با همکاری انجمن اقتصاد کشاورزی ایران
نوع مقاله: مقالات پژوهشی

کاربرد مدل پروبیت چندگانه درتحلیل عوامل موثر بر نوع اشتغال دانش‌آموختگان علمی کاربردی کشاورزی

دوره 29، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 116-125

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.32073

حسین محمدی، حسین روحانی

چکیده این پژوهش با هدف آگاهی از نوع اشتغال دانش آموختگان علمی کاربردی کشاورزی و تحلیل عوامل موثر برآن انجام شده است. متغیر وابسته تحقیق، نوع اشتغال است که شامل پنج طبقه: مشاغل مرتبط دولتی، غیر مرتبط دولتی، مرتبط خصوصی، غیر مرتبط خصوصی و جویای کار است. متغیرهای مستقل شامل جنسیت، سهمیه پذیرش در دانشگاه، میزان علاقه‌مندی به رشته تحصیلی، میزان هدایت شغلی در دوران تحصیل، رضایت از رشته تحصیلی، ارزیابی مهارت‌های حرفه‌ای و آموزشی کسب شده در دانشگاه، ارزیابی فرهنگ کار در جامعه و ارزیابی از نداشتن سرمایه می‌باشد. جامعه آماری کلیه دانش آموختگان دانشگاه علمی کاربردی کشاورزی و نمونه مورد نظر تعداد 167 نفر از دانش‌آموختگان مرکز آموزش علمی کاربردی جهادکشاورزی مشهد می‌باشند که در سال1391 جهت دریافت مدرک تحصیلی مراجعه کرده‌اند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه و از مدل پروبیت چند گانه در برآورد مدل‌های رگرسیونی و تحلیل نتایج استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که 4/23 درصد دانش آموختگان در مشاغل دولتی و 1/34 درصد در بخش خصوصی مشغول به کار می‌باشند و مابقی 5/42 درصد دانش‌آموختگان نیز جویای‌کار هستند. متغیرهای جنسیت، میزان علاقه‌مندی در انتخاب رشته تحصیلی، میزان رضایت از رشته تحصیلی، ارزیابی از نقش سرمایه روی اشتغال و میزان مهارت‌های حرفه‌ای و آموزشی در زمان تحصیل از متغیرهای مهم و اثر گذار بر نوع اشتغال فارغ التحصیلان کشاورزی می‌باشند. ارائه تسهیلات با کارمزد پایین، جذب هدفمند دانشجویان مراکز، افزایش آگاهی و ارائه اطلاعات در زمان انتخاب رشته و کاربردی کردن آموزش‌ها در کنار تقویت مهارت‌های علمی و عملی از جمله راهکارهای افزایش اشتغال و ارزش افزوده در این بخش می‌باشد.

تحلیل اثر سرریزهای تکنولوژی بر رشد بهره‏وری کل عوامل بخش کشاورزی ایران

دوره 30، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 117-126

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i2.54600

مصطفی بنی اسدی، سید عبدالمجید جلایی اسفندآبادی

چکیده بخش کشاورزی ایران، یک بخش سنتی با بهره‏وری اندک است. رشد بهره‏وری می‏تواند نقش مهم و موثری در رشد تولید و افزایش رقابت‏پذیری این بخش داشته باشد. در این مطالعه، نقش سرریزهای تکنولوژی بر بهره‏وری کل عوامل تولید بخش کشاورزی در دوره 1390-1353 مورد بررسی قرار گرفته است. ابتدا بهره‏وری کل عوامل از روش کندریک محاسبه گردید. همچنین سرریزهای تکنولوژی با استفاده از دو شاخص سرریز از کانال واردات کالاهای سرمایه‏ای و سرریز از کانال سرمایه‏گذاری مستقیم خارجی محاسبه گردید. سپس با استفاده از مدل خود توضیح-برداری با وقفه‏های توزیعی (ARDL)، اثر سرریزها بر بهره‏وری کل بخش کشاورزی برآورد گردید. نتایج مطالعه رابطه بلندمدت میان سرریزهای تکنولوژی و بهره‏وری کل بخش کشاورزی را تأیید می‏کند اما در کوتاه‏مدت تنها شاخص سرریز از کانال سرمایه‏گذاری مستقیم خارجی تأثیر مثبت بر بهره‏وری داشته است. از این‏رو پیشنهاد می‏شود توانایی جذب علم و تکنولوژی خارجی در بخش کشاورزی از طریق مهیا نمودن زیرساخت‏های لازم، افزایش یابد.

کاربرد برنامه ریزی چند هدفه آرمانی- فازی در بهینه سازی الگوی کشت با تأکید بر استفاده از روش های خاک ورزی حفاظتی

دوره 28، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 118-124

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i7.24914

صمد عرفانی فر، منصور زیبایی، مهدی کسرایی

چکیده در این مطالعه الگوهای کشت بهینه مبتنی بر اهداف انفرادی به همراه الگوی کشت چند هدفه و با تأکید بر روش های خاک ورزی حفاظتی در منطقه داراب با استفاده از روش برنامه ریزی چندهدفه آرمانی فازی ارائه گردیده است. اهداف انفرادی شامل حداکثر سازی بازده برنامه ای، حداقل کردن مصرف کود اوره، حداکثر سازی امنیت غذایی (تولید انرژی) و حداقل نمودن مصرف آب بود. نتایج نشان داد که در الگوی چند هدفه، شاخص های بازده برنامه ای و امنیت غذایی به ترتیب به میزان 5/23درصد و 1/6 درصد نسبت به الگوی فعلی افزایش و شاخص های مصرف انرژی و آب به ترتیب به میزان 2/5 درصد و 4 درصد کاهش پیدا کرد. مجموع فاصله مرکب آرمانی الگوی مصالحه ای نسبت به الگوی جاری حدود 36 درصد بهبود پیدا کرد. در این الگو روش های خاک ورزی حفاظتی جایگزین خاک ورزی مرسوم شدند و مقدار مصرف سوخت سالانه در مزرعه نماینده به میزان27 درصد کاهش یافت. بنابراین جایگزینی الگوی کشت چند هدفه با الگوی جاری که در آن بر استفاده از روش های خاک ورزی حفاظتی تأکید شده است، می تواند نتایج مطلوبی از نظر اقتصادی و زیست محیطی را به دنبال داشته باشد.

ارزیابی نقش عضویت در تعاونی‌های فرش دستباف روستایی بر وضعیت اقتصادی- اجتماعی اعضا (مطالعه موردی استان قم)

