الگوی بهینهی کشت مبتنی بر معیارهای چندگانهی اقتصادی، منطقهای و پایداری کشاورزی در شهرستان ساری؛ کاربرد الگوی تلفیقی AHP و برنامهریزی خطی
دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 37-49
https://doi.org/10.22067/jead2.v30i1.46040
اسماعیل فلاحی، سپیده قلی نژاد
چکیده تدوین الگوی مناسب کشت محصولات به عنوان یکی از مهمترین رسالتهای برنامهریزان، مستلزم تصمیمسازی دقیق و واقعبینانه بر اساس اهداف و معیارهای مختلف در راستای تأمین منافع کل مجموعهی ذی نفع کشاورزی در بلندمدت است. مطالعهی حاضر با هدف بازنگری در الگوی رایج بهرهبرداران شهرستان ساری و تدوین الگوی کشتی که معیارهای چندگانهی منطقهای و پایداری کشاورزی را در کنار ملاحظات اقتصادی مداخله داده، الگوی تلفیقی AHP و مدل برنامهریزی خطی را به کار بست. بدین منظور، پس از طراحی مدل سه سطحی AHP، بردار وزن نهایی خروجی مدل AHP برای محصولات مختلف به عنوان ورودی ضرایب تابع هدف در الگوی برنامهریزی خطی وارد شده و مدل مورد نظر در فضای محدودیتهای حاکم حل گردید. نتایج حاصل از الگوی بهینهی کشت در مدل تلفیقی، ضمن توصیهی تغییراتی در شیوهی توزیع سطح زیرکشت بین محصولات، میزان سود را نیز به میزان 63/3 درصد نسبت به الگوی رایج منطقه افزایش داد. مقایسهی نتایج الگوی تلفیقی با سناریویی که تنها هدف بیشینهسازی منافع اقتصادی را دنبال میکند، نشان داد که چشمپوشی از مقدار مشخصی سود (به میزانی کمتر از 8 درصد) در الگوی بهینه، امکان توجه و دخالت دادن معیارهای مهم دیگری را از جمله سازگاری محصول با شرایط اقلیمی منطقهای، میزان مصرف آب، تأثیرات زیستمحیطی کشت محصول، اشتغالزایی، مهارت و تخصص مورد نیاز برای عملآوری محصول و میزان ریسک کشت محصول که در وضعیت فعلی کشاورزی بسیار حیاتی بوده و دارای اثرات قابل توجه در بلندمدت است، فراهم میآورد. بر این اساس، پیشنهاد میشود الگوی بهینهی کشت مورد نظر در سطح منطقه یا دستکم بهصورت پایلوت در بخشهایی از شهرستان اجرا شود.
بررسی شاخصهای فقر روستایی و عوامل مؤثر بر آن در ایران
دوره 33، شماره 1، بهار 1398، صفحه 41-54
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.73388
اسماعیل پیش بهار، شبنم باقرپور، محمد قهرمان زاده
چکیده بدون شک اولین قدم در برنامهریزی مبارزه با فقر در راستای سیاستگذاری در زمینه توسعه، شناسایی هر چه دقیقتر افراد فقیر و شناخت صحیح و آگاهانه از وضعیت فقر است. برای انجام این مهم نیز تعریف، تبیین و کاربرد شاخصهایی برای اندازهگیری فقر که بتواند وجوه مختلف فقر را نمایان سازد ضروری به نظر میرسد. در این راستا تعیین خط فقر و شاخصهای اندازهگیری فقر بسیار مهم میباشد. هدف این تحقیق بررسی شاخصهای اندازهگیری فقر و عوامل مؤثر بر آن در مناطق روستایی کشور ایران میباشد که طی دوره 94-1365 دادههای خام درآمد- هزینه و خصوصیات اجتماعی- اقتصادی خانوار از مرکز آمار گردآوری شده وسپس به برآورد شاخصهای اندازهگیری فقر که شامل شاخصهای مدرن که خود به دو گروه شاخصهای نابرابری ساده شامل، شاخصهای جینی، اتکینسون، آرار و نیز شاخصهای نابرابری قطبی شده شامل، شاخصهای دی- ای-آر، فاسترولفسون، استبان-گرادین-ری و شاخصهای کلاسیک که شامل شاخصهای نسبت سرشمار، شکاف فقر، نسبت شکاف درآمدی، کاکوانی، فقر سن، شدت فقر سن میباشند، پرداخته شده است. نتایج برآورد شاخصهای مورد بررسی که با استفاده از بسته نرمافزاری DASP در نرمافزار Stata محاسبه شدهاند، نشان از افزایش هر دو گروه شاخصها در سالهای ابتدای دوره (70-1365) و سالهای انتهای دوره (94-1391) و کاهش این شاخصها در میان دوره (90-1371) میباشد. در مورد نتایج بررسی عوامل مؤثر بر فقر نیز نرخ تورم، نرخ بیکاری، باروری، بعد خانوار و روند زمانی و جمعیت روستایی دارای اثر مثبت و رشد اقتصادی، شاخص قیمت تولیدکنندگان کشاورزی، موجودی سرمایه خالص بخش کشاورزی و ارزش افزوده بخش کشاورزی دارای اثر منفی بر فقر بودهاند و به عنوان عوامل مؤثر بر فقر شناخته شدهاند.
عوامل مؤثر بر تمایل به پرداخت اضافی خانوارها برای نان گندم کامل در شهر تبریز
دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 43-63
https://doi.org/10.22067/jead.2022.75287.1121
فرزانه تقوی دغدغان، باب اله حیاتی، محمد قهرمان زاده
چکیده به دلیل مصرف محدود محصولات غذایی غلات کامل، نگرانیهایی در مورد سلامتی وجود دارد؛ لذا تحریک و تشویق مردم برای مصرف اینگونه محصولات بسیار ضروری است. در این راستا هدف مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به پرداخت اضافی خانوارها برای نان گندم کامل نسبت به نان معمولی در شهر تبریز بود. دادهها و اطلاعات مورد نیاز از طریق پیمایشهای میدانی، با طراحی و تکمیل پرسشنامه به روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده از 302 خانوار در شهر تبریز در سال1399 جمعآوری گردید. برای رسیدن به هدف، از روش ارزشگذاری مشروط و مدل لاجیت ترتیبی بهره گرفته شد که با توجه به نقض فرض رگرسیونهای موازی، مدل لاجیت ترتیبی تعمیمیافته برآورد گردید. بررسی نتایج مدلهای لاجیت ترتیبی تعمیمیافته نشان داد در صورت وجود افراد بیمار، افرادی که شاخص سلامتی، آگاهی، تحصیلات و درآمد بالایی دارند، تمایل به پرداخت برای این نان بیشتر میباشد. همچنین در مورد نان گندم کامل سنگک، درصورت وجود افراد بیمار، افرادی که سطح شاخص سلامتی، آگاهی، درآمد بالایی دارند، بیشتر متمایل به خرید این نوع نان هستند. با افزایش شاخص عمومی خرید نان، آگاهی از مزایای نان گندم کامل، سطح درآمد و شاخص سلامتی احتمال تمایل به پرداخت اضافی برای نان گندم کامل افزایش مییابد. همچنین ضریب منفی و معنیدار متغیر جنسیت در مورد نان لواش و سنگک نشان داد که خانمها تمایل به پرداخت بیشتری برای نان گندم کامل نسبت به آقایان دارند. نتایج مثبت و معنیدار شاخص آگاهی از نان کامل، اهمیت افزایش آگاهی خانوارها در تغییر رفتارهای آنها را نشان میدهد، بنابراین نقش رسانههای گروهی در فرهنگسازی و آگاهی خانوارها از مزایای این محصولات میتواند مفید واقع شود.
