با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
نوع مقاله: مقالات پژوهشی
اقتصاد کشاورزی

تحلیل پوششی داده‌ها در شرایط عدم قطعیت برای بهبود انرژی مصرفی باغات کیوی استان مازندران

دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 133-146

https://doi.org/10.22067/jead.2021.68026.1008

مهدی صباغی المشیری، مرتضی تاکی، مصطفی مردانی نجف آبادی، افشین مرزبان

چکیده تحلیل انرژی ﯾﮑﯽ از روشﻫﺎی ﺑﺴـﯿﺎر ﻣﻔﯿـﺪ و موثر به منظور بررسی وضعیت انرژی مصرفی در تولیدات کشاورزی است. در این راستا محققان زیادی در ایران و سایر کشورهای جهان از تحلیل پوششی داده­ها (DEA) به منظور بهینه­سازی جریان انرژی مصرفی در انواع محصولات کشاورزی استفاده کرده­اند ولی بدلیل عدم قطعیت در داده­های مورد استفاده در این روش، استفاده از الگوهایی که توانایی کنترل این عدم قطعیت را دارا باشند، ضروری است. در این راستا، به منظور تعیین کارایی باغات کشت کیوی استان مازندران و لحاظ عدم قطعیت داده­های ورودی، از مدل تحلیل پوششی داده­های استوار (RDEA) و فازی بازه­ای (FIDEA) استفاده شد. داده­های مورد نیاز با توزیع و تکمیل پرسشنامه و مصاحبه حضوری و با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی در سال 98-1397 جمع­آوری شد. نتایج نشان داد که میانگین کارایی فنی کل مزارع کیوی در مدل RDEA در سه سطح احتمال انحراف از محدودیت 10، 50 و 100 درصد به ترتیب برابر با 0/93، 0/96 و 0/98 درصد است. نتایج مدل FIDEA نشان داد که چنانچه سطح محافظت از مدل در مقابل داده‌های نامطمئن (پارامتر α) کاهش یابد، میانگین کارایی مزارع کیوی افزایش می­یابد. بیش­ترین میزان صرفه‎جویی انرژی مربوط به نهاده سموم شیمیایی و کم­ترین میزان صرفه‎جویی مختص نهاده‎های کود‎های شیمیایی و الکتریسیته می‎باشد. در این راستا برگزاری دوره‎های آموزشی در زمینه کاربرد درست و بهینه سموم شیمیایی و همچنین افزایش تکنولوژی استفاده از ادوات توزیع سم و کود می‎توانـد باعث بهبود کارایی و صرفه‎جویی در میزان مصرف نهاده‎ها و انرژی در تولید این محصول در منطقه مورد مطالعه شود.

تعیین کارایی مزارع گندم آبی در شهرستان نیشابور تحت شرایط عدم حتمیت

دوره 30، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 136-147

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i2.49099

مصطفی مردانی نجف آبادی، سامان ضیایی

چکیده یکی از فروض در الگو‌های تحلیل پوششی داده‌ها (DEA) برای برآورد کارایی واحدهای تصمیم‌گیرنده این است که داده‌های ورودی و خروجی الگو بطور کامل شناخته شده و معین بوده که در عمل این فرضی دور از ذهن است. در بسیاری از کاربردهای واقعی، نهاده‏ها و ستاده‏ها اغلب غیردقیق هستند. در مطالعه حاضر به تعیین کارایی مزارع نمونه گندم آبی در شهرستان نیشابور با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده‌ها با پارامترهای کنترل کننده میزان محافظه‌کاری (RDEA) پرداخته شد. این روش بر پایه رویکرد بهینه‏سازی قوی Bertsimas و Sim است و به‏دنبال بهینه‌سازی یک الگوی DEA تحت شرایط عدم قطعیت است. نتایج نشان داد که میانگین کارآیی فنی خالص در تمام سطوح احتمال انحراف هر محدودیت از کران خود بالاتر از میانگین کارآیی فنی بوده که نشان دهنده قابلیت و مهارت زیاد کشاورزان مزارع نمونه در شهرستان نیشابور در تولید گندم است. در هر دو الگوی DEA و RDEA بیشترین میزان اختلاف بین میانگین مقدار مصرف مطلوب و مقدار مصرف واقعی نهاده‌ها مربوط به دو نهاده آفت‌کش و سطح ‌زیرکشت است. بر این اساس، برگزاری کلاس‌های ترویجی آموزش کشاورزان با هدف استفاده بهینه از زمین‌های کشاورزی موجود با همکاری کشاورزان کاملاً کارا توصیه می‌گردد. استفاده از نتایج الگوی RDEA برای انجام مراحل اصلاح‌سازی رفتار غیربهینه کشاورزان ناکارا در منطقه مورد مطالعه بعلت انعطاف‌پذیری بسیار زیاد آن در مقابل داده‌های غیردقیق (بر اساس نتایج شبیه‌سازی مونت کارلو) توصیه می‌شود.

اثرگذاری نگرش‌ها نسبت به محصولات دارای برند بر رفتار خرید مصرف‌کنندگان (مطالعه موردی: برنج)

دوره 31، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 149-156

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i2.59724

حنانه آقاصفری، علیرضا کرباسی

چکیده برنج یک محصول اساســی در ایران به شــمار می‌رود که در ســبد کالایی خانوار و الگوی تغذیه‌ای نقش مهمی دارد. بازار این محصول توسط تولیدکنندگان برندهای مختلفی احاطه شده است که هر یک درصدد به دست آوردن سهم بیش‌تری از بازار هستند و تلاش می‌کنند تا عوامل اثرگذار بر گرایش مصرف‌کنندگان به خرید برندهای خود را شناسایی و بررسی کنند. از این رو، این مطالعه تلاش می‌کند تا بر نگرش مصرف‌کنندگان نسبت به برنج دارای برند به عنوان عاملی مؤثر در خرید این محصول تمرکز کند و با توجه به رفتار پیچیده مصرف‌کننده، به ارتباطات متقابل نگرش‌های مذکور توجه کند و اثرات ارتباطات متقابل نگرش‌ها را بر خرید برنج دارای برند بررسی نماید. به منظور دستیابی به این هدف، از الگوی تحلیل مقایسه‌ای کیفی فازی استفاده شده است که به تازگی در مطالعات بازاریابی وارد شده است. داده‌های مطالعه با جمع‌آوری 200 پرسشنامه با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده در سال 1395 در مشهد به دست آمده‌اند. نتایج مطالعه بیانگر آن است که نگرش مثبت مصرف-کنندگان نسبت به مناسب بودن قیمت برنج‌های دارای برند با بیش‌ترین نرخ پوشش، مهم‌ترین عامل مؤثر بر گرایش به خرید برنج دارای برند می-باشد. بنابراین توصیه شده است که تولیدکنندگان برنج دارای برند، به منظور افزایش سهم در بازار، قیمت‌های بهتر و مناسب‌تری را نسبت به رقبای خود ارائه دهند.

