با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
نوع مقاله: مقالات پژوهشی

بررسی برخی ابعاد اقتصادی و اکولوژیکی تعاونی‌های کشاورزی: مطالعه موردی استان مرکزی

دوره 26، شماره 1، بهار 1391

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i1.14098

حسن بیات، احمد خاتون آبادی

چکیده مطالعه حاضر به‌منظور بررسی برخی ابعاد اقتصادی (هزینه‌های تولید، رشد مکانیزاسیون، تغییر عملکرد در واحد سطح، تغییر سطح زیرکشت محصولات و بازدهی منابع تولید) و اکولوژیکی (حفظ محیط‌زیست با جلوگیری از تخریب و فرسایش خاک و استفاده مناسب از سم وکودهای شیمیایی) ناشی ‌از تاسیس تعاونی‌های تولید روستائی استان مرکزی بر اعضاء و نیز محیط حوزه عمل آن‌ها، با روش پیمایشی‌_پس رویدادی (با استفاده از پرسش‌نامه با ضریب پایایی 78 درصد و مقایسه وضعیت تولید محصول توسط بهره‌برداران عضو قبل و بعد از عضویت در تعاونی‌ها) انجام شده است. نتایج مطالعه نشان داد: تشکیل ‌تعاونی‌ها،‌ موجب افزایش سطح بهره‌گیری اعضاء از ادوات مکانیزه (آماده‌سازی 89/5، کاشت 77/0، داشت 86/1 و ادوات تکمیلی63/4 هکتار)، افزایش سطح زیرکشت محصولات اعضاء به‌خصوص چغندرقند، سیب‌زمینی، لوبیا و جوآبی از 05/8-38/1 برابر (در مقایسه با سایر نقاط استان)، افزایش عملکرد محصولات اعضاء تعاونی‌ها (گندم آبی6/0، گندم دیم 97/0، لوبیا 37/0، جوآبی 18/. و علوفه 6/1تن درهکتار) شده است. ولی در افزایش بازدهی آب مزارع و کاهش فرسایش آبی خاک اراضی اعضاء، موفقیت لازم را نداشته‌اند. متوسط مصرف کود ازته اعضاء در گندم آبی، جوآبی، سیب‌زمینی، کلزا و چغندرقند از متوسط توصیه آزمایشگاه کمتر، ولی در لوبیا بیش از دو برابر بوده است. متوسط مصرف کودهای فسفاته در گندم آبی، سیب‌زمینی، لوبیا و کلزا به‌ترتیب 2، 5/3، 2 و3/1 برابر توصیه آزمایشگاه و مصرف کودهای پتاسه در گندم و جوآبی، سیب زمینی، لوبیا، کلزا و چغندرقند به‌ترتیب کمتر از 25/0، 13/0، 5/0، 1/0 ، 13/0و 2/0 برابر مقدار توصیه آزمایشگاه بوده است. متوسط مصرف سموم شیمیایی در مزارع اعضاء نیز از مقدار توصیه علمی کمتر بوده است. بنابراین گرچه تعاونی های مورد مطالعه در افزایش عملکرد محصولات و درآمد اعضاء موثر بوده اند؛ ولی در استفاده بهینه از منابع تولید و نهاده‌ها مانند سموم وکودهای شیمیایی و همچنین حفظ محیط زیست نقش موثری نداشته‌اند؛ که توسعه آموزش‌های مهارتی بهره‌برداران عضو تعاونی‌ها برای استفاده بهینه از منابع و نهاده‌های تولیدی، افزایش مشارکت اعضاء در فعالیت‌های مختلف تعاونی و ارئه خدمات پشتیبانی بیشتر به اعضاء از پیشنهادات محققین است.

برآورد عرضه و تقاضای جمعی بخش کشاورزی ایران 1386-1338

دوره 27، شماره 1، بهار 1392، صفحه 16-24

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.24248

سیدصفدر حسینی، حبیب شهبازی

چکیده برآورد عرضه و تقاضای بخش کشاورزی و شاخت عوامل مؤثر بر آن می‌تواند، موجب کاراتر شدن سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌ها در این بخش گردد. این مطالعه به برآورد عرضه و تقاضای جمعی بخش کشاورزی با استفاده از الگوی غیرخطی مقید ARMAX برای سال‌های 1386-1338 پرداخته است. نتایج نشان می‌دهد که تقاضای محصولات کشاورزی از نظر قیمتی در کوتاه‌مدت و بلندمدت کشش ناپذیر می‌باشد. این کشش برای کوتاه‌مدت و بلندمدت به ترتیب 112/0- و 162/0- می‌باشد. ضریب تعدیل قیمت در کوتاه‌مدت و بلندمدت حدود 273/0 می‌باشد. همچنین کشش قیمتی کوتاه‌مدت و بلندمدت عرضه به ترتیب 129/0 و 166/0 می‌باشد. ضریب تعدیل قیمت در کوتاه‌مدت و بلند‌مدت حدود 225/0 می باشد. این نتایج بر ماهیت ضروری بودن محصولات کشاورزی تآکید دارد.

برآورد ساختار تلاطم قیمت در بازار گوشت قرمز کشور (کاربرد مدل های عمومی GARCH)

دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 19-36

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i1.46427

زهرا رسولی بیرامی، محمد قهرمان زاده، قادر دشتی، رسول محمدرضایی

چکیده هدف از مطالعه حاضر الگوسازی تلاطم قیمت در بازار گوشت قرمز کشور با استفاده از مدل های مختلف گروه GARCH در دوره ی زمانی فروردین 1371 تا اسفند 1392 می باشد. بدین منظور، بر اساس توابع زیان پیش‌بینی مختلف، از بین مدل های متفاوت برآورد شده برای بررسی رفتار تلاطم قیمت ها در بازارهای علوفه، گوساله ی زنده، گوسفند زنده، خرده فروشی گوشت گوسفند و خرده فروشی گوشت گوساله ی کشور، به ترتیب مدل -SAGARCH(1,1) با توزیع t و مدل های NGARCH(1,1)، TGARCH(1,1)، SAGARCH(1,1) و EGARCH(1,1) با توزیع گوسین به عنوان مدل نهایی انتخاب شدند. نتایج حاصل از تخمین این مدل ها همگی بیانگر علائمی از واریانس ناهمسانی نامتقارن در بازارهای مرتبط با گوشت قرمز کشور می باشند، بطوری که بجز بازار علوفه که در آن شوک های منفی، تلاطم را بیشتر از شوک های مثبت با همان اندازه افزایش می دهند، در بقیه بازارها این شوک های مثبت هستند که تلاطم را بیشتر افزایش می دهند. همچنین یافته های تحقیق مؤید آن است که پایداری شوک های وارد شده بر تلاطم شرطی در بازارهای تحت بررسی نسبتاً زیاد بوده و لذا شوک های قیمتی وارده خیلی به آرامی و تدریجی از بین می روند. همچنین میزان حساسیت تلاطم قیمت ها به اخبار جدید بازار در کالاهای گوساله ی زنده و گوشت گوساله بیشتر از سایر کالاها می باشد.

