مؤلفههای مؤثر بر توسعه کارآفرینی در نواحی روستایی: مطالعه موردی شهرستان هامون
دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 244-225
https://doi.org/10.22067/jead.2025.90314.1302
حسن مهماندوست، علیرضا سرگزی، علیرضا کیخا، سامان ضیایی، علیرضا ثانی حیدری
چکیده این تحقیق به بررسی ظرفیتها و عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در نواحی روستایی شهرستان هامون میپردازد. با توجه به اهمیت کارآفرینی در ایجاد اشتغال، کاهش فقر و بهبود کیفیت زندگی در مناطق روستایی، شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی در این زمینه ضروری است. پژوهش حاضر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای، شامل 278 نفر از افراد فعال در حوزه کسبوکارهای روستایی در پایان سال 1402 انجام شده است. در این مطالعه، عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی به شش بعد اصلی عوامل انسانی و فردی، زیرساختی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تقسیمبندی شدهاند. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل عاملی و الگوی لاجیت ترتیبی بهره گرفته شد. نتایج الگوی تحلیل عاملی تحقیق نشان داد "یارانهها و حمایت دولت از تولید"، "درآمد" و "تنوع محصولات روستایی" سهم بالایی در تغییرپذیری بعد اقتصادی توسعه کارآفرینی روستایی دارد. "تجربه، "مشاوره و خدمات حمایتی"، "میزان آگاهی" و "علاقهمندی به آبادانی روستا"سهم بالایی در توضیح بعد فرهنگی و اجتماعی توسعه کارآفرینی روستایی دارند. در بعد زیرساختی، بهترتیب "دسترسی به خدمات و تسهیلات" و "دسترسی به محیط پویای روستایی" نقش تعیینکنندهای را ایفا میکنند. در نهایت در بعد فردی، نتایج نشان داد "انگیزه"، "تحصیلات"، "توان روحی و روانی" و "مدیریت ابتکار و خلاقیت"، سهم بالایی در توضیح این بعد را به خود اختصاص داده است. افزونبراین، نتایج الگوی لاجیت ترتیبی نشان داد به ازای افزایش هر یک واحد در شاخصهای عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل نهادی و آموزشی و عوامل زیرساختی، احتمال قرار گرفتن افراد در گروه انگیزه زیاد برای کارآفرینی روستایی، بهترتیب به میزان 2202/0، 2497/0، 3381/0 و 3620/0 واحد افزایش مییابد. همچنین، به ازای افزایش هر یک واحد در شاخصهای موانع اقتصادی و موانع فرهنگی و اجتماعی، احتمال قرار گرفتن افراد در گروه انگیزه زیاد برای کارآفرینی روستایی بهترتیب به میزان 8430/0 و 872/0، واحد کاهش مییابد. نتایج این تحقیق اطلاعات مهمی را برای سیاستگذاران فراهم میکند، لذا توصیه میشود سیاستگذاران در گام اول در اجرای برنامههای توسعه کارآفرینی روستایی متغیرهای تعیینکننده توسعه کارآفرینی را مورد توجه قرار دهند و در گام دوم با حمایتهای یارانهای، اعطای تسهیلات کم بهره و صندوقهای بیمهای خرد روستایی، موانع کارآفرینی روستایی و ریسک سرمایهگذاری در آن را کاهش دهند.
تعیین الگوی کشت و سبد بهینه مصرف انرژی مورد نیاز در پمپاژ آب آبیاری (مطالعه موردی: اراضی شمال ایران)
دوره 37، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 253-269
https://doi.org/10.22067/jead.2023.77437.1145
خدیجه عبدی رکنی، سمیه شیرزادی لسکوکلایه، حمید امیرنژاد
چکیده محدود بودن منابع انرژی فسیلی و مشکلات ناشی از انتشار گازهای گلخانهای حاصل از آن، ضرورت مصرف انرژیهای تجدیدپذیر را بر همگان روشن ساخته است. بر همین اساس در تحقیق حاضر سعی شده است، با استفاده از مدل چندهدفه، الگوی کشت بهینه زراعی و سبد بهینه مصرف انرژی در اراضی کشاورزی بهگونهای که منافع حاصل از تولید محصولات زراعی کشاورزان با تکیه بر استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر و کاهش مصرف سوخت منابع انرژی فسیلی مورد استفاده در سیستم آبیاری، تعیین شود. جامعه آماری پژوهش، زارعین منطقه بیشه جنوبی شهرستان بابل میباشند. دادههای مربوطه از طریق اداره جهاد کشاورزی منطقه و سازمان ساتبا، در سال 1400 به صورت خام جمعآوری شد. نتایج مطالعه، در وضعیت ترکیب انرژی تجدیدپذیر با انرژی فسیلی در پمپاژ آب آبیاری، کشت محصولات شالی طارم، شالی شیرودی، سویا، و ذرت بهترتیب با سطح کشت 44/0، 30/0، 16/0 و 10/0 در هکتار را بهعنوان مقادیر بهینه پیشنهاد میکند. با اجرای الگوی پیشنهادی، سود زارعین منطقه بهازای هر هکتار از 49/536 به 41/538 میلیون ریال نسبت به وضعیت عدم لحاظ انرژی تجدیدپذیر در الگوی جاری، افزایش مییابد. سبد بهینه مصرف انرژی بهصورت ترکیب بهکارگیری انرژی خورشیدی و انرژی فسیلی، 2690 کیلووات ساعت بهدست آمد، که از این مقدار، 82 درصد به انرژی فسیلی و 18 درصد به انرژی خورشیدی اختصاص دارد. همچنین، براساس نتایج، با انتخاب سیستم پمپ ترکیبی فسیلی-خورشیدی و همچنین کاهش سطح کشت شیرودی و افزایش سطح طارم، سویا و ذرت نسبت به الگوی فعلی منطقه در شرایط عدم استفاده از انرژی تجدیدپذیر بهعنوان منبع سوخت آبیاری، 18 درصد از میزان انتشار گازهای گلخانهای صرفهجویی خواهد شد. لذا، تشویق و حمایت دولت از کشاورزان در زمینه استفاده از منابع انرژیهای تجدیدپذیر در تأمین سوخت کشاورزی میتواند در کاهش زیانهای محیطزیستی ناشی از کشاورزی نقش بهسزایی داشته باشد.