تعیین پرتفوی بهینه با مدل‌سازی ریسک سیستماتیک: شرکت‌های صنایع غذایی منتخب بورس اوراق بهادار تهران

دوره 34، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 149-161

https://doi.org/10.22067/jead2.v34i2.84194

فاطمه مجتهدی، سید مجتبی مجاوریان، سید علی حسینی یکانی

چکیده تعیین پرتفوی بهینه از مهم‌ترین تصمیمات افراد سرمایه‌گذار در بورس می‌باشد. این مطالعه به دنبال تعیین پرتفوی بهینه از سهام شرکت‌های صنایع غذایی با درنظر گرفتن ریسک سیستماتیک است. در این مطالعه از معیار EDH برای اندازه‌گیری ریسک سیستماتیک سهام هر یک از شرکت‌های منتخب صنایع غذایی استفاده شده‌، سپس با استفاده از مدل فاکتور رابطه‌ای که ورود ریسک سیستماتیک به مدل را امکان‌پذیر نماید، تعیین شد. داده‌های مورد استفاده در این مطالعه شامل قیمت روزانه سهام شرکت‌های صنایع غذایی و شاخص بازار برای سال‌های 1398-1394 می‌باشند. همچنین متغیرهای نرخ ارز، قیمت جهانی طلا و قیمت جهانی نفت به عنوان عوامل موثر بر بازدهی سهام شرکت‌ها در برآوردها مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج پس از برآورد مدل با وجود ریسک سیستماتیک و مدل بدون در نظر گرفتن این ریسک نشان داد که بنابر انتظار درنظر گرفتن ریسک سیستماتیک سبب می‌شود پرتفوی به سمت انتخاب سهام شرکت‌هایی حرکت کند که کمترین تاثیرپذیری از شرایط بازار را دارند. همچنین بر اساس معیار EDH، شرکت‌های صنعتی بهشهر، گلوکوزان، کالبر، مارگارین، پارس مینو، پگاه فارس و سالمین، EDH مثبت دارند و شرکت‌های بیسکوییت گرجی، تولیدی مهرام، مینو شرق و پگاه آذربایجان، EDH منفی دارند. بر اساس نتایج پیشنهاد می‌گردد با توجه به اهمیت در نظر گرفتن ریسک سیستماتیک، سرمایه‌گذاران از معیار و مدل‌هایی استفاده نمایند که این بخش از ریسک را درنظر بگیرد.

راه‌کارهای دستیابی به کشاورزی کم‌کربن در ایران

دوره 33، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 151-163

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.70778

افسانه نیکوکار، آیلین تاج نیا

چکیده هدف از این پژوهش ارائه راه‌کارهایی برای دستیابی به کشاورزی کم‌کربن در ایران است. بدین منظور ابتدا عوامل اثرگذار بر انتشار کربن با استفاده از داده‌های سری زمانی 1393-1368 و الگوهای اتورگرسیو با وقفه توزیعی3 و تصحیح خطا4 شناسایی شده‌اند. سپس با توجه به نحوه اثرگذاری این عوامل بر انتشار کربن، راهکارهایی برای دستیابی به کشاورزی کم‌کربن در ایران ارائه شده است. نتایج نشان‌دهنده یک رابطه U وارون در بلندمدت بین انتشار کربن و مصرف انرژی در این بخش است. هم‌چنین حداکثر مقدار آستانه مصرف انرژی، معادل 98/46 میلیون بشکه نفت خام است. در حال حاضر عملکرد بخش کشاورزی بیشتر از این سطح است و نشان می‌دهد که اثر تکنولوژی بر اثرات مقیاس و ترکیب غالب شده است. لذا انتظار می‌رود که با افزایش مصرف انرژی، انتشار کربن از طریق بهبود تکنولوژی به‌تدریج کاهش یابد. نتایج نشان می‌دهد که نرخ رشد ارزش‌افزوده بخش کشاورزی در بلندمدت و کوتاه‌مدت تأثیری بر انتشار کربن ندارد. هم‌چنین شاخص توسعه مالی بر انتشار کربن در بلند‌مدت تأثیر منفی دارد و در کوتاه‌مدت اثری ندارد. اما اثر شاخص باز بودن تجارت بر انتشار کربن در بلندمدت و کوتاه‌مدت مثبت است و فرضیه پناهگاه آلودگی را تأیید می‌کند. با توجه به نتایج پژوهش، افزایش حجم اعتبارات بخش خصوصی، تغییر الگوی تجارت با در نظر گرفتن مزیت‌های زیست‌محیطی و استفاده از برنامه‌های انرژی سبز، به عنوان راهکارهایی برای دستیابی به کشاورزی کم‌کربن در ایران پیشنهاد می‌شوند.

کاربرد روش‌های ناپارامتریک اصلاح شده در ارزیابی کارایی فنی تولید چغندرقند ایران

دوره 31، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 157-169

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i2.59422

قادر دشتی، معصومه رشیدقلم، اسماعیل پیش بهار

چکیده علی‌رغم کاربرد فراوان روش‌های ناپارامتریک نظیر تحلیل پوششی داده‌ها (DEA) و تحلیل رویه آزاد (FDH)در محاسبه کارایی، اما این روش‌ها به دلیل ماهیت قطعی بودن این دو روش بوده زیرا نتایج نسبت به مشاهدات پرت و خطای اندازه‌گیری ناکارآمد تلقی می‌شود.در این راستا پیشرفت-های اخیر در ایجاد مرزهای جزئی تولید، نظیر رتبه-m و رتبه- ضعف‌های مربوط به الگوهای ناپارامتریک را رفع کرده است. بدین منظور در مطالعه حاضر جهت مقایسهتجربی چهار الگوی ناپارامتریک مذکور، کارایی فنی تولید چغندرقند در کشور با استفاده از داده‌های پانل مربوط به یازده استان‌ عمده تولیدکننده این محصول طیدوره زمانی91-1379 و بر اساس تحلیل پنجره‌ای مورد مطالعه قرار گرفت.به استناد یافته‌های حاصل و بر اساس الگوهای رتبه-m و رتبه- استان‌ کرمان به عنوان استان‌ فوق‌ کاراطبقه‌بندی شده و استان‌ اصفهان ناکاراترین استان‌ در تولید چغندرقند کشور می‌باشد. مطابق الگوهای تحلیل پوششی داده‌های پنجره‌ای و رویه دسترس آزاد پنجره‌ای نیز، استان‌های آذربایجان‌غربی، خراسان و لرستان جزء کاراترین استان‌ها در تولید چغندرقند کشور می‌باشند و استان فارس ناکاراترین استان در تولید این محصول محسوب می‌شود. با توجه به این‌که الگوهای مرزی کامل نسبت به الگوهای مرزی جزئی دارای فروضی می‌باشند که به واقعیت نزدیک‌تر است بنابراین نتایج حاصل از این الگوها مطلوب‌تر می‌باشند. از این رو پیشنهاد می‌گردد که در مطالعات آتی جهت اندازه‌گیری کارایی فنی و رتبه‌بندی واحدهای تصمیم‌گیرنده از این الگوها بهره گرفته شود.