کاربرد الگوی چند سطحی تعادل در معنی‌داری تبلیغات عمومی بر سود صنعت تولید شیر در ایران

دوره 33، شماره 1، بهار 1398، صفحه 25-39

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.69994

حبیب شهبازی، احمد سام دلیری

چکیده محصولات لبنی به‌ویژه شیر، نقش مهمی در سبد مصرف کالاهای سلامت‌بخش خانوارهای ایرانی دارد. از دیرباز افزایش میزان مصرف این ماده غذایی، از سیاست‌های دولت بوده است. یکی از راه‌های افزایش مصرف خانوارها، ترویج مصرف شیر با استفاده از تبلیغات عمومی می‌باشد. با توجه به اینکه تبلیغات عمومی، هزینه‌بر است، پرسش اصلی این است که آیا در سال‌های گذشته، تبلیغات عمومی در صنعت تولید شیر توانسته است بر تقاضای شیر (از جنبه مصرف‌کنندگان) و در نتیجه سود صنعت تولید شیر (از جنبه تولید‌کنندگان) اثرگذار باشد. بنابراین، هدف این پژوهش بررسی الگوی معنی‌داری تبلیغات عمومی شیر بر تقاضای خرده‌فروشی و سود صنعت در یک الگوی چند سطحی تعادل در سال 1395 در کشور است. نتایج نشان می‌دهد که به‌طور میانگین مقدار آماره بر اساس شاخص شدت تبلیغات عمومی در بازار رقابتی چندسطحی شیر، 519/1 تا 657/10 خواهد بود. این مقدار بر اساس شاخص شدت تبلیغات عمومی برای بازار رقابتی چندسطحی محصولات لبنی، 032/3 تا 692/3 و برای بازار غیررقابتی 981/0 تا 414/3 می‌باشد. یعنی، با غیررقابتی‌تر شدن بازار، معنی‌داری تبلیغات کاهش ‌می‌یابد. بطور میانگین در سناریوهای مختلف قیمت نهاده در سطح مزرعه معنی‌داری از 937/2 تا 414/3 تغییر می‌کند. میانگین معنی‌داری تبلیغات شیر در تمامی سناریوها 883/3 بدست آمده است. بنابراین در تمامی سناریوهای در نظر گرفته‌شده، تبلیغات شیر اثر معنی‌داری بر تقاضای مصرف‌کنندگان و سود صنعت تولید شیر دارد. همچنین با افزایش کشش قیمتی تقاضای شیر فرآوری‌شده در سطح خرده‌فروشی و قیمت نهاده تولید شیر خام در سطح مزرعه (قیمت علوفه، کاه، گندم، جو و ...)، سطح معنی‌داری تبلیغات بر تقاضای شیر فرآوری‌شده در سطح خرده فروشی کاهش و با افزایش ضریب بهینه تبلیغات (شاخص شدت تبلیغات) سطح معنی‌داری تبلیغات افزایش می‌یابد. پیشنهاد می‌شود به منظور تأثیرگذاری بیشتر تبلیغات عمومی بر افزایش مصرف شیر، سیاست‌هایی در جهت کاهش قیمت نهاده‌های تولید و افزایش شاخص شدت تبلیغات را اجرا نمود. سیاست‌هایی که موجب رقابتی‌تر شدن بازار شیر (در سطوح مختلف بازاریابی) شود، نیز می‌تواند مفید باشد.

بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش گزینه های بیمه تکمیلی پسته در رفسنجان

دوره 28، شماره 1، بهار 1393، صفحه 26-34

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i6.21074

عباس میرزایی، منصور زیبایی

چکیده بیمه محصولات یکی از بهترین استراتژی‌ها برای مقابله با ریسک‌های مزرعه می‌باشد و کشاورزان را به پذیرفتن تکنولوژی‌های تولید پیشرفته تشویق می‌کند. در مطالعه حاضر، یک نمونه مشتمل بر 224 پسته کار بیمه شده و بیمه نشده برای مصاحبه جهت جمع آوری داده های مورد نیاز با استفاده از روش نمونه گیری ساده تصادفی انتخاب گردید. سپس، یک مدل لاجیت چند گزینه‌ای به منظور بررسی عوامل موثر بر انتخاب گزینه‌های بیمه تکمیلی پسته استفاده شد. نتایج نشان داد که اثر متغیرهای سابقه فعالیت، اندازه باغ و تعداد قطعات باغ بر پذیرش بیمه معنادار و مثبت است. همچنین، اثر داشتن شغل جنبی و افزایش سن درخت پسته بر پذیرش بیمه منفی و معنادار است. در پایان، نتایج تمایز میان گزینه های قرارداد بیمه نشان داد که افزایش ارقام پسته کشت شده، ریسک گریزی و عملکرد بالا، احتمال پذیرش گزینه سه بیمه در مقایسه با عدم بیمه و سایر گزینه‌های بیمه را تشدید می کند. اما پسته کاران کمتری گزینه سوم را نسبت به سایر گزینه های دیگر انتخاب کرده اند که این نتیجه ناشی از عدم آگاهی پسته کاران، پیچیدگی های اداری و پیشنهادات نادرست کارشناسان بیمه می باشد. بنابراین، توصیه می گردد که صندوق بیمه با اتخاذ سیاست های مناسب، شرایط لازم برای توسعه این نوع بیمه را فراهم آورد.

سنجش کارایی صادرات پسته ایران با استفاده از الگوی جاذبه مرزی تصادفی

دوره 34، شماره 1، بهار 1399، صفحه 29-45

https://doi.org/10.22067/jead2.vi0.83705

حسین محمدی، میلاد امینی زاده، حنانه آقاصفری

چکیده امروزه، اندازه‌گیری و تحلیل کارایی صادرات به عنوان یکی از مهم­ترین مباحث در حوزه‌ی تجارت مطرح است. به عبارتی، یک صادرکننده در همه‌ی بازارها عملکرد یکسانی نداشته و نیاز است که عملکرد بازارها مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی کارایی صادرات پسته ایران به بازارهای هدف در دوره زمانی 2016-2001 است. به منظور دستیابی به اهداف از الگوی جاذبه مرزی تصادفی استفاده شده است. نتایج کارایی بیانگر این است که کارایی صادرات پسته‌ی ایران در کل بازارها و بازارهای اروپایی روند کاهشی داشته است. در حالی‌که، این روند برای بازارهای آسیایی افزایشی بوده و از 412/0 به 567/0 رسیده است. بر اساس نتایج میانگین کارایی صادرات در دوره زمانی 2016-2011، از 10 کشوری که صادرات پسته‌ی ایران به آ‌ن‌ها بیش­ترین کارایی را داشته، 9 کشور آسیایی بوده و تنها کشور فرانسه از میان کشورهای اروپایی در این گروه قرار گرفته است. لذا پیشنهاد می‌شود بر اساس متغیرهای اثرگذار بر افزایش صادرات پسته ایران همانند موافقت‌نامه‌های تجاری، مرز مشترک و درآمد بالا، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مناسبی در کوتاه‌مدت و بلندمدت جهت دستیابی به ظرفیت بالقوه و در دسترس بازارهای هدف صورت پذیرد.

پیش بینی اشتغال بخش کشاورزی در ایران

دوره 22، شماره 2، پاییز 1387، صفحه 31-43

https://doi.org/10.22067/jead2.v1387i2.1147

علیرضا کرباسی، هاجر اثنی عشری، حسن عاقل

چکیده چکیده
بخش کشاورزی از مهم ترین بخش‌های اقتصادی کشور بوده که سهم بزرگی در اشتغال کل کشور دارد. بیکاری به عنوان یک پدیده مخرب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی مطرح بوده ورفع آن همواره، از جمله دغدغه های اساسی برنامه ریزان بوده است. روند توسعه اقتصادی- اجتماعی هرکشور را درنهایت منابع انسانی آن تعیین می‌کند. بدین روی، بهره برداری کامل ومناسب از منابع انسانی هرکشور باید به عنوان یکی از هدفهای راهبردی توسعه درنظرگرفته شود. لذا این مطالعه با استفاده ازمدل شبکه عصبی مصنوعی، به پیش بینی ومدل سازی اشتغال با استفاده از متغیرهای پولی ومالی طی سال84-1338 پرداخته است. نتایج نشان می دهد، روند اشتغال در بخش کشاورزی طی سال های آینده روند افزایشی کندی خواهدداشت .لذا برنامه ریزی در این ارتباط می‌تواندازاهمیت ویژه ای برخوردارباشد.