عوامل مؤثر بر اشتغال زارعین به فعالیتهای خارج از مزرعه و تأثیر آن بر برابری درآمد در شهرستان مرودشت
دوره 34، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 259-273
https://doi.org/10.22067/jead.2020.39301
قاسم لیانی، محمد بخشوده، زینب احمدی کیا
چکیده گرچه معیشت اصلی کشاورزان بطور عمده از طریق فعالیتهای داخل مزرعه تأمین میشود ولی با توجه به محدودیتهای عوامل تولید، فرصتهای اشتغال در خارج از مزرعه نیز راهکاری به منظور جلوگیری از افزایش فقر تلقی میشود. لذا در این مطالعه با استفاده از مدل چندگزینهای لاجیت و تکمیل 153 پرسشنامه به بررسی عوامل مؤثر بر تخصیص زمان زارعین منطقه مرودشت به فعالیتهای داخل مزرعه و سایر فعالیتهای خارج از مزرعه پراخته شد. بر اساس نتایج در شهرستان مرودشت متغیرهای سن، تحصیلات، اشتغال به دامداری، تعداد کلاسهای ترویجی، تعداد افراد تحت تکفل، مخارج خانوار، نسبت مخارج به درآمد کشاورزی، تعداد نیروی کار خانوادگی و ارزش دارایی فرد اثری معنیدار بر احتمال تخصیص زمان به فعالیتهای مرتبط با کشاورزی خارج از مزرعه دارند. همچنین فعالیتهای غیرکشاورزی خارج از مزرعه و فعالیتهای زراعی به ترتیب کمترین و بیشترین سهم را در ایجاد نابرابری درآمدی در بین خانوارها بخود اختصاص میدهند. بنابراین، ایجاد امکانات لازم جهت افزایش سطح سواد روستائیان، تشویق به انجام فعالیتهای خارج از مزرعه برای افراد با زمین اندک در کنار سرمایهگذاری در توسعه فعالیتهای خارج از مزرعه در مناطق روستایی میتواند به تخصیص زمان آنان به فعالیتهای غیر کشاورزی همراه با فعالیتهای کشاورزی و افزایش برابری درآمدی کمک نماید.
چالشهای پایداری واحدهای تولید دامی مبتنی بر چرا در شرایط تغییر اقلیم (مطالعه موردی: استان کرمانشاه)
دوره 40، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 275-253
https://doi.org/10.22067/jead.2026.94239.1361
شیوا نجاتیان، حسین شعبانعلی فمی، ناصر مطیعی
چکیده افزایش سریع جمعیت، تغییرات اقلیمی و محدودیت منابع تولید، تأمین امنیت غذایی جهان را با چالشی بزرگ مواجه کرده است. نظامهای تولید غذایی پایدار، ازجمله نظامهای تولید دامی مبتنی بر چرا، نقش مهمی در مقابله با این چالش دارند. این نظامها نهتنها بخشی از تقاضای جهانی گوشت و محصولات لبنی را تأمین میکنند، بلکه به تنوعبخشی منابع غذایی و پایداری اکوسیستمها کمک میکنند. بااینحال، این نظامها بهویژه در کشورهای درحالتوسعه و مناطق خشک و نیمهخشک با چالشهای متعددی مواجه هستند. این مطالعه باهدف شناسایی و تحلیل چالشهای پیش روی نظامهای دامی در شرایط تغییر اقلیم در استان کرمانشاه انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۴۰ کارشناس و خبره در حوزه تخصصی مدیریت امور دام و منابع طبیعی بودند که به روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. از بین این کارشناسان ۱۳۱ نفر (با نرخ پاسخگویی 93 درصد) پرسشنامههای تحقیق را تکمیل کردند. روایی محتوایی و پایایی پرسشنامه توسط اعضای هیأت علمی و کارشناسان تأیید شدند. دادهها بهوسیله پرسشنامه محققساخته گردآوری و با نرمافزار SMART-PLS تحلیل شد. نتایج نشان داد مهمترین چالشهای پایداری این نظامها بهترتیب شامل چالشهای زیستمحیطی با ضریب مسیر (756/0β=)، اقتصادی (683/0β=)، مدیریتی (669/0β=)، فنی (593/0β=)، اجتماعی (563/0β=) و قانونی (454/0β=) بودند. در بین چالشهای زیستمحیطی، تغییرات اقلیمی و خشکسالی مهمترین سهم را در پایداری نظامهای تولید دامی استان دارا بودند. همچنین چالشهای اقتصادی مانند بالا بودن قیمت نهادهها، ضعف توان مالی دامداران و نوسانات بازار و عدم دسترسی به اعتبارات نیز از موانع مهم بودند. شناخت این چالشها میتواند به تدوین راهکارهای عملی برای ارتقای پایداری این نظامها کمک کند. بهمنظور بهبود پایداری نظامهای دامی، راهکارهایی نظیر ایجاد تشکلهای محلی، افزایش دسترسی به آموزشهای فنی، توسعه فناوریهای نوین و حمایت مالی از دامداران پیشنهاد شد.
تعیین وضعیت قابلیت های چابکی سازمانی در صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی با رویکرد فازی
دوره 27، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 277-287
https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i5.22043
مصطفی کاظمی، غلامرضا سلطانی فسقندیس
چکیده صنایع تولید کننده محصولات کشاورزی که بخش قابل توجهی از اقتصادهای کشورهای مختلف را تشکیل می دهند با افزایش رقابت در سطح بین المللی به دنبال فرصت های جدید سودآوری می باشند. چابکی سازمانی روش و فلسفه جدید تولیدی است که به دنبال واکنش اثر بخش به محیط متغیر و غیر قابل پیش بینی و استفاده از آن تغییرات به عنوان فرصتهایی برای پیشرفت سازمانی و سودآوری است. بر همین اساس نیز هدف این تحقیق بررسی وضعیت قابلیت های چابکی سازمانی در صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی است. بدین منظور در این تحقیق بر اساس ادبیات چابکی سازمانی، چهار متغیر پاسخ گویی، شایستگی، انعطاف پذیری و سرعت به عنوان قابلیت های چابکی مورد بررسی قرار گرفته اند. روش تحقیق توصیفی بوده و جامعه آماری این تحقیق شامل مدیران 142 شرکت در صنایع کشاورزی استان آذربایجان شرقی در سال 1391 می باشد. نمونه آماری با استفاده از رابطه تعیین حجم نمونه در جامعه های محدود 117 مدیر محاسبه شده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده این 117 نفر انتخاب گردیده است. به منظور جمع آوری داده ها در این تحقیق از پرسشنامه طراحی شده توسط محققان استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی، استنباطی و تئوری مجموعه های فازی انجام گردیده است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی استان در سه قابلیت پاسخ گویی، انعطاف پذیری و سرعت نمره بالاتر از متوسط و در قابلیت شایستگی نمره پایین تر از متوسط کسب نموده اند. بر همین اساس نیز با توجه به اینکه تدوین چشم انداز راهبردی، توانایی فناوری، معرفی محصولات جدید از مولفه های اصلی دستیابی به شایستگی محسوب می شود بنابراین پیشنهاد می گردد تا به منظور تقویت شایستگی در صنایع کشاورزی تدوین چشم انداز راهبردی، استفاده از توانایی های فناوری اطلاعات و استفاده از فرصت های نوظهور بازار در معرفی محصولات جدید مورد توجه جدی مدیران این بخش قرار گیرد.
