اثر آزادسازی تجاری بر تولید، مصرف و تجارت برنج
دوره 32، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 199-212
https://doi.org/10.22067/jead2.v32i3.68802
لیلا راوند، آرش دوراندیش، محمود صبوحی
چکیده آزادسازی تجاری منجر به حذف کلیه تحریفهای تجاری میشود و هدف نهایی آن تشکیل یک بازار واحد جهانی میباشد. برنج یکی از مهمترین محصولات کشاورزی و استراتژیک بوده و نقش بسیار مهمی در تجارت و امنیت غذایی ایران و جهان دارد. این پژوهش با استفاده از الگوی تعادل جزئی بخش کشاورزی و بهینهسازی با استفاده از برنامهریزی مثبت و رهیافت حداکثر بینظمی مقطعی به بررسی اثر آزادسازی تجاری بر تولید، مصرف و تجارت برنج در استانهای تولیدکننده عمده برنج ایران (مازندران، گیلان، خوزستان، گلستان و فارس) پرداخته است. برای این منظور از میانگین دادههای تولید، مصرف و تجارت برای سالهای 1393 و 1394 بهعنوان سال پایه استفاده گردید و الگو با استفاده از نرم افزار GAMS برآورد گردید. سناریوهای مورد بررسی شامل کاهش نرخ تعرفه واردات برنج به میزان 10، 25، 50، 75، 90 و 100 درصد بود. نتایج نشان داد که با کاهش نرخ تعرفه واردات سطح زیرکشت برنج دانه بلند و دانه متوسط در استان مازندران بهترتیب 61/0 و 38/3 درصد، در استان گیلان 49/0 و 18/9 درصد، در استان گلستان 82/2 و 32/4 درصد، در استان خوزستان 90 و 6/0 درصد و در استان فارس 47/24 و 47/2 درصد کاهش مییابد و سطح زیرکشت برنج دانه کوتاه در استان گلستان 93/22 درصد و در استان فارس 33/43 درصد کاهش مییابد. مجموع کل میزان مصرف، واردات و صادرات برنج دانه بلند، متوسط و کوتاه نیز افزایش مییابد. میزان افزایش رفاه خالص اجتماعی بسیار کم و حدود 2/0 درصد، رفاه مصرفکنندگان حدود 11 درصد و رفاه دولت نیز حدود 11 درصد افزایش مییابد، رفاه تولیدکنندگان نیز به اندازه 2 درصد کاهش مییابد. بنابراین با ایجاد تکنولوژیهای جدید و روشهای نوین کاشت مانند کشت هیدروپونیک که منجر به افزایش عملکرد و افزایش بهرهوری آب در واحد سطح میشوند و کاشت ارقامی از برنج که در هر استان مزیت نسبی دارند میتوان برنج ایرانی را حفظ نمود و بخشی از کاهش رفاه تولیدکنندگان را جبران نمود.
بررسی عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر مشارکت زنان روستایی در ایجاد مشاغل خانگی در استان کرمانشاه
دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 205-217
https://doi.org/10.22067/jead.2021.17745.0
پوریا عطائی، وحید علی آبادی، موسی اعظمی
چکیده مشاغل خانگی یکی از راههای دستیابی جوامع روستایی به توسعه پایدار بوده است و زنان روستایی نقش مهمی در اقتصاد خانوار دارند. این تحقیق توصیفی- پیمایشی با هدف کلی بررسی تفکیک سطوح مشارکت زنان روستایی در ایجاد مشاغل خانگی بر اساس متغیرهای اجتماعی- اقتصادی انجام گردید. جامعه آماری این تحقیق را زنان خانوارهای مرکز دهستان فش شهرستان کنگاور، استان کرمانشاه که اقدام به گرفتن وامهای مشاغل خانگی کرده بودند، تشکیل دادند (168N= ). در این تحقیق برای انتخاب نمونهها از روش تمامشماری استفاده گردید. ابزار گردآوری دادهها در این تحقیق پرسشنامه بود. روایی صوری ابزار تحقیق توسط پانلی از متخصصین مورد تأیید قرار گرفت. برای تأیید پایایی پرسشنامه یک مطالعه راهنما و تکمیل 30 پرسشنامه و تعیین آلفای کرونباخ صورت پذیرفت. ضریب آلفای کرونباخ بهدستآمده، بین 86/0-81/0 بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از مدل لاجیت استفاده گردید. دادههای بهدستآمده با استفاده از نرمافزارهای SPSS22 و R مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان دادند که از بین متغیرهای اجتماعی و اقتصادی به ترتیب پایگاه اجتماعی، منزلت اجتماعی و میزان درآمد قدرت بالایی در تفکیک سطوح مشارکت زنان در مشاغل خانگی داشتند. پیشنهاد میشود در راستای آشنایی و تشویق زنان روستایی به مشارکت در مشاغل خانگی نسبت به تهیه برنامههای آموزشی هدفمند در جهت بهبود کسبوکارهای زنان روستایی و آشناسازی آنان با بازارها اقدام نمایند.
تحلیل ناامنی غذایی و ارزش اقتصادی غذا در ایران
دوره 36، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 207-225
https://doi.org/10.22067/jead.2022.70211.1044
محمد قهرمان زاده، فرناز جعفرزاده، رقیه فتحی
چکیده تأمین غذا و امنیت غذایی یکی از اهداف مهم توسعه در همه کشورها تلقی میشود، بهطوریکه کاهش ناامنی غذا برای همه افراد بهعنوان یک هدف مهم سیاسی قلمداد میگردد. در این راستا، هدف از مطالعه حاضر بررسی ناامنی غذایی و تعیین ارزش اقتصادی غذا در کشور میباشد و بدین منظور از تحلیل اقتصاد رفاه چاوز (2017) بهره گرفته شد. در این خصوص با استفاده از سیستم تقاضای تقریباً ایدهآل درجه دو (QUAIDS) تقاضای خانوار برای مواد غذایی برآورد گردید و ارزش اقتصادی غذا برای شش گروه عمده مواد غذایی تحت سه سناریو: 1- ناامنی غذایی بالا، 2- ناامنی غذایی متوسط و 3- امنیت غذایی محاسبه گردید. نتایج مؤید آن است که در مجموع ارزش اقتصادی غذا برای یک خانوار شهری در سطح ناامنی غذایی بالا برابر 24192 هزار ریال است در حالیکه تحت سناریو وجود امنیت غذایی برابر با 77046 هزار ریال به دست آمده است. مقایسه ارزش اقتصادی گروههای مواد غذایی متفاوت تحت سناریو ناامنی غذایی متوسط نسبت به سناریو ناامنی غذایی بالا، حاکی از آن است که ارزش غذا در سناریو دوم حداقل 6/1 برابر بیشتر از سناریو اول بوده و همچنین ارزش اقتصادی گروههای مواد غذایی منتخب تحت سناریو وجود امنیت غذایی در مقایسه با سناریو وجود ناامنی غذایی بالا، بیانگر آن است که نان و غلات 18/3 برابر، گوشت 29/3 برابر، لبنیات 22/3 برابر، میوه 16/3 برابر، روغن و چربیها 94/2 برابر و سبزی 11/3 برابر میگردد. با توجه به نتایج سناریوهای ناامنی غذایی، ملاحظه گردید که درآمد خانوار عامل اصلی در امنیت غذایی خانوار و کسب منفعت غذایی بوده و بیشترین تأثیر را بر آن دارد، لذا پیشنهاد میشود دولت در برنامههای تأمین امنیت غذایی خود، بسترهای لازم جهت بهبود سطح درآمد قشر متوسط و کم درآمد جامعه را در جزء گروههای هدف اصلی خود قرار دهد.
