با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
نوع مقاله: مقالات پژوهشی

بررسی اثرات کوتاه مدت و بلند مدت آزادسازی تجاری بر تابع واردات گندم ایران

دوره 24، شماره 4، زمستان 1389

https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i4.8202

مریم منجزی، صغری قبادی، سید مرتضی افقه

چکیده چکیده
مطالعه حاضر به منظور تعیین اثرات آزاد سازی تجاری بر تابع واردات محصول گندم ایران با استفاده از داده های سری زمانی 1357تا 1387 که ازمنابعی مانند آمارنامه های سالانه کشاورزی و هواشناسی، اداره گمرک و بانک مرکزی ایران بدست آمده، انجام پذیرفته است. در این مطالعه ابتدا شاخص آزادسازی محصول گندم با استفاده از معیار سطح تجارت بین المللی (LIT) سنجیده شده و سپس آثار LIT بر تابع مذکور بررسی شده است. به منظور بررسی روابط کوتاه مدت و بلند مدت بین متغیرهای تابع، از مدل خود توضیح با وقفه های گسترده (ARDL) و مدل تصحیح خطا (ECM) بهره گیری شده است. برآورد تابع واردات گندم نشان داد، با آزادسازی تجاری تقاضا برای واردات افزایش می یابد؛ این افزایش در بلندمدت بیشتر از کوتاه مدت است. پیشرفت تکنولوژی باعث کاهش تقاضا برای واردات گندم هم درکوتاه مدت و هم در بلندمدت خواهد بود.

بررسی مزیت نسبی ایران در تولید زعفران

دوره 25، شماره 1، بهار 1390

https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i1.8897

مجید آقایی، مهدیه رضاقلی زاده

چکیده چکیده
زعفران به عنوان طلای سرخ ایران با ارزش‌ترین محصول کشاورزی و گران‌ترین ادویه جهان در تاریخ صادرات کشورمان همواره از جایگاه خاصی برخوردار بوده و پس از پسته مهمژ ترین محصول صادراتی غیرنفتی کشور می باشد. لذا در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش ماتریس تحلیل سیاست 3 (PAM)، ضمن بررسی شاخص های حمایتی، مزیت نسبی ایران در تولید زعفران و نیز توان رقابت آن در بازارهای جهانی در سال 1387 مورد بررسی قرار گیرد. نتایج حاصل از محاسبه شاخص مزیت نسبی (هزینه منابع داخلی و شاخص مزیت نسبی بر اساس هزینه واحد) نشان داد که ایران در تولید زعفران از مزیت نسبی بالایی برخوردار است. همچنین مشخص شد که در سال مذکور بر نهاده های تولید، یارانه، بر محصول تولیدکنندگان مالیات و در مجموع بر ارزش افزوده تولید زعفران مالیات غیر مستقیم وضع شده است. همچنین با محاسبه شاخص های توان رقابت داخلی و صادراتی به بررسی توان رقابت زعفران در بازارهای بین المللی پرداخته شد؛ که نتایج نشان داد این محصول در سال 1387 در بازارهای جهانی دارای توان رقابتی بوده است.
طبقه بندی JEL: F40

ارزیابی منافع اقتصادی تحقیق و ترویج ارقام بادام دیرگل در ایران

دوره 25، شماره 2، تابستان 1390

https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i2.9719

علی شهنوازی، سیدصفدر حسینی

چکیده چکیده
هدف از پژوهش پیش رو، بررسی آثار اقتصادی توسعه و معرفی ارقام بادام دیرگل ایستگاه باغبانی سهند، در کشور در طول سال های 1347 الی 1398 با استفاده از الگوی مازاد اقتصادی و اطلاعات میدانی و سری زمانی می باشد. نتایج براورد پارامتر جابجایی، نشان داد که توسعه و معرفی ارقام دیرگل، با کم کردن انتقال منحنی عرضه به سمت چپ، زیان اقتصادی سرمای دیررس بهاره را کاهش و مازاد اقتصادی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان را تغییر داده است. یافته های پژوهش، مشخص می کند که مجموع ارزش حال تغییر در مازاد تولید کنندگان و مصرف کنندگان در شرایط وقوع سرمای دیررس بهاره، به ترتیب برابر با 09/8 و 27/11 میلیارد ریال بوده و سهم مصرف کنندگان از منافع توسعه و معرفی ارقام بادام دیرگل، 58 درصد می باشد. همچنین در این مطالعه، ارزش خالص حال منافع اجتماعی ناشی از سرمایه گذاری در توسعه و معرفی ارقام اصلاح شدة بادام دیرگل در ایران با توجه به هزینه های تحقیق و ترویج، 7/10 میلیارد ریال و نرخ بازده داخلی سرمایه گذاری 15 درصد محاسبه شد.

بررسی اثر هدفمندی یارانه ها بر انتقال قیمت در بازار تخم مرغ ایران

دوره 25، شماره 4، زمستان 1390

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.12191

محمود دانشور کاخکی، رضا حیدری کمال آبادی

چکیده چکیده
این مطالعه تلاش می نماید تا به بررسی اثر هدفمند کردن یارانه ها بر انتقال قیمت روزانه بازار تخم مرغ ایران بپردازد. با توجه به اجرا شدن این طرح در اواخر آذرماه 1389، با استفاده از داده های روزانه از دی ماه 1388 تا آبان ماه 1390 و با بهره گیری از مدل ECM الگوهای انتقال قیمت مربوط به قبل و بعد از اجرای این طرح برآورد شده و با هم مقایسه شدند. نتایج نشان داد که بعد از هدفمندی یارانه ها، سرعت انتقال افزایش ها و کاهش های قیمت عمده فروشی کندتر شده است. مقایسه سطوح معنی داری متغیرهای مقادیر منفی و غیرمنفی اجزای اخلال نیز نشان داد که بعد از هدفمندی یارانه ها انحرافات منفی تعادل بلندمدت تعدیل نمی شود. مقایسه کشش های بلندمدت و کوتاه مدت نشان داد که مقادیر کشش های مربوط به الگوی انتقال قیمت بعد از هدفمندی یارانه ها کمتر از الگوی انتقال قیمت قبل از هدفمندی یارانه است. همچنین مقایسه آزمون های تقارن انتقال قیمت نشان داد که هدفمندی یارانه ها موجب عدم تقارن کوتاه مدت در انتقال قیمت روزانه بازار تخم مرغ ایران شده است. اقداماتی مانند کاهش مداخلات دولت در بازار، بهبود زیرساخت ها و تشکیل تعاونی‌های تولید و توزیع می تواند در بهبود تقارن انتقال قیمت روزانه بازار تخم مرغ ایران بسیار مؤثر باشد.

برنامه‎ریزی فروش لیزینگی در بنگاه‎های تولید فناوری ماشین‎های کشاورزی(مطالعه موردی استان خراسان‎رضوی)

دوره 24، شماره 1، بهار 1389

https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i1.3498

سعید عابد، محمد قربانی، هومان لیاقتی، محمد حسین آق‎خانی، محمدرضا کهنسال

چکیده چکیده
در این مطالعه با استفاده از داده‎های مقطع زمانی سال 1388 مربوط به 210 نفر از کشاورزان انتخاب‌شده استان خراسان‎رضوی به روش نمونه‎گیری تصادفی طبقه‎بندی شده تلاش شد تا چارچوبی عملی فراروی بنگاه‎های تولید فناوری ماشین‎های کشاورزی قرار گیرد به نحوی که با استفاده از آن برنامه‎ریزی فروش لیزینگی برای پاسخگویی به نیاز‎ها و کمبود‎های واقعی بهره‎برداران کشاورزی صورت پذیرد. نتایج نشان داد که در گروه فناوری‎های با قیمت بالا، تراکتور در اولویت اول و پس از آن کمباین قرار دارد. در گروه فناوری‎های با قیمت متوسط فناوری بذرپاش در اولویت اول و بعد از آن چاپر قرار دارد. در گروه فناوری‎های با قیمت پایین به ترتیب گاوآهن، دیسک و زیر‌شکن در رتبه‌های اول تا سوم می‎باشند. در مجموعه سه فناوری، تراکتور بالاترین تقاضا را به خود اختصاص داد و پس از آن ادوات مرتبط با آن بالاترین تقاضا را دارا می‌باشند. بنابراین در برنامه‌ریزی فروش لیزینگی باید هدف‌گیری اولیه بر تراکتور و ادوات مرتبط با آن، بذرپاش، چاپر و کمباین باشد و در هدف‌گیری‌های بعدی سایر تقاضا‌ها را مورد توجه قرار داد. از سوی دیگر بخش دولتی و خصوصی در برنامه‎ریزی فروش باید بر تحویل سریع فناوری ماشین‎های کشاورزی مورد تقاضا، نرخ بهره زیر 10 درصد، وثیقه‎های انفرادی، فناوری تولید داخل و بازپرداخت سالانه اقساط،‎ تمرکز یابند. مشارکت یارانه‎ای دولت در ارتباط با مابه‌التفاوت نرخ بهره مورد تقاضای شرکت‎های لیزینگ و بهره‌برداران کشاورزی می‎تواند به فرایند شکل‎گیری این صنعت در بخش کشاورزی و در نهایت تقاضای مؤثر کشاورزان برای این فناوری‎ها کمک نماید.

