورزان را با این موضوع آشنا کرده که بیمه کشاورزی نوعی مکانیسم مکمل برای مدیریت ریسک در این بخش به­‌حساب می‌آید و مانعی برای گسترش تجربه آنان نیست.

اقتصاد کشاورزی

اثر خشکسالی بر شاخص تاب‌آوری خانوارهای کشاورزان روستایی

دوره 36، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 301-315

https://doi.org/10.22067/jead.2022.75508.1124

شیرین ظریف مرادیان، محمود صبوحی، محمود دانشور کاخکی

چکیده خشکسالی به عنوان یکی از مخاطرات طبیعی، دارای پیامدهای متفاوتی بوده که از جمله­ی آن­ها می­توان به وضعیت معیشتی و تاب‌آوری بهره­برداران کشاورزی به خصوص خرده­مالکان روستایی اشاره نمود. با توجه به اینکه تاب‌آوری خانوارها به معنای توانایی بازگشت به شرایط قابل‌قبول زندگی خود پس از وقوع شوک­های مختلف می­باشد، هدف از این مطالعه بررسی اثر خشکسالی بر میزان تاب‌آوری خانوارهای روستایی در روستای حسین آباد رخنه گل واقع در شهرستان فریمان می­باشد. برای برآورد شاخص تاب‌آوری خانوارهای کشاورزان روستایی از شاخص تاب‌آوری ریما4 که توسط سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) ارائه گردیده استفاده شده است و همچنین بررسی اثر خشکسالی بر شاخص تاب‌آوری توسط روابط رگرسیونی حداقل مربعات معمولی صورت پذیرفته است. جهت برآورد مولفه­های تاب‌آوری از روش تحلیل عاملی و برای برآورد متغیر پنهان تاب‌آوری از روش میمیک5 استفاده گردیده است. نمونه­ی مورد مطالعه شامل 149 بهره­بردار زراعی می­باشد که از روش نمونه­گیری تصادفی ساده از روستای حسین آباد رخنه گل انتخاب گردیده است. جمع­آوری داده­ها در سال 1400 از طریق مصاحبه با سرپرست خانوار و تکمیل پرسشنامه­ی فائو صورت پذیرفته است. نتایج نشان داد که مولفه­های دارایی و ظرفیت تطبیق در افزایش تاب‌آوری خانوارهای روستایی منطقه مورد مطالعه نقش قابل توجهی داشته و متغیرهای خشکسالی، از دست دادن دام و زن بودن سرپرست خانوارهای مورد بررسی دارای اثر منفی بر میزان تاب‌آوری آن­ها می­باشد. از این رو با توجه به محدودیت­های زمانی و بودجه­ای در سیاست­گذاری­های کلان مربوطه و همچنین با در نظر گرفتن نتایج بدست آمده از مطالعه در خصوص تبعات وقایعی همچون خشکسالی بر میزان تاب‌آوری خانوارهای روستایی، اتخاذ سیاست­های کشاورزی مربوطه همچون تعیین الگوی کشت متناسب با شرایط اقلیمی هر منطقه، می­تواند در کاهش آسیب­پذیری خانوارهای روستایی در مواجهه با بحران­های مختلف موثر واقع گردد.

بررسی آثار تغییر اقلیم در مناطق نیمه‌خشک بر بازار محصولات کشاورزی

دوره 34، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 127-148

https://doi.org/10.22067/jead2.v34i2.82775

حسن علی بخشی، آرش دوراندیش، محمود صبوحی

چکیده تغییر اقلیم در واقع تغییر برگشت‌ناپذیر در متوسط شرایط آب‌وهوایی است. این پدیده دامنه زمانی و مکانی وسیعی دارد و به دنبال آن دامنۀ اثرگذاری گسترده بر بخش‌های مختلف اقتصادی ازجمله منابع آب و کشاورزی خواهد داشت. قسمت عمده‌ای (77 درصد) از محصولات زراعی کشاورزی تولیدی کشور در مناطق نیمه‌خشک تولید می‌گردد و تغییرات اقلیمی می‌تواند بر تولیدات کشاورزی در این مناطق اثرگذار باشد. در این راستا، هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی آثار تغییر اقلیم در مناطق نیمه‌خشک، بر بازار (قیمت، درآمد، تولید، صادرات و واردات) محصولات کشاورزی کشور است. به‌منظور بررسی چالش‌های ناشی از تغییرات آب‌و‌هوا از دیدگاه اقتصادی، رهیافتی که تصویری دقیق از بخش کشاورزی و روابط درون آن را فراهم کند، ضروری می‌باشد. به همین دلیل از الگو چندبازاره کشاورزی استفاده شده است. برای این منظور اقدام به پهنه‌بندی زیراقلیم‌ نیمه‌خشک به روش دومارتن اصلاح شده گردید. همچنین جهت شبیه‌سازی اثرات تغییر اقلیم، عملکرد محصولات زراعی اعم از گندم آبی و دیم، جو آبی و دیم، و ذرت دانه‌ای با استفاده از تغییرات دما و بارش و ضرایب پاسخ عملکرد، محاسبه شد. سپس تابع تقاضای محصولات مختلف با استفاده از کشش‌ تابع تقاضا برآورد گردید. نتایج تحقیق نشان داد که تا سال‌ 2025 (افق 1404) تغییرات آب‌وهوایی، باعث تغییرات متفاوتی مانند تغییر در عملکرد، سطح زیرکشت و آب در دسترس در محصولات منتخب، می‌گردد که این امر باعث تغییر در قیمت این محصولات خواهد شد و اغلب قیمت آن‌ها را افزایش می‌دهد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد تغییرات صورت گرفته در محصولات باعث افزایش در درآمد بهره‌برداران کشاورزی شده و میزان خالص صادرات این محصولات را کاهش می‌دهد. در این راستا پیشنهاد می‌شود سیاست حمایتی قیمتی و غیر قیمتی مناسب برای حمایت از تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان این محصولات اتخاذ گردد تا آثار تغییرات اقلیمی بر بخش کشاورزی قابل‌کنترل و برنامه‌ریزی گردد. همچنین تولید محصولات گندم دیم، جو آبی، جو دیم و ذرت دانه‌ای در زیر اقلیم‌های خشک گرم و خشک سرد و محصول گندم آبی در زیر اقلیم خشک گرم و محصولات گندم آبی، جو دیم و ذرت دانه‌ای در زیراقلیم خشک معتدل افزایش یابد.