اثرسیاست خرید تضمینی محصول گندم برارزش اقتصادی منابع آب زیرزمینی؛ مطالعه موردی دشت ارزوئیه-کرمان
دوره 29، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 217-223
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.32924
سید حبیب الله موسوی، سعیده شهابی
چکیده طی دهههای اخیر منابع آبهای زیر زمینی در دشتهای استان کرمان به دلیل تقاضای رو به افزایش آنها به شدت تحت فشار بودهاند. از این رو، مدیریت هوشمندانه و تخصیص بهینهی منابع آب از اهمیت روزافزونی در بین سیاست گذاران و کشاورزان برخوردار شدهاست. بدون تردید یکی از مهمترین ابزارهای تخصیص بهینه ی منابع آب، ارزش اقتصادی این نهاده است که راهبرد توسعه ی بلندمدت کشور نیز بر آن تأکید دارد. با این حال سؤال اصلی مورد بحث اینجاست که آیا سیاستهای کشاورزی مختلفی که دولت عموماً جهت نیل به خودکفایی در تولید محصولات اساسی اتخاذ میکند، هم راستا با مدیریت منابع آبی هستند؟ با این رویکرد و جهت ایجاد چهارچوبی تحلیلی برای پاسخ گویی به مسئلهی فوق، در مطالعهی حاضر اثر سیاست خرید تضمینی گندم به عنوان یکی از مهمترین سیاستهای حمایتی دولت در بازار این محصول بر ارزش اقتصادی منابع آب زیر زمینی دشت ارزوئیه با استفاده از روش برنامه ریزی ریاضی چند دوره ای مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات مورد نیاز در این مطالعه برای سال زراعی 91-90 با استفاده از اطلاعات پرسشنامه ای از کشاورزان منطقه ارزوئیه، همچنین از سازمان آب منطقهای و سازمان جهاد کشاورزی استان کرمان جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که سیاست خرید تضمینی گندم هر چند سود ناخالص کشاورزان را افزایش می دهد ولی با مدیریت اقتصادی منابع آبی دشت سازگار نیست. لذا میبایست سیاست گذاران در زمان وضع سیاستهای حمایت از تولید، اثرات جنبی آنها بر منابع آبی را مد نظر قرار دهند تا علاوه بر تشویق به تولید بیشتر به حفظ منابع آب نیز اهمیت داده شود. همچنین به منظور کاهش و کنترل بهره برداری از منابع آب، همگام با سیاستهای حمایت از تولید سیاست دریافت آب بهای تدریجی، بسط تکنولوژیهای جدید و آب اندوز، ترویج ارقام مقاوم به خشکی و البته استراتژی کم آبیاری بهینه نیز میتواند اجرا شود.
تحلیل اثرات پروتکل کیوتو و توافقنامه پاریس بر انتشار CO2: به کارگیری رهیافتهای رگرسیون تفاضل در تفاضل و جورسازی براساس نمرهی تمایل
دوره 33، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 221-237
https://doi.org/10.22067/jead2.v33i3.72539
اسماعیل پیش بهار، فاطمه ثانی، محمد قهرمان زاده
چکیده در دهههای اخیر پدیده تغییر آب و هوا به عنوان نگرانی عمدهی جوامع جهانی مطرح بوده است. بنابراین جامعه بین الملل اقداماتی را در پاسخ به این مشکلات به عمل آورده است که از جمله میتوان به انعقاد معاهدههای پروتکل کیوتو و توافقنامهی پاریس اشاره نمود. هدف مطالعهی حاضر بررسی اثرات تعهد کشورهای عضو پروتکل کیوتو و توافقنامه پاریس در میزان انتشار آلاینده CO2 میباشد. برای بررسی این مسئله از دو رهیافت رگرسیون تفاضل در تفاضل (DiD) و جورسازی براساس نمره تمایل (PSM) استفاده گردید. نتایج رهیافت رگرسیون تفاضل در تفاضل بیانگر آن است که تعهد کشورهای پیشرفته در پروتکل کیوتو سبب کاهش انتشار CO2 به میزان 89/1 درصد و بر اساس رهیافت PSM سبب کاهش 76/1 درصد شده است. در توافقنامهی پاریس نیز تعهد کشورهای در حال توسعه با استفاده از رهیافتهای DiD و PSM به ترتیب سبب کاهش انتشار CO2 به میزان 21/1 و 45/1 درصد گردیده است. براساس آنچه ارائه شد، اگر چه این معاهدههای بینالمللی در کاهش انتشار CO2 موفقیتآمیز عمل کردهاند ولی میزان کاهش انتشار این آلاینده کمتر از میزان تعهد کشورها میباشد چرا که پروتکل کیوتو کشورهای صنعتی را ملزم به کاهش نشر آلایندهها تا حداقل 5 درصد نموده بود. از این رو پیشنهاد میگردد در جهت حفظ محیطزیست، اجرای تعهدات کشورها در توافقنامههای مذکور پیگیری گردد تا با همکاری همهی کشورها، کاهش فزایندهای در انتشار آلاینده CO2 به وجود آید.
ارزیابی اثرات همهگیری کووید-19 در تحلیل تقاضای محصولات دامی با استفاده از چارچوب رگرسیون سوئچینگ
دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 224-211
https://doi.org/10.22067/jead.2025.90323.1303
محمد رضوانی، مهدی پندار، سید صفدر حسینی، حامد رفیعی
چکیده با توجه به تأثیر همهگیری کووید-19 بر تقاضای مواد غذایی در نتیجه اختلال در زنجیره تأمین و تکانههای درآمدی، هدف پژوهش حاضر بررسی وجود شکست ساختاری در ترجیحات محصولات دامی (گوشت قرمز، مرغ، تخم مرغ و شیر) مصرفکنندگان ایرانی با استفاده از سیستم تقاضای تقریبا ایدهآل درجه دو و چارچوب رگرسیون سوئیچینگ در بازه زمانی بهار 1394 تا زمستان 1401 است. نتایج بیانگر وجود شکست ساختاری بهصورت ناگهانی در نتیجه همهگیری کووید-19 است. همچنین نتایج نشان میدهد که بعد از همهگیری کووید-19 کشش خود قیمتی گوشت قرمز و مرغ افزایش چشمگیری داشته است. با توجه به کشش بالای خود قیمتی گوشت قرمز، مرغ و تخم مرغ بعد از همهگیری کووید-19 پیشنهاد میشود برای حمایت از مصرفکنندگان دولت از ابزار قیمتی همچون کالا برگ الکترونیکی استفاده کند. بهدلیل بالا بودن ضرائب کششهای متقاطع تقاضا برای گوشت قرمز، مرغ و تخم مرغ بعد از همهگیری کووید-19 میتوان انتظار داشت که تغییر در قیمت یکی از محصولات گوشت قرمز، مرغ و تخم مرغ، تقاضای محصول دیگر را به گونهای چشمگیر دچار تغییر کند، بنابراین، در صورت افزایش قیمت یکی از محصولات برای حمایت از مصرفکنندگان پیشنهاد میشود برای محصولات دیگر تخفیفهای ویژهای در نظر گرفته شود.