بررسی ناهمگنی ترجیحات در رابطه با احیای دریاچه ارومیه: کاربرد مدل کلاس پنهان چند سطحی
دوره 30، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 285-296
https://doi.org/10.22067/jead2.v30i4.52878
باب اله حیاتی، مینا صالح نیا، مرتضی مولایی
چکیده یکی از چالش های عمده در زمینه ارزشگذاری، پی بردن به تنوع ترجیحات و حساسیت هایی است که در جوامع مورد بررسی وجود دارد. دریاچه ارومیه به عنوان یک کالای عمومی، نیازمند مداخله مردمی جهت جلوگیری از زوال هر چه بیشتر آن است. از این رو در تحقیق حاضر به مطالعه ترجیحات ساکنین حوضه و بروز ناهمگنی در آن با استفاده از روش آزمون انتخاب اقدام شده است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز با تکمیل 450 پرسشنامه از شهروندان 13 شهر و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برونزا در سال 1394 به دست آمده و با کاربرد مدل کلاس پنهان چند سطحی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج مدل به تشخیص سه کلاس در سطح فردی، دو کلاس در سطح گروهی و دو کلاس مقیاس انجامید.طبق نتایج حاصله، اکثر افرادی که در موقعیت جغرافیایی نزدیک تری نسبت به دریاچه ارومیه زندگی می کنند، به کلاس بزرگ واحدی تعلق دارند. این افراد مقادیر بالایی از تمایل به پرداخت را در راستای احیای دریاچه بیان نموده و تغییر آب و هوا و وزش بادهای نمکی (با 580750 ریال در سال به ازای خانوار) نگران کننده ترین مسئله زیست محیطی ناشی از خشک شدن دریاچه برای آنان به شمار می رود. نتایج مؤید این مطلب است کهنه تنها خصوصیات اقتصادی ـ اجتماعی بلکه خصوصیات ژئوفیزیکی محیط پیرامون اشخاص در شکل گیری نگرش ها، رفتارها، عقاید و در نتیجه انتخاب-های آنها مؤثر می باشند. همچنین وجود عدم قطعیت در پاسخ های افراد به عنوان سومین عامل تأثیرگذار در مدل سازی ترجیحات تشخیص داده شد. لذا پیشنهاد می شود در مطالعات آتی، بروز ناهمگنی ترجیحات از هر سه منظر فوق مورد توجه قرار گیرد.
بررسی اثرات متغیرهای آب و هوایی بر تخصیص زمین بین گروه های محصولات سالانه زراعی کشور
دوره 30، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 297-307
https://doi.org/10.22067/jead2.v30i4.54521
قادر دشتی، خدیجه الفی، محمد قهرمان زاده
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی نحوه اثرگذاری متغیرهای آب و هوایی شامل دما، بارش، سرعت باد و رطوبت بر سهم سطح زیرکشت انواع محصولات سالانه زراعی شامل غلات، حبوبات، سبزیجات، محصولات جالیزی، محصولات علوفه ای و محصولات صنعتی در ایران صورت گرفت. در این راستا با استفاده از اطلاعات زراعی و هواشناسی 336 شهرستان کشور در دوره زمانی 92-1391 اقدام به برآورد مدل لاجیت چندگانه کسری گردید. نتایج مطالعه نشان داد افزایش دما سهم سطح زیرکشت غلات و محصولات جالیزی را افزایش و سهم سطح زیرکشت حبوبات را کاهش می-دهد. لذا با توجه به پیش بینی های صورت گرفته در مورد افزایش دما در سال های آتی، انتظار بر این است که میزان کشت غلات افزایش و میزان کشت حبوبات کاهش یابد. بارش متغیر دیگری است که با افزایش آن سهم سطح زیرکشت غلات افزایش و سهم سایر انواع محصولات کاهش می-یابد. درصد رطوبت بر سهم سطح زیرکشت سبزیجات و محصولات صنعتی و سرعت باد نیز بر سهم سطح زیرکشت محصولات صنعتی و غلات موثر می باشد. از این رو توصیه می گردد نحوه واکنش تولیدکنندگان محصولات زراعی سالانه به تغییرات آب و هوایی تحت سناریوهای گوناگون پیش بینی و با مقایسه مقدار تولید بالقوه با نیازهای غذایی جامعه در آینده و تعیین شکاف های موجود، مبنای سیاست گذاری های لازم در این زمینه فراهم شود. همچنین با توجه به اینکه مطالعه حاضر تنها تخصیص زمین بین انواع محصولات سالانه زراعی را مدنظر قرار داده است، توصیه می-گردد مطالعات دیگری نیز در زمینه بررسی نحوه اثرگذاری تغییرات آب و هوایی بر تولیدات سایر بخش های کشاورزی از قبیل محصولات باغی و دامی صورت گیرد.
مقایسه تحلیلی عوامل مؤثر بر مصرف ماهی در شهرهای ساری و مشهد
دوره 31، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 299-310
https://doi.org/10.22067/jead2.v31i4.65025
افسانه نیکوکار، مسعود حسین زاده، زهرا نعمت الهی
چکیده با توجه به نقش و اهمیت مصرف آبزیان در سلامت جامعه، در این مطالعه عوامل مؤثر بر مصرف ماهی در دو شهر ساری و مشهد بررسی شده است. به این منظور، از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه از 180 خانوار مشهدی و 120 خانوار ساروی در سال 1394 و با استفاده از الگوی لاجیت ترتیبی، مهمترین عوامل مؤثر بر مصرف ماهی در این دو شهر شناسایی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، متغیرهای تعداد افراد زیر 10 سال و منطقه مسکونی بر مصرف ماهی در خانوارهای مشهدی تأثیر مثبت و معنیدار داشته و عوامل مرتبط با سلیقه، تهیه و طبخ آبزیان و سلامت و بهداشت آبزیان بر مصرف ماهی در خانوارهای مشهدی تأثیر منفی و معنیدار داشته است. در خانوارهای ساروی، متغیرهای تعداد افراد زیر ده سال، تعداد افراد با بیماری خاص، تعداد سالمندان و سطح درآمد، بر مصرف ماهی تأثیر مثبت و معنیدار داشته و سن بر مصرف ماهی تأثیر منفی و معنیدار داشته است. مقایسه عوامل مؤثر بر مصرف آبزیان در شهرهای مشهد و ساری نشان میدهد، هیچ یک از متغیرهای نامطلوب مرتبط با آبزیان بر مصرف آبزیان خانوارهای ساروی مؤثر نبودهاند. از آنجا که خانوارهای ساروی (ساحلی) به آبزیان تازه و با قیمت پایینتری نسبت به خانوارهای مشهدی (غیرساحلی) دسترسی دارند؛ این امر در سطح مصرف ماهی این خانوارها تأثیرگذار بوده است. لذا بر اساس نتایج بهدست آمده، برگزاری کلاسهای آموزشی طبخ آبزیان برای علاقهمندان و ایجاد بازارچههای آبزیان جهت عرضه انواع آبزیان پیشنهاد میگردد.