دوره 31، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 121-135

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i2.58969

احمد خاتون آبادی، مصطفی نوروزی، مریم عطایی، جواد میرمحمدصادقی

چکیده یکی از رهیافت‌های توسعه، بسیج اجتماعی است که در آن به گسترش نهاد‌ها و موسسات اقتصادی و اجتماعی از طریق جلب مشارکت و توانمند‌سازی مردم اهتمام می‌شود. تشکیل تعاونی‌ها در همین راستا قرار دارد. پژوهش پیمایشی حاضر که از نوع توصیفی –تحلیلی است، با هدف بررسی تاثیر تشکیل تعاونی فرش‌دستباف روستایی بر وضعیت اقتصادی- اجتماعی اعضاء انجام شد. با استفاده از فرمول کوکران با احتمال 95 درصد، اندازه نمونه 250 نفر برآورد گردید که میان هفت حوزه به نسبت کل اعضا و غیر اعضا تسهیم و مورد بررسی قرار گرفت. در تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون t، جداول توافقی و همبستگی پیرسن استفاده گردید. مهمترین ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط متخصصان تأیید و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ79/0برآورد شد. نتایج پژوهش نشان داد تعاونی‌ها در تحت پوشش قرار دادن افراد مجرد و زنان بیوه و سرپرست خانوار نقش پررنگی دارند. با استفاده از آزمون t درسطع 05/0 درصد نتیجه شد که، مقدار فرش تولیدی اعضا با میانگین 30/2 متر مربع نسبت به غیر اعضا با میانگین77/1 متر مربع بیشتر بوده و نسبت هزینه به درآمد آنها کمتر است. با استفاده از آزمون همبستگی در سطح 05/0 درصد، از نظر اعضا تعاونی نقش موثری در حذف واسطه‌ها داشته است، لیکن تعاونی‌ها با وجود وظیفه قانونی و ظرفیت سازمانی بالایی که برای ارائه آموزش‌های مهارتی دارند، ضعیف عمل کرده‌اند. فاصله زمانی بازدید‌های کارشناسی از فرش‌های اعضا بیش از غیر اعضا بوده و اعضا در مجموع از عملکرد تعاونی خود رضایت نداشتند. در نهایت مشخص شد که اگرچه تولیدات اعضای تعاونی از نظر کمی بیشتر است ولی از نظر کیفی درجه پایینتری دارد، این امر به دلیل استفاده اعضا از نقشه‌های توخالیتر و عدم آموزش‌های مهارتی کافی و نظارت کمتر از بافته‌های آنها در مقایسه با بافندگان غیر عضو می‌باشد. با توجه به اینکه یکی از شاخص‌های توسعه، اهتمام به امر آموزش خصوصا آموزش حرفهای و کاربردی است تعاونی‌های مورد مطالعه در این زمینه عملکرد ضعیفی داشتهاند، که باید با برنامه‌ریزی دستگاه‌های متولی آموزش‌های مهارتی در کشور، توان مهارتی بافندگان را بالا برد تا کیفیت تولیدات و در نتیجه درآمد و قدرت رقابت آنها در بازار جهانی بالارود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی ترجیحات مصرف‌کنندگان برنج برای برنامه پرداخت برای خدمات اکوسیستم رودخانه سفیدرود

دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 121-132

https://doi.org/10.22067/jead.2021.67055.0

پروا تنکبار، حمید امیرنژاد، سمیه شیرزادی لسکوکلایه

چکیده رودخانه سفیدرود مهم­ترین رودخانه استان گیلان می­باشد که در چند سال اخیر دچار آلودگی­های شدیدی شده است. برنامه پرداخت برای خدمات اکوسیستم یکی از روش­های بازاری حفاظت از محیط زیست می­باشد که محبوبیت زیادی به­دنبال داشته است. بنابراین، در این پژوهش ترجیحات و تمایل به پرداخت مصرف­کنندگان برنج برای پذیرش برنامه پرداخت برای خدمات اکوسیستم رودخانه سفیدرود در استان گیلان بررسی شد. بدین منظور از روش آزمون انتخاب و مدل­های لاجیت با پارامترهای تصادفی و لاجیت کلاس پنهان بهره گرفته شد. اطلاعات مورد نظر از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه با 115 نفر از مصرف­کنندگان برنج ساکن در محدوده رودخانه سفیدرود در سال 1398 به­دست آمد. نتایج حاصل از هر دو مدل، وجود ناهمگنی در ترجیحات را تأیید می­کنند و متغیرهای سن، جنسیت و تحصیلات افراد از عوامل ناهمگنی شناخته شدند. نتایج حاصل از مدل کلاس پنهان و لاجیت پارامتر تصادفی نشان داد که به­ترتیب ویژگی­های نحوه توزیع پرداخت­ها و تعداد دفعات نظارت بر برنامه بالاترین اولویت را از نظر مصرف­کنندگان داشتند. بنابراین، جهت مشارکت و اطمینان بیشتر مصرف­گنندگان در چنین برنامه­هایی توصیه می­گردد این ویژگی­ها در برنامه لحاظ گردند. حداکثر تمایل به پرداخت به­ترتیب برای این دو ویژگی برابر با مقادیر 1347 و 3535 تومان به­دست آمد. مطابق با نتایج این پژوهش، پیشنهاد می­شود در پیاده­سازی برنامه PES از برنامه­های کوتاه­مدت با نظارت بالا استفاده شود، همچنین برنج­کاران با سطوح درآمدی پایین­تر در اولویت قرار گیرند. با توجه به این­که مصرف­کنندگان برای سازمان اجرائی خصوصی ترجیحات مثبت داشتند، بنابراین پیشنهاد می­شود فرصت­های سرمایه­گذاری در بخش خصوصی صورت گیرد.

تعیین مؤلفه‌های حکمرانی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیط‌زیست در بخش کشاورزی ایران

دوره 33، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 125-149

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.78364

مرضیه رونقی، محمدرضا کهنسال، محمد قربانی

چکیده حکمرانی خوب مجموعه‌ای از هنجارها و ارزش‌هاست و این یک عامل مهم برای توسعه کشور محسوب می‌شود. با توجه به آن که بخش کشاورزی نقش مهمی را در زندگی مردم دارد اما سهم آن در توسعه کاهش یافته است. در این تحقیق ابتدا از روش فرا ترکیب4 برای یافتن عوامل مهم حکمرانی کشاورزی در سطح جهانی استفاده شد. از کارشناسان متخصص کشاورزی برای رتبه‌بندی متغیرها در سطح جهانی با استفاده از روش آنتروپی شانون استفاده شد. همچنین برای یافتن مؤلفه‌های حکمرانی کشاورزی در ایران از تکنیک دلفی برای پر کردن پرسشنامه‌ها و ماتریس مقایسه دوجانبه در بین خبرگان ایرانی استفاده شد و در انتها روش فازی برای وزن‌دهی و مقایسه متغیرها در سطح جهانی و ایران بکار گرفته شد. مطابق با یافته‌های مدل فرا ترکیب متغیرهای (سیاست بین‌المللی، مشارکت گروهی و شرکت‌های تعاونی، رعایت استانداردها) بیشترین اهمیت و رتبه را دارند. در حالی‌که، با استفاده از تجزیه و تحلیل فازی متغیرهای (اشتغال کشاورزی، مشارکت گروهی و شرکت‌های تعاونی) بیشترین اهمیت را در حوزه سیاسی، اجتماعی و محیطی و متغیرهای (افزایش تولید و بازارهای مالی و سرمایه) بیشترین اهمیت را در حوزه اقتصادی در کشاورزی ایران دارند. متغیر (مشارکت گروهی و شرکت‌های تعاونی) در هر دو روش مشترک می‌باشد. مهم‌ترین پیشنهاد این پژوهش آن است که اجرای حکمرانی کشاورزی باید در آینده ادامه یابد، و با رویکردی وسیع‌تر، با استفاده از روش‌ها و مدل‌های ویژه، کل بخش کشاورزی را در بر گیرد. همچنین مطابق با یافته‌های پژوهش، مشارکت گروهی در کل فرایند تخصیص، صرف هزینه و نظارت بر منابع عمومی می‌تواند به تولید نتایج قابل توجه عملیاتی (بهبود عملکرد، معرفی اقدامات اصلاحی) و نتایج فرآیندی (تغییرات سازمانی، رفتاری و ارتباطی) کمک کند.