واکاوی قصد رفتاری پستهکاران شهرستان اردکان به سمت تولید ارگانیک: کاربست نظریه تجزیه رفتار برنامهریزی شده
دوره 37، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 231-251
https://doi.org/10.22067/jead.2023.77473.1142
طاهره شرقی، مجتبی رضایی احمدآبادی
چکیده روند توسعه کشت ارگانیک در ایران وضعیت مطلوبی ندارد و این در حالی است که غذاهای آلوده به انواع مواد شیمیایی تأثیر ناخوشایندی را بر سلامت عمومی جامعه دارد. از آنجایی که هر گونه تغییر در بکارگیری مواد شیمیایی در کشاورزی باید با بررسی رفتار کشاورزان باشد. بنابراین، هدف مطالعه حاضر واکاوی قصد رفتاری برای تولید محصول ارگانیک در سطح 5200 نفر پستهکار شهرستان اردکان استان یزد با بهرهگیری از نظریه تجزیه رفتار برنامهریزی شده بود. این تحقیق به روش پیمایشی اجرا شد. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه 358 نفر تعیین گردید. با توجه به توزیع و پراکندگی پستهکاران در بخشهای مختلف از نمونهگیری چند مرحلهای تصادفی استفاده شد. روایی ظاهری و محتوایی پرسشنامه توسط پانلی از متخصصان دانشگاهی در بخشهای باغبانی، توسعه کشاورزی، گیاهپزشکی و روانشناسی و همچنین کارشناسان خبره جهادکشاورزی شهرستان مورد تأیید قرار گرفت. پایایی ابزار از طریق پایلوت تست مورد بررسی قرار گرفت. ضریب آلفای کرونباخ از 649/0 تا 836/0 بدست آمد که بیانگر پایایی قابل قبول است. برای تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS22 و SmartPLS2 استفاده شد. نتایج نشان داد که مهمترین عامل در قصد رفتار تولید پسته ارگانیک به ترتیب متغیرهای هنجار ذهنی (362/0=β) و کنترل رفتار درک شده (185/0=β) است. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که به دلیل عدم قابلیت سازگاری روشها و اصول تولید ارگانیک در باغات پسته با ارزشها و نیازهای کشاورزان از جمله عدم وجود بازار پسته ارگانیک، هزینههای تولید پسته ارگانیک و تمایل کم مصرفکننده به پرداخت بالاتر برای خرید پسته ارگانیک، ناسازگاری رقم، کیفیت آب و خاک باغات پسته با روشهای تولید ارگانیک و همچنین عدم سهولت کاربرد روشهای تولید ارگانیک در باغ، نگرش آنها در بکارگیری این نوع روشها در باغ معنادار نشد. با توجه به نتایج پیشنهاد میگردد که که تدابیر لازم حمایتی از طرف دولت در زمینه پوشش هزینههای اجرایی تولید پسته ارگانیک تا مرحله دستیابی پستهکاران به بازارهای محصولات ارگانیک در داخل و خارج کشور ایجاد گردد. همچنین در این راستا پیشنهاد میگردد سازمان ترویج دورههای آموزش را با توجه به تنوع در کیفیت آب، خاک و رقم پسته به گونهای برگزار نماید تا کشاورزان ضمن ارتقا و بهبود دانش در خصوص نحوه تولید محصول ارگانیک، سهولت بکارگیری این نوع روشها و مدیریت آن را در باغ درک نمایند.
ارزیابی پایداری سیستمهای کشاورزی با استفاده از رهیافت برنامهریزی توافقی: منطقه کوهدشت لرستان
دوره 34، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 239-257
https://doi.org/10.22067/jead.2020.17730.0
سید محمد نظریان، منصور زیبایی، آذر شیخ زین الدین
چکیده یکی از جنبههای مهم توسعهی پایدار، کشاورزی پایدار بوده که نهتنها نیازهای آتی مربوط به افزایش تولید، بلکه کیفیت محیطزیست، آب و خاک را نیز حفظ میکند. از اینرو، در این مطالعه پایداری زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی سیستمهای کشاورزی در منطقه کوهدشت با استفاده از مدل برنامهریزی توافقی مورد ارزیابی قرار گرفته است. اطلاعات مورد نیاز از 252 کشاورز نمونه در سال زراعی 5965 69 جمعآوری شد. نتایج نشان داد که بر اساس دیدگاه زیستمحیطی و در مقادیر حداقل و حداکثر وزن انحرافات ( 5 π = و 511 π = )، به ترتیب سیستمهای گندم با عملکرد بالای 4 تن و چغندر قند با عملکرد بالای 60 تن در هکتار، بالاترین سطح پایداری را در منطقه دارا میباشند. اما سیستم کشاورزی چغندرقندبا عملکرد زیر 60 تن در هکتار، براساس تمامی مقادیر π ، ناپایدارترین سیستم منطقه است. همچنین استفاده بیش از حد از آب زیرزمینی جهت آبیاری کشاورزی و مصرف بیرویه کودها و سموم شیمیایی موجب ناپایداری بیشتر کشاورزی در برخی از مناطق شده است. همچنین نتایج نشان داد که در π =1 ، دهستتان کوهنانی و طرهان شرقی به ترتیب پایدارترین و ناپایدارین مناطق هستند. عدم پایداری سیستمهای کشاورزی دهستان طرهان شرقی، ناشی از عملکرد اقتصادی ضعیف در برخی مناطق روستایی دهستان است. با این حال، در سطح بالای حساسیت نسبت به انحراف از سطح ایده آل، دهستان بلوران و طرهان غربی، ناپایدارترین دهستانها و کوهدشت شمالی و جنوبی، گلگل، دربگنبد و زیر تنگ، پایدارترین دهستانهای منطقه هستند. بنابراین از نتایج این مطالعه، استنباط میشود که در زمینه پایداری کشاورزی تفاوتهای منطقهای در کوهدشت وجود دارد، در نتیجه توصیه می شود کته سیاست های کشاورزی منطقهای مؤثر بر اساس تحقیقات محلی تدوین شوند.