اثر آزادسازی تجاری بر تولید، مصرف و تجارت برنج

دوره 32، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 199-212

https://doi.org/10.22067/jead2.v32i3.68802

لیلا راوند، آرش دوراندیش، محمود صبوحی

چکیده آزادسازی تجاری منجر به حذف کلیه تحریف‌های تجاری می‌شود و هدف نهایی آن تشکیل یک بازار واحد جهانی می‌باشد. برنج یکی از مهم‌ترین محصولات کشاورزی و استراتژیک بوده و نقش بسیار مهمی در تجارت و امنیت غذایی ایران و جهان دارد. این پژوهش با استفاده از الگوی تعادل جزئی بخش کشاورزی و بهینه‌سازی با استفاده از برنامه‌ریزی مثبت و رهیافت حداکثر بی‌نظمی مقطعی به بررسی اثر آزادسازی تجاری بر تولید، مصرف و تجارت برنج در استان‌های تولیدکننده عمده برنج ایران (مازندران، گیلان، خوزستان، گلستان و فارس) پرداخته است. برای این منظور از میانگین داده‌های تولید، مصرف و تجارت برای سال‌های 1393 و 1394 به‌عنوان سال پایه استفاده گردید و الگو با استفاده از نرم افزار GAMS برآورد گردید. سناریوهای مورد بررسی شامل کاهش نرخ‌ تعرفه واردات برنج به میزان 10، 25، 50، 75، 90 و 100 درصد بود. نتایج نشان داد که با کاهش نرخ‌ تعرفه واردات سطح زیرکشت برنج دانه بلند و دانه متوسط در استان مازندران به‌ترتیب 61/0 و 38/3 درصد، در استان گیلان 49/0 و 18/9 درصد، در استان گلستان 82/2 و 32/4 درصد، در استان خوزستان 90 و 6/0 درصد و در استان فارس 47/24 و 47/2 درصد کاهش می‌یابد و سطح زیرکشت برنج دانه کوتاه در استان‌ گلستان 93/22 درصد و در استان فارس 33/43 درصد کاهش می‌یابد. مجموع کل میزان مصرف، واردات و صادرات برنج دانه بلند، متوسط و کوتاه نیز افزایش می‌یابد. میزان افزایش رفاه خالص اجتماعی بسیار کم و حدود 2/0 درصد، رفاه مصرف‌کنندگان حدود 11 درصد و رفاه دولت نیز حدود 11 درصد افزایش می‌یابد، رفاه تولیدکنندگان نیز به اندازه 2 درصد کاهش می‌یابد. بنابراین با ایجاد تکنولوژی‎‌های جدید و روش‌های نوین کاشت مانند کشت هیدروپونیک که منجر به افزایش عملکرد و افزایش بهره‌وری آب در واحد سطح می‌شوند و کاشت ارقامی از برنج که در هر استان مزیت نسبی دارند می‌توان برنج ایرانی را حفظ نمود و بخشی از کاهش رفاه ‌تولیدکنندگان را جبران نمود.

تعیین تاب‌آوری و پایداری واحدهای صنعتی گاوشیری شهرستان مشهد و حومه

دوره 32، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 269-285

https://doi.org/10.22067/jead2.v32i3.73994

لیلا حسنی، محمود دانشور کاخکی، محمود صبوحی

چکیده استفاده بیش از حد از منابع طبیعی، تأثیرات نامطلوب فرآیند تولید بر محیط‌زیست و افزایش نگرانی در این زمینه، دلیل اصلی توجه به پایداری است. بنابراین، اقدام به ایجاد پایداری در فرآیند تولید برای اطمینان از تاب‌آوری و پایداری، امری ضروری است. هدف از این مقاله، دستیابی به یک استراتژی مناسب برای تولید بهینه با حداکثر تاب‌آوری و پایداری در واحدهای صنعتی پرورش گاو شیری است. از این‌رو، در این پژوهش، شاخص تاب‌آوری و پایداری از طریق ادغام شاخص‌های زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی و سیاستی، و با استفاده از برنامه‌ریزی ریاضی غیرخطی، طراحی و مدل‌سازی گردید. شاخص پیشنهادی در واحدهای صنعتی پرورش گاوشیری استان خراسان رضوی (شهرستان مشهد و حومه) در سال 1395 مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از الگوریتم ژنتیک هوشمند نشان داد که مدل پیشنهاد شده می‌تواند تاب‌آوری و پایداری تولید در واحدهای پرورش گاو شیری را بهبود و سبب کاهش روند تخریب محیط‌زیست ناشی از تولید گردد. هم‌چنین، شاخص تاب‌آوری و پایداری به میزان 5/0 درصد و شاخص سودآوری حدود 23/0 درصد، افزایش، و انتشار گازهای گلخانه‌ای و شدت انرژی به‌ترتیب 09/0 درصد و 02/0 درصد، کاهش یافتند. مدل ارائه شده می‌تواند در زمینه‌های مختلف به‌منظور بهبود قابلیت تاب‌آوری و پایداری واحدهای صنعتی پرورش گاو شیری و سایر سیستم‌های تولید استفاده شود. هم‌چنین، پیشنهاد می‌شود فاکتورهایی چون میزان تولید شیر و هزینه تمام شده یک لیتر شیر، به مدل پیشنهادی اضافه، تا امکان مدیریت همزمان عوامل اثرگذار بر تاب‌آوری و پایداری واحد تولیدی برای مدیر واحد (دامدار) فراهم گردد. 