مؤلفه های اثرگذار مدیریت ریسک تولید بر پذیرش بیمه محصولات کشاورزی (مطالعه موردی: کشاورزان ذرتکار دشت مغان)
دوره 32، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 299-311
https://doi.org/10.22067/jead2.v32i4.68267
مجتبی سوختانلو
چکیده بیمه کشاورزی، یکی از مهمترین راهکارهای مدیریتی برای غلبه بر خطرات کشاورزی، تغییرات آب و هوا و دیگر خطرات طبیعی اجتنابناپذیر است. لذا هدف تحقیق، بررسی مؤلفههای اثرگذار مدیریت ریسک تولید بر پذیرش بیمه محصولات کشاورزی، میان کشاورزان ذرتکار دشت مغان در استان اردبیل بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کشاورزان ذرتکار به تعداد 915 نفر بوده که حجم نمونه به کمک روش نمونهگیری چندمرحلهای، توسط فرمول یمان (Yamane) به تعداد 278 نفر تعیین گردید. ضریب ریسکگریزی با استفاده از مدل قاعده اول اطمینان (SFR) محاسبه و پس از دستهبندی کشاورزان ذرتکار بر اساس پذیرنده و نپذیرنده بیمه، توسط رگرسیون لجستیک مؤلفههای اثرگذار مدیریت ریسک بر پذیرش بیمه تعیین شد. مطابق یافتهها، اغلب کشاورزان ذرتکار (10/65 درصد) ریسکگریز میباشند. همچنین کشاورزان ذرتکار پذیرنده بیمه، بطور معنیداری دارای درجه ریسکگریزی کمتری نسبت به کشاورزان ذرتکار نپذیرنده بیمه هستند. نتایج رگرسیون لجستیک دوگانه نشان داد که از میان انواع مؤلفهها، مؤلفههای مدیریت ریسک کاشت (382/0=Wald)، مدیریت ریسک اقتصاد و بازاریابی (492/0=Wald)، مدیریت ریسک زیربنایی زراعی و فنی (617/0=Wald) و مدیریت تسهیم ریسک (447/0=Wald) تأثیر مثبت و معنیداری بر پذیرش بیمه محصولات کشاورزی داشت. همچنین تأثیر متغیرهای سن، سطح تحصیلات و تعداد ریسکهای کشاورزی نیز در تمایز دو گروه پاسخگویان، معنیدار بود.
دامنه عبور نرخ تعرفه واردات به قیمت محصولات کشاورزی در مناطق شهری و روستایی ایران
دوره 31، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 311-320
https://doi.org/10.22067/jead2.v31i3.61571
محمد قهرمان زاده، سمانه خلیلی ملکشاه، اسماعیل پیش بهار
چکیده شناخت اثر سیاست آزادسازی تجاری در بخش کشاورزی در کشورهای در حال توسعه به دلیل وابستگی حیاتی خانوارها به کشاورزی از نظر درآمد و مصرف ضروری است. اثر سیاست آزادسازی تجاری با توجه به مجموعه عوامل اثرگذار بر انتقال قیمت از بازارهای جهانی به بازار داخلی و دستمزدها متفاوت بوده و یک سیاست تجاری مشابه به احتمال زیاد دارای نتایج متفاوت در کشورهای مختلف خواهد بود. هدف از این مطالعه بررسی دامنه عبور نرخ تعرفههای تجاری به قیمت گروههای عمده محصولات کشاورزی در بخش شهری و روستایی کشور طی دوره زمانی 93-1384 میباشد. برای این منظور با استفاده از دادههای هزینه و درآمد خانوار مرکز آمار ایران و سالنامه آماری گمرک جمهوری اسلامی ایران، دامنه عبور تغییرات نرخ تعرفه به قیمتهای داخلی محصولات کشاورزی با استفاده از مدل عبور نرخ تعرفه نیکیتا و دادههای شبه پانل برآورد گردید. نتایج نشان دهنده عبور ناقص و پایین نرخ تعرفه به قیمت گروه کالاهای محصولات کشاورزی در ایران میباشد؛ بهطوریکه در مناطق شهری عبور نرخ تعرفه به قیمتهای محصولات کشاورزی در دامنه صفر و 17 درصد و در بخش روستایی در دامنه صفر و 26 درصد قرار دارد. عبور پایین نرخ تعرفه به قیمتهای داخلی در ایران به دلیل زیرساختهای محدودتر و بازارهای ناقص دور از انتظار نیست. توصیه میگردد سیاستگذاران در اتخاذ سیاستهای تجاری عواملی همچون مکانیزم انتقال قیمت در بازار، وضعیت زیرساختها و اثرات منطقهای عبور نرخ تعرفه به قیمتها را مد نظر قرار دهند.