بررسی مزیت نسبی تولیدی و صادراتی پسته ایران
دوره 22، شماره 2، پاییز 1387، صفحه 45-57
https://doi.org/10.22067/jead2.v1387i2.1148
سیدصفدر حسینی، حامد رفیعی
چکیده چکیده
در این مطالعه با توجه به اهمیت اقتصاد پسته در بسته صادرات غیرنفتی کشور، مزیت های تولیدی و صادراتی پسته ایران در مقابل کشورهای رقیب با استفاده داده های سال های 2005-1990 و با کاربرد شاخص های مزیت مقیاس، کارایی و مزیت جمعی و همچنین مزیت های آشکارشده و آشکارشده متقارن برآورد شد. میزان اثرپذیری مزیت صادراتی ایران نسبت به مزیت رقبا اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که شاخص مزیت مقیاس در مورد ایران نسبت به سایر رقبا بیشتر بوده و بالاترین مزیت کارایی و بیشترین رشد آن به ترتیب مربوط به سوریه و ترکیه است. بیشترین مزیت جمعی در این سال ها مربوط به ایران و بیشترین رشد نیز به ایتالیا تعلق دارد. علی رغم مزیت ایران در صادرات پسته، رشد این مزیت طی سال های مطالعه منفی بوده است (05/44-درصد). در حالی که اکثر رقبای ایران از رشد مثبتی برخوردار بوده اند. چنانچه به هر علت مزیت نسبی صادراتی پسته ایران کاهش یابد، مزیت رقبای آن افزایش یافته و صادرات پسته این کشورها، جایگزین صادرات پسته ایران خواهد شد. همچنین سیاست های برنامه سوم توسعه در کارایی تولید و صادرات پسته ایران به بازارهای جهانی موفق بوده است. جهت حضور موفق در بازارهای جهانی، سیاست گذاری جهت کاهش هزینه تمام شده تولید پسته، بهبود کیفیت تولیدی و بویژه انجام عملیات فرآوری مناسب، توصیه می شود.
مقایسه بهکارگیری تئوری عدم حتمیت و تئوری احتمال در محاسبه سنجههای عدم حتمیت درآمد محصولات زراعی عمده منطقه گهرباران ساری
دوره 34، شماره 1، بهار 1399، صفحه 47-61
https://doi.org/10.22067/jead2.vi0.82584
فاطمه کشیری کلائی، سید علی حسینی یکانی، سید مجتبی مجاوریان
چکیده با وجود اینکه فعالیت در بخش کشاورزی توأم با عدم حتمیت میباشد، مدلسازی مناسبی برای سنجش عدمحتمیتهای این بخش صورت نگرفته است. سنجش عدم حتمیت در درجه اول مستلزم استخراج درجه باور بوده و در درجه دوم، استفاده از تئوری عدم حتمیت در مدلسازی آن ضروری بهنظر میرسد. در مطالعه حاضر بهمنظور شناسایی لزوم بهکارگیری تئوری عدم حتمیت به جای تئوری احتمال در کمیسازی درجه باور، محاسبه سنجههای عدم حتمیت همچون واریانس و ارزش در معرض خطر دنبالهدار برای درآمد غیرحتمی محصولات زراعی عمده، در منطقه گهرباران ساری مدنظر قرار داده شد. درآمد غیرحتمی نیز از حاصلضرب دو متغیر غیرحتمی قیمت و عملکرد محاسبه شد. نتایج حاکی از آن بود که علیرغم اختلاف ناچیز ارزش در معرض خطر دنبالهدار محاسبه شده در تئوری احتمال و تئوری عدم حتمیت، میزان واریانس بیش از 30 درصد در تئوری احتمال نسبت به تئوری عدم حتمیت، کمتر سنجیده شده است. این نتیجه لزوم ترویج تئوری عدم حتمیت را در مدلسازی درجه باور نمایان میسازد.
ارزیابی ریسک سود واحدهای پرواربندی گوساله در ایران: رویکرد ارزش در معرض ریسک (VaR)
دوره 35، شماره 1، بهار 1400، صفحه 47-62
https://doi.org/10.22067/jead.2021.17805.0
صبا مرادی، عذرا جوان بخت، حامد خلیل وندی بهروزیار
چکیده تولیدکنندگان در طول زمان با ریسکهای بالایی در ارتباط با بازده تولید مواجه میباشند. بیاطمینانی از سود بدست آمده در این واحدها، سرمایهگذاران را بیانگیزه و جذب سرمایه را با مشکل روبرو میکند. به طور کلی معیارهای اندکی برای اندازهگیری و پیشبینی ریسک سود واحدهای کشاورزی وجود دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی و ارزیابی ریسک سود صنعت پرواربندی با استفاده از معیار ارزش در معرض ریسک انجام گرفت و برای این منظور از تکنیک شبیهسازی مونتکارلو بهره گرفته شد. دادهها و اطلاعات به کار رفته در این تحقیق، از طریق پایگاه های اطلاعاتی شرکت سهامی پشتیبانی امور دام، بانک مرکزی ایران و بخشی از دادهها به صورت مصاحبه با محققان و متخصصین تغذیه دام و بازار نهادههای کشاورزی جمعآوری شدند. این دادهها، شامل قیمت هفتگی نهادههای خوراک دام و محصول طی سالهای 1383 تا 1397 میباشد که از افزونه @Risk جهت تجزیه و تحلیل آنها استفاده شده است. نتایج به دست آمده، نشان میدهد که ارزش در معرض ریسک هفتگی هر رأس گوسالهپرواری در سطح 95 درصد، با استفاده از دادههای 14 ساله مذکور 302108 ریال است و انتظار میرود در هفته بعد ازبرآورد مدل با احتمال تنها 5% ضرری بیشتر از این مقدار وجود نداشته باشد. مبلغ محاسبه شدهVaR برای هر رأس گوساله در هر هفته، رقم اندکی نمیباشد و ریسک بالای سود را در این صنعت نشان میدهد. همچنین مؤثرترین عوامل بر سود واحدهای پرواربندی در ایران، به ترتیب قیمت نهاده گوساله، ذرت و یونجه میباشند. بنابراین به منظور کاهش ریسک سود واحدهای پرواربندی کنترل بازار این نهادهها توصیه میگردد.