شبیه‌سازی زنجیره عرضه گوشت مرغ در مواجهه با بحران آنفولانزای پرندگان: مورد استان خراسان رضوی

دوره 31، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 321-331

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i4.67172

مصطفی جمشیدی فر، ماشاءالله سالارپور، محمود صبوحی، حسین مهرابی بشرآبادی، محمود احمدپور برازجانی

چکیده این مطالعه با هدف شبیه‌سازی زنجیره عرضه گوشت مرغ در استان خراسان رضوی و بررسی رفتار آن در مواجهه با بیماری آنفولانزای مرغی صورت گرفت. به جهت پوشش حداکثری تغییرات زنجیره در سطوح مختلف برای تقاضا و هم‌چنین درصد تلفات وارده به مرغداری‌ها سه سناریو به‌طور مجزا برای بازه زمانی 120 روزه انتهای سال 1394 در نظرگرفته شد و در طول پژوهش رفتار زنجیره عرضه بسته به هر سناریو بررسی گردید. شبیه‌سازی و تحلیل زنجیره با استفاده از نرم‌افزار Vensim صورت گرفت. در ابتدای امر مدل عرضه گوشت مرغ بدون تأثیرپذیری از همه‌گیری بیماری آنفولانزا شبیه‌سازی گردید. در این شبیه‌سازی تقاضا برای گوشت مرغ در استان ثابت در نظر گرفته شد و همه ضرایب اثرگذار بر معادلات مدل به‌صورت حالت بهینه در نظر گرفته شدند. در صورت استفاده 90 درصدی از ظرفیت موجود در مرغداری‌های استان و با شرط اینکه مازاد عرضه مرغ بتواند از استان خارج شود هم‌چنین لحاظ نکردن محدودیت موجودی انبار در میزان تولید 615 تن در روز زنجیره تولید به تعادل خواهد رسید. با توجه به درصد میزان زنده فروشی، اعمال محدودیت مختلف از جمله ظرفیت تولیدی، صادرات و هم‌چنین در نظرگرفتن شرایط طرف تقاضا در زنجیره این عدد برابر با 382 تن در روز خواهد بود. نتایج نشان داد زنجیره عرضه گوشت مرغ در مواجهه با آنفولانزای مرغی فقط در صورت کاهش در تقاضا قادر به پاسخگویی به نیاز مصرفی این محصول در استان می‌باشد. درمجموع می‌توان گفت حتی در صورت وارد شدن تلفات بالا به مرغداری‌های استان می‌توان با مدیریت صحیح افت محصول و ترغیب تولیدکنندگان به کاستن از مدت دوره پرورش به‌راحتی بحران را پشت سر گذاشت و علاوه بر آن باعث افزایش درآمد تولیدکنندگان نیز شد. با توجه به نتایج، مدیریت و ایجاد سامانه یکپارچه کشتارگاه‌ها پیشنهاد می‌شود.

شبیه‌سازی توسعه سیستم‌های مدرن آبیاری بر تعادل بخشی منابع آب زیرزمینی خراسان رضوی

دوره 31، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 179-195

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i2.63830

شجاعت زارع، حمید محمدی، محمود صبوحی

چکیده استفاده پایدار از منابع آب زیرزمینی از دغدغه های نیم قرن اخیر بوده است.در این مطالعه تاثیر گسترش سیستم های نوین آبیاری و سرمایه‌گذاری در تجهیزات آب اندوز در مرحله انتقال و مصرف آب در بخش کشاورزی بر تعادل بخشی منابع آب زیرزمینی استان خراسان رضوی، با استفاده از معادله تعادل آبهای زیرزمینی و شبیه‌سازی جزء برداشت و تغذیه منابع آب زیرزمینی توسط بخش کشاورزی، مورد مورد تحلیل جزئی قرار گرفت. برای این منظور، در شرایط تعادل، تاثیر سناریوهای مختلف بر روی کسری مخزن، میزان برداشت آب از چاه‌های کشاورزی و مصرف انرژی و آثار اقتصادی آن برای کشاورزان و بودجه دولت بررسی شد. اطلاعات مربوط به منابع آبی، الگوی کشت و هزینه‌های تولید 5 شهرستان در سال 1392 با استفاده از پرسشنامه و اطلاعات اسنادی جمع آوری گردید. سناریوهای مورد مطالعه شامل: 1- افزایش راندمان انتقال از طریق تفییر کانالهای خاکی به لوله به 95 درصد، 2- افزایش سطح زیر کشت آبیاری تحت فشار در مناطق مستعد، 3-انجام دو سناریوی اول و دوم با هم، 4-انجام سناریو سوم و افزایش راندمان مصرف در سیستم های آبیاری مدرن به 75 درصد، 5-انجام سناریو سوم و افزایش راندمان مصرف در سیستم های آبیاری مدرن به 85 درصد، 6- اجرای سناریو اول و افزایش سطح زیر کشت سیستم‌های آبیاری تحت فشار تا دو برابر پیش بینی اولیه بود. همچنین تاثیر تاثیر کاهش یارانه انرژی الکتریکی و افزایش عملکرد نیز هر یک در قالب چهار سناریو بررسی شد. نتایج مطالعه نشان داد که تحت شرایط عدم تغییر کل سطح زیرکشت، میزان تاثیر سرمایه‌گذاری در تجهیزات انتقال آب تاثیر بسیار بیشتری بر کنترل کسری مخزن و کاهش مصرف انرژی دارد. از طرف دیگر، تنها با گسترش سیستم های نوین آبیاری در سطح مزارع و باغ‌ها، تعادل سازی در منابع آب زیرزمینی محقق نخواهد شد بلکه افزایش راندمان بکارگیری سیستم‌ها از طریق بهبود مدیریت استفاده از آنها و کنترل سطح زیرکشت نیز باید تحقق یابد. در این رابطه در برخی مناطق کاهش سطح زیر کشت اجتناب ناپذیر است. بررسی اقتصادی سناریوهای مورد مطالعه نشان داد که نصب کنتور حجمی و لوله گذاری کانال‌های انتقال و توزیع آب باید در اولویت قرار گیرد. همچنین اجرای سیستم‌های آبیاری تحت فشار در مزارع و باغ ها باید همراه با نظارت و آموزش کافی باشد تا امکان افزایش راندمان مصرف و همچنین افزایش تولید فراهم شود و الا جایگزینی روش‌های نوین آبیاری به جای سنتی، به تنهایی تاثیر کمی بر کاهش مصرف آب خواهد گذاشت. گسترش سیستم‌های نوین آبیاری با مدیریت فعلی مزارع زارعین توجیه اقتصادی ندارد و با در نظر گرفتن یارانه انرژی زیان آور نیز می باشد.