بررسی عوامل موثر بر ضایعات نان (مطالعه موردی شهرستان بهار)

دوره 26، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 167-175

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i3.17772

کریم نادری مهدیی، موسی اعظمی، هادی فتحی

چکیده امنیت غذایی در ایران رابطه تنگاتنگی با گندم، نان و ضایعات مربوط به آن دارد. بررسی الگوی مصرف مواد غذایی در استان های مختلف کشور نشان می دهد که نان عمده ترین گروه غذایی تامین کننده انرژی و پروتئین دریافتی روزانه می باشد. بنابراین این تحقیق به دنبال شناسایی عوامل موثر بر ضایعات نان در بهار است. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی و پیمایشی است که با استفاده از پرسشنامه داده های لازم از مصرف کنندگان در سطح شهرستان بهار از استان همدان بوده است. پس از تدوین پرسشنامه ها و تعیین روایی و اعتبار پرسشنامه (آلفای کرونباخ برابر با 78/0)، با استفاده از پیش آزمون حجم نمونه برآورد گردید. نهایتا 150 نفر به روش نمونه گیری تصادفی از صف نانوایی ها انتخاب و پرسشنامه ها به روش مصاحبه حضوری تکمیل گردید. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار spss نسخه 16 و روش تحلیل عاملی برای شناسایی و تلخیص عوامل تجزیه و تحلیل گردید. نتایج تحلیل توصیفی نشان داد کافی نبود نظارت بر کار نانوایی ها، واقعی نبودن قیمت آرد تحویلی و پایین بودن مهارت و تخصص کارگرهای نانوایی از دیدگاه پاسخگویان از مهم ترین عوامل موثر بر افزایش ضایعات نان در جامعه است. همچنین نتایج تحلیل عاملی پنج عامل فنی مربوط به زنجیره تولید و پخت، عامل فرهنگی، عامل اقتصادی، عامل مصرف و عامل حاکمیتی جمعا با تبیین واریانس 62 درصد بر ضایعات نان شناسایی و استخراج نمود. یافته های این پژوهش می تواند برنامه ریزان و عوامل دست اندرکار مربوطه در تدوین راهکارهای کاهش ضایعات نان یاری نماید.

سرریز نوسان قیمت در بازار دام و طیور ایران

دوره 30، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 173-187

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i3.52833

محمد قهرمان زاده، قادر دشتی، زهرا رسولی بیرامی

چکیده در این مقاله سعی شده است که چرخش رژیم و سرریز تلاطم قیمت در سطوح عمودی بازار دام و طیور کشور با کاربرد مدل چندمتغیره‌ی مارکف سوئیچینگ GARCH الگوسازی شود. برای این منظور از سری‌های قیمت ماهانه‌ی دان مرغ، مرغ زنده، گوشت مرغ (سطوح عمودی بازار مرغ)، علوفه، گوسفند زنده، گوشت گوسفند (سطوح عمودی بازار گوسفند)، علوفه، گوساله‌ی زنده و گوشت گوساله (سطوح عمودی بازار گوساله) در دوره زمانی 92-1376 استفاده شد. نتایج بدست آمده مبین وجود دو رژیم تلاطمی در سطوح عمودی هر سه بازار مرغ، گوسفند و گوساله و چرخش‌های پی در پی رژیم تلاطم قیمت بویژه بازار گوشت قرمز کشور می‌باشند که ریسک و عدم حتمیت زیادی را به بازار دام و طیور کشور تحمیل می‌نماید. در سطوح عمودی هر سه بازار هر چند دوره‌ی دوام رژیم پرتلاطم کمتر از رژیم کم‌تلاطم می‌باشد ولی تعداد و طول دوره‌های زمانی همراه با تلاطم بالای قیمت بسیار زیاد می‌باشد. بر اساس نتایج سرریز تلاطم قیمت، سرریزهای مختلف شوک‌ها و نیز تلاطم قیمت‌ها بین سطوح مختلف هر سه بازار و در هر دو رژیم تلاطم قیمت رخ داده است؛ هرچند سرریزها در رژیم پرتلاطم در هر سه بازار شدیدتر و یا بیشتر از رژیم کم‌تلاطم بوده است. بر این اساس، می‌توان بیان نمود که سطوح عمودی بازار دام و طیور کشور ارتباطات قیمتی متقابل و قوی باهم دارند که بایستی در سیاستگذاری‌های مربوط به بخش کاملاً مدنظر قرار گیرد. از سوی دیگر، به علت چرخش‌های پی در پی رژیم تلاطم قیمت بویژه در بازار گوشت قرمز، عدم حتمیت و به تبع آن، عدم قابلیت پیش‌بینی شرایط آینده، ویژگی بارز این بازارها می‌باشد. این ویژگی شرایط نامطمئنی را برای سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان در این بخش بوجود آورده و از سوی دیگر رفاه مصرف‌کنندگان نیز پی در پی دچار تغییر می‌شود. لذا باید برای تشویق سرمایه‌گذاری تلاش‌هایی در جهت توسعه‌ی ابزارهای مدیریت ریسک از قبیل بیمه و نیز کاهش تلاطم قیمت و چرخش پی در پی آن در بازار دام و طیور کشور صورت گیرد.

استراتژی جایگزینی بهینه گاوهای شیری با ظرفیت های مختلف تولید شیر در استان فارس

دوره 26، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 176-182

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i3.17773

محمد بخشوده، سیدعباس سیدصالحی، مهدی محبی فانی

چکیده هدف از انجام این مطالعه تعیین استراتژی جایگزینی بهینه گاوهای شیری در استان فارس با استفاده از برنامه ریزی پویا بود. یک گاو شیری چندین دوره برای تولید شیر در گله نگهداری می شود. پس از گذراندن چند دوره شیردهی تولید شیر دام شروع به کاهش می کند و مشکلات سلامتی آن افزایش می یابد. بنابراین یکی از تصمیمات مدیریتی مهم در واحد دامداری جایگزینی به موقع گاوشیری با تلیسه جوان است. دام شیری با متغیرهای حالت شامل دوره شیردهی، ظرفیت تولید شیر و حالات مختلف زمان آبستن شدن شرح داده شد. تابع هدف حداکثرسازی ارزش حال خالص دام در یک افق برنامه ریزی با 10 دوره شیردهی بود. داده ها مربوط به 406 راس دام دوشا در استان فارس در سال 1389 می باشد. استراتژی جایگزینی بهینه برای سه گروه ظرفیتی تولید به طور جداگانه بررسی شد. نتایج مدل برنامه ریزی پویا نشان داد نگهداری بهینه برای گاوهای شیری کم، متوسط و پرتولید به ترتیب برابر با دو، چهار و شش دوره شیردهی است. با استفاده از شبیه سازی مارکوف عمر انتظاری گله (از زمان اولین زایش تا زمان حذف) تحت شرایط بهینه تعیین شده توسط برنامه ریزی پویا معادل 32/4 سال بدست آمد. نهایتا پس از اجرای سناریو پایه، تحلیل حساسیت مدل نشان داد تغییرات در قیمت تلیسه، قمیت شیر و ارزش باقیمانده گاوشیری، عمر بهینه گله و ارزش حال خالص دام شیری را تحت تاثیر قرار می دهد. به کارگیری استراتژی بهینه جایگزینی و حذف دام شیری با سن بالاتر از سن بهینه تعیین شده برای افزایش سودآوری واحدهای دامداری توصیه می شود.

بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به مصرف محصولات ارگانیک در شهرستان مشهد

دوره 27، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 188-194

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.29424

علیرضا کوچکی، هومن منصوری، محمد قربانی، محسن رجب زاده

چکیده هدف این مقاله بررسی و تعیین متغیرهای تأثیرگذار بر تمایل مصرف کنندگان به عنوان حلقه نهایی و مهم فرآیند تولید تا مصرف، به استفاده از محصولات ارگانیک می باشد. داده های مورد استفاده در این تحقیق از طریق تکمیل پرسشنامه برای 200 مصرف کننده در سطح شهرستان مشهد جمع‎آوری و با بکارگیری یک الگوی تحلیل تمایزی مهمترین عوامل مؤثر بر تمایز بین دو گروه دارای تمایل به مصرف محصولات ارگانیک و گروه مقابل شناسایی شد. نتایج نشان داد که ارزش غذایی مهمترین عامل گرایش مصرف کنندگان برای خرید و مصرف این محصولات می باشد و اهمیت افزایش آگاهی مصرف کنندگان نسبت به ارزش غذایی محصولات ارگانیگ در تغییر رفتارهای مصرفی آنان و توسعه و گسترش تولید و مصرف مواد غذایی سالم مورد تأیید قرار گرفت.

تدوین الگوی منطقه ای کشت محصولات زراعی و باغی در استان اصفهان: رویکرد برنامه‌ریزی ساختاری چند هدفه

دوره 30، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 188-206

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i3.53749

مصطفی مردانی نجف آبادی، علیرضا نیکویی، سامان ضیایی، محمود احمدپور برازجانی

چکیده اهمیت و ضرورت برنامه‌ریزی منطقه‌ای کشت را می‌توان ناشی از لزوم استفاده بهینه از ظرفیت های تولید منطقه‌ای و ارائه راهکارهایی جهت نیل به توازن عرضه و تقاضا در تصمیم گیری‌ها و تخصیص منابع تولید کشاورزی دانست. مطالعه حاضر به معرفی الگوی فراگیر برنامه‌ریزی منطقه‌ای کشت محصولات کشاورزی پرداخته که یکی از زیر مجموعه‌های رویکرد برنامه‌ریزی ساختاری چند هدفه (MOSP) بوده و اهداف متفاوتی همچون اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به صورت مجزا و توأم مورد توجه قرار گرفته است. محدوده مطالعاتی عبارت از اراضی قابل کشت زراعی و باغی در محدوده تقسیمات سیاسی-جغرافیائی 23 شهرستان واقع در استان اصفهان در سال 1393 بود. نتایج نشان داد که در گروه‌های اصلی غلات و علوفه کاهش محسوسی در سطح زیرکشت بهینه مدل چند هدفه به ترتیب به میزان 32 و 58 درصد رخ داده است. افزایش سطح زیرکشت گروه محصولات باغی به میزان 38 درصد در الگوی بهینه مدل چند هدفه از دیگر موارد مهم در تحلیل نتایج بود. در مجموع جهت نیل به اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی ذکر شده در این مطالعه در قالب یک برنامه‌ریزی چند هدفه کاهش 37 درصدی سطح زیرکشت در استان اصفهان اجتناب ناپذیر است. دست آوردهای این اقدام کاهش مصرف آب آبیاری به میزان 10 درصد، افزایش سود ناخالص به میزان 24 درصد و افزایش تولید به میزان 10 درصد می‌باشد. با توجه به اینکه در طرح برنامه‌ریزی ساختاری الگوی کشت اهدافی متفاوت و گاهاً متضاد مورد نظر بوده و ایجاد مصالحه بین اهداف مورد نظر در مدل برنامه‌ریزی ساختاری چند هدفه امکان پذیر است، لذا استفاده از آن برای تصمیم‌گیرندگان توصیه می‌شود.

بررسی عوامل منتخب مؤثر بر آلودگی محیط زیست با تأکید بر آزادسازی تجاری در کشورهای مختلف جهان (مطالعه موردی انتشار CO2)

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 213-223

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.27074

حسین محمدی، سمانه حیدرزاده

چکیده شهرنشینی، افزایش جمعیت و حرکت از سمت تولید سنتی به صنعتی، روند رشد و توسعه اقتصادی کشورها را سرعت بخشیده و به موازات آن، پیامدهای زیست محیطی قابل ملاحظه‌ای بر جای گذاشته است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر متغیرهای مختلفی از جمله آزادسازی تجاری، مزیت نسبی، سطح تولید و دیگر متغیرهای مهم و اثرگذار بر میزان انتشار گاز دی‌اکسیدکربن در کشورهای مختلف جهان است. در انجام محاسبات از نرم افزار Stata11 بهره گرفته شد، داده‌ها تابلویی و مربوط به 77 کشور طی سال‌های 2010-1980 است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که آلودگی محیط زیست و به طور خاص انتشار Co2، در هر چهار گروه از کشورهای تحت بررسی با آلودگی دوره قبل ارتباط مستقیم دارد، با درآمد سرانه رابطه مستقیم و با مجذور آن رابطه عکس دارد، با نسبت سرمایه به نیروی کار رابطه مستقیم و با مجذور آن رابطه عکس دارد و در نهایت با آزادسازی تجاری در گروه کشورهای با درآمد بالا و متوسط به بالا اثر معکوس و در گروه کشورهای با درآمد کم و متوسط به پایین ارتباط مستقیم دارد.

ترسیم ماتریس نهاد-پایداری نظام نوآوری صنعت لبنیات ایران

دوره 31، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 216-227

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i3.61742

زهرا فزونی اردکانی، همایون فرهادیان، غلامرضا پزشکی راد، حبیب اله رعنایی کردشولی، حبیب اله طباطبائیان

چکیده در حال حاضر، توجه به ابعاد پایداری بنگاه‌ها در قالب مسئولیت‌های اجتماعی، زیست محیطی و اقتصادی به دلیل ناپایداری مدل‌های تجاری افزایش یافته است. در این راستا، مطالعات نشان می‌دهند که نوآوری، کلید نیل به پایداری است و بهره‌مندی از رهیافت نظام‌ نوآوری به عنوان ابزار ارزیابی نوآوری پایدارتوصیه شده است. هدف این نظام، خلق نوآوری‌هایی است که فشار وارد بر محیط ‌زیست و منابع عمومی جهان را کاهش می‌دهند و به سیاست‌گذاران در تعیین فرآیندها و اجزایی از نظام کمک می‌کند که مداخله در آنها سبب ایجاد بیشترین تغییرات مثبت می‌شود. در صنعت لبنیات نیز در شرایط بروز چالش‌هایی نظیر محدودیت منابع، تغییرات اقلیمی و افزایش جمعیت، اهمیت نوآوری جهت رقابت‌پذیری و ارتقای اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی مطرح شده است؛ به طوری که موجب تولید محصولات پایدار، به روش اخلاقی، در دسترس، ایمن و مغذی می‌گردد. بنابراین، به دلیل این که نظام نوآوری محرک نوآوری پایدار می‌باشد و محیط نهادی نیز بر نوآوری تأثیرگذار است؛ تحقیق حاضر، ماتریس نهاد- پایداری نظام نوآوری صنعت لبنیات ایران را با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند و عمیق با نمونه منتخب از جامعه خبرگان کلیدی و متخصصان موضوعی این صنعت (انتخاب به ترتیب 26 و 20 نفر به روش نمونه‌گیری گلوله برفی)، تکنیک تحلیل محتوا و نرم‌افزار Atlas. ti ترسیم کرده است. نتایج نشان می‌دهد که علیرغم اهمیت نوآوری ‌پایدار زیست‌محیطی این صنعت طی سال‌های اخیر، پاسخگویان به ابعاد اقتصادی و رقابتی آن توجه بیشتری داشته‌اند. همچنین، پاسخ‌ها حاکی از وجود ناپایداری‌های غالباً اقتصادی و اجتماعی در نهادها و سازمان‌های دخیل در نظام نوآوری این صنعت می‌باشد. در پایان، توصیه‌هایی جهت بهبود سیاست‌های ارتقای نوآوری پایدار این نظام ارائه شده است.