اولویتبندی بازارهای هدف گوجه فرنگی ایران بر اساس شاخصهای رقابت بازاری
دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 49-65
https://doi.org/10.22067/jead.2022.72231.1075
اتابک کاظم پور، حامد رفیعی، حسین نوروزی، سید عباس زارع، لیلا یوسف زاده، مطهره کبودتبار
چکیده نظر به پتانسیل بالای کشور در زمینه تولید و صادرات گوجه فرنگی پژوهش حاضر با هدف بررسی مزیت نسبی، تعیین ساختار بازار صادراتی و اولویتبندی بازارهای هدف صادراتی این محصول در ایران صورت پذیرفته است. دوره مورد مطالعه این پژوهش 97-1380 میباشد. بدین منظور مطالعه حاضر با استفاده از شاخص های مزیت نسبی آشکارشده، مزیت نسبی آشکار شده متقارن، نسبتهای تمرکز و شاخص هرفیندال- هیرشمن به بررسی الگوی تجاری و ساختار بازار صادراتی گوجه فرنگی ایران و جهان پرداخته است. در ادامه به منظور اولویتبندی بازارهای هدف گوجه فرنگی ایران از روش تحلیل تاکسونومی عددی استفاده شد. نتایج نشان داد که مزیت نسبی گوجه فرنگی ایران در سالهای مورد مطالعه با نوسانات زیادی همراه بوده و ریسک رقابتی برای صادرکنندگان این محصول در ایران نسبت به رقبا بالاتر بوده است. ساختار بازار صادراتی این محصول در جهان ابتدا انحصار چندجانبه بسته بوده است که با گذشت زمان رقابتیتر شده و به انحصار چندجانبه تغییر یافته است. ساختار بازار صادراتی گوجه فرنگی ایران همواره بنگاه مسلط بوده است که این وضعیت به دلیل کاهش درآمد ارزی حاصل از صادرات ایران و کاهش قدرت چانه زنی ایران در بازار های جهانی عمدتاً به ضرر کشور ایران و به نفع کشورهای وارد کننده میباشد. با توجه به شاخصهای مورد بررسی نتایج حاکی از آن است که کشورهای ازبکستان، ارمنستان، اکراین، قرقیزستان و آذربایجان به ترتیب بهترین بازارها برای گوجه فرنگی ایران محسوب میشوند. لذا پیشنهاد میشود با تمرکز بر کشورهای اولویتدار و با بررسی شرایط موجود در بازارهای هدف بویژه سلیقه مشتریان در آنها نفوذ کرد.
واژههای کلیدی: ایران، بازار هدف، تاکسونومی عددی، ساختار بازار صادراتی، شاخص هرفیندال- هیرشمن
نقش تلنگرها در حفاظت از منابع طبیعی: رویکرد اقتصاد رفتاری
دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 53-84
https://doi.org/10.22067/jead.2024.83838.1213
حشمت اله عسگری، محدثه پورعلی مردان
چکیده حفاظت از منابع طبیعی همواره دغدغه دولتها و مردم بوده است. تجارب دولتها نشاندهنده آن است که بدون مشارکت مردم، برنامه حفاظت از منابع طبیعی توفیق چندانی حاصل نخواهد کرد. از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر، معرفی مجموعه تلنگرهای اقتصاد رفتاری برای همیاران طبیعت در جهت حفاظت از منابع طبیعی است. ابزار این بررسی، پرسشنامه و نمونهگیری در دسترس از 213 نفر به شکل دو گروه درمان و کنترل است. برای بررسی اثربخشی تلنگرها از مدل پروبیت ترتیبی و مدل حداقل مربعات معمولی استفاده شده است. بدین منظور، نوزده تلنگر بهمنظور جلب مشارکت مردم در حوزههای مختلف طراحی شدند. نتایج حاصل از تخمین مدلها نشان داد که 14 تلنگر اقتصاد رفتاری همچون اثر لنگر و مثالزدن، شخصیسازی، اثر طعمه، سوگیری تأیید مرجعیت، اثر ارابهای، سوگیری به حال و غیره، اثر معنیداری بر موضوعات منتخب این پژوهش همچون مشارکت آسان برای اطفای حریق، میزان معرفی افراد در قالب همیار طبیعت، انتخاب وظایف، عضویت در انجمنها، عضویت در انجمن خاص، بازیافت زباله و غیره، در جهت حفاظت از منابع طبیعی داشتند. تمامی تلنگرهای اثر بخش به غیر از تلنگرهای پیشفرض هنجاری و محدودیت زمان اثر مثبت و معنیداری بر گروه درمان داشتند. برای تلنگرهای پیشفرض هنجاری و محدودیت زمان اثر منفی و معنیداری، بهترتیب، بر کاشت نهال و زمان ثبت درخواست همکاری یافت شد. این اثر منفی با توجه به ماهیت موضوعات، تأثیرگذاری تلنگرها را نمایان میسازد. نتایج پژوهش حاضر این پیام را دربردارد که هرکدام از این تلنگرها بهعنوان یک ابزار سیاستی میتوانند تأثیر مثبت و قابل توجهی بر جلب مشارکت مردم در جهت حفظ منابع طبیعی برجای بگذارند و بهعنوان یک نقشه راه، اهداف جلب مشارکت مردم را در موضوعات مختلف جامعه عمل بپوشانند.
بررسی اثر انتقال قیمتهای جهانی به بازارهای داخلی برای محصولات خاص بخش کشاورزی ایران
دوره 29، شماره 1، بهار 1394، صفحه 55-67
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.39534
مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابوالفضل محمودی، رضا اسفنجاری کناری
چکیده جهانی سازی و رشد سریع تجارت منافع بالقوه تجاری بخش کشاورزی را از جنبههای مختلف افزایش میدهد. اما طی فرآیند جهانی سازی، نحوة اثرگذاری قیمتهای جهانی بر قیمتهای داخلی از مباحث مهم در تجزیه و تحلیل سیاستهای تجاری است. چرا که طی این فرآیند قیمتهای داخلی در ارتباط مستقیم با قیمتهای جهانی قرار میگیرند. با این رویکرد هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی انتقال قیمتهای جهانی به بازارهای داخلی برای محصولات خاص بخش کشاورزی ایران طی دوره 91-1360 میباشد. جهت رسیدن به این هدف در مطالعه حاضر کشش آرمینگتون و ارزی مربوط به ۱0 قلم گروه کالای منتخب بخش کشاورزی ایران شامل گندم، جو، برنج، ذرت، کنجاله سویا، روغن (سویا و آفتابگردان)، شکر، تخم مرغ، گوشت مرغ و گوشت قرمز با استفاده از الگوی خود توضیح با وقفههای توزیعی (ARDL) برآورد و مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از برآورد کشش آرمینگتون و ارزی نشان میدهد که نوسان قیمتهای جهانی طی دوره بلندمدت بیشتر از دوره کوتاهمدت به بازار داخلی محصولات انتقال مییابد. همچنین چنان چه محصول تولیدی با شکاف تقاضای داخل مواجه باشد و یا تعداد جانشینهای آن در بازار داخلی اندک باشد بیشتر از قیمتهای جهانی متاثر خواهد شد. نتایج حاصل از الگوی تصحیح خطلا نیز بیانگر آن است که سرعت تعدیل به سمت تعادل بلندمدت برای اکثر محصولات به کندی صورت میگیرد به طوریکه اگر چنان چه به بازار هر یک از محصولات تحت بررسی شوکی وارد شود جهت تصحیح عدم تعادل کوتاهمدت و بازگشت مدل به تعادل بلندمدت به زمان نسبتا زیادی نیاز است.