بررسی عملکرد مدیریت مشارکتی آبیاری در ایران "مطالعه موردی تعاونی آب بران تجن"

دوره 24، شماره 2، تابستان 1389

https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i2.3937

نیلوفر تاهباز صالحی، مجید کوپاهی، محمدرضا نظری

چکیده تشکل های آب بران یکی از الگوهای تشکیل و توسعۀ بازار آب و مجرای انتقال مدیریت آب از بخش دولتی به مصرف کنندگان آب است که در سال های اخیر در بحث مدیریت منابع آب در بخش کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. در ایران نیز تلاش هایی در این زمینه شکل گرفته و بر اساس این سیاست، اقدام به توسعه و تشکیل تعاونی های آب بران در اراضی تحت پوشش برخی از شبکه های آبیاری و زهکشی پایاب سدها شده است. با توجه به نوپایی این تجربه در کشور نیاز است که عملکرد این نهادها مورد ارزیابی و پایش قرار گیرد. بر اساس این ضرورت در این پژوهش سعی شد، عملکرد تعاونی آب بران تجن در استان مازندران به صورت موردی از سه جنبۀ افزایش بهره وری کل عوامل تولید، جلب رضایت اعضاء و همچنین شاخص های عملکرد مدیریتی مورد بررسی قرار گیرد. نتایج مطالعه نشان داد که اعضای این تعاونی از راندمان آبیاری، بازدهی اقتصادی آب و بهره وری کل عوامل تولید بالاتری نسبت به زارعین مجاور خود (کشاورزان خارج از محدودۀ تعاونی) برخوردار هستند. افزون بر این، تعاونی مذکور موفق به جلب رضایت و اعتماد حدود 65 درصد از کشاورزان عضو شده است که از عوامل موثر بر رضایت آنها آموزش و ترویج و همچنین مسائل و قشربندی های اجتماعی است. نسبت خودکفایی مالی و نسبت وصول آب بهاء در این شرکت به ترتیب 79 و 65 درصد برآورد شده است.

اقتصاد کشاورزی

شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر گرایش شبکه بانکی کشور به اجرای بانکداری سبز

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 241-227

https://doi.org/10.22067/jead.2024.85707.1230

وهاب قلیچ

چکیده تغییرات زیست‌محیطی در سطح جهانی چالشی بزرگ برای اجتماع بشریت شده است. از این‌رو نیاز است از پروژه‌های دوست‌دار محیط‌زیست در تمام ابعاد ازجمله ابعاد مالی و اقتصادی حمایت ویژه‌ای صورت پذیرد. به بیان دیگر، توجه به اخلاق و ارزش‌های انسانی و اجتماعی همراه با دغدغه‌های حفاظت از محیط‌زیست در ضمن فعالیت‌های اقتصادی باعث می‌شود فعالیت در بخش‌های گوناگون اقتصادی و مالی همچون نظام بانکداری، بنگاه‌های تولیدی و صنعتی، شرکت‌های بیمه و... متفاوت از همیشه باشد. در این بین پدیداری مفهومی با عنوان «بانکداری سبز» یکی از مهمترین مصادیق این حمایت است. این نوع بانکداری به‌عنوان بخش مهمی از بانکداری اخلاقی، نقش خاصی در صیانت و نگه‌داشت محیط‌زیست ایفا می‌نماید. این پژوهش با تبیینی جامع‌ از بانکداری سبز و با استفاده از مطالعات نظری و تجربیات بین‌المللی و کسب نظر از خبرگان و صاحبنظران مربوطه، عوامل مؤثر بر گرایش شبکه بانکی کشور به بانکداری سبز را با بهره‌گیری از روش دلفی، تحلیل پرسشنامه و آزمون فریدمن شناسایی و تحلیل می‌نماید. براساس نتایج پژوهش، به‌ترتیب چهار معیار اصلی اقتصادی، ساختاری، مدیریتی و اجتماعی در اثرگذاری بر این گرایش شناسایی گردید. در بخش زیرمعیارها نیز نرخ تورم بالا، ارزان بودن نسبی قیمت انرژی و وجود بازارهای موازی پرسود در کنار سپرده‌گذاری سبز از مهمترین علل در گرایش کم به بانکداری سبز عنوان شده است؛ همچنین سهم قوانین و مقررات و نظام حقوقی، نظام کارگزینی، ارتقا و تشویق مدیران و کارکنان بانکی، نظام نظارتی بانک مرکزی، سهم نگرش مدیران‌ارشد نسبت به مسائل زیست‌‌محیطی، حاکمیت شرکتی، نظارت داخلی بانک، وزن توجه به بانکداری سبز در انتخاب و تصمیم مشتریان، نگرش جامعه نسبت به مسائل زیست‌محیطی و فرهنگ تقاضامندی و مطالبه‌گری از جمله مهمترین زیرمعیارها مؤثر بر گرایش شبکه بانکی کشور به بانکداری سبز ارزیابی و معرفی شده است.

اقتصاد کشاورزی

برآورد تمایل به پرداخت و عوامل مؤثر بر آن به‌منظور بهبود کیفیت هوا در شهر مشهد

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 260-243

https://doi.org/10.22067/jead.2024.86525.1247

صابر کلهری، لیلی ابوالحسنی، محمود صبوحی، مریم سرخوش

چکیده از مهم‌ترین مسائل و چالش‌های پیشرو در جهان امروز، آلودگی هوا و به‌خصوص آلاینده PM2.5 می‌باشد، به‌نحوی‌که این مساله به یکی از معضلات پیچیده و جدی در زندگی انسان‌های سراسر جهان تبدیل‌شده است. قرار گرفتن در معرض سطوح بالای آلودگی هوا موجب پیامدهای منفی سلامتی است. مطالعه حاضر در نظر دارد تا تمایل به پرداخت ساکنین شهر مشهد برای بهبود آلاینده PM2.5 و عوامل مؤثر بر این تمایل به پرداخت را اندازه‌گیری کند. برای رسیدن به این هدف از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دو مرحله‌ای از 343 نفر و با بکار بردن مدل انتخاب گسسته چندبعدی (MBDC) و الگوی اقتصادسنجی لاجیت ترتیبی استفاده شد. بر اساس نتایج، تمایل به پرداخت مردم مشهد برای بهبود کیفیت آلاینده PM2.5 به میزان 55488 ده ریال برآورد شد. همچنین نتایج نشان داد که متغیرهایی همچون تحصیلات، سن افراد، داشتن بیماری تنفسی و درآمد بر تمایل به پرداخت افراد اثری مثبت و معنی‌دار و متغیر بعد خانوار اثر منفی و معنی‌داری بر تمایل به پرداخت داشته است. نتایج این پژوهش می‌تواند شهرداری مشهد را نسبت به میزان درآمد احتمالی از عوارض محیط‌زیستی ناشی از آلودگی هوا که شهروندان مایل به پرداخت آن برای بهبود کیفیت هوا هستند، آگاه سازد و پیشنهاد می‌شود شهرداری این عوارض محیط‌زیستی را به‌صورت ماهانه جمع‌آوری و به‌صورت اختصاصی برای پروژه‌های کاهش آلودگی هوا استفاده کند.