مقایسه تحلیلی وضعیت تولید و تجارت پسته در ایران و آمریکا و تأثیر نوسانات نرخ ارز بر صادرات آن

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 224-234

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.29514

ماشاءالله سالارپور، عصمت مجرد، محمود صبوحی

چکیده در مطالعه حاضر به مقایسه تحلیلی تولید و تجارت پسته در ایران و آمریکا و شناسایی عوامل اصلی مؤثر بر تقاضای صادرات برای پسته ایران و آمریکا پرداخته شد؛ بدین منظور به مطالعه و تحلیل اثر قیمت پسته و اثر شوک‌های امنیت غذایی با استفاده از اطلاعات سال‌های 1970 تا 2011 پرداخته شد. در ادامه به بررسی رابطه بین نرخ ارز و صادرات پسته در اقتصاد ایران و بررسی وجود اثرات غیر خطی در روابط علی بین آن‌ها پرداخته شد. بدین منظور، اعتبار فرضیه وجود رابطة غیر خطی بین نرخ ارز و صادرات پسته با استفاده از مدل انتقال ملایم4 (STAR) بررسی شد. نتایج مدل انتقال ملایم نشان داد که جریان غیر خطی علیت گرنجر از نرخ ارز به صادرات پسته و بالعکس وجود دارد. بنابراین پیشنهاد می‌گردد که وجود رابطة غیر خطی در ارتباط پویای بین نرخ ارز و صادرات پسته را برای تعیین سطح آستانه‌ای از منافع بالقوه توسعه صادرات پسته مورد توجه قرار گیرد. هم‌چنین شناخت کامل بازارهای هدف صادراتی و کسب اطلاعات کامل از جایگاه رقبای بزرگ ایران در تولید و تجارت پسته برای تصمیم‌گیران اقتصادی جهت حفظ سهم بازار در سطح بین المللی ضروری است.

تعیین نرخ بهینه مالیات سبز بر انتشار گازهای گلخانه‌ای در گاوداری‌های شیری استان همدان

دوره 32، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 227-236

https://doi.org/10.22067/jead2.v32i3.71669

حمید بلالی، قاسم خالدیان، احمد سام دلیری

چکیده یکی از چالش‌های فرا روی دولت‌ها در قرن اخیر بحران‌های زیست‌محیطی می‌باشد. دولت‌ها و سیاست‌گذاران با اعمال سیاست‌ها و برنامه‌های خود تلاش می‌کنند تا بر مشکلات به وجود آمده در حوزه محیط‌زیست فائق آیند و اثرات منفی و زیان‌بار مداخلات انسان بر محیط ‌زیست را کاهش دهند. یکی از راه‌های کنترل و کاهش تخریب زیست‌محیطی، استفاده از ابزارها و روش‌های اقتصادی نظیر مالیات بر فعالیت‌های مخرب محیط زیست می‌باشد. این مطالعه با هدف برآورد مالیات سبز مناسب بر انتشار گاز متان در صنعت گاوداری شیری استان همدان صورت گرفته است. برای این منظور، آمار و اطلاعات مربوط به 44 واحد پرورش گاو شیری استان همدان به روش نمونه‌گیری ساده انتخاب و داده‌ها برای هزینه تولید این بخش از طریق تهیه پرسشنامه در طی سال 96-1395 گردآوری شد. با محاسبه سهم هزینه‌ها با لم شفرد، معادلات تابع هزینه ترانسلوگ و سهم هزینه به صورت سیستمی و با روش (ISUR)، برآورد شد. مقدار ضریب تعیین (R2) محاسبه شده به صورت تک معادله برای تابع هزینه ترانسلوگ 99/0 بوده که بیانگر توضیح 98 درصد از تغییرات هزینه کل تولید شیر توسط متغیرهای مقدار تولید شیر، قیمت خوراک دام، دستمزد نیروی‌کار، قیمت انرژی و قیمت دارو واکسیناسیون می‌باشد. همچنین نتایج نشان می‌دهد مقدار بهینه مالیات سبز بر انتشار گاز متان در صنعت گاوداری شیری استان همدان، 1/1 درصد از درآمد این صنعت را شامل می‌شود. بنابراین بر اعمال مالیات سبز به منظور کاهش انتشار گاز گلخانه‌ای متان تأکید می‌شود.

آثار رفاهی افزایش قیمت برنج داخلی در میان خانوارهای استان مازندران

دوره 31، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 228-239

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i3.62855

سید علی حسینی یکانی، زهرا نعمت الهی، مسعود حسین‌ زاده

چکیده اندازه‌گیری تغییرات رفاه اقتصادی همواره به عنوان یکی از کاربردی‌ترین مباحث اقتصادی مطرح بوده است. مطالعه حاضر با هدف محاسبه تغییرات رفاهی ناشی از افزایش قیمت برنج در استان مازندران انجام شد. بدین منظور معیار تغییرات جبرانی (CV) و اطلاعات درآمد و هزینه خانوار استان مازندران در سال 1393 مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس نتایج به دست آمده، با افزایش قیمت برنج، رفاه خانوارهای استان مازندران کاهش یافته است. خانوارهای روستایی بیشتر از خانوارهای شهری با کاهش رفاه مواجه شده‌اند. همچنین مقایسه کاهش رفاه خانوارها در گروه‌های مختلف درآمدی نشان می‌دهد که با افزایش سطح درآمد، رفاه خانوارها کمتر کاهش یافته است. لذا لازم است جهت حفظ رفاه خانوارهای استان به دنبال افزایش قیمت برنج، سیاست‌های حمایتی مناسب اتخاذ گردد.