بهینهسازی الگوی کشت و اثر آن بر بهرهوری آب و انرژی (مطالعه موردی: اراضی زراعی شهرستان دهلران، استان ایلام)
دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 65-45
https://doi.org/10.22067/jead.2025.93513.1354
پروین قادری نژاد، سمیه شیرزادی لسکوکلایه، مصطفی مردانی نجف آبادی، فاطمه کشیری کلایی
چکیده با توجه به محدود بودن منابع آب و انرژی در کشاورزی، در مطالعه حاضر با استفاده از مدل برنامهریزی ریاضی چند هدفه، اثر تعیین الگوی کشت بهینه بر بهرهوری آب و انرژی در شهرستان دهلران مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا اهداف حداکثرسازی سود و تولید و حداقلسازی مصرف آب و انرژی بهصورت چند هدفه مورد بررسی قرار گرفت. دادههای مورد نیاز از سازمان جهاد کشاورزی و شرکت آب منطقهای استان ایلام مربوط به سال 1401-1400 جمعآوری شد. نتایج الگوی پیشنهادی افزایش متغیرهایی مانند سطح زیرکشت کل، تولید کل و سود ناخالص، بهترتیب به میزان 85/3، 48/8 و 70/4 را نسبت به حالت الگوی پایه نشان میدهند. اجرای الگوی کشت بهینه سبب بهبود بهرهوری فیزیکی و اقتصادی آب و انرژی به میزان 09/22، 84/17، 16/10 و 33/6 و صرفهجویی 14/11 و 52/1 درصد در مصرف آب و انرژی شد. از نظر مصرف انرژی، نهاده کود شیمیایی با سهمی حدود 44/0 درصد بالاترین سهم از کل منابع انرژی به خود اختصاص داد. نتایج حاصل از اجرای سناریوهای کاهش موجودی آب نیز حاکی از آن است که کاهش 30 درصدی موجودی آب، تولید کل، سودناخالص کل، مصرف انرژی و آب را بهترتیب حدود 6/0، 5/1، 2 و 21 درصد کاهش مییابد. اما در مقابل بهرهوریهای آب و انرژی در سناریوهای مورد بررسی افزایش مییابد. لذا میتوان گفت با اجرای الگوی کشت بهینه در منطقه دهلران ضمن کاهش مصرف آب و انرژی، به افزایش بهرهوری نیز دست یافت.که، میتواند گام مهمی در زمینه پیشبرد اهداف منطقه باشد.
تحلیل اقتصادی اثرات تغییر اقلیم ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای بر تولیدات بخش کشاورزی و منابع آب دردسترس (مطالعه موردی: اراضی پایین دست سد طالقان)
دوره 29، شماره 1، بهار 1394، صفحه 68-85
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.39661
محمد مهدی مظفری، ابوذر پرهیزکاری، مهدی حسینی خدادادی، رویا پرهیزکاری
چکیده در این مطالعه، ابتدا با بهرهگیری از داده های سری زمانی سال های 1378-1360 و مدل های گردش عمومی (GCM) اثرات گازهای گلخانهای بر متغیرهای اقلیمی دما و بارش تحت سناریوهای انتشار A1B، A2 و B1 ارزیابی شد. در ادامه، جهت بررسی میزان اثرگذاری متغیرهای اقلیمی بر عملکرد محصولات منتخب از روش حداقل مربعات معمولی (OLS) استفاده شد. با لحاظ نمودن نتایج تحلیل رگرسیونی در مدل برنامهریزی ریاضی مثبت (PMP)، تغییرات به وجود آمده در تولیدات بخش کشاورزی، سود ناخالص کشاورزان و ارزش اقتصادی آب آبیاری نسبت به سال پایه تحلیل و بررسی شد. داده های موردنیاز از طریق ایستگاه های هواشناسی و ادارات ذیربط در استان قزوین جمعآوری شد. تخمین توابع رگرسیونی در بسته نرم افزاری EViews و حل مدل PMP در نرمافزار GAMS صورت گرفت. نتایج نشان داد که با انتشار گازهای گلخانه ای تحت سناریوهای مورد بررسی، میانگین سالانه متغیرهای اقلیمی دما و بارش به ترتیب 64/1 تا 28/2 درجه سانتی گراد و 92/0- تا 1/1- میلیمتر تغییر می کند و سبب کاهش عملکرد اغلب محصولات منتخب اراضی پاییندست سد طالقان میشود. همچنین، مجموع سطح زیرکشت محصولات منتخب 18/2 تا 09/4 درصد، مجموع آب مصرفی 67/1 تا 18/5 درصد و مجموع سود ناخالص کشاورزان 93/1 تا 72/3 درصد کاهش و ارزش اقتصادی آب 27/4 تا 6/13 درصد نسبت به سال پایه افزایش می یابد. در پایان، به منظور کاهش میزان انتشار گازهای گلخانه ای در مجاورت اراضی پایین دست سد طالقان، توصیه می شود که دولت از ابزارهای تنبیهی (عوارض سبز) برای واحدهای آلاینده استفاده نموده و بخش های خصوصی را در اجرای طرح های جنگل داری در مجاورت شهرکهای صنعتی مشارکت دهد.
برآورد امنیت غذایی در استان کرمانشاه با تأکید بر شاخص FSI
دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 69-82
https://doi.org/10.22067/jead2.v32i1.68939
آزاد خانزادی، محمد شریف کریمی، نعیم شکری
چکیده نقش تغذیه در سلامت، افزایش کارایی، یادگیری انسانها و ارتباط آن با توسعه اقتصادی در پژوهشهای وسیع جهانی به اثبات رسیده است و بررسی وضعیت امنیت غذایی کشورها در دهه کنونی به دلیل نقش برجسته آن در شکوفایی و باروری سرمایه انسانی هر کشوری حائز اهمیت میباشد. بر اساس مطالعات صورت گرفته، در نقشه جهانی امنیت غذایی، کشور ایران جزو مناطق پرخطر قرار گرفته است و این موضوع در تفاوت سطح امنیت غذایی در استانهای کشور دیده میشود. از این رو در راستای دستیابی به سیاستهای تأمین امنیت غذایی کشور طی برنامههای توسعه و سند ملی تغذیه، لزوم تعیین وضعیت استانها حائز اهمیت میباشد. به همین دلیل، مطالعه حاضر با هدف برآورد امنیت غذایی در استان کرمانشاه صورت گرفته است و امنیت غذایی به وسیله شاخص FSI که توسط صندوق بینالمللی توسعه کشاورزی پیشنهاد شده است برای سالهای 94-1383 برآورد شده است. دادههای مورد استفاده در این مطالعه از پرسشنامههای درآمد و هزینه خانوار تهیه شده توسط مرکز آمار و همچنین سالنامههای کشاورزی که توسط وزارت جهاد کشاورزی تهیه و تدوین میگردد، استخراج شده است. نتایج محاسبات نشان میدهد که استان کرمانشاه در تولید محصولات عمده غذایی در طی دوره مورد مطالعه از خودکفایی برخوردار بوده است و میانگین ارقام شاخص امنیت غذایی طی دوره مورد مطالعه، بر اساس سناریوی اول (2100 واحد کالری) حاکی از وجود امنیت غذایی در استان کرمانشاه است؛ در حالیکه بر اساس سناریوی دوم (2300 واحد کالری) این موضوع نقض میگردد. بر اساس نتایج این مطالعه؛ پیشنهاد میگردد که با توسعه کشاورزی مدرن و مکانیزه و سوق دادن این بخش به سمت صنایع تبدیلی، زمینه رشد بخش کشاورزی با ارزش افزوده بالا را در استان کرمانشاه ایجاد نمود که نهایتاً به ارتقای امنیت غذایی منجر خواهد شد.