تعیین آستانه اقتصادی کم آبیاری پنبه در شهرستان داراب
دوره 28، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 312-321
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.32460
عبدالرسول شیروانیان، حسن حقیقت نیا، سعید مهرجو
چکیده وقوع دوره های خشک سالی در مناطق جنوبی کشور به ویژه شهرستان داراب امری معمول و متداول است. همین امر، توجه به جنبه های اقتصادی تکنیک کم آبیاری را که از راه کارهای اساسی صرفه جویی در مصرف آب می باشد در تولید پنبه به عنوان یکی از مهمترین محصولات کشاورزی این شهرستان، ضروری نموده است. بر این اساس، به منظور بررسی اقتصادی تکنیک کم آبیاری پنبه و تعیین آستانه اقتصادی اعمال آن در شهرستان داراب، یک آزمایش اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار به مدت دو سال در ایستگاه تحقیقات بختاجرد این شهرستان بر روی پنبه انجام گردید و در ادامه از تکنیک بودجه بندی جزئی و روش انگلیش برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. تیمارهای اصلی مورد مطالعه شامل 1) آبیاری کلیه جویچه ها، 2) آبیاری جویچه های فرد،3) آبیاری یک در میان متغیر (یک نوبت آبیاری جویچه های فرد و نوبت بعد آبیاری جویچه های زوج)، 4) آبیاری به صورت دو نوبت در جویچه های فرد و یک نوبت آبیاری کامل و 5) آبیاری به صورت دو نوبت آبیاری کامل و یک نوبت آبیاری در جویچه های فرد، بودند. تیمارهای فرعی نیز شامل دو سطح ماده تنظیم کننده رشد گیاهی پیکس از گروه اکسین ها (0 و 1 لیتر در هکتار) به صورت محلول پاشی بود. نتایج نشان داد سطح آستانه اقتصادی کمآبیاری پنبه 8869 مترمکعب آب آبیاری در هکتار است که نسبت به میزان آب مصرفی در سطح آبیاری کامل موجب صرفه جویی 96/30 درصد (3977 مترمکعب در هکتار) در آب آبیاری می-گردد.
تحلیل مؤلفههای مؤثر بر ترجیحات پرداختی مصرفکنندگان برای محصولات کشاورزی ارگانیک: کاربرد مدلسازی معادلات ساختاری
دوره 33، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 339-350
https://doi.org/10.22067/jead2.v33i4.76582
حنانه آقاصفری، علیرضا کرباسی، حسین محمدی، رابرتو کلیستی
چکیده افزایش آگاهی عمومی نسبت به اثرات سوء استفاده از نهادههای شیمیایی موجب شده است که مصرفکنندگان گرایش فزاینده به محصولات کشاورزی ارگانیک پیدا کنند. بالا بودن قیمت تمام شده این محصولات، اهمیت بررسی ترجیحات پرداختی مصرفکنندگان را به منظور توسعه کشت آن روشن میسازد. از این رو، این مطالعه تلاش میکند تا مؤلفههای مؤثر بر ترجیحات پرداختی مصرفکنندگان را برای محصولات ارگانیک با بهرهگیری از مدلسازی معادلات ساختاری شناسایی و مورد بررسی قرار دهد. دادههای مطالعه با جمعآوری 142 پرسشنامه از بازدیدکنندگان نمایشگاه محصولات ارگانیک مشهد با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده در اسفند ماه سال 1396 به دست آمدهاند. نتایج مطالعه بیانگر آن است که آگاهی و دانش مصرفکنندگان، مشخصات فردی و نگرش مثبت نسبت به ویژگیهای محصولات ارگانیک به ترتیب به میزان 27/0، 59/0 و 21/0 بر ترجیحات پرداختی مصرفکنندگان در جهت مثبت اثرگذار است. همچنین عوامل بازاریابی به طور غیر مستقیم از طریق اثرگذاری به میزان 68/0 بر نگرش نسبت به ویژگیهای محصولات ارگانیک، بر ترجیحات پرداختی مصرفکنندگان مؤثر است. بر اساس نتایج بدست آمده، توصیه شده است که سیاستگذاران نسبت به اطلاعرسانی و آگاهی بخشی منافع محصولات ارگانیک اقدام جدیتری داشته باشند.
بررسی امکان جمع پذیری میوه و خشکبار، انواع سبزی، حبوبات و فرآوردههای سبزی: کاربرد تئوری مرکب سازی تعمیم یافته
دوره 29، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 345-358
https://doi.org/10.22067/jead2.v29i4.43205
مهدی شعبان زاده خوشرودی، ابوالفضل محمودی
چکیده بررسی شرایط مرکب سازی کالاهای کشاورزی در مباحث اقتصادی، از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا در بسیاری از موارد، دسترسی به اطلاعات تفکیک شده ی کالاها امکان پذیر نبوده و یا با بررسی تفکیکی آنها در مدل، مشکلاتی نظیر همخطی بروز میکند. بر این اساس و با توجه به اهمیت مساله در مطالعه حاضر، شرایط مرکب سازی میوه و خشکبار، انواع سبزی، حبوبات و فرآوردههای سبزیجات با استفاده از روش مرکب سازی تعمیم یافته (GCCT3) مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات مورد نیازجهت انجام مطالعه حاضر از آمارنامه های بانک مرکزی به صورت ماهانه برای دوره زمانی 91-1383و برای کل کشور جمع آوری شده است. نتایج نشان میدهد که در گروه میوه و خشکبار، با توجه به برآورده شدن شرایط آزمون GCCT، کالاهای سه گروه میوههای درختی، میوههای جالیزی و خشکبار را میتوان به صورت سه گروه مرکب در نظر گرفته و علاوه بر این سه گروه فوق را میتوان به صورت یک گروه مرکب با نام گروه میوه و خشکبار تجمیع کرد. همچنین گروههای سبزیهای برگی، سبزیهای بوتهای، سبزیهای ریشهای و حبوبات را میتوان درقالب چهار گروه مرکب در نظرگرفته و همچنین چهار گروه فوق به علاوه دو گروه سبزیهای تازه و فرآوردههای سبزیجات را میتوان درقالب یک گروه مرکب با نام انواع سبزی، حبوبات و فرآوردههای سبزیجات با هم ترکیب نمود. بنابراین می توان مطالعات اقتصادی را با استقاده از گروه بندی انجام گرفته توسط بانک مرکزی ایران انجام داد و درصورت استفاده از این شاخص ها، نتایج قابل اتکا و معتبر خواهد بود.
بررسی عوامل مؤثر بر ترجیحات مصرفی خانوار برای قارچ شاه صدف
دوره 34، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 375-395
https://doi.org/10.22067/jead.2021.17790.0
الناز خانزاده شادلو سفلی، جواد جانپور، محمود دانشور کاخکی، حسین محمدی
چکیده قارچ بهعنوان یک ماده غذایی مناسب از جنبهی تغذیهای و فیزیولوژیکی دارای مواد ارزشمندی میباشد. در میان انواع آن، قارچ خوراکی-دارویی شاه صدف به دلیل خواص غذایی و دارویی با ارزشی که دارد به تازگی مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، با توجه به خصوصیات بیشمار قارچ شاه صدف و جانشینی آن با قارچ دکمهای، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر ترجیحات خانوار نسبت به جایگزینی این قارچ به جای قارچ خوراکی دکمهای است. دادههای مطالعه از طریق تکمیل پرسشنامه از 400 خانوار در سال 1398 جمعآوری شده است. با توجه به ماهیت ترتیبی میزان ترجیحات مصرفی خانوار، جهت دستیابی به هدف پژوهش از الگوی لاجیت ترتیبی استفاده شده است. نتایج نشان داد، متغیرهایی چون درآمد خانوار، شاخص اهمیت ویژگیهای ظاهری قبل و پس از پخت، شاخص آگاهی از خواص غذایی و دارویی، شاخص پیشبرد فروش، شاخص دسترسی فیزیکی به محصول و آشنایی با قارچ شاه صدف اثر مثبت و معنیدار و متغیرهایی چون سن سرپرست خانوار و شاخص قیمت قارچ شاه صدف اثر منفی و معنیداری بر احتمال قرار گرفتن خانوار در سطوح بالاتر از میزان ترجیحات مصرفی دارند. با توجه به اثر مثبت متغیر شناخت و آگاهی از قارچ و خواص آن بر میزان ترجیحات مصرفی خانوار، پیشنهاد میشود سیاستها و برنامههای بازاریابی جهت معرفی این محصول در دست اقدام قرار گیرد.