اقتصاد کشاورزی

توزیع مکانی فقر، ناامنی غذایی و عوامل مؤثر بر آن در مناطق شهری ایران

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 277-261

https://doi.org/10.22067/jead.2024.87214.1257

مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابراهیم جاودان، کتایون شمشادی

چکیده طی یک دهه اخیر، به‌دلیل افزایش قیمت مواد غذایی، هزینه رژیم غذایی سالم در ایران به شدت افزایش یافته است. اگر چه هدف‌گذاری سیاست­های حمایتی دولت در جهت بهبود وضعیت معیشت خانوارها بوده اما اطلاعات هزینه و درآمد خانوارهای مرکز آمار ایران نشان می­دهد که به‌دلیل شرایط تورمی و به‌دنبال آن تأثیرپذیری درآمد واقعی و قدرت خرید مصرف‌کنندگان، این برنامه­ها اثرگذاری لازم را در کاهش فقر و ناامنی غذایی نداشته­اند. این در حالی است که کاهش فقر و افزایش ضریب امنیت غذایی یک الزام برای کشورهای مستقل نظیر ایران به شمار می‌رود. در این راستا، شناخت وضعیت موجود فقر، امنیت غذایی و عوامل اثرگذار بر ناامنی نه تنها شرط اصلی تدوین برنامه‌های آتی است بلکه ضروری است این کار با هدف پایش و ارزیابی نتایج برنامه‌ها و اقدامات اجراشده تداوم یابد. بر این اساس در مطالعه حاضر توزیع مکانی فقر و ناامنی غذایی در مناطق شهری ایران در سال 1401 بررسی و سپس عوامل مؤثر بر ناامنی غذایی شناسایی شده است. جهت دستیابی به این اهداف ابتدا با استفاده از اطلاعات هزینه- درآمد خانوار مرکز آمار ایران ماتریس عملکرد تغذیه­ای ترسیم و سرانه کالری دریافتی در سال 1401 محاسبه شد. در ادامه با استفاده از اطلاعات مذکور، شاخص کلی امنیت غذایی خانوار (AHFSI) و نیز شاخص فقر فوستر، گریر و توربک (FGT) محاسبه و بر اساس این شاخص­ها توزیع مکانی فقر و ناامنی غذایی در مناطق شهری ایران بررسی شد. در نهایت نیز تأثیر متغیرهای اقتصادی و دموگرافیکی بر ناامنی غذایی در چارچوب مدل لاجیت تحلیل شد. بر اساس نتایج، مناطق شهری کشور در شرایط امنیت پائین غذایی قرار دارند؛ به‌طوری‌که تنها 45 درصد افراد از امنیت غذایی برخوردار بوده و حدود 55 درصد از ساکنان مناطق شهری یا با ناامنی غذایی روبرو و یا در مرز ناامنی غذایی قرار دارند. از سوی دیگر سرانه کالری دریافتی در مناطق شهری کشور 2540 کیلوکالری است، و عموما این کالری از غلات تأمین می­شود. ضمن آن که در دریافت کالری در استان­های مختلف کشور نابرابری وجود دارد و متوسط کالری دریافتی میان استان­ها بین 3196 -1988 کیلوکالری متغیر است. بررسی وضعیت شاخص­های فقر غذایی نیز نشان می­دهد متوسط نرخ، شکاف و شدت فقر در مناطق شهری به‌ترتیب 1/55، 2/15 و 6 درصد است. بر اساس این شاخص­ها می‌توان گفت 1/55 درصد جمعیت مناطق شهری کشور در سال 1401 فقر غذایی داشته و کالری دریافتی خانوارهای فقیر در این مناطق، 2/15 درصد کمتر از حداقل کالری موردنیاز روزانه بوده است؛ لذا برای از بین بردن فقر، کالری دریافتی خانوارهای فقیر باید 2/15 درصد افزایش یابد. در نهایت نیز نتایج حاصل از برآورد مدل لاجیت نشان داد که متغیرهای سن، وضعیت اشتغال، ساعت کار سرپرست خانوار، یارانه دریافتی خانوار، درآمد خانوار و تنوع غذایی بر امنیت غذایی خانوارها اثر مثبت و معنی‌دار اما بعد خانوار بر امنیت غذایی خانوارها اثر منفی دارد. ضمن آن که دو متغیر جنسیت و سواد سرپرست خانوار بر امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری ایران اثر معنی­دار نداشته­اند. با توجه به یافته­های مطالعه حاضر اگر چه راه حل بلندمدت افزایش قدرت خرید خانوار، ثبات بخشی و کاهش قیمت کالاها از طریق تقویت تولید و عرضه است اما در کوتاه­مدت، افزایش حقوق و دستمزدها متناسب با نرخ تورم و نیز افزایش برنامه‌های حمایت اجتماعی از اقشار کم‌درآمد و ضعیف جامعه باید مورد توجه قرار گیرد. به‌عبارت دیگر سیاست‌­گذاری­های درآمدی که به‌صورت مستقیم و یا غیرمستقیم بتوانند سطح درآمد و در نتیجه قدرت خرید خانوار را افزایش دهند، می­توانند به‌عنوان یک راهکار علمی و اثرگذار بر امنیت غذایی به‌حساب آیند. ضمن آن‌که برنامه­های حمایت اجتماعی و فقرزدایی باید هدفمند بوده و متناسب با نیازها و کمبودها در شرایط جغرافیایی، جمعیتی و درآمدی مختلف به‌کار گرفته شوند.
 

اقتصاد کشاورزی

واکاوی مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر امنیت آبی کشاورزی در استان مازندران

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 294-279

https://doi.org/10.22067/jead.2024.87497.1260

فاطمه رزاقی بورخانی، طاهر عزیزی خالخیلی، علی اکبر براتی

چکیده با توجه به محدود بودن منابع آب شیرین و تجدیدشونده در جهان، کمبود منابع آب از جمله بزرگترین مسائل پیش روی بشر است که منجر به افزایش مخاطرات مرتبط با آب شده است. بحران منابع آب با کاهش سطح تولید بر امنیت غذایی تأثیر منفی می‌گذارد. بخش کشاورزی به‌دلیل افزایش تولید و وابستگی زیاد به منابع آبی در دهه­های اخیر تحت تأثیر تغییرات اقلیمی ناشی از افزایش میزان دما و کاهش سطح بارش با بحران کم­آبی مواجه بوده است. با توجه به اهمیت کشت آبی در استان مازندران و نقش مهم استان مازندران در امنیت غذایی کشور، مطالعه حاضر باهدف شناسایی مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار در امنیت آبی استان مازندران انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از خبرگان موضوعی دارای سابقه تحقیقاتی یا اجرایی در حوزه‌های مرتبط با مطالعات آب، امنیت آبی و تغییر اقلیم بودند. انتخاب این افراد به روش هدفمند انجام شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش پرسشنامه و روش جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه حضوری بود. در ابتدا با استفاده از مرور ادبیات موضوع و مصاحبه‌های نیمه‌ ساختارمند با خبرگان موضوعی، متغیرهای دخیل در امنیت آبی شناسایی شدند. سپس، از خبرگان خواسته شد تا اثرات متقاطع متغیرهای شناسایی‌شده را از طریق مقایسه زوجی ارزیابی کنند. در نهایت، تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها به روش تحلیل اثرات متقابل با استفاده از نرم‌افزار MICMAC انجام شد. براساس نتایج، متغیر «مدیریت و حکمرانی خوب آب کشاورزی» در رتبه اول میزان اثرگذاری مستقیم قرار گرفت که نشان‌دهنده اهمیت قابل‌توجه این متغیر در مدیریت بحران آبی است. «کاهش میزان نزولات جوی به‌واسطه وقوع تغییرات اقلیمی»، «میزان و تنوع منابع آبی» و «سطح دانش و سواد زیست‌محیطی روستاییان» در رتبه‌های بعدی از نظر میزان تأثیرگذاری مستقیم بر امنیت آبی قرار گرفتند. حکمرانی خوب آب با تقویت مشارکت هم‌افزای بخش‌های دولتی، خصوصی و مردم‌نهاد، به‌منظور برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری امنیت غذایی (مبتنی بر رویکرد پیوند آب، انرژی و غذا) باید مورد توجه قرار گیرد. در این راستا مدیریت بهینه مزرعه با عملیات خوب کشاورزی (GAP) و روش‌های کشاورزی حفاظتی و تاب‌آوری کشاورزان نسبت به تغییرات اقلیم، آگاه‌سازی و توانمندسازی کشاورزان از طریق گسترش سواد آبی و سواد زیست‌محیطی با مشارکت نهاد توانمندساز ترویج کشاورزی، پیشنهاد می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی عوامل مؤثر بر ظرفیت تاب‌آوری خانوارهای روستایی تحت تأثیر خشکسالی: مطالعه موردی روستاهای شهرستان زهک