مشوق های سیاستی به منظور کاهش آبشویی نیترات در مزارع کشاورزی: منطقه مورد مطالعه شبکه آبیاری و زهکشی درودزن

دوره 30، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 127-135

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i2.40451

آذر شیخ زین الدین، عبدالکریم اسماعیلی، منصور زیبایی

چکیده کاربرد بیش از اندازه آب و کود نیتروژن در فعالیت های زراعی، منجر به آبشویی نیترات به آب های زیرزمینی شده است. این مسئله معضلات زیست محیطی فراوانی را در پی خواهد داشت که می توان به تسریع پدیده یوتروفیکاسیون اشاره کرد که به تبع آن رشد جلبک ها و سایر گیاهان آبزی افزایش یافته که در نهایت منجر به کاهش اکسیژن محلول در آب و کاهش شفافیت آب خواهد شد. در این مطالعه یک رویه مدلسازی یکپارچه به منظور مقایسه ابزارهای سیاستی برای کاهش آبشویی نیترات استفاده شده است. مدل یکپارچه شامل یک مدل بیوفیزیکی (SWAT)، یک مدل اقتصادی، یک مدل زیست محیطی و ارزیابی سیاست های افزایش قیمت آب و مالیات بر مصرف کود نیتروژنه می باشد. اطلاعات زراعی مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه برای سال زراعی 92-91 جمع آوری شد. برای این منظور، عملکرد محصولات منتخب (گندم، جو، ذرت دانه ای و برنج) و همچنین شاخص زیست محیطی (آبشویی نیترات) در سطوح مختلف مصرف آب و کود با استفاده از مدل SWAT شبیه سازی شد. سپس به منظور اتصال مدل بیوفیزیکی با مدل اقتصادی، از تکنیک رگرسیونی استفاده شد که از این طریق نتایج حاصل از شبیه سازی مدل بیوفیزیکی در مدل اقتصادی تولید مزرعه به کار برده می شود. نتایج این مطالعه نشان داد که با حرکت از وضع موجود به بهینه اقتصادی می توان سود را افزایش و آبشویی نیترات را کاهش داد. اما از این نقطه به بعد، کاهش تلفات نیتروژن بدون کاهش سود امکان پذیر نخواهد بود. به عبارت دیگر برای حرکت از بهینه اقتصادی به بهینه اقتصادی-زیستی بایستی مبادله بین سود مزرعه و تلفات نیتروژن صورت گیرد. همچنین نتایج حاصل از اعمال سیاست-های قیمتی به منظور دستیابی به حداکثر مقدار مجاز تلفات نیتروژن در واحد هکتار نشان داد که برای محصول گندم استفاده از سیاست افزایش قیمت آب و برای محصولات ذرت و برنج به دلیل حساسیت بالای عملکرد این محصولات به نهاده آب، استفاده از سیاست مالیات بر نهاده کود نیتروژن مقرون به صرفه تر می باشند.

بررسی آثار تغییر اقلیم در مناطق نیمه‌خشک بر بازار محصولات کشاورزی

دوره 34، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 127-148

https://doi.org/10.22067/jead2.v34i2.82775

حسن علی بخشی، آرش دوراندیش، محمود صبوحی

چکیده تغییر اقلیم در واقع تغییر برگشت‌ناپذیر در متوسط شرایط آب‌وهوایی است. این پدیده دامنه زمانی و مکانی وسیعی دارد و به دنبال آن دامنۀ اثرگذاری گسترده بر بخش‌های مختلف اقتصادی ازجمله منابع آب و کشاورزی خواهد داشت. قسمت عمده‌ای (77 درصد) از محصولات زراعی کشاورزی تولیدی کشور در مناطق نیمه‌خشک تولید می‌گردد و تغییرات اقلیمی می‌تواند بر تولیدات کشاورزی در این مناطق اثرگذار باشد. در این راستا، هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی آثار تغییر اقلیم در مناطق نیمه‌خشک، بر بازار (قیمت، درآمد، تولید، صادرات و واردات) محصولات کشاورزی کشور است. به‌منظور بررسی چالش‌های ناشی از تغییرات آب‌و‌هوا از دیدگاه اقتصادی، رهیافتی که تصویری دقیق از بخش کشاورزی و روابط درون آن را فراهم کند، ضروری می‌باشد. به همین دلیل از الگو چندبازاره کشاورزی استفاده شده است. برای این منظور اقدام به پهنه‌بندی زیراقلیم‌ نیمه‌خشک به روش دومارتن اصلاح شده گردید. همچنین جهت شبیه‌سازی اثرات تغییر اقلیم، عملکرد محصولات زراعی اعم از گندم آبی و دیم، جو آبی و دیم، و ذرت دانه‌ای با استفاده از تغییرات دما و بارش و ضرایب پاسخ عملکرد، محاسبه شد. سپس تابع تقاضای محصولات مختلف با استفاده از کشش‌ تابع تقاضا برآورد گردید. نتایج تحقیق نشان داد که تا سال‌ 2025 (افق 1404) تغییرات آب‌وهوایی، باعث تغییرات متفاوتی مانند تغییر در عملکرد، سطح زیرکشت و آب در دسترس در محصولات منتخب، می‌گردد که این امر باعث تغییر در قیمت این محصولات خواهد شد و اغلب قیمت آن‌ها را افزایش می‌دهد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد تغییرات صورت گرفته در محصولات باعث افزایش در درآمد بهره‌برداران کشاورزی شده و میزان خالص صادرات این محصولات را کاهش می‌دهد. در این راستا پیشنهاد می‌شود سیاست حمایتی قیمتی و غیر قیمتی مناسب برای حمایت از تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان این محصولات اتخاذ گردد تا آثار تغییرات اقلیمی بر بخش کشاورزی قابل‌کنترل و برنامه‌ریزی گردد. همچنین تولید محصولات گندم دیم، جو آبی، جو دیم و ذرت دانه‌ای در زیر اقلیم‌های خشک گرم و خشک سرد و محصول گندم آبی در زیر اقلیم خشک گرم و محصولات گندم آبی، جو دیم و ذرت دانه‌ای در زیراقلیم خشک معتدل افزایش یابد.

درجه تأثیرگذاری سهم بخش کشاورزی بر توزیع بودجه عمرانی استانی: کاربرد رگرسیون فضایی

دوره 31، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 136-148

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i2.59482

رضا جمشیدی، مصطفی سلیمی فر، محمد طاهر احمدی شادمهری، محمد قربانی

چکیده این مقاله به بررسی اثرات کمّی سهم بخش کشاورزی در تولید ناخالص داخلی وسایر متغیرهای اقتصادی و سیاسی بر توزیع اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای استان‌های کشور طی سال‌های 1393-1384 پرداخته است. با توجه به اینکه در ارتباط با بررسی چگونگی تخصیص بودجه میان بخش‌های مختلف کشور، مسأله ارتباط فضایی مناطق نیز مطرح می‌شود و باید از رهیافتی استفاده نمود که قادر به اندازه‌گیری ناهمگنی مکانی باشد لذا در این پژوهش از روش اقتصاد سنجی فضایی با داده‌های تابلویی استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که رویکرد توزیع اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای استان‌ها سیاست محور نبوده و بلکه برنامه محور می‌باشد و در این رویکرد نیز ضابطه کارایی و نه برابری مورد عمل قرار گرفته است. نتایج همچنین نشان می‌دهد که درآمدهای استانی، سهم بخش‌های کشاورزی, خدمات، صنعت و نفت در تولید ناخالص داخلی، مصرف واسطه رشته فعالیت‌های اقتصادی، نرخ تورم، محصول ناخالص داخلی سرانه، جمعیت و مساحت استان‌ها در توزیع اعتبارات موثر بوده‌اند. همچنین به دلیل خودهمبستگی فضایی مثبت در داده‌های مطالعه، مجاورت استان‌ها و اثرات متقابل متغیرهای توضیحی الگو در استان‌های مجاور نیز در توزیع اعتبارات نقش داشته است.