ارزیابی اثرات رفاهی و زیستمحیطی استفاده از انرژی زیستتوده سلولزی در ایران
دوره 40، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 252-237
https://doi.org/10.22067/jead.2026.93528.1353
امیر مهرجو، حمید امیرنژاد، کمال عطایی سلوط، حسین آزادی
چکیده تولید انرژی از بقایای کشاورزی یک حوزه مهم تحقیقاتی با پتانسیل قابلتوجهی برای تولید انرژی پایدار است. در ایران، استفاده از بقایای کشاورزی برای تولید انرژی، بهدلیل ویژگیهای جغرافیایی مطلوب، پتانسیل مقابله با ناامنی انرژی، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و ایجاد فرصتهای اقتصادی برای جوامع روستایی را دارد؛ بنابراین، هدف این مطالعه ارزیابی اثرات رفاهی و زیستمحیطی استفاده از انرژی زیستتوده سلولزی در ایران، با تمرکز ویژه بر استفاده از یک مدل تعادل جزئی با به حداکثر رساندن مجموع مازاد مصرفکنندگان زیستتوده و تولیدکنندگان زیستتوده، مشروط به محدودیتهای در دسترس بودن منابع برای تحلیل پیامدهای اقتصادی است. در این مطالعه جهت ارزیابی اثرات رفاهی و زیستمحیطی از زیستتوده دو محصول گندم و برنج استفاده شده است. نتایج شبیهسازی مدل نشان میدهد که رفاه مصرفکنندگان زیستتوده کاهش و تولیدکنندگان زیستتوده افزایش مییابد؛ بهطوریکه در قیمت 3/286 میلیون ریال در هر تن برای زیستتوده گندم و 9/275 میلیون ریال در هر تن برای زیستتوده برنج حداکثر رفاه اجتماعی حاصل میگردد. همچنین نتایج نشان داد که افزایش قیمت زیستتوده منجر به افزایش تولید زیستتوده میشود و با بکارگیری این زیستتوده تولید شده از دو محصول گندم و برنج در تولید برق میتوان میزان انتشار گاز گلخانهای را تا 2/8 درصد در کشور را کاهش داد؛ بنابراین با توجه به نتایج، قیمتگذاری مناسب زیستتوده و ایجاد انگیزه برای جمعآوری پسماند محصولات کشاورزی و سرمایهگذاری در نیروگاههای تولید برق از زیستتوده میتواند بهعنوان سیاستهای افزایش رفاه اجتماعی و بهبود کیفیت محیطزیست انتخاب شود. در نهایت نتایج این تحقیق میتواند به سیاستگذاری برای توسعه استراتژیهای کاهش انتشار گازهای گلخانهای در کشور با منابع فراوان زیستتوده کمک کند.
برآورد ارزش بهبود وضعیت زیست محیطی دریاچه ارومیه: کاربرد روش آزمون انتخاب
دوره 27، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 267-276
https://doi.org/10.22067/jead2.v1391i5.21029
مینا صالح نیا، باب اله حیاتی، محمد قهرمان زاده، مرتضی مولایی
چکیده دریاچه ارومیه و تالاب های اقماری آن به عنوان یکی از سایت های نمونه طرح حفاظت از تالاب های ایران با مشارکت برنامه عمران سازمان ملل انتخاب شده است. هدف این طرح، کاهش تهدیدات عمده پیش روی این منطقه تالابی با استفاده از یک برنامه جامع مدیریتی است. لذا در این تحقیق به بررسی ترجیحات و استخراج مقادیر تمایل به پرداخت شهروندان ارومیه در جهت بهبود ویژگی های زیست محیطی دریاچه ارومیه با استفاده از روش آزمون انتخاب پرداخته شده است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از شهروندان شهر ارومیه در سال 1390 به دست آمده و با کاربرد مدل لاجیت مختلط مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیشترین تمایل به پرداخت به بهبود ارتفاع سطح تراز آب از شرایط بحرانی فعلی به سطح مطلوب (26000 ریال در سال به ازای هر خانوار) تعلق دارد. رسیدن به حد مطلوب کیفیت آب (میزان شوری)، تعداد فلامینگو و آرتمیای دریاچه (به ترتیب با 23000، 14670 و11330 ریال در سال به ازای هر خانوار) در ردیف های بعدی تمایل به پرداخت افراد قرار دارند.
نوسان قیمت نهاده ها و عرضه دام سبک (کاربرد الگوی فضای حالت)
دوره 30، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 277-284
https://doi.org/10.22067/jead2.v30i4.48049
الهام صادقی، رضا مقدسی
چکیده پرورش دام سبک یکی از مهمترین منابع تأمین گوشت قرمز میباشد. در کشور ما نرخ رشد سالیانه تولید دام سبک در سال 1393 نسبت به سال 1383، 4/6 کاهش یافته است. از طرف دیگر قیمت نهاده های مورد نیاز برای تولید دام سبک دارای نوساناتی است که بر تصمیم تولیدکنندگان جهت افزایش تولید، تأثیر زیادی دارد. این مطالعه با هدف بررسی اثر نوسانات قیمت نهاده ها بر عرضهی دام سبک در سطح استانی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش استان های عرضه کننده دام سبک در سطح کشور میباشد که سه استان آذربایجانشرقی، اصفهان و قم از میان آن ها بر اساس میزان سهم در عرضه انتخاب شده است. تحلیل نوسان قیمت ها و ریسک قیمتی بر اساس فرآیند GARCH و واکنش عرضه دام سبک با استفاده از الگوی فضای حالت انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در استانهای آذربایجان شرقی، اصفهان و قم متغیر قیمت انتظاری دام سبک بر میزان عرضه دام سبک تأثیر مثبت و معنیدار داشته، در حالی که واریانس قیمتی دام سبک بر میزان عرضه آن تأثیر منفی و معنیدار دارد. همچنین، متغیر قیمت انتظاری نهادههای لازم برای عرضه دام سبک و واریانس آن تأثیر منفی و معنیدار بر میزان عرضه آن دارد. نوسانات فصلی مربوط به فصول تابستان، پاییز و زمستان در استان آذربایجانشرقی تأثیر منفی و معنیدار بر عرضه دام سبک داشته است. نوسانات فصلی مربوط به فصول تابستان و پاییز در استان اصفهان تأثیر منفی و معنیدار بر عرضه دام سبک داشته، در حالیکه نوسانات فصلی مربوط به زمستان تأثیر مثبت و معنی دار بر عرضه دام سبک داشته است. متغیرهای موهومی مربوط به فصول تابستان و پاییز در استان قم تأثیر منفی و معنیدار و فصل زمستان تأثیر مثبت و معنیدار بر عرضه دام سبک داشته اند. با بررسی نوسانات سیکلی و روند در هر سه استان مشخص می شود که در میزان عرضه دام سبک نوسانات سیکلی و روند معنیدار و مثبت با ضرایب تصادفی در هر سال وجود داشته است. عرضه دام سبک نسبت به تغییرات قیمت نهاده ها و دام سبک کم کشش است و تأثیر ریسک قیمتی دام سبک بزرگتر از ریسک قیمتی نهادهها میباشد.