ریسک مالی، اقتصادی و سیاسی شرکای تجاری بر واردات آب مجازی دانههای روغنی به ایران
دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 71-57
https://doi.org/10.22067/jead.2025.88634.1295
فاطمه فتحی، مینا بهنام
چکیده توزیع نابرابر زمانی و مکانی آب منجر به بحران آب در بسیاری از کشورها شده است. تجارت فیزیکی محصولات کشاورزی از یک کشور به کشور دیگر، انتقال مجازی منابع آب یا تجارت آب مجازی را به همراه دارد. ایران از جمله کشورهایی است که بهدلیل اقلیم خشک و نیمهخشک برای مدیریت منابع آب از واردات محصولات استفاده میکند و حجم زیادی از محصولات کشاورزی بخصوص دانههای روغنی را از طریق واردات تأمین مینماید. در این مطالعه با هدف ارزیابی روند واردات آب مجازی دانههای روغنی شامل سویا و آفتابگردان از شرکای تجاری، به تعیین اثرات متغیرهای کلان اقتصادی از جمله ریسک مالی، اقتصادی و سیاسی شرکای تجاری در کنار سایر متغیرهای محیطزیستی برای دوره زمانی 2005 تا 2020 با استفاده از مدل تعمیمیافته جاذبه پرداخته شد. نتایج نشان داد که ریسک مالی و اقتصادی در کنار متغیرهای نسبت تولید ناخالص داخلی ایران به کشور طرف تجاری، دسترسی به آب شریک تجاری در واردات دانههای روغنی تأثیرگذار بوده و نسبت تعرفه واردات در هیچ کدام اثرگذار نبوده است. اثر ریسک مالی شرکای تجاری سویا، بر واردات این دانه روغنی نقش مهمی داشته و رشد نرخ ارز واقعی اثر کمتری را در واردات داشته است، چرا که جهت تأمین نیاز کشور واردات دانههای روغنی مورد حمایت بوده و در دوره مورد مطالعه برای واردات از ارز دولتی بهره گرفته شده است. انتخاب شرکای تجاری با ریسک مالی و فاصله جغرافیایی کمتر می تواند واردات بیشتر و درنتیجه ورود آب مجازی بیشتری را به همراه داشته باشد.
تأثیر سناریوهای اقلیمی و مدیریتی بر بخش کشاورزی و تخلیه منابع آبی در ایران: کاربرد الگوی پویاییهای سیستم
دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 73-94
https://doi.org/10.22067/jead2.v31i1.59486
اسماعیل پیش بهار، جلال رحیمی
چکیده پیشبینی الگوی رفتاری تغییرات در سیستمهای منابع آب، تحت تأثیر اعمال سیاستهای بهرهبرداری میتواند بهرهبرداران این منابع را به منظور استفاده بهینه، با توجه به موقعیتهای فصلی و اقلیمی و بر اساس اصل توسعه پایدار یاری نماید. در این تحقیق به بررسی وضعیت آبهای موجود در ایران و بهرهبرداری از آنها پرداخته شد، برای این کار با استفاده از روش پویاییهای سیستم، حلقههای علت و معلولی و الگوهای اقتصادسنجی، مدلی شامل چهار بخش هیدرولوژی، تقاضای آب، تولید بخش کشاورزی و جمعیت توسعه داده شد که در آن اثر تولید بخش کشاورزی و بخشهای غیر کشاورزی بر مصرف منابع آبی ایران برای دورهی 1442-1392 نشان داده شد. در این تحقیق منابع آبی کشور بهصورت منابع آب سطحی، آبهای ذخیرهشده، زیرزمینی و آب مجازی ناشی از واردات محصولات کشاورزی در نظر گرفته شد. نتایج حاصل از شبیهسازی نشان داد که روند تولید بخش کشاورزی، جمعیت، تقاضا برای محصولات کشاورزی و واردات در طی 50 سال آینده افزایشی و صادرات بخش کشاورزی کاهشی خواهد بود، جمعیت کشور نیز حجم بیشتر از صد میلیون نفر را تجربه خواهد کرد و این فعالیتها موجب تخلیه شدید منابع آبی خواهد شد. همچنین نتایج حاصل سناریوها نشان دادند که سناریوی تغییرات اقلیمی روند تخلیه منابع آبی را شدت خواهد بخشید و تولید بخش کشاورزی نیز نسبت به وضعیت موجود بیشتر کاهش خواهد یافت و سناریوهای مدیریتی نیز نشان دادند که کاهش برداشت از آبهای زیرزمینی و انتقال آب موجب کاهش کمبود در بخش کشاورزی و غیر کشاورزی خواهند شد و در بلند مدت منابع آبی را احیا خواهند کرد.
بررسی تأثیر آمیختههای بازاریابی بر خرید همزمان برندهای لبنیات با رویکرد لاجیت چندمتغیره
دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 83-93
https://doi.org/10.22067/jead2.v32i1.70710
فاطمه دلدار سارونی، حسین محمدی، علیرضا کرباسی
چکیده صنعت لبنیات بهعنوان یکی از زیرمجموعههای اصلی فعالیتهای صنایع غذایی و تبدیلی در کشور ایران میباشد. در عصر حاضر برند یکی از با ارزشترین داراییهای یک شرکت تجاری نسبت به رقبا است و صنایع لبنی تلاش می کنند تا با ایجاد و توسعه برندهای قدرتمند، سهم بیشتری از سبد خرید مصرف کننده از محصولات لبنی را به خود جلب کنند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر آمیختههای بازاریابی بر خرید همزمان محصولات لبنی توسط مصرفکنندگان و همچنین بررسی عوامل اثرگذار بر خرید محصولات برندهای مورد بررسی میباشد. جامعه آماری در این مطالعه مصرف-کنندگان لبنیات در شهر مشهد هستند که از محصولات لبنی برندهای اصلی شامل کاله، پگاه، رضوی و سایر برندها به طور همزمان یا تکی خرید می-کنند. با استفاده از نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده، تعداد ۲67 پرسشنامه از خریداران محصولات لبنی در فروشگاههای زنجیرهای و هایپرمارکتها در سال ۱۳۹۶ جمعآوری شد و از مدل لاجیت چندمتغیره برای تحلیل نتایج استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که با در نظر گرفتن مجموع آمیختههای بازاریابی، بین محصولات برندهای «کاله و رضوی» به صورت دوطرفه و بین محصولات برندهای «کاله و پگاه»، «پگاه و رضوی»، «سایر برندها و کاله» و «سایر برندها و پگاه» به صورت یکطرفه رابطه مکملی وجود دارد. بنابراین پیشنهاد میشود که شرکتها با شناخت رابطه مکملی که بین محصولاتشان با محصولات سایر برندها وجود دارد و با شناخت استراتژیهای انتخاب شده توسط رقبا، استراتژیهای مناسبی را برای افزایش تقاضای محصولاتشان در پیش بگیرند.