اندازهی دولت و رشد اقتصادی در ایران با تاکید بر رشد بخش کشاورزی: رهیافت رگرسیون آستانهای
دوره 23، شماره 1، بهار 1388
https://doi.org/10.22067/jead2.v1388i1.2063
منصور زیبایی، زهرا مظاهری
چکیده چکیده
اندازه دولت در فرآیند توسعه اقتصادی، نقش کلیدی ایفاء مینماید. بههمین دلیل در این مطالعه، وجود رابطه غیر خطی بین اندازه دولت و رشد اقتصادی با استفاده از تابع تولید دو بخشی توسعه یافته بوسیله رام (1986) مورد بررسی قرار گرفت. داده مربوط به یک دورة 44 ساله (1384-1340) از مرکز اطلاعات اقتصادی ایران بدست آمد و دو نوع اندازه دولت بعنوان متغیر آستانه مورد آزمون واقع شد. نتایج نشان داد که اندازه فعلی دولت از اندازه بهینه آن عبور کرده است، بنابراین سهم مخارج دولت از تولید ناخالص داخلی باید کاهش یابد. همچنین وجود اثربخشی غیرخطی اندازه دولت بر رشد بخش کشاورزی مشخص گردید.
بررسی تاثیر اجرای طرحهای مرتعداری بر کارایی مراتع(مطالعه موردی استان خراسان رضوی)
دوره 23، شماره 2، پاییز 1388
https://doi.org/10.22067/jead2.v1388i2.2526
محمد مظهری، حمیده خاکسار آستانه
چکیده چکیده
هدف این مطالعه تحلیل اقتصادی واگذاری مراتع در قالب طرحهای مرتعداری در استان خراسان رضوی میباشد. بنابراین جامعه آماری،کلیه طرحهای مرتعداری را شامل می شود که تا پایان سال 1380 مراحل واگذاری آنها انجام پذیرفته و اطلاعات پرسشنامه ها مربوط به سال 1385 می باشد. به این ترتیب از بین 221 طرح مرتعداری، تعداد 38 طرح از 11 شهرستان استان خراسان رضوی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شد.سپس تابع تولید مرزی تصادفی برای این مراتع تخمین زده شد و بر اساس آن مقادیر کارایی فنی این طرح ها محاسبه شد. به همین ترتیب تابع هزینه مرزی نیز محاسبه و کارایی اقتصادی و کارایی تخصیصی آنها به دست آمد. نتایج این مطالعه نشان داد که طرحهای مرتعداری در استان خراسان رضوی باعث افزایش تولید این مراتع تا حدود دو برابر نسبت به قبل از واگذاری شده است. همچنین متوسط مقادیر کارایی فنی، اقتصادی و تخصیصی درطرحهای مرتعداری مورد مطالعه به ترتیب 80، 35 و 44 درصد محاسبه شده است. بررسی عوامل مؤثر بر عدم کارایی فنی طرحهای مرتعداری نیز نشان داد که متغیرهای دریافت وام، وسعت مرتع، تعداد ساعات آموزش و مدت زمان اجرای طرح تأثیر مثبت و متغیر تعداد بهره بردار تأثیر منفی بر روی کارایی فنی مرتعداران دارند.
کاربرد نظریه بازی در مدیریت منابع آب زیرزمینی حوزه آبریز اترک
دوره 24، شماره 1، بهار 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i1.3486
محمود صبوحی، عصمت مجرد
چکیده چکیده
حوزه ی آبریز اترک در استان خراسان شمالی یک ناحیه ی کشاورزی است که اغلب کشاورزان آن برای آبیاری محصولات خود از منابع آب زیرزمینی استفاده می کنند. با کاهش بارندگی در سال های اخیر در این ناحیه، رقابت بین مصرف کنندگان شهری، کشاورزی و صنعتی برای کسب آب افزایش یافته است. در مطالعه حاضر به منظور مدیریت منابع آب زیر زمینی حوزه آبریز اترک از نظریه بازی کمک گرفته شد. میزان بهره برداری بهینه از منابع آب
زیر زمینی برای 6 سناریوی مختلف برداشت آب، با استفاده از منحنی بهینه پارتو و چهار روش حل تضاد تعیین شد. نتایج نشان داد زمانی که به اهداف محیطی و اقتصادی وزن یکسانی داده شود بهترین سناریوی بهره برداری از منابع آب زیرزمینی بین 64 تا 117 میلیون متر مکعب در سال می باشد. در نهایت تصمیم گیری بهینه در بهره برداری از منابع آب زیر زمینی وابسته به اهمیت وزن های دو گروه هدف می باشد.
بررسی سیاست های حمایتی و مزیت نسبی تولید و صادرات پیاز :(مطالعه موردی: استان اصفهان)
دوره 24، شماره 2، تابستان 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i2.3929
اعظم رضایی، امیرحسین چیذری، نجمه نخعی
چکیده این مطالعه با هدف بررسی سیاست های حمایتی دولت، مزیت نسبی تولید و صادرات پیاز برای دوره 85-79 در استان اصفهان انجام شده است. برای بررسی سیاست های حمایتی دولت، روش ماتریس تحلیل سیاست (PAM)4 بکار گرفته شده و به منظور بررسی مزیت نسبی تولید از شاخص هزینه منابع داخلی (DRC)5 ، همچنین برای محاسبه مزیت نسبی صادرات از شاخص های مزیت نسبی آشکار شده (RCA)6 و مزیت نسبی آشکار شده متقارن (RSCA)7 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که در تمام سالهای مورد بررسی، دولت از بازار نهاده ها و محصول حمایت کرده با وجود این، محصول پیاز در دوره مذکور (بجز سال 1383) مزیت نسبی تولید نداشته است. در سالهای 1379، 1380، 1384 و 1385 دولت با اعطای یارانه غیرمستقیم از محصول حمایت کرده در حالیکه طی دوره 1383-1381 سیاست های دولت به صورت وضع مالیات بر این محصول بوده است. همچنین بر نهاده های قابل تجارت در سال های 1379 و 1380 مالیات غیر مستقیم وضع شده و طی دوره 1385-1381 به این نهاده ها یارانه تعلق گرفته است. نتایج بدست آمده از شاخص های RCA و RSCA برای محصول مورد نظر نشان می دهد که ایران طی دوره 1385-1378 (بجز سال 1384) از مزیت نسبی صادراتی برخوردار بوده است.