سنجش میزان پایداری کشاورزی استان آذربایجان شرقی با رهیافت برنامهریزی توافقی
دوره 31، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 279-289
https://doi.org/10.22067/jead2.v31i4.60005
مرضیه منافی ملایوسفی، باب اله حیاتی، اسماعیل پیش بهار، جواد نعمتیان
چکیده در طی دهههای اخیر افزایش تولید محصولات کشاورزی گرچه بخشی از نیازهای جمعیت رو به رشد را برطرف نموده است، اما امروزه مشخص شده است که استفاده از روشهای کشاورزی مرسوم به دلیل استفاده بیرویه از منابع، منجر به تخریب محیط زیست شده است. لذا کشاورزی پایدار به عنوان کلید رهایی از مشکلات به وجود آمده، مطرح شده است. در این مطالعه با استفاده از روش برنامهریزی توافقی اقدام به ارزیابی میزان پایداری کشاورزی شهرستانهای استان آذربایجان شرقی گردید. وزن شاخصها از طریق نظرسنجی مستقیم از کارشناسان کشاورزی تعیین شد و سایر اطلاعات لازم از منابع ثانویه نظیر سازمان جهاد کشاورزی، سازمان آب منطقهای و سالنامههای آماری استان آذربایجان شرقی در سال 1394 جمعآوری گردید. نتایج نظرسنجی نشان داد که در بعد اقتصادی راندمان آبیاری، عملکرد، خاکورزی حفاظتی و شاخص بیمه، در بعد اجتماعی شاخص باسوادی، تعداد کارشناس کشاورزی، شاخص بهداشت و درصد اشتغال کشاورزی و در بعد زیستمحیطی شاخص سطح تراز آب زیرزمینی، مصرف آب کشاورزی، سیستمهای کارآمد آبیاری، شوری و غلظت نیترات مهمترین شاخصها شناخته شدهاند. با اجرای برنامهریزی توافقی مشخص شد که در بعد اقتصادی، عجبشیر در بعد اجتماعی، جلفا، در بعد زیستمحیطی و نیز در کل، کلیبر پایدارترین شهرستانها بودهاند. نتایج مطالعه نشان میدهد که با توجه به بحران خشکسالی در منطقه، پایداری منابع آب از دغدغههای اصلی پایداری کشاورزی و منابع طبیعی استان محسوب میشود. همچنین توزیع عادلانه-تر امکانات و زیرساختهای توسعه کشاورزی نظیر صنایع تبدیلی، مدارس روستایی، خانههای بهداشت و اماکن رفاهی میتواند به توسعه اقتصادی–اجتماعی شهرستانهای محروم استان بیانجامد.
آثار افزایش قیمت کالاهای خوراکی بر رفاه و فقر خانوارهای شهری ایران
دوره 32، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 287-298
https://doi.org/10.22067/jead2.v32i4.69715
نیلوفر اشک تراب، زهرا نعمت الهی
چکیده هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر افزایش قیمت کالاهای خوراکی بر رفاه خانوارهای شهری است. بهمنظور بررسی رفتار مصرفکنندگان و برآورد کششهای قیمتی کالاهای مورد مطالعه از رهیافت دیتون استفاده شده است. براساس این رهیافت واکنش مصرفکنندگان نسبت به افزایش قیمت کالاهای خوراکی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور از اطلاعات مربوط به هزینه و درآمد خانوارهای شهری مرکز آمار ایران در سال 1393 استفاده شده است. دادههای این بررسی نیز شامل مخارج و مقادیر مصرف کالاهای خوراکی و همچنین ویژگیهای جمعیتی اندازه خانوار و میزان تحصیلات سرپرست خانوار است. پس از تخمین تابع تقاضای کالاهای خوراکی خانوار با استفاده از سیستم تقاضای تقریبا ایدهآل درجه دوم (QAIDS)، کشش قیمتی و درآمدی محاسبه شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، در نتیجهی اعمال سه سناریوی افزایش قیمت، با 15 درصد افزایش قیمتها، 144 خانوار (98/1 درصد) به خانواده های فقیر و زیر خط فقر اضافه شدهاند. با افزایش 25 درصدی قیمتها، 253 خانوار (5/3 درصد) و با افزایش 50 درصدی قیمتها 503 خانوار (93/6 درصد) به زیر خط فقر منتقل شدند. بنابراین با توجه به اینکه خوراکیها، سهم بالایی از سبد مصرفی خانوارهای شهری را به خود اختصاص داده است، میبایستی جهت حفظ سطح رفاه خانوارها، حمایتهای مالی لازم انجام شده و معادل تغییرات جبرانی محاسبه شده جهت حفظ مطلوبیت خانوارها، پرداخت گردد.
بررسی کارایی مصرف برق و برآورد احتمالات انتقال میان رژیمهای با کارایی بالا و پایین مصرف برق در بخش کشاورزی ایران
دوره 31، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 290-298
https://doi.org/10.22067/jead2.v31i4.63651
خلیل جهانگیری، حسن حیدری، سیدعلی حسینی ابراهیم آباد
چکیده هدف اصلی این مطالعه بررسی کارایی مصرف برق در بخش کشاورزی ایران در دوره زمانی 1342 تا 1393 با استفاده از مدل تغییر رژیم مارکف است. نتایج حاصل از تخمین مدل تغییر رژیم مارکف برای کارایی مصرف برق در بخش کشاورزی در دوره زمانی تحقیق حاکی از تداوم رژیم با کارایی پایین مصرف برق در این بخش نسبت به رژیم با کارایی بالای استفاده از انرژی برق میباشد. همچنین، گذار از وضعیتهایی که در آنها کارایی استفاده از برق پایین میباشد به کندی و خروج از رژیمهایی که در آنها کارایی استفاده از برق بالا میباشد به تندی صورت میگیرد. در نهایت، نتایج پژوهش نشان داد که سطح عمومی قیمتها اثر منفی و معنیدار و تولید سرانه بخش کشاورزی تأثیر مثبت و معنیدار بر کارایی مصرف برق در بخش کشاورزی دارند.
کاربرد الگوهای چندسطحی در تحلیل داده- ستانده
دوره 28، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 301-311
https://doi.org/10.22067/jead2.v0i0.30983
فاطمه حیاتغیبی، محمد قربانی
چکیده در مطالعه حاضر نمونهای از کاربرد الگوسازی چندسطحی برای تحلیل جداول داده- ستانده منطقهای ارائه شده است. برای این منظور ابتدا جداول داده- ستانده کلیه استانهای کشور براساس روش سهم مکانی اصلاحشده فلگ استخراج شدهاند. سپس متمایز بودن ضرایب فنی لئونتیف و پیوندهای پسین و پیشین بین فعالیتها و بخشهای اقتصادی استانهای مختلف، با استفاده از الگوهای سهسطحی و دو سطحی، آزمون شده است. نتایج حاصل از تجزیه واریانس بین سطوح مختلف نشان میدهد فعالیتها، بخشها و استانهای مختلف از لحاظ شاخصهای مذکور ناهمگن هستند. بنابراین تجمیع فعالیتهای جداول داده- ستانده و همچنین تلفیق فضایی جداول داده- ستانده منطقهای با یکدیگر منجر به کاهش دقت و خطا در تحلیلها میگردد.