ارائه سیستم حمایت تصمیم گیری جهت حداکثرسازی ارزش اقتصادی آب آبیاری توأم با کاهش شکاف غذایی در نواحی اکولوژیکی-زراعی کشور

دوره 30، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 345-359

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i4.58208

فهیمه بهرامی مهنه، احمد علی کیخا، محمود صبوحی، محمود احمدپور برازجانی

چکیده کمیابی آب برای تولیدات کشاورزی در رابطه مستقیم با امنیت غذایی به مسئله ای جهانی تبدیل شده است. به همین دلیل ضرورت استفاده پایدار از آب در دراز مدت نیازمند بکارگیری استراتژی‌های مؤثر می باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز توسعه یک سیستم حمایت تصمیم گیری برای دستیابی به سیاست ها و استراتژی‌‌های فوق در نواحی دهگانه اکولوژیکی زراعی کشور با توجه به میزان آب مجازی محصولات زراعی است. این سیستم پشتیبانی با بهره‌‌گیری از یک مدل برنامه‌‌ریزی خطی برای ارائه الگوی بهینه کشت، بررسی وضعیت فعلی منابع آب، تعیین فاصله یا شکاف غذایی، تعیین ارزش اقتصادی آب مجازی هر ناحیه به کار گرفته شد. داده‌‌های مورد نیاز از طریق پایگاه داده ای وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو و ادارات ذی ربط در ناحیه های مربوطه در سال زراعی 92-91 جمع‌‌آوری شد. به منظور دستیابی به نتایج مطلوب و دقیق، از ارزش اجتماعی محصولات و نهاده‌ها در مدل استفاده گردیده است. حل مدل پیشنهادی نیز در محیط نرم‌‌افزاری گمز نسخه 5/32 صورت گرفت. نتایج نشان می دهد که مقدار آب مورد استفاده توسط کشاورزان به کشت محصولات عمده در مناطق مختلف در سال 1392، 6/19میلیارد مکعب است. زاگرس مرکزی بیشترین میزان ارزش اقتصادی آب با رقم 8/3 میلیارد مکعب و ناحیه خشک مرکزی با رقم از 2/1 میلیارد مکعب آب به کمترین مصرف. نتایج همچنین حاکی از اینست که بیشترین و کمترین تغییر در ارزش اقتصادی آب آبیاری به ترتیب به گندم آبی و پنبه آبی اختصاص دارد. از دیدگاه ناحیه ای، بزرگترین و کمترین ارزش آب به ترتیب به منطقه زاگرس جنوبی و منطقه خوزستان مرتبط است. در ضمن الگوی تقاضا از طریق افزایش کشت برخی از محصولات استراتژیک، شکاف غذایی را کاهش می دهد. به منظور کاهش شکاف غذایی، یکی از راهکارهای مهم افزایش کشت گندم است لذا پیشنهاد می گردد که به منظور افزایش امنیت غذایی به همراه مدیریت صحیح منابع آب، با توجه به شرایط آبی منطقه سطح زیرکشت محصولات با نیاز آبی بالا کاهش یافته و آب اندوخته شده به محصولاتی چون گندم اختصاص یابد.

بررسی احتمال و عوامل مؤثر بر مشارکت کشاورزان در بازارهای آتی و اختیارمعامله (مطالعه موردی: محصول پنبه شهرستان گنبدکاووس)

دوره 29، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 242-257

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.43215

فاطمه سخی، حسین محمدی، محمود صبوحی

چکیده کشاورزان با انواع مختلفی از مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی در فعالیت‌های کشاورزی مواجه‌اند و در نتیجه، درآمد آنها از تولیدات کشاورزی با بی‌ثباتی همراه است. دامنه گسترده‌ای از مخاطرات در درآمد حاصل از تولیدات کشاورزی تأثیر‌گذار است. یکی از مخاطرات مهمی که همواره گریبان‌گیر کشاورزان می‌باشد، خطر ناشی از نوسانات قیمت محصولات کشاورزی است. پنبه از جمله محصولات کشاورزی است که قیمت واقعی آن طی سالیان گذشته دارای نوسانات قابل توجهی بوده است. هدف از این تحقیق بررسی احتمال و عوامل موثر بر مشارکت کشاورزان در بازارهای آتی و اختیارمعامله به عنوان ابزارهای کاهنده نوسانات قیمت است. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، تعداد 200 کشاورز پنبه‌کار انتخاب شده‌ و داده‌های مقطعی با تکمیل پرسشنامه جمع‌آوری شد. برای بررسی هدف مذکور از مدل رگرسیون لاجیت چندگانه استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که در دوره مورد بررسی 94-1393، 35 درصد از کشاورزان تمایلی به مشارکت در دو بازار آتی و اختیارمعامله ندارند. تمایل به مشارکت کشاورزان در بازار آتی 19 درصد و در بازار اختیارمعامله 5/21 درصد است. تمایل کشاورزان به مشارکت در هر دو بازار مذکور نیز 5/24 درصد بوده است. نتایج برآورد مدل لاجیت چندگانه برای احتمال مشارکت در بازارهای آتی و اختیارمعامله نشان داد که متغیرهای سطح تحصیلات، نحوه مالکیت مزرعه، سطح ‌زیرکشت پنبه، درآمد غیرمزرعه‌ای، تجربه‌کارکشاورزی، شاخص تمایل به استفاده از فن‌آوری‌های نو، شاخص درک ریسک بازار پنبه و شاخص ریسک‌گریزی از لحاظ آماری معناداراند که در این میان متغیرهای نحوه مالکیت مزرعه، درآمد غیرمزرعه‌ای و تجربه‌کارکشاورزی اثر منفی و متغیرهای دیگر اثر مثبتی بر احتمال مشارکت در بازارهای مذکور دارند. در راستای نتایج تحقیقپیشنهاد شده است که به صورت رسمی در برخی مناطق پنبه خیز کشور بازارهایی به صورت پایلوت برای قراردادهای آتی و اختیار ایجاد شده و کارامدی آنها در طول زمان بررسی گردد و در صورت موفقیت به سایر نقاط کشور که دارای مزیت نسبی برای تولید محصولات می باشند نیز این بازارها تعمیم داده شود.