تخمین آب اضافی مصرف شده در بخش کشاورزی( مطالعه موردی: بخش زراعت شهرستان بشرویه )
دوره 24، شماره 3، پاییز 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i3.7725
تکتم کنعانی، محمود صبوحی
چکیده چکیده
وجود برداشتهای متفاوت نسبت به مقوله کارایی در ارتباط با آب مصرفی در بخش کشاورزی ممکن است از توسعه مناسب سیاستهای حفظ منابع آب جلوگیری کند، خصوصا هنگامی که تاکید بر افزایش کارایی مصرف آب از طریق بهبود در سیستمهای آبیاری باشد. هدف اصلی مطالعه حاضر برآورد مقدار آب اضافی مصرف شده برای نمونه ای متشکل از 15 مزرعه به روش تصادفی ساده واقع در استان خراسان جنوبی بین سالهای 1379 تا 1385 با استفاده از رهیافت تحلیل پوششی داده ها میباشد نتایج نشان داد که ارتباط بسیار ضعیفی بین سیستم های آبیاری و مقدار مصرف آب اضافی وجود دارد. مدیریت نقش موثری در کارائی آب مصرفی نشان داد رابطه مثبتی بین مقدار آب اضافی و سن کشاورز و نیز رابطه منفی بین مقدار آب اضافی و اندازه زمین دیده شد. همچنین تفاوتهایی در مقدار آب اضافی مصرف شده میان مزارع واقع شده در دو موقعیت مکانی مختلف ( بخش شرقی و جنوبی) نیز نشان داده شد. با توجه به یافته ها، مزارع کارا میتواند به عنوان معیاری جهت بهبود کارایی آب آبیاری در منطقه مورد مطالعه، مورد توجه قرار بگیرند.
تعیین برداشت بهینه آب از رواناب محیطی حوضه آبریز رودخانه کر، سد درودزن
دوره 24، شماره 4، زمستان 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i4.8189
ندا اسد فلسفی زاده، محمود صبوحی
چکیده چکیده
در مطالعه حاضر، با بکارگیری مدل اقتصادی – زیست محیطی جامع، به بررسی آبیاری و برداشت از آبهای سطحی در اراضی دشت رودخانه کر، سد درودزن تا دریاچه بختگان، پرداخته شد. در مدل اقتصادی– زیستمحیطی جامع، سه جزء اقتصادی، هیدرولوژی و زراعی مدنظر قرار گرفت. در جزء اقتصادی، تخصیص بهینه آب تحت دو سناریو با و بدون محدودیت رواناب محیطی با استفاده از برنامهریزی غیرخطی بررسی شد. یافتههای مدل شبیهسازی شده زیست محیطی در جزء هیدرولوژی، به عنوان دادههای اولیه در جزء اقتصادی مورد استفاده قرار گرفت. در جزء زراعی عملکرد واقعی محصول در سالهای تر، نرمال و خشک با استفاده از رابطه بین عملکرد و مقدلر آب آبیاری تعیین گردید. نتایج نشان داد که نحوه تخصیص آبهای سطحی در بین سالهای تر، خشک و نرمال در حوضه مورد مطالعه با مقدار بهینه آن متفاوت است. از دلایل این اختلاف عدم وجود بازار آب و تعیین قیمت آن با توجه به عرضه و تقاضا میتواند باشد. افزون برآن، با استفاده از مدل، الگوی کشت بهینه ای برای منطقه تعیین شد که میتواند در جهت حفظ منابع آب سطحی مورد توجه قرار گیرد.
کاهش رفاه ناشی از افت سطح آب های زیرزمینی در دشت فیروزآباد
دوره 25، شماره 1، بهار 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i1.8872
فتحی فاطمه، منصور زیبایی
چکیده چکیده
برداشت بیش از حد از سفره های آب زیرزمینی به علت عدم مدیریت صحیح منجر به کاهش سطح آب های زیرزمینی شده است و از آنجایی که اقتصاد روستا بر پایه کشاورزی است و کشاورزی نیز وابسته به آب است، کاهش سطح آب های زیرزمینی رفاه کشاورزان را تحت تأثیر قرار می دهد. لذا در این مطالعه به بررسی کاهش رفاه ناشی از کاهش سطح آب های زیرزمینی، با استفاده از الگوهای اقتصاد سنجی پرداخته شد. برای این منظور از تخمین تابع تولید و تشکیل تابع رفاه، استفاده شد. داده های مورد نیاز از تکمیل 130 پرسشنامه در دشت فیروزآباد برای دو وضعیت استفاده از چاه-های عمیق و نیمه عمیق در سال زراعی 86-87 جمع آوری شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ارزش تولید نهایی آب در تولید گندم بیش از هزینه استخراج هر واحد آب است و به علت برداشت بیش از حد از منابع آب، رفاه هر کشاورز به ازای هر متر افت سطح آب برای چاه های نیمه عمیق 924110 تومان و برای چاه های عمیق 431210 تومان کاهش می یابد. کاهش رفاه برای هر مترمکعب آب برای چاه های عمیق 8/3 تومان و برای چاههای نیمه عمیق 1/8 تومان محاسبه شد.