تحلیل عوامل مؤثر بر ریسک تولید گندم در ایران
دوره 33، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 329-338
https://doi.org/10.22067/jead2.v33i3.66850
آذر هاشمینژاد، عباس عبدشاهی، منصور غنیان، بهمن خسرویپور
چکیده یکی از مهمترین زنجیرههای غذایی کشور که نقش مهمی در امنیت غذایی جامعه دارد، زنجیره تأمین نان میباشد. تولید گندم به عنوان حلقه آغازین این زنجیره نقش مهمی در بهبود عملکرد آن دارد. همچنین گندم یکی از محصولات استراتژیک کشور بوده است که از نظر ارزش غذایی، دارای اهمیت بسیار بالایی بوده و از مهمترین و پرمصرفترین محصولات کشاورزی میباشد. اما طی چند دهه گذشته از یک طرف به دلیل شرایط اقلیمی و خشکسالیهای پیاپی و از طرف دیگر، به دلیل برخی سیاستها، تولید این محصول با نوسانات و ریسک زیادی مواجهه شده که منجر به اختلالاتی در زنجیره تأمین نان گردیده است. لذا این مطالعه به تحلیل عوامل مؤثر بر ریسک تولید گندم در زنجیره تأمین نان پرداخته است. دادههای مورد استفاده، مربوط به دوره زمانی 1393-1361 میباشد. برای شناسایی عوامل مؤثر بر ریسک تولید گندم، ابتدا با استفاده از یک مدل GARCH(2,0)، واریانس تولید گندم به عنوان معیار ریسک تعیین گردید. با توجه به انباشتگی متغیرها از مرتبه صفر و یک، از یک مدل ARDL برای شناسایی عوامل مؤثر بر ریسک استفاده گردید. نتایج مطالعه نشان داد که متغیرهای جمعیت، واردات گندم، بارندگی و سطح زیرکشت در جهت مثبت و متغیرهای قیمت تضمینی و طرح محوری گندم در جهت منفی واریانس تولید گندم (ریسک تولید گندم) را متأثر مینمایند. لذا پیشنهاد میشود ضمن استمرار قیمت تضمینی گندم، از طرحهایی نظیر طرح محوری که موجبات کاهش ریسک تولید گندم را فراهم میآورند، حمایت به عمل آمده و در جهت بهبود سیاستهایی مثل واردات گندم یا تعیین بهینه سطح زیرکشت اقدام نمود. همچنین با توجه به انگیزه پایین بخش خصوصی برای بیمه محصولات کشاورزی، بایستی دولت با افزایش سهم خود در پرداخت حق بیمه و همچنین اعطای خسارت، موجبات تمایل بیشتر گندمکاران به بیمه محصول را فراهم نماید.
بررسی چگونگی انتقال قیمت جهانی غلات به بازارهای داخلی این محصولات در ایران: کاربرد کشش جانشینی آرمینگتون و کشش ارزی
دوره 29، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 334-344
https://doi.org/10.22067/jead2.v29i4.40078
قاسم لیانی، عفت قربانیان، محمد بخشوده
چکیده هدف از این مطالعه بررسی انتقال قیمت غلات از بازار جهانی به بازار داخلی میباشد. در این راستا با استفاده از مدل ARDL به محاسبه کشش آرمینگتون و ارزی در بلندمدت و کوتاه مدت پرداخته شده و در ادامه عوامل تأثیرگذار بر واردات غلات مورد تجزیه و تحلیل واقع شده است. بدین منظور چهار گروه عمده غلات شامل گندم، جو، ذرت و برنج انتخاب و داده های سری زمانی طی سالهای 1360 تا 1390 مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس نتایج، گندم، جو و ذرت از نظر مصرف کننده ایرانی جانشین و برنج مکمل نمونه وارداتی آن است. برای سه گروه اول سیاستهای قیمتی که باعث گرانتر شدن نسبی آنها شود سهم وارداتی آنها را افزایش خواهد داد البته در مورد ذرت کشش ارزی منفی نشان دهنده این است که افزایش قیمت جهانی میتواند باعث افزایش صادرات این محصول به سایر کشورها شود. همچنین نتایج حاکی از آن است که در کوتاه مدت و بلند مدت تولید ناخالص داخلی، تولید داخلی غلات و نرخ تعرفه گمرکی اثر معنی داری بر واردات غلات داشتهاند. لذا به منظور تنظیم واردات غلات به کشور و تنظیم بازار داخلی آنها، علاوه بر چگونگی انتقال قیمت از بازار جهانی به بازار داخلی، دولت به اثر عواملی همچون نرخ تعرفه و نرخ ارز بر واردات این محصولات نیز توجه نماید.
بررسی عوامل رفتاری تأثیرگذار بر ارزش ویژه برند سبز در صنعت غذایی
دوره 34، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 357-374
https://doi.org/10.22067/jead.2021.17698.0
محمدجواد تقی پوریان، حسن صابری
چکیده امروزه مسئله حفاظت از محیطزیست به قدری مهم تلقی میگردد که سبب تحولات بنیادی در رفتار، علایق، ترجیحات و ... جوامع بشری شده است در این راستا مصرفکنندگان و مشتریان محصولات و خدمات، سازمانها را مجبور ساختند که رویکرد خود را به سمت رویکرد پایدار تغییر دهند. بر همین اساس امروزه داشتن برندی سبز و افزایش ارزش ویژه برند سبز یک مزیت رقابتی محسوب میشود. هدف از ارائه این پژوهش مطالعه عوامل رفتاری تاثیر گذار بر ارزش ویژه برند سبز در صنعت غذایی بود. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بهره گرفته شد. جامعه آماری پژوهش مردم شهر تهران بودند. که تعداد آنها 480 نفر بودند که از طریق نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند و از پرسشنامه برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد، همچنین اطلاعات لازم از جامعه آماری در بین مردادماه 1397 لغایت دیماه 1397 جمعآوری شد. نتایج تحقیق نشان داد که تصویر برند سبز به میزان (399/0)؛ اعتماد سبز به میزان (199/0)؛ رضایت سبز به میزان (157/0-)؛ و وفاداری سبز به میزان (166/0) بر ارزش ویژه برند سبز موثر بوده اما تمایل به برند سبز از نگاه جامعه آماری پژوهش موثر نمیباشد. همچنین در مجموع میتوان گفت عوامل رفتاری موجود در این پژوهش به میزان (578/0) بر ارزش ویژه برند سبز موثر میباشند. به طور کلی میتوان چنین نتیجه گرفت که پایبندی به اصول محیط زیستی و تقویت و ترویج آن در سازمان و تمامی محصولات و خدمات آن باعث میشود که ذینفعان سازمان نسبت به حسن نیت سازمان در راستای انجام مسئولیت اجتماعی اش آگاه شوند و از این طریق وفاداری و تعهد ذینفعان نسبت به برند سازمان افزایش مییابد و از این طریق باعث ارتقای ارزش ویژه برند سبز میگردد.