ارزیابی اثرات تغییر اقلیم و سیاست‌های دولت بر عملکرد و سطح زیر کشت محصول ذرت در ایران: رویکرد داده‌های ترکیبی

دوره 29، شماره 1، بهار 1394، صفحه 31-42

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.37268

نیلوفر اشک تراب، قاسم لیانی، غلامرضا سلطانی

چکیده سطح زیر کشت و عملکرد محصولات کشاورزی متأثر از عوامل مختلفی است که برخی از آن‌ها قابل کنترل و برخی دیگر غیر قابل کنترل می‌باشد. از جمله موارد غیر قابل کنترل می‌توان تغییرات اقلیم را نام برد. در بین غلات، ذرت هم از نظر تولید و هم از نظر سطح زیر کشت جایگاه ویژه‌ای در جهان دارد. لذا با توجه به اهمیت این محصول و تغییرات اقلیم در طی سال‌های اخیر، در این مطالعه به بررسی اثرات تغییر اقلیم بر عملکرد ذرت دانه‌ای با استفاده از روش داده‌های ترکیبی در استان‌های عمده تولید کننده این محصول در ایران پرداخته شد. داده‌های بکار رفته مربوط به استان‌های فارس، خوزستان، کرمان، کرمانشاه و ایلام برای دوره زمانی 1390-1372 می‌باشد. هم‌چنین اثر سیاست‌هایی همچون خودکفایی گندم و قیمت تضمینی نیز بر سطح زیر کشت ذرت مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تمامی متغیرهای وارد شده در الگو ازجمله قیمت تضمینی، سطح زیر کشت گندم دیم و آبی، بارندگی، وقفه سطح زیر کشت ذرت، اثر معنی‌داری را بر سطح زیر کشت در استان‌های تولید کننده عمده ذرت دانه‌ای کشور داشته‌اند. در این بین بیش‌ترین ضریب برآوردی مربوط قیمت تضمینی این محصول بوده لذا انتظار می‌رود اثر قابل توجهی بر سطح زیر کشت این محصول داشته باشد. هم‌چنین برآورد مدل ریکاردین حاکی از آن است که بارندگی بر خلاف دما بر عملکرد ذرت اثر معنی‌داری داشته و افزایش بارندگی و به عبارتی افزایش عرضه آب می‌تواند به افزایش سطح زیر کشت ذرت منجر شود.

اقتصاد کشاورزی

تحلیل مکان‌یابی مرکز لجستیک کشاورزی در استان اصفهان با رویکرد حداقل‌سازی هزینه‌های شبکه لجستیک در محیط GIS

دوره 35، شماره 1، بهار 1400، صفحه 31-45

https://doi.org/10.22067/jead.2021.17797.0

اعظم جلائی پیکانی، نعمت اله اکبری، بابک صفاری

چکیده سالانه مقادیر زیادی از محصولات کشاورزی به صورت ضایعات از بین رفته و خسارت بزرگی بر منابع مالی و غذایی کشور وارد می­شود. مهم­ترین علل ایجاد این ضایعات مربوط به بخش­های مختلف حمل­ونقل، بسته­بندی و دسته­بندی، ذخیره­سازی و انبار، فرآوری و توزیع محصولات کشاورزی می‌شود. یکی از راهکارهای مطرح برای افزایش بهره­وری در زنجیره تأمین و کاهش هزینه­های لجستیک بخش کشاورزی ایجاد مرکز لجستیک کشاورزی است. پژوهش حاضر درصدد شناسایی پهنه مناسب جهت احداث مرکز لجستیک کشاورزی در استان اصفهان است. در این راستا ابتدا معیارهای مؤثر بر مکان‌یابی مراکز لجستیک (به تفکیک جبرانی و غیرجبرانی) شناسایی و سپس فرآیند مکان­یابی در طی دو مرحله تکمیل شده است. در مرحله اول با حذف محدوده­های جغرافیایی مربوط به معیارهای غیرجبرانی از پهنه استان محدوده­های امکان­پذیر جهت احداث مرکز لجستیک شناسایی شده است. در مرحله دوم براساس نظریه­های مکانیابی حداقل­کننده هزینه یک مدل ریاضی ارائه شده و برمبنای آن هزینه استقرار مرکز لجستیک در محدوده­های امکان­پذیر استان به تفکیک معیارهای جبرانی محاسبه و لایه­های اطلاعاتی مربوط به هریک از آن­ها تهیه و درنهایت تمامی لایه­های اطلاعاتی ایجاد شده به منظور شناسایی پهنه دارای کم­ترین هزینه با یکدیگر تلفیق شده­اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که پهنه مناسب جهت احداث مرکز لجستیک کشاورزی منطقه غرب مجموعه شهری اصفهان و مابین شهرستان­های تیران­وکرون، نجف­آباد و لنجان است. این منطقه به عنوان یک واسطه بین مراکز تولید محصولات زراعی، باغی و دامی در غرب استان و مجموعه شهری اصفهان به عنوان مصرف­کننده عمده این محصولات عمل می­کند.

اقتصاد کشاورزی

شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌های کسب و کار واحدهای تولیدی طیور

دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 33-52

https://doi.org/10.22067/jead.2024.84685.1222

ملیحه شیبانی نوقابی، علیرضا کرباسی، حسین محمدی

چکیده امروزه کسب­‌و­کارهای صنعت طیور با چالش‌های متعددی رو به رو می‌باشند؛ زیرا کسب­‌و­کارهای این صنعت، تعدادی از فرآیندها، شیوه‌ها و ریسک‌های منحصر به فرد را باید همزمان مدیریت نمایند. بنابراین، ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ رﯾﺴﮏﻫﺎی کسب‌ و‌کار واحدهای تولیدی طیور، ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻧﻘﺶ اﺛﺮﮔﺬاری در ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯿﺰان آﺳﯿﺐﭘﺬﯾﺮی این کسب و کارها اﯾﻔﺎء نماید. با توجه به لـزوم افزایش بهـره‌وری صنعت طیور، یکـی از راهکارهای اساسـی، شناسایی ریسک و اندازه‌گیری ریسک‌های موجود این صنعت می‌باشد. شناسایی و کمی‌سازی ریسک می‌تواند هزینه‌ها را برای ذینفعان این صنعت کاهش دهد و کاهش ریسک منجر به برنامه‌ریزی بهتر برای تولید می‌شود. در این راستا، این مطالعه به شناسایی ریسک‌های کسب و کار واحدهای تولیدی طیور استان خراسان رضوی پرداخته شده است و از نظر هدف، کاربردی‌ و از حیث‌ ماهیت‌ و روش، توصیفی‌ پیمایشی‌ و بر پایه پژوهش‌های آمیخته، به‌‌‌‌صورت کیفی و کمی انجام شده است. جامعه آماری مطالعه، خبرگان صنعت طیور می‌باشند که 18 نفر با روش نمونه‌گیری گلوله برفی به‌عنوان نمونه پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج روش دلفی فازی پنج ضلعی نشان داد که پنج ریسک اصلی و 36 ریسک فرعی از 58 ریسک شناسایی شده جزء ریسک‌های کسب و کار واحدهای تولیدی طیور می‌باشند. همچنین نتایج نشان داد که نوسانات قیمت نهاده‌های دامی، قیمت‌گذاری دستوری، نوسانات نرخ ارز، تحریم‌ها، نوسانات قیمت مرغ و تأخیر در دسترسی به نهاده‌ها جزء مهم‌ترین ریسک‌های شناسایی شده می‌باشند. با توجه به نوسانات قیمت نهاده‌های دامی و نوسانات نرخ ارز پیشنهاد می‌شود به تخصیص ارز و کنترل آن توسط سیاست‌های دولت در جهت کاهش نوسانات مذکور اقدام شود و یا به سمت متنوع نمودن مواد خوراکی طیور و فرمول‌بندی جیره جدید خوراک طیور پیش رفت. همچنین برای جلوگیری از نوسانات قیمت مرغ و یا تخم مرغ، پیشنهاد می‌شود که خرید قراردادی این محصولات توسط شرکت پشتیبانی امور دام با نرخ مصوب انجام گیرد و یا هوشمندسازی شبکه توزیع برای جلوگیری از این نوسانات انجام شود. در بازار طیور بهتر است برای هر کیلوگرم مرغ تنها یک قیمت عادلانه با توجه به هزینه‌های تولید مرغداران تعیین شود و یا دخالت دولت در بازار نباشد و دولت اجازه دهد قیمت براساس مکانیزم تقاضا و عرضه صورت گیرد.