ارزیابی مدل های هیبرید در پیش بینی بازده نقدی سهام شرکت های کشاورزی
دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 95-104
https://doi.org/10.22067/jead2.v31i1.59680
آرش دوراندیش، امیرحسین توحیدی، سمانه سلیمانی نژاد
چکیده پیش بینی بازده نقدی شرکت های کشاورزی فعال در بازار بورس نقش بسیار مهمی در تعیین تولید، توزیع، تقاضا و کاهش ریسک و عدم قطعیت بازاری ایفا می نماید. از این رو، توسعه روش های پیش بینی و بهبود عملکرد این روش ها برای صاحبان شرکت ها و همچنین فعالان بازار بورس امری ضروری است. لذا، مقایسه عملکرد و دقت روش های مختلف پیش بینی مقادیر بازده نقدی سهام شرکت های کشاورزی در بورس اوراق بهادار تهران هدف اصلی این مطالعه می باشد. در این مطالعه با استفاده از داده های ماهانه بازده نقدی طی دوره ی (1) 1388 تا (1) 1394و بر اساس معیارهای دقت و آزمون دایبولد و ماریانو، دقت پیش بینی روش های خطی (ARIMA و ARIMAX)، غیرخطی (NAR و NARX) و مدل های هیبرید (ARIMA-ANN و ARIMAX-ANN) مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفته است. با اضافه نمودن متغیرهای توضیحی نرخ ارز، نرخ بهره، نرخ تورم، قیمت نفت و مخارج دولت؛ این مطالعه سعی در پاسخگویی به این سؤال را دارد که آیا عملکرد مدل های پیش بینی خطی، غیرخطی و هیبرید به طور قابل توجهی بهبود می یابد یا خیر؟ نتایج مطالعه نشان داد که در مدل های خطی و غیرخطی، اضافه نمودن متغیرهای توضیحی خارجی موجب بهبود عملکرد پیش بینی می گردد؛ اما این یافته برای مدل های هیبرید برقرار نمی باشد. همچنین، نتایج مطالعه مؤید آن است که مدل های هیبرید در مقایسه با مدل های خطی و غیرخطی، از دقت و عملکرد بهتری در پیش بینی مقادیر بازده نقدی سهام شرکت های کشاورزی برخوردار می باشند. لذا به شرکت ها و سهامداران بازار بورس اوراق بهادار توصیه می گردد که از مدل های هیبرید در برنامه ریزی های مالی خود استفاده نمایند.
تحلیل رفاهی مداخلات دولت در بازار گندم و اثرات آن بر بازار جو در قالب تئوری بازی
دوره 26، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 106-116
https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i2.15810
سید حبیب الله موسوی، محمد بخشوده، سمیه اژدری
چکیده در سالهای اخیر سیاستهای دولت منجر شد تا تولید گندم در ایران به سطحی نزدیک به خودکفایی افزایش یابد. منتقدان سیاست خودکفایی معتقدند این امر به بهای کاهش تولید سایر غلات مانند جو محقق شدهاست. لذا در مطالعهی حاضر با در نظر گرفتن ارتباط مابین دو بازار گندم و جو، تابع ترجیحات سیاستی بهطور مجزا برای هر دو بازار محاسبه شد و با اعمال وزنهای سیاستی مناسب، تئوری بازی جهت ارزیابی اثرات رفاهی این سیاست به کار گرفتهشد. نتایج نه تنها عقاید منتقدان را تایید میکند بلکه نشان میدهد رفاه از تولیدکنندگان گندم به سمت مصرفکنندگان و دولت انتقال مییابد. همچنین علیرغم مثبت بودن مازاد تولیدکننده و مصرفکننده در بازار گندم، هزینه های زیاد دولت باعث ایجاد زیان رفاهی شدهاست. این امر در حالی است که در بازار جو مازاد رفاهی مثبت وجود دارد. در نهایت تعادل نش (Nash Equilibrium) به عنوان استراتژی بهینه زمانی رخ میدهد که سطح زیر کشت گندم 15 درصد و نیز هزینهی تولید جو 20 درصد کاهش یابند. نتایج بر این نکته دلالت دارند که رفاه بهینهی اجتماعی با کاهش نقش دولت در بازار گندم ارتباط مستقیم دارد.
برآورد کارایی فنی چندمحصولی گاوداری های شیری استان خراسان شمالی (کاربرد تابع تولید مرزی تصادفی و تابع تولید مرزی فاصله ای تصادفی)
دوره 27، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 114-122
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.26406
آرش دوراندیش، افسانه نیکوکار، مسعود حسین زاده، عبداله لوشابی
چکیده افزایش جمعیت و نیاز آن ها به محصولات پروتئینی و لبنی سبب شده است که سیاست افزایش کارایی مورد توجه سیاست گذاران بخش دامپروری قرار گیرد. هدف از این مطالعه، بررسی عوامل موثر بر درآمد حاصل از شیر، محاسبه کارایی فنی گاوداران و تعیین عوامل موثر بر کارایی آن ها در استان خراسان شمالی میباشد. دادههای مورد نیاز این مطالعه، داده های ترکیبی متقارن است که با استفاده از روش نمونهگیری خوشه ای و تکمیل پرسشنامه از 160 گاوداری شیری این استان در بین سال های 91-1388به دست آمد. برای بررسی عوامل موثر بر درآمد حاصل از تولید شیر از تابع کاب-داگلاس استفاده شد. همچنین به منظور محاسبه کارایی فنی و بررسی عوامل موثر بر آن از توابع مرزی تصادفی (SPF) و مرزی فاصله ای تصادفی (SDF) با و بدون در نظر گرفتن اثرات ناکارایی استفاده شد. نتایج برآورد توابع مرزی تصادفی (SPF) با و بدون در نظر گرفتن اثرات ناکارایی نشان داد که میانگین کارایی فنی محاسبه شده توسط این مدل 96/0 و 93/0 میباشد. همچنین تجربه، شغل اصلی گاودار و هدفمندسازی یارانه ها بر کارایی فنی تاثیر مثبت و معنی داری دارند. نتایج نشان داد که تعداد گاو، زمین، سرمایه گذاری در تجهیزات، نیروی کار و هزینه تغذیه تاثیر مثبت و معنی داری بر درآمد گاوداریهای شیری دارند. نتایج برآورد توابع مرزی فاصله ای تصادفی (SDF) با و بدون در نظر گرفتن اثرات ناکارایی نشان داد که میانگین کارایی فنی محاسبه شده توسط این مدل به ترتیب 91/0 و 94/0 میباشد و تجربه، شغل اصلی گاودار و هدفمندسازی یارانه ها بر کارایی فنی تاثیر مثبت و معنی داری دارند. همچنین تعداد گاو، زمین، سرمایه گذاری در تجهیزات، نیروی کار، هزینه دامپزشکی و تغذیه تاثیر مثبت و معنی داری بر درآمد حاصل از تولید شیر دارند. لذا با توجه به نتایج به دست آمده، استفاده از کلاس های آموزشی-ترویجی، صنعتی نمودن گاوداری ها، افزایش تعداد گاوها، پرداختن اختصاصی به شغل گاوداری و بهبود شرایط واحدهای گاوداری اعم از تغذیه و وضعیت بهداشتی برای افزایش کارایی و تولید در واحدهای تولید شیر در استان خراسان شمالی پیشنهاد می گردد.
بهکارگیری الگوهای رگرسیونی شامل دادههای مختلط در مدلسازی و پیشبینی ارزش واردات گندم ایران (روش ARDL تعمیم یافته مبتنی بر OLS)
دوره 28، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 138-148
https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i7.27781
میترا ژاله رجبی، رضا مقدسی
چکیده با توجه به اهمیت مدیریت واردات، مطالعه حاضر بر آنست تا با بهکارگیری روش ARDL تعمیم یافته الگوی MIDAS ضمن بررسی عوامل مؤثر، ارزش واردات گندم را پیشبینی نموده و دقت پیشبینیهای حاصل با الگوی شامل دادههای تطبیقیافته مقایسه گردد. هدف مدلهای رگرسیونی MIDAS استخراج مناسب اطلاعات متغیرهای با تواتر بالاتر در راستای مدلسازی و پیشبینی متغیرهای وابسته در تواتر پایین بوده و انتظار بر این است که از این طریق شناسایی بهتر روابط موجود میان متغیرها، پیشبینی دقیقتری در پی داشته باشد. بر اساس نتایج هر دو رگرسیون با دادههای تطبیق یافته و MIDAS برای دوره 1357 تا 1382 به عنوان دوره آموزش، ارزش واردات گندم با تولید داخلی و نرخ ارز رابطه مستقیم داشته و متغیر قیمتهای نسبی بر ارزش واردات گندم تأثیر منفی داشته است. آمارههای دقت پیشبینی مرسوم و آزمون معنیداری اختلاف خطای پیشبینی الگوهای رقیب حاکی از آنست که الگوی MIDAS شامل دادههای سالانه ارزش واردات گندم، تولید و قیمتهای نسبی گندم و اطلاعات فصلی نرخ ارز به طور معنیداری دقت پیشبینی ارزش واردات گندم در دوره 1383 تا 1387 به عنوان دوره آزمون را بهبود بخشیده است. بر این اساس پیشنهاد میگردد تا در راستای ارتقاء دقت مدلسازی و پیشبینی ارزش واردات کشاورزی بهویژه محصولات وارداتی استراتژیک روشهای پیشبینی با دادههای مختلط با دقت بالای پیشبینی جایگزین الگوهای با دادههای تطبیق یافته گردند.