کاربرد برنامه ریزی فرا آرمانی در تعیین الگوی بهینه کشت محصولات کشاورزی مطالعه موردی: شهرستان نیشابور

دوره 26، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 150-158

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i3.17770

حسن سخدری، محمود صبوحی

چکیده تخصیص بهینه زمین های کشاورزی در یک منطقه یکی از مسائل بسیار اساسی در استفاده بهینه از منابع تولید کشاورزی است. برنامه ریزی فرا آرمانی یکی از مدل های تصمیم گیری چند معیاره است. در این برنامه ریزی تصمیم گیری هایی انعطاف پذیرتر از سایر برنامه ریزی های آرمانی برای تصمیم گیرندگان فراهم می شود. در مطالعه حاضر، الگوی بهینه کشت با استفاده از برنامه ریزی آرمانی و فرا آرمانی برای کشاورزی منطقه نیشابور در دوره زمانی87-86 تعیین شد. نتایج نشان داد که کل سطح زیرکشت در برنامه ریزی آرمانی 69016 هکتار و در برنامه ریزی فرا آرمانی مقدار 72092 هکتار می باشد. همچنین، در تمام الگوهای بهینه کشت محصول گندم بیشترین سطح زیرکشت را به خود اختصاص داد. با توجه به تحولات زیاد در تخصیص یارانه ها و کاهش شدید منابع آب در طی سال های اخیر، استفاده از الگو های بهینه کشت که در آن انحراف از آرمان ها کمتر است، پیشنهاد می شود.

تحلیل ساختار هزینه و صرفه های ناشی از مقیاس صنعت پرورش مرغ گوشتی (مطالعه موردی استان کردستان)

دوره 26، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 159-166

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i3.17771

محمود حاجی رحیمی، مهدی فهیم زاده، مهدی نعمتی، رضا مشکوه

چکیده تقاضا برای مصرف پروتئین در کشورهای در حال توسعه به دلیل بهبود سطح درآمد و تغذیه، به شدت افزایش پیدا می کند. صنعت پرورش مرغ گوشتی در تأمین پروتئین نقش به سزایی دارد، به همین جهت شناخت ساختار هزینه تولید آن در تمام مناطق، برای برنامه ریزی بهتر و بهره برداری بیشتر از پتانسلهای موجود اهمیت زیادی دارد. در این مطالعه ساختار هزینه واحدهای پرورش مرغ گوشتی، با استفاده از تابع هزینه مورد بررسی قرار گرفت. داده های مورد استفاده از 68 واحد تولیدی در استان کردستان به روش نمونه گیری تصادفی ساده جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که بیشترین سهم هزینه مربوط به دان است. در مورد کلیه نهاده ها، تقاضا برای نهاده بی کشش است. برآورد معیار بازدهی نسبت به مقیاس بیانگر آن است که بازدهی نسبت به مقیاس در بین واحدهای تولیدی مورد مطالعه صعودی است؛ لذا لازم است در توسعه واحدهای آتی این صنعت در استان کردستان روی مقیاسهای بالاتر تولید تأکید شود. همچنین باتوجه به سهم بسیار بالای هزینه دان در هزینه های تولید، که بخش عمده آن وارداتی است، برای توسعه این صنعت لازم است تولید داخلی عناصر تشکیل دهنده دان در استان در اولویت قرار داده شود.

شناسایی و رتبه بندی راهکارهای توانمندسازی تعاونی های طیور استان همدان با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند شاخصه (MADM)

دوره 30، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 160-172

https://doi.org/10.22067/jead2.v30i3.46259

سمیه لطیفی، احمد یعقوبی فرانی

چکیده با توجه به قابلیت های تعاونی های طیور در تولید محصولات دامی به ویژه گوشت سفید و تخم مرغ و سیاست های دولت در زمینه توسعه بخش تعاون ضرورت دارد راهکارهای توانمندسازی این تعاونی ها شناسایی شوند تا با برنامه ریزی جهت اجرایی شدن این راهکارها موجبات رشد و شکوفایی آنها فراهم شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهکارهای توانمندسازی تعاونی های طیور با استفاده از تکنیک دلفی و رتبه بندی آنها با بهره گیری از تکنیک های تصمیم گیری چند شاخصه TOPSIS و SAW در سال 1394 انجام شده است. جامعه آماری تحقیق را کارشناسان اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی، کارشناسان امور دام سازمان جهاد کشاورزی و مدیران عامل اتحادیه های تعاونی های طیور استان همدان تشکیل می-دهند که از بین آنها به روش نمونه گیری هدفمند 20 نفر انتخاب شدند. براساس نتایج بدست آمده 22 راهکار جهت توانمندسازی تعاونی های طیور توسط کارشناسان طی سه مرحله انجام تکنیک دلفی شناسایی شد که در دو گروه راهکارهای درون سازمانی و برون سازمانی دسته بندی شدند. نتایج رتبه بندی راهکارها با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند شاخصه نشان داد که در بین راهکارهای درون سازمانی به کارگیری افراد تحصیل کرده و متخصص در ارکان تعاونی ها، برنامه ریزی جهت متناسب نمودن تولید تعاونی های طیور با نیازهای بازار و مرتبط بودن رشته تحصیلی مدیر عامل با موضوع فعالیت تعاونی و در بین راهکارهای برون سازمانی برنامه ریزی جهت جلوگیری از نوسان قیمت نهادهای تولید، حذف بروکراسی و همکاری دستگاه های دولتی در ارایه خدمات به تعاونی ها، تقویت اتحادیه های تعاونی های طیور و دادن اختیارات لازم به آنها و واگذاری واردات نهاده ها به اتحادیه های مرغداران و مساعدت مالی دولت به آنها در اولویت های اول تا سوم قرار گرفتند. راهکارهای شناسایی شده در دو گروه درون سازمانی و برون سازمانی را می توان پیشنهادهای این نوشتار قلمداد نمود که می باید با برنامه ریزی اصولی زمینه اجرایی شدن آنها فراهم شود.