اقتصاد کشاورزی

اثرات نامتقارن تغییرات نرخ ارز و قیمت نفت بر قیمت مواد غذایی و محصولات کشاورزی در ایران: کاربست رهیافت خودتوضیحی با وقفه‌های گسترده غیرخطی

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 35-48

https://doi.org/10.22067/jead.2022.74721.1113

قاسم لیانی، سعید مهرجو

چکیده تأمین مواد غذایی اساسی­ترین نیاز انسان بوده و افزایش قیمت آن می­تواند تأثیر منفی قابل ملاحظه­ای بر وضعیت رفاهی جامعه و بویژه قشر فقیر و کم درآمد داشته باشد. از این­رو سیاست­گذاران حساسیت­های زیادی نسبت به تغییرات قیمت مواد غذایی از خود نشان می­دهند. بر این اساس، در این مطالعه تأثیر نوسانات نرخ ارز در کنار نوسانات قیمت نفت، سرانه تولید ناخالص داخلی و درجه باز بودن اقتصاد بر شاخص قیمت مواد غذایی در ایران با استفاده از داده­های سال­های 1400-1370 ارزیابی شده است. با توجه به احتمال تأثیر نامتقارن بین  متغیرهای نرخ ارز و قیمت نفت و شاخص قیمت مواد غذایی از رهیافت خودرگرسیو با وقفه­های گسترده غیرخطی استفاده شده است. نتایج آزمون کرانه برای هم انباشتگی نشان داد که متغیرهای اساسی رابطه بلندمدت و معناداری با تغییرات قیمت مواد غذایی دارند. هم‌چنین، نتایج برآورد مدل NARDL گویای این حقیقت است که در بلند مدت یک رابطه مثبت و معنی­دار میان قیمت مواد غذایی و افزایش قیمت ارز برقرار است. افزون بر این، اثر شوک منفی ارزی بر شاخص قیمت مواد غذایی در بلندمدت منفی ارزیابی شد. واکنش قیمت محصولات کشاورزی به شوک منفی ارزی نیز بیش‌تر از شوک­های مثبت است. همچنین اثر تغییرات قیمت نفت بر قیمت مواد غذایی در سطح قابل قبولی معنی دار است. ضریب متغیر آزاد سازی تجاری نیز بیانگر کاهش شاخص قیمت مواد غذایی در نتیجه بهبود روابط تجاری ایران با بازار جهانی است. نتایج مطالعه حاضر می­تواند به سیاست‌گذاران اقتصادی که همواره به دنبال کاهش نرخ تورم، حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه و حفظ امنیت غذایی در کشور می­باشند در تعیین سیاست­های اقتصادی کمک شایان توجهی نماید.

اقتصاد کشاورزی

ارزش‌گذاری اقتصادی منابع آب زیر زمینی در بخش کشاورزی (مطالعه موردی: دشت همدان- بهار)

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 37-48

https://doi.org/10.22067/jead.2022.72334.1079

حمید بلالی، فرزانه کسبیان لعل

چکیده آب به عنوان یکی از نهاده‌های اساسی در تولیدات بخش کشاورزی، از جایگاه ممتازی در توسعه این بخش برخوردار می‌باشد. در دهه‌های اخیر با رشد جمعیت، افزایش تقاضا برای محصولات کشاورزی  و همچنین توسعه صنعت و کشاورزی، برداشت از منابع آب زیرزمینی بعنوان مهم‌ترین تامین کننده آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک نیز بطور چشمگیری افزایش یافته و منجر به پیشی گرفتن تقاضا بر عرضه منابع آب و ایجاد بحران در اغلب این مناطق شده است. بی‌شک یکی از مهم‌ترین ابزارها در کنترل و مدیریت تقاضای منابع آب و کاهش بحران حاصل از آن، بهره گیری از ابزارهای اقتصادی و لحاظ نمودن ارزش اقتصادی آب در فعالیت های کشاورزی بعنوان بزرگترین مصرف کننده آن می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزشگذاری اقتصادی منابع آب زیر زمینی در دشت همدان- بهار با بهره‌گیری از الگوی برنامه‌ریزی پویا با استفاده از نرم‌افزار GAMS در سال زراعی 96-1395 می‌‌باشد. بر اساس نتایج تحقیق ارزش اقتصادی آب زیرزمینی به ازای هر متر مکعب در چهار ناحیه دشت همدان-بهار شامل منطقه همدان 3543 ریال، منطقه لالجین 4538 ریال، منطقه بهار 4015 ریال و منطقه صالح‌آباد 3690 ریال محاسبه گردید. هم‌چنین بازده ناخالص حاصل از فعالیت های کشاورزی هر یک از مناطق به‌ترتیب، همدان (708/6887810)، لالجین (150/7148527)، بهار (755/4741399)، صالح‌آباد (005/3639706) میلیون‌ ریال، بازده ناخالص کل مناطق (22417440) میلیون ‌ریال و میزان حجم آب مصرفی کل معادل 185629200 متر مکعب برآورد شد. بررسی و مقایسه ارزش اقتصادی برآورد شده با قیمت آب در نواحی مورد مطالعه نشان داد که ارزش اقتصادی محاسبه شده هر متر مکعب آب بیشتر از قیمت فعلی آب در منطقه می‌باشد، بطوریکه افزایش هزینه استفاده این نهاده از طریق ابزارهای مختلف سیاستی نظیر وضع قیمت آب می‌تواند نقش موثری در کنترل بهره‌برداری و تخلیه آبخوان داشته باشد.