کاربرد مدل برنامه‎ریزی خطی فازی چند هدفه دو مرحله‎ای جهت تدوین الگوی بهینه کشت (مطالعه‌ی موردی بخش مرکزی شهرستان مشهد)

دوره 28، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 368-376

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.40384

فاطمه برادران سیرجانی، محمدرضا کهنسال، محمود صبوحی

چکیده تخصیص بهینه منابع آب در کشاورزی امری ضروری است و کشاورزان در عملیات زراعی مزرعه باید بدان توجه کنند یکی از عوامل مهم در تخصیص بهینه منابع آب تعیین الگوی بهینه کشت در مزرعه است. در مطالعه حاضر برای تعیین الگوی بهینه کشت و تخصیص بهینه منابع آب در بخش مرکزی شهرستان مشهد (دهستان توس) از برنامه‎ریزی خطی فازی چند هدفه دو مرحله ای استفاده شده است آمار و اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه حضوری با کشاورزان منطقه‌ی مورد مطالعه و تکمیل 116 پرسشنامه با استفاده ازنمونه گیری تصادفی ساده، در سال 1391-1392 جمع‌آوری شد.نتایج نشان داد که مقادیر بهینه مدل برنامه‎ریزی فازی چند هدفه دو مرحله ای در هدف حداکثر سازی بازده ناخالص 01/23942 ده‌هزار ریال، بهره‌براری از کود های آلی 19/3876 کیلوگرم و هدف حداقل‌سازی مصرف آب 62/53645 متر مکعب که این اهداف در مرحله دوم بهبود پیدا کرده و میزان هدف کود شیمیایی 80/817 کیلوگرم که نسبت به حالت قبل تغییری نکرده و الگوی کشت در صورتی بهینه می‌شود که بیشترین سطح زیر‌کشت را به سیب زمینی و بعد از آن چغندر، جو، پیاز و گندم اختصاص داد و کشت گوجه فرنگی و ذرت را حذف کرد. نتایج نشان می‌دهد مدل برنامه‌ریزی خطی فازی چند هدفه دو مرحله‌ای در مقایسه با مدل خطی فازی چند هدفه نتایج بهتری در تعیین الگوی بهینه کشت و تخصیص آب آبیاری در منطقه مورد مطالعه دارد.

مقایسه تحلیلی وضعیت تولید و تجارت پسته در ایران و آمریکا و تأثیر نوسانات نرخ ارز بر صادرات آن

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 224-234

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.29514

ماشاءالله سالارپور، عصمت مجرد، محمود صبوحی

چکیده در مطالعه حاضر به مقایسه تحلیلی تولید و تجارت پسته در ایران و آمریکا و شناسایی عوامل اصلی مؤثر بر تقاضای صادرات برای پسته ایران و آمریکا پرداخته شد؛ بدین منظور به مطالعه و تحلیل اثر قیمت پسته و اثر شوک‌های امنیت غذایی با استفاده از اطلاعات سال‌های 1970 تا 2011 پرداخته شد. در ادامه به بررسی رابطه بین نرخ ارز و صادرات پسته در اقتصاد ایران و بررسی وجود اثرات غیر خطی در روابط علی بین آن‌ها پرداخته شد. بدین منظور، اعتبار فرضیه وجود رابطة غیر خطی بین نرخ ارز و صادرات پسته با استفاده از مدل انتقال ملایم4 (STAR) بررسی شد. نتایج مدل انتقال ملایم نشان داد که جریان غیر خطی علیت گرنجر از نرخ ارز به صادرات پسته و بالعکس وجود دارد. بنابراین پیشنهاد می‌گردد که وجود رابطة غیر خطی در ارتباط پویای بین نرخ ارز و صادرات پسته را برای تعیین سطح آستانه‌ای از منافع بالقوه توسعه صادرات پسته مورد توجه قرار گیرد. هم‌چنین شناخت کامل بازارهای هدف صادراتی و کسب اطلاعات کامل از جایگاه رقبای بزرگ ایران در تولید و تجارت پسته برای تصمیم‌گیران اقتصادی جهت حفظ سهم بازار در سطح بین المللی ضروری است.

شبیه سازی واکنش کشاورزان به سیاست های قیمت گذاری و سهمیه بندی آب آبیاری (مطالعه موردی: شهرستان زابل)

دوره 28، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 164-176

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i7.34728

ابوذر پرهیزکاری، محمود صبوحی، محمود احمدپور برازجانی، حسین بدیع برزین

چکیده با توجه به اینکه بخش کشاورزی بزرگ ترین مصرف کننده آب می باشد، ارائه شیوه های جامع مدیریت منابع آب و تدوین سیاست‌های صحیح در جهت افزایش بهره وری آب در این بخش لازم و ضروری به نظر می رسد. به همین منظور، در مطالعه حاضر از یک مدل سازی اقتصادی برای شبیه-سازی پاسخ کشاورزان شهرستان زابل نسبت به سیاست های قیمت گذاری و سهمیه بندی آب آبیاری استفاده شد. این کار با بهره گیری از مدل تولید محصولات کشاورزی منطقه ای (SWAP) و برنامه ریزی ریاضی مثبت (PMP) صورت گرفت. داده های موردنیاز مربوط به سال 91-1390 بود که با مراجعه مستقیم به ادارات ذی‌ربط در شهرستان زابل جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که اعمال سیاست های قیمت گذاری و سهمیه بندی آب آبیاری در شهرستان زابل منجر به کاهش مجموع سطح زیرکشت محصولات زراعی به میزان 54/9 و 14/5 درصد و کاهش میزان آب مصرفی به میزان 23/6 و 01/7 درصد نسبت به سال پایه می شود. در پایان نیز، سیاست سهمیه بندی آب آبیاری با توجه به صرفه‌جویی 9/18 میلیون مترمکعب آب، به عنوان راهکاری مناسب برای پایداری منابع آب شهرستان زابل پیشنهاد شد.