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 314-295

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88277.1272

علیرضا ثانی حیدری، محمود دانشور کاخکی، محمود صبوحی، حسین محمدی

چکیده خشکسالی یک تهدید عمده برای امنیت معیشت خانوارهای روستایی کشور به‌حساب می‌آید و خسارت وارد شده به آنها طی سال‌های اخیر، گواه عدم درک وضعیت تاب‌آوری آنها بوده است. همچنین، ارزیابی شیوه‌های مدیریت خشکسالی کشور نشان می‌دهد که مداخلات فنی و مالی اجرا شده‌ فقر و بی‌عدالتی را در برخی مناطق گسترش داده است. بنابراین، با توجه به حساسیت موضوع تاب‌آوری به‌عنوان یک رویکرد غالب مؤثر بر ابعاد زندگی و معیشت خانوارهای روستایی و عدم مطالعه جامع به عوامل زیربنایی آن، این پژوهش به دنبال سنجش ظرفیت تاب‌آوری خانوارها در برابر خشکسالی و ارزیابی عوامل اثرگذار آن است. داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه چند بعدی از 376 خانوار در سال 1402 جمع‌آوری شد. برای سنجش ظرفیت تاب‌آوری خانوار از چارچوب نظری TANGO و برای ارزیابی عوامل اثرگذار از الگوی شانس متناسب جزئی استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین ارزش ظرفیت تاب‌آوری خانوارهای روستایی 26/27 است که حاکی از سطح پایین ظرفیت تاب‌آوری آنها است. همچنین، نتایج الگوی شانس متناسب جزئی نشان داد متغیرهای تحصیلات سرپرست خانوار، سطح مهارت در فعالیت‌های کشاورزی، پس‌انداز، درآمد خانوار، تعداد تماس‌های خانوار با ترویج کشاورزی، عضویت سرپرست خانوار در گروه‌های اجتماعی و دسترسی به اعتبارات خرد دارای اثر مثبت و متغیرهای ارزش زیان محصولات کشاورزی و تعداد دام‌های تلف شده خانوارها دارای اثر منفی و قابل توجهی بر ظرفیت تاب‌آوری خانوارهای روستایی در برابر خشکسالی داشته است. در نهایت، با توجه به اینکه یکی از عوامل کلیدی اثرگذار بر ظرفیت تاب‌آوری خانوارها دسترسی به اعتبارات خرد است؛ لذا سیاست‌گذاران بایستی در گام اول به ترویج و تقویت نهادهای پرداخت کننده آن بپردازند؛ در گام دوم با ارائه اطلاعات و کاهش محدودیت‌های وثیقه‌ای سطح دسترسی خانوارها به اعتبارات خرد را بهبود دهند و در گام سوم، ایجاد گزینه‌های سازگاری، ارتقای آگاهی و آموزش مهارت‌های کسب و کار را در اولویت قرار دهد تا خانوارها برای مدیریت اعتبارات دریافتی آماده شوند.

اقتصاد کشاورزی

تبیین الگوی عوامل مؤثر در ظرفیت‌سازی کارشناسان ترویج در توسعه کشاورزی اقلیم هوشمند در استان‌های شمال غرب کشور

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 333-315

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88543.1276

محسن رفیعی سفید دشتی، سید مهدی میردامادی، سید جمال فرج اله حسینی، شهاب الدین شکری

چکیده کشاورزی یکی از حساس‌ترین بخش‌ها در مقابل تغییرات اقلیمی است که به علت وابستگی زیاد به شرایط اقلیمی، بیش از سایر بخش‌ها در معرض خطرهای تغییرات اقلیمی قرار دارد. این پژوهش با هدف تبیین الگوی عوامل مؤثر در ظرفیت‌سازی کارشناسان ترویج در توسعه کشاورزی اقلیم هوشمند در استان‌های شمال غرب کشور انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعة آماری پژوهش دربرگیرندة کارشناسان ترویج استان‌های آذربایجان‌شرقی، آذربایجان‌غربی و اردبیل به تعداد 4256 نفر است که از این تعداد 354 نفر به‌عنوان نمونة آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه جمع‌آوری شدند. در این پژوهش جهت سنجش روایی پرسشنامه، از روایی صوری و روایی سازه و برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب پایایی ترکیبی و اشتراکی و آزمون اسپیرمن استفاده گردید. در پژوهش حاضر، از مدل‌یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) جهت آزمون فرضیات و برازندگی مدل استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد عوامل زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی، سازمانی، فرهنگی، آموزشی، قانونی و فنی در ظرفیت‌سازی کارشناسان ترویج در توسعه کشاورزی اقلیم هوشمند اثر مثبت و معناداری دارد.

اقتصاد کشاورزی

تدوین نقشه راه سازگاری بخش کشاورزی با شرایط کم‌آبی (مطالعه موردی: محصولات زراعی منتخب حوضه آبریز تجن)

دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 350-335

https://doi.org/10.22067/jead.2024.89018.1279

حسین فولادی، حمید امیرنژاد، سمیه شیرزادی لسکوکلایه

چکیده در دهه اخیر مسئله‌ تغییر اقلیم به یکی از معضلات مطرح جهانی تبدیل شده و به‌ویژه زیربخش زراعی را تحت تأثیر خود قرار داده است. تداوم کشاورزی بدون توجه به بحران کم‌آبی اثرات نامناسبی بر پایداری این بخش داشته است. از طرف دیگر، اثر مخربی که کاربرد بیش از حد نهاده‌های شیمیایی بر آب، خاک، تنوع زیستی، سلامت بوم­نظام‌ها و موجودات زنده داشته غیرقابل انکار می‌باشد. به­همین دلیل، خلأ استفاده از مدل‌ کارآمدی که بتواند به‌طور هم‌زمان تمام جوانب اقتصادی و محیط­زیستی را تأمین نماید کاملاً احساس می‌شد. هدف از این مطالعه، ارائه الگوی کشت بهینه با استفاده از تلفیق روش‌های برنامه‌ریزی آرمانی و خاکستری بود. بدین منظور بهره‌برداران زیربخش زراعی حوضه آبریز تجن به‌عنوان جامعه آماری و برنج دانه­بلند مرغوب، برنج دانه­بلند پرمحصول، گندم، جو، کلزا و ذرت به‌عنوان محصولات آبی منتخب تعیین شدند. در این راستا، اطلاعات سری زمانی از تجمیع میانگین داده‌های 401 آبادی طی سال‌های 1400- 1396 گردآوری شد. یافته‌ها بیانگر آن بود که در شرایط فعلی، مصرف بی‌رویه در استفاده از نهاده‌های شیمیایی و آب آبیاری منطقه تجن وجود دارد. مدل آرمانی-خاکستری با لحاظ­نمودن عدم قطعیت در شرایط اقتصادی و آب و هوایی، منجر به ایجاد همپوشانی بین آرمان‌های اقتصادی و محیط­زیستی و در نتیجه افزایش 2 درصدی در میانگین سود ناخالص و صرفه‌جویی 23، 52 و 21 درصدی در مصرف کودهای شیمیایی، سموم کشاورزی و آب آبیاری شد. در پایان پیشنهاد شد با ترویج مبازره بیولوژیک با آفات و توزیع نهاده‌های زیستی، مصرف نهاده‌های شیمیایی کنترل شود و مروجان کشاورزی نیز منافع حاصل از اصلاح الگوی کشت را در خصوص حصول سود بیشتر تشریح نمایند.