بررسی اثر تغییر ساختار بازار پسته ایران بر رفاه عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان در چارچوب مدل تعادل فضایی

دوره 29، شماره 1، بهار 1394، صفحه 43-54

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.39003

فاطمه کشیری کلائی، سید علی حسینی یکانی، سید مجتبی مجاوریان

چکیده مطابق با بررسی ساختار بازار پسته در ایران، وجود مشکلاتی چند در این محصول موجب ایجاد قدرت انحصاری برخی شرکت ها در تعیین قیمت این محصول در بازارهای داخلی گشته است. این مسئله موجب انحراف از بهینة اجتماعی و ایجاد اثراتی در رفاه اقشار مختلف جامعه می گردد. لذا در مطالعة حاضر با استفاده از اطلاعات سال 1389، با هدف بررسی وجود یا عدم وجود انحصار در بازار پسته و سنجش اثرات رفاهی برقراری یا کاهش چنین انحصاری بر عرضه کنندگان و مصرف کنندگان پسته در ایران، مدل تعادل فضایی که مبنای آن حداکثرسازی خالص رفاه اجتماعی است، مورد استفاده قرار گرفت. مطابق با نتایج این تحقیق، ساختار بازار پسته در ایران به واقع با رقابت کامل فاصله داشته و ایجاد شرایط بازار رقابت کامل موجب افزایش تقریباً دو برابری در رفاه مصرف کنندگان و کاهش 13/0 درصدی در رفاه عرضه کنندگان این محصول می گردد. در مجموع تغییرات ساختار بازار داخلی پسته اثرات قابل‌توجهی بر مصرف کنندگان داخلی این محصول می گذارد ولی عرضه کنندگان این محصول به دلیل صادرات بخش اعظم پسته به کشورهای خارجی، کم‌تر تحت تأثیر قرار می گیرند. با توجه به نتایج این تحقیق پیشنهاد می شود با مهیَا سازی شرایط لازم جهت ایجاد بازار رقابت کامل، نظیر راه اندازی بورس پسته، موجبات کاهش نوسان قیمت و در نتیجه حمایت از مصرف کنندگان داخلی محصول مذکور را نیز فرآهم آورد.

رضایت‌مندی کشاورزان از نصب کنتور هوشمند بر روی چاه‌های آب زیرزمینی (مورد مطالعه: دهستان ماهیدشت استان کرمانشاه)

دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 43-55

https://doi.org/10.22067/jead2.v32i1.66512

روشنک قبادپور، فرزاد اسکندری، محمد جلالی

چکیده طبق آمارهای موجود بخش کشاورزی ایران 90 تا 93 درصد از مصرف آب را به خود اختصاص داده است، در حالی‌که سایر بخش‌ها شامل مصارف خانوادگی و صنعتی تنها کمتر از 10 درصد از آب را مصرف می‌کنند. از این‌رو، استراتژی‌های مختلفی توسط دولت جهت مدیریت آب در بخش کشاورزی به کار گرفته شده است که یکی از این استراتژی‌ها نصب کنتور هوشمند بر روی چاه‌های کشاورزی است تا بدین وسیله مصرف آب توسط کشاورزان کنترل گردد. این تحقیق با هدف بررسی عوامل مؤثر بر رضایت‌مندی کشاورزان از کنتورهای نصب شده بر چاه‌های دهستان ماهیدشت استان کرمانشاه انجام شد. روش تحقیق بکار رفته پیمایش بود و با استفاده از پرسشنامه داده‌های مورد نیاز گردآوری شد. حجم نمونه از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب 120 کشاورز تعیین گردید. روایی پرسشنامه توسط مسئولین بخش حفاظت از آب زیرزمینی و برخی از صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید که نشان داد تمامی مقیاس‌های طراحی شده از قابلیت اعتماد بالایی برخوردار است. نتایج حاصل از تحلیل مسیر مشخص نمود که نگرش کشاورز نسبت به حفاظت آب، درک ارزش حفاظت از آب از دید کشاورز، عادلانه بودن نصب کنتور، مفید بودن کنتور، درآمد، تصور کشاورز از تأثیرش در حفاظت آب، دسترسی به منابع مورد نیاز جهت حفاظت آب، تحصیلات و آموزش پس از نصب کنتور به ترتیب اهمیت تأثیر مثبت و معنی‌داری بر رضایت‌مندی کشاورزان از نصب کنتور دارد. نتایج این تحقیق می‌تواند دست‌اندرکاران بخش کشاورزی را جهت افزایش رضایت‌مندی کشاورزان از نصب کنتور، یاری نماید.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی تأثیر نااطمینانی‌های نرخ ارز مؤثر واقعی بر میزان سرمایه‌گذاری بخش کشاورزی در استان‌های ایران: تحلیل با استفاده از رهیافت دو مرحله‌ای سوامی

دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 43-31

https://doi.org/10.22067/jead.2025.91433.1323

مهدی مقدم

چکیده نرخ ارز مؤثر واقعی، معیاری برای ارزیابی ارزش پول یک کشور در برابر سبدی از ارزهای دیگر، با لحاظ تفاوت‌های سطح قیمت داخلی و خارجی است که رقابت‌پذیری اقتصادی را در تجارت بین‌المللی نشان می‌دهد. این پژوهش به بررسی تأثیر نااطمینانی‌های نرخ ارز مؤثر واقعی بر سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی استان‌های مختلف ایران در دوره زمانی 1387 تا 1402 پرداخته است. در این مطالعه، ابتدا نااطمینانی نرخ ارز با استفاده از مدل‌های EGARCH محاسبه و به‌عنوان متغیر توضیحی در مدل مورد بررسی قرار گرفت. سپس، تابع سرمایه‌گذاری بخش کشاورزی با استفاده از تکنیک Swamy برآورد شد. برای تخمین توابع رگرسیونی و حل مدل‌ها، از نرم‌افزارهای Eviews9 و Stata14 استفاده شد. نتایج آزمون‌های ریشه واحد فیشر و دیکی فولر نشان‌دهنده ناپایداری متغیرها در این سطح بوده و آزمون‌های هم‌انباشتگی درونی رابطه بلندمدت میان متغیرها را تأیید کردند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی استان‌ها، نرخ بهره و اعتبارات بانکی تأثیر معناداری بر سرمایه‌گذاری کشاورزی دارند. همچنین، تأثیر نااطمینانی نرخ ارز مؤثر واقعی در استان‌های مختلف متفاوت بوده است. به‌طور خاص، این نااطمینانی تأثیر مثبت و معناداری بر سرمایه‌گذاری کشاورزی در استان‌های اصفهان و آذربایجان غربی داشته، در حالی‌که در استان‌های سمنان، سیستان و بلوچستان، مازندران، آذربایجان شرقی و کرمانشاه تأثیر منفی مشاهده شده است.

سطح بهینه تنوع و قیمت نشان‌های تجاری منتخب پنیر:کاربرد الگوریتم اجتماع ذرات (مطالعه موردی مشهد)

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 50-59

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i1.54548

امیر دادرس مقدم، محمد قربانی، علیرضا کرباسی، محمدرضا کهنسال

چکیده تنوع محصول هر نشان تجاری نقش مهمی در انتخاب نهایی مصرف‌کنندگان دارد. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که سطح بهینه تنوع و قیمت نشان‌های تجاری می‌تواند راهگشای تصمیم‌گیری در طراحی و قیمت‌گذاری خطوط تولید برای مدیران باشد. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش، مربوط به 435 فروشگاه‌ مواد غذایی از داده‌های شرکت صنایع شیر پگاه در سال 1393می‌باشد. در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از الگوی سیستم معادلات به ظاهر نامرتبط و الگوریتم بهینه‌سازی اجتماع ذرات، سطح بهینه تنوع و قیمت نشان‌های تجاری تعیین شود. نتایج الگوریتم بهینه‌سازی اجتماع ذرات نشان داد که سطح بهینه تنوع نشان تجاری کاله در بازار از دیگر نشان‌های تجاری رقیب بیشتر شده است. همچنین نشان تجاری صباح باید 1 نوع از محصول پنیر خود را از بازار حذف نماید و نشان‌های تجاری کاله و پگاه در وضعیت بهینه از لحاظ تنوع محصول پنیر می‌باشند. با توجه به یافته‌ها از نظر قیمتی پیشنهاد می‌شود، سطح قیمت بهینه نشان تجاری کاله از دیگر رقبا بیشتر ‌باشد. همچنین فروشگاه‌های مواد غذایی برای افزایش سود، بایستی نسبت بیشتری از تنوع نشان‌های تجاری کاله و پگاه را داشته باشند.