اثرات بالقوه‌ی تغییر اقلیم بر کشاورزی استان فارس

دوره 27، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 169-179

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.29418

سکینه مومنی، منصور زیبایی

چکیده در دهه‌های آینده، تغییر اقلیم بر امنیت غذایی و آب اثر خواهد گذاشت و شواهد محکمی مبنی بر این که کشورهای در حال توسعه متحمل فشار ناشی از پیامدهای زیان‌بار تغییر اقلیم می‌شوند، وجود دارند. بخش کشاورزی به دلیل وابستگی اش به وضعیت منابع آب و درجه‌حرارت، آسیب پذیرترین بخش نسبت به تغییر اقلیم است. در نتیجه، مهم است که اثرات تغییر اقلیم بر کشاورزی و منابع طبیعی در کشورهای در حال توسعه شناخته شود. هدف این مطالعه برآورد اثرات بالقوه‌ی تغییر اقلیم بر بخش کشاورزی استان فارس است. به این منظور مطالعه‌ی حاضر در سه بخش سازماندهی شده است. در بخش اول، داده های سری زمانی مربوط به عملکرد محصولات، متغیرهای اقلیمی و غیر اقلیمی، طی دوره‌ی زمانی 21 ساله (84 - 1367) برای تخمین توابع پاسخ عملکرد، استفاده شدند. در بخش دوم، به منظور بررسی اثر فیزیکی سناریوهای گوناگون از معادلات عملکرد استفاده شد. در بخش آخر، به منظور شبیه‌سازی تغییرات عملکرد تحت سناریوهای گوناگون تغییر اقلیم از یک مدل برنامه ریزی قیمت درون‌زا استفاده شد. شانزده ترکیب از سناریوهای تغییر اقلیم گوناگون که 0، 27/0، 54/0، 35/2 درجه سانتی‌گراد برای درجه‌حرارت و 13-، 5/6-، 0، 20+درصد برای بارندگی را شامل می‌شدند، بر اساس یافته‌های مطالعه‌ی روان (۳) ساخته شد. نتایج نشان داد که درجه‌حرارت و بارندگی اثری معنی‌دار و غیر یکنواخت بر عملکرد محصولات بر جای می‌‌گذارند. نتایج تطبیقی نشان داد که اثرات رفاهی تغییر اقلیم در بیشتر موارد مثبت بودند و اثرات آن بر تولید‌کنندگان خیلی معنی دارتر از مصرف‌کنندگان بود. اگر کاهش بارندگی با عدم تغییر درجه‌حرارت همراه باشد رفاه جامعه تا 5/1درصد کاهش پیدا می‌کند، اما رفاه در گرم‌ترین و مرطوب‌ترین سناریو تا 13درصد افزایش پیدا می‌کند. در نهایت مشخص شد که درجه‌حرارت در تغییر رفاه جامعه، فاکتور مؤثرتری از بارندگی است.

بررسی کارایی مزارع گندم سیستان با استفاده از تلفیق مدل بهینه‌سازی با پارامترهای کنترل کننده میزان محافظه کاری و تحلیل پوششی داده‌ها (RDEA)

دوره 27، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 180-187

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.29422

مصطفی مردانی نجف آبادی، علیرضا سرگزی، محمود صبوحی

چکیده در این مطالعه کارایی مزارع گندم سیستان بررسی شد. داده های مورد استفاده شامل50 نمونه بهره بردار محصولات زراعی منطقه سیستان بود که از طریق نمونه گیری ساده و تکمیل پرسشنامه، جمع آوری شد. برای برآورد کارایی مزارع، روش تحلیل پوششی داده‌ها و مدل بهینه‌سازی با پارامترهای کنترل کننده میزان محافظه کاری ترکیب شد. نتایج نشان داد که میانگین کارایی مزارع نمونه در مدل پیشنهادی (RDEA)، در سطوح ثابت عدم اطمینان معین (ε) و با افزایش میزان احتمال انحراف هر محدودیت از کران خود (P)، کاهش می‌یابد. جهت ارزیابی مدل از روش شبیه‌سازی مونت کارلو استفاده شد. نتایج این شبیه‌سازی مبین توانایی بالای این مدل نسبت به مدل DEA بود. بنابراین، می توان از این روش برای بدست آوردن کارایی واحدهای تصمیم ساز استفاده کرد.

شناسایی و تبیین استلزامات کارکردی نظام نوآوری فناورانه کشاورزی

دوره 31، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 196-206

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i3.52453

روح اله ماقبل، کریم نادری مهدیی، احمد یعقوبی فرانی، مهدی محمدی

چکیده هدف تحقیق حاضر، شناسایی و تبیین استلزامات کارکردی نظام نوآوری فناورانه کشاورزی است. این تحقیق از نظر دیدمان، در قالب روش آمیخته اکتشافی با رویکرد دوفازی اتصال داده‌های کیفی به کمی است. جامعه آماری بخش کیفی مشتمل بر اعضای اصلی کمیته‌های فناوری‌های نانو و بیو وزارت جهاد کشاورزی (35 نفر) می‌باشد که با استفاده از تکنیک نمونه‌گیری هدفمند، از 12 نفر مصاحبه به عمل آمد و در بخش کمی مشتمل بر اعضای کمیته‌های تحقیقاتی فناوری‌های نانو و بیو بخش کشاورزی (117 نفر) می‌باشد که تماماً مورد سرشماری قرار گرفتند. جهت تحقق روایی و پایایی بخش کیفی تحقیق از تکنیک سه‌بعدی نگری و در بخش کمی، از آزمون آلفای کرونباخ و نظرات تخصصی کارشناسان و متخصصان موضوعی استفاده شد. پس از اکتشاف 30 عامل فرعی در قالب 7 عامل اصلی حاصل از بخش کیفی تحقیق با استفاده از نرم‌افزار Atlas.ti5.2 (استلزامات تحقیقاتی- توسعه‌ای، استلزامات نهادی- ساختاری، استلزامات قانونی و سیاست‌گذاری، استلزامات مربوط به کسب‌ و کار و بازار، استلزامات نوآورانه- فناورانه، استلزامات مالی- اعتباری و استلزامات ترویجی- آموزشی) درنهایت در بخش کمی تحقیق با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و LISREL، نسبت به اندازه‌گیری و تأیید میزان تبیین واریانس کل از سوی عوامل شناسایی‌شده اقدام گردید. نتایج نشان داد که 7 عامل ذکرشده در حدود 35/78 درصد از واریانس کل استلزامات کارکردی نظام نوآوری فناورانه کشاورزی را تبیین می‌نمایند.

بررسی عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر پذیرش تکنولوژی‌های نوین خاک‌ورزی حفاظتی در منطقه داراب (کاربرد مدل لاجیت چند گزینه‌ای)

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 197-203

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.26251

صمد عرفانی فر، منصور زیبایی، مهدی کسرایی

چکیده به منظور بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم‌های خاک ورزی حفاظتی، روش‌های خاک ورزی مورد استفاده گندم‌کاران بخش مرکزی شهرستان داراب به سه گروه خاک‌ورزی مرسوم، کم خاک‌ورزی و بی‌خاک‌ورزی طبقه‌بندی شدند. برای این منظور از مدل لاجیت چند گزینه‌ای و با استفاده از داده‌های بدست آمده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی استفاده گردید. متغیرهای توضیحی مدل شامل سن کشاورز، سطح تحصیلات، میزان تجربه خاک‌ورزی حفاظتی، وضعیت اشتغال خارج از مزرعه کشاورز، تعداد اعضای خانوار، اندازه مزرعه، تعداد قطعات زمین و میزان اطلاعات کشاورز از خاک‌ورزی حفاظتی بودند. نتایج تحقیق نشان داد که تجربه کشاورز در استفاده از روش خاک‌ورزی حفاظتی، میزان مالکیت زمین و سطح اطلاعات کشاورز از سیستم‌های خاک‌ورزی حفاظتی اثر معنی‌دار و مثبتی بر پذیرش سیستم کم خاک‌ورزی دارد. هم‌چنین ضرایب تخمین مدل در مقایسه سیستم بی خاک‌ورزی نسبت به روش خاک‌ورزی مرسوم نشان داد که متغیرهای سطح تحصیلات کشاورز، میزان تجربه خاک‌ورزی حفاظتی، داشتن شغل خارج از مزرعه، میزان مالکیت زمین و سطح اطلاعات کشاورز از سیستم‌های خاک‌ورزی حفاظتی بر رفتار پذیرش سیستم بی خاک‌ورزی در کشت گندم اثر معنی‌دار و مثبت و تعداد قطعات زمین بر پذیرش روش کاشت مستقیم اثر معنی‌دار و منفی دارند.