سنجش عوامل مؤثر بر انتخاب مصرف کنندگان خیار معمولی، سالم و ارگانیک در شهر اصفهان با استفاده از روش انتخاب تجربی
دوره 29، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 139-149
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.35158
عطیه صندوقی، امیر مظفر امینی، علی یوسفی
چکیده در این بررسی به منظور ارزیابی عوامل مؤثر بر انتخاب مصرف کنندگان شهر اصفهان برای خیار معمولی، سالم و ارگانیک از روش انتخاب تجربی و مدل لاجیت چند گانه استفاده گردید. در مدل انتخاب تجربی جهت طراحی سناریو از روش رتبه بندی مشروط استفاده شد. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق پیمایش های میدانی، با طراحی و تکمیل پرسش نامه پژوهش گر ساخته به روش نمونه گیری انتساب متناسب طبقه ای از 230 مصرف کننده در سال 1392 جمع آوری شد که به منظور آزمون پایایی ابزار پژوهش، تعداد 30 پرسشنامه برای انجام آزمون مقدماتی در منطقه مورد مطالعه توزیع گردید و با میانگین آلفای کرونباخ 74/0 به دست آمده، اعتبار آن تایید شد. اولویتبندی ترجیحات مصرفکنندگان نشان می دهد که به ترتیب 1/77 درصد محصول سالم، 4/12 درصد محصول ارگانیک و 1/10 درصد محصول معمولی را اولویت نخست انتخاب خود می دانند. نتایج حاصل از مدل رگرسیونی نشان داد که عواملی چون درآمد، اطلاع از ویژگی های محصولات سالم، اهمیت به سلامتی و حفظ محیط محیط زیست و وجود فرد سالمند و بیمار در خانواده، اثر مثبت و معنادار بر انتخاب محصول سالم و ارگانیک دارند. باارتقاء سطح آگاهی مصرف کنندگان از مزایای مصرف محصولات سالم و همچنین تغییر نگرش آنان در زمینه اهمیت حفظ سلامتیشان می توان در جهت بهبود سلامت جامعه و محیط زیست گام برداشت.
اندازهگیری ریسک عملکرد ناشی از تغییر اقلیم در گندم دیم شهرستان اهر: کاربرد رهیافت ارزش در معرض خطر آب و هوا
دوره 32، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 139-153
https://doi.org/10.22067/jead2.v32i2.68545
قادر دشتی، پریا باقری، اسماعیل پیش بهار، ابوالفضل مجنونی هریس
چکیده اقلیم یکی از اساسیترین عوامل طبیعی است که تغییر آن از مهمترین چالشهای قرن جاری میباشد. انتشار روز افزون گازهای گلخانهای به عنوان مهمترین عامل تأثیرگذار بر تغییر اقلیم منجر به تغییر دما، بارندگی و دیگر پارامترهای اقلیمی میشود. بخش کشاورزی در مقایسه با سایر بخشها بیشتر در معرض آسیبهای ناشی از تغییر اقلیم است به طوری که تغییر الگوی بارش و دمای متوسط جو، بر تولید انواع محصولات باغی و زراعی که عمدهترین منابع غذایی کشور را تشکیل میدهند، آسیب وارد میکند. مدیریت ریسک در بخش کشاورزی به ویژه ریسک آب و هوا از اهمیت خاصی برخوردار است اما استراتژی مدیریت ریسک بدون شناسایی و اندازهگیری آن نمیتواند به درستی اجرا شود. از این رو مطالعه حاضر درصدد است ریسک عملکرد ناشی از تغییر اقلیم گندم دیم شهرستان اهر در دو دوره پایه (1394- 1365) و آتی (1424-1395) را با بکارگیری مدل ارزش در معرض خطر (VaR) و ارزش در معرض خطر شرطی (CVaR) آب و هوا، مدل آکواکراپ، مدل گردش عمومی جو HadCM3 تحت سناریو انتشار A2 و ریزمقیاس نمایی Lars-wg اندازهگیری کند. برای این منظور اطلاعات هواشناسی در دوره (2015-1986) و عملکرد سالهای زراعی 94-1370 شهرستان اهر گردآوری شد. نتایج مطالعه نشان میدهد که در دوره آتی متغیرهای بارش (به میزان 15/9 میلیمتر)، حداکثر دما (63/0 درجه سانتیگراد)، حداقل دما (56/0 درجه سانتیگراد)، تابش خورشیدی (06/0 مگاژول بر متر مربع در روز)، حداکثر رطوبت نسبی (61/0- درصد) و حداقل رطوبت نسبی (29/0- درصد)، سرعت باد (03/0 متر بر ثانیه) و تبخیر و تعرق (48/18 میلیمتر بر سال) به مقادیر فوق تغییر پیدا میکنند. براساس تغییر متغیرهای آب و هوایی متوسط عملکرد در دوره پایه از 954/0 به میزان 999/0 تن در هکتار در دوره آتی افزایش یافت. برای اندازهگیری ریسک توزیع بتا و ویکبای برای عملکرد مناسبترین توزیع انتخاب شد. مقدار کاهش ریسک عملکرد در سطوح احتمالاتی 1، 5 و 10 درصد در روش VaR برای توزیع بتا 139/0، 83/0 و 61/0 و برای توزیع ویکبای 297/0، 81/0 و 31/0 تن در هکتار و در روش CVaR در توزیع 158/0، 115/0 و 93/0 و برای توزیع ویکبای 403/0 و 148/0 و 77/0 تن در هکتار بدست آمد. براساس نتایج مطالعه تبخیر و تعرق یکی از متغیرهایی است که موجب افزایش ریسک عملکرد میشود از این رو برای کاهش تبخیر و تعرق از سطح خاک استفاده از خاکپوشهای طبیعی و مصنوعی به کشاورزان توصیه میشود.