اقتصاد کشاورزی

بررسی عوامل مؤثر بر قصد رفتاری و رفتار استفاده از فناوری هوش مصنوعی: مطالعه موردی کشت و صنعت‌های شرکت کشاورزی رضوی

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 56-33

https://doi.org/10.22067/jead.2024.88807.1277

علیرضا ثانی حیدری، احرام صفری

چکیده فناوری هوش مصنوعی یکی از راه‌حل‌های مطلوب فعلی برای حل مشکلات بخش کشاورزی و افزایش کمی و کیفی میزان تولید محصولات این بخش است. چرا که پیش‌بینی‌ و بهبود سیستم‌های مدیریت مزرعه، می‌تواند کیفیت و عرضه محصول را تضمین کند. افزون‌براین، بخش کشاورزی به‌دلیل جایگاه آن در اقتصاد و امنیت غذایی کشور به‌عنوان یکی از حوزه‌های اولویت‌دار برنامه‌های ملی توسعه فناوری هوش مصنوعی به حساب می‌آید. گسترش چنین فناوری جدیدی در مقیاس وسیع کشاورزی و در سطح کشور به عوامل مختلفی بستگی دارد. بنابراین، هدف اصلی تحقیق حاضر، تعیین پیش‌بینی‌کننده‌های کلیدی قصد رفتاری و رفتار استفاده از فناوری هوش مصنوعی در بخش کشاورزی است. ویژگی متمایز این تحقیق ترکیب جنبه‌های مدل توسعه یافته نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری (UTAUT2) با جنبه‌های فناوری، سازمانی و محیطی (TOE) است. حجم نمونه مبتنی بر روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، 211 نفر برآورد و داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه به‌صورت مصاحبه از کارکنان 9 کشت و صنعت کشاورزی واقع در چهار استان خراسان شمالی، رضوی، جنوبی و سمنان در سال 1402 جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد عملکرد مورد انتظار و تأثیرات اجتماعی، مهمترین عوامل مثبت تعیین‌کننده قصد رفتاری افراد برای پذیرش فناوری هوش مصنوعی هستند. متغیر ترس از فناوری به‌عنوان مهمترین عامل بازدارنده پذیرش فناوری تعیین شد. در بین جنبه‌های فناوری، سازمانی و محیطی، نتایج نقش قابل توجه جنبه‌های سازمانی و محیطی بر قصد رفتاری افراد را برجسته می‌کند. در نهایت، متغیرهای امید به تلاش، شرایط تسهیل‌کننده، انگیزه لذت‌جویی، قیمت-ارزش، اعتماد به فناوری، عادت و جنبه‌های فناوری دیگر عوامل تعیین‌کننده قصد رفتاری افراد جهت پذیرش فناوری می‌باشند. این نتایج اطلاعات مهمی را برای ذینفعان مختلف فراهم می‌کند. توصیه می‌شود سیاست‌گذاران در اجرای برنامه‌های توسعه‌ فناوری هوش مصنوعی در کشاورزی متغیرهای تعیین‌کننده قصد رفتاری را مورد توجه قرار دهند؛ دولت باید در توسعه زیرساخت‌های ضروری این فناوری سرمایه‌گذاری کند و با وضع قوانین کارآمد و پرداخت تسهیلات کم‌بهره، بستر توسعه این فناوری را فراهم سازد؛ طراحان با ارائه اطلاعات و مشارکت دادن کشاورزان در فرآیند توسعه آن، آنها را بهتر در مورد عملکرد فناوری خود آگاه کنند.

ارائه الگوی مسیربابی ناوگان حمل و نقل بر اساس الگوریتم جهان‌های موازی (مطالعه موردی: بازارهای توزیع گوشت مرغ شهر تهران)

دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 57-67

https://doi.org/10.22067/jead2.v32i1.66248

فرشید ریاحی درچه، امیرحسین چیذری، علیرضا اکبری بیات

چکیده با گسترش رقابت در بازار امروز نیاز به کاهش هزینهها در بخشهای مختلف مانند هزینه حمل و نقل و بهبود ارائه خدمات به خصوص در زمینه کاهش زمان ارائه سرویسها به شدت افزایش یافته و به موضوعی حیاتی بدل گردیده است. در این زمینه مسائل مسیریابی میتواند با کاهش طول مسیر و همچنین بهره بردن از حداکثر ظرفیت وسایل نقلیه کمک شایانی نماید. این مقاله سعی در ارائه الگوریتمی جهت یافتن جواب‌های مناسب برای مسئله مسیر‌یابی وسائل نقلیه ناهمگن با چندین انبار و محدودیت در تعداد مشتریان سرویس داده شده توسط هر حمل کننده، دارد. در همین راستا پس از فرموله کردن مسئله مذکور، اقدام به حل این مسئله از دو روش الگوریتم های فرا اکتشافی (الگوریتم جهانهای موازی) و الگوریتمهای قطعی شد. در نهایت زمان اجرا و همچنین نتایج حاصل از این دو روش مورد مقایسه قرار گرفت. برای آزمون کارایی دو الگوریتم ارائه شده از داده‌های واقعی که مربوط به توزیع گوشت مرغ در بازار‌های روز شهر تهران بود، استفاده شد. نتایج نشان داد جواب بهینه الگوریتم فراابتکاری پیشنهادی به جواب بهینه الگوریتم قطعی بسیار نزدیک بوده و قابلیت اجرایی دارد؛ بطوریکه هزینه روزانه مسأله مسیریابی مورد نظر به ترتیب در دو الگوریتم فرا اکتشافی و قطعی 1/42351 و 6/40231 بوده است و تنها 26/5 درصد اختلاف در نتایج وجود دارد. علاوه بر این با مقایسه نتایج حاصل از شرایط موجود و الگوی بهینه حمل‌ونقل می‌توان دریافت که هزینه‌های حمل‌ونقل در شرایط موجود نسبت به دو الگوریتم مسیریابی قطعی و جهان‌های موازی، به ترتیب 3/2 و 14/2 برابر است. در این راستا استفاده از نتایج اینگونه تحقیقات در عمل میتواند باعث بهبود محیط زیست و همچنین کاهش قابل توجهی در هزینه‌های حمل‌و‌نقل گردد.

سنجش ضریب عدم تقارن اطلاعاتِ شرکت‌های فعال در صنعت مواد غذایی و آشامیدنی ِبورس اوراق بهادار تهران