اقتصاد کشاورزی

سیاست‌ها و راهبردهای کاربردی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای در بخش کشاورزی ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.96168.1395

کوروش صادق زاده، ساناز محمدی

چکیده بخش کشاورزی ایران سهمی قابل‌توجه در انتشار گازهای گلخانه‌ای و تشدید تغییرات اقلیمی دارد. این پژوهش با هدف برآورد میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای بخش کشاورزی ایران و شناسایی فرصت‌های کاهش آن انجام شده است. میزان انتشار گازهای گلخانه ای بخش کشاورزی با لحاظ منابع مختلف از جمله کودهای آلی و شیمیایی، دام ها، شالیزارها، انتشار غیرمستقیم خاک، گازوئیل، برق و گاز مصرفی این بخش برآورد گردید. براساس نتایج پژوهش مجموع انتشار مستقیم و غیرمستقیم گازهای گلخانه‌ای در بخش کشاورزی ایران حدود ۱۰۳ میلیون تن CO₂eq در سال است که معادل ۱۰ درصد از کل انتشار کشور می‌باشد. بیشترین سهم انتشار مربوط به تخمیر روده‌ای دام‌ها، مصرف کودهای شیمیایی و آلی، مصرف انرژی و آزاد شدن کربن خاک است. یافته‌ها بیانگر آن است که برآوردهای رسمی نهادهایی مانند IPCC وUNFCCC به‌دلیل عدم لحاظ CO₂eq منتشر شده از خاک و مصرف انرژی در بخش کشاورزی به عنوان سهم بخش کشاورزی از انتشار، میزان انتشار را کمتر از واقع نشان می‌دهند که نیازمند بازنگری و توجه ویژه در سیاست‌گذاری‌های ملی است. در سطح سیاست‌گذاری، تجربه کشورهایی مانند ایالات متحده نشان داده است که اجرای قوانین حمایتی و تخصیص بودجه مشخص برای کاهش انتشار، اثرگذار است. در ایران نیز پیشنهاد می‌شود بخشی از تولید ناخالص داخلی به توسعه کم‌کربن اختصاص یابد. در این راستا، اصلاح الگوی مصرف نهاده‌ها و تولید کودهایی با رهایش کنترل شده، ترویج انرژی‌های تجدیدپذیر، گذار تدریجی از دامداری‌های سنتی به صنعتی و استفاده از افزودنی‌ها و واکسن‌های کاهنده متان در دامداری‌های صنعتی، و بهره‌گیری از سامانه‌های زراعی تلفیقی مانند دارکشتورزی می‌تواند مؤثر باشد.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل حافظه بلندمدت و پایداری قیمت در بازار محصولات دامی ایران: رویکرد مقایسه‌ای بین سطوح مزرعه و خرده‌فروشی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.95871.1387

محمد رضوانی، مهدی پندار، الهام وفائی

چکیده در پژوهش حاضر، برای بررسی پایداری قیمت محصولات دامی در ایران، از مدل ARFIMA استفاده و داده‌های قیمتی در دو سطح مزرعه و خرده‌فروشی برای محصولات دامی (گوشت گوسفند، گاو، مرغ، شیر و تخم‌مرغ) تحلیل شده‌اند. علاوه بر این، تأثیر سه تکانه مهم اقتصادی شامل حذف ارز ترجیحی، کووید-۱۹، و خروج آمریکا از برجام نیز در نظر گرفته شده است. نتایج مدل نشان می‌دهد که قیمت تمامی محصولات دامی دارای حافظه بلندمدت است. این امر به معنای آن است که تکانه‌های قیمتی گذشته، اثرات خود را برای مدت طولانی بر قیمت‌های آتی حفظ می‌کنند. تحلیل‌ها وجود تفاوت‌های قابل توجهی در پایداری قیمت بین دو سطح مزرعه و خرده‌فروشی را آشکار می‌سازند. به طور مشخص، درجه انباشتگی برای گوشت در سطح خرده‌فروشی پایین‌تر از مزرعه، و برای شیر در سطح مزرعه پایین‌تر از خرده‌فروشی است. این یافته با نتایج آزمون‌های ریشه واحد فصلی کاملاً همخوانی دارد و نشان‌دهنده عملکرد متفاوت سازوکارهای بازار در هر سطح است. نتایج نشان داد که کووید-۱۹ به طور معناداری بر پایداری قیمت در سطح مزرعه تأثیر گذاشته است، در حالی که تکانه حذف ارز ترجیحی بر پایداری قیمت در سطح خرده‌فروشی اثرات ماندگاری داشته است. در مقابل، تکانه خروج آمریکا از برجام هیچ اثر معناداری بر هیچ یک از متغیرها نداشته است. این یافته‌ها بر لزوم اتخاذ سیاست‌های هدفمند و متناسب با هر محصول و هر سطح از بازار تأکید می‌کنند تا بتوان به ثبات قیمتی پایدارتر و در نتیجه بهبود رفاه عمومی دست یافت.- تأثیر معنادار تکانه‌های خارجی مانند کووید-۱۹ بر پایداری قیمت در سطح مزرعه، بر لزوم تقویت زنجیره تأمین اولیه و تولید تأکید دارد. سیاست‌ها باید به سمت افزایش تاب‌آوری بخش تولید در برابر تکانه‌های احتمالی حرکت کنند. همچنین تأثیر معنادار تکانه حذف ارز ترجیحی بر پایداری قیمت در سطح خرده‌فروشی، نشان می‌دهد که سیاست‌های کلان اقتصادی اثرات مستقیم و ماندگاری بر قیمت مصرف‌کننده دارند. از این رو، سیاست‌گذاران باید هنگام طراحی و اجرای چنین سیاست‌هایی، پیامدهای تورمی آن‌ها را با دقت ارزیابی کنند.

اقتصاد کشاورزی

تأثیر تغییرات آب‌وهوایی بر شکاف جنسیتی در نرخ مشارکت اقتصادی زنان روستایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.96523.1402

لیلی السادات طبایی اردکانی، زهرا نصراللهی

چکیده در عصر حاضر عوامل گوناگونی ساختارهای اقتصادی-اجتماعی جوامع روستایی را تحت تأثیر قرار داده‌است. ازجمله، تغییرات اقلیمی به‌عنوان یک شوک برون‌زا و قدرتمند، ریسک‌هایی مانند ناامنی غذایی و جابه‌جایی جمعیت را افزایش می‌دهد و تأثیر نامتقارن این شوک‌ها بر گروه‌های مختلف، به‌ویژه زنان و کودکان، می‌تواند منجر به تشدید نابرابری‌های موجود به‌ویژه نابرابری‌های جنسیتی شود. بازار کار روستایی به‌عنوان هسته اصلی معیشت از این تحولات تأثیر می‌پذیرد. باوجود مطالعات گسترده درباره آسیب‌پذیری زنان، تحلیل پویایی نسبت مشارکت اقتصادی زنان به مردان به‌عنوان شاخصی کلان و ساختاری، کمتر موردتوجه قرارگرفته است هدف این پژوهش، تحلیل شواهد علمی برای تبیین مکانیسم‌های اقتصادی است که از طریق آن‌ها تغییرات اقلیمی بر نسبت جنسیتی مشارکت در نیروی کار روستایی تأثیر می‌گذارد.
در این پژوهش، با به‌کارگیری روش گشتاورهای تعمیم‌یافته (GMM)، تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و اقلیمی بر نسبت مشارکت زنان به مردان در بازار کار مناطق روستایی 30 استان ایران طی دوره زمانی 1394-1402موردبررسی قرارگرفته است. بررسی تجربی تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و اقلیمی بر نسبت مشارکت اقتصادی زنان به مردان در بازار کار، با استفاده از داده‌های ۳۰ استان کشور طی سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۲ و به‌کارگیری روش گشتاورهای تعمیم‌یافته (GMM)، نشان می‌دهد که شاخص دومارتن، به‌عنوان شاخصی از تغییرات اقلیمی، ارزش‌افزوده بخش کشاورزی، نرخ شهرنشینی، نرخ فرزندآوری و نرخ طلاق در مناطق روستایی اثری مثبت و معنی‌دار بر نسبت مشارکت اقتصادی برجای می‌گذارند. همچنین متغیر نرخ طلاق در مناطق روستایی ازنظر آماری در سطح 10 درصد معنی‌دار است و تأثیر مثبتی در افزایش مشارکت زنان دارد. در مقابل ضریب جینی اثر منفی و معنی‌داری بر نسبت مشارکت زنان به مردان در مناطق روستایی دارند.
به‌طورکلی، تأثیر نهایی تغییرات اقلیمی بر نسبت جنسیتی مشارکت اقتصادی در مناطق روستایی ماهیتی مبهم دارد و به برآیند نیروهای متضاد وابسته است که بر بازار کار روستایی اثر می‌گذارند. افزایش این نسبت لزوماً به‌معنی بهبود وضعیت اقتصادی یا توانمندسازی زنان نیست؛ بلکه ممکن است بازتابی از فشارهای اقتصادی، افزایش بارکاری زنان، یا مهاجرت نیروی کار مردان باشد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی اثر و کارایی سیاست تهاتر صادرات سیب با واردات موز در ایران: کاربست مدل MIDAS-FMOLS