مدل‌یابی معادله ساختاری رضایت شغلی آموزشگران هنرستان های کشاورزی استان مازندران

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 204-212

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.26300

مهدی علیخانی، مهدی چرمچیان لنگرودی

چکیده رضایت شغلی یک حالت عاطفی مثبت یا خوشایند ناشی از ادراک فرد درباره کار و یا تجربه‌اش از کار است، که تحقیق حاضر به منظور مدل‌یابی معادله ساختاری رضایت شغلی آموزشگران (تخصصی و عمومی) هنرستان‌های کشاورزی استان مازندران انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق (آموزشگران تخصصی و عمومی هنرستان‌های کشاورزی استان مازندران) شامل 127 نفر می‌باشد و تعداد نمونه بر اساس فرمول کوکران 85 نفر برآورد شد که برای افزایش دقت مطالعه با اضافه کردن 25 به آن در مجموع به 110 رسانده شد و نیز به منظور انتخاب نمونه‌ها از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده استفاده گردید که در نهایت جمعاً به 108 پرسشنامه پاسخ داده شد. ابزار تحقیق پرسشنامه‌ای محقق ساخته بود که روایی محتوایی آن براساس نظر متخصصان ترویج و آموزش کشاورزی تأیید و پایایی آن با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ برابر با 95/0 و تتای ترتیبی برابر 92/0 و پایایی ترکیبی برابر 87/0 محاسبه گردید. نتایج تجزیه تحلیل داده‌های تحقیق مبین آن بود که میزان رضایت شغلی (85 درصد از آموزشگران هنرستان‌های کشاورزی استان مازندران) در حد متوسط و بالا است. هم‌چنین با توجه به نتایج مدل‌یابی معادله ساختاری، رضایت شغلی آموزشگران هنرستان‌های کشاورزی استان مازندران از عناصر مختلف تأثیر می‌پذیرد که مهم‌ترین عامل مؤثر بر رضایت شغلی، عامل محیطی است که ضریب مسیر آن 64/0 می‌باشد. عامل انگیزشی نیز به میزان 26/0 در رضایت شغلی تأثیر دارد. هم‌چنین عامل محیطی بر عامل انگیزشی، با ضریب مسیر 55/0 تأثیر دارد.

بررسی همبستگی قیمت نفت، نرخ ارز و قیمت نهاده‌های وارداتی صنعت طیور در ایران: بکارگیری رهیافت مفاصل تاکی شکل

دوره 31، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 207-215

https://doi.org/10.22067/jead2.v31i3.59168

اسماعیل پیش بهار، پریسا پاکروح، محمد قهرمان زاده

چکیده صنعت طیور یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های کشاورزی است که در زمینه تولید گوشت و تأمین پروتئین نقش اساسی دارد. به دلیل وجود رقابت بالا در مصرف آب بین غذای انسان و طیور، زیربخش طیور اغلب نهاده‌های خود را از طریق واردات تأمین می‌کند. از آنجاکه هرگونه نوسان و شوک در بازارهای بین‌المللی به دلیلی گسترش ارتباطات بازارهای داخلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بروز هرگونه شوک در قیمت نهاده‌ها در بازار‌های جهانی بازار داخلی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. این وضعیت بعد از شروع بحران قیمت نفت از سال 1384، بیشتر از قبل قیمت‌ها را تحت تأثیر قرار داده است که به نظر می‌رسد در ایران هم صنعت طیور به واسطه‌ای وارداتی بودن حجم بالای اغلب نهاده‌ها متأثر بوده است. با توجه به مسئله گفته شده هدف این مطالعه بررسی همبستگی بین قیمت نفت، نرخ ارز و قیمت نهاده‌های وارداتی صنعت طیور در دو بازه زمانی داده‌های ماهانه‌ی سا‌ل‌های83-1374 (قبل بحران) و 93-1384 (بعد بحران) می‌باشد. این هدف با استفاده از رهیافت واین کاپیولا بر اساس ARMA-MGARCH بررسی شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داده نهاده‌های ذرت، سویا در دوره بعد بحران نسبت به دوره قبل بحران همبستگی مثبت و بالایی با قیمت نفت و همبستگی منفی با نرخ ارز از خود نشان‌ داده‌ است. بنابراین می‌توان گفت قیمت نهاده‌های صنعت طیور با شروع شوک‌های قیمت نفت از سال 1384 به دلیل شروع بحران‌های جهانی مانند جنگ عراق و آمریکا، بحران مالی جهانی و افزایش جهانی قیمت نهاده‌های کشاورزی، بیشتر تحت تأثیر تحولات جهانی قرار گرفته است.

سرریز ریسک نرخ ارز بر قیمت گوشت مرغ و نهاده‌های اصلی آن در ایران

دوره 32، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 213-225

https://doi.org/10.22067/jead2.v32i3.70821

فرنوش وجدی حکم آباد، محمد قهرمان زاده، جواد حسین زاد

چکیده در طی سال‌های گذشته با توسعه و گسترش واحدهای پرورش مرغ گوشتی و افزایش تولید آن، گوشت مرغ به یک کالای ضروری در سبد غذایی خانوارها تبدیل گردیده و به عنوان یکی از مهمترین منابع تأمین پروتئین خانوارها مطرح شده است. در سال‌های اخیر قیمت بازار گوشت مرغ و همچنین تلاطم نرخ ارز در کشور به یکی از مشکلات این صنعت تبدیل شد. یکی از عوامل عمده ایجاد این ریسک در بازار قیمت گوشت مرغ، نوسانات نرخ ارز می‌باشد که با تأثیر بر بازار نهاده‌های وارداتی، بازار این محصول را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این راستا در مطالعه‌ی حاضر به بررسی اثر سرریز ریسک نرخ ارز بر قیمت گوشت مرغ و نهاده‌های عمده‌ی وارداتی آن و همچنین سرریز ریسک بین دو بازار نهاده‌ها و گوشت مرغ کشور طی دوره زمانی 94-1374 با استفاده از رهیافت ارزش در معرض ریسک (VaR) و به طور خاص خانواده‌ی مدل‌های MVGARCH پرداخته ‌شده است. نتایج حاکی از وجود ریسک‌های فراسو و فروسوی برای معامله‌گران تمامی بازارهای مذکور وجود دارد و سرریز ریسک معنی‌دار بین بازار نرخ ارز و بازار نهاده‌های تولیدی و بازار گوشت مرغ وجود داشته و شدت این سرریز برای ریسک فراسوی نرخ ارز بیشتر از ریسک فروسوی آن می‌باشد. همچنین بین بازار نهاده‌های تولیدی و بازار مرغ سرریز ریسک معنی‌داری وجود دارد و در هر دو سطح اطمینان 95 و 99 درصد، در تمامی وقفه‌ها سرریز ریسک فراسوی و فروسوی چشمگیری مشاهده می‌شود. بنابراین با توجه به تأثیرپذیری بالای بازار نهاده‌ها از ریسک نرخ ارز، پیشنهاد می‌گردد تا جای ممکن و به شرطی که اصل مزیت نسبی اجازه دهد به تولید بیشتر نهاده‌های استراتژیک مانند ذرت و سویا پرداخته شود.