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 60-72

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i1.55540

مصطفی شمس الدینی، محمدنبی شهیکی تاش، فرهاد خداداد کاشی

چکیده عدم تقارن اطلاعات می‌تواند عملکرد شرکت‌ها در بورس اوراق بهادار را شدیداً تحت تأثیر قرار دهد و شرکت‌ها با محیط اطلاعاتی نامناسب را برای سرمایه‌گذاران غیر جذاب کند. شرکت‌های فعال در صنعت مواد غذایی و آشامیدنی در بورس اوراق بهادار تهران نتوانسته‌اند موفقیت چشم‌گیری را در جذب سرمایه معامله‌کنندگان در بازار داشته باشند. یکی از دلایل این امر می‌تواند مربوط به محیط اطلاعاتی پیرامون این شرکت‌ها در بازار باشد. ازاین‌رو پژوهش حاضر سعی داشته تا عدم تقارن اطلاعاتی این شرکت‌ها را در سال های 1387 تا 1394 بسنجد. در این راستا از معیار احتمال معامله آگاهانه (PIN) که یکی از معیارهای نوین در سنجش ضریب عدم تقارن اطلاعات است، استفاده شده است. به‌منظور تحلیل بهتر، نتایج محاسبه این شاخص در دو بخش شرکت‌های فعال در صنعت مواد غذایی و آشامیدنی به‌جز قند و شکر و صنعت قند و شکر ارائه شده است. نتایج نشان دهنده ضریب عدم تقارن اطلاعاتی بالا در شرکت‌های مورد بررسی است. به‌صورت میانگین، بیشترین ضریب عدم تقارن اطلاعات در این شرکت‌ها مربوط به سال 1388 و کم‌ترین ضریب مربوط به سال 1394 است. همچنین نتایج نشان می دهد که شرکت‌های معدودی عدم تقارن اطلاعاتی نزدیک به صفر دارند از طرفی نیز شرکت‌های زیادی در این صنعت عدم تقارن اطلاعاتی تقریباً کامل در برخی از سال‌ها، داشته‌اند که می‌تواند تا حدودی بیانگر عدم توفیق زیاد این شرکت‌ها در بازار باشد. ازآنجاکه نتایج نشان دهنده عدم ثبات در محیط اطلاعاتی پیرامون شرکت-های مورد بررسی است ازاین‌رو تلاش برای کاهش عدم تقارن اطلاعات و ارائه محیط اطلاعاتی مناسب تر حول این شرکت ها می‌تواند در موفقیت صنعت مواد غذایی و آشامیدنی در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر بسزایی داشته باشد.

نیازسنجی آموزشی کلزاکاران بخش زبرخان شهرستان نیشابور با رویکرد تلفیق دانش بومی و رسمی

دوره 26، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 97-105

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i2.15807

منصور شاه ولی، لیلا شاه مراد

چکیده در سال‌های اخیر افزایش تقاضا برای دانه‌های روغنی نظیر کنجاله غنی از پروتئین باعث شده تا سبد غذایی در جهان به سوی مصرف پروتئین‌ها و چربی‌ها گرایش یابد که این روند برای ایران نیز صادق است. کمبود مقدار تولید دانه‌های روغنی نسبت به سطح تقاضای آن‌ها در سال‌های گذشته از جمله معضلات اساسی کشور بوده که با تمهیدات دولت تولید آن‌ها بویژه کلزا تشویق شده است. اما برای موفقیت تنها تشویق کافی نبوده و تمهیدات آموزشی نیز باید فراهم گردد که نیازمند الگوی خاص شناسایی دقیق نیازهای آموزشی کلزاکران و اقدامات لازم است. در همین راستا مطالعه‌ای کاربردی با روش پیمایش در بخش زبرخان شهرستان نیشابور با الگوی ارتیز و رویکرد تلفیق دانش بومی و رسمی انجام گرفت. با نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای60 کلزاکار، پرسشنامه مطالعه، تکمیل و برای تحلیل داده‌ها از رایانه با کمک نرم‌افزار SPSS و آماره‌های متناسب با مقیاس اسمی، استفاده گردید. نتایج نشان داد به دلیل نو بودن کشت کلزا در منطقه، کلزاکاران به آموزش‌های خاص نیاز دارند که ناکافی و نامناسب بودن آن‌ها از دلایل اصلی اقدام نکردن آنان به کشت مجدد آن بوده است، لذا توصیه می گردد به دلیل قابلیت مدیریت پذیری کشت این گیاه، به طور مرتب نیازهای آموزشی کلزاکاران با شناسایی دانش بومی آنان و دانش رسمی کارشناسان و تلفیق این دو دانش شناسایی و تمهیدات لازم برای کشت کلزا فراهم گردد.

راهبرد‎های توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی باغی استان خراسان شمالی با استفاده از رویکرد تحلیل عوامل استراتژیک (SWOT)

دوره 27، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 103-113

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.26401

علی بزرگمهر، امین نعمتی، حجت ‎اله ربانی ‎نسب، بولفضل یاوری، محمد قربانی، مصطفی حیدری

چکیده به منظور شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت‎ها و تهدیدها در صنایع تبدیلی و تکمیلی باغی استان خراسان شمالی، در این مطالعه‎ از رویکرد تحلیل عوامل استراتژیک استفاده شد. اطلاعات موردنیاز از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه‎ تخصصی با 20 نفر از مدیران و کارشناسان صنایع کشاورزی، کارشناسان باغبانی استان و صاحبان صنایع تبدیلی و تکمیلی باغی استان در سال 1391 جمع‎آوری گردید. نتایج نشان ‎داد که وجود مواد خام اولیه باغی بیش از ظرفیت صنایع تبدیلی و تکمیلی استان با وزن نسبی (014316/0) و امتیاز نهایی (05/0) به عنوان مهمترین عامل قوت در شکل‎گیری و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی باغی استان است. عدم برخورداری اکثر صنایع باغی استان از واحدهای تحقیق و توسعه بر اساس معیار آنتروپی با وزن نسبی (02365/0) و امتیاز نهایی (05/0)، به عنوان مهمترین عامل تأثیرگذار بر عدم شکل‎گیری و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی باغی استان تشخیص داده شد. امکان جذب سرمایه‎گذاری خارجی در صنایع باغی استان به عنوان مهمترین فرصت در شکل‎گیری و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی باغی استان با وزن نسبی (148058/0) و امتیاز نهایی (4/0) و بی‎ثباتی در برنامه‎ریزی تولیدی محصولات باغی از سوی کشاورزان استان با وزن نسبی (205475/0) و امتیاز نهایی (4/0) به عنوان مهمترین تهدید در شکل‎گیری و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی باغی استان خراسان شمالی است. با توجه به نتایج، توسعه سردخانه‏های متناسب با حجم تولیدات باغی استان به منظور تأمین نیاز صنایع موجود استان و کاهش بخشی از ضایعات و بهبود واحدهای تحقیق و توسعه در صنایع تبدیلی و تکمیلی باغی استان به منظور افزایش قدرت رقابت‎پذیری صنایع باغی استان با صنایع باغی استان‎های همجوار به عنوان راهبردهای بخش صنایع تبدیلی و تکمیلی باغی معرفی شده است.

اولویت‌بندی استراتژی‌های بازاریابی شرکت صنایع لبنی پگاه آذربایجان‌شرقی: کاربرد رهیافت‌های دیماتل و ویکور

دوره 32، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 109-121

https://doi.org/10.22067/jead2.v32i2.65767

اسماعیل پیش بهار، رویا فردوسی، باب اله حیاتی

چکیده انتخاب استراتژی مناسب بازاریابی یکی از مهمترین مسائل در شرکت‌ها به‌خصوص شرکت‌های صنایع غذایی می‌باشد. هدف از انجام تحقیق حاضر، اولویت‌بندی استراتژی‌های بازاریابی شرکت صنایع لبنی پگاه آذربایجان شرقی است که در راستای این هدف، مهم‌ترین معیارها برای انتخاب استراتژی بازاریابی نیز شناسایی شدند. به هر حال با توجه به این‌که معیارهای متعدد کمی و کیفی مانند انطباق با اصول بهداشتی و زیست‌محیطی، ریسک، اقتصادی– تجاری، رضایتمندی مشتری، داشتن مزیت رقابتی، نوآوری و همسویی با بازار و همسویی با فرآیند داخلی شرکت بر روی انتخاب یک استراتژی بازاریابی مناسب تأثیرگذارند و اغلب دارای وابستگی درونی نیز هستند، استفاده از ابزارهایی که بتواند روابط شبکه‌ای را مدل‌سازی نماید می‌تواند مفید باشد. بنابراین الگوی ترکیبی براساس فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، دیماتل و ویکور برای اولویت‌بندی استراتژی بازاریابی پیشنهاد شده است. برای این منظور، در ابتدا وزن معیارها به کمک روش تحلیل سلسله مراتبی محاسبه شد. سپس روش دیماتل با توجه به وابستگی متقابل در معیارها، اهمیت وزن معیارها را اصلاح نمود. در نهایت روشویکور برای اولویت‌بندی استراتژی‌ها استفاده گردید. نتایج نشان می‌دهند که معیار انطباق با اصول بهداشتی و زیست محیطی بااهمیت‌ترین معیار در انتخاب استراتژی بازاریابی این شرکت است. همچنین معیارهای ریسک، اقتصادی– تجاری و نوآوری و همسویی با بازار «معیارهایی علّی» محسوب می‌شوند و در بین آن‌ها، معیار «اقتصادی– تجاری» بیشترین تأثیر را بر معیارهای دیگر دارد. در حالی‌که معیارهای انطباق با اصول بهداشتی و زیست محیطی، رضایتمندی مشتری، داشتن مزیت رقابتی و همسویی با فرآیند داخلی شرکت «معیارهایی معلولی» هستند. همچنین نتایج حاکی از آن است که استراتژی‌های تنوع و تمرکز اولویت اول را برای شرکت پگاه آذربایجان‌شرقی دارند.