برآورد توابع عرضه پویای محصولات عمده کشاورزی و تحلیل اثرات سیاست قیمت‌گذاری آب آبیاری: مطالعه موردی دشت مشهد-چناران

دوره 28، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 185-196

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i7.36286

محمود صبوحی، علیه آزادگان

چکیده در مطالعه حاضر روش حداکثر آنتروپی تعمیم‏یافته و مسئله تعادل مثبت پویا معرفی و برای برآورد توابع عرضه پویای محصولات سالانه منتخب دشت مشهد-چناران و تحلیل سیاست قیمت آب آبیاری در افق زمانی 1390 -1382 مورد استفاده قرارگرفت. افزون‌بر‌آن،کشش های آلن و موریشیمای تقاضای مشتق شده ی نهاده ها، و کشش عرضه محصولات مورد مطالعه تعیین شد. نتایج نشان داد که توابع عرضه پویای برآورد شده میزان عرضه محصولات را در هر سال به طور دقیق واسنجی می نماید. افزون بر آن، سیاست افزایش قیمت آب آبیاری به میزان 100 درصد مورد بررسی قرارگرفت و مشاهده شد که با افزایش قیمت آب آبیاری کل سطح زیرکشت نسبت به سال پایه (1390-1389) کاهش و کشاورزان به سمت کشت و عرضه محصولاتی با درآمد بالاتر مانند سیب زمینی، گوجه‏فرنگی، پیاز و خیار در منطقه مورد مطالعه حرکت می کنند. بنابراین، با توجه به توانایی مدل در برآورد دقیق میزان عرضه در هر سال و هم چنین اثر سیاست های مختلف، توصیه می شود که مدل به کار رفته در این مطالعه برای سایر سیاست ها و دیگر مناطق مورد آزمون و بررسی قرار گیرد.

تحلیل اثرات اقتصادی و رفاهی تشکیل بازار آب آبیاری در استان قزوین

دوره 27، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 338-350

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i5.28315

محمود صبوحی، ابوذر پرهیزکاری

چکیده بازار آب به عنوان ابزاری اقتصادی سبب توسعه ی تمرکززدایی و تخصیص بهینه منابع آب بین مصرف کنندگان می شود. به همین منظور، در مطالعه حاضر اثرات اقتصادی و رفاهی تشکیل بازار آب در استان قزوین مورد بررسی قرارگرفت و پتانسیل انتقال آب تحت شرایط کم آبی در سطح شهرستان‌های این استان ارزیابی شد. برای نیل به اهداف فوق، از مدل برنامه‌ریزی ریاضی مثبت (PMP) و توابع تولید منطقه‌ای محصولات کشاورزی (SWAP) استفاده شد. جهت دستیابی به نتایج کاربردی، تابع تولید با کشش جانشینی ثابت و تابع هزینه به شکل نمایی در مدل برنامه-ریزی ریاضی مثبت گنجانده شد. داده های موردنیاز مربوط به سال 91-1390 بود که با مراجعه مستقیم به ادارات ذی‌ربط در استان قزوین جمع‌آوری شد. حل مدل در شش مرحله پیاپی و در محیط نرم افزاری GAMS نسخه 9/23 صورت گرفت. پس از حل مدل، تغییرات سطح زیرکشت محصولات آبی، سود ناخالص کشاورزان و نیروی کار مازاد در سطح منطقه ای و در دو حالت (وجود بازار آب و عدم وجود بازار آب) محاسبه شد. نتایج نشان داد که با برقراری بازار آب در استان قزوین مجموع اراضی آبی 2/1 درصد، مجموع سود ناخالص کشاورزان 86/1 درصد و مجموع نیروی کار بکارگرفته‌شده در بخش کشاورزی 81/1 درصد افزایش می‌یابد. در پایان، با توجه به نقش حمایتی و سازنده بازارهای آب منطقه ای، مهیاشدن زمینه و شرایط لازم برای برقراری و استفاده بهینه از مکانیسم این نوع نهادها در استان قزوین پیشنهاد شد.

بررسی کارایی مزارع گندم سیستان با استفاده از تلفیق مدل بهینه‌سازی با پارامترهای کنترل کننده میزان محافظه کاری و تحلیل پوششی داده‌ها (RDEA)

دوره 27، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 180-187

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.29422

مصطفی مردانی نجف آبادی، علیرضا سرگزی، محمود صبوحی

چکیده در این مطالعه کارایی مزارع گندم سیستان بررسی شد. داده های مورد استفاده شامل50 نمونه بهره بردار محصولات زراعی منطقه سیستان بود که از طریق نمونه گیری ساده و تکمیل پرسشنامه، جمع آوری شد. برای برآورد کارایی مزارع، روش تحلیل پوششی داده‌ها و مدل بهینه‌سازی با پارامترهای کنترل کننده میزان محافظه کاری ترکیب شد. نتایج نشان داد که میانگین کارایی مزارع نمونه در مدل پیشنهادی (RDEA)، در سطوح ثابت عدم اطمینان معین (ε) و با افزایش میزان احتمال انحراف هر محدودیت از کران خود (P)، کاهش می‌یابد. جهت ارزیابی مدل از روش شبیه‌سازی مونت کارلو استفاده شد. نتایج این شبیه‌سازی مبین توانایی بالای این مدل نسبت به مدل DEA بود. بنابراین، می توان از این روش برای بدست آوردن کارایی واحدهای تصمیم ساز استفاده کرد.

شبیه سازی بازار آب و تحلیل اثرات سیاست اشتراک گذاری آب آبیاری بر الگوی کشت تحت شرایط کم آبی

دوره 27، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 242-252

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.29544

ابوذر پرهیزکاری، محمود صبوحی، سامان ضیایی

چکیده در دهه های اخیر به علت بروز مشکلات کم آبی، بیشتر کشورها به اتخاذ سیاست های نو در ارتباط با مدیریت تقاضای آب به جای مدیریت عرضه آب گرایش یافته اند. هدف اصلی پژوهش حاضر، شبیه سازی بازار آب به منظور تعیین نقش آن در ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضای آب و بررسی اثرات سیاست اشتراک گذاری آب آبیاری بر الگوی کشت تحت شرایط کم‌آبی در حوضه رودخانه شاهرود می باشد. برای این منظور، از مدل برنامه‌ریزی ریاضی مثبت (PMP) و توابع تولید منطقه‌ای محصولات کشاورزی (SWAP) استفاده شد. پس از طرح مدل، سیاست اشتراک گذاری آب آبیاری متناسب با انحرافات مجاز هر یک از مناطق، در سه حالت شبیه‌سازی شد. در انتها نیز اعمال کاهش آب دردسترس تحت سه سناریوی 10، 20 و 30 درصد صورت گرفت. داده های مورد نیاز مربوط به سال پایه 1390 می باشد که با مراجعه مستقیم به ادارات ذی‌ربط در شهرستان قزوین جمع‌آوری شد. برای حل مدل نیز از نرم افزار GAMS نسخه 9/23 استفاده شد. نتایج نشان داد که کاربرد سیاست اشتراک گذاری آب آبیاری راهکاری مناسب برای تخصیص منابع آب در حوضه رودخانه شاهرود می باشد. افزون بر آن، نتایج نشان داد که با تشکیل بازار آب و انجام معاملات بین مناطق مذکور، منافع اقتصادی کشاورزان افزایش می یابد. اعمال کاهش آب دردسترس 10 تا 30 درصد نیز سبب افزایش مجموع سطح زیر‌کشت محصولات آبی از 9 تا 37 درصد شد.