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.94900.1367

رضا حیدری، مریم اردستانی

چکیده تجارت محصولات کشاورزی نقش کلیدی در تأمین امنیت غذایی و توسعه اقتصادی کشورها دارد و می‌تواند با غلبه بر محدودیت‌های داخلی مانند تغییرات اقلیمی و کمبود منابع، به رشد تولید و ارزآوری کمک کند. در ایران، بخش کشاورزی به ویژه محصولات باغی سهم مهمی در تولید ناخالص داخلی و صادرات دارد که سیب یکی از مهم‌ترین این محصولات است. طی سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲، سیب به طور میانگین ۱۷ درصد از تولید محصولات باغی را تشکیل داده و جایگاه بالایی در صادرات داشته است. سیاست‏های دولتی نقش موثری در حمایت از توسعه صادرات محصولات باغی و از جمله سیب ایفا می ‏کنند. یکی از برنامه‌های مهم دولت برای حمایت از صادرات سیب و تأمین موز وارداتی، «تهاتر صادرات سیب با واردات موز» است که از سال ۱۳۹۵ اجرا شده است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر سازوکار اجرایی تهاتر بر حجم صادرات سیب و واردات موز در دوره زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ با استفاده از مدل MIDAS-FMOLS است. نتایج این مطالعه نشان داد که سازوکار اجرایی تهاتر اثر مثبت و معناداری بر صادرات سیب و نیز افزایش واردات موز دارد و بدون تحمیل هزینه مالی به دولت برای صادرکننده مزیت ایجاد کرده است. برآورد تابع عرضه صادرات سیب در ایران نشان داد که اثر قیمت نسبی سیب، نرخ ارز واقعی و تولید داخلی بر صادرات سیب مثبت و معنادار است، در حالی که بحران‌های تجاری-اقتصادی سبب کاهش عرضه سیب صادراتی ایران می‌شود. افزون بر این، تخمین تابع تقاضای واردات موز برای ایران گویای آن است که اثر قیمت نسبی موز، تولید داخلی، نرخ ارز واقعی و بحران‌های تجاری- اقتصادی بر حجم واردات موز منفی و معنادار است؛ در حالی که درآمد ملی واقعی اثر مثبت و معناداری بر حجم واردات موز دارد. با وجود مزایای سازوکار تهاتر، اجرای آن با چالش‌هایی مانند ضعف سازوکار اجرایی، مخالفت برخی فعالان، محدودیت واردات موز و مشکلات سامانه رفع تعهد ارزی همراه بوده است. بر این اساس، تداوم این برنامه همراه با اصلاحات اجرایی و گسترش آن به سایر محصولات باغی می‌تواند به تقویت صادرات و تأمین نیاز داخلی کمک کرده و راهنمایی مفید برای سیاست‌گذاران در بهبود تجارت محصولات باغی باشد.

اقتصاد کشاورزی

مدل جامع کاربردهای هوش مصنوعی و اینترنت اشیا در کشاورزی هوشمند با رویکرد فراترکیب

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.96163.1391

علی احسانی، فرزاد بهرامی

چکیده کشاورزی هوشمند به‌عنوان رویکردی داده‌محور، گام بعدی در مسیر پایداری تولید مواد غذایی به شمار می‌رود؛ جایی که هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و تحلیل‌های داده‌محور برای بهینه‌سازی تخصیص منابع و ارتقای تاب‌آوری محیطی با یکدیگر همگرا می‌شوند. با وجود حجم گسترده پژوهش‌های جهانی در این زمینه، مدل‌های بومی متناسب با مناطق آب و هوایی خشک و نیمه‌خشک همچون ایران هنوز تا حد زیادی پراکنده و محدودند. این پژوهش با هدف طراحی مدل جامع و بومی کشاورزی هوشمند در ایران انجام شده است. مدل شامل سه حوزه کلان، ده فناوری اصلی و چهل و چهار ابزار عملیاتی است و با استفاده از روش وزن‌دهی ترکیبی آنتروپی شانون و نظر خبرگان ایرانی توسعه یافته است. داده‌ها از بررسی مقالات مختلف پژوهشی و نظرات چهار متخصص حوزه کشاورزی دیجیتال استخراج شدند. ترکیب دو روش با پارامتر بهینه 4/0α= ، تعادل مناسبی میان شواهد علمی و شرایط بومی ایران ایجاد نموده است. نتایج نشان داد فناوری‌های اینترنت اشیا با وزن (123/0) و هوش مصنوعی با وزن (116/0) در صدر اهمیت قرار دارند. یافته‌های این مطالعه بیانگر آن هستند که گرایش کشاورزی هوشمند ایران به سمت تصمیم‌سازی عملیاتی و پایش بلادرنگ منابع به‌جای تمرکز بر مدل‌های یادگیری عمیق داده‌محور است. از منظر سیاست‌گذاری، تقویت زیرساخت‌های ارتباطی کم‌مصرف، ایجاد مرکز ملی داده‌های کشاورزی هوشمند و آموزش تخصصی کشاورزان در حوزه هوش مصنوعی و سایر فناوری‏های مرتبط ضروری است. علیرغم محدودیت‌های ناشی از کمبود داده‌های میدانی و تنوع اقلیمی، این مدل گامی راهبردی در بومی‌سازی مفهوم کشاورزی هوشمند محسوب می‌شود و می‌تواند به‌عنوان زیربنای مفهومی و سیاستی برای تدوین و اجرای چارچوب ملی کشاورزی هوشمند ایران در افق برنامه‌ریزی 1410 مورد استفاده قرار گیرد.

اقتصاد کشاورزی

بررسی نقش بیمه محصول استراتژیک کشاورزی در تاب‌آوری معیشت روستاییان در تحت تنش بی‌آبی (مورد مطالعه: استان سیستان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 مرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.98243.1426

ولی اله سارانی، سمیه شهرکی ده سوخته، سمانه سارانی

چکیده بخش کشاورزی در منطقه سیستان به ‌عنوان هسته اصلی اقتصاد روستایی، در سال‌های اخیر با مخاطرات فزاینده‌ای همچون تنش آبی مزمن و خشکسالی‌های متوالی مواجه شده است که تولید محصولات استراتژیک را با افت شدید عملکرد در واحد سطح همراه ساخته و پایداری معیشت بسیاری از خانوارهای استان را به مخاطره انداخته است؛ از این‌رو، این پژوهش درصدد است تا نقش بیمه محصولات استراتژیک کشاورزی را در ارتقای تاب‌آوری معیشت روستاییان تحت تنش بی‌آبی در منطقه سیستان مورد بررسی قرار دهد. از این رو، به لحاظ هدف، کاربردی است و از نظر روش کمی و دارای ماهیت توصیفی-تحلیلی است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از نرم‌افزار SPSS ( تحلیل عاملی تاییدی، آزمون t مستقل، تحلیل مسیر) استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل 796 روستای سیستان است که 12 روستا با بیش از 300 خانوار به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. این انتخاب با هدف تمرکز بر اجتماعات پایدار کشاورزی، که اثرات تنش آبی بر معیشت در آن‌ها ملموس‌تر است، صورت گرفته است. در نهایت، با استفاده از فرمول کوکران، 384 خانوار به عنوان نمونه تصادفی برای پژوهش تعیین گردید. تحلیل عاملی نشان داد که تمامی ۲۵ شاخص تاب‌آوری معیشتی در استان از اعتبار مطلوبی برخوردارند. این شاخص‌ها در شش عامل اصلی که بیش از ۹۲ درصد واریانس را تبیین می‌کنند، خلاصه شده‌اند. در میان این عوامل، ابعاد اقتصادی-مالی مانند تنوع درآمدی و حفظ دارایی‌های مولد، نقش بسیار پررنگ‌تری نسبت به سایر ابعاد در تبیین تاب‌آوری در این جامعه کشاورزی دارند. از سوی دیگر، نتایج آزمون تی مستقل نشان داد، کشاورزانی که محصول خود را بیمه کرده‌اند، از سطح تاب‌آوری معیشتی بالاتری در برابر خشکسالی برخوردارند. در نهایت نتایج تحلیل مسیر نشان داد، تنش بی‌آبی به عنوان یک متغیر میانجی بسیار قوی عمل کرده و نقش اصلی در انتقال اثر بیمه به تاب‌آوری را ایفا می‌نماید. اثر مستقیم بیمه محصولات استراتژیک بر تاب‌آوری معیشتی (44/2) در مقایسه با اثر غیرمستقیم آن از طریق تنش بی‌آبی (34/26) بسیار ناچیز است، به ‌طوری که بیش از 90/0 از اثر کل بیمه (80/29) به صورت غیرمستقیم و از طریق تشدید یا تعدیل شرایط خشکسالی منتقل می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