اقتصاد کشاورزی

تعیین کارایی و حد مطلوب استفاده از نهاده‌های تولید قارچ خوراکی تحت شرایط عدم حتمیت در ایران

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 231-244

https://doi.org/10.22067/jead.2021.69647.1029

مصطفی مردانی نجف آبادی، عباس عبدشاهی، فاطمه یاوری، فاطمه نقی بیرانوند

چکیده کشت و پرورش قارچ خوراکی، با توجه به ارزش‌های غذایی و دارویی و هم‌چنین مزایای اقتصادی آن به سرعت در حال گسترش است. با این وجود عدم کسب دانش مورد نیاز و مدیریت اصولی ممکن است تولیدکنندگان را با مشکلات زیادی مواجه کرده و یا حتی به مرز ورشکستگی اقتصادی نزدیک سازد. در همین راستا، هدف از انجام این مطالعه مقایسه کارایی فنی، فنی خالص و مقیاس کشت قارچ در استان‌های کشور و تعیین میزان مطلوب استفاده از نهاده‌ها می‌باشد. در ضمن به دلیل اینکه در دنیای واقعی معمولاً ورودی‌ها و خروجی‌ها به صورت غیر دقیق و یا حتی مبهم هستند، در این تحقیق از مدل تحلیل پوششی داده‌های استوار به جای مدل DEA سنتی بهره گرفته شد. داده‌های ورودی و خروجی مدل مورد استفاده در این مطالعه از مرکز آمار ایران برای سال 1395 جمع‌آوری شد. طبق نتایج این مطالعه در تمامی سطوح احتمال انحراف محدودیت، کارایی فنی خالص بالاتر از کارایی مقیاس و کارایی فنی بوده است. این امر بیانگر دانش و مهارت بالای این تولیدکنندگان بوده و پایین بودن کارایی فنی تولیدکنندگان به دلیل بهینه نبودن مقیاس تولید آن‌ها است. مهم‌ترین نهاده‌ای که باعث عدم کارایی واحدها شده است، نهاده "هزینه اسپان" بوده و با استفاده بهینه از این نهاده می‌توان تا حدود 70 درصد هزینه این نهاده را کاهش داد. از دیگر نتایج این مطالعه این است که با کاهش احتمال انحراف هر محدودیت از کران خود، میزان کارایی فنی کاهش و درصد کاهش در مقدار نهاده‌ها نسبت به مقدار واقعی، افزایش یافته است. این امر بر اهمیت استفاده از مدل‌های RDEA جهت انطباق بیشتر نتایج با دنیای واقعی می‌افزاید. توصیه می‌شود که سیاست‌گذاران امکان دسترسی به تسهیلات برای تولیدکنندگان با مقیاس کوچک را فراهم نموده و موجبات افزایش صرفه‌های ناشی از مقیاس را برای آنان فراهم نمایند.

بررسی احتمال و عوامل مؤثر بر مشارکت کشاورزان در بازارهای آتی و اختیارمعامله (مطالعه موردی: محصول پنبه شهرستان گنبدکاووس)

دوره 29، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 242-257

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.43215

فاطمه سخی، حسین محمدی، محمود صبوحی

چکیده کشاورزان با انواع مختلفی از مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی در فعالیت‌های کشاورزی مواجه‌اند و در نتیجه، درآمد آنها از تولیدات کشاورزی با بی‌ثباتی همراه است. دامنه گسترده‌ای از مخاطرات در درآمد حاصل از تولیدات کشاورزی تأثیر‌گذار است. یکی از مخاطرات مهمی که همواره گریبان‌گیر کشاورزان می‌باشد، خطر ناشی از نوسانات قیمت محصولات کشاورزی است. پنبه از جمله محصولات کشاورزی است که قیمت واقعی آن طی سالیان گذشته دارای نوسانات قابل توجهی بوده است. هدف از این تحقیق بررسی احتمال و عوامل موثر بر مشارکت کشاورزان در بازارهای آتی و اختیارمعامله به عنوان ابزارهای کاهنده نوسانات قیمت است. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، تعداد 200 کشاورز پنبه‌کار انتخاب شده‌ و داده‌های مقطعی با تکمیل پرسشنامه جمع‌آوری شد. برای بررسی هدف مذکور از مدل رگرسیون لاجیت چندگانه استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که در دوره مورد بررسی 94-1393، 35 درصد از کشاورزان تمایلی به مشارکت در دو بازار آتی و اختیارمعامله ندارند. تمایل به مشارکت کشاورزان در بازار آتی 19 درصد و در بازار اختیارمعامله 5/21 درصد است. تمایل کشاورزان به مشارکت در هر دو بازار مذکور نیز 5/24 درصد بوده است. نتایج برآورد مدل لاجیت چندگانه برای احتمال مشارکت در بازارهای آتی و اختیارمعامله نشان داد که متغیرهای سطح تحصیلات، نحوه مالکیت مزرعه، سطح ‌زیرکشت پنبه، درآمد غیرمزرعه‌ای، تجربه‌کارکشاورزی، شاخص تمایل به استفاده از فن‌آوری‌های نو، شاخص درک ریسک بازار پنبه و شاخص ریسک‌گریزی از لحاظ آماری معناداراند که در این میان متغیرهای نحوه مالکیت مزرعه، درآمد غیرمزرعه‌ای و تجربه‌کارکشاورزی اثر منفی و متغیرهای دیگر اثر مثبتی بر احتمال مشارکت در بازارهای مذکور دارند. در راستای نتایج تحقیقپیشنهاد شده است که به صورت رسمی در برخی مناطق پنبه خیز کشور بازارهایی به صورت پایلوت برای قراردادهای آتی و اختیار ایجاد شده و کارامدی آنها در طول زمان بررسی گردد و در صورت موفقیت به سایر نقاط کشور که دارای مزیت نسبی برای تولید محصولات می باشند نیز این بازارها تعمیم داده شود.

مدیریت بهره برداری بهینه از منابع آب سطحی با کاربرد برنامه ریزی پویا

دوره 26، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 244-251

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i4.19893

نیره میهن خواه، امیرحسین چیذری، صادق خلیلیان

چکیده در این مطالعه مدل بهره برداری بهینه از سد چند منظوره لتیان با هدف تخصیص بهینه آب از مخزن سد، جهت تأمین نیاز آبی اراضی کشاورزی دشت ورامین و نیاز شرب شهر تهران ، برآوردشده است. رعایت اولویت های تخصیص آب میان اهداف مختلف سد ازجمله عرضه آب برای آبیاری ، آب آشامیدنی و تولید انرژی برقآبی که با یکدیگر در رقابت می باشند، مدنظر بوده است. با در نظر‏گرفتن عدم قطعیت مقدار جریان ورودی آب به سیستم سد، مسئله بهره برداری از سد بر اساس دو دیدگاه تجزیه و تحلیل میانگین داده های سری زمانی به وسیله مدل های پیش بینی SARIMA و افرازبندی فازی با استفاده از احتمالات گذار مارکوفی مورد مطالعه قرارگرفت. در نهایت با استفاده از مدل های پویای قطعی و تصادفی سیاست های بهره برداری بهینه به ازای حالات مختلف (از نظر ماه آغازین، حجم آب اولیه مخزن و آبدهی ماه قبل) محاسبه گردید. داده‏های مورد استفاده مربوط به دوره زمانی 1389-1355 می‏باشد. نتایج حاصل از مدل شبیه سازی با سیاست های بهینه رهاسازی حاصل از دو مدل قطعی و تصادفی به وضوح موءید آن است که مدل تصادفی بر اساس افراز‏بندی فازی نسبت به مدل قطعی برای تعیین رهاسازی بهینه آب مخزن میان منافع مختلف رقیب حاصل از سد از جمله نیاز آبی اراضی کشاورزی دشت ورامین و نیاز شرب شهر تهران بهتر عمل می کند.