تعیین برنامه زراعی شهرستان سبزوار با استفاده از برنامه ریزی فازی دو نوا

دوره 27، شماره 1، بهار 1392، صفحه 8-15

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.24200

علیه آزادگان، فاطمه رستگاری پور، محمود صبوحی

چکیده در فعالیت های زراعی، نهاده ها و منابع متعددی برای کشت محصولات مورد استفاده قرار می‌گیرند که یکی از مهم‌ترین اهداف مدیران و برنامه ریزان زراعی بهینه سازی کاربرد منابع و نهاده‌ها در طراحی الگوی کشت مناسب می‌باشد. برنامه ریزی ریاضی از متداول‌ترین روش‌های دستیابی به الگوی بهینه است. در مطالعه حاضر پس از معرفی برنامه ریزی دو نوا و فازی دو نوا، کاربرد این مدل ها در تعیین الگوی بهینه کشت در شهرستان سبزوار نشان داده شده است. داده های مورد نیاز این پژوهش به صورت حضوری و تکمیل پرسشنامه، از 127 بهره بردار از بین کشاورزان شهرستان سبزوار به صورت نمونه‏گیری تصادفی طبقه بندی شده برای سال زراعی 1389-1388، جمع آوری شد. نتایج نشان داد که کشاورزان در سه گروه مزارع کوچک (کمتر از 5/6 هکتار)، متوسط (5/6 تا 13 هکتار) و بزرگ (بیش از 13 هکتار) با تغییر الگوی کشت موجود می‏توانند سطح بازده ناخالص خود را افزایش و از منابع در دسترس به‏صورت کارا استفاده کنند.

تعیین الگوی کشت دشت کاشمر بر اساس حفظ و نگهداری کیفیت منابع آب زیرزمینی

دوره 26، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 261-271

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i4.19895

سمیه شیرزادی لسکوکلایه، محمود صبوحی، عباس جلالی

چکیده در مطالعه حاضر با بررسی اثر مصرف کودهای شیمیایی و برداشت های بی رویه بر کیفیت منابع آب زیرزمینی، رتبه بندی محدودیت استفاده از زمین های کشاورزی برای حدود 700 هکتار از اراضی دشت کاشمر تعیین شد. بدین منظور اراضی کشاورزی مورد مطالعه به 8 زیربخش تقسیم شد و کیفیت و محدودیت استفاده بیشتر از این اراضی با استفاده از معیارها و فاکتورهای درنظرگرفته شده، توسط روش ویکور برنامه ریزی چندمعیاره رتبه-بندی شدند. سپس، با طرح ریزی مدل برنامه ریزی آرمانی وزنی با در نظرگرفتن 4 هدف زیست محیطی و اقتصادی به طور همزمان برای هر زیربخش، الگوی بهینه کشت و مدیریتی استفاده پایدار از منابع آب زیرزمینی و دست یابی به کشاورزی پایدار پیشنهاد شد. داده های مورد نیاز از اداره جهادکشاورزی، سازمان آب منطقه ای و اداره هواشناسی شهرستان کاشمر در سال 1389 جمع آوری شد. نتایج مطالعه نشان داد که برای جلوگیری از صدمات بیشتر به کشاورزی منطقه، اولویت بندی محدودیت های استفاده از زمین بایستی اجرا شود. نتایج بررسی کیفیت منابع آب کشاورزی درسال های 1387 و 1389 نشان داد که افزایش جبهه شوری در زیربخش های مختلف دشت گسترش یافته و در آینده ای نه چندان دور، کشاورزی منطقه آسیب جدی خواهد دید. بنابراین، لازم است که برنامه هایی از قبیل مدیریت منابع آب زیرزمینی، تغییر الگوی کشت، افزایش سطح زیرکشت گیاهان مقاوم تر به شوری، جایگزینی کودهای شیمیایی با کودهای آلی و توجه به کشاورزی پایدار در منطقه مورد توجه قرار گیرد تا بتوان مدیریت جامعی را در بهره برداری از منابع آب زیرزمینی منطقه داشت.

بررسی آثار پدیده تغییر اقلیم بر تولیدات کشاورزی (مطالعه موردی: شهرستان شیراز)