اولویت‌بندی راهبردهای اقلیم-هوشمند براساس رویکرد هیبریدی تصمیم‌گیری چندمعیاره در پهنه کشاورزی چهارمحال و بختیاری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.99054.1433

قاسم لیانی، مهدی کرمی، محمدباقر اورعی

چکیده چکیده
مقدمه: پیوندهای عمیق و چندجانبه بخش کشاورزی با سایر حوزه‌های اقتصادی، آن را به موتور محرک رشد و توسعه پایدار در سطوح ملی و منطقه‌ای تبدیل کرده است. با این حال، تغییرات اقلیمی و بروز پدیده‌هایی نظیر خشکسالی‌های متوالی، سیلاب‌های ویرانگر، افزایش بی‌سابقه دما و برهم خوردن الگوی منظم بارش، ظرفیت تولیدی این بخش را به‌طور جدی تهدید کرده و امنیت غذایی و معیشت بهره‌برداران را با چالش‌های ساختاری مواجه ساخته است. در این میان، استان چهارمحال و بختیاری به عنوان یکی از قطب‌های مهم کشاورزی، به دلیل حساسیت‌های اقلیمی و اتکای زیاد به منابع آب سطحی و زیرزمینی، نیازمند گذار به سمت «کشاورزی اقلیم‌هوشمند» است. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی چندبعدی (اقتصادی، اجتماعی-زیست‌محیطی و فنی-نهادی) استراتژی‌های انطباقی با تغییر اقلیم و ارائه یک چارچوب تصمیم‌گیری علمی برای ذی‌نفعان محلی است.
مواد و روش: در این پژوهش، برای دستیابی به اهداف تحقیق از چارچوبی تلفیقی مبتنی بر روش‌های دلفی فازی، تحلیل سلسله‌مراتبی فازی (FAHP) و تاپسیس (TOPSIS) استفاده شد. ابتدا با مرور منابع داخلی و خارجی، گزینه‌های انطباق با تغییر اقلیم استخراج و از طریق دلفی فازی با مشارکت 9 خبره (5 عضو هیئت علمی و 4 کارشناس سازمان جهاد کشاورزی)، 10 راهکار دارای بیشترین قابلیت اجرا و تناسب با شرایط منطقه انتخاب شدند. سپس، وزن معیارها و زیرمعیارهای اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و فنی-نهادی با استفاده از روش FAHP و نظر 16 خبره (5 عضو هیئت علمی، 6 کارشناس و 5 مدیر سازمان جهاد کشاورزی) تعیین شد. در نهایت، راهکارهای منتخب با تلفیق نتایج FAHP و تکنیک TOPSIS اولویت‌بندی شدند.
نتایج: نتایج حاصل از تحلیل سلسله‌مراتبی فازی حاکی از آن است که معیارهای «اقتصادی» و «زیست‌محیطی»، حیاتی‌ترین مؤلفه‌ها در فرآیند پذیرش نوآوری‌ها هستند. به‌طور خاص، زیرمعیار «بازده مالی و سودآوری» با وزن کلی 1685/0 و «مدیریت پایدار منابع آب» با وزن 1364/0 به عنوان اولویت‌های اصلی شناسایی شدند. در رتبه‌بندی نهایی، گزینه «کشت ارقام مقاوم به تنش اقلیمی» با امتیاز 719/0 در رتبه نخست قرار گرفت؛ چرا که این راهکار با کاهش نیاز آبی و حفظ پایداری عملکرد، مستقیماً به دغدغه‌های معیشتی کشاورزان و محدودیت‌های اقلیمی پاسخ می‌دهد. «تناوب زراعی همراه با کشت محصولات پوششی» با امتیاز 700/0 در جایگاه دوم ایستاد که نشان‌دهنده اهمیت رویکردهای اکوسیستمی و تقویت سلامت خاک (وزن 0848/0) است. گزینه‌های «کم‌خاک‌ورزی» (با امتیاز 668/0) و «آبیاری هوشمند» (با امتیاز 654/0) نیز رتبه‌های بعدی را کسب کردند. در مقابل، فناوری‌هایی نظیر اینترنت اشیاء به دلیل نیاز به دانش تخصصی و زیرساخت‌های فنی، و بیمه محصولات به دلیل ماهیت واکنشی (جبران خسارت به‌جای پیشگیری)، کمترین اولویت را دریافت کردند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان داد که معیارهای بازده اقتصادی، مدیریت پایدار منابع آب و ظرفیت نهادی بیشترین نقش را در اولویت‌بندی راهکارهای کشاورزی اقلیم‌هوشمند دارند و گزینه‌های «کشت ارقام مقاوم به تنش‌های اقلیمی» و «تناوب زراعی همراه با کشت محصولات پوششی» به عنوان مؤثرترین راهکارهای انطباق شناسایی شدند. این نتایج بیانگر آن است که سیاست‌های توسعه کشاورزی اقلیم‌هوشمند باید بر حمایت از راهکارهای دارای توجیه اقتصادی، کارایی بالا در مدیریت منابع و قابلیت اجرای بیشتر متمرکز باشند.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل محرک‌های تغییرات ردپای کربن مصرف پروتئین حیوانی در بستر شوک‌های اقتصاد ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.99723.1437

فرشاد محمدیان، خلیل حیدری، احمد سام دلیری

چکیده افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از رژیم‌های غذایی، ضرورت شناخت عوامل مؤثر بر تغییرات ردپای کربن الگوهای مصرف را بیش از پیش آشکار ساخته است. این پژوهش با هدف بررسی روند تغییرات ردپای کربن ناشی از مصرف پروتئین حیوانی خانوارهای شهری ایران طی دوره 1403-1371 انجام شد. برای این منظور، با بهره‌گیری از روش تجزیه شاخص لگاریتمی میانگین دیویژیا (LMDI)، اثر فعالیت (تغییر در مقدار مصرف کل پروتئین) و اثر ساختاری (تغییر در ترکیب سبد مصرف پروتئین) در شش دوره متمایز اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تغییرات ردپای کربن مصرف پروتئین حیوانی بیش از آنکه ناشی از گذار آگاهانه به رژیم غذایی پایدار باشد، تحت تأثیر تحولات اقتصادی، کاهش قدرت خرید و تغییر ترکیب سبد مصرف قرار داشته است. در دوره‌های رونق اقتصادی، افزایش مصرف کل پروتئین، عامل اصلی افزایش انتشار بود؛ درحالی‌که در دوره‌های بی‌ثباتی اقتصادی، کاهش مصرف و تغییر ترکیب سبد پروتئین نقش بیشتری در کاهش انتشار داشتند. کاهش سهم گوشت قرمز و جایگزینی آن با مرغ، مهم‌ترین مسیر تغییر ساختار سبد مصرف بود و گوشت قرمز نیز بیشترین نقش را در نوسانات ردپای کربن داشت. بااین‌حال، کاهش انتشار را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه بهبود پایداری رژیم غذایی دانست، زیرا بخشی از آن هم‌زمان با کاهش قدرت خرید و محدودیت دسترسی خانوارها به منابع پروتئینی رخ داده است. بنابراین، سیاست‌های کاهش ردپای کربن باید ضمن ارتقای بهره‌وری و کاهش شدت انتشار تولید، به حفظ کفایت پروتئینی و توان اقتصادی خانوارها توجه کنند. طراحی سبدهای پروتئینی کم‌کربن و مقرون‌به‌صرفه، حمایت از منابع پروتئینی مغذی و کم‌انتشار، بهبود بهره‌وری تولید، استقرار برچسب‌گذاری ردپای کربن و ایجاد نظام پایش یکپارچه پیشنهاد می‌شود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی رفتار مصرفی خانوارهای‎ ‎شهری ‏ استان خوزستان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.97737.1419