مصرف مواد مغذی، تنوع و امنیت غذایی در دهکهای درآمدی استان تهران
دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 147-160
https://doi.org/10.22067/jead.2021.69156.1019
محسن رفعتی، مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابراهیم جاودان
چکیده شتاب بالای تورم در یک دهه گذشته، هزینهی زندگی را در کلانشهر تهران با افزایش مواجه ساخته است. گزارش برنامه جهانی غذا (WFP) نشان میدهد استان تهران در مقایسه با سایر استانهای ایران بالاترین میزان نابرابری رفاه را دارد و بخش قابلتوجهی از جمعیت استان تنها سیری شکمی دارند. این مسئله سبب شده تا ابتلا به کوتاهی قد، بیماریهای قلبی عروقـی، سرطانها، چـاقی، دیابـت، پوسیدگی دندان و بیماریهای گوارشی در میان خانوارهای تهرانی افزایش یابد. در این راستا اگر چه با تصمیم کارگروه سلامت و امنیت غذایی و مشارکت دستگاههای مختلف برنامههایی به منظور ارتقاء سطح سلامت و تغذیه ساکنان استان انجام گرفته است، اما شیوع نارساییها و بیماریهای مختلف ممکن است در نتیجه کمبود مواد مغذی در سبد غذایی و در نتیجه ناامنی غذایی باشد. از آن جا که تأمین سلامت و امنیت غذایی از اهداف راهبردی سند چشمانداز بیست ساله کشور است، در این مطالعه ابتدا بر اساس طبقهبندی گروه کالایی مرکز آمار ایران و با استفاده از ماتریس عملکرد تغذیهای، سطح دریافت مواد مغذی در دهکهای مختلف درآمدی استان تهران در سال 1397 بررسی شده است. سپس با استفاده از روش جورسازی مصرف مواد مغذی، تنوع و امنیت غذایی دهکهای درآمدی استان تحلیل شده است. نتایج نشان داد که وضعیت دریافت کلسیم، آهن و ویتامین C در میان خانوارهای دهک پائین درآمدی استان تهران بسیار ناگوار است و یک فرد بالغ در سه دهک پائین درآمدی روزانه تنها حدود 14، 487 و 75 میلیگرم از این سه ماده مغذی را دریافت نموده است. در مورد سایر مواد مغذی نیز یک فرد بالغ در سه دهک پائین درآمدی پروتئین و ویتامین A را به ترتیب معادل 72 میلیگرم و 551 میکروگرم دریافت نموده که در سطح حداقل مورد نیاز روزانه است و تنها کربوهیدرات و ویتامین B1 به ترتیب به میزان 339 گرم و 1/5 میلیگرم دریافت شده که بالاتر از حداقل نیاز روزانه میباشد. شایان ذکر است که در همه دهکهای درآمدی سطح دریافت کربوهیدرات بیش از سه برایر آستانه مورد نیاز روزانه فرد بالغ است (130 گرم). نهایت آن که بر اساس نتایج خانوارها در سه دهک پائین درآمدی نسبت به سایر دهکها تنوع و امنیت غذایی پایینتری دارند.
برنجکاران تحت تأثیر چه عواملی شیوه فروش خود را انتخاب میکنند؟ مطالعه موردی: برنجکاران شهرستان جویبار
دوره 32، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 155-165
https://doi.org/10.22067/jead2.v32i2.69017
سید مجتبی مجاوریان، مهران تقی زاده، حمید امیرنژاد
چکیده یکی از تصمیمهای تولیدکنندگان که به شدت بر بازده اقتصادی فعالیتشان اثرگذار است، نحوه فروش تولیدات در بازار میباشد. کشاورزان می-توانند محصولات خود را به شیوههای مختلفی بهفروش برسانند. هدف از این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب شیوههای فروش برنج توسط کشاورزان شهرستان جویبار میباشد. دادههای تحقیق از طریق تکمیل پرسشنامه در بین 149 برنجکار جمعآوری گردید. روش مورد مطالعه با توجه به آزمون هاسمن مدل لاجیت آشیانهای انتخاب شد. مدل طراحی شده دو سطحی است که سطح اول حالت محصول فروخته شده (برنج یا شالی) و سطح دوم گزینه فروش میباشد. نتایج تخمین نشان داد که متغیرهای درصد نقد بودن، قیمت فروش و شیوه فروش غالب در منطقه در تصمیمگیری سطح اول مؤثرند. متغیرهای سن، اندازه و زمان فروش در انتخاب گزینه تأثیر میگذارند. نتایج نشان داد احتمال تغییر رفتار فروش تحت تأثیر متغیرهای مؤثر؛ وابسته به شیوه فعلی فروش دارد. افراد در انتخاب حالت محصول در هنگام فروش منفعل بوده اما در انتخاب گزینه فروش فعالند. همچنین در انتخاب حالت محصول فروخته شده، قیمت بیشترین تأثیر را داشت. بر اساس نتایج حاصله پیشنهاد میشود که برای طراحی کانال جدید بازاریابی، ابزارهای اعتباری، میزان سازگاری با شیوههای موجود و تأکید بر پذیرش و مشارکت حداکثری مورد توجه قرار گیرد.
کاربرد شبکه بیزین در بررسی تأثیر بهرهوری کشاورزی و محیط کسبوکار بر شاخص تولید غذا (امنیت غذایی) در ایران
دوره 34، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 163-177
https://doi.org/10.22067/jead2.v34i2.86033
سمیه نقوی، عباس میرزایی
چکیده امنیت غذایی، یکی از محورهای رشد و توسعه اقتصادی و از اهداف مهم هر کشور محسوب میشود. با توجه به اهمیت بخش کشاورزی در امنیت غذایی، در این مطالعه، با استفاده از شبکه بیزین به بررسی تأثیر بهرهوری کشاورزی و محیط کسب و کار بر شاخص تولید غذا در ایران در دوره زمانی 1381-1396 پرداخته شد. نتایج نشان داد متغیرهای بهرهوری کشاورزی و محیط کسب و کار تأثیر مثبت بر شاخص تولید غذا دارند. همچنین، نتایج تحلیل حساسیت شبکه بیزین نشان داد بیشترین متغیر تأثیرگذار بر شاخص تولید غذا، متغیر بهرهوری کشاورزی و پس از آن بهرهوری آب در بخش کشاورزی میباشد. بنابراین، اعمال سیاست هایی به منظور کاهش هزینه تولید، افزایش بهره وری تولیدکنندگان محصولات کشاورزی و تشویق سرمایه گذاری بخش خصوصی در بخش کشاورزی، میتوانند در جهت هدفمندسازی سیاست های حمایتی بخش کشاورزی در راستای امنیت غذایی مؤثر باشند.
بررسی عوامل مؤثر بر واردات بذر سبزیجات به ایران و کشورهای منتخب
دوره 33، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 165-176
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.73957
امین نجفی، علیرضا کرباسی، سید حسین محمدزاده
چکیده با افزایش سرمایهگذاری در بخش خصوصی و تحقیقات اصلاح نباتات در کشورهای توسعهیافته، حقوق مالکیت معنوی اهمیت ویژهای در بخش بذر بدست آورده است. در رابطه با ایران بعنوان یک کشور بزرگ در واردات بذر به ویژه واردات بذر سبزیجات، بررسی عوامل مؤثر بر واردات بذر ضروری به نظر میرسد. جهت تعیین عوامل مؤثر بر واردات بذر ایران از دادههای پانلی طی سالهای 2005 تا 2016 مربوط به متغیرهای میزان واردات، فاصله بین کشورها، سرانه تولید ناخالص داخلی، جمعیت کشورهای منتخب، سطح زیر کشت و متغیرهای مجازی عضویت یا عدم عضویت در هر یک از معاهدات حقوق مالکیت فکری در تجارت و حفاظت از ارقام جدید گیاهی استفاده شده است. نتایج نشان داد که متغیر فاصله اثر منفی و معنیداری بر واردات دارد. متغیرهای تولید ناخالص داخلی و جمعیت کشورها دارای تأثیر مثبت و معنیداری بر واردات بذر میباشند. همچنین عضویت ایران در هرکدام از معاهدات بینالمللی اثر مثبت و معنیداری بر واردات بذر به ایران دارد.