انتخاب الگوی مناسب پیش بینی سطح زیر کشت، تولید و قیمت چغندرقند در ایران
دوره 25، شماره 2، تابستان 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i2.9705
محسن رفعتی، یداله آذرین فر، رویا محمدزاده
چکیده چکیده
هدف کلی مطالعه حاضر، انتخاب الگوی مناسب برای پیش بینی سطح زیر کشت، تولید و قیمت چغندرقند در ایران است. برای این منظور الگوهای ARIMA، تعدیل نمایی یگانه، تعدیل نمایی دوگانه، هارمونیک، شبکه عصبی و ARCH با استفاده از اطلاعات دوره زمانی 87-1362 برآورد و بهترین الگو انتخاب گردید. بررسی آزمون تصادفی بودن (دوربین واتسون) سریهای سطح زیر کشت، تولید و قیمت چغندرقند مبین غیرتصادفی متغیرها بود. بر اساس نتایج حاصل از محاسبه معیار کمترین خطای پیش بینی، برای پیش بینی سری های تولید و قیمت چغندرقند الگوی ARIMA به عنوان روش برتر در مقایسه با سایر روشها شناخته شد. اما به منظور پیش بینی سطح زیر کشت چغندرقند، استفاده از شبکه عصبی مناسبتر تشخیص داده شد. لذا استفاده از روش های مذکور به شرط ثابت بودن شرایط، نتایجی با کمترین خطا به دست خواهد داد. بر اساس نتایج حاصل از پیش بینی متغیرهای سطح زیر کشت، تولید و قیمت چغندرقند، در دوره 1388 تا 1393، متغیرهای مزبور حول میانگین دوره در نوسان بوده اند.
طبقه بندی JEL: Q11 – D12 – C32 – C22
کاربرد مدل برنامهریزی ریاضی مثبت به منظور تحلیل اثرات سیاستهای جایگزین قیمتگذاری آب در دشت مشهد
دوره 25، شماره 3، پاییز 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i3.10809
علی بخشی، رضا مقدسی، محمود دانشور کاخکی
چکیده چکیده
مدیریت منابع آب در ایران با تقاضای فزاینده برای منابع آب، افزایش قابل توجه در هزینههای عرضه آب و برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی مواجه میباشد. برای بهبود کارایی استفاده از آب، اقتصاددانان افزایش قیمت نهاده آب را پیشنهاد میکنند ولی سیاستگذاران به دلیل نگرانیهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی این پیشنهاد را رد میکنند. در این تحقیق از تکنیک برنامهریزی ریاضی مثبت (PMP) در سطح مزرعه برای تحلیل اثرات مختلف کاربرد سیاستهای قیمتگذاری آب و همچنین سیاستهای جایگزین آن در دشت مشهد (استان خراسان رضوی) بهره گرفته شد. سناریوهای شبیهسازیشده شامل افزایش قیمت نهاده آب، مالیات بر نهادههای مکمل نهاده آب و مالیات بر محصول میباشد. اثر سیاستهای جایگزین بسته به گروه بهرهبردار نماینده متفاوت بوده و اثرات آن بر درآمد، تقاضای آب و الگوی کشت هر گروه از بهرهبرداران گسترده میباشد. سیاست قیمتگذاری آب و مالیات بر محصول در مقایسه با سیاست مالیات بر نهاده مکمل، مؤثرتر و مناسبتر میباشند. دو سیاست مالیات بر نهاده و محصول در نرخهای معینی میتوانند به عنوان جایگزین سیاست قیمتگذاری آب بکار روند.
تعیین مکان بهینه صنایع تبدیلی در استان فارس مطالعه موردی صنایع تبدیلی گوجه فرنگی
دوره 25، شماره 4، زمستان 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.12179
حمید محمدی، محمود صبوحی، احمد علی کیخا، زکریا فرج زاده
چکیده استان فارس با تولید بیش از 16 درصد از گوجه فرنگی کشور بالاترین تولید را در کشور داراست. این مطالعه با هدف تعیین اولویت برای ایجاد واحدهای تبدیل گوجه فرنگی در استان فارس صورت گرفت. برای این منظور از الگوی حمل و نقل حداقل کننده جابجایی برای شبکه انتقال گوجه فرنگی از مراکز تولید به مراکز تبدیل و از مراکز تبدیل به مراکز مصرف استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز از طریق مراجعه به هریک از واحدهای تبدیل و تکمیل پرسشنامه در سال 1387و همچنین پایگاه اطلاعاتی وزارت جهاد کشاورزی جمع آوری شد. با توجه به مقادیر جابجایی نهایی به دست آمده از اجرای الگوی بهینه متوسط جابجایی در هر یک از مسیرهای منتهی به شهرستانهای مختلف استان محاسبه و اولویت شهرستانهای مختلف تعیین گردید. بر اساس یافته ها مشخص گردید شهرستانهای مرودشت، شیراز، پاسارگاد، اقلید و خرمبید کمترین افزایش در جابجایی کل را در اثر ایجاد واحدهای جدید خواهند داشت. همچنین مشخص گردید میزان فاصله از مراکز مصرف نیز در تعیین اولویت شهرستانهای مختلف حایز اهمیت است و بر همین اساس بطور کلی شهرستانهای شمالی استان فارس دارای موقعیت بهتر ارزیابی شدند.
طبقه بندی JEL: C61, L91, Q13, R32
کاربرد روش های برنامه ریزی ریاضی در تهیه جیرهغذایی برای جوجه های گوشتی و مرغ های تخم گذار
دوره 26، شماره 1، بهار 1391
https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i1.14097
آزاده پورزنجانی، محمد قربانی
چکیده حداقل کردن هزینه تولید برای میزان معینی از محصول از موضوعات کلیدی مدیران واحدهای کشاورزی و دامپروری می باشد. بخش عمده ی هزینه های یک واحد دامپروری (بهطور متوسط 75 درصد) مربوط به روش های تغذیه و جیره غذایی دام و طیور است. بههمین علت استفاده از روش هایی برای کاهش این هزینه، از جمله روش های برنامه ریزی ریاضی الزامی است. با توجه به این مهم، از این میان مدل برنامه ریزی خطی متعارف به عنوان چارچوب کار، مدل تقریبا بهینه بهعلت ایجاد گزینه های مختلف ترکیبات غذایی با اطمینان از سقف قیمت جیره حاصله و مدل خطی فازی برای پیدا کردن بهترین ترکیب مواد غذایی با حداقل هزینه ممکن برای جوجه های گوشتی و مرغ های تخم گذار در دوره رشد یعنی (11 تا 24 روزگی) و (7 تا 12 هفتگی) در سال 1389 مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد جیره تهیه شده برای مرغ های تخم گذار ارزان تر از جیره جوجه های گوشتی است. جیرهنویسی به روش فازی نسبت به برنامه ریزی خطی متعارف از طریق کاهش هزینه برای جوجه های گوشتی و مرغ های تخم گذار به ترتیب 6/0 و 7/0 درصد انعطاف جیره را افزایش داده است. کاهش هزینه در این دوره از رشد قابل توجه نیست و نسبت به الگو های برنامه ریزی خطی متعارف و تقریباً بهینه برتری چندانی نخواهد داشت. در پایان پیشنهاد می شود از همکاری کارشناسان تغذیه و متخصصان در امر برنامه ریزی به صورت تواماً استفاده شود تا جیره ای اقتصادی ارائه شود.