تحلیل عاملی مولفههای فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی(ICT) مرتبط با توسعه کارآفرینی سازمانی در سازمان ترویج کشاورزی ایران
دوره 23، شماره 1، بهار 1388
https://doi.org/10.22067/jead2.v1388i1.2062
امیر علم بیگی، ایرج ملک محمدی، سید محمد مقیمی
چکیده چکیده
این تحقیق در پی شناسایی عوامل تاثیر گذار بر توسعه فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی مرتبط با توسعه کارآفرینی سازمانی در سازمان ترویج کشاورزی بود که به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل 2768 نفر از کارشناسان ترویج کشاورزی بود. از هر منطقه جغرافیایی کشور و بر اساس تقسیم بندی کشوری وزارت جهاد کشاورزی، یک استان به تصادف انتخاب و جامعه آماری منتخب 1145 نفر برآورد شد. که از بین آنها به صورت تصادفی و با رعایت انتساب متناسب 250 نفر (بر حسب محاسبه فرمول کوکران) انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه ای در سه بخش و در قالب طیف لیکرت بوده است، که بخشهای آن عبارتند از: میزان به کارگیری فنآوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، مهارتهای استفاده از فنآوریهای ارتباطی و اطلاعاتی و توسعه ICT سازمان (زیر ساختها و راهبرد ها). روایی پرسشنامه فوق بر اساس نظر جمعی از اساتید رشته ترویج کشاورزی و کارآفرینی سازمانی دانشگاه تهران تایید گردید. سپس جهت تعیین پایایی پرسشنامه تعداد 25 پرسشنامه توسط کارشناسان ترویج تکمیل و ضریب آلفای کرونباخ برای بخشهای مذکور محاسبه شد و در نتیجه 88/0=Α، 92/0=Α و 96/0=Α نشان داد که وسیله تحقیق از قابلیت بالایی برای جمع آوری اطلاعات برخوردار است. روش آماری مورد استفاده تحلیل عاملی و نرم افزار مورد استفاده SPSSWIN 15 بوده است. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که از میان متغیرهای ICT مرتبط با توسعه کارآفرینی سازمانی متغیر "حمایت مدیریت سازمان از حضور فناوریهای پیشرفته در سازمان" در رتبه اول و متغیّر"توسعه و تنوع در انجام فعالیتها از طریق تعاملات بیشتر با ارباب رجوع به واسطهICT سازمان" در رتبه آخر در سازمان ترویج فعلی قرار گرفت. با استفاده از تحلیل عاملی متغیرهای ICT مرتبط با توسعه کارآفرینی سازمانی با توجه به ماهیت مولفههای توسعه ICT سازمانی مرتبط با کارآفرینی سازمانی، در چهار عامل سازمانی و محتوایی، زیر بنایی و آموزشی، راهبردی و فردی خلاصه شدند. این عوامل در مجموع توانستند 83/79 درصد از واریانس متغیرها را تبیین نمایند. 17/20 درصد از واریانس باقیمانده مربوط به سایر عواملی است که پیش بینی آنها در این تحقیق میسر نشده است.یافتههای تحقیق حاکی از آن است که حمایت مدیریت سازمان از حضور ICT، توسعه شایستگیها و مهارتهای کارکنان، بستر سازی و وجود انگیزه در کارکنان در ارتقای مهارتهای خود در این زمینه بیشترین سهم را در توسعه فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی مرتبط با توسعه کارآفرینی سازمانی دارند.
بررسی موفقیت کارآفرینان روستایی استان اصفهان با استفاده از روشهای تصمیم گیری چند پاره و تحلیل عاملی
دوره 23، شماره 2، پاییز 1388
https://doi.org/10.22067/jead2.v1388i2.2525
احمد خاتون آبادی، غلامرضا انداده
چکیده چکیده
هدف این مقاله ارزشیابی میزان موفقیت کارآفرینان جامعه روستایی استان اصفهان با روش پیمایشی با استفاده از «فرآیند تحلیل سلسله مراتبی» و تحلیل عاملی میباشد. با استفاده از تکنیکهایی نظیر مصاحبه پرسشنامه، اطلاعات مورد نیاز جمعآوری شده است. جامعه آماری مورد مطالعه، شامل کارآفرینان روستایی استان اصفهان میباشد که بعد از مطالعه مقدماتی و تعریف عملیاتی برای شناسایی آنان, جهت جمعآوری دادههای مورد نیاز، انتخاب و سرشماری شدند (65 واحد نمونه به دست آمد). در این تحقیق بر اساس سه شاخص نوآوری، رشد و ایجاد و با استفاده از تحلیلهای چند شاخصه موفقیت کارآفرینان روستایی ارزشیابی شده است. نتایج نشان داد که شاخص میزان موفقیت کسبوکار را میتوان با توجه به سه معیار رشد، نوآوری و ایجاد با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی به خوبی مورد ارزیابی قرار داد. در خصوص جامعه آماری مورد نظر نتایج بیانگر میزان موفقیت متوسط به بالای آنان میباشد به نحویکه فقط حدود 20 درصد از کارآفرینان از موفقیت کمتری برخوردار میباشند.
تعیین کالاهای مناسب برای مبادله در بازار آتی (مطالعه موردی: محصولات کشاورزی ایران)
دوره 24، شماره 3، پاییز 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i3.7724
سید علی حسینی یکانی، منصور زیبایی
چکیده چکیده
در این مقاله سعی گردیده که مناسبترین کالاها برای راه اندازی یک بازار آتی محصولات کشاورزی در ایران انتخاب گردد. به این منظور دو روش مختلف مورد استفاده قرار گرفته است: روش اول بر تعیین عواملی که به صورت معناداری در موفقیت یا شکست قراردادهای آتی محصولات کشاورزی مورد استفاده در مهمترین بازارهای آتی جهان موثر بوده استوار می باشد. در روش دوم شبیه سازی عملکرد پوشش ریسک کالاهای مورد مطالعه به منظور تعیین محصولاتی که بالاترین احتمال پذیرش جهت مبادله در بازار آتی را از سوی تولیدکنندگان محصولات کشاورزی دارا می-باشند مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس نتایج این مطالعه درجه تجاری بودن، اندازه بازار نقدی و نوسانات قیمتهای نقدی محصولات، بیشترین اثر را در توفیق بکارگیری قراردادهای آتی آنها خواهد داشت. همچنین برخی کالاها با وجود دارا بودن شرایط لازم برای ورود به بازار آتی، ازجذابیت کافی برای مبادله در چنین بازارهایی از نقطه نظر پوشش ریسک تولیدکنندگان برخوردار نمی باشند. به طورکلی نتایج این مطالعه نشان دادند که سه محصول زعفران، پسته و برنج مناسبترین کالاها برای تاسیس بازار آتی محصولات کشاورزی در ایران می باشند.
بررسی دیدگاه کشاورزان بخش مرکزی کرج نسبت به مشارکت در کشاورزی اجتماع- پشتیبان
دوره 24، شماره 4، زمستان 1389
https://doi.org/10.22067/jead2.v1389i4.8188
حسین شعبانعلی فمی، جواد قاسمی، شبنم سرورامینی، معصومه سعادتزاده
چکیده چکیده
این تحقیق توصیفی- پیمایشی با هدف بررسی دیدگاه کشاورزان نسبت به مشارکت در کشاورزی اجتماع- پشتیبان انجام شد. جامعه آماری آن را کشاورزان بخش مرکزی کرج (1598N=) تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 117 نفر بهعنوان نمونه تعیین گردید که در نهایت حجم نمونه به منظور افزایش دقت مطالعه به 130 نفر افزایش یافت. نمونه گیری با روش تصادفی ساده صورت گرفت. ابزار تحقیق، پرسشنامهای بود که روایی آن بر اساس نظر جمعی از استادان مربوطه تأیید گردید و برای تعیین میزان پایایی بخشهای مختلف، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید (79/0 تا 90/0) که نشان از مناسب بودن ابزار تحقیق داشت. دادههای با استفاده از نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که مهم ترین اهداف کشاورزان از مشارکت، تامین منابع مالی و بازاریابی محصولات بود. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی نشان داد که بین تمایل به دریافت کمک های مالی شهروندان و متغیرهای میزان درآمد سالیانه، میزان استفاده از نیروی کار خانواده و تعداد دفعات سرزدن به مزرعه رابطه در سطح یک درصد و با میزان وابستگی به محل سکونت و وضعیت تحصیلی در سطح پنج درصد رابطه مثبت و معنیداری وجود داشت. همچنین نتایج حاصل از آزمون کروسکال والیس نشان داد که از نظر تمایل به دریافت کمک های مالی شهروندان، بین کشاورزان با محل سکونت مختلف در سطح یک درصد و بین تمایل به همکاری با شهروندان با شرایط مالی مختلف، میزان رضایت از درآمد حاصل از شغل کشاورزی و طول دوره کشت در سطح پنج درصد تفاوت معنی دار وجود داشت. بنابراین می توان با اشاعه و بهره گیری از این رهیافت کشاورزی پایدار، علاوه بر حل بخشی از مشکلات بخش کشاورزی، سبب دستیابی شهروندان به مواد غذایی سالم، ارگانیک و ارزانتر نیز گردید.