اقتصاد کشاورزی

بررسی ناهمگنی ترجیحات کشاورزان برای استفاده از انرژی خورشیدی

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 219-230

https://doi.org/10.22067/jead.2021.68131.1009

مهسا تسلیمی، حمید امیرنژاد، سید مجتبی مجاوریان، حسین آزادی

چکیده به­کارگیری انرژی­های تجدیدپذیر باتوجه به گستردگی و ماهیت آن در شرایط کنونی اقتصادی و محیط­زیستی کشور و همچنین، وجود تحریم­های بین­المللی می­تواند راه حل مناسبی برای کاهش آلودگی، مدیریت منابع طبیعی و محیط­زیست و کاهش فشارهای هزینه­ای دولت محسوب شود. در این میان، یکی از مهم­ترین زیربخش­های اقتصاد که قابلیت و ظرفیت بسیار مناسب توسعه و استفاده از انرژی­های تجدیدپذیر را دارد، بخش کشاورزی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی ترجیحات کشاورزان شهر ساری برای استفاده از انرژی خورشیدی بوده که به این منظور، از تکنیک آزمون انتخاب و روش­های لاجیت چندجمله­ای، لاجیت پارامتر تصادفی، کلاس پنهان و کلاس پنهان لاجیت پارامتر تصادفی استفاده گردید. جهت بررسی ترجیحات کشاورزان برای استفاده از انرژی خورشیدی، 98 پرسشنامه شامل 2352 مشاهده از کشاورزان در شهر ساری تکمیل گردید. مقایسه نتایج روش­های برازش شده نشان داد که بر طبق معیار خوبی برازش، روش کلاس پنهان لاجیت پارامتر تصادفی از سایر روش­ها بهتر می­باشد. تمایل به پرداخت نهایی کشاورزان برای استفاده از انرژی خورشیدی در ساری با به­کارگیری روش لاجیت چندگانه برابر با 49/1002 ریال، روش لاجیت پارامتر تصادفی 85/546 ریال، روش کلاس پنهان 87/2628 ریال و روش کلاس پنهان لاجیت پارامتر تصادفی 72/970 ریال به ازای هر کیلووات بدست آمد و ناهمگنی ترجیحات کشاورزان در ساری تأیید شد. شناخت ویژگی‌های مؤثر بر ترجیحات می‌تواند سیاستگذاران را در اتخاذ سیاست‌های جدید یاری رساند که بر این اساس، پیشنهاد می‌شود همانند بسیاری از کشورها، به­صورت دوره‌های 3 الی 4 ساله، بررسی در زمینه تمایل به پرداخت افراد و مطلوبیت آن‌ها تکرار شود تا تغییرات در ترجیحات افراد شناسایی گردد.

برآورد ارزش انتشار گازهای گلخانه‌ای دانه های روغنی در ایران

دوره 29، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 224-241

https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.43481

محسن جمالی پور، محمد قربانی، علیرضا کوچکی

چکیده انتشار گازهای گلخانه‌ای و اثرات آن بر گرمایش جهانی یکی از چالش‌های جدی کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه محسوب می‌شود. بر اساس پیمان کیوتو، کشورهای مختلف موظف به محاسبه و اعلام میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای شدند. بررسی میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای کشورهای مختلف این امکان را فراهم می‌آورد تا ضمن ارائه تصویری از سهم کشورها در تولید گازهای گلخانه‌ای، جایگاه ایران نیز در این مجموعه مشخص شود. این مقاله تلاش دارد تا میزان و ارزش انتشار گازهای گلخانه‌ای اکسید نیتروس (N2O) و دی‌اکسید کربن (CO2) حاصل از دانه های روغنی تولیدی منتخب در ایران (سویا، کلزا، ذرت دانه ای و سایر دانه های روغنی) را با استفاده از مدل GHGE، برای سال زراعی 91-90 برآورد نماید. نتایج نشان داد استان‌های خوزستان و زنجان به ترتیب، با تولید سالانه 49/341 و 004/0 تن، بیش ترین و کم ترین میزان تولید گاز گلخانه‌ای N2O را در سطح کشور دارا می‌باشند. همچنین استان‌های گلستان و هرمزگان نیز به ترتیب، با تولید سالانه 47/7841 و 24/0 تن دی‌اکسید کربن بیش ترین و کم ترین میزان تولید گاز گلخانه‌ای CO2 را به خود اختصاص داده‌اند. مجموع هزینه‌های انتشار گازهای گلخانه‌ای N2O و CO2 کل کشور نیز حدود 331/27 میلیارد ریال برآورد گردید. باتوجه به یافته ها، اصلاح و تغییر شیوه‌های مدیریتی کشاورزی نسبت به سطح زیرکشت محصولات زراعی، مدیریت و افزایش کارایی کودهای ازته مصرفی در مزارع و توسعه سیاست‌های کاهش میزان انتشار به‌همراه مالیات زیست-محیطی انتشار گازهای گلخانه ای به سیاست‌گذاران این عرصه پیشنهاد شد.

اقتصاد کشاورزی

ارزیابی ترجیحات جوامع بومی برای حفاظت اکوسیستم جنگلی (مطالعه موردی: جنگل‌های شیاده و دیوا)

دوره 36، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 227-247

https://doi.org/10.22067/jead.2021.72269.1078

حمید حاجی زاده، اصغر فلاح، ساره حسینی

چکیده اکوسیستم جنگل از مهم­ترین ثروت­های طبیعی هر کشور به شمار می­آید که کارکردها و خدمات مختلفی را برای بشر فراهم می­کند. لذا شناخت کارکردها و خدمات اکوسیستم جنگل، تعیین ارزش اقتصادی آنها و بررسی ترجیحات جوامع جهت حفاظت از آنها باید هدف اساسی فعالیت­های انسان قرار گیرد. از این‌رو هدف پژوهش حاضر ارزیابی ترجیحات و تمایل به پرداخت جوامع بومی برای حفاظت اکوسیستم جنگلی شیاده و دیوا از توابع شهرستان بابل واقع در استان مازندران با استفاده از روش ارزشگذاری آزمون انتخاب است. جامعه آماری این پژوهش شامل 150 خانوار بومی روستاهای حاشیه جنگل­های شیاده و دیوا می­باشد. در این مطالعه داده­های پژوهش به­صورت پیمایش میدانی و از طریق نمونه­گیری تصادفی در تابستان 1399 توسط جوامع بومی منطقه تکمیل و جمع­آوری گردید. متغیرهای اجتماعی - اقتصادی در این تحقیق شامل هشت متغیر سن، تأهل، جنسیت، شغل، بعُد خانوار، تحصیلات، درآمد و مخارج خانوار بوده است که اثر این متغیرها بر میزان تمایل به پرداخت جوامع مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه، تمایل به پرداخت افراد برای حفاظت اکوسیستم جنگلی منطقه با روش آزمون انتخاب و مدل رگرسیونی لاجیت شرطی برآورد گردید. برای راستی­آزمایی مدل لاجیت شرطی، آزمون استقلال بین گزینه­های نامرتبط (IIA) به کمک آماره هاسمن- مک­فادن انجام شد. همچنین جهت بررسی تأثیر متغیرهای اجتماعی- اقتصادی بر روی میزان تمایل به پرداخت از مدل لاجیت چندجمله­ای استفاده گردید. در این پژوهش پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ (87/0) محاسبه شد. تمایل به پرداخت هر خانوار برای حفظ اکوسیستم جنگلی شیاده و دیوا جهت ارائه خدمات تنظیمی، زیستگاهی و اطلاعاتی از وضعیت فعلی به وضعیت بهبود به­ترتیب برابر با 86/1120، 25/630 و 49/1026 ریال در ماه به­دست آمد. نتایج این مطالعه نشان داد تمایل به پرداخت جوامع بومی جهت حفاظت اکوسیستم جنگل برای ارائه خدمات تنظیمی و بهبود آن در اولین اولویت قرار دارد و خدمات زیستگاهی و اطلاعاتی جایگاه­های بعدی را به­خود اختصاص دادند. لذا خدمات تنظیمی مهم­ترین خدمات اکوسیستمی جنگل از نظر جوامع بومی منطقه شناخته شده است. همچنین، میزان تمایل به پرداخت نهایی جوامع بومی به­ازای هر خانوار 04/33329 ریال در سال (42/2777 ریال برای هر خانوار در ماه) محاسبه شد.