اقتصاد کشاورزی

بررسی تأثیر تغییرات آب و هوایی و شاخص قیمت مواد غذایی بر امنیت غذایی خانوارهای شهری ایران

دوره 36، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 249-263

https://doi.org/10.22067/jead.2021.71352.1060

احمد فتاحی اردکانی، فاطمه سخی، یدالله بستان، محمد رضوانی

چکیده ناامنی‌غذایی یک چالش اساسی برای تمامی افراد به‌ویژه فقرا در جهان است. از این‌رو دولت‌ها درصدد اجرای سیاست‌های مختلف در جهت پایداری امنیت غذایی خانوارها هستند. در این بین کشورهایی همچون ایران به‌دلیل شرایط اقتصادی ناپایدار و تغییرات آب و هوایی شدید (نوسان در بارش و خشکسالی‌های متوالی) شاهد امنیت غذایی پرنوسانی برای خانوارها هستند. برای پایداری در امنیت غذایی کشورهای درحال‌توسعه ازجمله ایران، انجام مطالعات مختلف در جهت شناسایی عوامل اثرگذار بر امنیت غذایی حائز اهمیت است. از این‌رو در مطالعه پیش‌رو با استفاده از روش خودتوضیح با وقفه‌های گسترده و آمار و اطلاعات دوره زمانی 1369-1398 به بررسی تأثیر تغییر آب و هوا و شاخص قیمت مواد غذایی به همراه متغیرهای درآمد سالانه خانوار و رشد نرخ ارز آزاد بر امنیت غذایی خانوارهای شهری ایران پرداخته شد. از شاخص AHFSI برای متغیر امنیت غذایی خانوار استفاده شد و مقدار آن تا سال 1398 برآورد گردید. نتایج نشان داد که در کوتاه‌مدت و بلندمدت شاخص قیمت مواد غذایی، وقفه سوم تغییر آب و هوا، نرخ بازار آزاد و متغیر مجازی هدفمندی یارانه دارای اثر منفی و معنادار و متغیر درآمد سالانه خانوار نیز اثر مثبت و معنادار بر امنیت غذایی خانوار شهری ایران است. همچنین در هر سال 42/0 درصد از عدم تعادل یک دوره امنیت غذایی خانوارهای شهری ایران در دوره بعد تعدیل می‌شود. در نتیجه پیشنهاد می‌شود با توجه به نتایج مطالعه حاضر، راهبردهای انتخابی باید برای رفع اثرات نامطلوب تغییرات آب و هوا و ناامنی غذایی تمرکز کنند. آموزش و تقویت باور عمومی نسبت به تغییر آب و هوا و بحران آب، تدوین برنامه و سیاست‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت ویژه مدیریت منابع آب تحت شرایط تغییر آب و هوا می­تواند موثر باشد.

زمان یا مکان؟ کدام یک در بهره‌برداری از صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی اثرگذارترند؟

دوره 33، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 251-263

https://doi.org/10.22067/jead2.v33i3.75213

رقیه زاهدیان تجنکی، سید مجتبی مجاوریان، سید علی حسینی یکانی

چکیده مطالعات اولیه در زمینه ایجاد بنگاه­های اقتصادی بیشترین اثر را به مشخصات متقاضیان و محیط اطراف آن نسبت می­دهند. در طی دهه گذشته به نقش برتری­های مکانی و زمان بر شکل­گیری واحدهای اقتصادی جدید توجه می­شود. هدف از این مطالعه مقایسه سهم مکان استقرار و زمان احداث بر بهره­برداری از صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی استان مازندران می­باشد. اطلاعات مربوط به 2572 واحد طی دوره 1345 تا 1394 از سازمان جهاد کشاورزی استان مازندران گردآوری و از الگوی لوجیت دوسطحی برای رسیدن به اهداف مطالعه استفاده شده است. نتایج برآورد الگوی لوجیت دوسطحی براساس زمان شروع احداث حاکی از اثرگذار بودن این عوامل در بهره­برداری از صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی است. میزان ضریب تفکیک واریانس نشان داد تقسیم­بندی صنایع تبدیلی و تکمیلی استان مازندران براساس زمان شروع احداث به­طور متوسط 37/28 درصد از پراکندگی موجود در مشاهدات را که توسط متغیرهای مستقل مدل توضیح داده نشده است، را تعیین می­کنند. در حالی‌که سهم مکان استقرار در استان مازندران به طور متوسط 2/1 درصد در مطالعات ذکر شده است. میزان اثرگذاری زمان شروع احداث بین 19 تا 40 درصد بر بهره­برداری از صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی استان مازندران متغیر است. لذا برای بهره­برداری از واحدهای نیمه­کاره موجود و احداث واحدهای جدید در استان مازندران لازم است تا موارد مربوط به عامل زمان (نرخ تورم، نرخ ارز، میزان تسهیلات ارائه شده، نرخ تسهیلات و قوانین و مقررات وضع شده) بهبود یابند و عدالت اقتصادی در تمام سال­ها اجرا گردد.

اقتصاد کشاورزی

طراحی مدل اقتصادی توسعه فرآیند کنترل و گواهی بذر گندم با رویکرد تلفیقی تئوری بنیادی و تحلیل شبکه‏ ای

دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 259-245

https://doi.org/10.22067/jead.2025.90404.1306

معصومه بهادری، بیتا رحیمی بدر، علیرضا نیکوئی، رویا اشراقی سامانی

چکیده سیستم کنترل و گواهی بذر به‌عنوان ابزاری کلیدی جهت تأیید کیفیت بذور تولیدی شناخته شده است. با توجه به جایگاه منحصر به فرد گندم در نظام زراعی و مصرفی، این فرآیند نقش ویژه‌ای در پایداری تولید بذر سالم و امنیت غذایی در کشور ایفا می‏نماید. مطالعه حاضر به‌دلیل فقدان غنای تئوریکی و با هدف طراحی مدل مفهومی عوامل مؤثر بر توسعه نظام کنترل بذر و شناسایی مهم ترین مؤلفه‌های اثر‌گذار با توجه به معیارهای فنی، اقتصادی، اجتماعی و ساختاری انجام گرفت. جهت دستیابی به اهداف پژوهش از تئوری مفهوم‌سازی بنیادی و تحلیل شبکه‌ای استفاده گردید. اطلاعات مورد نیاز از طریق 30 مصاحبه هدفمند با خبرگان بخش کشاورزی در حوزه بذر غلات گردآوری شد. 47 مفهوم، 11 مقوله محوری و چهار مقوله گسترده در قالب ابعاد شش گانه مدل پارادایمی شناسایی شدند. در ادامه هشت نفر از اعضای هیأت علمی متخصص در زمینه کنترل بذر برای انجام مقایسات زوجی انتخاب گردید. روایی و پایایی پژوهش در سطح مطلوب ارزیابی شد. در تفسیر معنایی مدل مفهومی، عوامل نظارتی و سیاست‏های حمایتی دولت در جایگاه راهکارها با پیامدهای، بهبود کیفیت بذر و ثبات بازار بذر شناسایی گردید. نتایج نشان داد، کیفیت هسته‏های بذری و متعادل‌سازی قیمت فروش بذر سالم نسبت به سایر مؤلفه‏های معیار فنی و اقتصادی دارای اهمیت بیشتری بودند. افزون بر این، رتبه‌بندی شرکت‌های تولید‌کننده بذر جهت ارائه تسهیلات تشویقی به واحدهای برتر و حمایت از ورود شرکت‏های دانش بنیان به عرصه تولید بذر از جمله راهبردهایی بودند که برای توسعه این فرآیند پیشنهاد شد و می‌تواند مورد توجه مسئولان قرار گیرد.