دوره 26، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 272-286

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i4.19896

ندا اسد فلسفی زاده، محمود صبوحی

چکیده پدیده تغییر اقلیم یکی از مهم‏ترین چالش‌های زیست محیطی جهان است که با انتشار روز افزون گازهای‌گلخانه‌ای و پدیده‏های ارتباط از راه دور بر سرعت آن افزوده شده است. از پیامدهای شناخته ‌شده ناشی از تغییر اقلیم، تغییر در میزان بارش باران، افزایش وقوع خشک سالی و مناطق بیابانی و تغییر در سطح منابع آب سطحی و زیر زمینی می‏باشد. در مطالعه حاضر جهت بررسی آثار پدیده تغییر اقلیم بر تولیدات کشاورزی شهرستان شیراز، 3 حلقه چاه واقع در دشت شیراز انتخاب گردید. آمار میانگین سطح آب این چاه‌ها طی سال‌های 1357- 1387 بر روی متغیر سال رگرس شد. با استفاده از آمار سالیانه بارندگی طی سال‌های 1337- 1387 و شاخص بارندگی استاندارد، احتمال وقوع سال خشک در شهرستان شیراز تعیین؛ سپس با استفاده از برنامه‌ریزی ریاضی تصادفی دومرحله‌ای و آمار زراعی شهرستان شیراز طی سال‌های 1357- 1387، آثار اعمال 5 سناریو پمپاژ با احتمال وقوع سال خشک بررسی شد. نتایج بخش اول مطالعه نشان داد که سطح آب چاه‌های کشاورزی مورد نظر در سطح (034/0p=) کاهش معناداری به میزان 4/0- یافته‌اند. همچنین، محاسبه شاخص بارندگی استاندارد در شهرستان شیراز نشان داد که احتمال وقوع سال خشک، 2/0 است. نتایج حل مدل نشان داد که کاهش بلندمدت درآمد و سود کشاورزی تحت تغییر اقلیم ملایم در سال خشک به ترتیب 5/4 و 4/6 درصد و در مقابل کاهش کوتاه مدت درآمد و سود کشاورزی در سناریوی مشابه به ترتیب از 54 و 30 درصد تا 74 و 85 درصد برآورد شد. آب مورد استفاده کشاورزی در کوتاه مدت و بلند مدت کمتر از وضعیت موجود به دست آمد. کاهش در مصرف آب باعث کاهش در عملکرد و درنتیجه درآمد کشاورزی منطقه خواهد شد اما، از وارد آمدن خسارات بلندمدت به سطح تولید محصولات زراعی و منابع آب زیرزمینی جلوگیری می‌کند. در پایان با توجه به نتایج به دست آمده از سناریوهای مختلف اقلیمی و امکان وقوع حالات مختلف تغییر در سطح منابع آب زیرزمینی، اتخاذ سیاست‌های حمایتی در جهت افزایش انگیزه زارعین در استفاده بهینه از منابع آب پیشنهاد می‌گردد.

کاربرد برنامه ریزی فرا آرمانی در تعیین الگوی بهینه کشت محصولات کشاورزی مطالعه موردی: شهرستان نیشابور

دوره 26، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 150-158

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i3.17770

حسن سخدری، محمود صبوحی

چکیده تخصیص بهینه زمین های کشاورزی در یک منطقه یکی از مسائل بسیار اساسی در استفاده بهینه از منابع تولید کشاورزی است. برنامه ریزی فرا آرمانی یکی از مدل های تصمیم گیری چند معیاره است. در این برنامه ریزی تصمیم گیری هایی انعطاف پذیرتر از سایر برنامه ریزی های آرمانی برای تصمیم گیرندگان فراهم می شود. در مطالعه حاضر، الگوی بهینه کشت با استفاده از برنامه ریزی آرمانی و فرا آرمانی برای کشاورزی منطقه نیشابور در دوره زمانی87-86 تعیین شد. نتایج نشان داد که کل سطح زیرکشت در برنامه ریزی آرمانی 69016 هکتار و در برنامه ریزی فرا آرمانی مقدار 72092 هکتار می باشد. همچنین، در تمام الگوهای بهینه کشت محصول گندم بیشترین سطح زیرکشت را به خود اختصاص داد. با توجه به تحولات زیاد در تخصیص یارانه ها و کاهش شدید منابع آب در طی سال های اخیر، استفاده از الگو های بهینه کشت که در آن انحراف از آرمان ها کمتر است، پیشنهاد می شود.

ارزیابی اثر حذف یارانه تولید بر بخش کشاورزی در قالب مدل تعادل عمومی

دوره 26، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 218-227

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i3.17778

فاطمه علیجانی، ماشاءالله سالارپور، محمود صبوحی

چکیده با توجه به اهمیت اصلاح سیستم پرداخت یارانه به بخش کشاورزی، هدف این نوشتار بررسی آثار و تبعات تغییر نرخ یارانه تولید به کمک یک مدل تعادل عمومی بر مبنای جدول داده- ستاده در سال 1380 است. برای تحلیل اثر تغییرات نرخ یارانه تولید بر میزان تولید، ارزش افزوده، اشتغال، صادرات و واردات زیر بخشهای کشاورزی، 3 سناریو شامل کاهش پله ای نرخ یارانه تولید تا حذف نهایی آن درنظرگرفته شد. نتایج نشان داد که تولید، ارزش افزوده و صادرات فعالیتهای زراعت، دامداری و مرغداری بیشتر از سایر فعالیت های موجود در بخش کشاورزی در هر سه سناریو کاهش یافته است. همچنین، تقاضای نیروی کار در زیر بخشهای خدمات کشاورزی و مرغداری نیزکاهش نشان داد. از طرفی، حذف یارانه تولید بر واردات فعالیت ماهیگیری اثرمنفی، درحالیکه این سیاست بر سایر فعالیت ها اثرمثبت داشته است. سیاست انقباظی حذف یارانه تولید پیامد منفی دربخش کشاورزی داشت؛ لذا حمایت از بخش کشاورزی در کنار کاهش مخارج دولت پیشنهاد می شود.

بررسی کارایی گلخانه‌های خیار با کاربرد رهیافت تحلیل پوششی بازه‌ای

دوره 26، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 117-125

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i2.15812

مهدی بابایی، فاطمه رستگاری پور، محمود صبوحی

چکیده بررسی کارایی محصولات کشاورزی عاملی بسیار مهم و تاثیرگذار در افزایش تولید و عملکرد آن‌ها بدون نیاز به هزینه اضافی می باشد. به همین منظور تعدادی واحد گلخانه ای بخش شیب آب شهرستان زابل در نظر گرفته شد و سپس کارایی بازه ای و فنی برای تولید کنندگان خیار گلخانه ای این شهرستان محاسبه گردید. این پژوهش بر مبنای تحلیل پوششی داده ها بوده و آمار و اطلاعات آن از طریق تکمیل 42 پرسش‌نامه از گلخانه کاران خیار و از طریق جهاد کشاورزی و بانک کشاورزی زابل در سال 1388 جمع آوری شد. نتایج نشان داد که متوسط کارایی بازه ای در بازه ی (908/0 ،033/0) قرار دارد. مقدار متوسط کارایی فنی نیز 954/0 می باشد و 33/53 درصد از داده ها دارای کارایی برابر با یک هستند. بیشترین مقدار کارایی 100 درصد و کمترین مقدار کارایی 846/0 می باشد، که این نشان می دهد که با اجرای افزایش کارایی فنی کشاورزان، مانند برگزاری کلاس-های ترویجی و آموزش‌های لازم، می توان بدون تغییر عمده در سطح فن آوری و منابع به کار رفته، تولید را افزایش و هزینه را کاهش داد.