تعیین میزان تغییرات مصرف نهاده‏های کشاورزی در اثر آزاد سازی قیمت نهاده‏ها ( مطالعه موردی: تولید پنبه در ایران )

دوره 26، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 228-236

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i4.19891

مصیب پهلوانی، سید کمیل طیبی، پروین طاهری، وحید کلاته عربی

چکیده در تحقیق حاضر ابتدا به منظور بررسی میزان حمایت از محصول پنبه شاخص مجموع میزان حمایت داخلی (AMS ) برای سال‏های 1387- 1367 محاسبه شد. سپس با استفاده از اطلاعات سری زمانی برای سال‏های مورد نظر، تابع هزینه ترانسلوگ مقید برآورد گردید و با محاسبه کشش‏های تقاضای قیمتی نهاده‏ها واکنش کشاورزان نسبت به تغییرات قیمت ناشی از آزاد سازی مشخص شد. نتایج مطالعه نشان داد که در نرخ ارز آزاد در تمامی دوره از محصول پنبه حمایت به عمل آمده است و در نرخ ارز رسمی در سال‏های 1371 و 80- 1378 از محصول پنبه حمایت صورت نگرفته است و کشاورزان مالیات پنهان پرداخت می‏کرده‏اند. کشش های قیمتی برای نهاده‏های کود شیمیایی، بذر و آب نیز به ترتیب برابر 342/0- ، 72/0- و 754/0- به دست آمد که نشان می دهد به ازای یک درصد افزایش قیمت ناشی از آزادسازی، مصرف نهاده‏ها کمتر از یک درصد کاهش می‏یابد .کشش قیمتی برای نهاده‏ سم نیز برابر با 614/7- است که نشان دهنده کاهش قابل توجه مصرف سم نسبت به افزایش قیمت ناشی از آزادسازی است. در نهایت پیشنهاد می شود با اعمال برنامه های به زراعی و به نژادی ، زمینه برای رقابت تولیدکنندگان داخلی بارقبای خارجی فراهم شود. همچنین برای آزاد سازی قیمت نهاده سم با توجه به بالا بودن کشش قیمتی آن، پیشنهاد می شود افزایش قیمت این نهاده به تدریج صورت گیرد و با ترویج مبارزه بیولوژیک با آفات و بیماری‏ها زمینه کاهش مصرف سم فراهم شود.

عوامل موثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی در روستاهای کبودرآهنگ استان همدان

دوره 26، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 237-243

https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i4.19892

شاپور ظریفیان، عاطفه دماوندی، حشمت اله سعدی

چکیده امروزه یکپارچگی اراضی یکی از عوامل عمده توسعه کشاورزی و طرح های آبیاری تحت فشار به شمار می رود. طرح یکپارچه سازی اراضی از سال 1379 به کشاورزان شهرستان کبودرآهنگ معرفی گردیده ولی پذیرش آن از طرف کشاورزان از روند مطلوبی برخوردار نبوده است. تاکنون (1390) پس از یک دهه، تنها 30 درصد اراضی آبی تحت پوشش طرح قرار گرفته بودند. لذا هدف تحقیق شناسائی عوامل موثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی توسط کشاورزان شهرستان کبودرآهنگ در استان همدان بود تا مسئولان با توجه به نتایج تحقیق راهبردهای مناسب جهت تسریع روند یکپارچه سازی اراضی و توسعه سیستم های آبیاری تحت فشار اتخاذ نمایند. در این تحقیق توصیفی – همبستگی، با استفاده از فرمول کوکران، 160 کشاورز به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری دو مرحله ای از شش روستا در سه دهستان انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز توسط پرسش نامه جمع‌آوری گردید که روائی محتوائی آن توسط کمیته تحقیق و کارشناسان طرح تائید گردید و پس از انجام پیش آزمون، ضریب آلفای کرونباخ (75/0α=) محاسبه شده حاکی از پایائی قابل قبول ابزار تحقیق بود. با توجه به مقیاس اسمی دو وجهی متغیر وابسته تحقیق( پذیرش و عدم پذیرش)از مدل رگرسیونی لاجیت جهت آزمون رابطه متغیرهای مستقل تحقیق با متغیر وابسته استفاده شد. برآورد مدل رگرسیونی لاجیت نشان داد بترتیب متغیر های: مشورت با کارشناسان ترویج، سابقه کشاورزی، عضویت در تشکل ها، تعداد قطعات اراضی، میزان درآمدو زمین، از عوامل موثر در پذیرش طرح یکپارچه سازی توسط کشاورزان بودند.

رتبه‌بندی و بررسی عوامل مؤثر بر ترجیحات مصرف‌کنندگان برای خرید محصولات ارگانیک در شهر مشهد

دوره 33، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 239-250

https://doi.org/10.22067/jead2.v33i3.73853

محمد قربانی، امیرحسین توحیدی، پریسا علیزاده

چکیده کشاورزی ارگانیک از یک سو نقش بسیار مهمی در بهبود کیفیت محیط زیست و منابع طبیعی ایفا می­نماید و از سوی دیگر، اثر مثبتی بر عرضه مواد غذایی با کیفیت مطلوب و ارتقاء سلامت جامعه دارد. ترجیحات مصرف­کنندگان برای خرید محصولات ارگانیک به عوامل متعددی بستگی دارد و درجه اهمیت هر یک از این عوامل میان مصرف­کنندگان مختلف متفاوت است. لذا، رتبه­بندی و بررسی عوامل مؤثر بر ترجیحات مصرف­کنندگان برای خرید محصولات ارگانیک (میوه­جات، سبزی­جات و صیفی­جات) هدف اصلی این مطالعه می­باشد. این پژوهش به صورت پیمایشی و اطلاعات آن در سال 1395 از 175 خانوار در شهر مشهد جمع­آوری گردیده است. با استفاده از نرم‌افزار MATLAB، استفاده از مدل شبکه عصبی مصنوعی با در نظر گرفتن همزمان سه متغیر وابسته و رهیافت تحلیل حساسیت از وجوه متمایز این مطالعه نسبت به مطالعات پیشین است. در این مطالعه از متغیرهای سن، جنسیت، تحصیلات، تعداد افراد خانوار، تعداد افراد زیر 10 سال و بالای 65 سال، شناخت از محصولات ارگانیک، داشتن اطلاع از عرضه محصولات ارگانیک، ظاهر محصول، ارزش غذایی، سهولت دسترسی، قیمت، عرضه در طول ایام سال و داشتن برچسب اطلاعاتی به عنوان متغیرهای ورودی شبکه عصبی مصنوعی استفاده گردید. نتایج مطالعه نشان داد که متغیر قیمت در میان تمامی عوامل اثرگذار بیشترین تأثیر را بر تمایل به مصرف محصولات ارگانیک دارد. اثر قیمت بر تمایل به مصرف محصولات ارگانیک میان مصرف­کنندگان فردی متفاوت و مستقل از محصول مورد بررسی است. لذا، برای توسعه تولید محصولات ارگانیک و رشد بازار آن پیشنهاد می­گردد که استراتژی­های بازاریابی مبتنی بر آمیخته قیمت طراحی و به کار گرفته شوند.