رضا یوسفی حاجی اباد، علی سایه میری، علیرضا اقبالی

چکیده بررسی رفتار مصرفی خانوارهای شهری و روستایی زمینه‌ساز برنامه‌ریزی صحیح اقتصادی در جهت شناخت و تفکیک ‏گروه‌های مختلف کالایی مصرفی خانوارها بوده و با محاسبه کشش‌های تقاضا، برنامه ریزان اقتصادی را در انتخاب سیاست‌های ‏اقتصادی، از قبیل پرداخت و حذف یارانه و ایجاد رفاه اجتماعی یاری می رساند. مطالعات آماری در رابطه با بودجه خانوار و ‏برآورد تقاضای خانوار برای گروه‌های عمده و زیرگروه‌های بودجه خانوار می‌باشد. تنوع الگوی مصرف که توسط خانوارها ‏انجام می‌گیرد، به این معنی است که اثرات رفاهی تغییر قیمت کالاها برای خانوارهای مختلف درآمدی متفاوت است. هدف تحقیق ‏حاضر، بررسی رفتار مصرفی خانوارهای شهری استان خوزستان است. در این راستا، داده‌های ترکیبی گروه‌های مختلف کالایی ‏مصرفی‎ ‎خانوارها جمع‌آوری و با استفاده از سیستم تقاضای تقریباً ایده آل ترکیبی، به روش رگرسیون به‌ظاهر نامرتبط (‏SUR‏)، ‏طی دوره‌ 1401‏‎-‎‏1393، رفتار مصرفی خانوارها موردبررسی قرارگرفته است. درمجموع نتایج تحقیق نشان می‌دهد که در ‏مناطق شهری گروه خوراکی‌ها و آشامیدنی و دخانیات و گروه مسکن و سوخت و روشنایی ازجمله کالاهای ضروری محسوب ‏می‌شوند .گروه خوراکی‌ها و آشامیدنی و دخانیات با گروه مسکن و سوخت و روشنایی، بهداشت و درمان، حمل‌ونقل و ارتباطات، ‏تفریح و تحصیل جانشین ناخالص می‌باشد و با گروه پوشاک و کفش مکمل ناخالص می‌باشند. گروه پوشاک و کفش با گروه مسکن ‏و سوخت و روشنایی، حمل‌ونقل و ارتباطات جانشین ناخالص و با گروه بهداشت و درمان و تفریح تحصیل مکمل ناخالص ‏می‌باشد. مسکن و سوخت و روشنایی با گروه حمل‌ونقل و ارتباطات جانشین ناخالص و با گروه بهداشت و درمان و تفریح و ‏تحصیل مکمل ناخالص می‌باشد. بهداشت و درمان با تفریح و تحصیل جانشین ناخالص و با حمل‌ونقل و ارتباطات مکمل ناخالص ‏می‌باشد. حمل‌ونقل و ارتباطات با گروه تفریح و تحصیل مکمل ناخالص می‌باشد.‏

اقتصاد کشاورزی

نقش کشاورزی بر آلودگی زیست‌محیطی در ایران، کاربرد الگوی خودرگرسیون با وقفه‌های توزیعی نامتقارن

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 مهر 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.95581.1379

زهرا نعمت الهی، رقیه زاهدیان تجنکی

چکیده نقش کشاورزی بر آلودگی زیست‌محیطی در ایران، کاربرد الگوی خودرگرسیون با وقفه‌های توزیعی نامتقارن

چکیده
آلودگی زیست‌محیطی یکی از چالش‌های عمده در مسیر توسعه پایدار محسوب می‌شود. در این مطالعه با هدف تحلیل رابطه میان عوامل مختلف با تاکید بر بخش کشاورزی و آلودگی زیست‌محیطی (ردپای اکولوژیکی) در ایران، از مدل خودرگرسیون با وقفه‌های توزیعی نامتقارن (NARDL) استفاده شده است. نتایج الگوی NARDL مربوط به دوره 1961 تا 2022 نشان می‌دهد متغیرهای آزادسازی مالی، تراکم جمعیت، جمعیت روستایی، وضعیت بخش‌های کشاورزی و صنعت و آزادسازی تجاری بر آلودگی زیست‌محیطی اثرگذار هستند. نتایج الگوی کوتاه‌مدت نیز نشان می‌دهد 25 درصد شوک‌های ایجاد شده در هر دوره تعدیل می‌شود و متغیرهای مورد بررسی دارای رابطه بلندمدت با یکدیگر هستند. متغیرهای جمعیت روستایی، وضعیت بخش کشاورزی و تکانه‌های مثبت و منفی تجارت آزادی تجارت دارای اثرات متفاوتی در کوتاه‌مدت و بلندمدت هستند. بخش کشاورزی در کوتاه‌مدت (03/0-) اثر منفی و در بلندمدت (8/0) اثر مثبت بر بروز آلودگی زیست‌محیطی دارد. همچنین واکنش آلودگی زیست‌محیطی به تکانه‌های مثبت (افزایش) آزادی تجاری به مراتب بیشتر از تکانه‌های منفی است و موید وجود فرضیه پناهگاه آلودگی در ایران است. این نتایج حاکی از لزوم اتخاذ سیاست‌های دقیق در حوزه تجارت و کشاورزی شامل "توسعه بخش کشاورزی با بکارگیری فناوری‌های پاک‌تر و کم‌مصرف"، "تغییر ساختار تجارت کشور به سمت فناوری‌های پاک و همکاری بین‌المللی زیست‌محیطی" تغییر پیدا کند.
کلیدواژه: آلودگی، کشاورزی، آزادسازی تجاری، واکنش نامتقارن، ردپای اکولوژیکی
کلیدواژه: آلودگی، کشاورزی، آزادسازی تجاری، واکنش نامتقارن، ردپای اکولوژیکی
کلیدواژه: آلودگی، کشاورزی، آزادسازی تجاری، واکنش نامتقارن، ردپای اکولوژیکی
کلیدواژه: آلودگی، کشاورزی، آزادسازی تجاری، واکنش نامتقارن، ردپای اکولوژیکی

اقتصاد کشاورزی

رتبه‌بندی غیر خطی متغیرهای اقلیمی-اقتصادی موثر بر ارزش افزوده‌ی کشاورزی ایران: رویکرد مدل‌های هوشمند هیبریدی منتخب موجک- یادگیری ماشین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مهر 1405

https://doi.org/10.22067/jead.2026.98469.1428

کوهسار خالدی، سید محمد رضا حاج سیدجوادی

چکیده این پژوهش با هدف رتبه‌بندی غیرخطی متغیرهای اقلیمی-اقتصادی مؤثر بر ارزش افزوده کشاورزی ایران در دوره 1402-1360 با رویکرد هیبریدی موجک-یادگیری ماشین انجام شده است. با توجه به آسیب‌پذیری شدید بخش کشاورزی ایران در برابر تغییرات اقلیمی و ماهیت غیرخطی روابط اقتصادی-اقلیمی، این مطالعه نوآورانه با به‌کارگیری تکنیک نوفه‌زدایی مبتنی بر تبدیل موجک ناپیوسته و سپس مدل‌سازی با سه الگوریتم پیشرفته یادگیری ماشین (شبکه عصبی بوت‌استراپ، جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان) به تحلیل چندمقیاسی اثرات متغیرهای کلیدی پرداخته است. پیش از مدل‌سازی، آزمون BDS بر غیرخطی بودن سری‌های زمانی متغیرها تأکید نمود و نیاز به استفاده از مدل‌های غیرخطی را اثبات کرد. یافته‌های این مطالعه نشان داد که مدل هیبریدی موجک-شبکه عصبی بوت‌استراپ (Wavelet-NB) با ضریب تبیین 0.99 در هر دو مرحله‌ی آموزش و اعتبارسنجی، عملکرد برتری نسبت به دو مدل دیگر داشته است. بر اساس آنالیز حساسیت و اهمیت متغیرها در مدل برتر، سه عامل بهره‌وری نیروی کار کشاورزی (با اثر کل 0.338)، ارزش افزوده بخش کشاورزی با وقفه (0.216) و میانگین دمای سالانه کشور (0.162) به‌ترتیب بیشترین تأثیر را بر ارزش افزوده‌ی بخش کشاورزی ایران داشته‌اند. این نتایج ضمن تأکید بر نقش حیاتی متغیرهای اقلیمی (به‌ویژه دما) در رشد تولیدات کشاورزی ایران، ضرورت انتقال از سیاست‌های مبتنی بر نیروی کار به سمت ارتقای بهره‌وری نیروی کار کشاورزی و سازگاری با تغییرات اقلیمی را برجسته می‌سازد. نوآوری اصلی پژوهش، ادغام تکنیک نوفه‌زدایی موجک با مدل‌های یادگیری ماشین برای استخراج روابط پیچیده غیرخطی در داده‌های کشاورزی است که می‌تواند الگویی برای تحلیل‌های مشابه در کشورهای خشک و نیمه‌خشک فراهم آورد.