اقتصاد کشاورزی

تعیین کارایی محیط‌زیستی محصولات عمده زراعی مناطق منتخب استان خوزستان

دوره 37، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 271-287

https://doi.org/10.22067/jead.2023.78856.1158

مصطفی مردانی نجف آبادی، عباس عبدشاهی، الهه آهنی

چکیده  تجزیه و تحلیل نظام­های کشاورزی به‌منظور تعیین کارایی و بررسی اثرات محیط زیستی- اقتصادی، موجب ارتقاء کیفی مدیریت و توسعه پایدار کشاورزی می‌گردد. توسعه پایدار بخش کشاورزی از اولویت­های مهم مورد توجه کشورها بوده و نقش و اهمیت کارایی محیط­زیستی همواره مورد تأکید بوده است. در این راستا، مطالعه حاضر با توجه به مزیت نسبی اقتصادی استان خوزستان و با هدف تعیین کارایی محیط­زیستی- اقتصادی، کارایی عملیاتی و کارایی محیط­زیستی محصولات عمده زراعی با استفاده از تلفیق مدل بهینه­سازی با پارامترهای کنترل‌کننده میزان محافظه­کاری و تحلیل پوششی داده­ها انجام گرفت. داده‌های مورد نیاز با تکمیل پرسشنامه از کشاورزان مناطق گتوند، عقیلی و دیمچه استان خوزستان و با روش نمونه­گیری تصادفی در سال زراعی 99-1398 جمع­آوری گردید. نتایج نشان داد، یونجه­کاران منطقه گتوند با کسب امتیاز در محدوده 89-81 و 96-90 درصد به‌ترتیب بالاترین میزان کارایی محیط­زیستی و محیط­زیستی-اقتصادی را به خود اختصاص دادند. در منطقه عقیلی، محصول برنج بالاترین میزان کارایی عملیاتی به ازای سطوح مختلف احتمال انحراف در محدوده 87-77 درصد، کارایی محیط­زیستی در محدوده 90-80 درصد و کارایی محیط­زیستی-اقتصادی در محدوده 95-87 درصد را کسب نمود. در منطقه دیمچه، محصول نیشکر بالاترین میانگین انواع کارایی را به ازای سطوح مختلف احتمال انحراف با کسب امتیازات در محدوده 78 تا 90، 80 تا 89 و 87 تا 95 به‌ترتیب برای کارایی عملیاتی، محیط­زیستی و محیط­زیستی-اقتصادی را به خود اختصاص داد. به طور کلی، میانگین کارایی عملیاتی در همه سطوح احتمال برای محصولات مورد بررسی در مناطق گتوند، عقیلی و دیمچه به استثنای (لوبیا در منطقه گتوند)، کمتر از میانگین کارایی محیط­زیستی برآورد گردید. این امر، بیانگر عدم قابلیت­ها و مهارت­های کشاورزان در به کارگیری میزان مناسب نهاده‌ها جهت تولید محصولات کشاورزی بوده، در حالی­که کشاورزان مناطق مورد بررسی، بر مسائل محیط­زیستی تمرکز بیشتری دارند. لذا پیشنهاد می‌شود در زمینه به کارگیری مناسب نهاده‌های تولید، آموزش‌های ترویجی صورت گیرد.

رتبه‌بندی استان‌های تولیدکننده گندم از منظر ریسک سیستماتیک و سنجش جبران ریسک در ایران

دوره 34، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 275-288

https://doi.org/10.22067/jead.2020.17756.0

حبیب الله سلامی، عدالت سلیم اودلو

چکیده ریسک در تولید محصولات کشاورزی به عنوان یک عامل منفی از دیدگاه تولید کنندگان محسوب می‌شود. لیکن، وجود ریسک تا آنجا که با ایجاد درامد متناسب هزینه‌های ریسک راجبران نماید مانع از تمایل تولیدکندگان به کشت محصولات نمی‌گردد. تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت جبران ریسک تولیدکنندگان گندم در استان­های ایران و رتبه‌بندی این استان‌ها به لحاظ ریسک سیستماتیک با استفاده از الگوی قیمت­گذاری دارایی سرمایه (CAPM) و بکارگیری اطلاعات تولیدی وزارت جهاد کشاورزی در دوره 1394-1387 انجام شده است. در این راستا، ابتدا پرتفوی کشوری گندم براساس ریسک و بازدهی تولید این محصول در استان­های مختلف تشکیل شد و آنگاه ریسک تولید در هر استان نسبت به ریسک این پرتفوی محاسبه گردید. نتایج مطالعه نشان داد استان یزد با ضریب 45/0 کم­ریسک­ترین و استان مازندران با ضریب 26/1 پرریسک­ترین استان­های تولیدکننده گندم می­باشند. از نگاه جبران ریسک، درآمد حاصل از تولید این محصول در 14 استان کشور بگونه‌ای است که ریسک تولیدکنندگان جبران می‌شود. از این نظر تولید گندم در استان کردستان مناسب ترین و تولید این محصول در جنوب استان کرمان بدترین وضعیت را دارند. علاوه براین، نتایج نشان می‌دهد عامل اصلی عدم جبران ریسک در برخی استان‌ها عملکرد کم تولید گندم و در نتیجه قیمت تمام شده بالای محصول در این استان‌ها می‌باشد. براین اساس، تمرکز بر بهبود بهره‌وری گندم در این مناطق توصیه می‌شود.

بررسی ریسک سیستماتیک عملکرد و عوامل موثر بر شدت آن در محصول سیب در ایران: کاربرد الگوهای اتورگرسیو فضایی

دوره 27، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 288-299

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i5.23070

حبیب الله سلامی، مهدی نعمتی

چکیده وجود ریسک سیستماتیک عملکرد در بخش کشاورزی یکی ازدلایل اصلی بروز خسارت های سنگین در بخش کشاورزی و یکی از موانع توسعه نظام بیمه در کشور است. تحقیق حاضر با هدف بررسی وچود ریسک سیستماتیک و دامنه وشدت آن در محصول سیب در ایران صورت گرفته است. در این راستا ابتدا مناطق تولیدی این محصول با روش پهنه بندی مبتنی بر رژیم های دمایی پهنه بندی شده اند. در مرحله دوم، با استفاده از الگوهای رگرسیونی فضایی مرتبه اول در هر یک از پهنه های ایجاد شده وجود ریسک سیستماتیک و شدت آن بررسی و در آخر، با استفاده از الگوهای رگرسیونی فضایی تکمیلی تاثیر متغیرهای اقلیمی بر روی عملکرد سیب اندازه گیری شده است. نتایج حاکی از آن است که مناطق تولید محصول سیب در کشور، قابل تفکیک به دو منطقه “کوهستانی” و “پست و کوهپایه ای” می باشد. در مناطق تولیدی کوهستانی وقوع سرمای شدید و در مناطق پست و کوهپایه ای وقوع خشکسالی سبب بروز ریسک سیستماتیک می شود. نتایج الگوهای فضایی تکمیلی نشان می دهد که خشکسالی با وقفه یکساله، بروز سرما در فروردین ماه، میانگین دمای ماه تیر و مرداد، میزان بارش کل و ضریب تغییرات بارش در سال از جمله متغیرهای اقلیمی مهم و موثر بر عملکرد سیب در ایران می باشند.