مطالعه عوامل مؤثر بر سرعت پذیرش بذور جدید گندم در شهرستان ساوجبلاغ )کاربرد تجزیه و تحلیل بقا(

دوره 32، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 123-137

https://doi.org/10.22067/jead2.v32i2.67165

رضا مقدسی، ژیلا کمایی

چکیده بخش کشاورزی یکی از مهمترین بخش‏های اقتصادی کشور در مرحله گذار از کشاورزی سنتی به کشاورزی صنعتی است. در این مسیر انتقال دانش فنی موجود از مؤسسات پژوهشی به عرصه‏های تولید و بهره‏برداری کشاورزی امری اجتناب ناپذیر است که باید به طور جدی در رأس برنامه‏های توسعه کشور قرار گیرد. پژوهش حاضر ضمن معرفی روش تجزیه و تحلیل بقا، به شناسایی عوامل مؤثر بر سرعت پذیرش بذور اصلاح شده گندم (بهار، پیشتاز، پیشگام، پارسی و سیوند) توسط کشاورزان شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز می‏پردازد. داده‏های مورد نیاز از طریق میدانی و تکمیل پرسشنامه برای 140 گندم‏کار منتخب با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده در سال زراعی 95- 1394، گردآوری شده است. مهمترین نتایج حاصل مؤید آن است که الگوی وایبول در قیاس با مدل‏های رقیب از قدرت توضیح‏دهندگی بالاتری برخوردار است. متغیرهای درآمد غیرکشاورزی، تولید در هکتار، تجربه گندم‏کاری، میزان تحصیلات هر کشاورز، گذراندن دوره‌های آموزشی اثر مثبت و معنی‏دار بر کاهش مدت زمان پذیرش بذور جدید توسط کشاورزان نشان دادند. شغل اصلی کشاورزی و فاصله بین محل زندگی و فروشگاه‏های شهری مدت زمان انتخاب را افزایش می‏دهد. همچنین متغیرهای مالکیت زمین، سن کشاورز، بیمه‏ی محصول، کیفیت بذور عرضه شده، فاصله منزل تا فروشگاه‏های محلی بر روند انتخاب بذرهای جدید بی‏تأثیر بودند. با توجه به اینکه تجارب گندم‏کاری و شرکت در دوره‏های آموزشی اثر معنی‏داری در کاهش مدت زمان انتخاب بذرهای جدید دارند، پیشنهاد می‏گردد از تجارب افراد پیشرو در استفاده از بذرهای جدید گندم جهت آموزش سایر کشاورزان بهره گرفته شود و امکان تبادل و انتقال تجربیات بین گندم‏کاران به صورت عملی فراهم گردد.

مدلسازی رفتار اقتصادی پذیرش بیمه گندم آبی با استفاده از رویکرد تفکر سیستمی تابستان1392

دوره 28، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 125-137

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i7.25824

حمید بلالی، مهسا معتقد

چکیده ناپایداری و مخاطره آمیز بودن شرایط تولید در کشاورزی سبب شده است که تولید این بخش به عنوان فعالیتی توأم با ریسک تلقی شود . بدلیل ریسک بالای تولید محصولات کشاورزی، به کارگیری ابزاری دقیق و مؤثر برای حمایت و تأمین امنیت اقتصادی جمعیت فعال در بخش کشاورزی اجتناب ناپذیر می نماید. در این مطالعه با توجه به اهمیت صنعت بیمه در کاهش خطرپذیری محصولات کشاورزی و به منظور اتخاذ سیاست های مناسب در جهت توسعه این صنعت در بخش کشاورزی، رفتار اقتصادی پذیرش بیمه محصول گندم آبی از سوی کشاورزان شهرستان همدان مدل سازی گردید و آثار سناریوهای مختلف سیاستی در پذیرش بیمه مورد بررسی قرار گرفت . روش تحقیق در این مطالعه براساس رهیافت مدل سازی ریاضی و بهره گیری از شبیه سازی دینامیکی با استفاده از نرم افزار I Think بوده و اطلاعات و داده های مورد نیاز در سال زراعی 92-1391 جمع آوری گردید. یافته های تحقیق نشان می دهند با افزایش احتمال بروز خسارت احتمالی میزان پذیرش بیمه از سوی زارعین افزایش می یابد. بر این اساس در زمان اتخاذ تصمیم پذیرش بیمه اگر در طول سالهای گذشته، تعداد سالهایی که در آن خسارت به محصولات کشاورزی وارد گردیده بیشتر باشد، استقبال از بیمه بیشتر خواهد شد. همچنین در این مطالعه رابطه مستقیمی بین میزان تعهد بیمه گر و فرآیند پذیرش بیمه وجود دارد و پیشنهاد می گردد در فرآیند عقد قرارداد بیمه سهم پرداختی زارع متناسب با زیان احتمالی وارده بر محصول کشاورزی در نظر گرفته شود.

بررسی عوامل موثر بر مدیریت ریسک در بین زنان برنجکار شهرستان ساری با استفاده از نرم افزار لیزرل

دوره 29، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 126-138

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.34739

مهدی چرمچیان لنگرودی

چکیده کشاورزی به علت وابستگی شدید به طبیعت، فعالیتی پرخطر و همراه با ریسک به حساب می آید. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر در مدیریت ریسک در بین زنان برنجکار شهرستان ساری انجام شد. به این ترتیب جامعه آماری تحقیق 1677نفر از زنان تولیدکننده برنج شهرستان ساری می باشند و نمونه گیری تصادفی طبقه ای در این مطالعه به کاربرده شد و 248 نفراز زنان برنجکار انتخاب شدند. روش شناسی این پژوهش، ترکیبی از روش‌های کمی و توصیفی- استنباطی بود و برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS 16 و LISRELو از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. پس از تایید روایی ابزار پژوهش از طریق پانل متخصصان، به منظور تعیین پایایی، از ضریب کرونباخ آلفا و تتای ترتیبی استفاده شد. کرونباخ آلفا و تتای ترتیبی سوالات پرسشنامه به ترتیب 84/0 و 89/0 به‌دست آمد. نتایج پژوهش نشان داد که با توجه به تأثیر منابع دریافت اطلاعات برمیزان به کارگیری از روش‌های مدیریت ریسک، توصیه می‌شود به منابع دریافت اطلاعات مانند اینترنت، مدیریت و مرکز خدمات جهاد کشاورزی، شرکت در کلاس‌های آموزشی کشاورزی، روزنامه، کتاب و نشریه‌های آموزشی و ارتباط با کارشناسان و متخصصان کشاورزی توجه بیشتری گردد.