بررسی عوامل آموزشی ـ ترویجی موثر بر بکارگیری گیاهان تراریخته از نظر متخصصان بیوتکنولوژی مراکز تحقیقات استان تهران
دوره 25، شماره 1، بهار 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i1.8871
غلامرضا پزشکی راد، امیر نعیمی
چکیده چکیده
هدف از انجام این تحقیق بررسی عوامل آموزشی ـ ترویجی موثر بر بکارگیری گیاهان تراریخته بود. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و از نوع توصیفی ـ همبستگی است. جامعه آماری مورد نظر شامل متخصصان بیوتکنولوژی مراکز تحقیقات استان تهران بودند (85N=) که این تعداد با استفاده از روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند و در نهایت 63 پرسشنامه جمع آوری شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزار تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن توسط پانلی از متخصصان ترویج و آموزش کشاورزی و بیوتکنولوژی مورد بررسی، اصلاح و تایید قرار گرفت. ضریب اعتبار (کرونباخ آلفا) پرسشنامه با انجام آزمون پیش آهنگی با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 16 بین 83/0 تا 92/0 بدست آمد. یافته های توصیفی نشان می دهد که استفاده از رسانه های ارتباط جمعی (رادیو و تلویزیون) از بیشترین اهمیت و استفاده از مزارع و باغات نمونه از کمترین اهمیت در زمینه بکارگیری گیاهان تراریخته برخوردارند. نتیجه حاصل از مقایسه میانگین ها نشان داد که متغیرهایی چون داشتن سمت اجرایی و رشته تحصیلی متخصصان بر بکارگیری گیاهان تراریخته موثر است. بر اساس ضریب همبستگی اسپیرمن بدست آمده، ارتباط با کارشناسان ترویج، استفاده از رسانه های ارتباط جمعی (رادیو و تلویزیون)، مرتبه علمی متخصصان و متغیر بکارگیری گیاهان تراریخته همبستگی معنی داری وجود دارد و این متغیرها حدود 52 درصد از تغییرات ایجاد شده در متغیر بکارگیری گیاهان تراریخته را تبیین می کنند.
مقایسه رهیافتهای برنامهریزی چندهدفی قطعی، فازی و امکان: مطالعه موردی بهرهبرداران استان کهگیلویه و بویراحمد
دوره 25، شماره 2، تابستان 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i2.9704
مهرداد باقری، زکریا فرج زاده
چکیده چکیده
با توجه به داده های غیردقیق یا فازی فعالیت های کشاورزی استفاده از روش های مبتنی بر داده های فازی مطلوب خواهد بود. در همین راستا این مطالعه با هدف مقایسه توانایی رهیافت برنامه ریزی امکان در ارایه الگوی بهینه با رهیافت برنامه ریزی فازی و قطعی صورت گرفت. برای این منظور از داده های حاصل از 90 بهره بردار استان کهگیلویه و بویراحمد (منطقه کهگیلویه) استفاده شد. این داده ها از طریق تکمیل نمودن پرسشنامه در سال 1387 به دست آمد. اهداف مورد توجه در الگوهای به دست آمده بطور عمده عبارت بودند از افزایش بازده ناخالص، کاهش ریسک یا واریانس بازده ناخالص و کاهش مصرف آب. در رهیافت برنامه ریزی امکان اهداف یاد شده بصورت حداکثرسازی بازده ناخالص متوسط، حداقل سازی فاصله میان بازده ناخالص متوسط و بازده ناخالص حداقل و همچنین حداکثرسازی اختلاف میان بازده ناخالص متوسط و بازده ناخالص حداکثر تعریف شد. کاهش مصرف آب نیز شامل کاهش مصرف متوسط آب، افزایش اختلاف میان مصرف متوسط و حداقل و همچنین حداقل نمودن اختلاف میان مصرف متوسط و حداکثر بود. با استفاده از رهیافت های یاد شده اقدام به ارایه الگوهای بهینه متعدد شد و سپس از میان آنها بر اساس اهداف مورد توجه انتخاب گردید. یافته ها نشان داد که در ارایه الگوی بهینه تأمین کننده اهداف متعدد، رهیافت برنامه ریزی امکان بر دو رهیافت دیگر برتری دارد که این برتری با افزایش تعداد اهداف محسوس تر می شود. توان بالای روش رهیافت برنامه ریزی امکان در ارایه الگوی مطلوب در شرایط نامطلوب از دیگر برتری های آن بود. همچنین مشخص شد سه محصول هندوانه، برنج و خربزه از امکان بالاتری برای تأمین اهداف یاد شده برخوردارند. بر اساس یافته ها توصیه می شود بهمنظور کاهش فشار بر منابع کمیاب آب در جهت کاهش نوسان قیمت و نوسان درآمد بهره برداران اقدام شود.
طبقه بندی JEL: Q12
بررسی تأثیر نوسانات صادرات نفت بر رشد بخش کشاورزی در ایران
دوره 25، شماره 3، پاییز 1390
https://doi.org/10.22067/jead2.v1390i3.10808
مهدی پیری، ابراهیم جاودان، سجاد فرجی دیزجی
چکیده چکیده
درآمدهای حاصل از فروش نفت سهم قابل ملاحظه ای در درآمد دولت و تولید ناخالص داخلی در ایران دارد. با توجه به اهمیت بخش کشاورزی در رشد اقتصادی، توسعه روستایی و افزایش رفاه خانوارهای روستایی، بیشک مواجه شدن با شوک های غیرقابل انتظار و زودگذر در امر صادرات نفت تأثیراتی را بر بخش های مختلف اقتصادی از جمله بخش کشاورزی خواهد گذاشت. بر همین اساس در این مقاله با پیروی از مدل فدر (1982) و با استفاده از روش خود توضیح با وقفه های توزیعی (ARDL)به بررسی اثر بی ثباتی صادرات نفت بر رشد بخش کشاورزی در طی دوره زمانی 1386-1350 پرداخته شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد رابطه بلند مدت و همجمعی میان متغیر ارزش افزوده بخش کشاورزی و سایر متغیرهای لحاظ شده در مدل وجود داشته و تأثیرات شاخص بیثباتی صادرات نفت به عنوان یک متغیر جدید در کنار سایر متغیرها، بر روی ارزش افزوده بخش کشاورزی منفی و معنی دار بوده است.
